جادوگري
subjects
.
-

بخش آپارات و فیلم های من!!!

پیروزی یوزهای ایرانی مقابل سامورایی ها

ایران همیشه پیروز است

تا کور شود هر انکس که نتوان دید

سلام .اوه عینک ندارم همتون تار شدید با عینکم کلی اشتباه داشتم بی عینک دیگه ... خلاصه خودتون ببخشید.

قبل از اینکه بیام داشتم کتاب میخوندم دراز کشیده بودم بعد رومو که طرف تلویزیون چرخوندم، یهو زرتی صدای تق اومد .گفتم چی بود؟ دسته عینکم از بغل صورتم افتاد . دوباره چند روز بی عینک شدم.

اشکالی نداره خب بریم سر پست امشب.

امروز واسه ناهار داشتم دلمه درست میکردم. چقدم دلمه برگ کلم رو درست دارم . خیلی خوشمزه س. راستش ما زیاد دلمه درست نمیکردیم ولی جدیدا من علاقمند شدم به دلمه برگ کلم خیلی خوشم میاد نصف موادشم در حین درست کردن میخورم .

این دلمه هایی که درست کردم

خوب درست میکنم نه؟ دستم درد نکنه تا ساعت 1 داشتم اینا رو درست میکردم

پریروز پیتزا درستیدم یعنی اینقد از خمیر درست کردن خشوم اومده که حد نداره. کلا وقتی به یه چیزای جدید دست پیدا میکنم هی دوس دارم درست کنم بعد اینبار هم سبوس استفاده کردم. به ازای هر کیلو آرد دو قاشق سبوس میزنیم. خیلی خوشمزه تر میشههههههههه رژیمی هم میشه اینطوری. آرد خالص خوب نیس. برا همین سبوس خریدم و بهش زدم اینبار. دیگه با سبوس خمیر درست میکنم. بعله

این واسه قبل از مرحله ی دوم استراحت هس . همیشه روی خمیرتون روغن بمالید چون نایلون که روش میکشید اینطروی بهش نمیچسبه.من تمام اینا رو از یوتیوب یه خانم افغانی یاد گرفتم دستش درد نکنه از هیچ ایرانی اینطروی ادم یاد نمیگرفت. همون دفعه اول خوب از آب درمیاد .

اینکه گفت خمیر واسه استراحت دفعه ی اول بذارید توی فر که هواش گرم شده خیلی خوب بود. واقعا ماه یه دستور فوق العاده بود.

بعدش نقاشیمم ببینید چقده پیشرفت کردم

قشنگ شده؟ خیلی سخته واسه یه ذره ازاین نقاشی خیلی باید وقت صرف کرد . بعدش تصمیم گرفتم برم سراغ کتاب هری پاتر که رنگش کنم. دلم خیلی تنگ شده. آبرنگ هم دلم یمخواد ولی بین این دوتا موندم. ولی بیشتر هری پاتر چون یه خورده سارتاحت کنم . نقاشی راحت باشه یه مدت

اگه این نقاشی یه دونه برگه آ3 بود نه چهارتا صدد سال پیش تموم شده بود

میخواستم پست رو طولانی تر بنویسم ولی خیلی سختمه. بدون عینک خسته میشم هی باید دقیق بشم روی صفحه تار میبینم خلاصه که ببخشید کم شد . شبتون بخیر و سلامتی باشه فعلا یا علی بازم زود میام

[ یکشنبه پانزدهم بهمن ۱۴۰۲ ] [ 0:14 ] [ هرمیون ]

ادامه این پست اضافه شد

فعلا نصف آپ رو داشته باشید

سلام بهتره اول با کمترین حرف پست رو شروع کنم .

خب از کجا شروع کنم اول از قاب گوشی بگم که بلاخره به دستم رسید .

رونمایی میکنم از قاب خوشگل تر از گوشیم، که کلا از عشق این قاب من گوشی رو خریدم

این ادم فضانورد در اصل استند هس

قابل شما رو هم نداره 130 تومن .یعنی اصن عشق منه این فضانورده. قربون اون چهره ی پشت کلاه فضائیش برم یعنی نمیدونید چقد دوسش دارم دفعه اول که دیدم اینقد قشنگ اینو درست کردن و واقعی ، میگفتم اگه گوشیش گروون باشه اینو همینطوری میخرم . عشق در نگاه اول همینه .

بعد این پایه گوشی رو هم چند وقت پیش خریده بودم چون خیلی ارزون بود.نمیدونم نشونتون دادم یا نه.

برگه که چاپ میکردم رو این میذاشتم میخوندم

بعدش که کتابیار رو خریدم دیگه با همون هم کتاب هم برگه چاپی رو میخونم

نقاشیمم که تا اینجا پیش رفته. خیلی کند پیش میره چون خیلی بزرگه خیلی هم رنگای زیادی داره. چند نوع سبز و یعنی از هر رنگی چندین رنگ کم رنگ و پررنگ باید استفاده کرد این آخرین نقاشی بزرگم خواهد بود

باغبونی هم که شکر خدا همه شب بوها دارن بزرگ میشن

گوجه هم که کاشتم دراومده

خب میخواستم اخرای شب ارسال کنم ولی دیدم دیگه خیلی بد میشه اینطوری برا همین گفتم بهتره موضوعات اصلی رو بفرستم بعدش بیام بقیشو بگم. اینطوری کمتر فحش میخورم پس فعلا تا همین جا داشته باشید تا بعد که بیام تکمیلش کنم شاید اخر شب بیام و بیفته برا بعد از ساعت 12 شب. فعلا یا علی. بقیش رو هم پائین همین پست ارسال میکنم


با سلام سلااااااااااااااااااااااااااااام با سلاااااااااااااااااااام یخ کنن واقعا با این تبلیغات تلویزیون

قبل از هر چیزی بگم که اگه میبینید من بعضی وقتا حروفای کلمهها رو جابجا میزنم به خاطر کیبوردم هس. وقتی کامپیوترمو جدید کردم کیبوردشم عوض کردم برا همین کلیدای این کیبورد قشنگ یه دو سانتی به سمت چپ حرکت کردن. جاهاشون با کیبورد قبلیم از نظر فاصله ی کلیداش با هم فرق داره. برا همین قاتی میزنم گاهی وقتا. خلاصه به خوبی خودتون ببخشید. من بدون نگاه کردن تایپ میکنم برا همین جای حروف رو میدونستم بدون اینکه روی کلیدای کیبورد رو ببینم میزنم چون این فرق کرده منم قاتی میکنم.

خب اومدم که اول پیام چندتا جواب بدم. پیامایی که سوال توش هس رو جواب میدم .پیامای دیگه رو هم که از محبتتون شرمنده و خجالت زده میشم. از لطفی که دارید .

پیام عسل گیسو اول سلام به روی ماهت عزیزم بعدش اینکه خب معلومه دیگه بابام . این سوال چون خصوصی بود واضح جواب ندادم که بقیه هم متوجه بشن .

ساره ، سلام عزیزدلم راستش الانم که گوشی رو خریدم راستش گذاشتم روی میز کنار تخت. هیچ کاریش ندارم هیچی هم روش نصب نکردم. یه ایتا و یه ایرانسل من، میخوام روش نصب کنم که فعلا نه وقتشو داشتم نه حوصلشو. بعد دیگه اگه این قاب رو نمیدیدم اصلا تو خط خریدن گوشی نبودم . ولی خب گفتی خیالم راحت شد اخرش گوشی خریدی، خیلی خندیدم

دستور پنکیک پرتقالی که گفتی، عزیزم اون پنکیک نیس. چون توی پنکیک شیر داره ولی این خاگینه س. خاگینه بدون شیر درست میشه.

خب راس میگی باید توی لیست بذارم اینجا مینویسم وارد لیست سمت چپ میکنم.

به نام خدا

خاگینه ی پرتقالی

مثلا برا یه نفر البته یه نفر که خیلی گشنش باشه و اشتها داره

خاگینه ساده اینطوریه که به ازای هر تخم مرغ یه قاشق آرد یه قاشق شکر. وقتی پرتقال بهش اضافه کنید باید آردش رو هم یه کم بیشتر کنید مثلا دوتا قاشق آرد. بستگی به بزرگی تخم مرغ هم داره. الان من با توجه به اضافه کردن پرتقال میگم.

یه دونه تخم مرغ، دوتا قاشق آرد. یه قاشق شکر. این شکر هم بستگی به خودتون داره چقدر شیرین دوس دارید. من چون رژیمی میخوام باشه و چاق نشم نصف قاشق شکر میکنم. چون خود پرتقال هم مزه میده بهش.

یه دونه پرتقال. حالا پرتقال رو برمیدارید با چاقو دورش رو پوست میکنید جوری که سفیدیای زیر پوست نارنجیش هم گرفته بشه. دقیقا گوشت پرتقال باقی بمونه بعد بازش کنید گوشت پرتقال رو از بین بقیه پوست داخلش بگیرید.

بریزید توی یه ظرف جدا هر اندازه دوس دارید خردش کنید. من دوس دارم یه کم درشت هم توش باشه .

بعد توی یه ظرف دیگه آرد و تخم مرغ و شکر رو با همزن بزنید. همین همزن دستی خوبه. ولی هر چقد بیشتر بزنید یه کم باحال تر میشه. ولی همین قد که یه دست هم بشه خوبه. خیلی صاف و یکدست.

بعد حالا پرتقال رو به این یکی ظرف اضافه کنید و با قاشق هم بزنید که زیاد خرد نشه. این بستگی به خودتون داره که چطوری دوس دارید.

بعد توی یه ماهیتابه یه کم روغن بریزید بذارید داغ بشه بعد شعله رو کم کنید مواد رو داخلش بریزید و درش رو بذارید که ببنده. وقتی تهش رو دیدی که سرخ شده بود قشنگ ، برش گردونید یا مث من میتونید که با کفگیر چهارقسمتش کنید و یکی یکی برگردونید. هر چقد پرتقالتون بیشتر باشه برگردوندنش یه کم دقت بیشتری میخواد ولی اصلا مهم نیس که درست و کامل برگردونید. هر جوری بشه خوشمزه س.

بعد دیگه وقتی برگردوندید درش رو نذارید آهان فقط بعد از برگردوندن فورا یه کم روغن اضافه کنید چون روغنش گرفته شده بعد بذارید سرخ بشه شعله رو هم یه کم زیاد کنید خوبه. اون اولش کم میکنیم چون باید خودشو بگیره با بخار یه کم طول می کشه شعله زیاد کنید میسوزه تهش.

این از دستور خاگینه پرتقالی

با نارنگی هم میتونید همینطوری درست کنید نارنگی فقط یه کم بیشتر میچسبه. ول یاونم همینطوریه خیلی خوشمزه هم میشه عین همین پرتقالی خوشمزه س.

غریبه آشنا سلام عزیزم قربونت برم ممنونم از لطفت عزیزدلم من یوتیوب میرم با کامپیوتر. فقط من اعصاب صفحه کوچیک گوشی رو ندارم. عادت به مانیتور دارم برا همین اصلا حوصله گوشی رو ندارم. نمیتونم تحملش کنم این اندازه صفحه رو. فقط برا تماس خوبه واقعا .

من این پست رو ارسال میکنم دیگه میترسم باز بذارم آخر شب خوابم ببره. ممنون که باهام کنار میاید . شبتون بخیر و سلامتی و یا علی

[ سه شنبه چهاردهم آذر ۱۴۰۲ ] [ 21:58 ] [ هرمیون ]

این پست رو توی چند روز نوشتم اعلام روز نکردم الان چند روز هس که اینترنتم وصل شده.

سلام .

الان دارم با اینترنت و گوشی مردم میام . صدتا قسم خوردم که جاهای خصوصیش نمیرم و فقط گوشی رو مودم میکنم همین.

همچنان اینترنتم وصل نیس و مرتب میگن از مخابرات برگشت میخوره و نمیدونم چی و چی.

بعد به بابام گفتم بره مخابرات فردا ببین اینا چشونه اعصاب ما رو خورد کردن. فامیلای بابام هستن اونجا، شاید کارمون راه بیفته.خل شدم از اینکه هی زنگ زدم و این تلفن گویا رو گوش کردم اه .

یه طبقه به میزی که ساختم اضافه کردم به خاطر اینکه محافظ کامپیوتر سیمش کوتاهه بذاره توی طبقه. این محافظ رو من خریدم چون سیم کوتاه تر ارزون تر بود آخه دوتا میخواستم خیلی میشد.

این طبقه ای که دادم

بعد بذارید براتون از ارتقا کامپیوتر و مشکلات و تعمیرات و قطعات و این چیزاش بگم.(یه بنده خدا ممنون عزیزم به خاطر پیام که میذاری) این چند وقت تقریبا یه ماهی میشه که درگیر کامپیوتر و اینترنت بودم که درستشون کنم. مواظب کامپیوتراتون باشید به شدت قطعاتش گروونه. و حتی وقتی بخواید دست دم هم بذارید گروون میشه باز.

اگه کامپیوترتون خیلی قدیمی هس میتونید در حد ویندوز 7 درستش کنید اگه قطعاتش سالمه .اگه هم مشکل داره قطعات کامپیوترای قدیمی ارزون هستن. مثلا من کارت گرافیک برا قدیمی خریدم 150 تومن. دست دوم. چون نو دیگه از اینا نیس. ولی خوب کار میکنه. فکر نکنید دست دوم قطعات کامپیوتر خوب نیس. خیلی خوب و زیاد کار میکنن. فقط مهندستون رو یه ادم درست حسابی انتخاب کنید که مسلمون باشه و حرفش درست باشه.

مهندس کامپیوتر من همیشه قطعه رو تست میکنه خودش که مشکلی نداشته باشه. مهندسم خدایی خیلی خوبه کارمو همیشه راه میندازه. دقیق هم همون کاری رو میکنه که میگم. خیلی جاها هم که اطلاعی ندارم که چی به چیه قشنگ بهم حالی میکنه و کلا باهام راه میاد. مشکلامو همیشه حل میکنه.

اگه کامپیوترتون خیلی دیدید دیگه نمیشه با اون چیزایی که شما انتظار دارید منطبق باشه یه مادربرد دست دوم نسبتا جدیدتر روش بذارید خیلی خوبه یعنی یه دنیا کامپیوترتون فرق میکنه فقط وقتی یه کم مادربردتون نسبت به قبلی جدیدتر بشه. مادربردایی که گرافیک انبرد دارن یعنی یه کارت گرافیک توی خود مادربرد هس که شما بدون احتیاج به خرید کارت گرافیک میتونید کامپیوترتون رو ارزون تر تموم کنید.

این کامپیوتر جدیدی که من خریدم و قیمت بهتون گفتم اصلا در نظر نگیرید این برا بازی بسته بودم اصلا شما بی خیال این بشید و فکر نکنید که همین قیمت درمیاد اگه شما هم کامپیوتر بخواید اینطوری نیس. کامپیوتر قبلی من خیلی خوبه. مادبردش رو چند وقت پیش دست دوم گذاشتم مادربرد قبلی هم از کا رافتاد وگرنه عوض نیمکردم. کارت گرافیک دست دوم هم این بار براش گرفتم . خیلی کار راه انداز هس. خیلی هم خوب کار میکنه.خدایی همه کاری هم باهاش میکردم تازه چقدم باهاش بازی میکردم. بازی های خوبی هم در سطح همون کامپیوترم بود.

الان برا وقتی که این خداااااااااااااااااااایی نکرده زبونم لال واقعا خراب شد اونو داشته باشم تا این درست بشه. یعنی واقعا خدا نکنه اگه این جدیده هر جائیش خراب بشه بدبخت میشم اینقد همه چیش گروونه حتی دست دومش .

خب این از قضیه کامپیوتر.

این از قبل و بعد اینکه درخت گل رو کندم

فکر نکنید وای چقد قشنگه و این حرفا. منم به خاطر همین خوشگلیش دو سال جونم دراومد از دستش. امسال که دیگه چند متر میشد تمام اونطرف حیار رو بسته بود خیلی بزرگ میشه این که توی عکس میبینید تازه زدمش دراومده دقیقا بیشتر از سه برابر اینی که توی عکس میبینید بزرگ میشه.

اصلا برا وسط حیاط خوب نیس یه جایی کنار دیوار یا گوشه حیاط خوبه. اصلا وقتی بزرگ میشه تمام راه رو میگیره. هرسش هم خیلی سخته. یعنی بینهایت سخت و خسته کننده س. انرژی زیادی میخواد. چون یه بار هم که نیس صدبار من هرسش کردم توی سه چهار ماه.. خار خیلی زیادی هم داره خیلی هم ناجوره. اصن یادش میفتم مور مور میشم.

ولی توی گلدون اینطوری نیس چون تیو گلدون کلا چیزی زیاد بزرگ نمیشه اندازه جایی که داره رشد میکنه . من توی گلدون ببینم چطوری میشه. بدبختی خیلی دوس دارم گل محمدی رو. خب کاشونیا گل محمدی دوس نداشته باشن چی دوس داشته باشن دیگه .

دیگه از چی بگم اهان نقاشی که کشیدم.

نقاشیم داره پیش میره کاشکی زودتر تموم بشه چون دوس دارم یه چیز دیگه بکشم. ولی خیلی مونده ازش. فعلا رفتم دورش رو میکشم. دورش نسبتا راحت تر هس ولی خب تا بفهمی رنگاش چطوریه خیلی زمان میبره .

ولی دیگه بزرگ نمیکشم دوس دارم خیلی بکشم چیزای زیادی هس که دسو دارم بکشم ولی اینبار کوچیک میکشم توی دفتر طراحی یا دفتر نقاشی حتی. دلم برا دفتر نقاشی تنگ شده . خیلی دفتر نقاشی دوس دارم. از بچگی اصلا عجیب دوس داشتم دفتر نقاشی رو. ولی همیشه زود تموم میکردم هم دفتر نقاشی هم مدادرنگی.

این از نقاشیم که تا این حد پیش رفته

راستی برای اون شیشه که ریسه توش گذاشته بودم، از همین شیشه های رب بزرگ هس. بعد با پرینت اون عکس رو چاپ کردم و دراوردم بهش چسبوندم بعد دورش رو با رنگ روغن نقاشی ،رنگ سفید، روشو با قلمو بهش زدم. یعنی یعنی قلمو رو نکشید روش. هی ضربه بزنید بهش تا اینطوری رنگ بشه. با اون رنگ روغنای بزرگ که برا ساختمونه اینکارو نکنید با رنگای تیوپی کوچیک که برا نقاشی کردن هس.

بعد در مورد سیم ریسه مفتولی، من همینطوری بود خریدم یعنی سیم اتصال یو اس بی داش. بعد زدم به یکی از شارژرای گوشی یا تبلت. از اینا که سیمش جدا میشه . بعد فک کنم خودشونم وصل کردن بهش چون جای چسب داره. ولی من هیمنطوری خریدمش. نزدیک 45 تومن بود.

بعد این میز که ساختم(غریبه آشنا ) عزیزم اینو من برش نزدم اون پایه که روش یه تخته چوب گذاشتم. باید با نقاشی کشیدن نشونت بدم چطوری بوده این در اصل یه قسمت از کمد بچگیامون بود. دهه شصتیا فک کنم نصفشون این کمد رو داشتن . این بخش دکورش بود.خیلی وقت پیش همه رو از هم جدا کردیم. چقد هم سنگینه یعنی یه چیز عجیبیه. همین اندازه پایه که من زیر میز دادم یعنی یه چیز عجیبیه از سنگینی. برا همین برا میز خوب بود محکم وامیساد بعد اون چوب روش هم از یه میز پاسماوری بود .

تقریبا بیست سال پیش وقتی اومدیم این خونمون همه چیزای قدیمیمونو زدیم نابود کردیم چون یا خیلی سنگین بودن یا اینقد بزرگ بودن که از در وارد نمیشدن. بعد چوباشو نگه داشتیم که با کمک من همشون تموم شده .

ولی شما هم اگه چوب دارید نیاز نیس که زاویه دار بریده بشه ، همینطوری صاف هم برش بزنید با مته به هم پیچ کنید یا از این بست گونیای اهنی استفاده کنید راحت میتونید دوتا چوب رو به هم وصل کنید خیلی هم محکم میشه. ولی من همیشه دلر میزنم و پیچ میکنم به همدیگه.

این بست گونیاس

بعد زهرا خانوم از شیراز خیلی خیلیییییییییییی ممنونم از پیامت از اینکه وقت گذاشتی واسم نوشتی عزیزم ممنونم من راستش کتاب ایرانی نمیخونم به جز مذهبی . رمان و این چیزا رو تا حالا نخوندم هر چی فکر میکنم فقط بچه بودم داستان های خوب برا بچه های خوب رو خوندم فقط. اهان کتاب شهیدا رو هم چندتایی خوندم. خیلی دوس دارم اصن مور مور میشم وقتی میخونم اصلا اینقد مظلوم و پاک و خوبن، واقعا همچین ادمایی لیاقت شهادت دارن. چقد خوبن اصلا هر شهیدی رو میبینم گریم میگیره حتی کارتون هم که میسازن در موردشون من طاقت ندارم خیلی گریم میگیره از ماه بودنشون.

واقعا نمیدونم بعضیا چطور میتونن اینقد همه چیو زیرپا بذارن. خودشونو به نفهمی بزنن و فقط پی هوسشون باشن و خوشگذرونی و خودخواهی خودشون . کل دنیا رو هم فقط توی همین چیزا میبینن .

بگذریم اصلا اونایی که خوبن همیشه خوب هستن و تاثیری از دنیا نمیگیرن و همیشه هم خوب باقی میمونن .

خیلی خوبه که خونوادگی کتاب میخونید خیلی اینطوری لذت بخشه بعد وقتی همه میگن قلمت خوبه حتما کتابتو بنویس منم آرزومه بنویسم یه کتاب بینهایت تخیلی ولی حتما بنویس وقتی ادم شروع کنه به نوشتن خیلی خوبه اصلا یه دنیای دیگه ای هس. من تا اول دبیرستان هم خیلی مینوشتم خیلی داستان و شعر و این چیزا مینوشتم اصلا دیوونش بودم بعدش درسا که سخت شد دیگه سراغش نرفتم. چندبار هم داستان نویسی برنده شدم توی مدرسمون. خیلی لذت داش یاشد بخیر انشا نویسی که معلممون خیلی دوس داش انشاهامو بخونه. کلا از بچگی چرت و پرت زیاد سر هم میکردم همش توی دنیای تخیلی بودم خونوادم همش میگن تو که خوب سرهم بندی میکنه از بچگیت الانم خب بنویس .

من الان میخوام خیلی بیشتر کتاب بخونم بعدش بنویسم . امیدوارم موفق باشی وقتی شروع کردی به نوشتن به منم بگی بعد من بمیرم از هیجان. منم گیج بشم شروع کنم به نوشتن .

آرزوی عزیزم ممنونم از پیامت یعنی کشته مرده این بودم که گفتی چسب تفنگی نخریدی روی شعله گاز داغ میکنی و استفاده میکنی یعنی به خدا عمرم هم به فکرم نمیرسید همچین کاری هم میشه کرد . ای ول

خیلی از پیاما رو هم که قبلا جواب داده بودم توی پستیا قبلی . کلا از همه ممنونم به خاطر اینکه واسم پیام میذارید خیلی خوشحال میشم وقتی میخونم خیلی واسم ارزش داره پیاماتون .

میخوام در مورد یه کتاب حرف بنزم البته بار اول هم نیس به این ترجمه های مسخره و بی شعوری برخورد میکنم. کسی بیاد شاهکار ادبیات علمی تخیلی رو با این ترجمه ی مزخرف خراب کنه.

کتاب آرتمیس و مترجمی که چندتا از ترجمه هاشو نشونتون میدم

یعنی تا این حد کسی بی تربیت باشه که بتونه اینطوری ترجمه کنه و اون انتشاراتی که برمیداره اینو چاپ میکنه. تازه من یه ذره از کتاب رو خوندم که این همه مسخره بازی توش بود. واقعا ناراحتم . کاشکی از مترجم دیگه ای خریده بودم. خیلی خیلی پشیمونم.

خب دیگه فعلا هیمنا بود یه کم دیگه عکس داشتم ولی راستش خسته شدم اینقد نوشتم .

دیگه باشه واسه دفعه ی بعدی. شبتون بخیر و سلامتی یا علی

[ یکشنبه نهم مهر ۱۴۰۲ ] [ 21:1 ] [ هرمیون ]

یه چیزی بهتون بگم که اگه کتاب دوس دارید الان میتونید ارزون انتخاب کنید و بخرید چون هنوز چاپ های سال قبل هس چاپ این یکی دو سال خیلی گروون میشه کتاب 200 صفحه ای تقریبا 300 تومن هس .مخصوصا چاپ امسال که خیلی غوغا میکنه قیمتا.

سلام .امروز بلاخره عینکمو گرفتم بند هم بهش زدم که دیگه اینور اونور نذارم . به بند عادت ندارم مور مورم میشه .چقد طول کشید که با عینک مور مورم نشه حالا بندش رو باید عادت کنم بعد قرنی . بغل صورتم قلقلک میاد .

وقتی توی نقاشی که انتخاب کردم راه میفتم خیلی عاشقش میشم دوس دارم هی بشینم و رنگش کنم خیلی لذت میبرم از اول تا اخرش اینطوری بهش نگاه میکنم. کاشکی زود تموم بشه دوس دارم یکی دیگم شروع کنم اینبار آبرنگ باشه.

این از وضعیت نقاشیه من

بعد اینکه در مورد وزن کم کردن بهتون بگم که فقط کم بخورید 90 درصد همین توی کم کردن وزن اثر داره . ورزش کردن برا سلامتی خیلی خوبه باعص هم میشه سریعتر وزن کم کنید ولی اگه رژیم نگیرید اصلا اثری نداره.

من دیگه از بس چند وقته کم غذا خوردم عادتم شده کم بخورم دیگه زیاد نمیخوام. فقط دوس دارم سبزیجات پخته و کلا حاشیه های غذایی رو بخورم.

امروز که خوراک درست کردم همین خوراک سبزیجات که لوبیا سبز و هویج و سیب زمینی و گوشت .بعد من هر غذای یکه با برنج باشه رو فقط دو سه تا قاشق غذاخوری برنج برمیدارم بقیشو از خورشتا میخورم. ولی سیب زمینی غذا رو هم نمیخورم تا بتونم.

الان قاشق منو ببینید اینقد برنج با هر قاشق میخورم چندتا دونه

غورغوره هم درست کردم با هر چیزی میخورم خیلی دوس دارم عاشقشم. توی خونوادمون هیچکی نمیتونه بخوره. من فقط درست میکنم میخورم . به بابام گفتم غوره بخر بعد یه پاکت خیلی بزرگ غوره خرید. شکر خدا اینبار حرف گوش کرد غوره بدون دونه خرید از این ریزترا. بعد اینا خیلی خوبه میتونی بدون اینکه دقیق پاک کنی و دمشونو بگیری هم بریزی توی شیشه و آب غوره روش بریزی. توی یخچال هم که اصلا کپک نمیزنه.

راستی با اینکه به هیچ وجه موافق قهوه نیستم یه کم قهوه خریدم چون بعضی وقتا وسط روز هی خوابم میگیره بخورم که انرژی داشته باشم. بعد یه فنجون درست کردم یه قورت خوردم واااااااااااااااای حالم بهم خورد از طعم و بوش . خواهرم گفت انگار جاسیگاریشو یکی توی فنجون خالی کرده حالا چون توی اب جوش میریزی بوش بیشتر راه میفته ولی در هر صورتش هیچ وقت قهوه دوس نداشتم و ندارم. حالا هر مدلی که خوردم بازم دوس نداشتم.

ولی به شدت انرژی آوره و اینکه من باهاش بیش فعال میشم اصلا دیگه رو زمین قرار نمیگیرم. من همینطورم اینجوری هستم . یه ذره زیادی انرژی میده خوشم نمیاد ازش. خیلی خسته شدم از ظهر تا شب یه لحظه هم ننشستم خواهرم گفت نمیخواد تو قهوه بخوری همینطوری هم نمیشینی چه برسه به اینکه اینم بخوری.

یه چیز دیگم بهتون بگم کسایی که استرس و اضطراب دارید قهوه اصلا خوب نیس. به هیچ وجه نخورید.

خلاصه که پشیمونم از خریدش. همون چای سبز خیلی بهتره. متعادل تره. ضرری هم نداره. بیداری هم میاره. حالا من خواستم بیدرا باشم نه دیگه اینقد که رو زمین بند نشم .

خب بریم یه کم سر باغبونیمون .

این از گوجه هامه البته اونا هم دارن گوجه میدن ولی این بوته زرنگ تر از همه س

نیلوفرمم که خیلی بزرگ شده داره دور درخت بادووم میپیچه. خیلی دوس دارم زودتر گل بده. خیلی ساله که ندیدمش

برگای بادووم که خشک شدن اول به خاطر آفت کش که چند ماه پیش زدم الان داره برگ جدید درمیاره بعد یکی هم خب کاشون خیلی گرمه درخت بادووم هم برا مناطق خنک و سردسیر هس. خوبه که اصلا مونده الان سه متر شده خیلی آبش که میدی خیلی سریع و زیاد رشد میکنه. کلا تمام درختا اینطوری هستن که وقتی خیلی آبشون میدی رشد رویشیشون خیلی زیاد میشه .

خب دیگه شبتون بخیر و سلامتی باشه . یا علی. بازم سعی میکنم زود بیام

راستی آیداخانوم عزیزم وبلاگتو حذف کردی ،امیدوارم هر چه زودتر دوباره شروع کنی .

[ سه شنبه ششم تیر ۱۴۰۲ ] [ 20:24 ] [ هرمیون ]

کاشان به پائین ترین دما در چند سال اخیر رسید -7 درجه آرزو داشتیم بگیم ما هم دمامون به منفی میرسه. بعععععععععععله

سلام دارم آنچه را که از استاد اعظم آموختم مینگارم , شکلات هم برا مغزم میخورم چون قاتی میکنم همه چی رو با هم ولی کامپیوتر چیز عجیب و جالبیه ها هر چی یاد میگیری تموم نمیشه .

یعنی بزرگترین کمکی که به من شد این بود که اینترنت رو از طریق یو اس بی از کامپیوتر به گوشیم برسونم تا اینقد این بسته های مزخرف ایرانسل رو نخرم چقد پول بابت این میدادم. و یه چیز دیگه ،درایورا رو تونستم برا ویندوز 10 نصب کنم و چقدم این ویندوز 10 راحته خیلی خیلی راحت تر و بهتر از همه ی ویندوزاس

هوا اینجا در عین اینکه بعضی از درختا سبز شدن، یهو در حد یخبندان سرد شده من میترسم واسه چیزایی که جدیدا کاشتم حتما باید بنویسم از 15 دی به بعد هیچی نکارید من تازه فهمیدم اینو. هر سال هم فرق میکنه من قبلا 15 دی میکاشتم خوب بود ولی الان 15 دی خوب نیس. میترسم سال دیگم 15 دی تابستون باشه در عین اینکه امسال زمستونه

خلاصه حالا اینو هم بنویسم برا سال بعد یادم نره چه غلطی میکنم یه دقتر برا باغبونیم داشتم اونو باید بیارم دوباره. چند سال بود دیگه توش نمینوشتم نمیدونم از وقتی که دخیای خوشگلم و پرنده های نازمو دادم یه حسی به این دفترا دارم که اون سالا داشتم گریم میگیره

یه نقاشی جدید برا باغبونی میخوام توش بکشم که یه کم حال دفترم عوض بشه

نقاشیمم تموم شد. خیلی سرعتم کمه دارم خل میشم لااقل ماهی یه نقاشی بکشم اگه 15 روزی یکی باشه چه باحال میشه ها .

توی داستان نویسی هم هیچ حرکتی نداشتم چون سرم خیلی شلوغ بود . فک کنم اُمیکرون هم گرفتم یه چند روزی چون همه علائمش هم داشتم سردرد و ابریزش و بدن درد و همه چی . دو روز هم حالم خیلی بد بود یه روزش که اصن جون نداشتم از جام پاشم همش توی اتاقم خواب بودم به زور از جام بلند میشدم.

ولی خدا رو شکر خوب شدم ازم گذشت چای سبز روزی سه چهارتا فنجون میخوردم یعنی هر روز میخورم بعد چای هل و دارچین فراوون هم هر روز میخورم قرص ویتامین اوپتی وومن رو هم هر روز میخورم فک کنم ویروسه گفت اینقد شلوغش نکن من رفتم .

اگه مریض بشما تمام زحمتام به باد میره چون گل و گیاهامو بلد نیستن چطوری مراقبشونب اشن به فنا میدن خونوادم. بدبختی خودمم تا یه سال نمیذارن پا توی حیاط بذارم. وای فکرشم دیوونم میکنه خدایا من مریض نشم که گیاهام نابود بشن

راستی در مورد چای سبز:

من فکر کردم به شما گفتم در مورد چای سبز. از بس توی گروه هم کلاسیام اونجام میگم خیلی چیزا رو بهشون، به خدا فکر کردم به شما هم گفتم. ببخشید شرمنده و خیلی خوشحالم که بهم یادآوری کردید و گفتید .

اون مستند که من دیده بودم برا قرص چای بود بعد من خیلی رفتم توی اینترنت تحقیق کردم. آخه میدونید یه چیزی باعث شد من تو فکر برم و هر شب و روز بهش فکر میکردم. اخه اون سال که من مریض شده بودم بدنم خیلی خوب اومد. اخهم یگن مث انتی بیوتیک هم توی بدن عمل میکنه چای سبز. توی بدن هم انتی اکسیدان ذخیره میشه من قشنگ یادمه چند سال بود چای سبز میخوردم شبا یه قوری رو کامل میخوردم آخر شب که میومدم اتاقم بخوابم یه فیلم سیمائی میذاشتم و از اول تا اخر فیلم داشتم چای سبز میخوردم.

بعد وقتی مستند رو دیدم گفتش که قرص چای سبز میخورده که چشاش زرد شده و کبدش از کار افتاده بود. بعد توی اینترنت سایتای چینی رو میخوندم که اونا هر روز میخورن اندازه یک تا دو نفجون. آهان بعد اینکه من گفتم چند سال میشد که میخوردم بعدش من سه چهار بار سونوگرافی دادم کبدم سالم بود اگه میخواس ضرری داشته باشه این مدلی که من خوردم خب بعد چند سال خودشو نشون میداد توی مستند گفت که تازه شروع کرده بود قرص چای سبز میخورد.

در کل خیلی گشتم و بررسی کردم و طبق چیزایی هم که خودم از خودم دیدم سنوگرافی و ازمایش و همه چیزی من دادم فهمیدم که چای سبز بخورم خیلی هم خوبه

سلام امروز یکشنبه س. هر وقت همبرگر درست میکنم عصر که میشه دیگه نمیتونم از جام پاشم از بس که پیاز رنده میکنم و بعد همه ی مواد رو قاتی میکنم. یعنی هر چی انرژی دارم به فنا میدم. ولی خب می ارزه خدایی بعد ظهر رفتم گلخونه هامو درست کنم. یعنی بیارمشون بیشتر طرف آفتاب. خیلی سخته اخه سنگینه و گلدونام هی دگرگون میشن موقع جابجا کردن هی یا دستم بهشون میخوره یا زرتی با پام شوتشون میکنم

نایلون دورش هم بزرگتر کردم که گرمتر باشه. هی میگم کاشکی گردوهامم توی گلخونه میذاشتم. حیفش الان دراومده بود. الان گردو نداریم بکارمشون. ولی حتما میکارم

خب این پسته هایی که کاشتم

البته یکیشو عکس گرفتم

اینم گلخونه ها. اون یکی جدیده رو نشون نداده بودم

اینم جای ترب هام

بعد میخوام برا عید دستگیره های آشپزخونمون رو نو کنم خیلی تحول بزرگیه برا اشپزخونه آخه یه سال تمام یه مدل دستگیره رو آدم میبینه خیلی هم استفاده میشه بیشترشونم میسوزن اینبارم میخوام کوچیکتر درست کنم. فعلا پارچه هاشو اوردم. بین دستگیره هم پارچه میذارم پشم شیشه نمیذارم. پارچه های بیکاره رو. حالا وقتی دوخیدمشون نشونتون میدم

جادستگیره ای هم که قبلا درستیده بودم دیدید اون خیلی خوشگله. چندتا عروسک هم میخوام بدرستم یه عروسک مرغ هس خیلی دوسش دارم حتما میخوام درستش کنم.

نیکلاس کیج رو من خیلی دوسش دارم یعنی دیوونه ی این مرد هستم مخصوصا فیلم مرد خانواده که بازی کرده خیلی فیلم قشنگی هس وهزار بارم تلویزوین تکرارشو بذارم میشینم کامل میبینم نذارن هم خودم میبینم کلا واقعا مرد جالب و پر از استعداده.

ایشون نیکلاس کیج هستن خودتون میدونید که

ولی نمیدونم چرا توی این یکی دو سال فیلمای مزخرفی بازی کرده و اصلا قابل دیدن نیس . چرا خب آخه مررررررررررررررد این چه فیلماییه قبول کردی .

مخصوصا این فیلم

من شخصا به خاطر این فیلم از همه عذرخواهی میکنم خدایی خیلی مزخرف و بیخود بود من اصلا ندیدمش همین که دیدم مزخرفه هی رد کردم و دیدم هیچی به هیچیه . همه هم نظرشون در مورد این فیلم همینه. همه ی طرفداراش. امیدوارم دوباره فیلمای قشنگ ازش ببینم. مرد برو جلووووووووووووووووو

چند وقت پیشا اینستاگرام رو که باز کردم دیدم شالمد 80% تخفیف داده برا زمستون. بعد گفته بودم خرید نمیکنم ولی دیدم خیلی ارزون میشه برا همین یه کوچولو سفارش دادم

یه نصحیت میخوام بهتون بکنم . وقتی دوستام به یه مشکلی برمیخورن میگم اینجا توی وبلاگ هم بگم شاید به درد کسی بخوره. اگه با کسی آشنا میشید و تصمیم میگیرید با هم ازدواج کنید وقتی اون پسر جا زد و حاضر به ازدواج نشد اینقد فکر نکنید شما حتما یه ایرادی داشتید که اون جا زده یا یکی بهتر از شما گیر اورده.

اصلا اینطوری نیس. دقیقا برعکسه. اون جرات ازدواج کردن با شما رو نداره یعنی خودشو در حد و اندازه شما نمیبینه. میترسه. پیش شما کم میاره. پس ناراحتی نداره دیگه. به خدا اگه بدونید دوستم چقد ناراحت شده و یه چرت و پرتایی میگه. من نمیدونم والا چرا دخترا نشستن زرتی با یه موضوعی افسرده و بی انگیزه بشن . نمیدونم والا هزار جور کار میشه کرد حالا ازدواج نکردی مگه جونتو ازت میگیرن ازدواج کنی فقط یه راه داری بشینی زندگی کنی و بچه داری کنی و هی دنبال بدبختیای زندگی بدوویی و هزار جور مشکل و غم و غصه. الان هم کلاسیام تا ماه مهر میشه یه غصه ای رو دلشون میاد چقد باید دنبال مدرسه بچشون بدوئن با این وضعی هم که شده.

ولی مجردی هزارتا راه واسه زندگی بازه. که من اون راه خوابیدنشو در پیش گرفتم قدر همین خواب رو ندارید خدایی. برید با هر کی که ازدواج کرده حرف بزنید ببینید چقدر سر همین خوابیدنِ راحت، پشیمون شدن ازدواج کردن .

سلام امروز یعنی بهتره بگم امشب دوشنبه س. الان ساعت هشت ونیم و دلم میخواد که موفق بشم امشب ارسال کنم.

میخوام فقط از معنویات روزانه بگم و شما هم بگید و راستش قصد کردم از همه ی بخشای زندگی بگم که اگه من انرژی زیادی دارم ،منظورم نیرو نیستا منظورم هیجان زندگی و انگیزه داشتن و شور بیدار شدن از خواب و شروع کردن روز رو دارم بگم که معنیات خیلی اثر داره توی داشتن شور زندگی.

معنویات چیزیه که ادم توی همه ی حالات بهش احتیاج داره چه وقتی ادم خوشحاله چه وقتی که آدم غم و غصه داره. آدم همیشه دلش میخواد حس کنه که کسیو داره که باهاش هس و هر چی هم کار بد میکنی و گستاخی میکنی توی زندگیت بازم باهات مهربونه و هیچ وقت تلافی کارایی که میکنی رو نمیکنه.

برعکس همه ی آدما که با وجود خوبی کردن آخرش دوست واقعیت نیستن و اگه یه اشتباهی هم بکنی چه جور سرت تلافی میکنن و خلاصه دیگه همه میبینیم همه مدلی از نامردیای مردم روزگار رو .

خب الان من گشنم شد یه دو سه ساعتی برم بعد آخر شب بیام بنویسم و عکس بذارم و ارسال کنم

سلام امروز سه شنبه س من سه روز هس که تصمیم جدی برا ارسال این پست دارم. عجبا

میدونید یه چیزی که باعث میشه شما اینقدر راحت و گستاخانه گناه نکنید پشت سر هم، اینه که مستحباتتون رو زیاد کنید اینطوری خجالت میکشه آدم واسه گناه کردن. و اگه هم گناهی کردید اینقد عذاب وجدان میگیرید که دیگه تکرار نکنید.

و اینکه من خیلی تصمیم دارم توی معنویات پیشرفت کنم البته شیطان هم توی زندگیه ادم زیاده خدا . ولی من تمام سعیمو میکنم که پیشرفت کنم . و تنها پیشرفتم توی سه چهارسال ، حفظ شدن زیارت عاشوراس. یعنی در حد آب خوردن حفظم خدایی. چه لذتی داره میگما بعد یه چیزی رو میدونید که اگه یه چیزی رو بدون هدف حفظ کردن مرتب بخونید یعنی دو تا سه بار در روز، اونو بعد از چندماه حفظ میشید فقط نباید بهش دقت کنید که میخواید حفظ بشید عادی بخونید از روش .

زیارت عاشورا رو اینطوری حفظ شدم هی چپ و راست میخونمش و خوشم میاد که هی میخونمش توی روز هدفی که دارم اینه که یه قرآن رنگی رنگی هس بخرم بعد شروع کنم تکرار یه سوره تا حفظ بشم و بعد برم سوره ی بعدی. خیلی دوس دارم اینکارو بکنم .

و یه چیزی که چند هفته س کشف کردم برا ذکر زیاد گفتن اینه که هر یه دونه تسبیح رو سه بار باهاش ذکر میگم بعد وقتی تسبیح تموم میشه 300 بار ذکر رو گفتم خیلی خوشحال میشم بعد هی خوشم میاد دوباره نماز بعدی که میشه همینکارو میکنم بعد کم کم توی روز آدم میبینه چقد ذکر گفته چقد ادم ذوق میکنه از اینکار

راستش یه تصمیمی که اجرا کردم اینه که فیلمایی که برمیدارم از اینترنت، دیگه از سایت سانسور شده ها برمیدارم . و خوشحالم که سایتای فیلمای سانسور شده خیلی زیادن. مجبور نیستم به خاطرش دنبالش بگردم. مخصوصا اینکه شبا میخوام کتاب بخونم چون توی روز تمرکز برا کتاب خوندن ندارم خیلی هم کار دارم. برا همین میخوام فیلمایی که از اینترنت برمیدارم رو از تلویزوین ببینم و توی هال دراز بکشم .بعد شب مستقیم بیام دراز بکشم و کتاب بخونم شایدم راه رفتم و کتاب خوندم

و یه چیزی رو هم همیشه گفتم تسبیح تربت رو همیشه توی دستاتون داشته باشید موقع فیلم دیدن چون ذکر که نمیگید ولی ذکر گفتن حساب میشه همین که توی دستاتون باشه. کلا ترفند دارم یاد میدم واسه تنبلی در عبادت

خب دیگه من برم عکسار و آماده کنم میترسم باز امشبم نفرستم. یا علی شبتون بخیر من فردا یه کاری رو باید انجام بدم که خیلی سخته .دفعه ی بعد بیام بهتونم یگم

[ سه شنبه پنجم بهمن ۱۴۰۰ ] [ 21:50 ] [ هرمیون ]

آخرین روزهای پائیزی را چگونه گذراندید

سلام اعلام روز مینومائیم عزیزانم امروز دوشنبه الانم عصر دم غروبه ، امروز من ماش پلو با خوراک کلم درست کردم. یعنی هیچ کدوم به هم ربط نداره ها. من دو نوع غذا درست کردم. ما ماش رو بو میدیم بعد توی زودپز میپزه آبش رو دور میریزیم بعد با برنج دم میندازیم بعد پیاز سرخ میکنیم قاطیش. البته فعل ها همه میکنم بود چون من درست میکنم بعد خوراک کلم همون موارد کلم پلو هس منتها لای برنج نمیریزی همینطوری میخوریش. خالی خوشمزه س بدون نون.

امروز تربچه کاشتم هیچ وقت توی هوای سرد ترب نکاشتم برا همین امتحان کردم چون کاشون توی بهار و تابستون که نمیشه تربچه کاشت اصلا خوب نمیشه برگاشم تیغولی میشن امیدوارم گنجشکا همه رو در نیارن و تربچه دوس نداشته باشن. خیلی هم خسته شدم چون باید خاک رو شخم میزدم و کود قاطیش میکردم .

اگه سبز بشه تا روز یکه ارسال میکنم حتما عکسشو میگیرم.

جو هم کاشتم توی گلدون کوچولو در اومده خیلی خوشگل شده تا بزرگتر بشه بکنم ریشه روب ذارم توی خاک بمونه چند مدل چیزی بکارم و امتحان کنم. یکی گوجه هس میخوام ببینم چطوری میشه. یکی هم چندتا مدل گل هس جا که زیاد ندارم حالا ببینیم چی میشه.

سیب زمینیمم داره شکر خدا رشد خودشو میکنه و اصلا کَکِشم نمیگزه توی این سرما البته ظهرا که توی کاشون سرد نیس اونقدرا.

عسک

دیگه اینکه از باغبونی گل قالی جادوئیمم همچنان رشد میکنه میخوام عکسشو بگیرم بفرستم برا اون سایتی که ازشون خریدم بگم ارواح عمتون بگید این چیه .

جناب قالی جادوئی

گل نرگسمم که همینطوری دراز میشه و برگ میده از گل همچنان خبری نیس .

اینم عسکش

خب دیگه اینکه دو شب هس که دارم فیلم میبینم .

من فیلم فضائی رو خیلی دوس دارم مخصوصا اینکه بیشتر ماجراها داخل سفینه باشه

فیلم Stowaway ( 2021 )

سلام امروز پنج شنبه س . دیروز توی گلدونایی که جو کاشته بودم چیزی کاشتم. البته بعد از اینکه فقط ریشه هاشو گذاشتم بمونه. ببینم توی گلدون هم این روزش جوای میده. البته اصلا فضای زیادی برای گلدون توی فضای گلخونه ای ندارم.

تربچه هم کاشتم توی باغچه ی وسط حیاط. دوس دارم بدونم این وقت سال میشه از این کارا کرد یا نه اگه تا ارسال این پست تربچه ها دراومد عکسشو میگیرم. فعلا دو روز شده و خبری نیس.

نقاشیمم تموم کردم و به دیوار زدم

مامانم گفت چرا اونجا زدی. قشنگه خیلی حیفه. ولی خواهرام گفتن نه اینجا خیلی خوشگله میای چایی بخوری اینو میبینی دلت وا میشه

یعنی حتما باید از کتاب رنگ امیزی یه چیزی رو رنگ کنم چون مغزم به شدت بهم ریخته واسه نقاشی کردن به استراحت نیاز داره. رنگ امیزی این کتابا واقعا باعث آرامشه .

بعد از اون میخوام پاندای کونگفوکار رو بکشم.

یه پروژه ی به شدت سّری رو میخوام شروع کنم . پاک کردن لوستر

خیلی سخته چون من تا حالا وسط جایی بالا نردبوم نرفتم . دقیقا باید بذارم وسط هال و برم بالا لوستر پاک کنم. مامانمم به هیچ وجه نمیذاره. وقتی توی هال نیس باید سریع پاکش کنم البته فک کنم توی چندین مرحله میشه .

خلاه امیدوارم از صد ناحیه نشکنم دیگه . همینم باقیه .

بابام حوصلمو تنگ کرده خیلی داره زیادی رو اعصاب میره نه به مامانم که به زور و التماس باید ببریش دکتر نه به بابام که باید التماسش کنی اینقد دکتر نرو رفته واسه خاطر درد پاش که یعنی از کمرش هس پیش یه جراح ارتوپد اونم گفته برو فیزیوتراپی بعد رفته فیزیوتراپی خوب نشده رفته پیش یه متخصص مغز و اعصاب اون بهش گفته برو پیش جراح ستون فقرات رفته اونجا بهش گفته چرا رفتی فیزیوتراپی گفته برو سی تی اسکن از لگنت هس. یعنی دو ساعت داشتم میخندیدم که یه مشت دکتر علاف شدن اخرشم از لگنه

حالا ببینید براتون بگم مردی که همش دنبال خواراش هس نتیجش چی میشه. اونبار که دسک کمر بابام پاره شده به خاطر این بود که رفته بوده خونه خواهرش فرشاشو شسته بعد همون روز هم دیسکش پاره شده. بعد الانم که اینطوری شده خواهرشو برده بوده باغ فین زمین خوردن اخه خواهر گرامیشون بالای 120 کیلو وزن داره بعد من همشو خبر دارم بعد خود بابام از دهنش پرید که از همون روز که خوردم زمین اینطوری شد گفتم کی خوردی زمین؟ گفت نه هیچی. فکر میکنه من خبر ندارم خب یعنی چی مگه اونا خودشون زندگی ندارن .(صد سال سیا بگم عمه )

بگذریم مردا هر چی سرشون میاد از ذاتشونه بلاااااااااااااااانسبت آقایون محترم این وبلاگ

به دکترم دوباره پیام دادم گفتم من میترسم و فلان و این حرفا نکنه مشکل از سنگ مجرا صفرا مامانم باشه و همه حالتای مامانمو گفتم . بعد دکترمم گفت احتمالش هس من ازمایش مینویسم اینا رو انجام بده. توی واتس اپ نوشت. خلاصه به هر طریقی دادم بابام دکتر ببره بنویسه همون دکتری که خودش میره. بعد حالا باید ببینم همونی باشه که دکتر گفته خه همش کم و زیادتر از اونی که میگی مینویسن. بعدشم بشینم مخ مامانم رو از اول بزنم که زود بریم ازمایش بده.

سلام امروز جمعه س. یعنی من باید ارسال کنم من چیزی آماده ندارم از عکسا. باورم نمیشه که یه هفته شده. واااااااااااا. به خدا باورم نمیشه فکر میکردم وسط هفته اون پست رو ارسال کردم عجب واقعااااااااااااا

خلاصه اگه میدونستم عکسا رو میگرفتم یه ارسال کوچیک میکنم و ازتون معذرت خواهیم یکنم.

امروز کتلت درست کردم. من سیب زمینیای کتلت رو رنده میکنم به هیچ وجه چرخ شده دوس ندارم . رنده شده اصلا یه مزه ی دیگه ای میده . دوتا قاشق هم آبلیمو توش میکنم خیلی خوشمزه میشه بینهایت خوشمزه میشه. فلفل چیلی و لفل سیاه ادویه های اضافه بر اصلی هس.

دیشب وقتی ساعت 12 از خواب پا شدم دیدم صدای باد شدیدی میاد. خیلی دوس دارم شبا وقتی باد میاد. بعد خوابیدم و از صدای باد لذت بردم. ظهر که رفتم توی حیاط دیدم کلی باروون هم اومده در صورتی که اصلا صدای باروون نمیومد. اگه روی گیاهامو نایلون نکشیده بودم آب میبردشون. مخصوصا ترب هایی که کاشتم میپوسیدن.

سلام امروز شنبه س .هر کاری کردم عکس ترب هایی که کاشتم رو نشد وارد فلش کنم .نمیدونم چرا. البته هنوز هم سبز نشده .سبز هم بشه بهتره.

یه کلیپ هس شبکه پویا میذاره بیشتر جمعه های قبل اذوون ظهر میذارن. خیلی خوشله یعنی من هر چی میبینمش گریم میگیره

من لینکش رو براتون میذارم حتما ببینید یعنی چقدر قشنگ درست کردن اسمش طعم صلوات هس اگه با کیفیت بالاتر خواستید دانلود کنید از اینترنت اسمشو بدونید. یعنی موضوعش اینه که طعم عسل از صلوات هس. که پیغمبر از یه زنبور سوال میکنه طعم عسلت از چیه؟

اگه نبینید مطمئن باشید یه چیز خیلییییییییییییییییی قشنگ رو از دست دادید.

با حجم نزدیک 5 مگا بایت

https://s21.picofile.com/file/8444660118/efc677b891311d41e3acc1866a5a802516688063_144p.mp4.html

خب دیگه ببخشید دیر ارسال کردم واقعا متوجه نشدم یا علی شبتون بخیر

[ شنبه سیزدهم آذر ۱۴۰۰ ] [ 18:20 ] [ هرمیون ]

دوسسسسسسسسستان دوسسسسسسسسسسسسسسسسستان

طی اعتراضات اخیر به آبجی گفتنای من ، بیایید آقایون رو پاس بداریم

زین پس به جای واژه ی آبجیای عزیزم از واژه دوسسسسسسسسسسسسستان استفاده میکنیم

خب حالا اعتراض من

یعنی چی که برام نمیصرفه دیگه جواب بدم ؟!!!!! این حرف رو میذارم به حساب همین که آقایون اگه معرفت داشتن که بهشون نمیگفتن آقا، میگفتن فرشته. والا.

من خلاصه هر جوری هس میام آپ میکنم بعضی وقتا واقعا اصلا خیلی سختم میشه.

من مرتب پیاما رو میخونم و هر چند وقت یه بار پاک میکنم تا قاتی نکنم جدیدا چیه. پیاماتونم میرسه همه. مطمئن باشید. واقعا نمیتونم جواب بدم .خوبه براتون مینویسم چه بلاهایی سرم میاد و مشکلاتم رو. هر چند ازشون فاکتور میگیرم فقط یه گوشه از اون چیزی که هس رو مینویسم تا باعث ناراحتی کسی نشم و باعث نشستن غم رو دل کسی نشه خوندن وبلاگ من.

در هر صورت اینم شاهد عینی

من توی هر شرایطی بازم میام مینویسم بی معرفتاااااااااا

من که دلُ به خاک و خون میزدم

دلُ به صحرای جنون میزدم

سلام امروز جمعه س. راستش دیروز میخواستم بنویسم یه کمی ولی حالم بد شد چون سابقه رفلاکس دارم بعضی وقتا که با شکم پر مسواک بزنم حالم بد میشه ولی خب نمیدونستم و بدترین تجربه ای بود که داشتم. کسایی که رفلاکس دارن موقع مسواک زدن دندونای آخری یه کم مشکل دارن بعضی وقتا که استرس داشته باشن. حالت تهوع بهشون دست میده .

من رفلاکسم خوب شده خیلی وقته که پنتوپرازول نمیخورم شکر خدا.

دیروز هوا خیلی سرد بود یعنی جوری بود که وقتی رفتم تیو حیاط انگار وسط برف داشتم راه میرفتم در صورتی که حتی باروون هم نیومده بود. امروز بهتر از دیروز بود. امروز وقتی رفتم اون باغچه ی کوچیک جدیدمو ببینم ، دیدم که توش قارچ سبز شده یعنی از دیروز که دیده بودمش نمیدونم چطوری توی این چند ساعت این همه ثارچ توش سبز شده بود دو ساعت نشستم ریز و درشت رو با یه چوب کوچیک میکندم. بدبختی اطلسیام الان خیلی ریز هستن و بهشون ضربه میخوره موقع کندنشون.

رطوبت زیاد داخل نایلون باعث شده قارچ سبز بشه و اینکه این کودی که امسال خریدیم داخلش هاگ داره تابستونم توی گلدونای بالکن پائین همین قارچا رو دیدم

خلاصه کلی خسته شدم بعد اومدم دو ساعت خوابیدم به خاطر اینکه خیلی برا باز کردن شلنگ زیر روشویی زور زده بودم دیسک گردنم جد و آبادمو درآورد از شب تا صبح درد میکرد دردش خیلی بدجوریه. از خود مهره گردنم درد میگیره و مثلاشعه پخش میشه به اطرافش خیلی دردش اذیت کننده س. بعد از نماز صبح مدکتین خوردم خوب شدم گفتم خب چرا زودتر نخوردم

دارم کتاب روح در جزیره ی گنج رو تمومش میکنم یعنی 50 صفحه تقریبا مونده حس میکنم خیلی قشنگ تموم میشه یه جورایی غافلگیر بشم خیلی هیجان دارم واسه آخرش که چی میشه . آخرش کی به کی خیانت میکنه کی گول کیو میزنه میخوام این سری که میام واستون آپ کنم حتما این نقاشی رو تموم کرده باشم و بالا دستگیره اتاقم زده باشم و یه نقاشی جدید شروع کنم چقد شروع کردن نقاشی جدید لذت بخشه .

فردا میخوام کلم پلو درست کنم دیروز همبرگر درست کردم. امروزم همون همبرگر رو خوردیم . کلم پلو هم سخته . ولی خب همه ی غذاها سخته و از نظر من هیچ غذای آسونی وجود نداره مگه اینکه کسی همینطوری یه چیزایی رو سر هم کنه و بذاره بپزه من اینطوری نیستم و شدیدا روش کار میکنم . مخصوصا روی خرد کردن مواد غذایی.

میخوام فردا اگه هوا خوب باشه ملافه های روتختیمو بشورم . چون حس میکنم کم کم اینقد سرد میشه که نتونم بشورم خشک نشن.

پیازای گل نرگسم شدیدا رشد میکنن ولی از گل خبری نیس . مطمئنم یکیشون پیاز گل فرزیاس. کنار همینا گذاشتم که چون کوچیک بود گفتم یه وقت نبینمش و دور بندازمش.

به پیاز گلا علاقه مند شدم خیلی. از سایتی گل منتخب ، که پیاز همین گلا رو خریدم سوال کردم که کی پیاز گل میارن گفت معلوم نیس. میخوام این سری بازم تلاش کنم و بذر بکارم پارسال شرایط محیطی خوبی نبود برا سبز شدن بذر . من فقط توی محیط گلخونه ای مثل همین باغچه کوچولوی الانم بذر سبز کرده بودم.

میخوام گلدونای زیادی رو آماده کنم و توشون جو بکارم ولی موندم که الان اینکارو بکنم یا اخرای زمستون. حالا فکرامو بکنم یه کم هم تحقیق بکنم. فک کنم الان خوب نباشه واسه این کار. چون سبز شدن جو خیلی طول میکشه و بزرگ شدنش.

سلام امروز یکشنبه س. الان کف پام و انگشتای پام ذق ذق میکنه رفتم پائین یه تیکه فیبر ارّه کردم اومدم رسما تا اوضاع مهره های کمرمو به وضع اسف باری نرسونم ول نمیکنم.

نقاشی جدیدم روی فیبر چوبی، با رنگ روغن هس. ببینم چطوریا میشه. میخوام کنار سماور بچسبونمش

امروز خیلی خسته بودم نمیدونم چرا ساعت 10 هم پاشدم ولی خیلی بیحال و خوابآلود بودم. مامانم هی تا الان که عصر هس میگفت چته.

کتاب روح در جزیره ی گنج رو هم امروز تموم میکنم راستی نقاشیمم تموم کردم عکسشو باید بگیرم

این عسک نخاشیم

چسباش هنوز خشک نشده

کتاب جدیدی که میخوام بخونم شیر ، کمد ، جادوگر. خیلی دوسش دارم حتما باید بخونمش. خاطرات دوران بچگیام که نتونستم تا اخر بخونم و تحویل کتابخونه مدرسه دادمش

اینا کارای جدیدم هس

کتاب جدید ، نقاشی جدید

امروز از صبح داره باروون میاد و حس میکنم چون ما در نواحی غرب نزدیک به مرکز هستیم همیشه اول جایی از کشور باروون میاد غرب هس .ما همیشه اول هستیم بعد از ما حرکت میکنه به سمت شرق کشور. امروز که شروع شده تقریبا فردا عصر تموم میشه. امیدوارم دو سه روز طول نکشه من دق میکنم نرم حیاط. تازه الانم زیر باروون رفتم توی حیاط یه نگاه فقط به همه چی کردم و دویدم اومدم

سلام امروز سه شنبه س . کتاب جدیدی رو شروع کردم بخونم. کتاب روح در جزیره ی گنج واقعا اینقد قشنگ تموم شد که اصلا فکرشو نمیکردم. بیخودی روش نوشتن کتاب نوجوان. داستانش خیلی قشنگ بود و غیر قابل حدس. یعنی آخرش بلایی که همه دریانوردا سر ناخدا اسکروچ آوردن خیلی خنده دار بود. نمیدونم شاید بخواید کتاب رو بخونید آخرشو نگم براتون. چون خیلی اخرش میخندید از بلایی که سرش آوردن.

من خیلی خودمو نگه میدارم که اخر کتاب یا فیلمی رو نبینم. چون بی فایده میشه و لذتش میره. اینو بدونید اول کتابا هیچ کدوم زیاد جالب و جذاب نیستن. پس تا یک سوم کتابا هم ممکنه جذاب نباشن ولی بقیه ی کتاب لذتش تا آخر عمرتون بسه خیلی دوس دارم کتاب بخرم. ولی میترسم پول خرج کنم شاید لازم بشه. وقتی دور از جون همه یه اورژانس میری صد تومن باید بدی خیلی دیگه ترسیدم از پول خرج کردن.

نمیدونم شهر شما چطوریه . ولی اینجا نه بیمارستان عمومی و نه اورژانس هاش به درد نمیخوره اصلا بیخوده بیخود. هر کسی خواس بمیره میتونه بره اینجاها. واقعا خیلی از این موضوع ترسیدم و میخوام پول ذخیرم خیلی زیاد باشه بعد از اون که خیالم راحت شد شروع کنم چیزی بخرم.

هنوز کتابایی هم که خریدم رو نخوندم سری کتابای نیکلاس فلامل جاودان هنوز مونده. یه جلدشو تا نصفه خوندم دیدم که باید خیلی سر فرصت باشه. برا همین کتابای دیگه رو شروع کردم بخونم.

نقاشی روی چوب رو تموم کردم جد و آبادم اومد جلو چشام تا کشیدمش. چقد گل بلبل داش

این عسک نقاشی جدیدم

فقط موندم برا رنگش کجا بشینم رنگ کنم. توی هال رنگ کنم مامانم میگه گند رنگ راه ننداز با اینکه رنگش بودیی هم نداره توی اتاقم رنگ کنم مامانم میگه اون کنج نشین توی اون بوی رنگ، بیا بیرون رنگ کن

دیروز غذا قورمه سبزی درست کردم امروز هم گوشت لوبیا با شوید پلو. فردا جوجو کباب من اصلا از مرغ پخته خوشم نمیاد به زور آلو مرغی ، میخورمش. ولی کلا هم اصلا از مرغ خوشم نمیاد لااقل جوجه کبابش کرد یه چیزی. هی همه میگن اینطوری تموم میشه زود مرغ. میگم خب تموم بشه چندبار مرغ پخته بخورم که اصلا خوشم نمیاد ، خب یه بار جوجه کباب میخورم که لااقل یه بوی خوبی داره. والا

نمیدونم پس فردا چی درست کنم. کلا من فکر میکنم برا غذا درست کردن خیلی سخته تصمیم گرفتن. ولی من همیشه تصمیمای خوب میگیرم و به جا من توی جوجه کباب حتما انجبر نارس رنده دشه میریزم تا گوشتش نرم بشه بدون اینکه هیچ مزه و بویی بهش بده. زمستونم خب همون انجیر خشک آسیاب شده.

خب دیگه اینکه وضعین باغبانی یه سری گلدون کوچولو رو توشون جو کاشتم که بعدا که ریشه جو رو توشون گذاشتم ، چند مدل بذر گل بکارم و بذارم توی باغچم که گلخونه س. امیدوارم اینم جواب بده.

گل نرگسمم که گل نداده همینطوری سبز میشه شاید اصلا نمیخواد گل بده شاید دوس نداره گل بده خب نده همین که سبز شدی من راضی ام ازت عشقم والا همین که بار اولم هس و خشک نشدی و خوب موندی خیلیه

نیم ساعت پیاده روی به توصیه ی دکترم رو گاهی وقتا اجرا میکنم خیلی وقتا هم چون درد دارم نمیتونم. نیم ساعت از آشپزخونه به سمت هال حرکت میکنم و برمیگردم

بهتون گفتم کل مهره های بابام نمیدونم چندتاش دقیقا خفیف تا متوسط بیرون زدگی دیسک داره. حالا بیا و درستش کن وای مردا رو که میشناسید وقتی مریض میشن یا یه چیزیشون میشه آدمو روانی میکنن. همینم باقی بود این وسط هنوز استرس و فکر مامانمو دارم که چیکار کنم اونوقت بابام اضافه شده. اخلاقشم آخه ...... چیزه یعنی مزخرفه نخواستیم بی ادبی کنیم

سلام الان پنجشنبه شب هس من تمام سعیمو میکنم امشب پست کنم . خدایی له و لوردم چون الان از پای نقاشی کردن پا شدم فک کنم این نقاشی کمر منو به چهار نچ قسمت تقسیم کنه تا تموم بشه

حالا بی خیال زیاد حرف زدن. من برم عکسا رو اماده کنم و بذارم سر جاشون. پس شبتون بخیر و یا علی دوستان

[ پنجشنبه چهارم آذر ۱۴۰۰ ] [ 22:50 ] [ هرمیون ]

مثلا گفتم کارای باغچه ها و حیاط رو انجام بدم وقتی هوا سرد میشه توی زمستون نخوام بیام بیرون. اونوقت خب الان که هوا سردتره

سلام امروز دوشنبه س . اخبار کاشون توی اینستاگرام گفت که اواخر روز سه شنبه تا اواخر روز چهارشنبه برف و باروون میاد. برف که عمرا تازه توی باروونم شک دارم. ولی خب تا اینو خوندم با اینکه تازه از حیاط اومده بودم و خسته بودم یهو از جام پریدم و رفتم نایلون روی گلدونا کشیدم و دوتا گلدون نخل رو بردم بالکن پائین گذاشتم .

با باغچه ها هم آب دادم چون دما که خیلی پائین میره نمیشه اصلا بیرون برم سردرد شدیدی میکنم . برا همین آب دادم خیالم راحت باشه. فکر نکنید باروون میاد برا باغچه ها بسه، نه ، باغچه ها چون درختاش بزرگ هست و دو طرف راه پله هس زیاد باروون توش نمیره. بگم کلا نمیره بهتره چون یکیشونم دقیقا زیر راه پله س.

به موضوع دیگه ای نپرم و کلا بحث باغبونی رو ادامه بدم باغچه ای که توش جو کاشته بودم بعد ریشه هاشو گذاشتم توی خاک . فرداش رفتم توش بذر اطلسی و سه چهارتا شب بو کاشتم . باورم نمیشه دراومد این تجربه رو از من داشته باشید اگه یه گلدون یا هر جایی رو دراید که چیزی توش سبز نیمشه اینکارو بکنید چون من از اول بهار تا حالا دارم توش چیزی میکارم اصلا در نمیاد اخرش این ترفند رو زدم.

اینم عسکش

اینم سیب زمینی هام توی گلدون خوشگلم دراومده

شاید بگید سیب زمینی چیه که ادم بکاره. ولی نمیدونید وقتی زمان این میشه که سیب زمینی ها رو دنبالشون بگردید چقدر لذت بخش و هیجان انگیزه. اصلا من دیوونه میشم برا این کار.

چند مدل روکش گلدون ببینید

خب بحث رو عوض میکنم . اون پولی که از همون سایت که لباس خریدیم ازشون طلب داشتم رو گرفتم. یعنی اینقد جگرشو خوردم تا به حسابم واریز کرد

این عکس بلوزی که خریدم خیلی قشنگه وقتی میپوشی

و اینو حتما بخونید

وقتی از سایتی میخواید خرید کنید فقط به داشتن نماد اطمینان و اون یکی نماد که اسمشو یادم نیس اکتفا نکنید. نظرات سایت رو بخونید حتما اگه پیج اینستا یا واتس آپ داره سر بزنید و نظراتشونو بخونید. من وقتی رفتم توی اینستاشون پیاما همه قشنگ معلوم بود که اینا بازی درمیارن و همه عصبانی بودن. من یه کم تنبلی کردم.

و اینکه حتما با شماره هایی که توی سایت گفته شده تماس بگیرید و مطمئن بشید که جواب میدن.

این دوتا تجربه ی من بود هیچ وقت فراموشش نکنید .

کتاب روح در جزیره ی گنج رو بیشتر از نصفشو خوندم. خیلی قشنگه. یعنی حس میکنم من جای اون پسره هستم و گیر ناخدا اسکروچ و دزدای دریایی افتادم چقد کتاب خوندن خوبه. چقد لذت داره. نمیدونم شما توی زندگیتون از چه چیزایی لذت میبرید ولی سعی کنید از بیرون رفتن از خونه و توی گروه های اینترنتی و بودن با یه پسر لذت نبرید . چون اینا به شدت آسیب میزنن . هر کدومشون یه جور. سعی کنید بفهمید چه چیزی عمیقا شادتون میکنه. من از اینکه یه دونه ای رو میکارم و سبز میشه اینقد شاد میشم که نگو . چون برام همیشه عجیبه و هیچ وقت عادی نمیشه.

تا چند روز از سبز شدنش نیشم بازه بین همه ی مشکلات و درگیریا و غصه هایی که دارم .

یا اینکه وقتی یه داستان خارجی رو میخونم واقعا انگار وارد داستان میشم تا وقتی کتاب رو میخونم انگار داخل کتاب گیر کردم خیلی هیجان داره اینم

سلام امروز سه شنبه س. الان که خواستم بنویسم یهو یادم اومد که قراره از عصر امروز تا فردا عصر باروون بیاد و اونوقت من نمیتونم دیگه برم عکس بگیرم . باید زود پاشم برم عکس بگیرم تا باروون نگرفته.

از ترس این یه عالمه لباس شستم که نکنه چند روز باروونی باشه

آقا رفتم بیرون عکس بگیرم گوشیم اصلا شارژ نداش خاموش شد

sghl hlv,c ]ihvakfi s ndv,c سلام امروز چهارشنبه س .دیروز حال نداشتم دیگه بنویسم کلا از ذوق رفتم گوشیم خاموش شد امروز عکس گرفتم ولی اصلا الانم حال ندارم چون کلی زور زدم برا باز کردن این شیلنگ اهنی زیر روشویی. دل و رودم انگار پیچیده به هم . اینقد زور زدم که باز بشه انگشتم ورم کرد همچین رد شد آچار فرانسه. آچار فرانسه خیلی بزرگیه. انبار قفلی که عمرا بگیره چون اصلا جا نیس.

دیگه حالم بد شد اصلا نتونستم کار دیگه ای بکنم . خیلی کار داشتم. حالا باید تا فردا صبر کنم معلوم نیس آفتابی باشه ابری باشه سیل بیاد طوفان بشه هر کی بود جای من قاتی میکرد حق دارم خدایی.

میدونید کل این هفته رو داشتم چیکار میکردم؟ یعنی نگم براتون دستشوئی توی حیاط رو تمیز میکردم فکر نکنید فقط همینه بزرگه حمام و دستشوئی و روشویی. برا همین جونم دراومده . دوتا زمین شویه مصرف کردم . دو ساعت فقط داشتم آینشو میشستم اینقد خاکی بود خاکاش نمیرفت که. دوتا مغزی شیر آب رو عوض کردم فک میکنید راحت عوض شد نخیرررررررررررررر هیچیه شیر باز نمیشد میخوام بشینم برا خودم گریه کنم اینقد آب میداد جلبک بسته بود جد و آبادم دراومد تا جلبکا رو شستم ول کنید . دیگه نمیگم اشکاتونو پاک کنید ولی حالم خیلی بد شده

خلاصه این بود هفته ای که گذشت .

خب دیگه بگم براتون آهااااااااااااااااااااااااااااااان نقاشیممممممممممممممم

بچه ها خدایی همه چیو ول کنید چندتا برگه کالک بخرید یه بسته ماژیک بشینید روش هی بکشید اینقد لذت بخشه که نگو. حدس میزدم ای ول به حدسیاتم.

این نقاشی منه کامل نیستا ریزه کاری داره

اینکه کنارش هی ماژیک خط خطی کردم برا اینه که میخوام عکس رو دربیارم به کناره هاش کاری ندارم. رنگ رو روش امتحان میکردم

تخته شاسی رو یادم رفت بگم که خریدم A4 هس . از اینترنت خریدم طرحش رو خودشون انتخاب میکنن. ولی خب من از بن تن هم خوشم میاد همین طرح پسره که روشه یه تخته A3 هم حتما میخوام .

خب دیگه خیلی حرف زدم امیدوارم امشب ارسال کنم یا علی آبجیای عزیز و همیشیگیه من راستی اونایی که جدید میاید ناراحت نشید من پیام جواب نمیدم کلا من همیشه همینطوری بودم از یه زمانی به بعد وقتم کم شد دیگه نتونستم جواب بدم. جوونیام جواب میدادم ولی از اینکه پیاماتونو میخونم خیلی خوشحال میشم باعث میشه بیام آپ کنم و دلم براتون تنگ بشه

[ چهارشنبه بیست و ششم آبان ۱۴۰۰ ] [ 20:43 ] [ هرمیون ]

اینقد حرف دارم که قاتی کردم نمیدونم از کجا شروع کنم برا همین به ترتیب از روزایی که تعریف نکردم براتون میگم

سلام امیدوارم شما حالتون خوب باشه و سرحال باشید من تازه انرژیم اوج گرفته و الان که عصر هس ساعت 5 سرحال شدم. صبح تا حالا یا خوابم یا یه گوشه ای غش رفتم. و همه تعجبن از دستم

به ترتیب شروع کنم البته از به ترتیب گفتن منصرف شدم چون باید از ناله کردن شروع کنم که دوس ندارم بعد از این همه مدت اینطوری شروع کنم. پس اول بذارید از اون شبی بگم که از خواب بیدار شدم و یه بوی سوختنی الکتریسته ای شنیدم و از جام سریع پاشدم

دیدم پنکه کند شد و وایساد یه بوی خفه کننده ای هم ازش میاد فک کنم بیدار نمیشدم آتیش میگرفت . بعد سریع پاشدم و از برق درآوردم.

صبح که بیدار شدم یه کم که گذشت رفتم سر کامپیوتر دیدم روشن نمیشه گفتم شاید پاورش ایراد داره چون کلیدش قبلا هم اینطوری شده بود. خلاصه روشن نشد و دادم به مهندس و اونم به بابام زنگیده بود که پاورش سوخته و مادربردشم اشکال داره و درست نمیشه .حالا میخواید یه کامپیوتر جدید ببندم 20 میلیون؟ یا اینکه مادربرد و پاور جدید بذارم نزدیک 3 تومن؟

بعد اون لحظه که زنگیده بود به بابام من وایساده بودم کنار بابام . بابامم داش بدجور نگام میکرد و هی میگفت پس سوخته . بعد من اینقد ترسیده بودم خلاصه بابام قطع کرد و گفت ببین چی داره میگه . 20 تومن کامپیوتر ببنده سه تومن باید پول بدم . بعد خلاصه دیگه اینطوری شد که کامپیوترم این همه وقت پیشش موند.

پنکه ی خنگولمم سوخته بود و 600 تومن خرجش شد اونم تازه گفت 20 روز دیگه تحویلت میدم. دیشب که کامپیوتر و پنکم با هم آماده شده بود بعد بابام رفت گرفت به خواهرم گفتم جهازمو میارن

نقاشیم تموم شده

به جای گل ختمی هم آفتابگردون کاشتم

این انارای درخت کوچولوی انار من

یه پنیر بهتون معرفی کنم خیلی خوشمزه س. یعنی من خیلی پنیر محلی یا بومی دوس دارم ولی چون پاستوریزه نبود میترسیدم بخورم به خاطر تب مالت .

ولی پنیر محلی پاستوریزه هم اومده شکرخدا عاشقشمممم

تب مالت رو جدی بگیرید یکی اومده بود مطب دکترم ، تب مالت داش قشنگ فلج بود

خب اول دکترمو بهتون بگم بعد از هم کلاسیام بهتون بگم که از نظر من بدترین دوستیا رو دخترا با هم دارن. دخترا توی دوستی خیلی بدذاتن حسودن و واقعا چشم دیدن همدیگه رو ندارم به استثنای خودم و دوستای وبلاگیم که شما باشید

خب قضیه دکترم اینطوری شد که من تقریبا یه ماه پیش پاهام درد گرفت یعنی زانوم که درد میومد بعد یهو روی پام درد گرفت خیلی ، که تحمل کردم و گفتم خب شاید ورزشای سنگین کردم اینطوری شدم که کلا هم عقیده دارم از ورزش کردن اینطوری شدم آخه یهویی برا چی؟!!!

بعد روی پام شدید درد گرفت و بعد زد قسمت رون پام که یه درد خیلی بدییییییییییییی داش که وقتی میخواستم پاشم از جام یا بشینم میخواستم جیغ بکشم از درد. خلاصه گفتیم بی خیال اینم خوب میشه .

دقیقا یکی دو روز که میگذش ، درد میزد یه جای دیگم. بعدش یهو کف پام یعنی نه دقیقا کف به سمت بیرون کف پام، یه درد وحشتناکی گرفت که نمیتونستم راه برم پامو که زمین میذاشتم اصلا رنگم میپرید

بازم بی خیال شدم گفتم چیکار با خودم کردم ؟ بعد دو سه روز که گذش یهو دیدم قوزک پام به سمت پاشنه ی پام ورم کرد اون مدلی که برا کلیه و کبد هس میدونم چطوریه توی اینترنت دیدم انگشتتو فشار بدی و این حرفا. ولی اینطوری نبود خلاصه دیگه ترسیدم به مامانم گفتم بعد مامانم گفت به دکترت بگو.

من راستش نمیخواستم برم پیش دکترم چون نه میذاره بری پیش دکتری دیگه نه میگه چمه. میخواستم برم پیش یه متخصص ارتوپد که جراح مغز و اعصابم هس .کمر بابامو عمل کرده . آخه گفتم شاید یا سیاتیکه یا دیسک.

ولی شب خیلی فکر کردم دیدم میترسم آخرش گذارم بیفته به دکتر خودم و اونم بگه چرا رفتی پیش کسی دیگه.

برا همین آخر شب توی واتس اپ بهش پیام دادم و گفتم که چطوری شدم. بعد یه جورایی هم گفتم که شما راهنمائیم کنید برم پیش ارتوپد یا مغز و اعصاب؟ اونم زرنگ تر گفت شما اول زحمت بکش دوشنبه بیا من ویزیت کنم بعد خدمتت بگم که چیکار کنیم

هیچ وقت سعی نکنید دکترتونو بپیچونید

آهان سری قبل تقریبا ده روز پیشش که من رفته بودم مطب، برا همین که تب خفیف داشتم بعد که اومدم خونه تقریبا یه ساعت بعدش ساعت 5 بود هنوز مطب بود واتس اپ رو باز کردم دیدم دکترم عکس گذاشته روی آیدیش خیلی تعجب کردم اخه پارسال که بهار من کرونا گرفتم و شمارشو داد برا آزمایش که بفرستم از اون روز تا حالا عکس نداش. بعد به مامانم گفتم دکترم عکس گذاشته مامانم گفت اینم داره هوایی میشه چطور وقت کرده.

بعد همچین یه لبخند ملیحی هم زده بعد من شب پیام دادم آقای دکتر خوشحال شدم لبخند شما رو دیدم به خاطر کرونا و ماسک خیلی وقته چهره ی مهربونتونو ندیده بودیم بعد دکترم خوند و هیچی نگفت

بعد میرسیم به ده روز بعد که برا پا دردم بهش گفتم.

خلاصه دوشنبه بعد از تعطیلیا بود که گفته بود بیا. منم نفر اولی بودم . اینطوریه که روز قبل به منشی زنگ میزنی نوبت میگیری بعد منشی فردا بهت زنگ میزنه بیا. کلا کسی جمع نمیشه برا کرونا .به هر کسی سر نوبتش زنگ میزنه که بیان. منم رفتم با بابام.

منشی گفت زود باش چقدر دیر کردی دکتر خیلی وقته منتظره. منم از پله ها رفته بودم بالا نفس نفس میزدم رفتم داخل. سلام که کردم دیدم دکترم ماسک نزده بعد سلام و احوالپرسی بعد گفت کفش و جورابتو دربیار برو روی تخت پاتو ببینم. گفت هیچی نیس عضلانیه. گفتم از کبد و کلیه نیس؟ گفت نه.

بعد یه آزمایش روماتیسم هم نوشت و کم خونی و عفونت توی بدن و این چیزا . گفت دو هفته دیگه خوب نشدی ازمایش رو بده بیا. ویتامین دی و ب 1 و مدکتین داد. من سه روز داروها رو که خوردم اصلا ازدرد داشتم میمردم که اخر شب از درد پیام دادم که من با قرصا خوب نمیشم اینار و قبلا میخوردم فایده ای نداره آزمایش بدم بیام؟ گفت بله تشریف بیار در خدمتم.

بعد شب روزی که رفته بودم دکتر ،خیلی ناراحت بودم هی فکر میکردم که من گفتم بهش خندتونو ندیده بودیم به خاطر ماسک، حتما برا این ماسک نزده بود دیگه. اصلا اعصابم خورد شده بود هی با خودم میگفتم اگه خدایی نکرده کرونا بگیره چی؟ این همه مریض خطرناک داره. داشتم دیوونه میشدم که این چه حرفی بود زدم.

بعد دیگه نتونستم تحمل کنم توی واتس اپ پیام دادم به دکترم گفتم آقای دکتر امروز ماسک نزده بودید خطرناک نیس؟شما دکتر هستید نیاز به نظر من ندارید من معذرت میخوام فضولی میکنم ولی خیلیا واکسن زدن دوباره کرونا گرفتن.

کلا یه خورده از این حرفا زدم و ارسال کردم. بعد فرداش دیدم خونده.

بعد فرداش به بابام گفتم بابا چرا دکتر ماسک نزده بود؟ بابام گفت همون لحظه برداشته بود. رفتم تو فکر. خودش گفت دوشنبه بیا بعد منشی هم نفر اول بهم زنگ زد بعد گفت دکتر خیلی وقته منتظره دیر کردی زود برو داخل.

گفتم عجب ساده ای هستم من این همون لحظه برداشته بود یعنی بعد که من رفتم ماسک زده بود.

بازم شک داشتم . به خودم میخواستم ثابت کنم

اولش اینو بگم حالا عصبانیتام که گفتم بهتون چند روز پیش، یکیش این بود که مامانم ول نکرد اومد با من ازمایش بدم بعد دوتا ازمایشگاه خصوصی کنار هم هس همیشه اون که جواب زود میده رو میرفتم که اون روز یادم نبود مامانم گفت این یکی برو که خلوت تر هس. ازمایش که دادم یادم اومد این جواب دیر میده. بینهاااااااااااااااااااااایت عصبانی بودم ولی بروز ندادم

به دکترم گفتم من اشتباه کردم رفتم ازمایشگاه فلانی و دیر جواب میده من شنبه هفته بعد میام مطب.

اینجا یهو به ذهنم رسید من همش روز رفتنم رو یا خودم میگم یا خودش میگه چه روزی بیا. اینبار گفتم شنبه میرم ولی زودتر میرم .کِرم درونم فعال شد

به آزمایشگاه زنگ زدم هر طور بود ازشون خواستم آزمایشمو زودتر آماده کنن اونام نامردی نکردن دو روز زودتر آماده شد. منم همون روز به بابام گفتم بریم دکتر.

آی که چقد نشستم تا نوبتم شد. تا باشه دیگه چیزی رو نخوام ثابت کنم

همینطور که منتظر بودیم یه مریض رفته بود داخل نمیومد بیرون من یواشکی به بابام گفتم بابا دکتر انگار داره عمل میکنه آقا من یادم نبود بابام دهن لقه سریع با صدای بلند به منشی گفت دکتر داره عمل میکنه؟

منو میگید تا بابام اینو گفت یهو منفجر شدم از خنده یعنی اصلا نتونستم خودمو نگه دارم بعد منشی نگاه کرد عصبانی شد

یعنی خدایی بابام نمیتونه حرفی رو ده ثانیه پیش خودش نگه داره. من از این خندم گرفت

خلاصه رفتم داخل ،دیدم دکترم ماسک زده توی دلم گفتم زرشککککککککک منو دیگه غصه میخوردم کلا دیگه ماسک نمیزنه.

یه کار تابلوئی اینبار دکترم کرد جلوی بابام که دو ساعت بابام بعدش داش واسه خودش خیلی مثبت تفسیر میکرد

دکترم که ازمایشمو دید گفت روماتیسم نداری و بدنت معذرت میخوام عفونت نداره و کم خونی هم نداری. بعد گفتم خب پاهام درد داره کف پام که شب از خواب پا میشم درد بدی داره وقتی رو زمین میذارم. الان پام هنوزم ورم داره گفت بذار پاتو دوباره ببینم بعد که خم شد و دوباره قشنگ بررسی کرد میگه ورم داشته شاید بهش برنخوردی

بعد کار تابلوش این بود که روبروم یعنی دقیقا نزدیک، فیس تو فیس وایساد و هی نگاه میکرد و هیچی نمیگفت یعنی چند لحظه ی طولانی . بعد من جوش میخوردم گفتم الان بابام یه چیزی میگه. بعد گفت ببین خیالت راحت باشه من بهت ضمانت میدم هیچی نیس مطمئن باش .

وقتی اومدیم خونه بابام گفت دکتر چقد نگات میکرد و چیزی نمیگفت؟ حتما داش فکر میکرد چطور مطمئنت کنه

شما ببینید ورم پامو. شما نمیدونید چیه

آخه چرا اینطوری شده میترسم یه فکرایی میکنم تو رو خدا بگید این چیه اخه.

عکس رو هر کاری کردم زیاد درست نشون نداد .تازه عکس گرفتم فهمیدم پام خیلی ورمش بیشتر اینی هس که من از زاویه بالا میبینم هر روز چیکار کنم .

هر دوتا پام همینطوری شده . بابام گفت پیش ارتوپد بره گفت نه . هی میگه هیچی نیس خب اگه هیچی نیس چرا ورم کرده. کلا هم یه جوریه . یه حالتی توشه. بعد کلا خیلی هم کم انرژی شدم وقتی پام شدید درد میکرد که همش بیحال افتاده بودم. بعد یه بارم لرز شدیدی کردم. خب اینا که الکی نیس. هی دکترم میگه عضلانیه.

خواهرم میگه هر دوتا دکترت جنسشون خرابه یه کاری نکنن که هی بری و بیای؟ خواهر بزرگم میگه برو پیش یه دکتر دیگه . این میخواد هی تو بری پیش خودش فقط ، نمیذاره پیش دکتر دیگه ای بری.

امروز پامو که دیدم ورمش بیشتر شده.

الان دکترم دارویی که بهم داده یه قرص استخوان ساز هس به اسم osteo با ب 1 و ویتامین د.

دکترای اینترنتی هم به هیچ وجه ازشون مشاوره نگیرید مزخرفن همش الکی میگن. بیخود پولتونو حرووم نکنید من چندین بار تجربه دارم . هیچی واقعا هیچی سرشون نمیشه و اشتباهی راهنمایی میکنن.

من پاهام که همراه مامانم بودم واسه عمل صفرا، چون سه روز مدام کفش پوشیده بودم و وایساده بودم عفونت کرده بود اون فرق داره کل پام یعنی از مچ پا تا انگشتا ورم خیلی زیادی میکنه یه حالت شیشه ای پیدا میکنه اصلا نمیشه حتی لمسش کرد جیغ آدم هوا میره. کلا مدلش اصلا فرق داره.

حالا بقیه حرفامو بعدا میزنم. میخواستم امشب هم ارسال نکنم بقیه حرفامو هم بزنم بهتره سریع ارسالش کنم تا زیاد طول نکشه دیگه. پس فعلا یا علی تا بیام دوباره

[ پنجشنبه بیست و هفتم خرداد ۱۴۰۰ ] [ 22:57 ] [ هرمیون ]

روزهای بعد از کرونای انگلیسی:

آخر شب: چقد گرمم شده، نکنه کرونا انگلیسیه؟ تب سنجم کووووووووو

وسط روز: چقد امروز بیحالم .تب سنجممممممممممم

عصر: امروز یه جوری ام . تب سنجججج

سلام حالم خوبه شما خوبید؟ من چند روز صبر کردم تقریبا 4 روز . صبح و ظهر و عصر و آخر شب تبمو گرفتم. چون دکترم میگه ساعتی که آدم تب میکنه مهمه. برا همین منم تبمو گرفتم چهار روز. بعد روز چهارم تپش کردم وقتی بعداز ظهر از خواب پاشدم و کلا یه روز کامل تپش داشتم .

بعد منتظر شدم دکترم دیگه از مطب بره خونه و استراحت کنه و بعدش من پیام بدم بهش. خلاصه پیام دادم توی واتس آپ گفتم ساعتایی که تب دارم و چند درجه س . یعنی کلا من بعدازظهر تا سر شب 38/7 درجه بود بقیه ساعتا 38 درجه بود. البته اصن این درجه رو اصلا حس تب ندارم. گفتم که حالم کاملا خوبه فقط تپش قلب دارم با اینکه پرانول 20 میخورم.

بعد بهم گفت ملوکسیکام 15، 10 روز بخور بعد بهم خبر بده.

این قرص برا التهاب هس . التهاب رماتیسمی. وقتی آزمایش میدی یادم نیس چی بهش میگن آنتی ژن نمیدونم یه همچین چیزائی اگه اون توی خونت باشه رماتیسم داری من هر چی دادم منفی بوده برا همین گفت رماتیسم ندارم ولی حالا چرا ضدالتهاب رماتیسمی میده بهم نومودونم اصلا درک نمیکنم خدایی.

سلام امروز یکشنبه س. یهو یادم اومد روز آب دادن درخت انار باغچه پائینیه و درخت انجیر. یادم رفته درخت انارمون ، هی انارش میریخت بااینکه انارشم به درد نمیخوره ولی توی اینترنت دیدم نوشته بود باید روزای معین بهش اب داد و غرق آبی نکرد درخت رو. ولی من غیر از غرق آبی نمیتونم جور دیگه آب بهش بدم چون باغ که نیس بابا، باغچه س غیر از غرق آبی اصلا جور دیگه نمیشه آبش داد.

امروز حیاط شستم الانم داره باروون میاد. دو روزه داره رعد و برق میزنه اونوقت الان تازه باروونش اومد کاشون کلا زورش میاد باروون بباره.

لوبیاهامو هم برداشت کردم و باهاش استانبولی پختم.

اینم عکس برداشتم

بذارید یه کم از روتین روزانم براتون بگم (ساعتا رسمی هستن)

ساعت 9 و نیم الی 10 پامیشم. یه سه چهار لقمه نون پنیر میخورم اگه خیارم باشه که حتما نون پنیر خیار میخورم چیزای دیگه نمیخورم کره مربا و این چیزا. چون دیگه وزنم نمیخوام بیشتر از این زیاد بشه.

یه نیم ساعت میشینم بعد پامیشم میرم باغچه ها و گلدونا رو آب میدم .بعد میام جلو تلویزین یه نیم ساعت لم میدم خستگیم بره (کارتونای خوبی هم که نمیذارن خیلی وقته)

بعد اگه قرار باشه ناهار درست کنم میرم تا خود ظهر یعنی ساعت 1 ناهار درست میکنم. کلا من هر چی درست کنم تا ساعت 1 طول میکشه. این وسط اذوون میگنن نمازمو میخورنم بعد نماز کره به صورتم و دستام میزنم. چون هر روز بعد از سی سالگی باید دیگه پوست رو به صورت روزانه چرب کرد.

بعد ناهار که درست شد ناهار میخوریم .ما کلا ناهار و شام رو خیلی زود میخوریم. یعنی همون سر ظهر و سر شب. بعد یه بار خونه یه فامیل عوضیه بابام مهمون بودیم کلا فامیلای بابام عوضی هستن. بعد از قصد شام رو ساعت یازده و نیم شب آوردن.

خب ما رودروایسی داشتیم هیچی نمیگفتیم بعد ما از تهران اومده بودیم خیلی خسته گرسنه بودیم هی ما به هم میگفتیم چرا نمیارن داریم بیهوش میشیم از گشنگی. بعد حالا فکر میکنید آخرشم چی آوردن. عروس عوضیشون رفته بود املت درست کرده بود چه املت مزخرفی.

گوجه ها نپخته آب انداخته بودن همینطور تخم مرغ توش همزده بود حال آدم بهم میخورد.

حالا بگذریم

بعد ناهار که خوردم میرم اتاقم اگه بهم ریخته باشه یه کم جمع م جورش کنم چون اصلا نمیتونم اتاقم بهم ریخته باشه. هیچ کاری نمیکنم اونوقت. بعد سریال خانه ی کوچک رو خیلی دوس دارم شبیه سریال پزشک دهکده س. شبکه اصفهان میذاره. اونو که دیدم دوباره میرم به گلدونا سر بزنم ببینم خشک نشده باشن.

دیگه کلا همینطور استراحت میکنم این وقتا هم مسابقه زیاده تا عصر .فوتبال خارجی باشه میبینم یا مسابقه موتوجی یا همون موتورسواری و ماشین. خیلی قشنگهههههههههههههههه. شاید مثل خونواده من حوصلتون نرسه و بگید دوس ندارم ولی وقتی من میبینم مجبورن بقیه هم ببینن اونا بیشتر از من هیجانی میشن حتما ببینید خیلی قشنگه. مسابقه راگبی رو هم خیلی وقته دیگه نمیذارن یه بار صدا سیما زنگ میزنم میگم بهشون پخش کنن

بعد دیگه عصر که میشه یه کم میرم باغبونی میکنم چیزی میکارم یه خورده تحقیق میکنم برا گیاهای مختلف چون میخوام دستم بیاد که چیا رو بکارم بازم و چیا رو نکارم و کلا زمان و میزان اعصاب خوردیشونو مینویسم

بعد دیگه میرم توی بالکن دراز میکشم و با آسمون نگاه میکنم و فکر میکنم ولی اصلا فکرم باز نمیشه و خیلی قفله. تصمیم گرفتم بشینم مثل بچگیام نوشته های کوتاه بنویسم. تا مغزم به کار بیفته. از 12 سالگی به بعد من خیلی مینوشتم خیلی دوس داشتم. تازه ابتدائی هم بود شعر گفته بودم همون شعر که یه بار براتون گفتم. هست یک متر یک دیوار، زیر دیوار هست یک مار خیلی بچه بودم این شعر رو گفتم . برا مامانم که همشو خوندم گفت اینا چیه میگی اینقد وحشتناک یعنی اینقد جالب بود که همه یادشونه اون روز رو

همیشه توی مسابقه های داستان نویسی شرکت میکردم و برنده میشدم ولی هیچ وقت جایزه ای نمیدیدم.

بعد من کلا هیچ وقت نتونستم یه دوست خوب داشته باشم الانم ندارم با همه قطع رابطه کردم و در حد همین سلام علیک هیچی دیگه. دبیرستان هم که بودم چندتا از بچه ها که شعر و داستان میگفتن جمع میشدن و هی چیزای همدیگه رو میخوندن. بعد یکی از بچه ها باهام دوست شد که با هم شعر بگیم الکی باهام دوست شده بود فقط برا اینکه برا بقیه بگه من چیکارا میکنم و کلا جاسوس بود.

یکی از بچه های کلاس اومد یواشکی بهم گفت که فقط داره جاسوسیتو میکنه دوستت نیس. گفت چیا پشت سرم میگه. خیلی ناراحت شدم یعنی اینقد که دیگه از شعر گفتن و متن ادبی بدم اومد.بعد که از اونجا رفتیم و من ننوشتم دیگه.

از اینم بگذریم. در کل یعنی دارم تلاش میکنم مغزمو باز کنم و بنویسم.

بعد اینکه تا اذوون توی بالکن هستم و بعد میام نماز میخونم و سر شب هم که فیلم آنشرلی جدیده رو میذارن . شبکه امید. البته الان دیگه تموم شده. خلاصشو میذارن.

ولی همین موقع ها دیگه نقاشی میکشم تقریبا یه ساعت و نیم. بعد تنها فیلم ایرانی که میبینم احضار هس. یعنی من به هیچ وجه فیلم ایرانی دوس ندارم. اصلا اصلا یعنی هیچ جورشو دوس ندارم از سبک و مدلش و داستاناش خوشم نمیاد مزخرفه همش.

من فکر کنم بعد از خط قرمز این دومین فیلمی باشه که ایرانیه میبینم یادم نمیاد اصلا بعدش فیلم ایرانی دیده باشم.

بعدش دیگه تا یازده دیگه پامیشم میام اتاقم . اگه فیلم ببینم که فعلا نمیبینم دیگه. یه کم اینترنت سرک میکشم در حد بیست دقیقه تا نیم ساعت. بعد میرم سر جام میخوابم و کتاب میخونم.

در مورد کتاب خوندن باید حتما کتابا رو بخونم نمیخوام هی لفتش بدم چون میخوام سریعتر مغزم باز بشه یه کم دقت میکنم توی داستانایی که میخونم همینطور توی کتاب زبان اصلی هری پاتر چون میخوام یاد بگیرم اینا چطور ذهنشونو این سمت بردن لحن نوشتنشونو بفهمم. کلا میخوام یاد بگیرم از فکر و خلاقیت بقیه.

هنوز مجموعه کتابای فلامل رو نخوندم اینا رو گذاشتم هوا خوب شد توی بالکن شبا که میخوابم اونجا بخونم چون فکرم خیلی توی هوای آزاد فرق میکنه.

(این قرص ملوکسیکام هم خیلی شدید داره معدمو اذیت میکنه )

بعد که دیگه سی چهل صفحه خوندم میخوابم .

در مورد یه سوال که آبجی عزیزم پرسیده واسه داروهای چشم که به بابام دادن من توی همون پشت گفتم عزیزم توی پست 23 اسفند دقیق گفتم

در مورد انار کاشتن بله عزیزم انار رو همون دونه هاشو بکاری درمیاد . فرق نداره خشکشو بکاری یا تر. کلا انار خیلی راحت درمیاد الان همه جای باغچه های ما انار درمیاد و من هی دارم میکنمشون. سه چهار سانت زیر خاک کن. کلا میگن هر دونه ای رو باید دو برابر قطرش زیر خاک کرد.

بعد در مورد اینکه گرمم میشه چون هوا گرم داره میشه، نه اینطوری به طور طبیعی آدم گرمش نمیشه گرماش خاصه من پارسال تمام صورتم آتیش میگرفت و هی آب یخ به صورتم میزدم. امسال خوبم تازه با گُر گرفتن هم فرق داره بعد به طور طبیعی وقتی آدم گرمش بشه حتی شدید عرق هم بکنه وقتی تب سنج بذاری دمای بدن اصلا بالا نمیره همون 37 یا 37 و نیم هس. اگه یه بار امتحان کنید متوجه میشید. بعد وقتی توی تب آدم بمونه تپش قلب میگیره.

یعد در مورد دارو نه من فقط پرانول مصرف میکنم هیچی دیگه. کپسول اوپتی وومن رو هم چند وقت قطع کردم ولی از اون هم نیس چون خود دکترم بهم داده بعد کلا هم میگفت ویتامین هیچ عوارضی نداره هر چقد خواستی بخور

در مورد پرنده هامم اصلا از اونا واگیر نکردم به خاطر همین خیلی ناراحتم و هیچ وقت این کاری که کردم رو فراموش نمیکنم اصلا نمیتونم خودمو ببخشم و راضی کنم. من توی بیمارستان از بس حالم بد بود ترسیدم از پرنده هام گرفته باشم زنگ زدم خونه گفتم پرنده هامو بدید به کسی.

خیلی اشتباه بزرگی کردم به شدت عذاب وجدان دارم و همچنان به خاطرش خیلی وقتا بغض میکنم و گریم میگیره بعضی وقتا هم چقدر گریه میکنم چون تمامشونو خودم بزرگ کرده بودم عزیزدلم بودن و این چیزیه که هیچ وقت توی تمام عمرم فراموش نمیکنم ترسیدم خونوادمم مث من مریض بشن. حالمم خوب نبود اصلا. از ترس یه تصمیمی گرفتم. بعد که دکترم گفت اصلا ربطی به پرنده هات نداش برا چی فروختی. من خیلی ناراحت شدم اصلا شکه شدم. الانم که میگم گریم گرفته.

حالا بگذریم ممنونم عزیزم که برام پیام میذاری سلامت باشی آبجی جونم

خب دیگه شب همگی بخیر و سلامتی باشه یا علی

[ دوشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۴۰۰ ] [ 0:36 ] [ هرمیون ]

برف اومد الان باید برف بیاد؟!!! یه باره بگو میخوام بزنم هر چی کاشتی رو خراب کنم

سلام حس میکنم اینکه نباید بریم بیرون و هی اینترنتی خرید کنیم یه روزی منو دیوونه میکنه مخصوصا اینکه مخالف خرید اینترنتی هم بوده باشی به قول خواهرام مخالف نبودی چقد خرید میکردی

اصلنم راحت نیس. من فکر میکردم وقتی آدم یه چیزی بخواد سریع سایتش پیدا میشه و اونام همه چیزی دارن و میخری تموم میشه میره نه اینکه بشینی چند روز سایت پیدا کنی که اون چیز رو داشته باشه بعد تازه دوباره ببینی نماد اطیمنان داره بعد ببینی اصلا میشه ثبت نام کرد توی سایت، بعدشم اون چیزی که انتخاب کردی اصلا سایت موجودی اون چیز رو داره یا نه

بگذریم

سم کلروپریفیوس اثر کرد

درختای بادووم عزیزم اصلا شته ندارن دیگه

اشک شوقه . نمیدونید که چی کشیدم دو ساله از دست شته

بچم برگاش سالم و کامله. دیگه پیچیدگی نداره

گل ختمی رو حتما بکارید چون دو ساله هس و سال دوم خوشگل تر از سال اول میشه و خیلی بزرگتر. سال اول بعد از اینکه گل داد و گلاش تموم شد و دیگه پائیز شد تا سه چهار سانت بالاتر از سطح خاک شاخه ختمی رو ببُرید . سال بعد که بهار میشه رشد میکنه خیلی بزرگتر و خوشگل تر از سال اولش

لوبیا کاشتم دارن درمیان

لوبیا خیلی خوشگله وقتی گل میده و پر از لوبیا میشه من همیشه دو سه تاشو میکاشتم ولی امسال باغچه جا داره و اونجا کاشتم امیدوارم خیلی خوشگل و پرپشت رشد کنه

راستی در مورد خاک سبک بگم. خاک سبک یعنی اینکه وقتی یه مشت خاک برمیدارید و مشتتونو میبندید و فشار میدید بعد دستتونو باز میکنید خاک توی دستتون پخش میشه . یعنی جمع نمیمونه.

خاک سبک یعنی آب رو خیلی راحت از خودش عبور میده .وقتی آب میدید به گلدون یا باغچه آب روی خاک وانمیشه سریع فرو میره.

خاک سبک یه ترکیب از خاک باغچه یا هر نوع خاکی یا شن بادی ، به اضافه ی کود حیوانی به اضافه ی خاک ارّه به اضافه ی خاک برگ( همین کیسه های خاک که میفروشن).

یعنی کلا یه خاکی که با خاک ارّه یا کاه یا هر چیز دیگه ای سبکش کنید بعد کود هم داشته باشه حالا کود دامی یا ورمی کمپوست. یا هر کود دیگه ای.

خاک رو بیش از حد سبک نکنید چون توی گرما گیاه خشک میشه یه حد تعادل رو رعایت کنید. چندبار انجام بدید دستتون میاد چطوریه. باید حتما تجربش کنید.

نقاشیمو تموم کردم

قلموهایی که استفاده کردم اینا بودن

یه آبرنگام داره تموم میشه

یکی دیگه رو هم اوردم توی کار. تصور اینکه آبرنگ بخرم خلم میکنه. چون آبرنگ گروون تر از هر چیزیه نسبت به اندازش. ولی فعلا شکرخدا دارم چندتائی.

گفته بودم که کارتریج پرینترمو شارژ کردم. شارژ 15 تومنی شده 55 تومن شارژ کردن کارتریج یعنی همون جوهر کردن پرینتر به زبون ساده ترش بعد اینکه الان دفتر فیلمامو بهش اضافه کردم

دفتر فیلمام مث فهرست میمونه وقتی خواستم فیلم خوشگل و خاطره انگیز و لذت بخشی رو ببینم میرم دفترمو باز میکنم و انتخاب میکنم

آنچه در پست بعد خواهید دید

خرید شال بهاری از اینترنت

خب دیگه من برم شبتون بخیر و سلامتی باشه یا علی

[ پنجشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۹ ] [ 22:23 ] [ هرمیون ]

وارد ماه زیبا و خاطره انگیز و قشنگ و دوست داشتنیه بهمن شدیم

سلام امروز یکشنبه س دیروز از پست دوتا از بسته هام رسید. وقتی بسته های پستی میرسه آدم فکر میکنه چقدر راحت این خریده شده و فرستاده شده در صورتی که ادم صد کیلومتر راه بره توی خیابون و هزارتا مغازه رو هم ببینه و دنبال چیزی بگرده خیلی راحت و بهتر از اینه که از فروشگاه های اینترنتی خرید کنه

اینقد که اول باید هی بگردی چیزی رو که میخوای پیدا کنی دوباره بشین نماد اعتماد هر سایتی رو بررسی کن که اصلا داره اگه داره الکی نباشه بعد دوباره یه ساعت توی فهرستاش بگرد اخرشم که پیدا کردی یهو میبنی نمیشه توی سایت ثبت نام کرد .خیلی اعصاب خوردکنه چیزی خریدن از اینترنت.

خب حالا بگذریم از اینا، برسیم به خریدام

اول چیزی رو که همه استفاده میکنید رو بهتون بگم که به دردتون بخوره.

موس که خریدم واقعا خوبه اصلا هم کوچیک نیس. فکر کنم آقایون که خریدن این شکایت رو ازش داشتن چون دستاشون مث غول میمونه به ظرافت دستای ما دخترا نیس اصلا باید بگن این موس دختروونه س. به دستای ما میخوره من موس کوچیکتر از اینو داشتم .اینقد که همه گفته بودن این موس کوچیکه که به خدا فکر کردم از اون موس کوچیکه که قبلا داشتم هم کوچیکتره قد سوسک خالدار میمونه .

ولی واقعا اندازش خوبه حرف الکی میزنن.بدون پد موس هم به راحتی کار میکنه و مشکلی نداره برخلاف موس 80 تومنی که از مهندس کامپیوترم خریده بودم که اصلا بدون پد موس (حالا یا موس پد ) کار نمیکرد ولی این واقعا با همه سطحی بچم سازگاره

قیمتش 39 تومن از سایت سیپاس خریدم. فقط توی این سایت میتونید به تعداد بیشتر از یکی بخرید .سایتای دیگه فقط یه دونه میذارن بخرید. توی جعبه ی پلمپ شده هس اصلا جعبه باز نشده

من بازم بهتون میگم هر چقدر یه سایتی معروف باشه و همه دارن ازش چیزی میخرن ولی وقتی نماد اطمینان نداره به هیچ وجه ازش چیزی نخرید

خب سفارش بعدیم که رسید وسائل نقاشیم بود. خیلی دوسشون دارم کلا دیوونه وسائل نقاشی هستم

اینو خیلی دوسش میدارم

اگه میخواید قلمو بخرید توضیه میکنم اگه اول کار هستید و دارید نقاشی رو یاد میگیرید اصلا قلمو حرفه ای نخرید چون گروون هستن و برا تمریناستفاده کنید سریع خراب میشن باید به نقاشی کردن با آبرنگ یا رنگ روغن عادت داشته باشید و رُند شده باشه بارتون وگرنه قلم مو رو خراب میکنید. قلموهای ره اورد شماره های خیلی ریزش که جزو قلم مو های سر گرد محسوب میشه ارزون هستن ولی خب از نظر من همونم سریع خراب میشه اگه تمرین نکرده باشید. نظم موهای قلم مو بهم میخوره.

من بیشتر از این نتونستم پول بدم برا قلم مو. چون چیزای دیگم میخواستم برا همین شماره های متوسط یا کوچیکتر از متوسط رو انتخاب کردم.

موقع خریدن قلم مو به این توجه داشته باشید حتما که قلم مو رو برای آبرنگ میخواید یا رنگ روغن. قلم مو های آبرنگ نرم هستن ولی رنگ روغن سفت و محکم. من هردو مدل رو خریدم چون با رنگ روغن هم کار میکنم. ولی امتحان میکنم ببینم از قلم موی سفت میشه برا ابرنگ استفاده کرد. ولی به هیچ وجه از قلم مو ابرنگ برا رنگ روغن استفاده نکنید چون خراب میشه.

خرید بعدیم برگه کالک بود

این برگه ها روغنی هستن نه اینکه حالا واقعا چرب باشن حالتشو دارن برگه کالک برا کارای مهندسی و این چیزاس . من برا کشیدن نقاشی با ماژیک ازش استفاده میکنم خیلی قشنگ میشه و اینکه ماژیک روی اونا لیز میخوره و خیلی رنگشو قشنگ پس میده من قبلا کشیده بودم چندتا نقاشی که به دیوار که میزنی انگار روی خود دیوار نقاشی کشیدی. چند مدلشو نشونتون دادم قبلا.فکر کنم 10 تاش شد 17 تومن.

بعدش هم که برگه اچار خریدم ارزون بود یادم نیس بسته 50 تایی هس فک کنم 8 تومن. قبلا 500 تا برگه میخریدیم یه قیمت خیلی ناچیزی الان ببین تو رو خدا چی شده

یه بسته رنگ روغن 12 تائی

رنگ روغن قبلی که خریدم ماریس هس بعد اینکه 12 میل قیمتش 100 تومن بود البته چندماه پیش الان نزدیک 160 یا یه کم بیشتر و کمتر شده. این رنگ روغن ایرانیه قیمتش 50 تومن من خریدم که بعد از خرید من قیمت رو کرد 60 تومن 21 میل. یعنی تقریبا دوبرابر ماریس رنگ توشه.

البته اینو هم بگم که ماریس خب کیفیت خیلی بهتری داره و بوش یه دنیا کمتره. ولی خب همینم کار راه میندازه از نظر من عالیه.

چون رنگ سفید خیلی استفاده داره برا همین من همش رنگ سفید رو زودتر بقیه تموم میکنم یه رنگ سفید بزرگ خریدم27 میل . 20 تومن .

سلام امروز دوشنبه س و باز انفجار در خانه

هیچ وقت نذارید آب شیشه بخاری بریزه که یهو شپلنگی میشه بخاریتون

الان ما داره کم کم سردمون میشه نمایندگی ایرانشرق هم گفتیم بیان درست کنن با اینکه بخاریمون لورچ هس اومد شیشه ها رو شمرد و شیشه خارجی رو هم اندازه گرفت رفت و گفت عصر میام الان ساعت نزدیک 5 و نیم هس هنوز نیومده . همیشه میگم خدا نکنه آدم گذرش به این تعمیرکارا بیفته .اه اه اه

امروز بالکن بالا رو جارو کردم مردم از خستگی . یه کم کار باغبونی هم کردم خاک و این چیزا درستیدم برا سینی نشا که امیدوارم هر چه زودتر به دستم برسه . یه بار زنگشون زدم گفتن که یه قلم از چیزائی که میخوام نیس اماده کنیم میفرستیم. فردا هم ببینم هنوز نفرستادن دوباره زنگشون میزنم بابام همچنان قراره سیمان بگیره که دور باغچه رو درست کنیم . وااااااااااااه که خدا نکنه بابام بخواد کاری بکنه جونم به لب میرسه

دارم رنگ امیزی هاگرید رو تموم میکنم. این چند وقته که باغبونی میکردم نشده دیگه نقاشی بکشم وگرنه حتما نقاشی بکشم عکسشو میذارم . ممنونم که گفتید عکس نقاشیامو بذارم یه کم رنگ آمیزی میکنم خستگیم در بره نقاشی که بکشم تمرکز و انرژی میخواد برا همین میخوام کارای باغبونی تموم بشه برم سراغ کارای دیگم. حالا اگه تموم شدددددددددد

یه سال من حیاط دستم نبود بابام واقعا چیکار کرده با حیاط هر کاریش میکنم کاراش تموم نمیشه. غلط بکنم دیگه باغچه ها رو بسپارم به بابام.

چند روزه دوباره دارم عرق بید میخورم .عرقای دیگم تموم شده کاسنی مخصوصا خیلی نیاز دارم. بیدمشک و گلاب. گرمم شده باز. به خاطر اینکه توی حیاط میرم هوا هم سرده نسبتا برا همین سردرد هر رو میکردم. کدئین میخوردم حرارت بدنم بالا رفته به شدت. یه شیشه عرق بید رو دو روزه خوردم. البته الان هوا خوب شده و اونطوری سرد نیس دیگه بهرای شده.

عرق بید و کاسنی حرارت بدن رو کم میکنه به شدت. فقط اینو هم بگم که فشار رو پائین میاره شدیدا. پس زرتی نخوریدش اگه فشارتون پائینه. خواهرام نمیخورن اصلا. ولی من خب فشارم بالاس نه اینکه بالا باشه یعنی پائین نمیره . همچنان قرص پراپرانول رو هم میخورم قطعش نکردم. میخوام تا زمانی که کرونا هس بخورم چون به شدت ضد استرسه . البته کار اصلیش تنظیم ضربان قلبه. فشار رو هم پائین میاره . پس اگه پراپرانول میخورید برا تپش قلب و فشارتونم پائینه اصلا عرق بید رو نخورید.

سلام امروز سه شنبه س خندم میگیره یهو نوشتنمو ول میکنم پا میشم میرم کارامو انجام بدم. شما به خوبی خودتون ببخشید

امروز اصلا کل روز رو توی خماری بودم از ظهر تا ساعت 4 هم خواب بودم .صبح بعد از نماز یه سیتیریزین خوردم چون نفسم میگرفت انگار همه سینوسام متورم شده بود داشتم خفه میشدم چه قرص خوبیه فقط بدیش اینه که مث همه ضدحساسیت ها که از شیشه درست میشه اینم ادمو میبره توی هپروت هر وقت میخورم کل روز رو توی جو سیر میکنم یا خوابم

خلاصه که امروز هیچ کدوم از کارای خودو انجام ندادم فقط یه زنگ زدم به این سایت که چیزای باغبوین ازش سفارش دادم بار دومه که میزنگم. بهم میگه که بذارید من باهاتون یه دردلی بکنم من جعبه میخرم 10 تومن اونوقت یه سینی نشا باید بفرستم ده تومن خودشو فروختم .خلاصه کلی ناله کرد من گفتم خب نمیخوام، پولشو پس بفرستید بقیشو ارسال کنید گفت نه حالا اگه دل چرکین شدید بفرستم ، اینقد لجم گرفت گفتم نه ممنون نمیخوام دیگه بقیشو بفرستید .

حالا جون بکنه تا بقیه سفارشمو بفرسته.

دارم 31 فصل باب راس رو برمیدارم. یه کم بیشتر کار با قلموهاشو یاد بگیرم بعد بشینم یه نقاشیاشو بکشم.

همش تو فکر اینم که چیزایی که کاشتم دربیاد خیلی منتظرم امیدوارم دربیان همشون چون تمام بذرامو بیشترشو کاشتم

دیشب نماینده ایرانشرق اومد خیلی خندیدم شیشه هایی که شکسته بود خیلی داخل بخاری رفته بود و کلا بخاری رو باز کرد بعد مشالله بهش بخاری به این سنگینی رو رو دستش میچرخوند تکونش داد تا شیشه ها بریزه بعد گفت جاروبرقی بیارید بعد وقتی اوردم جاروبرقی رو گرفت همه هال رو جارو کرد به خاطر اینکه خورده شیشه نباشه جایی. بعد نشست شیشه های جدید رو جا بزنه بابام یه خورده شیشه تو پاش فرو رفت بعد گفت جارو رو بده بهش دادم حالا بابام دو ساعت داشت جارو میزد . هالمون اصلا یه جور خاصی تمیز شده

سلام امروز چهارشنبه س نمیدونم امشب اینو ارسال بکنم یا نه چون هنوز تموم نشده ولی بهتره تموم کنم و زودتر ارسال کنم امیدوارم امشب ارسال کنم عکسارو هم گرفتم رنگ آمیزی هنوز تموم نشده امروز یه خورده بی حال بودم .شبا سرما میخورم چون گرمم میشه بخاری رو خاموش میکنم بعد وسط شب سرما میخورم.

ولی با این حال امروز رفتم چندتا گلدون اماده کردم چون من حساب سینی نشائ رو کرده بودم الان باید به جای اون گلدون خیلی آماده کنم . شش تا گلدون اماده کردم و دوتا بزرگ برا گوجه. آخه بذر گوجه مینی یا گیلاسی گلدانی رو خریدم البته اول باید نشائ کرد یعنی بذر رو بکاری توی یه جای کوچیک بعد بزرگ شد بزنی توی یه گلدون بزرگتر. خب حالا من برم رنگ امیزی رو تمومکنم که شب ارسال کنم یه ضدحمله زده باشم

سلام خب اومدم به سلامتی ارسال کنم

هاگرید عزیزمو رنگش کردم

خب بعد از این نقاشی فکر کنم با آبرنگ بکشم نمیدونم باید ببینم این باغبونیام تموم میشه بلاخره . شبا باب راس رو میبینم قبل از اینکه بیام اتاقم با تلویزیون توی هال میبینم که بزرگه قشنگ بفهمم چی به چیه واقعا اگه باب راس بود الان چیکارا کرده بود .

خب شبتون بخیر باشه و سلامتی آرووم بخوابید خوابای قاتی پاتی نبینید یا علی

[ چهارشنبه یکم بهمن ۱۳۹۹ ] [ 20:34 ] [ هرمیون ]

احراز هویت سجام و ثبت نامشو یه ذره توضیح دادم هر جائیشو که دیدم برا خودم سخت بود توضیح دادم امیدوارم کمک بکنه به آبجی عزیزم که سوال کرده بودم آخر پست توضیح دادم . بزن بره آخر همین پست که میخونی

سلام امروز دوشنبه س. الانم سر شب هس من یه خورده نقاشی رنگ کردم و بعد فیلم شبکه چهار که تقریبا ساعت 6 و ربع و این حدودا شروع میشه دیدم. چند وقتیه سریال پشت سر هم میذاره. سریالای شبکه ی چهار رو دوس دارم بهش احترام میذارم

یه جوریه که وقتی یه نقاشی رو شروع میکنم وقتی رنگ اول رو میزنم حس میکنم اصلا نمیتونم درست در بیارمش. یه جورایی خیلی سخت به نظر میاد هربار هم حس میکنم این یکیو دیگه خراب میکنم. والان در مورد این نقاشی سرخپوست هم همین حس رو دارم

این نقاشی سرخپوستم

دوس دارم بعد از این نقاشی یه رنگ آمیزی رو انجام بدم از کتاب رنگ امیزیا. توی کتاب قبلی نوشتهب ود که برگه ها از جنسی هس که میشه با آبرنگ رنگ آمیزی هم کرد اون کتابی که نقاشی هاش از یه نقاش خیلی معروف بود رو میخوام با ابرنگ رنگ کنم . امیدوارم بشه.

نمیدونم چرا اینقد دوس دارم نقاشی بکشم وااااااااای هی تند تند دلم میخواد بکشم ولی سخته آدم خسته میشه خیلی انرژی میبره.

اینم نقاشی پرنده ی دوم فک کنم قاتی کردم همه رو

نوبت دکتر فک و صورت رو کنسل کردم و نرفتم مامانمم قرار بود برا عکس چشمش بیاد ولی خب صبح گفت نمیتونم بیام. منم نمیدونم الان چیکار کنم یه روز در هفته هم هس میترسم یه روز صبح پاشم فکم باز نشه نمیدونم چشه حس میکنم ماهیچه هاش گرفته یه چیزیشه چون دستش میزنم درد میاد . مامانم میگه از اعصابته. میگم وا اعصابم چشه؟ خواهرم گفت همین استرسی که داری.

حالا ما یه مدت استرس داشتیم ببینااااااااااااااااااااااااااا تا آخر عمر هی هر چی بشه میگن از استرسته. میگم من استرس ندارم. الکی مثلا الان من برا چی استرس داشته باشم وااااااااااااااااااااااا. فکم ماهیچه هاش یه چیزیش شده گرفته انگاری . ولی نمیدونم چرا باز نمیشه این گرفتگیش

حالا از بحث این فک جدا بشیم. من یه چیزی رو بگم . باباهای شما هم هر وقت میخوان چیزی بخرن ادا اصول درمیارننننننننننننن؟ بابای من دقیقا روزی که حقوق میگیره شروع میکنه غرغر کردن تا آخرش. نمیذاره یه روز ازش بگذره. هی منتظری حقوق بگیره چیزی بخره ، تا بهش میگی یه ساعت میگه که اینقد بدهی دارم و فلان . اه واقعا چقد اعصاب خوردکن. من نمیدونم چرا همش بدهی داره . یه بار به خدا یه بدهی به قصابی داش تا چندین ماه همون یه بدهی رو هی میگفت

اگه خواستید ازدواج کنید اولین شرطتون این باشه که حقوقش رو بده به شما. غیر از این اصلا مزدوج نشید خیلی چیز اعصاب خوردکنیه این مسئله. مامانم که اصلا دیگه حوصله سر و کله زدن با بابام رو نداره میگه من هیچی نه میخوام بخورم نه میخوام بخرم کاری هم با این ندارم ما داریم با بابام سرو کله میزنیم. وای اعصاب ادمو خورد میکنه واقعا مردا چقد مزخرفن. اوه چی گفتم چرا اینجوری ان خب بعضیاشون البته

سلام امروز سه شنبه س امروز ماهی میخواستم درست کنم گفتم اینبار سوخاریش کنم ماهی تابه ی چودنی نالینو رو برداشتم الکی میگما این روهی هس. درسته دیگه روحی یا روهی؟!!! این ماهی تابه ی ما ماهه به خدا. چندتا دیگم داریم ولی همه چیز بهش میچسبه ولی این یکی اصلا هیچی بهش نمچسبه.

خلاصه ماهی رو از قبل توی آبلیمو و نمک خوابانیده و سپس چند بار توی تخم مرغ و آرد سوخاری که نه، من آرد سوخاریشو از همون نون ساندویجی درست میکنم خیلییییییییییی خوب میشه. پف میکنه خیلی. خیلی هم خوشگل میشه. نون ساندویجی میذارید خشک بشه رو بخاری یا هوای آزاد بعد با چرخ یک دو سه آرد میکنید یعنی نه در حد آرد. برا این هم میگم با چرخ یک دو سه. چون میشه تنظیم کرد چقدر خورد بشه. یه کم درشت باشه.

و سرخش میکنیم

اینم آخرش که کشیدم خوردم خیلی گشنم بود

سلام امروز پنجشنبه س. شبا میخوام کتاب بخونم نمیتونم .چون این مورچه پر دارا که نمیدونم چی هستن تا چراغ مطالعه رو روشن میکنم هجوم میارن سمت من منم سریع خاموش میکنم . هر سال یه مدت میان و بعد میرن فقط نمیدونم از کجا میان حس میکنم از لوله های خرطومی برق میان اخه همیشه اونجان

من برم نقاشیمو تموم کنم عکس بگیرم بیام ادامه بدم

سلام امروز جمعه س . و من همچنان نتونستم نوبت برا دکتر فک و صورت بگیرم ، ولی نوبت برا دکتر چشم گرفتم فردا باید برم. دیروز نقاشیمو تموم کردم خسته شدم نتونستم پست بذارم امروز هم البته نمیتونم چون کار زیاد دارم. آماده میکنم فردا بیام تکمیلش کنم و بزنم ارسال بشه.

میدونید تصمیم گرفتم یه داستان بنویسم یعنی فقط یه داستان تا اخر عمرم اصلا عاشقانه و این چرت و پرتام نیس اصلا خوشم نمیاد کلا نه از فیلم عاشقانه نه از کتاب عاشقانه میخوام تخیلی باشه. خواهرم میگه خیلی خوب سرهم بندی میکنی حتما میتونی کتابتم بنویسی

سلام امروز شنبه س الان عینکمو هم ندارم چون باید ضدعفونیش کنم حال نداشتم خیلی خستم .

امروز از ساعت 9 تا 12 دنبال چشم پزشکی بودم. هم خودم هم مامانم . مامانم عکس چشم میخواست بگیره خودمم میخواستم برم پیش چشم پزشک که گفت چشمت خوبه شماره چشاتم تغییری نکرده از این نورها هس که میاد دور چشم مثل موج میمونه یا جرقه نوری یا هر چیز دیگه ای که کنارهای چشم میاد اعصاب مصابمو خورد کرده بود بعد دکتر گفت هیچی نیس مث همون سری که دکتر خودمم بهم گفته بود بهش توجه نکن میره خودش ، منم رفته بود باز اومد چشم پزشک هم گفت چیزی نیس بهش توجه نکن میره. اگه همراه با سردرد یا حالت تهوع نباشه اصلا مهم نیس. گفتم که اگه شما هم یه زمانی براتون پیش اومد یا اطرافیانتون بدونید چی به چیه.

چندتا از بخشای پست رو حذف کردم به خاطر اینکه چندتا عکس یادم رفت بگیرم اینبار که بیام حتما دوباره اضافه میکنم. نمیدونم چرا یادم رفت

سجام

برا کلا ثبت نام و احراز هویت سچام مشکلاتی که خودم برخوردم رو بهتون میگم و یه توضیح کلی میدم. بازم اگه سوالی داشتید بپرسید ان شائ الله که بتونم بجوابم. یعنی بلد باشم بجوابم.

اول برا ثبت نام که وارد سایت سجام میشید خیلی اعصاب خورد کنه. یه دنیا سوال داره که باید جواب بدید و مشکل که من اول بهش برخوردم این بود که سیم کارتای کل خونواده به نام من بود چون هیچکدومشون موقع گرفتن سیم کارت حوصلشو نداشتن من براشون گرفتم و بهشون دادم. توی سجام هم حتما باید یه سیم کارت به نام خود شخص باشه.

برا همین دوباره من به زور همه رو راضی کردم که بیاید بریم ثبت نام کنیم اصلا خونوادم حوصله این کارا رو ندارن.

خلاصه اومدن و من نزدیک دو ساعت رو پا وایسادم تا همه رو ثبت نام کنم . فقط موقع امضا صداشون میزدم یعنی واقعا داشتم بالا میاوردم کمرم دو نیم شد اینقد سر پا وایسادم تا فرم پر کنم و این مسخره بازیا رو انجام بدم.

بعد خلاصه ثبت نام کردم توی سجام فک کنم فری 5 تومن هم جریمه همه رو دادم که سیم کارت به اسم خودمو وارد سیستم کرده بودم . بعد شماره ها رو عوض کردم یعنی اینقد من توی سجام ده تومن و 5 تومن دادم که خل شدم .

بعد مشکل اصلی احراز هویت بود که اصلا با هیچ نرم افزاری نمیشد. توی گوگل بزنید سایت احراز هویت سجام، بعد خودش اون بخش از سایت سجام رو براتون میاره که مربوط به احراز هویت هس.یا توی خود سایت هم معلومه بخش احراز هویت کجاس.

شما اگه مث من با نرم افزار مشکل داشتید و ضبط فیلمش کار نمیکرد از سایت بانک مهر که توی همون بخش احراز هویت هس اون پائین، روی اون بزنید باز بشه. یعنی از گوشیتون باز کنید سایت بانک مهر رو. بعد ارد بخش احراز هویت سجام بشید دیگه حله

خب من الان با مهتابی روشن توی اتاقم دارم پست ارسال میکنم چون یه عالمه مورچه بالدار دور مهتابی نشستن اگه من خاموش کنم همه حمله ور میشن سمت نور کامپیوتر. خیلی ترسناکه برا همین نمیتونمم کتاب بخونم. چون با نور مهتابی دوس دارم کتاب بخونم.

این چند روز رو صبر میکنم امیدوارم زودتر برن دیگههههههههههه

عوضش شبا فکر میکنم به کارایی که میخوام انجام بدم هر چند تا میرم فکر کنم خوابم میبره اصلا اهل فکر کردن نیستم خب دیگه شبتون بخیر و سلامتی خوبی و خوشی. یا علی

[ شنبه بیست و نهم آذر ۱۳۹۹ ] [ 23:12 ] [ هرمیون ]

همچنان در کاشون برف در هواس و روی زمین نیومده

با برفایی که میاد توی شهرتون به ما پُز ندید عوضش خودمونم یه هوای سرد و خشکی داریم که نگوووووووووو (کاشان دارای بدترین هوای زمستانی)

سلام امروز سه شنبه س . چند روزه منتظرم هوا آفتابی بشه یه عالمه لباس و ملافه دارم بشورم اول لباسای بیرونمو شستم پالتومو نشستم چون چند روز پیش شسته بودم دیگه میذارم توی نایلون تا دفعه بعدی که برم بیرون. بعد چادر و شلوار و جوراب و شالمو شستم.

بعد ماشینو با دوتا پیمانه وایتکس ضدعفونی کردم. بعد لباسامو ریختم شستم دیگه روتخیمو و رو بالشتیامو و حوله و چادر نمازامو نشستم. موند واسه فردا. از ساعت 10 صبح تا 12 ظهر طبقه پائین داشتم چیزی میشستم

بعد الانم از ترس اینکه باروون نیاد دم غروبی آوردم جلو بخاری ریختم البته نیمه خشک از ماشین درمیارم برا همین دیگه اون یه ذره هم خشک میشه زودی.

دیروز جاتون خالی حلیم پخیدم خیلی خوب شد . با اینکه اصلا یادم نبود چطوری میپختم ولی واقعا خیلی خوب شد. خیلی جاافتاده شد بعد موقعی که پخیده شد گفتم ظرف بیارید بدم بهتون . همه رو کشیدم نوبت خودم شد گفتم حالا خود عروووووووووووووس بعد همه خندیدن بعد گفتم حالا خواهر عروس ظرفشو بده

حتما حتما وقتی حلیمتون پخیده شد و تقریبا یه نیم ساعت مونده به اینکه خاموش کنید، یه قاشق غذاخوری هل بهش اضافه کنید هل سابیده شده. البته یه قاشق غذاخوری برای چهار لیوان گندم هس.

فکر نکنید بوی هل برمیداره اصلا حتی یه ذره هم حس نمیکنید بوی هل رو. یه بوی خامی که گندم داره رو میگیره. یه بوی خیلییییییییییییییییییییی خوشمزه ای میشه. پس اصلا فکر نکنید بوی هل راه میفته توی حلیم. اینو از کسی که بهترین و خوشمزه ترین حلیم رو درست میکنه قبول کنید .

مامانمم در مورد هل همین فکرو میکنه برا همین هر وقت میخوام بهش اضافه کنم یواشکی اضافه میکنم چون هر چی هم بگم باورش نمیشه. آخرش همه میگن حلیمای من خیلی خوشمزه س .

امشب نشستم توی کمد کامپیوترمو تمیز میکردم هر چی اضافه بود دور میریختم چون جا کم آوردم برا همین دارم جا باز میکنم.

هر سال هم زمستون که میشه پاستلا و استیکرا و ماژیکامو میبرم میذارم توی هال پشت مبل نزدیک پنجره . اونجا هواش خیلی سرده. البته زیاد هم سرد باشه خشک میشن نه باید زیاد سرد باشه نه زیاد گرم.

چند روزیه که فکم، خیلی درد میاد گفتم شاید خوب بشم ولی امروز دردش زیاد شده . میخوام به جا نوبت چشم پزشکی نوبت دکتر فک و صورت بگیرم. هر چند هر دوتا رو باید برم. ولی خب یه نوبت بیشتر نمیشه گرفت. اون صبح جمعه ساعت 7 صبح .

داشتم توی اینترنت دکترا رو انتخاب میکردم . ببینم کدوما به چهرشون میخوره باتجربه تر باشن.

میدونید دیشب یهو یادم اومد که اون دکتر اولی که تا پارسال پیشش میرفتم، اینبار که این دکتر دومی منو بستری کرد برا اینکه بفهمه چرا تب دارم، به این دکترمم گفته بود بیاد بیمارستان یه بار منو ویزیت کنه بعد اصلا این دکترم نیاز نبود بیاد نمیدونم برا چی بهش گفته بود، هر وقت من میرم بیمارستان یا این اونو خبر میکنه یا اون اینو خلاصه بعد وقتی یهو دیشب یادم اومد توی برگه مرخصی توضیحاتی که میدن برا بعد از مرخص شدن که چیکارا باید بکنی، نوشته بود دکتر فلانی گفته مراجعه کنی به مطب. یعنی دکتر اولیم

من یه بار برگه رو خونده بودم بعد اصلا یادم رفته بود آخه نیازی هم نبود برم پیشش. اصلا ربطی بهش نداش. منم حال ندارم زرت و زرت هی یا این میگه بیا یا اون میگه بیا. حالا خدا نکنه نیاز بهش پیدا کنم بعدشم من داشتم میرفتم پیش اون دکترم ، نمیشه که هر دوتا رو برم. انگارم مفته به مامانم که گفتم گفت بیخود گفته چه قافیه دار شد

سلام امروز چهارشنبه س امروز بقیه کوزت بودن دیروزم رو ادامه دادم ملافه ها و بقیه چیزا رو شستم. بعد ساعتای 2 هم نشستم نقاشی کشیدم نمیدونم چرا اینقد از نقاشیم خوشم اومده

اینم نقاشی زیبای من میدونید که دیگه نقاشی هابیت هس

نقاشی بعدی که میخوام شروع کنم با پاستل هس میخوام بزنم به در جاکمدی

سلام امروز جمعه س . جمعه ها حس ارسال پست رو دارم همیشه هم سعی میکنم ولی نمیشه. امروز رو ببینم چطور میشه. عکس گرفتم امیدوارم که ارسال کنم

میدونید کتاب به خانه ی مردگان خوش امدید رو دیشب تموم کردم خیلییییییییییییییییییییی قشنگ بود خیلی هم ترسناک بود عین فیلما بود واقعا از وسطاش به بعد خیلی ترسیدم. اگه اون شبی که توی دستشوئی گیر افتادم این کتاب رو خونده بودم مطمئن باشید از ترس سکته میکردم خیلی کتابش بهم چسبید ای ول واقعا قشنگ بود.

حالا میخوام کتاب شبح در همسایگی شماست رو بخونم چهارمین کتاب ترسناک رو شروع کردم. یه حسی دارم این مجموعه رو بخونم چون نمیتونم برم سراغ کتاب دیگه ای. خوشم میاد میترسم

این اپلیکیشن مسخره ی پذیرش 20 دقیقا به چه دردی میخوره؟ من البته تلفنی نوبت میگیرم. ولی گفتم شاید این بهتره. بعد این مسخره رو نصب کردم. صبح میخواستم نوبت دکتر متخصص فک و صورت رو بگیرم واسه فکم که درد میاد. بعد انگار داری دوئل میکنی برا نوبت گرفتن. سر ساعت هفت شماره رو گرفتم یه لحظه اشتباهی یه شماره دیگه رو انتخاب کردم بعد سریع قطع کردم و باز شماره گرفتم نوبت تموم شد مزخرف مسخره خب الان کی پاسخگوی فک من هس؟ هان خب من چیکار کنممممممم نوبت چشم پزشکیمم از دست دادم چون میری یه نوبت دیگه بگیری دیگه به هیچ وجه نمیتونی نوبت دکتر دیگه ای رو بگیری .حالا باید بشینم ببینم کدوم قبرستونی متخصص فک و صورت داره. اههههههههههه منم شورشو درآوردم دیگه .

سلام الان شب شده پر ستاره یه فیلم هندی دارن پخش میکنن خوشم نمیاد از فیلم هندیا ولی وقتی همه میبینن منم میبینم .فقط نمیدونم چرا توی فیلم هندیا همه مردا زیرپوش رکابی پوشیدن یعنی هند چیزی به اسم پیرهن نداره؟!!!

یه خوراکی خیلی خوشمزه میخوام بهتون معرفی کنم بینهایت خوشمزه س. من عاشقشم یعنی نمیدونم کی این ترکیب رو با این نرمی درست کرده. اصلا قسمت دیوونه کنندش اینه که وقتی یه گاز میزنی یهو این شکلات روش میشکنه میرسی به یه بخش نرم خیلییییییییییی یعنی خیلیییییییییییی خوشمزه س. اونبار که گفتم بیرون آبمیوه و کیک خوردم این بود. چند روز پیش رفتیم بیرون بعد من چندتائی از اینا خریدم . ایو با ابیموه هلو بخورید خیلی کیف میده ولی با نوشابه هم خیلی خوشمزه س . خلاصه گفتم در جریان باشید

بیسکویتش خیلییییییی نرمه بعد وسطش یه چیزی داره نمیدونم چیه مثل گز میمونه مثل ماشمالوی آب شده خیلی از گز نرمتر کش میاد دیگه بازم بگم براتون یا همین الان میرید میخرید؟

راستی نقاشی بعدیمم اول یه پرنده میکشم بعد اون یکی نقاشی اصلیمو. یکی در میون پرنده میکشم باید دفترمو پر از پرنده کنم. اوهووووووووم

روی برگه دفتر نقاشی ، خوشگل نقاشی کشیدن خیلی سخته از نظر من. چون سطحش خیلی صافه و لیزه برگه های طراحی نقاشی رو خیلی قشنگ تر میکنن بهتون پیشنهاد میکنم اگه میخواید حتی نقاشی رو یاد بگیرید سعی کنید همیشه روی برگه طراحی نقاشیاتونو بکشید. حالا من که میکشم واسه تنوعه و دفتر نقاشی زیاد دارم حیفه از یه نظرم خوشم میاد خودمو به چالش بکشم

خب دیگه من رفتم تا دفعه ی بعد که زودتر بیام دارم همه سعیمو میکنم اینبارم فک کنم زودتر اومدم امیدوارم لااقل دوبار در هفته بشه . به امید روزهای قشنگ چقد من از این حرفا بدم میاد یا علی

[ جمعه بیست و یکم آذر ۱۳۹۹ ] [ 18:24 ] [ هرمیون ]

دوباره من پریشب توی دستشوئی گیر افتادم نیم ساعت هی صدا میزنم در بسته شده کسی بیدار نیس؟ حالا به خدا مثل مورچه راه میری همه بیدار میشن از خواب، ولی این همه من صدا زدم و توی در زدم هیچکی بیدار نمیشد همه حالا واسه من خواب سنگین شدن بعدش که بیدار شدن خواهرم میگه تو باز گیر افتادی زهرمار من داشتم گریه میکردم اعصابم خورد شده بود فک کردم باید تا صبح تو سرویسا بشینم داشتم خل میشدم آخه دوتا در هم توی سرویسا بسته میشه خیلی احتمال شنیدن صدا کمه

سلام من بلاخره نشستم سر نقاشی کشیدن.

هیچ وقت یه ببر رو نکشید اینقد سخته و ریزه کاری داره که تا یکی دو ماه همینطور خسته اید مث من.

برا شکستن طلسم دفتر پرنده هام اولین پرنده رو کشیدم بوچچچچچچچچچچ به تک بک پر پرنده ها

اینم نقاشی من

خب نقاشی بعدیم میخوام حتما آبرنگ باشه و شروع کردم به کشیدن.

خیلی طرح انتخاب کردم و کشیدم. آماده جهت رنگ امیزی. چندتا طرح رنگ آمیزی هم از کتابای رنگ آمیزیم انتخاب کردم. کلا انتخاب کردن من خیلی طول میکشه

امسال سال استامینوفن بود برام. کلا حس میکنم نصف استامینوفنای ایران رو من خوردم هر چی قبلا میگفتم عوارض داره سردرد رو تحمل میکنم، عوضش هی این دکترم برام جبرانش کرد. هر چی هم بهش میگی عشقم این استامینوفنایی که مینویسی از نوع 500 واسه منه بدبخت قلبمو از جا میکنه، زرتی میخنده میگه اصلا به قلب کاری نداره

یه سوال از دکترم دارم یعنی دوتا سوال دارم حالا ببینم چی میشه حوصلمم نمیرسه چون خیلی باید جملات رو سبک سنگین کنم

امسال به گنجشکا خیلی چیزی میدیم هر چی برنج اضافه میاد و نون خشکامونو میکوبیم بهشون میدیم میریزیم روی یه نایلون توی بالکن. چقد گونجیشک

باید برم چشم پزشکی . یه حسایی دارم که حس میکنم باید برم چشم پزشکی. این تعطیل کردن اداره بیمه خیلی کار اعصاب خوردکنی بود. دفترچه مامانم تموم شده بود هی میخواستیم بگیرم نمیشد بعد میگفتن بدون دفترچه هم برید ما هم همچین شنبه رفتیم اون هفته که گفتن نمیشه عکس چشم بگیرید باید دفترچه عوض کنید بعد اونام که تعطیل بودن حالا شنبه هم که رفتیم حالا واسه ما اداره بیمه باز شده بود اینقد توی نوبت نشستیم برا عکس چشم. اخرش نشد عکس بگیریم خدا این دختره رو لعنت کنه که حواسش نیس از اول بگه

حالا خودمم نوبت گرفته بودم برا یه دکتر چشم پزشک. دفترچمو دادم به یه آقاهه توی یه باجه نشسته بود نوبتا رو نمیدونم چیکار میکرد. تقریبا هم سن خودمم بود . من دفترچه رو دادم رفتم طبقه پائین با مامانم که عکس بگیره که بعد یه ساعت نشد و اومدیم بالا من به مامانم گفتم من دکتر نمیخوام بریم. مامانم کلی اصرار کرد ولی من دیدم مامانم خسته شده گفتم الانم باید دو ساعت بشینه توی نوبت برا من. رفتم از آقاهه دفترچمو بگیرم گفت حالا میای؟ میدونی چقد صدات زدم . خندم گرفته بود کسی که غریبه باشه تا حالا اینطوری باهام حرف نزده بود بعد گفتم نمیخوام دکتر برم دفترچمو بدید بعد گفت حالا کجا بودی؟ میخواستم بگم وااااااااااااااااااا دفترچمو بده بزغاله. عجبا. گفتم طبقه پائین بودم دفترچمو بده مامانم منتظره. (نفهم فوضول)

آهان راستی من برگه بیمه تکمیلی رو نخوندم ولی از بس بابام غرغر میکنه هر سری میفهمم قیمتاشو. بدونید سقف بیمه تکمیلی برا آزمایش 650 هزارتومنه .آره این حدودا.

راستی نامردا برا آب مروارید اگه اطلاعی دارید یا چیز خاصی باید بدونم بگید واسه مامانم میخوام. هر کی تجربه ای داره از کسی یا خودش ، بهم بگه سه بار زیارت عاشورا میخونم برا سلامتی و اگه مشکلی هم داره حل بشه دارم قشنگ باج میدم بهتون حال کنید

خب در مورد کتاب خوندن که دوتا از کتابای ترسناک رو خوندم خیلی دوسشون دارم خیلی کتابای آروومیه و قشنگ انگار داری فیلم میبینی. عین فیلماییه که میسازن. قشنگ همشو میشه تصور کرد. تو ذهن آدم موندگار میشه

راستش من یه سری هر چی کتاب توی خونه داشتیم خوندم کتابای مذهبی و فلسفی و مخصوصا در مورد معاد و کلا موضوع های سنگین. و مخصوصا کتاب منتهی الآمال رو خیلی خوندم. برا همین سبک انتخاب کتابامو بردم حالا جهت افکارم و علاقم. یعنی من دیگه از اون کتابا پر هستم. پس اگه شما سنتون از من کمتره ، حتما حتما کتابای مهمی که توی زندگیتون تاثیر داره بخونید مخصوصا کتابای مذهبی و کتابایی که آگاهتون کنه از خامی و سادگی دربیاید. بعد وقتی فول شدید حالا برید سر هر چی که دوس دارید . پس اول خودتونو بسازید .

حالا بعدش میتونید شیرجه بزنید توی کتابای خیالی و قشنگ و ناز و چرت و پرت

راستش تمام کتابایی که خریدم من باهاشون به شدت هیجان زده میشم .یعنی بینهایت هیجان زده میشم خیلی دوسشون دارم سعی کنید کتابایی بخرید که شما رو فرو ببره توی خودش. خیلیییییییییییییییییییییییییییی لذت بخشه

کتابخوانی در شب من آخر شب فقط میتونم کتاب بخونم

روز اصلا نمیتونم کتاب بخونم چون باید ناهار درست کنم. فقط باید خودم درست کنم چون خواهرام اصلا اونطوری که همه دوس دارن درست نمیکنن برا همین نمیذارم ناهار رو درست کنن بعد از اونجا که من روی غذا خیلی کار میکنم برا همین به شدت خسته میشم . تا استراحت کنم و بعد کارای خودمو انجام بدم دیگه شب میشه. وقتی میام بخوابم اول کتاب میخونم بعدش میخوابم

اون لامپ آشپزخونه س که روشنه. من زودتر همه میخوابم. نمیدونم چرا اینقد زود خوابم میگیره عوضش هزار بار تا صبح بیدار میشم

مامانم جدیدا هی میپرسه بازم تب میکنی؟ من خندم میگیره میگم آره یه کم تب میکنم فکرای بد بد میکنم میگه اه بی مزه بازم اینو گفتی .ترسیدم جدی واقعا دو روزی یه بار حتما میپرسه منم همینو میگم بازم جا میخوره .

نمیدونم امشب شاید برا دکترم پیام فرستادم به امید خدا

خب شبتون بخیر باشه یا علی

[ یکشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۹ ] [ 21:38 ] [ هرمیون ]

برقای کل شهر رو گرفتن فک کنم بعدش نوبت ماس. سریع آپ کنم تا قطع نشده

سلام دیروز میخواستم آپ کنم نوشته هام تقریبا کامل بود و عکسم گرفته بودم ولی از عصر به بعد سرم درد گرفت بعد هی منتظر شدم سرم خوب بشه به خاطر معدم نمیخوام مسکن بخورم برا همین شب که شد یَک سردرد شدیدی کردم که نگو

دو روز پیش کتابام اومد

کتاب اطلس دایناسورها رو بینهایت دوسش دارم چقد هیجان انگیزه و دوست داشتنی

کتاب سیمی هس و دی وی دی هم داره من هنوز ندیدمش دوبله هم هس

تمام برگه هاش گلاسه س. خیلی مطالبش جالبه. یه جوری هم کتاب رو طراحی کردن آدم دوس داره هی دستش بگیره و بارها و بارها بخونه انگار واقعا توی دوره دایناسورایی

کتاب بعدیم ویس رو رامین هس. کتاب ویس و رامین موضوعش خیلی قشنگه . اینکه ویس زن یه پادشاهی هس بعد برادر پادشاه که رامین باشه عاشق ویس میشه البته ویس هم بدتر عاشق رامین میشه. کتاب تقریبا 600 صفحه که از شروع عشق ویس و رامین شروع میشه تا آخرش که فک کنم باهام ازدواج میکنن و بچه دار میشن و پادشاه میشه و نمیدونم دقیق ولی شعرهاش یه ریتم خاصی داره قافیه هاش خیلی باهم جوره . آدم دوس داره هی بخونه. من خیلی از کتابای شاعرای بزرگ رو دیدم توی نت خیلیاشو یه کمیشو خوندم ولی اصلا آهنگ شعراشونو دوس نداشتم و اینکه یه جایی از کتاب ویس و رامین رو خوندم که پادشاه فهمیده بود زنش و برادرش عاشق هم شدن بعد درددل کرده بود اینقد قشنگ بود که من گریم گرفت

کتاب ویس و رامین عشق من

یه چیزی رو میدونید من دیوونه ی کارتون آرتور بودم و هستم یعنی خیلی بدجور دوس داشتم این کارتون رو. بینهایت دوسش دارم الانم . تمام قسمتاش که نزدیک صدتا بود رو من ضبط کردم و همیشه میبینمش . مخصوصا وقتی با خواهر کوچیکش میشه دلم غش میره وقتی داشتم دنبال کتاب میگشتم یهو اینو توی فهرست کتابا دیدم اصلا باورم نشد بلند گفتم وااااااااااااااااای کتاب آرتور رو چاپ کردن اونم دقیقا عین خودش بعد وقتی دیدم 5 جلد هس اصلا نمیدونستم از خوشحالی چیکار کنم

اینم عشق خودم آرتور خودم

چندبار خوندمشون تا الان

راستی یه چیزی رو در مورد کتابای مصور هری پاتر بگم. فقط چهار جلد مصور شده. دو جلد اولش خیلی قشنگه . جلد سوم و چهارم رو من کامل دیدم اصلا قشنگ نیس انگار دیگه حوصله نداشتن

خب برا انتخاب مداد رنگی بگم که قول داده بودم . مداد رنگی اگه کیفیتش پائین باشه و نرم نباشه وقتی که با یه رنگ رنگ کنید رنگ دوم رو به سختی میشه روی رنگ اول کشید یا اصلا بعضی وقتا کشیده نمیشه روی یه رنگ دیگه. چون اصولا بی کیفیتا حالت لیزی دارن . مداد رنگی نرم یعنی اینقد کیف داره نقاشی کردن باهاش که دل آدم غش میره راحت میتونید چند رنگ رو روی هم بدید.

مدادرنگی مارک کرونا خیلی مدادرنگی خوبیه یعنی واقعا نرمه خیلی لذت بخشه. من مدادرنگی استایلیشم دارم اونم ماهه.

این مدادرنگی کرونا.من قوطیشو گرفتم جعبه صاف و معمولیشم بود

این مدادرنگی های معمولی و ارزون هس . سه مدل که ایرانی هس

مدادرنگی های روزنامه ای خیلییییییییی ارزون هستن

ازش استفاده میکنم .جاهایی که نیاز نباشه روی هم رنگ کنم. چون آخه اونا گرونن نمیخوام زیاد استفاده کنم از اینا هم کمک میگیرم مدادرنگی ارزونم هر جا میبینید بخرید خیلی خوبه به کار میاد چون نمیشه همش از مدادرنگی گروون استفاده کرد.

بعد اینکه برا نقاشی کردن حرفه ای و اینکه نقاشی خیلی طبیعی بشه باید مدادرنگی 24 رنگ رو خرید. چون یه سری رنگ ها رو که خیلی ادم کاریش داره اصلا توی مدادرنگی 12 رنگ نیس. مدادرنگی هم مثل آبرنگ نیس که باهاش رنگ بسازی خوب درنمیاد.

این مدادرنگی استایلیش.

جعبه فلزی روی قیمت خیلی اثر داره. اگه خواستید ارزون تر بشه جعبه مقوائی بخرید.

در مورد پاستل . پاستل که من روغنی دارم پاستل گچی خیلی مزخرفه یه شش رنگشو دارم فقط میتونم باهاش روی چوب نقاشی بکشم پاستل روغنی رو 12 رنگ کسی بخره همه جور نقاشی میتونه باهاش بکشه خیلی هم حرفه ای. همین 12 رنگای ساده که برا بچه هامیخرن. وقتی دست بچه ها میبینم دلم یه جوری میشه اینقد حروومش میکنن

این پاستلا خیلی ارزونه. منظورم جعبه مقوایئ هس نه دقیقا با نی طرح. فقط جعبه مقوائی باشه همین بسه که ارزون میدن.

پاستلا رو سعی کنید توی جای خیلی گرم نذارید روغنش میره ازش. تو جای خنک نگه دارید.

آبرنگم همینطور یه 12 رنگ ساده خوبه.

آبرنگ پالتی. یا آبرنگ صفحه پالتی، اینا ارزون هستن

فقط خیلی بهتره که برا آبرنگ و پاستل دفتر طراحی بخرید. دفتر طراحی A4. بزرگتر از این اندازه نخرید چون برا کسی که تازه شروع میکنه خیلی خسته کننده س.

آبرنگ که روی ورقه های نقاشی معمولی اصلا نمیشه کشید . پاستل هم روی دفتر طراحی خیلی جلوه ی قشنگتری داره دنیا فرق میکنه با وقتی که روی ورقه نقاشی معمولی کشیده میشه.

خب دیگه من برم آخر شب هس خیلی خستم الان چندتا پیام جدید رو دیدم اینبار که بیام در مورد چندتا چیز میگم. شبتون بخیر یا علی

[ چهارشنبه یکم مرداد ۱۳۹۹ ] [ 23:37 ] [ هرمیون ]

بازم شد یه هفته که دوباره اومدم؟!!!!! نمیخوام تکرارش کنم

سلام چرا اینقد شبا سرده؟ من همیشه یادمه بچه هم که بودیم توی حیاط میخوابیدیم اینقد قبلش آبپاشی میکردیم حیاط و در و دیوارشو که هوا خنک بشه.

خلاصه اینکه من دوباره رفتم توی بالکن خوابیدم آخه اتاقم واقعا گرمه

این محل خوابیدنم

جیرجیرک توی خونه همسایه بغلیمونه. نمیدونم چطور تحملش میکنن. من وقتی جیرجیرک توی خونمون باشه میرم پیداش میکنم هر جا هس بعد تا میبینمش فرار میکنم واقعا اینقدی که از جیرجیرک میترسم از سوسک نمیترسم جیرجیرک رو دیدید؟ شبیه ملخ میمونه میپره ولی خب همین که جاشو پیدا میکنم و بهم میزنم خودش خیلیه بعد چند دقیقه از اونجا میره دیگه

عصرا میرم یه کم کتاب میخونم همراه با گیاهان و درختان. اونم پای بنده س

نقاشیم تموم شد .خوشگلههههههههه؟

این عکس هنری رو هم خواهرم گرفت. هم جورابش هم دستش توی عکس اومده

گفتم بذارم بخندید. منم با شلوار نارنجی

اینجا نقاشیه یه کم کار دیگه داش

بابام گفت بذار قاب کنم بذار برا فروش خواهرم گفت نهههههههه اینو ندی میخوایم قاب کنیم بزنیم برا خودمون. بعد من گفتم نه اینو که من نمیدم برا فروش بعد خواهرم گفت ولی نقاشی بکش بفروش میخرن ازت. بابامم هی تشویقم کرد و گفت یه چیزائی رو میخرن مردم ، تو راحت میتونی بفروشی . منم ذوقیات بهم دس داد ولی نمیدونم چرا حس فروش ندارم کلا برا هر چیزی. آخه دوس دارم خودم نگه دارم بعد اصلا هم دوس ندارم یه کاری رو دوبار انجام بدم ولی اینقد خواهرم و بابام بهم گفت که مجبورم توی یه سایت ثبت نام کنم. خواهرم گفت یه نقاشیتو بذار ببین چی میگن. اون خواهرم گفت اینکارو نکن خسته میشی انرژیت میره

خلاصه نمیدونم والا ثبت نام میکنم یه نقاشیامم میذارم هر چند هیچ کدومو دلم نمیاد دوسشون دارم ولی خب یه کاریش میکنم از یکی دل میکنم

برگ کدو سبز رو دیدید به چه بزرگی میشه

دستمو گذاشتم متوجه اندازش بشید.

کدوهاشم ببینید

اینم بقیه چیزائی که کاشتم. البته من آبشون نمیدم مامانم نمیذاره برم سراغ باغچه ها. فقط چند وقت یه بار میرم نگاشون میکنم بابام بهشون میرسه

سال دیگه دستکش باغبونی و کلا با تجهیزات کامل مامانمو راضی میکنم که برم باغبونی کنم. چون خیلی دلم تنگ میشه برا باغبونی کردن.

نمیدونم چیکار کنم پرنده هامو فراموش کنم خیلی غصه میخورم همش تو فکرشونم مرغای عزیزدلم، کفترای لوس و ناز خودم ، مرغ عشق بدجنسم ، خروسای خوشگل و شیطونم بعضی وقتا بغض میکنم گریم میگیره. بینهایت سخته واسم. نمیدونم چرا حتی یه روزم نمیتونم بهشون فکر نکنم هیچی به اندازه ی اونا منو خوشحال نمیکرد. آخه یهو همشون با هم ازم گرفته شد

خب دیگه اینکه تخم مرغ رو چند وقتیه به رژیمم اضافه کردم حالم از تخم مرغ آبپز بهم میخوره ولی به زور لیمو ترش میخورم. چون آهنم زیاد داره میره پائین. الان بیش از حد میل به شیرینی دارم وقتی اهنم پائینه شیرینی میخوام وگرنه من اصلا اهل شیرینی خوردن نیستم ترشی همیشه میخوام.

خواب میدیدم رفتم پیش دکترم. این دکتر که تازه میرفتم نه ها. اون قبلی . بعد دکترم اصلا بهم محل نمیذاش حرفمو گوش نمیکرد. فک کنم واقعا همینطور باشه اگه برم پیشش. چون همچنان بهم نوبت میداد و میگفت حتما بیا . من دیگه نرفتم چون حس کردم بیخود داره میگه.

خب عصرتون بخیر باشه امروز ایرانسل یه گیگ اینترنت رایگان بهم داد منم دارم توی اینستا فضولی میکنم برم به ادامه ی کار بپردازم . یا علی

[ چهارشنبه هجدهم تیر ۱۳۹۹ ] [ 19:13 ] [ هرمیون ]

واقعا یعنی شما هم مث من بوته ی کدو سبز رو ندیده بودید؟ این که من کاشتم فکر کردم کدو حلوائیه، کدو سبزه

هی من میگفتم کدو حلوائی میپیچه این چرا نمیپیچه اونوقت چرا بیرون که میخوای تخم کدو بخری ، تخم کدو سبز میدن؟!!! یعنی تخم کدو که توی آجیل میخوریم تخم کدو سبز هم هس؟ ما تخمه کدو خام خریدیم که بو بدیم. اونوقت من چندتاشو کاشتم این دراومد . من پر از سوال شدم

اینم محصولمون که منتظر یه کدو حلوائی نارنجی بودیم یهو کدو سبز دیدیم

سلام امروز جمعه س خیلی به خودم افتخار میکنم اگه امروز بتونم اینو ارسال کنم این به معنی دختری کوشا و فعال بودنه منه

یه جک خوندم توی اینترنت یعنی به حدی خندیدم که اشکم دراومد اصلا نمیتونستم حرف بزنم بعد اتاق منم همچین مشرف به هال هس یعنی جائی که مامانم میشینه قشنگ منو وقتی که پشت کامپیوتر نشستم میبینه. بعد مامانم دید سرمو رو میز گذاشتم صدام زد گفت محبوببببببببب بعد منم اصلا نمیتونستم حرف بزنم سرمو بالا کردم اشک توی چشم ،سرمو تکون دادم که یعنی بله؟ بعد مامانم فکر کرد دارم گریه میکنم اینقد ترسید گفت چتههههههههه؟ بعد دیدم مامانم ترسید اصلا نیشم بسته شد گفتم من دارم میخندم

مامانم اینقد عصبانی شد گفت خب این دیگه چجور خندیدنه بعد من نیشم تا یه ربع بسته موند بعد اذوون گفتن ،من توی هال نماز میخونم یهو وسط نماز دوباره یاد جک افتادم باز خندم گرفت وای اصن یه زور خودمو نگه داشتم نمازمو تموم کردم .مامانم اینطوری گفتم به خدا خیلی خنده دار بود دست خودم نیس. مامانم گفت الان چیزی نیس ولی مثل آدم بخند

من براتون تعریف میکنم ببینید خدائی چقد خنده دار هس

واقعی هستا یعنی انشا رو واقعا نوشته یه پسر دانش اموز انشا مینویسه عکس انشایی هم که نوشته توی اینترنت هس. صبر کنید بگم چی نوشته بود اصلا نمیتونم بنویسم الانم دارم میمیرم از خنده یادش افتادم

پسره نوشته بود که به نام خدا من و دوستم محمد رضائی به جنگل رفتیم کمی که راه رفتیم یک گرگ آمد و محمد رضائی را تیکه پاره کرد من گرگ را کشتم و رضائی را به هم وصل کردم بعد به خانه رفتیم و با هم بازی کردیم.

وای اصلا نمیتونم جلو خودمو بگیرم رضائی رو به هم وصل کرده

خب از این موضوع بگذریم پنیر بلغاری رو خوردید؟ توصیه میکنم اگه نخوردید از این به بعد هم هیچوقت نخورید انگار پنیر ترشیده ی خیلی شور داری میخوری . پنیره هم توی یه خر آب هس که فشارش بدی شاید دوتا بند انگشت قطرش هم نمیشه ما هر کاری کردیم نتونستیم بخوریم همشو ریختیم دور. فقط بسته بندی قشنگی داره که میتونید توی قوطی پلاستیکی که داره پاستل و مداد شمعیاتونو بریزید

خوابم میاد خیلی ساعت یه ربع 4 بعدازظهره. من واقعا خوابم میاد برم بخوابم و بعد برم یه کم از نقاشیمو بکشم و عسک بگیرم و بیام ارسال کنم

سلام خوابیدم یعنی در حالت بیهوشی خواهرم صدام زد گفت پاشو بسه دیگه خجالت بکش واقعا نزدیک این ساعتا میشه من انگار کوه کندم اینقد خستم و خوابم میاد که بیهوش میشم.

نقاشی هنوز نکشیدم از بس این نقاشی سخته اصلا میترسم طرفش برم. کشیدن حیوانات خیلی سخته اونم ببر باشه یه بار دیگم بچه ببر کشیدم اینقد سخت بود که نگو. با پاستل هم بدتره. یعنی بین تمام وسائل رنگ آمیزی پاستل از همه انرژی بیشتری میبره . چون یه سری باید رنگ کنی یه سری هم باید با دستمال کاغذی پاک کنی

حالا نوشته ارسال رو تموم کنم جا میذارم برا نقاشی که عکسشو میگیرم دو لایه رنگ رو تموم کردم .

این اثر برجسته ی سال ،خونواده ی آقا ببره هس

خیلیییییییییی دیگه کار داره یعنی خیلی

پاستل روی دفتر طراحی خیلی سخت تره تا روی دفتر نقاشی معمولی چون باید زور بزنی رو صفحه. بازم دلم برا آبرنگ تنگ شد

کتاب کیمیاگر رو دارم تموم میکنم خیلی قشنگ بود .با اینکه نویسندش اسپانیائیه خیلی جالبه که یه اسپانیایی اینقد از اسلام و اینکه خدا توی قلب های ما هس خبر داره و حتی بیشتر از ما فهمیده همه چیو.

یه جا یه حرفای عاشقانه ای میزنه دختر بیابون، که واقعا خیلی قشنگه دلم غش میره وقتی به اینجوریاش میرسم واقعا خیلی قشنگه کتابش.

این تیکه از کتاب رو خواهشا بخونید ببینید چقد قشنگه

از اونجا که نقطه صورتی زدم بخونید تا آخرش

خب دیگه من برم شبتون بخیر باشه . و آبجی زهرا خیلی خوشحالم کردی با پیامت .خدا رو شکر عزیزدلم. دختر ناز و گلتم سلام منو خیلی برسون بگو خاله دوستت داره اگه میشد به خاطر کرونا نبود میگفتم از طرف من هزاربار بوسش کن

[ جمعه سی ام خرداد ۱۳۹۹ ] [ 22:45 ] [ هرمیون ]

تمام بازیای لالیگا از سر ظهر شروع میشه تا شب. بعد آخر آخرای شب بازی بارسلونا شروع میشه

سلام چند روزه در حال جستجو هستم توی اینترنت برا خرید چندتا چیز. و به این نکته پی بردم که عجب این فروشگاه های اینترنتی رو قیمتا میارن من ناامید میشدم میگفتم چرا اینقد گروون شده پشیمون میشدم بخرم بعد گفتم از خود کاشون هم بپرسم چندتا فروشگاه تحریری سرچ کردم توی کاشون بعد زگیدم به اولیش گفتم رنگ روغن 12 رنگ ماریس دارید؟ دختره گفت صبر کن برم ببینم بعد اومد گفت آره داریم گفتم چندددددددددد؟ گفت 55 تومن توی اینترنت همه جا زده 86 تومن. تو روحشون خیلی ناامید شده بودم. میخواستم رنگ تکی بخرم.

این عشقمه

این Befor & After

این بلائی هس که بعدش سرش میاد. اون رنگای قبلیمه من هنوز رنگ دارم یه کم توی تیوپای قبلی. یه رنگ سفید تکی میخواستم فقط. که رنگ تکی دونه ای 16 تومنه. منم هیچییییییییییی پول دیگه ندارم

میدونید فشارم میره پائین حالا نه میتونم قرص آهن بخورم نه ویتامین. همش دارم آب قند نمک میخورم هیچی توی دنیا هم از این مزه بدتر نیس. وقتی کف سرم درد میگیره یعنی رو سرم درد میاد فشارم پائینه. وقتی پشت سرم درد میگیره التهایه. یعنی سینوزیت. الانم یه لیوان آب نمک قند بالا دادم. حالم داره بهم میخوره.

رژیم غذائیمم داره بهتر میشه. میوه پخته میتونم بخورم . البته میوه پخته ای که ترش نباشه . من تقلب میکنم شکرش میکنم وقتی میجوشه بعد اینکه سیب زمینی پخته هم به غذاهام اضافه شده که هزارمرتبه خدا رو شکر میکنم داشتم خل میشدم از دست کته با ماست و نون سوخاری

نون سوخاری رو حتما اگه رفلاکس یا ترش کردن دارید یا شکم رویه استفاده کنید.خیلی خیلی یعنی بینهایت خوبه. تا معدتون رفت اسیدش سوراخ کنه معدتونو سریع بخورید خوب میشه فوری. فقط معده درد دارید نخورید ترش کردن با معده درد دنیا فرقشه.

بعد اینکه توی نت گشتم ببینم از دفتر طراحی خودم بزرگترم هس یا نه؟ بعد دیدم نوشته A4 و A3 . بعد دیدم دفتر من اندازه A4 هس اندازه به سانتیمتر هم زده بودم بعد A3 دیدم بزرگتره بعد همینو خریدم. وااااااااااااااااو اصلا فکر نمیکردم اینقد بزرگ باشه

دستمو روی دفتر گذاشتم اندازشو ببینید

اینم تفاوت دفتر A4 و A3

قبلا فکر میکردم چه دفتر طراحی بزرگی دارم الان دیگه به نظرم اون خیلی ریز میاد

نقاشی آبرنگمو تموم کردم.

لایه اول رنگ

لایه دوم رنگ و تکمیل نقاشی

هنوز خیسه

لایه اول رنگ توی هر نوع رنگی چه آبرنگ چه پاستل و مدادرنگی، کمرنگ ترین رنگه. لایه دوم رنگ پررنگ .

برا آبرنگ حتما قبلش رنگی رو که میخواید دربیارید روی برگه دیگه امتحان کنید. آخه با 12 رنگ نمیشه نقاشی کاملی کشید باید با این 12 رنگ ،رنگای دیگه بسازید .

این برگه ساخت رنگمه

میدونید هر وقت یاد این میفتم که اون چند روزی که میرفتم دکتر و آزمایش ، ماسک میزدم و دستکش دست میکردم از این دستکش نایلونیا بزرگا ، خیلیییییی خندم میگیره . اون دستکشا که میچسبه رو داشتیم بعد اتفاقا سر بیرون رفتن من تموم شده بود. بعد دیگه مجبور شدم همین نایلونیا رو دست کنم. بعد وقتی توی خیابون وایساده بودم دیدم اصلا هیچکی نه ماسک زده نه دستکش دست کرده بعد من اونوقت با این دستکشا مثل اینا که میخوان شیرینی بپزن ،وسط خیابون وایسادم. اینقدم این دستکش نایلونیا، بزرگ دستای منه که نگو. بعد خندم میگرفت ،ماسکمو بالاتر میکشیدم که کسی منو نشناسه

البته اینم بگم که کاشون تازه از وضعیت قرمز دراومده

خب دیگه من برم نماز بخونم اذوون گفتن. نمازتون قبول باشه یا علی

[ یکشنبه بیست و پنجم خرداد ۱۳۹۹ ] [ 20:39 ] [ هرمیون ]

سرش فرض شده آقای شیرازی، داره حسابی به بلاگفا میرسه

سلام امروز پنج شنبه س. خیلی دوس دارم فردا بتونم ارسال کنم این پست رو.

امروز شستشوی رو بالشتی و روتختی و حوله بود. تقریبا ده روزی یه بار میشورم .الان همه خشک شده و ریختم توی اتاق اصلا حال ندارم جابجا کنم

نون سوخاریمم تموم شده خیلی گشنمه باید تا شب صبر کنم تا بخرن

سلام امروز شنبه س. دیروز نشد ارسال کنم اصلا عکسی نداشتم. هنوزم نصف چیزائی که شستم وسط اتاقم ریخته حال ندارم تا کنم

جمله های کتاب کیمیاگر اینقد فلسفیش بالاس من با خوندن یه جمله دو ساعت به دیوار خیره میشم تا بفهمم و قشنگ تو مغزم بره صد صفحشو خوندم . شخصیت اصلیش اسمش سانتیاگو هس من نمیدونم چرا اینقد هدفاش عوض میشه هی . یه دختر تاجر رو دوس داش . راه افتاد به امید اینکه اینبار بره باهاش ازدواج کنه بعد وسط راه انگار یادش رفت .گوسفنداشو فروخت رفت اهرام مصر

وسطاش خیلی فهمیدنش تمرکز میخواد .من همش کتاب به دست تو فکر میرم بعد خواهرم گفت مجبور بودی اینو به این گرونی بخری که اصلا هیچیش جالب نیس هی گوسفند میفروشه میخره بعد میگم گوسفند فروختن و خریدنش خیلی معنی داره که البته من یادم نیس باید 5 بار دیگه بخونم قشنگ تو مخم جا بگیره

ولی جدی خیلی قشنگ توضیح میده برا تصمیم گیری های مهم زندگی .

یه جملش خیلی قشنگه اینکه میگه وقتی شما چیزی رو بخواید تمام کائنات به حرکت درمیان تا شما به اون چیز برسید. بعد از این جمله دیگه زبان کائنات رو میخواد بگه چی هس. من تا اینجا آمپر سوزوندم

یه جا هم برا عشق میگه. عاشق یه دختر دیگه توی یه دهکده وسط بیابون میشه بعد دختره هم عاشقش میشه میگه ریگ های بیابون همیشه در حرکتند ولی بیابون سر جای خودشه عشق ما هم مثل بیابون تغییری نمیکنه خیلی قشنگ بود حرف دختره .

خب امروزم انگار نمیشه ارسال کنم . و باز دلیلش: آماده نبودن عکس

بلاخره امروز به هر ترتیبی هس میخوام ارسال کنم حالا چه با عکس چه بی عکس. گوشی رو برداشتم برم توی حیاط عکس بگیرم از چیزائی که کاشته بودم یه عکس گرفتم بعد هر چی دوربین رو میزدم گوشی خاموش میشد دیدم باطریش ضعیفه خواهرم گفت بعد قرنی رفتی توی حیاط با گوشی خاموش پیش خواهرام اینقدی که من سوتی میدم هیچکی نمیده برا همین واقعا هیچ وقت دختر کوچیکتر نمیتونه ادعای بزرگی کنه

با یه وقفه در نوشتن همین الان رفتم عکس گرفتم گوشیم 50 درصد شده بود از کدویی که کاشتم و کدو داده عسک گرفتم خیلی خوشگله

سه تا کدو کاشته بودم توی گلدون بعد توی باغچه زدم اینا کل باغچه رو گرفتن . ولی من هر وقت کدو میکاشتم میپیچید اینور اونور شاخه ی خیلی بلندی میداد ولی این یکی این مدلی نیس بوته س. کدو بوته ای داریم مگه؟!!!

اینم انارم که کاشته بودم به بابام میگم توی گلدون انار به هیچ وجه چیزی نکاری. میگه باشه. بعد میدونه من دیگه نمیرم توی حیاط یواشکی چیزی میکاره گل یخ کاشته . اصلا از اینا من خوشم نمیاد . کلا هم نباید توی گلدون یه درخت چیزی کاشت. بعد بهش گفتم خب بابا اینا رو که کاشتی من سال بعد بخوام کود بدم ، بعد مامانم نگام کرد اینطوری گفتم یعنی بگم کود بدی اینا رو باید از جاش دربیاری فقط کارو سخت تر کردی

اینو نشونتون دادم که بگم انار سریع رشد میکنه فقط دو سال اول وقتی هوا خیلی سرد میشه بذاریدش توی یه جائی که در داشته باشه ولی نور هم باشه مثل پارکینگ که در دار باشه .

رنگ آمیزی نقاشی رو تموم کردم

کتابای رنگ آمیزی هری پاتر، بَدی که داره اینه که زیاد روی صحافیش کار نکردن از هم باز میشه وسط کتاب. برا همین باید با چسب چوب دوباره چسبوند کتاب رو. ولی کتابای رنگ آمیزی که اندازه خشتی هس یعنی از این مربعی ها، اینا خیلی خوبه به هیچ وجه از هم باز نمیشه.

خواهرم گفت بزن به دیوار خیلی خوشگل شده حیفه همینطوری توی کتاب باشه گفتم نمیشه پشتش نقاشیه . بعد دیدم اصلا نقاشیاش مهم نیس. تکرار طرح هس. منم از خدا خواسته گفتم باشه الان چسب نواری ندارم بزنم . حالا به بابام بگو چسب نواری بخر. سه ساااااااااااااال بعد . بیا اینم چسب که گفته بودی

اینقده دلم تنگ آبرنگ رو گرفته گفتم نقاشی آبرنگ بکشم. بعدش اون کتاب طبیعت رو رنگ کنم با پاستل البته . ولی کاغذ روغنی باید بذارم بین صفحه ها تا بهم دیگه رنگ نده. بچه میگم کاغذ روغنی وجود داره. نه از اینا که برا شیرینی پزیه از اینا که بین دفتر طراحی هس. اگه میدونید راهنمائیم کنید من بلد نیستم .

خب دیگه اینکه همچنان رژیم غذائی مزخرفی دارم. میترسم الان عوضش کنم. فقط چیزی که فهمیدم اینه که لیموترش کار روده رو تنظیم میکنه و خیلی خوبه . این دلخوشیمه کل روز لیموترش میخورم رو غذای بی مزم میریزم. شربتش میکنم میخورم. آخه توی این گرمای کاشون دارم هلاک میشم بدون هیچ میوه ای.

خب من برم دیگه سلامت باشید و یا علی عزیزای دلم بامعرفتای من

ادامه ی ملطب رمز دار هس برا یکی از بچه های وبلاگه. چون وبلاگ نداشت و حرف خصوصی بود رمزدار نوشتم که بخونه. جائی دیگه نبود حرفامو بگم . گفتم که کنجکاو نشید آجی زهرا میگم رمز رو از اون طرف که 3 داره شروع کردم آخه ترسیدم رمز رو برعکس بزنم


ادامه مطلب
[ دوشنبه نوزدهم خرداد ۱۳۹۹ ] [ 20:48 ] [ هرمیون ]

شروع بازی های بارسلونا از 24 خرداد

به مسی خوش آمد میگیم

سلام ویروسه معده و رودمو به شدت ضعیف کرده البته معدم خوبه نه معدم اشکالی نداره یه دوره پنتوپرازول دارم میخورم که یه بسته دیگه بخورم تمومه. لجم میگیره که صبح ها پنتو پرازول بخورم نیم ساعت قبل صبحونه. لجمممممم میگیرههههههه

پریروزا یه هندونه کوچولو خوردم یعنی نصفشو یه روز خوردم نصفشو روز بعد بعدش دو سه تا خیار کوچولو هم خوردم رودم به شدت تنبیهم کرد. هیچ وقت بعد از اینکه از یه مریضی خوب میشید سریع ناپرهیزی نکنید من که به غلط کردن افتادم.

بابام زنگید به منشی دکترم که ازش سوال کنه، بعد دکتر گفته بود کپسول که برا روده داده بوده رو سه روز بخورم 12 ساعتی.

مامانم گفت فوقش یه دو ساااااااااااااااااااااااااال پرهیز کن دیگه مطمئنی میتونی همه چی بخوری چقد کم وقتیه.

واقعا آدم این همه صبر کن برا تابستون بعد زرتی همه آرزوهات به باد بره.

دیشب بعد از اینکه کتاب کیمیاگر رو چند صفحه خوندم و چراغ مطالع رو خاموش کردم به این فکر میکردم چرا دنیا با من مث این شکلکه تا میکنه اول پرنده هام. که هر روز یادشونم و گریم میگیره.بعد باغبونی کردن که اعصابم خورد میشه وقتی فکرشو میکنم که نمیتونم باغبونی کنم بعد تمبر و لواشک رو نمیذارن دیگه بخورم. این تابستونم که میوه نمیتونم بخورم تازه مامانم گفت دیگه نبینم با رنگ روغن نقاشی کنی میگم چراااااااااااا میگه نمیخوام با رنگ و این چیزا سر و کار داشته باشی میگم اینا رنگ روغن اصل نیس خیلی ضعیفه. بوی رنگ روغن اصل رو نداره فرق داره بعد عصبانی شد گفت اینقد خودسر نباش هر کاری دلت میخواد بکنی. حرفی که بهت میزنن رو گوش کن به نفع خودته

میدونید غذای من 80 درصد چیه؟

نون سوخاری کم شیرین

این پاکت پیشمه هر وقت گشنه میشم ترجیح میدم اینو بخورم تا کته با ماست یا گوشت مرغ یا هر چیز دیگه ای به صورت آبپز بدون هیچ نوع ادویه ای با کته

امروز دوشنبه س . امروز نمیتونم ارسال کنم چون هیچ عکسی نگرفتم

سلام امروز سه شنبه س خوبید؟ امروز انرژیم بیشتر بود دیروز خیلی خوابم میگرفت دیشبم هم ساعت 11 خوابیدم

کتابای رنگ آمیزی رو همیشه توش میمونم که کدوم رو شروع به رنگ کردن بکنم. همشو دوس دارم وقتی هم یه نقاشی از یه کتاب رو انتخاب میکنم بعد دوس دارم زود تموم بشه تا یه کتاب دیگه رو شروع کنم

اینقد از طرح رو رنگ کردم

اون درخته خلم کرد تا تموم شد یه روز فقط داشتم درخته رو رنگ میکردم تو روحش خیلی پیچ و تاب داش.

خب دیگه رفع زحمت کنم عصرتون بخیر باشه و سلامتی. یا علی

[ سه شنبه سیزدهم خرداد ۱۳۹۹ ] [ 17:19 ] [ هرمیون ]

احساس خفگی میکنم بغض گلویم را رها نمیکند............ اااااااااااا تیشرتمو برعکس پوشیده بودم فک کردم عاشق شدم هیچی آقا حلّه

خیلی خنده دار بود خدائی بخندید دیگه. الان از کانال جک خوندمش توی ایتا. مُردم از خنده

سلام امروز جمعه شب میباشد . حالتان چگونه است؟

از امروز رژیم رو دیگه کاملا رعایت میکنم . و اولین قدم در جهت پیوستن به کمپین نه به روغن ، نه به شیرینی ، این بود که امروز کشک و بادمجون میخواستم بدرستم برا نهار و در همین راستا به مامانم گفتم که بادمجونا رو بو بدیم سرخ نکنیم ، مامانمم گفت نههههههه و من تسلیم نشدم و دو عدد بادمجون برا خودم بو دادم و بقیشو سرخ کردم و کلی هم کُری خوندم موقع خوردن ناهار ، که من غذای سالم دارم میخورم و شما سرشار از کلسترول و چربی

ولی خودمونیم سخت بود حوصله میخواد ولی خب از اونجا که سریع چاق میشم ، نمیشه دیگه تنبلی کنم به قول دکترم که میگفت من چاق شو هستم یه اصطلاحایی به کار میبرد این دکترم یادش میفتم همش خندم میگیره. همیشه به مامانم میگه ، مامان دیدی من چاق شو اَم دکتر پروویی داشتم تو روحش.

دیگه اینکه امروز چوبایی رو که از باغچه چوبیم باز کردم بردم گذاشتم پشت بوم. بعدش درخت انار رو هم بستم . چون همه شاخه هاش پخش بود . امروز کلا فقط من هی پله بالا پائین رفتم . دوباررفتم پشت بوم و اومدم صدبارم از حیاط رفتم بالا توی بالکن که نخ رو به نرده ها ببندم

این گیره ها رو خریدم 5 تومنبرا ساعت خوشگلم که بزنمش به دیوار

اینم ساعتم که زدمش به دیوار سر ظهر هم براتون عکس گرفتم ساعت یک و نیم

رو میز آشپزخونه یه عالمه چیزی از کابینت گذاشتم برا همین سانسوری عکس گرفتم

سلام امروز شنبه س. راستش امروز خیلی خسته بودم و اصلا نتونستم کاری بکنم . تنها کاری که کردم این بود که چینیای کابینت رو درآوردم و گذاشتم رو زمین تا فردا بشورمشون. بعد دیوارای باقی مونده از اشپزخونه رو هم تمیز کنم. دیوارای اینور خیلی تمیزه یه تِی بکشم بهش ،تمیز میشه ولی دیوارای بالای اجاق گاز خیلی سخت بود همه انرژیمو گرفت این گاز ما هم خیلی سنگینه ، اونور که کشیدم جونم دراومد به زانوم خیلی فشار اومد. کلا هر روز من تا صبح یا زانوم درد میگیره یا دستام. البته شانس میارم که هر دوتا با هم درد نمیگیره، نوبتیه

با بابامم قهر کردم چون بهش گفته بودم به هیچ وجه با مامان دیگه بحث نکن. ولی بازم صداشو بالا برد برا همین منم اعلام قهر نومودم و از نقطه ضعف بابام استفاده کردم من کانون حمایتیه بابام هستم و بارها گفتم حمایت من یعنی حمایت همه . به من رای بدید بعدش بابام باز مثل همیشه که وقتی من باهاش قهر میکنم شروع به مظلوم نمائی میکنه، بازم همین کارو کرد. به خواهرم گفت من سرماخوردم حالم خوب نیس اصلا سوپ بپزید برام بعد صبح هم بابام اومد گفت سلااااااام منم یه سلام یواش و آرووم کردم و زدم شبکه پویا و خوابیدم کارتون دیدم مثل قهرای همیشگیم خوشم میاد از جَذَبَم که همراه با دیدن کارتونه

بعد بابام دید من همچنان عصبانی هستم هیچییییییییی دیگه نگفت یعنی واقعا کلمه ای حرف نزد و رفت بیرون بعد ظهر که اومد خونه گفت رفتم دکتر . محبووووووووووووووووب ببین این قرصه چیه بهم داده بعد خندم گرفت دیگه دلم نیومد گفتم گناهه بعد باهاش آشتی کردم

سلام عچقان نزدیک آخر شب امروز یعنی امشب یکشنبه شب میباشد و من عسک آماده کردم امروز تا جای خالی ها بذارم و ارسال کنم

امروز که بازم کار خاصی نکردم یه خورده بدنم خسته س. چون کارای سنگینی کردم . فقط دارم خونه تکونیای مثلا ساده رو انجام میدم دیوارای آشپزخونه رو تموم کردم و روم به دیوار به سمت سرویسا در حرکتم. اونجام یه تغییر دکوراسیون بدم

خب دیگه شبتون بخیر و سلامتی و شادی و نشاط و اینجور مسائل باشه یا علی

[ یکشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۸ ] [ 22:26 ] [ هرمیون ]

di advdkd khv'dgd o,vnl phgl rhjd \j هیچ وقت سرتونو پائین نندازید و تایپ کنید

یه شیرینی نارگیلی خوردم اینقدم تازه و خوشمزه و نرمالوی بود ولی حالم بعدش بد شد نمیدونم چرا

سلام نمیدونم شما شروع کردید به خونه تکونی یا نه. ولی من با اینکه از دی شروع کردم هنوز که نگاه به پرده ها میکنم که باید شسته بشه و بدتر از همه باید اتو بشه بعد اینکه هنوزم سلفون رو ندوختم خیلی هم گردگیری هنوز هس که باید بکنیم اصلا جونم به لب میاد

حالا بیاید ببینید که آجیتون چیکارا کرده

ساعت آشپزخونه درستیدم . ولی خیلی سخت بود بدتر از همه اینکه رنگ سفید تیوپی که داشتم تموم شده بود بعد با رنگ روغن از این قوطی برزرگا هم نمیخوام رنگ کنم چون خیلی طول میکشه بوش بره برا همین ترجیح دادم از بتونه به جا رنگ سفید استفاده کنم منظورم همون بتونه پلاستیک یا اکرلیک هس. نمیدونم چرا این فکر به ذهنم رسید . آخه الان نمیتونم رنگ تیوپی نقاشی رو بخرم. تقریبا هفتاد تومن هس الانم نزدیک عیده من پولمو کاریش دارم. رنگ تیوپی سفید جدا هم هس از 15 تومن به بالاس. ولی خب حسابشو کردم همون 12 رنگ رو بخرم به صرفه تره.

بعد اینکه خیلی استفاده از بتونه به جا رنگ سخته . چون هر رنگی هم که قاتیش کنی وقتی خشک میشه چند درجه کم رنگ تر میشه. و نرمی و لطافت رنگ رو هم نداره. خلاصه خیلی سختی کشیدم ولی خوبیش اینه که کارتون مث یه طرح گچی میشه وقتی کار تموم میشه انگار یه طرح قالب گچ هس خیلی جالبه.

اینم ساعتی که درستیدم

مقواش از جعبه لپ تاپ خواهرم بود. خیلی سال هس لپ تاپ خریده. بعد جعبشو اینقد نو نگه داشته بود من ازش گرفتم

بعد نمیدونستم چطوری به دیوار نصبش کنم که یهو به ذهنم رسید زنجیر بهش بزنم. موتور ساعت هم میتونید اگه ساعتی دارید که شکسته از اون استفاده کنید من همینکارو کردم. بیرون هم میفروشن همین موتور ساعت رو.

یه چیز دیگه هم درستیدم یه جعبه چوبی پر از غنچه ی گل مثلا حالا میگیم برا ولنتاین درست کردم کنار سماور توی آشپزخونه گذاشتم که معتادای عزیز که هزاربار پای سماور میرن نگاشون به این گلا هم بیفته خونواده من همشون به چای شدیدا معتادن

اینم از جعبه ی غنچه ی گل

راستش شاخه گل دیگه از نظر من خیلی قدیمیه. حس خوبی بهم نمیده . مثلا شاخه گل افتابگردون خیلی دوس دارم کلا گل رو دوس دارما ولی به سبک قدیم دیگه دوس ندارم خیلی برام تکراری شده برا درست کردن اون جعبه چوبی خیلی زور زدم واقعا دیگه حال نداشتم یه ذره چیزی رو هم ارّه کنم. چون این چند وقت خیلی ارّه کردم چوبایی هم که این اندازه باشه اصلا نداشتم. این چوبا که استفاده میکنم غیر از چوبای ام دی اف که استفاده میکنم همشون از کمد مامانمه

این کمدا بود که قدیمی بود همه داشتن خیلی بزرگ بود سه تا هم در داش و سه تا کشو پائینش بود، قدیما همه رو جهیزشون بود بعد ما اینجا که اسباب کشی کردیم دیگه این از هیچ در این خونه داخل نمیرفت ما هم گفتیم چیکارش کنیم زدیم شکستیمش چوباشم بردیم رو پشت بوم گذاشتیم که من کم کم همشو استفاده کردم و الان دیگه جز چندتا تیکه هیچی ازش نمونده

بعد دخی خالم متولد 55 یا 56 نیدونم این حدوداس اونم رو جهیزیش همین کمدا بود اخه اون زمان که عروس شد خیلی سنش کم بود فک کنم سیزده یا چهارده سالش بود. بعد وقتی دیدی من با چوب کمد از اینکارا میکنم یه ساعت نشسته بود غصه میخورد و افسوس که چرا من کمدمو همینطوری گذاشتم توی کوچه بعد دختراشم هی بهش غر میزدن که چرااینکارو کردی

راستی اگه خواستید همسایه ما بشید خونه دوتا اونورتر ما رو برا فروش گذاشتن یک میلیارد و دویست خودمونم نمیدونستیم این قیمته حدس میزدیم که تقریبا همون 600 یا 700 باشه . قبلنا که یه خونه رو میگفتن یه میلیارد، من میگفتم وای حتما داخلش یه دنیای دیگه س. ولی الان نگاه به خونمون میکنم میگم داخل خونه ما دنیای خاصی نیس تازه گربه هم داره

در مورد ویروس کرونا هم بهتون بگم که ، ویروس رو اصلا ساده نگیرید فکر نکنید خیلی بعیده که شما بگیرید یا اینکه شما مواظب هستید و دچارش نمیشید اینو بهتون بگم که ویروسا بدترین هستن و خیلی راحت وارد بدن آدم میشن. مایع دستشوئی خوبه برا وقتی داخل خونه هستید ولی وقتی بیرون میرید و میاید خونه حتما با صابون دو تا سه بار دستتونو بشورید. صابون فقط برا این مواقع خوبه. کلا توی این مدت که ویروس هس فقط از صابون استفاده کنید . اصلا اسم ویروسم میشنوم مور مورم میشه

خلاصه مواظب باشید خیلییییییی . عصرتون که نه موقع اذانگاهیتون بخیر و نمازتونم قبول باشه و یا علی

[ چهارشنبه شانزدهم بهمن ۱۳۹۸ ] [ 18:31 ] [ هرمیون ]

من یه جا توی زندگیم همیشه دروغ گفتم اونم یه عالمه فقط بین مامان و بابام . میدونم خدا برام گناهی به حساب نمیاره برا همین از بچگی تا حالام به این کار ادامه دادم

سلام . من که میدونم نمیتونم یه روز بشینم بنویسم چون وقت نمیکنم برا همین با اجازه بزرگترا اعلام روز مینومایم

امروز سه شنبه هس و اینکه پروژه جدیدمو آغاز کردم و بخش مهمیشو انجام دادم و کار رنگ امیزی و تزئینش مونده . خیلی دوسش دارم نمیدونم این طرحا خیلی به هیجان میاره منو . بعضی از طرحای خارجیا به شدت پرانرژی و شاده

امروز همین قد از کار رو تونستم انجام بدم

سر تیغه ی کاترم دیگه تیز نبود یه قسمتشو شکستم با اینکه از نو تسز شد ولی خیلی درآوردن این طرح رو مقوا سخت بود . این مقوا هم خیلی ضخیمه

بابام دیشب بهم گفت که مامان بی مزش کرده آخه چقد وقته که قهره . چرا باهام حرف نمیزنه بهش بگو باهام حرف بزنه هر وقت بابام میگه چرا ، لجم میگیره دیگه چرا نداره آخه. بعدشم من خیلی کمکش کردم تا با مامانم آشتی کنه ولی خودش هربار خراب کرد زبونتم که نگه نمیدرای پدر من هربار خراب کردی اونوقت خب دیگه مامانمم بهم گفت تو دیگه فوضولی منو نکن

ولی خب هربار که قهر میکنن کلی حرص و جوش میخورم که با هم آشتیشون بدم بابامم هربار جوری پل های پشت سرشو خراب میکنه که باید نشست چندین روز نقشه کشید که چطور اینبار آشتیشون بدم تازه الان کمتر غصه میخورم که باهم قهرن. بچه که بودم قهر که میکردن مامانم که میگفت دیگه تا قیام قیامت باهاش حرف نمیزنم تکلیفمو روشن میکنم . اونوقت منه ساده مینشستم گریه میکردم که وای دیگه مامان با بابا آشتی نمیکنه بعد خواهرم میگفت چقد ساده ای هزار بار مامان اینو گفته بعدش حرف زده ولی من باورم نمیشد و باز غصه میخوردم و گریه میکردم

خلاصه که هربار آشتی دادنشون کلی نقشه میخواد . تازه یه بار از دست بابام عصبانی شدم بعد دیگه هیچ کاری نکردم بعد چند روز بابام گفت تو قبلا ما رو زود آشتی میدادی الان هیچ کاری نمیکنی. منم دلم سوخید

اینبار هی فکر کردم گفتم چیکار کنم آخه مامانم میگه من دیگه طاقت ندارم این منو هی بسوزونه و عصبانی کنه. بعد مونده بودم چیکار کنم میترسیدم مامانم فشارش بره بالا یا مریض بشه و این حرفا برا همین اصلا مونده بودم چیکار کنم دیشب ساعت ده و نیم رفتم اتاق بابام بهش گفتم بابا آشتیتون میدم ولی زحمتای منو هدر نده باز زرتی یه کاری کنی مامانم عصبانی بشه دوباره بری دیر بیای یا هی جلسه بری . اخلاقتم خیلی تنده درستش کن . گفت از بس مشکلات و گروونی هس باز از اون حرفا زد گفتم اینکه نمیشه هی تو ذوق بزنی . بعدشم مردا وقتی میخوان اشتی کنن طلایی ،پولی چیزی میدن به زنشون گفت من هیچی ندارم وضع خیلی خرابه گفتم خب حالا که پول نداری پس اخلاقتو درست کن با محبت و مهربونی حرف بزن خیلی اثر داره.

آدم وقتی پول نداره پس زبونشم نگه میداره اینو توی دلم گفتما

خلاصه خیلی دروغ سرهم کردم و بعد دیدم فرصت خوبیه گفتم عیدی رو هم که گرفتی کامل میدی به مامان چون هیچی پول به مامان ندادی زنا خلاصه پول و طلا رو دوس دارن بعد گفت اره میدونم خودم که پول ندارم ولی عیدی رو باشه میدم

خلاصه کلی نشستم مظلوم نمائی بابامو کردم پیش مامانم. اولش مامانم چیزی میگه بهم، بعد میگه این اصلا باکش نی من باهاش قهرم. ولی بعدش دلش میسوزه برا بابام و بعد دیگه الکی میگه حرف نمیزنم ولی به بابام یواشکی میگم که الان فرصت خوبیه برو منت کشی شکرخدا آشتی کردن و منم نشستم چندتا جک تعریف کردم قشنگ هردوتاشون نیششون باز بشه

سلام دیروز مامانم صدا زد رفتم میدونید که آدم میره که دوباره بیاد ولی دیگه نمیشه

دیشب از ساعت 10 هم زانوم درد میکرد هم دستم خیلی شدید هم درد میومد اصلا به هر چی ورزشه میخوام فحش بدم ویتامین ب یک 300 خوردم خوب شد زانوم . یعنی یه جوری زانوم درد گرفته بود میزد به کل پام. ولی دستم تا صبح درد میومد یه حرکت بود که کف دستاتو میچبوندی به همدیگه بعد میبردی بالا و میاوردی پائین پشت سر هم 20 بار .همین زد منو ناکار کرد

حالا بگذریم الان بازی برایتون و چلسی تموم شد و جهانبخش با ضربه قیچی گل زد عینهو سوباسا

امروز عصری نشستم رنگ آمیزی کارمو تموم کردم یعنی هیجان زدم که بشینم بقیه کاراشو هم انجام بدم خیلی خوشگل شدههههههههه

میخوام بزنم توی آشپزخونه. خواهرم میگم دیوارای اتاقت پر شده دیگه جا نداری ، دیوارای بقیه خونه رو حالا میخوای پر کنی

کامپیوترمم گرفتم تازه مهندسه خواس خرج رو دستمون نذاره ،خرجش شده 270 تومن . بعد تصور کنید میخواس پاور عوض کنه چند میشد دیگه فک کنم نزدیک 600 تومن.

اینم فن مادبرد و فن پاور که کار نمیکرد عوض کرد. فهمیدم که فن گروونه

خلاصه مواظب کامپیوتراتون باشید. هر چند هیچکدومتون نمیرید سراغ کامپیوتر. همه با گوشی هستید. واقعا برام سواله چطور همیشه گوشی دست میگیرید یا هی به گوشیتون سر میزنید

من اصلا نمیتونم یعنی گوشیمو من فقط اگه زنگ بخوره بردارم از سرجاش یا صدای اخطار شارژ تموم شده رو بشنوم بردارم بزنم به شارژ. یعنی قشنگ گوشیم از بس سراغش نمیرم صدام میکنه

سلام علیکم امروز پنجشنبه س و به امید خدا میخوایم پست رو ارسال کنیم

امروز پروژم رو نصب نومودم و همه دوسش میدارن خواهرام خیلی دوسش دارن بابامم دوسش داره هر چی نگاش میکنه میخنده میگه چه خوشگله مامانمم که خیلی سخت گیره توی کارای هنری میگه خیلی خوشگله. پس شما هم بگید خوشگله دیگه

خب دیگه امروز اومدم ارسال کنم و رفع زحمت کنم بعد از ظهرتون بخیر باشه و یا علی

[ پنجشنبه دوازدهم دی ۱۳۹۸ ] [ 15:38 ] [ هرمیون ]

شانس ندارم يكي برام كامپيوتر درست كنه

سلام صداي منو از روي زمين دريافت ميكنيد به صورت چهارزانو اين صندلي به هيچكي رحم نميكنه به منم رحم نكرد

آقا كامپيوترم خراب شده دادم به مهندس جان درستش كنه. كامپيوترم اصلا صدا نداش .صداي فن نميومد بعد پريروز بود فك كنم ميخواستم برم بيرون گيج گيجي خاموشش كردم بعد كه اومدم خونه روشن كنم ديگه روشن نميشد. بازش كردم ديدم هر دوتا فن هم فن پاور هم فن مادربرد خيلي سفت شده اصلا سخت ميچرخه. بعد همينطوري درشو باز گذاشتم هوا بخوره بعد روشنش كردم شكرخدا نسوخته بود روشن شد

بعد زنگيدم به مهندس گفتم بهش بعد گفت بردار بياااااااااااار فهميدم بچم اوضاش داغونه.

يه روز تمام داشتم درايو سي رو جابجا ميكردم ميبردم توي درايواي ديگه ،آخه گفتم شايد لازم باشه ويندوز عوض كنه خيلي فيلم هم دانلود كرده بودم نميخواستم حذف بشه

يه ساعتم داشتم داخل كيس رو تميز ميكردم با جاروبرقي . چقدم پاكش كردم . گفتم نگه چقد اين دختره شلخته س پر گرد و خاك رو داده به من

خلاصه دو روز كارم اين بود

بعد مثلا گفتم ميرم سر كامپيوتر خواهرام تا درست بشه كامپوتر خودم.لپ تاپ خواهرم كه ولش كنيد ديوونه ميشم باهاش كار كنم اصلا از لپ تاپ خوشم نمياد .كامپيوتر اون يكي خواهرم كه رفتم سرش، پر از اشكال هم نرم افزاري هم سخت افزاري. بهش ميگم اين چرا اينطوريييييييييه اين كه خودش دو روز بايد بشيني درستش كني

ميگه كاريش كه ندارم فقط باهاش چيزي ميبينم و گوش ميدم . از نظر شما بزنم نصفش كنم؟

ديگه خلاصه نشستم همه جوره درستش كردم خيلي خسته شدم. مثلا خوشحال بودم كامپيوترمو مهندسه درست ميكنه خودم مجبور نيستم درستش كنم من الان افسرده شدم

كامپيوتر خواهرمم رو زمين هس رو ميز نميذاره الان مث بچه مؤدبا رو زمين چهارزانو نشستم كيبوردم رو پام گذاشتم

خب بريم سر مسائل ديگه

در مورد يكي از پروژه هام كه شروع كردم بگم كه خيلي كار داره عسك نيمه كارشم نميذارم آخه مزش ميره

خب در مورد اينكه چطوري نقاشي ياد گرفتم. كلا ما بچه بوديم سه تامون خيلي نقاشي دوس داشتيم. هميشه اين كارمون بود كه مسابقه نقاشي ميذاشتيم بين خودمون. نقاشي ميكشيديم بعد سه تا برگه نقاشي رو قاتي ميكرديم ميداديم به مامان و بابام ميگفتيم بگيد از كي قشنگ تره

تا بزرگ هم شده بوديم اين كارو ميكرديما خيلي باحال بود

بعدش كه يه سري تلويزيون هميشه باب راس رو ميذاش. من شايد صدبار باب راس رو ديدم

اگه ميخوايد واقعا نقاشي كشيدن رو ياد بگيريد توي نقاشياي باب راس وقتي كه ميكشه ميتونيد تمام اصول نقاشي رو ياد بگيريد يعني دقيقا تمام اصول نقاشي رو ميگه همينطور كه نقاشي ميكشه.

ولي هيچ وقت با رنگ روغن كار نكنيد. مريض ميشيد چشماتونم مرتب قرمز ميشه و كلا برا هربار پاك كردن قلمو بايد از تينر استفاده كنيد كه به شدت ضرر داره برا ريه و برا خانوما مخصوصا. تينر بدون بو هم هس ولي در كل ضرر داره

سلام امروز شنبه س.

ديروز يه بالشت گذاشتم پاي پنجره توي هال و خوابيدم داشتم خواب ميرفتم ديدم اينقد يخ كردم كه تمام استخوناي پامو حس ميكنم كلا حالمم خيلي بد شد به خاطر ماهي سالمون. آخه اين ماهي خيلي چرب هس و سنگينه .آدم اصلا نميتونه زيادشو بخوره من تازه يه ذرشو خوردم با سبزي پلو .

ماهياي ديگه رو خيليشو ميخورم ولي اينو اصلا نميتونم زياد بخورم سريع زده ميشم و سير ميشم

بعد پاشدم رفتم توي اتاق خودم خوابيدم و پتو روم كشيدم خواهرم اومد گفت بهت گفتم كه برو اتاق خودت بخواب اونجا سردت ميشه. بعد گفتم حالم خيلي بد شد اين ماهي چيه آخه

بعد خواهرم بخاري رو خيلي زياد كرد بعد من واقعا داشتم جون ميكندم هي ميگفتم خدايا خوابم ببره . اين وقتا خوابم ببره خوب ميشم زودي. بعد هي داشتم اينو ميگفتم كه خوابم برد ساعت 2 و نيم خوابيدم بعد كه پاشدم 4 و نيم بود. زيادي خوابم برد

حالم خيلي خوب شد بعد ديگه بعد از اذوون مغرب نماز خوندم و بعد شروع كردم به ادامه ي پروژم.

پريروز طرحشو كشيده بودم . گفتم نيمه كارشو هم نشون بدم تا تموم بشه خيلي وقت ميبره.رنگ گردنش مونده بعد كاراي ديگه هم هس بايد روش انجام بدم

اين فقط نقاشي نيستا قراره يه چيزي بشه برا آشپزخونه

خيلي خوشگل ميشه وقتي كامل بشه. فقط يه چيزي هم بايد بدوزم كه تكميل بشه ديگه. واقعا نميتونيد حدس بزنيد چيه اين چيزي كه ميخوام درست كنم رو از يه سايت فروشگاه خارجي ديدم خيلي خوشگل بود دوس داشتم درستش كنم من عكس پرنده هاشو تغيير دادم

سلام به روز يكشنبه

چند روز ديگه ميخوام آزمايش بدم ببينم قند و آهنم در چه وضعيه. يه چندبار شيريني خوردم خيلي پرهيز داشتم . چه روزايي كه من شيريني دلم موخواسته و نخوردم خدا نكنه قندم بالاي صد باشه دوباره چون اون موقع ديگه اصلا نبايد لب به شيريني بزنم.اوخي روزگار

در مورد سفيد شدن مو كه يه آبجياي وبلاگي عزيزم پرسيده بود ميدونيد من تقريبا 25 يا 26 سالم بود كه دوتا از موهامو يافتم كه سفيد شده. با خواهرم داشتيم از از طرف حياط از پله هاي بالكن پائين بالا ميومديم خواهرم پشت سرم بود آفتابم بود بعد خواهرم گفت اااااااا موهات سفيد شده. بعد ديدم اوخي موي سفيد، پير شدم يه چيزي رو بهتون بگم زياد اهل غصه خوردن نباشيد مثل من. كلا توي زندگيمون ما كم غم و غصه نداشتيم منم كه ميشينم هي غصه ميخورم.

الانم كه غصه ي مامانمو دارم و اعصاب خوردكردناي بابام . ان شائ الله كه مامانم سلامت باشه و آزمايش بديم با هم .

از موضوع رد شدم كلا من از وقتي شروع كردم ويتامين ايي ميخورم ته موي سفيدم رنگ موهاي ديگم شده رنگ برداشته. خواهرمم ديد تعجب كرد. من الان دوتا موي سفيد دارم همون دوتا مونده زياد نشده. برا اينكه موي سفيدتون زياد نشه ويتامين ايي بخوريد كلا ويتامين ايي جلوي پير شدن سلولها رو ميگيره.

كلا ويتامين خوبيه. برا كبد هم خوبه. برا خاتومائي كه دوره ي عادت ماهيانه نامنظمي دارن خيلي خوبه، اگه توي عادت ماهيانه خونريزي دارن ويتامين ايي خيلي مفيد هس. جلوي چروك شدن پوست رو هم ميگيره

خواهرم ميگه فشار رو پائين مياره . خواهرم بيشتر وقتا فشارش پائينه ميگه من وقتي خوردم خيلي حالم بد شد فشارم خيلي آورد پائين. پس كسائي كه فشار پائين دارن نخورن چون كلا خاصيتش كاهندگي فشار خونه.

در كل هم يه چيزي بگم زياد از سفيد شدن مو ناراحت نشيد فوقش وقتي خيلي شد موهاتونو رنگ كنيد اتفاقا چند روز پيشا بود به مامانم گفتم مامانم موهاي سفيدم زياد شد چيكار كنم گفت خب دوس نداري ، موهاتو رنگ كن. من ذوق كردم كه رنگ مو انتخاب كنم من تازه يه دفتر خاطرات دارم كه توش مينويسم برا دوران پيريم كه وقتي پير شدم بخونم روحم شاد شه

خب ديگه من برم شبتون بخير باشه آجياي عزيزم يا علي

[ یکشنبه هفدهم آذر ۱۳۹۸ ] [ 18:8 ] [ هرمیون ]

نت انگاری اتصالی کرده انگار یکی نشسته وصل میکنه بعد پشیمون میشه قطع میکنه

سلام دوباره هوا ابری شد وقتی هوا ابری میشه انگار همه ابرای توی آسمون و باروون و تاریکی هوا ، همه بهت میگن بشین رنگ کن هیبنوتیزم میشم واقعا . اصلا حس رنگ کردنم بالا میره

در همین راستا نشستم یه چیزی رو که یه قرنه چاپ کردم و میخوام رنگش کنم رو طلسمشو شکستم و از دیروز عصر شروع به رنگ امیزیش کردم

اصلا تا با رنگا برخورد میکنم قلبم میاد تو دهنم هیجان زده میشم

تا اینجا که فعلا رنگ اول رو زدم تا وقتی که این پست رو ارسال کنم رنگ دوم رو هم شروع میکنم برا همین یه خورده حرف بزنم تا بعد که عکس بگیرم

آخه الان ساعت یه ربع سه بعد از ظهر هس من اومدم یه خورده بنویسم بعد برم رنگ کردنمو شروع کنم بعد عکس بگیرم و بیام یه خورده دیگه بنویسم و عکس رو هم ارسال کنم

یه چیزی رو میدونید ما توی زیستمون خونده بودیم که ویتامین های آ دی ایی کا (A D E K) محلول در چربی هستن. یعنی برا اینکه حل بشن و جذب بدن بشن باید در چربی قرار بگیرن.

من این مسئله رو یادم رفته بود بعد وقتی توی یه سایت خارجی برا ویتامینا میخوندم دیدم که نوشته هر وقت خواستید ویتامین ایی یا دی بخورید حتما همراه با غذایی که یه مقدار چربی یا روغن داره بخورید یا اینکه وقتی قرص رو خوردید پشت سرش یه گردو هم بخورید تا چربی لازم برا جذیش فراهم بشه

اشتباه میکردم با شکم خالی میخوردم. آخه آهن رو باید با شکم خالی خورد تا تمامش جذب بدن بشه. حالا به شما هم گفتم در جریان باشید که هر قرصی رو درست مصرف کنید تا اثر خودش رو بذاره

سلام . از سلام دوباره ی من حتما متوجه شدید که امروز یه روز شاد دیگه س

امروز دوشنبه س .آقا دیروز که من رفتم بقیشو رنگ کنم اینقد خسته شدم که اصلا حال نداشتم از جام پاشم دیگه .تا شب من دیگه به زور خودمو بلند کردم و اومدم توی اتاقم خوابیدم. نمیدونم چرا این هنر رنگ آمیزی اینقد انرژی میگیره تو روحش

امروز بلاخره تموم کردم و نتیجه ی کارم این شد

این مدل که قاب کشیده میشه بعد عکس رو داخلش میچسبونن ، من از یه فیلم خارجی دیدم خیلی خوشم اومد .حسش خیلی فرق داره اصلا یه دنیای دیگه س. مخصوصا وقتی عکس رو داخلش میچسبونی ، ادم دلش غش میره

این مراحل رنگ آمیزی هس

اینکه کاغذ چند بخشی هس برا اینه که کاغذ پیرینت من بزرگتر از آچار نمیشه . ولی پاستل اینقد برجسته میشه که اینا پیدا نیس آخر کار

اگه از روی عکسی کپی میکنید ،پاستل هم مث آبرنگ و مدادرنگی، اول کمرنگ ترین رنگ تصویر رو انتخاب کنید بعد کم کم رنگای پررنگ تر رو . من از سه رنگ استفاده کردم . اگه از پاستلای بیک هم مث من استفاده میکنید به هیچ وجه رنگ اول رو از اونا استفاده نکنید چون پاستلای بیک خیلی خیلی سخت روی هم رنگ میدن یعنی بگم نمیدن خیلی بهتره بعد محو کردنشون خیلی سخته یعنی اصلا محو همدیگه نمیشن. رنگ اول رو از پاستلای روغنی معمولی استفاده کنید رنگ آخر رو میتونید از پاستل بیک استفاده کنید .

پاستل بیک یا هر پاستلی که مث بیک روغنی بودنش خیلی زیادتر از پاستلای معمولی هس. به خاطر اینکه دست رنگ به خودش نگیره یا به صورت پودر نشه وقتی روی کاغذ میکشی. اینا همه از یه خونواده هستن . برای رنگ امیزی مرحله ای نمیشه ازشون استفاده کرد

خب دیگه طرح بعدیم نقاشی کردن و رنگ کردن نیس. یه چیزیه که اول ببینم میتونم درستش کنم بعد صداشو دربیارم

من برم تا بیام دوباره یا علی فعلا . راستی بقیه چرا وبلاگاشونو اپ نمیکنن؟ یعنی هنوز اینترنت ندارید؟

[ دوشنبه چهارم آذر ۱۳۹۸ ] [ 17:22 ] [ هرمیون ]

یادتونه بچه بودیم یه تبلیغ توی تلویزیون بود برا شلنگ میگفت که : من بوآیِ قشنگم، مار نیستم شلنگم یه تبلیغم بود در مورد چسب چوب چسب چوب سوسمارم، مهر استاندارد دارم، وای وای وای چه چسبی، هر جا چوبه تو هستی داشتم با چوب کار میکردم یاد این افتادم گفتم شمام فیض ببرید به مخم نزده ها

سلام یه برنامه بود توی تلویزیون یه کارآفرین زن بود بعد هی میگفت من توصیه میکنم زنا توی خونه نشینن پاشن به مامانم گفتم حالا چرا گیر داده به نشستن ما. حال نداریم پاشیم خب

این دو سه روزه من مشغولیات نقاشی روی چوب رو داشتم واقعا لذت بخشه. وقتی روی چوب نقاشی میکنی پدر آدم درمیاد شوخی میکنم از نقاشی با پاستل روی کاغذ خیلی راحت تره.

نقاشی روی چوب های کهنه خیلی معروفه و کشورای دیگه برا تزئین خونه هاشون خیلی بهش علاقه دارن.واقعا حس خوبی هم داره ها. من دلم غش میره وقتی نگاشون میکنم. اون چوبی که من روش فانس دریایی کشیدم دقیقا کپی یه نقاشی روی چوب بود که دقیقا چوبش همینطوری بود. اگه میخواید چوبتون خیلی کهنه به نظر برسه و انتهاش زده بشه اونو یه مدت توی باغچه فرو کنید بذارید چندماه باشه. بعد ظاهرش دقیقا همین مدلی میشه.منم همینطوری کردم.

من فانوس دریایی رو چندسال قبل کشیدم با پاستل. فک کنم رنگ روغن نداشتم. بعد سر حرکت دادن میز کامپیوترم و اینا ، اصلا گم کردم. بعد چند روزه هی دنبالش میگردم یهو یادش افتادم. بعد یهو گفتم نکنه اینا لای چوبا گذاشتنش رفتم دیدم اثر هنریه زیبای من قاتی چوباس روی پشت بوم

بعد خواهرم میخندید گفت من اصلا یاد این نبود که نقاشی رو این کشیدی فکر کردم چوب بیخوده یه سال باروون روش اومده همش پاک شده.اینبار با رنگ روغن کشیدم

این رنگای روغنی که میبینید خیلی خوبن اصلا بوی رنگ روغن نمیدن کلا بو ندارن از دست هم به راحتی پاک میشن با مایع دستشوئی یا صابون

اینم مواد لازم

نخ گونی رو از همین گونی کنفی میگن؟ از اونا دربیارید واقعا کسی هس که بره برا نخ گونی پول بده؟

خب نقاشی بعدی که خیلییییییییی دوسش دارم بعد از فانوس دریایی، این هس

نه خدائی خوشگل نکشیدم؟

دو روز کشیدم یعنی باید توی دو روز میکشیدم. چون یه مرحله رنگ باید خشک بشه مثل رنگ قرمز و سبز کمرنگ. بعد رنگ سفید و سبز پررنگ که روی رنگای قبلی باید کشیده بشه روز بعد یعنی امروز کشیدم

محل نصب عخشولان من

اینم نمای دور. خواستم شکوفه هامم یادآوری کنم آخه بینهایت سختی کشیدم در راه کشیدن این شکوفه های دل انگیز

اینم محل نصب فانوس گوگولیم. میخواستم وقتی میخوابم روبروم باشه ببینمش

نخ گونی رو با پونز وصل کردم. میخواستم با دلر سوراخ کنم دیدم مامانم چیزیم میگه آخه دیروز واسه ارٌه کردن چوب چیزیم گفت که از اینکارا دیگه نکن

کاشون الان هوا باروونیه و رعد و برق هم دیشب و پریشب خیلی زد . آخه این مدل هوا برا آخرای بهار هس توی کاشون .خلاصه همه چی قاتی پاتیه حتی آسمون

حس کار کردن با چوب بهم دس داده. خیلی دوس دارم دلم همش برا چوب تنگ میشه الان زیاد حرف نزنم یکی داره با پیام توی گوشیم حرف میزنه به اندازه کافی خب فعلا یا علی تا دوباره تشریف گلمو بیارم

[ جمعه سوم آبان ۱۳۹۸ ] [ 17:0 ] [ هرمیون ]

خریت در ورزش چیست؟ با ذکر مثال :

چرا من ورزش کششی که قبلا انجام داده بودم و پشت ساق پام کشیده شد و یه هفته درد کشیدم رو دوباره انجام دادم؟!!! آیا عقل از من زایل گشته بود؟!!! آیا این درد کشیدن الان حقم میباشد؟!!!

سلام بر شکوفه های ماه مهر آقا من کلاس اول اصلا از اینا که تلویزیون نشون میده نبود که گل بِدن دست شکوفه های کلاس اولی و معلما بخندن و این حرفا. یَک دربه دری کشیدم که هیچ وقت یادم نمیره. همه همینطوری پخش توی حیاط راه میرفتن و اسم ها رو داد میزدن که برن کلاس فلانی . هی باید وامیسادی تا اسمتو بخونن اصلا صدا شنیده نمیشد کلا تا ظهر دربه در بودم.

بلاخره پروژه فضائی تموم شد من نمیدونم چرا هر پروژه ای رو شروع میکنم بعدش به غلط کردن میفتم خیلی سخته .اولش که چند روز داشتم عکس توی گوگل پیدا میکردم بعدش یه روز نشستم عکسا رو واسه پیرینت تنظیم کردم رنگ کردنش که وسطش خوابم میبرد اینقد طولانیه بعد حالا خوشحالی تموم شد مثلا، باید بشینی یه روز همه این عکسا رو دربیاری

استیکر ستاره هم داشتم چسبونداهه که مثلا توی آسمونه

به فضانوردان من دست تکون بدید

صبح که بیدار شده بودم پشت در اتاقم که بسته بود رو نگاه میکردم پنکه هم روشن بود این فضانوردا تکون میخوردن خیلی حس خوبی داش

چند وقته حس میکنم سریع خسته میشم انرژیم زود تموم میشه فهمیدم این قرص ویتامینه زیاد اثری نداره از یه داروخونه پرسیدم "ول وومن" رو نیاوردن هنوز؟ گفت نه نمیارن دیگه . ولی عین همون قرص رو آوردن اسمش مکاویت اف هس. بعد قیمتش هم 37 تومن.

یعنی یه ورق 15 تا کپسول توشه 37 تومن

کپسول ویتامینای خارجی دنیا فرقشه. تا قشنگ حس میکنی انرژی گرفتی. ولی این کپسول ایرانیه که اسمش مینرال بود میخوردم اصلا هیچ حسی بهم دس نمیداد بیشترم خوابم میگرفت من الان خوابم گرفته بود خیلی. منتظر هم بودم نزدیکای ساعت 3 بشه بخورم تقریبا شکمم خالی باشه. بعد وقتی خوردم اصلا خواب از سرم پرید

اصلا این کپسول هیچ عوارضی نداره.خب خیلی مهمه. اصلا خوبیه دارو از مقدار عوارضش معلوم میشه.

دیروز یه آهنگ بیس دار گذاشته بودم یعنی منفجر میشم از هیجان وقتی اهنگ بیس دار میذارم. بیس هم ببرم تا آخرررررررررر. واقعا آدم میخواد بپره تا زیر سقف بعد هر وقت از اینا میذارم بابام چون اتاقش دورتر هس متوجه نمیشه که من گذاشتم، همش میاد میگه چقد مردم بی ملاحظه هستن چقد دام دام گذاشتن اه

وقتی هم توی هال نشسته ، اهنگ بیس دار میذارم بابام میگه مغزت قاتی نمیکنه اینا رو گوش میدی؟ ببند دام دامشو ، همه جا داره میلرزه خب چرا نسل ما به این اهنگا علاقه داره ولی اونا نه

خب دیگه من برم فعلا تا باز که ورود نمایم عخشان من

[ شنبه سی ام شهریور ۱۳۹۸ ] [ 18:10 ] [ هرمیون ]

بلاخره رنگشون تموم شد و درآوردمشون

سلام عخشای من فک نکنید اصلا خسته شدم تا اینا رو درست کردم

خب فردا به نصبشون میپردازم و شما شاهد سفر به فضا خواهید بود

دوست دارم زود فردا بشه بچسبونمشون راستی همیشه یادم میره بگم. من پشت در اتاقم یه صندوق پست دارم. خواهرم درستش کرد و چسبوند به در اتاقم . گفت این باشه تا ازت انتقاد کنیم بخونیش خودتو درست کنی

البته این برا چندسال پیش هس. وقتی بود که من اون همه پرنده داشتم . دیگه اصلا وقت نداشتم بعد همه هم به پرنده های من گیر میدادن اونوقت کلا اوضام فرق داش

شاید یه انتقادها رو عکسشو بگیرم ببینید عکس صندقه رو هم میگیرم خنده داره. وقتی خواهرم اورد چسبوند فکرشو نمیکردم اینقد جدی باشه این صندوق. دقیقا عین صندوق پست میمونه

خب فعلا برم یا علی شبتون بخیر باشه

[ پنجشنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۸ ] [ 21:19 ] [ هرمیون ]

طی تمیز کردن اتاقم دوتا تلفات دادم یه شتر بزرگ یه شتر کوچیک

شالمو میخواستم تا کنم بعد قبلش تو هوا چرخوندمش خورد به شترای توی طاقچه. بعد با چشم خودم دیدم افتادن پشت تخت. ولی هر چی گشتم نبود اصلا باورم نمیشد به خواهرم گفتم تو ببین. اونم گفت نه هیچی نیس . فک کنم تختم، شترا رو خورده

سلام واقعا هر کی مث من اتاقشو تمیز کرد دختر خوبیه خیلی سخت بود یعنی روز دوم که همه چی خشک شد و آوردم توی اتاق که بچینم اصن له و لورده شدم.

قبلش جاروبرقی آوردم با گردگیرش دو ساعت داشتم همه جا رو گردگیری میکردم بعد با این دستکش گردگیریا دوباره گردگیری کردم تا سیمای کامپیوترمو گردگیری کردم

همه میومدن میگفتن یه سره تمیز نکن خودتو کشتی. ولی نمیشد همه چی پخش شده بود شب میخواستم بخوابم اصن همه جا ریخته پاشیده بود. خلاصه همه رو سرجاش گذاشتم و به این ترتیب تمیز کردن اتاقم تموم شد. بینهایت خسته شدم. شبش خیلی زود خوابیدم اصلا حال نداشتم حتی یه ذره نگاه به فیلم کنم.

فقط یه بخش پشت در اتاقم مونده خیلی سال پیش بود پشت در اتاقمو فضائی کردم . الان میخوام فضائیشو جدی تر کنم جنگ ستارگان رو توش بذارم. دیوونه ی جنگ ستارگانم البته از نظر خواهرام مضخرف ترین فیلمه

نشستم پرینترمو از رو ببرم تا نهایتش جوهرشو خالی کنم بعد بدم جوهر کنن.

عکسا رو با فتوشاپ اینقد پررنگ کردم تا با ته جوهرش تونس چاپش کنه

همیشه برا اینکه جوهر کمتر مصرف کنید همیشه دور عکس رو پاک کنید خیلی توی مصرف جوهر تاثیر داره. من الان دور ادم فضائیه که دست تکون میده رو پاک کردم.

وقتی تازه پرینتر رو جوهر کردید عکسا رو سعی کنید با فتوشاپ کمرنگ کنید چون خیلی پررنگ چاپ میکنه. ولی وقتی جوهر تموم میکنه با فتوشاپ پررنگش کنید.

دوتا از فضانوردا رو کم رنگ چاپ کرد مجبور شدم با خودکار دورگیری کنم خودم

اینم آب دوغم که موقع رنگ آمیزی درستیدم

بیشتر از یه سال من ماست نخوردم.

هی میخوام یه فیلم بگیرم ولی هیچکی ساکت نمیشه من حرف بزنم فقط دو سه دقیقه ساکتن بعد دوباره زرتی همه حرف میزنن

فعلا بعد از تمیز کردن اتاقم مشغول پروژه ی پشت در اتاق هستم.سفری داشته باشیم به فضا خب من دیگه برم یا علی تا دوباره بیام

[ یکشنبه هفدهم شهریور ۱۳۹۸ ] [ 20:7 ] [ هرمیون ]

اینجور که کارخونه چسب رازی پیش میره دفعه بعدی که بخوام چسبشو بخرم فک کنم قد دوتا بند انگشت شده ولی قیمتش همونه خدائی روش میشه قبلنا چسبش اینقد بزرگ بود بعد هزار تومن. کم کم کوچیک ترشو زد قیمتش یه ذره پائین تر. این دفعه شاهکار کرده .خدائی روش میشه

سلام بلاخره تونستم آبروی قبیله رو حفظ کنم و نقاشی رو تموم کنم و رئیس قبیله رو خوشحال کنم تو جادوگر و من مرد قبیله ، به دنبال منی با ناز و حیله اااااااااا خواستم بگم از این شعرا هیچ وقت نخونید

و این نتیجه ی کار

اصلا رنگ اصلیش اینجا مشخص نیس. خودش خیلی طلائیه خوشگلیه .رنگ در و رنگ طرح رو اصلا واقعی نشون نمیده خیلی خوشگل به هم مچ شدن ولی اصلا اونطوری که هس نشون نمیده .چون میز جلو نور رو میگیره که رو در بیفته. حالا هر چی خلاصه همیشه دوس داشتم اینو بکشم و بزنم همینجا. بلاخره موفق شدم

میگم اگه قراره آدم چیز شیرین نخوره پس تنها گزینه ی تنقلات میمونه رو بیسکویت ترد و چوب شور که تازه کشفش کردم. مزش بهتر از ترد هس ولی همون کراکره برداشتن لوله ایش کردن

من دوسش داشتم بهتر از ترد دوس دارم

دوباره ورزش کردن رو شروع کردم اهنم که پائین رفته بود دوباره مجبور شدم ورزش نکنم ولی همش تو فکرم بود و هی میگفتم وای چقد وقته ورزش نکردم من یکی ورزش کردن هس یکی مسواک زدن و نخ دندون کشیدن، خیلی میترسم اگه انجامشون ندم. از یه روز بگذره دیگه از ذهنم نمیره . نمیدونم چرا بعضیا اینقد با خیال راحت نخ دندون نمیکشن و مسواکم خیلی کم میزنن!!!

حالا خلاصه اینکه برگه ورزشمو گم کرده بودم ورزشامم نصفشو یادم رفته بود چیا بوده. برا همین دوباره توی اینترنت گشتم و چاپشون کردم. نسخه ی پیرینتشم میذارم خواستید شما هم چاپ کنید. بر طبق برگه آچار تنظیم کردم .

این فایل چاپیش هس آدرس عکس رو میذارم

http://s8.picofile.com/file/8366664142/Untitled_1_copy.jpg

http://s9.picofile.com/file/8366664250/Untitled_2_copy.jpg

اگه کمردرد یا زانو درد دارید حتما ورزش کنید ولی ورزش های ممنوع برای کمر یا زانو رو هم میتونید از اینترنت ببینید . خیلی مهمه که ورزشای مضر برای خودتون رو انجام ندید. و اینکه هیچ وقت بالا پائین نپرید زانو از بین میره. و مهمتر از همه روی تردمیل هیچ وقت ندوئید . یه دکتر توی تلویزوین میگفت از وقتی تردمیل اومده همه ی کسائی که تردمیل داشتن به ما مراجعه کردن و مچ پای خودشونو ضربه ی خیلی بدی بهش زدن. دکتره خیلی عصبانی بود که یعنی چی روی تردمیل میدوئید تردمیل مچ پا رو از بین میبره به خاطر اینکه هیچ وقت دویدن عادی نیس و به پا فشار میاره

من وقتی دکترم گفت باید بدوئی ، چون من تقریبا یه چندماهی راه نمیتونستم برم بعد از مریضیم دونفر اسکورت کنارم بودن که وقتی راه رفتن رو تمرین میکنم نیفتم. (خدایا شکرت چه روزایی رو هم گذروندم) بعد که خوب شدم برا محکم راه رفتنم و از پله پائین رفتنم که خیلی سخت بود برام ،خوب بشه ،باید میدوئیدم .من توی هال همش در حال دویدن بودم هال و اشپزخونه رو هی دور میزدم واقعا اصلا طبیعی دویدن دنیا فرقشه با تردمیل . اگه میخواستم رو تردمیل بدوئم الان مچ پا نداشتم

خب دیگه زیادی حرف نزنم. مثلا الان زیاد حرف نزدم یا علی نزدیک شبتون بخیر

[ یکشنبه بیست و سوم تیر ۱۳۹۸ ] [ 21:27 ] [ هرمیون ]

اگه به لبه ی کمر دامنم ننوشته بود made in india، وقتی میپوشیدم اینقد حس فیلمای هندی بهم دس نمیداد که دور ستون باهاش بچرخم

سلامممم عیدتون مبارکککککککککککک خواستم شایعه کنم عیده

تجربه ای مخفیانه از 115

به مامانم چندباری آمپول ویتامین د زدم بعد آزمایش داش انجام داد و اومدیم خونه خیلی بیحال شد خیلی ترسیدم و هی فکرم مشغول شد و مامانمم که اصلا حوصله دکتر و اینا نداره برا همین جونم به لب رسید که چرا مامانم اینطوری شد یهویی، بعد گوشی رو میزمو برداشتم و سیم مودمم که یه بیست متری هس رو از مودمم در آوردم و وصل کردم به گوشی

در اتاقمو بستم گوشی رو برداشتم و رفتم توی جاکمدی و در جاکمدی رو هم یه کم بستم و زنگ زدم 115 اولش که به طور گویا میگه خونسردی خود را حفظ کنید و به سوالات پزشکان پاسخ دهید. بیشتر آدم استرس میگیره

بعد گفتم سلام میشه سوالی بپرسم گفت بفرمائید منم گفتم که چندباری نزدیک به هم مامانم آمپول ویتامین د زده بعد حالتاشو گفتم و بعد گفتم که مسمومیت با ویتامین د نداره؟ گفت فکر نکنم .ولی وصلت میکنم به دکتر ازش بپرس. به دکتر دوباره گفتم و گفت نه اصلا .خیلی خوشحال شدم و از جاکمدی اومدم بیرون و با هیجان به همه گفتم .مامانم گفت واقعا زنگ زدی 115 ؟!!!

دو روزه عصر میرم توی بالکن تا یه نقاشی رو بلاخره تمومش کنم و موفق شدم

اینم بدلکاریم با پرتقال

اینبار که بیام یه عکس از نی نی که بودم رو میذارم بچه باحالی بودم خیلی. بغل مامانم هستم گفتم در جریان باشید تا بیام پس فعلا شبتون بخیر باشه ان شائ الله همیشه سلامت باشید

[ دوشنبه سیزدهم خرداد ۱۳۹۸ ] [ 22:2 ] [ هرمیون ]

بازی برایتون و تاتنهام رو دیدید؟ من یادم رفت نیم ساعت آخرشو دیدم .تقریبا دقیقه 70 هم جهانبخش تعویض شد بلانسبت داشتم به خاطر جهانبخش میدیدم اصلا

چه بازی قشنگی بود .البته برایتون باخت جونشونم داش درمیومد آخرای بازی

راستی میلان هم باخت.یعنی اینقد خنگ شدن میلانیا

سلاااااام بر عصر جمعه مثلا یه سلام خاص کرده باشم

چند روز پیش همه نشسته بودن گفتم هیچکی جائی نره الان فوتبال راگبی هس مامانم گفت چی؟ گفتم صبر کنید باحال ترین فوتبال رو ببینید راگبی فرانسه بود. به جالبی راگبی آمریکا نبود آمریکائیا دقیقا عین غول میمونن تا حد مرگ همو کنار میزنن و دستشون هی در میره همونجا وسط زمین جا میزنن پا میشه میره بازیشو بکنه

وقتی هم مصدوم میشه یکی ،بدون اینکه بازی رو متوقف کنن وسط زمین دکتر و چند نفر محافظم میان که بازیکنا رو دکتره نیفتن همونجا درستش میکنن و پامیشن میرن. به اینا میگن مرد

خلاصه بازی شروع شد و هی بابام گفت یعنی چی این چه مدلشه؟ کلی توضیح دادم و جالب ترینش دروازه بود که نشون بابام دادم که کلا هنگ کرد دیگه

خیلی فوتبال راگبی سرگرم کننده س خنده دارم هس ببینید حتما. تقریبا ساعتای 2 یا 3 پخش میشه هر زمان که بازی باشه. خیلی کم پخش میشه از توی فهرست شبکه ورزش ببینید میتونید بفهمید کی بازی هس.

این چندتا عکس از فوتبال راگبی که داشتم میدیدم

خب دیگه اینکه یه نقاشیا رو رنگ کردم هری پاتر در حال پرواز با جاروی نیمبوس 2000 فعلا اینو زدم کنار نقاشی قلعه هاگوآرتز تا اون یکی هم رنگ کنم و بزنم.

این عسکاشه

بعد اینکه امروزم به باغبونی پرداختم و بسی خسته گشتم. روی گلدونا هم خاک ارَه ریختم تا هوا گرمتر میشه آب کمتر تبخیر بشه.کاشون بس ناجوانمردانه گرم میشه تا بالاتر از 40 درجه هم میرسه اینکه کفشای باز میپوشم به خاطر گرمای تابستونه چون پای ادم توی کفش میپزه تقریبا یه ماه دیگه هیچی نمیشه کاشت چون دیگه هوا جوری نیس که چیزی بخواد رشد کنه چزغاله میشه

اگه گوجه میکارید همینطور هم ریحون، حتما حتما باید خاکتون به شدت سبک باشه چون خیلی سریع میپوسه. حتما مقدار خیلی زیادی خاک ارَه به خاک اضافه کنید خیلی تاثیر داره توی رشد گوجه

این عکسای گلدون جدیدام .وقتی گوجه ای که کاشتید ساقه ی اصلیش پشمالو میشه بدونید یه بوته ی خیلی خوبی رو دارید پرورش میدید

پوست موز رو هیچ وقت دور نریزید تا نرم هس همه رو زیر خاک گلدون چال کنید به شدت گیاه رو تقویت میکنه همینطور که خود آدمو تقویت میکنه

الان عصره. تقریبا ساعت 7 نوشتم . زمان ارسال به خاطر این فرق داره که عکسا رو باید بیارم توی کامپیوتر کنم تنظیمشون کنم توی فتوشاپ و آپلود کنم و ارسال کنم

پس برم تا بیام آپ کنم

خب با عرض سلام مجددیات.تکمیل شد و ارسال مینومائیم پس یا علی تا بیام دوباره

[ جمعه ششم اردیبهشت ۱۳۹۸ ] [ 20:4 ] [ هرمیون ]

این داستان یک شب ترسناک

ساعت دقیقا 5 از خواب بیدار شدم ساعت رو اولش نگاه نکردم که چند هس چون اگه ساعت رو ببینم دیگه هر شب همین ساعت بیدار میشم .همچین مغز فرمانبری دارم بعد دوباره سرمو گذاشتم رو بالشت که دوباره بخوابم که یهو یه صدای وحشتناکی از بالا سر اتاقم اومد.رو پشت بوم. یه چیز سنگین کشیده شد .مث چهارپایه اهنی که روی پشت بوم هس. گفتم حتما گربه س بعد گفتم اخه کدوم گربه اینقد زور داره که اینو بکشه پاشدم لامپ اتاقمو روشن کردم که نورش از پنجره بیفته رو نورگیر پشت بوم.مثلا اگه کسی هس فرار کنه بره

گوشیمو روشن کردم ساعت رو نگاه کردم دیدم ساعت پنج هس رفتم توی هال ببینم مامانم از صدا بلند نشده، نه اینکه ترسیده باشم بخوام برم پیش مامانم بعد دیدم نه مامانم پانشده ،برگشتم توی اتاقم در رو بستم یهو دیدم گوشیم داره هی نور میده داش یکی زنگ میزد

فیلم جیغ رو دیدید که هی یکی زنگ میزنه خونه یه دختره بعد هی به دختره میگه که الان داره چیکار میکنه دختره میفهمه داره میبینه اونو از یه جائی. سریع لامپا رو خاموش میکنه باز هی گوشی زنگ میخوره و آخرشم طرف توی حیاط خونش بود. همه جیغ و هوراااااااااااااااا

خلاصه من یاد این فیلم افتادم اصلا نمیخواستم گوشیمو نگاه کنم ببینم کیه. همینطوری گوشیمو برگردوندم و گذاشتمش زیر بالشت و خوابیدم بعد هی فکر میکردم که یعنی کی زنگ میزد بعد نتونستم تحمل کنم گوشیمو برداشتم یه پیامم روش بود دیدم ایشونهههههههههههه

پیام رو باز کردم دیدم نوشته میخواستم قبل اینکه برم سرکار یه حرفایی رو باید بزنم خیلی وقته دارم فکر میکنم. منم توی دلم گفتم خو تو روحت حالا نزدی نزدی یعنی دقیقا باید الان که داشتم سکته میکردم میزدی؟!!!شغلش یه جورائیه که تعطیلی و این چیزاش فرق میکنه.

اصن یه فکرای وحشتناکی کردم با خودم .ای زرشک. بعد وقتی روز میشه آدم میگه چرا الکی اینقد ترسیدم دیشب.

سلام .میخواستم زودتر بیام اپ کنم ولی این پروژم به صورت ناجوانمردانه ای انرژی میگیره.اصل کاریاشو کردم یه کم خورده کاری داره اونا رو هم باید تموم کنم و پرده برداری کنم ازش

از بعد از اینکه مریض شده بودم کلا خونوادمو اطرافیانمو کسائی که میشناختم اصن عجیب عوض شدن مث اینکه وارد یه دنیای دیگه شدم. همه خیلی خوب و مهربون و رد کار بگیر شدن حالا آقای ایشون که اینقد دارای وجنات و سجایای اخلاقی بود حتما الان شده در حد فرشته ای ، پری یا همچین چیزا. دقیقا همه هم انگار منتظر بودن من حالم کاملا خوب بشه تا نمودار بشن.حالا نمیدونم چی میخواد بگه .البته فک کنم حدس بزنم اصن بگذریم حال ندارم فکر کنم

بگذریم از این دنیای عجیب غریب

به خاطر اینکه چیزا همه گروون شدن بنابراین برخوردمونم با چیزائی که میخریم عوض شده .یه ذره هم نمیذاریم چیزی حرووم بشه همه چیو تا ته استفاده میکنیم.

یه نمونه ی کشف شده، استفاده ی کامل از سس هزار جزیره واسه الویه س که خواهرم خیلی خبیثانه همه ی سس رو از حلقوم قوطیش بیرون کشید

قبلا ما سس فرانسوی میخریدیم برا الویه ولی تازگیا خیلی بد شده ترش کردن خیلی و رنگش هم عوض میشه یه مدت که میمونه قبلا اینطوری نبود.الان سس هزارجیره خیلی خوشمزه تره

راستی خونه تکونی رو من آغاز کردم البته خیلی آرووم .چون مامانم میگه امسال رو کاری نکن ولی من نمیتونم فعلا از یه گوشه آشپزخونه شروع کردم و دقیقا همون یه گوشه منو سرویس کرد تا تموم شد .همون بخش سماور و سرویس ادویه ها و این چیزا.

وای یه چیز دیگههههههههه. درخت بادوومم شکوفه کردهههههه

باورتون میشه بچم چهارسالشه

خیلی هیجان زده شدم وقتی دیدمش.بهش کود هم دادم حال کنه

اینم رنگ آمیزی پروژه جدیدم.آخرین برگه بود شکرخدا داره کارش تموم میشه

خب ان شائ الله این دفعه بیام پروژمو تموم کرده نشون میدم فعلا یا علی جمعه خوبی داشته باشید

[ جمعه نوزدهم بهمن ۱۳۹۷ ] [ 14:59 ] [ هرمیون ]

سخت ترین طبابتی که دکترم کرد این بود که چند وقت پیشا بهش گفتم یه مدته کنار چشام موج میزنه بعد گفت بهش کم محلی کن خودش میره فک کردم باز شوخی میکنه .چند روز اعتنا نکردم به موج زدن کنار چشام تموم شد رفتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت

سلام ٌ علیکم باز یه پرژه رو شروع کردم این دیگه واقعا سخته ده برابر سخت تر از قبلی .

و باز چون تا اتمام پروژه نمیگم چیه ، پس شما رو به دیدن شروع کار دعوت میکنم

اول از مخترع پیرینت تشکر میکنیم خدا جد و آبادشو بیامرزه اینبار به جای کشیدن از پیرینت استفاده میکنیم.تنبلم خودتونید

پیرینت گرفتن وقتی راحته که فایل سایز بندی شده و آماده در اختیارتون باشه ولی بدترین حالتش اینه که بخواید یه عکس رو در سایز خیلی بزرگ پیرنیت کنید .باید عکس رو چند قسمت کنید و هر قسمت رو بر حسب A4 کنید تازه باید جوری بزرگنمائی کنید هر عکس رو که تیکه بعدی منطبق بر تیکه قبلی باشه خیلی خانمان سوزه این کار خدائی جونم در اومد تا بر طبق سایز بزرگ دراوردمش هر برگه رو

این یه بخش از کار پیرینته که تموم شده شاخه ی شکوفه گیلاس

کاشکی زود تموم بشه برم سر کار بعدی .این خیلی سخته تازه وقتی کار پیرینت تموم بشه بعدش باید بشینم رنگش کنم

دیدید کلید اسرار راه یافته به لالیگا

والنسیا با بارسلونا بازی میکردن چند شب پیش بود بعد والنسیا یه پنالتی گیرش اومد گل کردن و یه گل هم زدن بعد یه خورده وقت دیگه دقیقا یه پنالتی هم گیر بارسلونا اومد که مسی گلش کرد بعد یه گل دیگه هم مسی زد خیلی بازی دیدنی بود .

من همه بازیای خارجی رو نمیبینم فقط مسی رو میبینم با رونالدو هم که لجشو دارم میبینم اون پیکه هم که بر خلاف ظاهرش مث خنگا میمونه ماجرای پیکه رو میدونید .همین که همسرش شکیرا هس. مادر پیکه به شدت مخالف بوده و میگفته شکیرا یه خواننده هس و اصل و نسبی نداره .خونواده ی پیکه خیلی سطح بالائی هستن بعد این وسط تا مادره داشته مخالفت میکرده اینم چندتا بچه میاره قشنگ جاشو محکم میکنه خارجیا قبل ازدواجشون بچه میارن خاک تو سرشون اونوقت بعدش جشن عروسی میگیرن .مادر پیکه هم راس میگفته این بی اصل و نسبه .با این کارش ثابت کرد .

میخواستم اتاقم جمع کنم و رنگ کنم مامانم گفت نه .الان نمیذارم از اینکارا بکنی سلامتیت مهمتره این کارا رو همیشه میتونی بکنی الان تازه خوب شدی. بعد دیدم مامانم جوش میخوره گناه داره سریع گفتم باشه . میخواستم رنگشو عوض کنم ولی خب حالا اکشالی نداره به پروژه هامون میپردازیم یه دو سه سال دیگم رنگ میکنم. چه زود

دوس دارم تند تند انجامشون بدم و نشونتون بدم ولی خب سخته خیلی .منم چون تازه خوب شدم نمیتونم پشت سر هم و سریع انجام بدم. تازه انرژی گرفتم و نیروم برگشته بعد 9 ماه .

خب دیگه فعلا برویم تا باز بیائیم یا علی شبتون بخیر و خوشی و سلامتی باشه همینطورم خونوادتون

[ دوشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۷ ] [ 19:44 ] [ هرمیون ]

Members

اتاق دوست داشتنی من

عکس از اتاقم

کتاب های دوست داشتنی من

کتاب های خارجی و ایرانی هری پاتر

سایر کتاب های جذاب

باغبانی های من

تصاویر باغبانی های سالانه ی خودم همراه آموزش

نقاشی های من

نقاشی های پاستل، آبرنگ ،مدادرنگی های خودم

نجاری های من

نجّاری و کار با چوب های من

بازی های کامپیوتری و رومیزی من

بازی های جذاب و ارزان کامپیوتری خودم

بازی های رومیزی من

دانلود فيلم آموزشي گلدوزي با چرخ خياطي همراه با توضيحات

آموزش گل دوزي با چرخ خياطي

دانلود فيلم آموزشي قلاب بافي همراه با توضيحات-در حال تكميل

آموزش قلاب بافي و نقشه خواني

دانلود فيلم هاي آموزشي روبان دوزي

فيلم آموزش روبان دوزي 1

فيلم آموزش روبان دوزي 2

جادوي آشپزي ...

منوي تصويري غذا

آموزش تصويري سفره آرايي

Statistic