|
جادوگري | ||
|
خوابم نمیبرد چند وقته به فکر یکی از آبجیای وبلاگیم بیشتر از همیشه افتادم اول سلام آبجی عزیزم آجلو بیا یه چیزی بگو یه پیام کوچولو هم قبوله. خیلی تو فکرتم دیگه خیلی زیاد شده ان شالله سلامت و شاد و پرانرژی باشی عزیزدلم [ چهارشنبه بیست و نهم فروردین ۱۴۰۳ ] [ 1:32 ] [ هرمیون ]
اگر میبینید نیستم چون مشغول راه اندازی آپارات هستم عوضش بعد از این هم میتونید همین جا کارامو با عکس ببینید و حرفامو بخونید یا اینکه توی اپارات فیلم کارامو ببینید و حرفامو بشنوید. ولی هر دوجا یکسان فعال هس . سلام امیدوارم که از اونجا هم خوشتون بیاد [ سه شنبه بیست و هشتم فروردین ۱۴۰۳ ] [ 23:15 ] [ هرمیون ]
من در حال رصد اخبار فلسطین و هیجان بالا و از خوشحالی یه شیشه نوشابه و بیسکویت و شکلاتی هس که میخورم مرگ بر اسرائیللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللل
[ یکشنبه بیست و ششم فروردین ۱۴۰۳ ] [ 2:44 ] [ هرمیون ]
به یادت امشب طوفان به پا میکنیمممممممممممممم این جنگ را شاید شما شروع کنید، اما پایان آن را ما ترسیم میکنیم.
[ یکشنبه بیست و ششم فروردین ۱۴۰۳ ] [ 1:26 ] [ هرمیون ]
خوابم نمیبرد برا همین از جام پاشدم . و خوشحالم از این بابت سلام. گفتم حالا که خوابم نمیبره پاشم بیام سراغ کامپیوتر و یه کم نویسنده های جوون انگلیسی رو پیدا کنم و حرفاشونو گوش کنم و کتابایی که معرفی میکنن رو مینویسم که اگه ترجمه شده باشن بخرم.. وقتی خوابم نمیبره اینکارو میکنم یا میرم سراغ حرفای جدید نیل گیمن میگردم و گوش میکنم . هر جایی که حرفی زده باشه یا مصاحبه ای کرده باشه. و این کسی بود که امشب پیدا کردم یه پسر بریتانیایی 25 ساله به نام جک ادواردز نویسنده و به شدت یوتیوبر موفق
واقعا آفرین کسی که عقل داره و اهل مطالعه س. اگه به کانال یوتیوبش برید میبینید که چقد مطالعه داشته و تحصیل کرده هم هس. از گذشته ش هم که میگه میتونید بفهمید چه ادمیه. بین ویدئوهاش یکی رو دیدم که کتابایی که در مورد فلسطین نوشته شده رو معرفی میکنه و خیلی از مطالبش رو میگه. و از این نمیترسه که حساب کاربریش رو توی یوتیوب ببندن مث بعضی از عقب مونده های یوتیوب که میترسن پول حرووم یوتیوب رو از دست بدن برا همین حلقشون رو بستن و هیچی نمیگن. کامنتاش رو اگه بخونید همه که اکثرشون خود انگلیسیا هستن شجاعتش رو تحسین کردن و اینکه جزو برترین های یوتیوب هم هس. شجاعت و وجدان و مهمتر از همه اینکه اگه مسلمون هم نیس ولی انسانیت داره و آزاده هس. قابل توجه خیلیا که ادای آزاداگی رو درمیارن!!! [ یکشنبه بیست و ششم فروردین ۱۴۰۳ ] [ 0:58 ] [ هرمیون ]
سلام خواستم یه پیام به دوست عزیزم که خیلی وقته توی این وبلاگم همراهم هس بدم عزیزم حال مامانت چطوره؟خیلی خوشحال شدم که بعدش فوری گفته بودی مامانت بهتره. خیلی خوشحال شدم امیدوارم خدا همیشه همراه ما باشه و بهترین راه رو واسه سلامتی مادر و پدرمون بهمون نشون بده و هیچ وقت توی این راه تنهامون نذاره. عزیزم ان شالله مامانت کاملا سلامت باشه [ جمعه بیست و چهارم فروردین ۱۴۰۳ ] [ 23:33 ] [ هرمیون ]
راستش دارم فکر میکنم ببینم از چی بنویسم واسه پست امروز اخه دو سه روزی هس که داشتم فیلم ادیت میکردم واسه آپارات. بعد دیگه قاتی میکنم واسه کجا دارم مطلب میذارم سلام قبل از هر چیزی عیدتون مبارک باشه جدیدا که بیکار میشم یعنی چند ماهی هس هی از این برنامه فتولب که هوش مصنوعی هس عکسمو میذارم توش هی فیلم و عکس از خودم میسازم بعدش اینکه گفتم امروز که برم حیاط عکس بگیرم از شروع به بذر کردن گلای شب بو. و چقد هم بزرگ شدن. و اینو بدونید که هیچ وقت از اهن برا گیاهاتون غافل نشید الکی ندیدا چون اثر عکس داره وقتی لازم دارن بدید. هر وقت رگبرگاشون پیدا میشه. پررنگ تر از بقیه جاهای برگ میشه
اینکه میبینید بعضیاشون بذر نکردن اینا شب بوهای پُر پَر هستن اینا بذر نمیکنن. یه جورایی اینا شانسی هستن که ژن این واریته توی بذرا باشه. ولی مطمئن باشید هس. اونا که یمبینید یه چیزایی شبیه لوبیا دادن اینا بذر هستن که شب بوهای کم پر، بذر دادن. و این مدلیشون هم توی همونا پیدا میشه. اینم نعنایی که زمستون کاشتم گلدونشو عوض کردم بزرگ شد به سلامتی
خب گفتم پست رو عوض کنم واسه عید فطر، و اینکه سعی میکنم زود به زود بیام چون یه کم درگیر این فیلمای آپارات شدم قاتی کرده مغزم که کجا رو دارم واسش عکس و فیلم میگیرم [ سه شنبه بیست و یکم فروردین ۱۴۰۳ ] [ 22:43 ] [ هرمیون ]
من به عنوان همراه در حال استراحت و نخوابیدن در چند روز
. بازم من ، چند روز در حال خوردن صبحونه تکراری که اصلا عادت نداشتم
[ چهارشنبه پانزدهم فروردین ۱۴۰۳ ] [ 23:36 ] [ هرمیون ]
[ دوشنبه سیزدهم فروردین ۱۴۰۳ ] [ 3:38 ] [ هرمیون ]
من نمیدونم چرا هربار سایز فونت نوشته رو زیاد میکنم بعد که قالب رو عوض میکنم باز یادم میره فونت رو درست کنم شرمنده دوستان. اینبار درشت بخونید [ یکشنبه دوازدهم فروردین ۱۴۰۳ ] [ 16:45 ] [ هرمیون ]
اومدم و امیدوارم همیشه باشم و نرم سلام نماز روزتون قبول باشه شب زنده داریاتون هم قبول باشه. راستش من دیشب اصلا نتونستم بیدار باشم با اینکه خیلی سعی کردم ولی نتونستم بیشتر از ساعت 2 بیدار باشم. 5 روز پیش مامانم بستری شد منم همراهش بودم 4 روز بیمارستان بودم خیلی هم بهم سخت گذشت از نظر استرسی . خیلی خیلی استرسم شدید بود. خلاصه که منم همینطورم در شرایط عادی هم استرس دارم برا سلامتی همه چه برسه اینجور جاها هم باشم. یه سری تجربه دارم که حتما بهتون میگم و واقعا حواستونو توی بیمارستان جمع کنید .ان شالله که هیچ وقت هیچ وقت قسمت هیچکی نشه. ولی خب بدونید خیلی خوبه. ولی الان خستم یه خورده میخوام مغزم باز بشه بعد بهتون بگم. تازه اون سری هم چند سال پیش بهتون گفته بودم تجربه هام رو. ولی نمیدونستم بازم از این پرستارای بی شعور (دور از جون پرستارای خوب) عوضی بودن رو میبینم. دیروز که مامانم مرخص شده. بعد من میخوام سریع به حالت قبلم برگردم به روزمرگی های قبلیم. خب دیگه شکر خدا.فعلا یا علی همه در پناه امام علی علیه السلام که این شبا متعلق هس بهش باشید [ شنبه یازدهم فروردین ۱۴۰۳ ] [ 17:52 ] [ هرمیون ]
مرو ای مرد مردستان که جان و پیکرم سوزد
[ شنبه یازدهم فروردین ۱۴۰۳ ] [ 1:17 ] [ هرمیون ]
ممنونم از تبریکات سال نو، و شرمنده بابت اینکه اصلا نتونستم بیام تبریک بگم چون واقعا نتونستم خیلی درگیر بودم واسه خاطر دکتر و این چیزا. عوضش گفتم هر جوری باشه اپ کنم و جبران کنم سلام امروز گفتم هر طوری هس بیام اپ کنم اصلا نمیدونم چرا بهش نمیاد عید باشه خب حالا یه چیزی بگیم که حالت عیدانه داشته باشه گرفتن درخت از شهرداری بود
. بعد یه نارنج هم اوردن اون خیلی بزرگ بود
دیروز با وجود اینکه اصلا انرژی نداشتم ولی دیدم نمیشه اینطوری. چند وقته باید گلدونایی که توش گوجه و این چیزا کاشتم رو بزرگتر کنم. هی میگم فردا بهتر باشم اینکارو بکنم. ولی دیدم نه دیگه نمیشه بیشتر طولش داد. همینطوری آرووم آرووم شروع کردم و یکی یکی گلدونا رو عوض کردم ولی واقعا چقد لذت بخشه اینکار این گلدونایی که عوض کردم.همیشه بذارید کل گلدون ریشه کنه بعد جاشو عوض کنید خیلی مهمه فراموش نکنید.
اینم عکاسی ذره بینی من زندگی حشرات
راستش خونه تکونی هم که تا همون بخش آشپزخونه و سرویسا متوقث شد چون یه مدت که خودم ساتراحت کردم بعدشم که مامانم حالش خوب نبود همش دنبال دکتر بودم و آزمایش و باز دکتر واسه ازمایش. یعنی همش همین بود. شب و روز دنبال یه دکتر بودم از هوا و زمین. چون مامانمم که اصلا طاقت راه رفتن نداش. اون دکتر مسخره هم که اصلا هیچی سرش نمیشد فقط هی مزاحم آدم بشه. اصلا مسدودشم کردم . کلا بعضیا خودشون شعور و شخصیت ندارن فکر میکنن بقیه هم مث خودشونن. بینش هم خودم حالم خوب نبود چند وقت پیش ورزش که کردم فرداش دقیقا 24 ساعت حالم خیلی بد شد تب و بدن درد شدید. نه بدن درد مث سرماخوردگی یا ورزشی، یه حالت خیلی بدی تا انگشتای دستامم این مدلی شده بود. بعد یه چیزایی شک کردما بعد چند روز ورزش نکردم گفتم شاید از چیزی دیگه بوده بعد دوباره که ورزش کردم باز همینجوری شدم تبم نزدیک 39 درجه شد اینبار غیر از اینکه بدنم داشت له میشدم کمرم خشک شده بود موقع نماز نمیتونستم اصلا رکوع برم شونه سمت راستمم همینطوری درد شدید و نمیتونستم زیاد حرکتش بدم. اینکه بدون هیچ مدل سرماخوردگی تب داشته باشم گفتم حتما روماتیسم و ایناس. به خاطر استرسی بود که داشتم بعدش خب خوبیش اینه که اون سری که دکتر گفت روماتیسم خفیف هس هیچ کدوم ازمایشامم مثبت نمیشد برا همین اینجوری مثلا حفیف هس. یه روز اینبار طول کشیده هر سری. ولی خودش نابودکنندگی لازم رو داش همون شب عید حالم بد بود که ساعت 9 شب خوابیدم تا 9 صبح اینم با زور و اینکه بهم گفتن خجالت بکش مثلا عیده، بیدارم کردن یه چیز دیگم اینکه اینقد خیلی تو ذوقم خورده سر بازی ترمیناتور و ناراحتم که حد نداره. خیلی دوس داشتم ولی زرتی کارت گرافیکم نمیکشید دیگه. ولی خب خیلی بازی کردم خیلی هم لذت بخش بود. میخواستم همینطوری بذارم باشه شاید یه ارتقایی قسمت کارت گرافیکم کردم میخواستم اسنیپر 2 رو نصب کنم ولی نمیدونم چرا همچنان تو فاز بازی خیالی هستم و رفتم سراغ کرایسیس 1 که نصبش کردم و بازی کنم. 2 و 3 رو بازی کردم. حالا بعضیا میگن آره 3 رو نتونستی تمومش کنی قاب ساده گوشیم رسید چقده قابه سبکه .برا همین سه پایه خوبه. خیلی خوشمان امد ولی خب برا اینکه همیشه به گوشیم باشه من همون عشقم فضانورده رو دوس دارم این قاب و اینکه توی پایه گذاشتم. البته بدون گوشی گذاشتم میخواستم عکس بگیرم ازش
بعد حالا تا حرف عشقم اومده منظورم همین قاب فضانوردی گوشیم، بگم که چند روز قبل تر من یه تخته شاسی A3 رو خریدم. خیلی لازم داشتم چون برگه این سایز زیاد دارم . بعد من همینطوری طرح فانتزی رو انتخاب کردم . واسم طرح فضانورد فرستادن. دیگه خودتون تصور کنید وقتی دستم رسید چقدددددددد دچار ذوقیات شدم
خیلی دوسش دارم یعنی بینهایت دوسش دارم. الان فضانورد تخته شاسی و گوشیم، با هم دوست شدن بعد اینکه یه سری محافظ کابل خریدم واسه سیم شارژر گوشیم
خیلی خوبه حتما بخرید واقعا تاثیر خیلی زیادی داره. اصلا کنار محل اتصالش دیگه خم نمیشه. من تازه کنفی هس سیم شارژر ولی بازم دیدم کنفی هم کشیده میشه. خیلی قشنگ خدایی این محافظ رو درست کردن. خیلی هم ارزونه 14 تومن خواستم یه تجربه رو بهتون بگم که شما اشتباه منو نکنید. از همین سایتای معروف که دکترای انلاین دارن من نوبت یه دکتر گرفتم چون دقیقا شب عید و روز عید بود هیچ جا دکتر نبود و میخواستم یکی از رو آزمایش مامانم نسخه بده نیاز به انتی بیوتیک داره بعد گفتم شاید دکتر فوق تخصص ویزیتش هم بالاتر هس بهتر نسخه میدونه و تشخیص خبوی داره که همچین ویزیتی هم گذاشته. خلاصه که خدا لعنتش کنه 250 ویزیت بود که با کد تخفیف 212 ویزیت رو پرداخت کردم و روز اول فروردین که شب بود وقت ویزیت تلفنی بود و دکتر عوضی آشغال بهم زنگ زد و اصلا هیچیییییییییییییییییی. آزمایش رو دیده میگه نه یه آمزایش دیگم تکرار بشه میگم همینه دو روز پیش ازمایش جوابش اومده درسته بعد میگه نه یه ورق و خودکار بیار بنویس .بعد دوتا ازمایش بیخود و چرت که عینش رو دادیم گفته، بعد حتی حاضر نشد اینو خودش الکترونیک بنویسه اینقد عوضی بود. نسخه هم گفت نه نمیخواد میگم وا انتی بیوتیک میخواد میگه نه فلان و این حرفا. ان شالله درد بی درمون بشه واسش که اینقد عوضی بود و مال حرووم خور. بعد دوستم توی آزمایشگاهه بهش گفتم اینطوری شد. بعد خیلی ناراحت شد گفت یعنی چی وظیفش بود نسخه رو وارد کنه . خلاصه که بدونید این تجربه ی من بود. خیلی هم ناراحت شدم و از شب تا صبح اعصابم خورد بود و ناراحت بودم از اینکه هیچ کاری پیش نرفت. اینو از من داشته باشید که شما دیگه یه وقت تجربش نکنید. خب دیگه بهتره ارسال کنم خلاصه که ببخشید اینقد دیر شد. بعضی وقتا همه مشکلی با هم پیش میاد . شبتون بخیر و سلامتی باشه و یا علی [ یکشنبه پنجم فروردین ۱۴۰۳ ] [ 22:45 ] [ هرمیون ]
سلام بازم عیدتون مبارک امشب در تاریکی های سال جدید آپ خواهیم کرد آپی بهاری باشد که مقبول واقع شود [ یکشنبه پنجم فروردین ۱۴۰۳ ] [ 13:6 ] [ هرمیون ]
سلام بچه ها سال نو مبارک باشه امیدورارم بهترین و شادترین سال باشه واستون. راستش من حال خوبی ندارم همچبنی مریض شدم اونم از مدل تب دارش اونم نزدیک ۳۹ درجه ای. هر چی منتظر شدم با انرژی و یه پست خوب بیام نشد. سرماخوردگی و انفلانزا و اینام نیس. بعد میگم چیه. این وسط کلی هم گرفتاری داشتم. دیگه ببخشید از قبل عید حالم خوب نبوده. گفتم یه وقت فکر نکنید هاوایی ام واسه تعطیلات .خب دیگه فعلا یا علی شبتون به خوشی و سلامتی [ جمعه سوم فروردین ۱۴۰۳ ] [ 23:5 ] [ هرمیون ]
|
||