جادوگري
subjects
.
-

بخش آپارات و فیلم های من!!!

خبر نداری عطر تو میرسه به این حوالی /چیکار کنم به کی بگم دس رو دلم نذاری

خبر نداری که نداری من شدم چه عالی / چه حالی داره این شبا باروون و بی قراری

نانای نای قاتی کردم لا لای لای

خواهرم الان رد شد از جلو اتاقم، من هدفن رو گوشمه سرمو تکون میدادم فک کرد میگم بیا. رفت سینی چائی رو گذاش و اومد گفت چیه .ببینم. میگم چیو ببینی ؟ میگه مگه نگفتی بیا

این کلیپ هیراد رو دارم میبینم وسط نوشتنم

http://s8.picofile.com/file/8350725484/good.mp4.html

هااااااااااااااااااااااای دخترا

این از پروژه ی تمام شده ی من

قلبا دو طرفیه با نخ نازک به هم وصل کردم همش دارن میچرخن فک کنم باد دریچه کولر بهش میخوره

نقاشیه سه قسمته به هم وصل کردم

صبح بیدار شدم به این دخمره سلام کردم

خب فعلا برم کار دارم .عصرتون بخیر و شادی و عخش و نفس باشه یا علی

[ پنجشنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۷ ] [ 14:20 ] [ هرمیون ]

بعضی وقتا زیادی نگران آدم باشن خیلی رو اعصابه

هی میگم اگه الان چیزی نکارم دیگه نمیشه فایده نداره مامانم ول نکرد که بیا بالا خسته میشی سرما میخوری، نمیترسی؟ منم گفتم نه نمیترسم دکترمم یه بار به مامانم گفت بابا این خوب شده اینقد بهش گیر نده من دکترشم میگم خوب شده ولش کنی تا فین میدوئه

سلام دارم یه کارائی میکنم فعلا اینقدشو ببینید

پروژم خیلی پیچیده س زیاد کار داره یه چند روزی رو وقت میبره شایدم بیشتر این جعبه فلزیمو خیلی دوسش دارم البته همه جعبه فلزیایی که دارم رو دوسشون دارم من فرق نمیذارم بینشون

از زمانیکه همه چی گروون شده و فلفل دلمه شده کیلوئی 14 تومن دیگه نمیشه یه عالمه فلفل دلمه ریخت روی پیتزا .گووووووووووووشت اون که اصلا دیگه نمیشه آخه حیف گوشت بره روی پیتزا کبابش میکنی میخوری حالشم میبری .پیتزا اخرش مزه همون فلفل دلمه و سس میده حالا هر چقد چیزی روش کنی. قارچم که ما میترسیم دیگه مصرف کنیم دیگه میمونه همون پیاز سرخ شده و فلفل دلمه

پس شما شاهد پیتزای عهد گروونی هستیدمن پنیر پیتزا دوس ندارم از بو و مزش خیلی بدم میاد اونا که پنیر نداره مال منه

حالا ایتالیائیا انگار توی زمان بدتری دارن زندگی میکنن فقط سس خالی میریزن روی خمیر پس خدا را سپاس میگوئیم که میتوانیم دو مورد دیگر را اضافه نمائیم خدایا به خاطر پیاز و فلفل دلمه تشکر میکنیم

یه فیلم دارم میبینم که خیلی قشنگه اسمش Tag هس .اول فیلم میگه ما چون پیر میشیم بازی رو ول نمیکنیم ،چون بازی رو ول میکنیم پیر میشیم میدونم جمله سنگینیه خیلی قشنگه این دوتا جمله. فیلم درباره چهارتا دوست هس که از بچگی گرگم به هوا بازی میکردن بعد که الان بزرگ هم شدن بازم سالی یه بار اون که گرگ هس میره دنبال یکی از سه تائی که موندن حالا هر شهری میخواد زندگی کنه میره و دست بهش میزنه و اونو گرگ میکنه فیلمش خنده داره خیلی

این پوستر فیلم

یه کارتون داره شبکه پویا نمایش میده به اسم رویا سوار.خیلی قشنگ و خنده داره.ببینید حتما یکشنبه و سه شنبه ساعت 6 خیلی وقته داره پخش میشه واقعا دوس داشتنیه

خب دیگه فعلا من برم به کارام برسم تا اینکه بازم بیام .یا علی آجیای عزیزم

[ شنبه ششم بهمن ۱۳۹۷ ] [ 16:11 ] [ هرمیون ]

اینجا کاشان است هوا سرد است من گرمم است ولی پاهام یخ است . چرا سطح زمین سرد است?!!!چووووون قانون گردش هوا است هوای سرد در پائین است چون سنگین تر از هوای گرم است

بله درست حدس زدید من دارای مرض است

سلام بر دوستان اینطوریاس که تا قبل از گرفتن حقوق ،بابام همش بیرون هست و وقتی هم میاد میگه هوا خیلی سرد نیست و این حرفا و دقیقا در روزی که حقوق میگیره تا یه هفته بابام به شدت سردش میشه و اصلا حال بیرون رفتن نداره . ای بابای کلک این مردا اینقد کلک نمیزدن واقعا میخواستن چیکار کنن اصلا همه کارشون کلک زدن به خانوماس

بابام امسال اینقد انار بد خرید که ما دیگه همه توی خونه کمپینِ نه به انار راه انداختیم وقتی بابام با اعتماد به نفس میگفت انار بخرم؟ ما فوری میگفتیم نهههههههههههههه

آره خلاصه این از بابام

دوتا بچه گربه اینجا بزرگ شدن که یکیشون که خوشگل تر بود رفته و دیگه برنگشته اونوقت این یکیه خیلی به اون وابسته بود برا همین الان که تنها شده خیلی لوس بازی درمیاره و بیشتر به ما وابسته شده حالا ما هم حوصله گربه نداریم هی بهش میگیم پیشته بزغاله ،توام برو بیرون ، اونوقت این بیشتر خودشو لوس میکنه میاد پشت پنجره هی میو میو میکنه. یه چیز دیگم بگم بعد عکسشو بذارم.

هوا که خیلی سرد میشه ما دو سه سالی هس که پی بریدیم از این پنجره وسطی هال خیلی باد میاد .بعد من یه نایلون نون، از این نایلون نازکا که نونواییا میدن رو باز کردم و با چسب خیلی قشنگ و محکم زدم به پنجره جوری که اطرافشم گرفته شد بعد به خدا یک بادی توی این نایلون پیچیده و پُف کرده که نگو.خیلی هال گرم میشه .تا قبل این پای آدم کف هال یخ میکنه الان دیگه نه

خب با یه تیر دو نشون زدم هم گربه رو ببینید هم نایلونی که زدم به پنجره وسطی.البته پیدا نیس زیاد. ظهر که عکس میگیرم اینطوری میشه واضح نیس

صبح اذوون میگفتن و از اونجا که مسجد ما موذن خیلی خوش صدائی داره و اذوون صبح رو هم عین اذوون ظهر داد میزنه و میگه ،پنجره اتاق منم به پنجره پشت بوم راه داره صداش خیلی بلند میاد و من بیدار میشم نمازمو خوندم این شعر هیراد اومد توی ذهنم که میخونه ، جنجال رویش را تمام شهر میبینن ،اما کنار من نقاب دیگری دارد ،اینو میخوندم یواش و اومدم که بخوابم بعد همینطوری که چشمامو رو هم گذاشته بودم دیدم کل شعره رو بلدم دارم میخونم آقا داشتم میخوندم با حس که خوابم برد بعد دیگه نزدیکای ظهر رفتم بخونم دیدم نصفه کاره همشو بلدم صبح توی حس بودم همش یادم بود نمیدونم چرا ظهرا خنگ میشم

شعرش خیلی قشنگه ولی خب غمگینه برا همین کلیپشو نمیذارم .اینجاش که میگه عمر مرا گرفت گیسوی کافرش ،وقتی جوون بودم مُردم به خاطرش . خدائی خیلی هیراد با احساس میخونه و شعراش خیلی قشنگه .چرت و پرت نمیخونه .آخه چرا اینقد خواننده خوبیه چرا ،هاین

خندم میگیره یاد یه آبجیای وبلاگیم میفتم چند وقت پیش پیام گذاش واسم گفت عشقت داره شبکه دو میخونه جلو موهاشم رنگ کرده انگار اصلا دیگه هر چی هیراد رو میبینم یاد این میفتم خندم میگیره

امروز ظهر نشستم در حالی که بابام به شدت غر میزد برا گرونی و رفته بود فروشگاه تاید و این چیزا خریده بود بعد عصبانی که چقد گرون تر شده و قیمت قبل و بعد هر چیزی رو میگفت بعد مامانم دید بابام مث اینکه حرف زیاد داره بزنه ،تلویزیون رو خاموش کرد چون خیلی شلوغ شده بود دیگه بعد منم دیدم بابام میخواد دو ساعت حرف بزنه و بگه از قیمتا و این چیزا ،پا شدم بساط نقاشی آبرنگیمو برپا کردم و بعد نشستم هم نقاشیمو کشیدم هم برا تائید حرفای بابام ، آره و ای وای چقد گروونه رو هی میگفتم خدائی نصف بیشترشو الکی میگفتم چون حواسم به نقاشیم بود اصن نمیفهمیدم بابام چی میگه

اون پرده کنار نقاشیمو کامل کردم خوشگل شده؟

خیلی دوس دارم زود کاملش کنم ولی خب سخته آبرنگ

خب دیگه برم و مزاحم اوقات شریفتون نشم شبتون بخیر و سلامتی و یا علی

[ دوشنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۷ ] [ 19:25 ] [ هرمیون ]

به به میبینم داریم نزدیک میشیم به فصل کاشت و عشق و نفس و گل و بلبل و کود کود دست ساز و خاک برگ و اینجور مسائل به نام محبت بزنگ زنگ را

سلاااااااااام بچه های زمستونی . میگن هر چی گوگولیه توی زمستون به دنیا میاد ریا نشه منم زمستونی ام

آقا ما یه بار یه تقویم داشتم تبلیغ رنگ و این چیزا بود. بعد یه شعر توی هر صفحه داش اصن یادم نمیره انگار کارخونه مال یه پهلوون بوده که این شعر رو گفته بودن

اینطوریا بود که:به نام محبت بزنگ زنگ را ، به لرزش درآور دل سنگ را ، بیاور نام ساچ رنگ را به خاطر نزدیک شدن به زمان کاشت دارم آماده میشم برا کاشتن همه چی

اینم شاهد قضیه بیل جدید که قبلا خریده بودم استفاده میکنم

یه سریال خارجی از اینترنت دانلود کردم و دیدم اینقد خوشگل بود که نگو ولی صحنه های فوق العاده بدی هم داش من نمیدونستم وقتی قسمت اول رو برداشتم به خواهرام گفتم بیاید یه سریال خوشگل با دوبله حرفه ای .دوبلش واقعا حرف نداره .بعد البته حواسم بود محض احتیاط مامان و بابام این طرفا نباشن بعد که گذاشتم یه کم فیلم رو دیدیم یهو رسید به یه صحنه ی به شدت ضایع که ما سه تایی اینطوری شدیم بعد سریع رد کردیم و اصلا بعدش خاموش کردیم و خواهرم گفت برو توی کامپیوترت ببین سریاله خیلی قشنگه ولی این نیکل کیدمن تو روحش توی هر فیلمی باشه ضایع بازیه

جالبیش اینه که اصلا کنجکاوی نکنید و قسمت های اخر رو ببینید .اصلش 7 قسمته .یه سبک خیلی قشنگی فیلم شروع میشه و ادامه پیدا میکنه آخرشم خیلی باحال تموم میشه بینهایت قشنگه اصلا نمیتونید حدس بزنید آخرشو

این عسکاشه اینم جزو بهترین فیلماییه که دیدم و در تاریخ ثبت شد

big little lies

اینم فیلم قبلی که دیده بودم این سینمائیه خیلی وقت پیش دیدم ولی 2017 هستا .جومانجی 2 . خیلی جالب درست کردن . خنده دارم هس

میدونید دکترم همون دفعه که پیشش رفتم گفت یه ماه دیگه بیا بعد آخه برا چی برم یه نمورم حس میکنم الکی دیگه داره میگه بیا بعد دیگه سه چهار ماه دیگه میرم که آزمایش بنویسه ببینم اهنم چقد شده .والا هی میرم میگه حالت خوبه منم میگم مرسی و بعدشم خدافظ

راستی این نقاشی آبرنگ جدیدم هس خیلی کار داره

اینم طرح دایناسوریم بود که یه ذرشو کشیده بودم چقد سخته ادم از خودش درآره نقاشی بکشه دوس دارم زود نقاشیشو تموم کنم رنگش کنم

خب دیگه برم تا ان شائ الله زود بیام فعلا یا علی عخشانم

[ یکشنبه شانزدهم دی ۱۳۹۷ ] [ 16:6 ] [ هرمیون ]

کلید اسرار : این داستان به پرواز درآمدن وام های سه میلیونی بابا

چند وقت پیشا بابام دوتا وام سه میلیونی گرفت جهت صاف شدن بدهی هاش. وام رو به بازنشستگان تامین اجتماعی میدادن و همسرشون یعنی سه میلیون بابام سه میلیونم مامانم. در اینجا بود که صحبت ها شکل گرفت

مامانم گفت خب سه میلیون منو به خودم بده بابام گفت نه نمیشه. بعد مامانم گفت خب یه میلیون گفت نه گفت خب 500 تومن بازم بابام گفت نه و در اینجا بود که کلید اسرار شکل گرفت البته با شرکت منه بمبخت همین سری دوم که رفتم بیمارستان . بعد خرج بیمارستان شد همچین قشنگ سه تومن

و اینگونه گشت که یه سه تومن پرید و کلید اسرار شکل گرفت

البته الان من بیمه تکمیلی شدم که ان شائ الله هیچ وقت ازش استفاده نکنم بیمه تکمیلی که میدونید چیه؟ همون که هر چی بیمارستان خصوصی کسی بستری بشه دیگه نیاز نیس پول بده همشو بیمه تکمیلی میده. البته باید قبلش بیمه تامین اجتماعی باشه

اخه اینجا یه بیمارستان عمومی داره که ...بی خیال خیلی خوبه

چقد مقدمم اینبار طولانی شد. آقا یادم رفت سلامممممممممممممممم ای عخشان سر ظهریه من الان ظهره مینویسم ببینم کی میشه ارسالش کنم به امید خدا

بچه ها میگم یه سیم کارت ایرانسل جدید دارم تقریبا 5 6 ماهی میشه بعد چند وقته که وقتی اعتبار میگیرم براش عرض 5 دقیقه تموم میشه خودبخود به اینترنت هم وصل نیستا بعد کنار گذاشتمش تا حوصلم برسه بزنگم بهشون بگم یعنی چی ؟ توی هر گوشی هم گذاشتم تموم میشه من فکر کردم گوشیم ویروسیه ولی نه . نمیدونم والا این یعنی چی دیگه

یه رنگ امیزی جدید شروع کردم اینبار از کتاب هری پاتر ، خیلی دوس دارم زود شروع کنم رنگ کردنشو ولی یه روز فقط طول کشید تا من رنگای فقط اتوبوسه رو انتخاب کردم

این رنگ امیزیه س

خواهرم پریروز اومد گفت اون فیلمه که قشنگه رو بردار ببینیم با هم گفتم پوسترش خیلی ترسناک هستا ولی نظرا که گذاشتن گفتن اصلا ترسناک نیس .یعنی تقریبا یه 30 40 نفری گفته بودن این که ترسناک نبود. بعد منم به اعتماد نظرا گفتم خب قشنگه اگه ترسناک نیس موضوعشم که توضیح داده بود این بود که یه پسره سیاه پوسته نامزد یه دختره سفید پوست میشه بعد دختره میبردش خونه که به پدر مادرش معرفی کنه بعدش آقا ما گفتیم خب قشنگه دانلودش کردم

هیچ وقت توی زندگیتون به پیامای پائین معرفی فیلم اعتماد نکنید خیلی دروغه تو روحشونبعد نشستیم ببینیم وقتی خواهرم اولشو دید گفت چقد دختر پسرش زشتن بعد پاشد رفت بعد من و اون خواهرم نشستیم دیدیم .وای اینقد آخرای فیلم ترسناک میشه و یه چیزای وحشتناکی هم توش نشون میدن که حالم آدم بهم میخوره بعد خیلی هم کنجکاوانه بود ادم دلش میخواس ببینه اخرش چی میشه بعد مامانم اومد توی هال هر وقت میبینه ما به یه فیلم خیره میشیم میگه تلویزیون گذاشته یا شما گذاشتید؟ وقتی هم میگیم ما گذاشتیم یه نموره دقیق میشه توش منم میگم آقا من اینو برداشتم اصلا ندیدم اگه صحنه های بالای 18 سال داره به من چه ولی بازم میترسم همیشه .بعد به خواهرم گفتم من میرم توی کامپیوتر میبینم بهت میگم چی شد گفت اره برو من نمیخوام ببینم ولی میخوام بدونم چی میشه

بعد من رفتم دیدم اه حالم بهم خورد بعدش اومدم به خواهرم گفتم چی میشه ولی چیزای بدشو نگفتم .بعد دوتایی رفتیم پیش خواهرم گفتیم این چی بود گفتی ببینیم بعد خودت ندیدی

خلاصه چقد کارتون بعدش دیدیم تا اون فیلمه یادمون بره

راستی میدونید تصمیم گرفتم کتاب دایرالمعارف رو بخونم .کتابای سیدنی شلدون که بهم گفتید رو دانلود کردم دو سه تاشو دیدم یه نموره ترسناک بود مخصوصا اون که مادره به دختره زنگ میزد بعد مامانم گفت خب برو کتاب دایرالمعارف رو بخون مثل داستان میمونه .رفتم اوردمش از بچگی داشتیم اینو خیلی باحاله همه شخصیت های خارجی رو معرفی کرده توی هر زمینه ای که بگید بعد زندگیشونو به صورت مختصر گفته خیلی جالبه .بعد تازه یه یه ذره از کتب هس خیلی موضوعات جالبی داره من اصلا یاد این کتاب نبودم

اینم کتاب باستانیه دایرالمعارف. تقریبا 1200 صفحه س هر چی بگی توشه

یه نمونه صفحش

دیگه اینکه رفتم دکتر حرف در مورد استرس شد و گفتم این استرس که از کمبود آهن هس خیلی فرق داره با استرس معمولی.بعد دکترم گفت آخه اصلا به ظاهرت نمیاد که استرس داشته باشی ظاهرت خیلی آروومه. بعد من اینطوری شدم گفتم استرس نداشتم دیگه خیلی همه چیو رعایت کردم رژیم غذائیو این چیزا رو .

بعد پالتو کلاه دار پشمالومو پوشیده بودم بعد همیشه فشارمو هم میگیره پاشدم پالتومو دربیارم دکتره گفت همچین هم لباس پوشیدی انگار میخوای بری سیبری بعد آخرشم که خداحافظی کردم گفت مواظب خودت باش نگاش کردم دیدم میخنده خو تو روحت ای نجاتگر .نجاتگر اسم سرخپوستیشون هس که واسشون انتخاب کردم

اینقد تمبر و لواشک میخوام مخصوصا تمبر هندی سون که تازه زده.عاشقشم ولی نباید بخورم .خیلی سختهههههههههه

خب دیگه من برم اینقد سعی کردم زودتر بیام نشد ببخشید چقدم زود میگذره باشه خب فعلا یا علی

[ جمعه هفتم دی ۱۳۹۷ ] [ 17:7 ] [ هرمیون ]

شاعر میفرماید : الهی فندق بشی، سنجاب بشم ، گازت بگیرم / بعدش سمی باشه، مسموم بشم، برات بمیرم

سلام بلاخره اینترنتم رو شارژ نومودم و خوشحال استم چون از دست زبان عربی تبلت خواهرم دیوونه شدم شکرخدا کامپیوترم هس هیچی این نمیشه

تا حالا شده بخوابید بعد از بالاسرتون چندتا جنگنده رد بشه بعد از صدای مهیب و وحشتناکش از خواب بپرید فک کنید داره رو خونه ی شما فرود میاد تا فرودگاه؟!!!البته فرودگاه نزدیک ما نیس برا همین تعجب کردم اینقد نزدیک بود.قبلا دیدمشون خیلی بالا بودن
نه دیگه براتون پیش نیومده .چرا ؟چون شما ......... تا جنگنده ببینید اون جاخالی رو پاک کردم به دلایل امنیتی
دیروز بعد از ظهر خوابیده بودم که با صدای وحشتناکی پاشدم دیدم اتاقم میلرزه و کانال کولر اتاق هم داره انگار از جاش کنده میشه از صدائی که توش پیچیده .بعد خیلی ترسیدم گفتم این چیه دیگه داره رو خونه ما فرود میاد که بعد هیشکی جوابمو نداد منم خوابیدم دوباره بعد دیدم وای یکی دیگه با سرعت وحشتناکی رد شد ویژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژ دقیقا با همین صدا دیگه خیلی ترسیدم گفتم چه خبره اینکه دیگه با اون یکی فرق داش سرعتش عجیب بود پاشدم رفتم توی حال نه هال بعد خواهرم گفت چطوری با این صدا خوابیدی گفتم از خواب پریدم چی چیو خوابیدم

خلاصه اینطوری شد که دیگه نخوابیدم گناه دارم خو

میدونید جدیدا وقتی مامان و بابام میخوان بحث کنن با هم اینطوریه که ، دو سه کلمه شروع کردن به بحث کردن بعد یهو مامانم رو به من میکنه میگه تو پاشو برو زود باش بعد بابامم میگه آره تو باباجون پاشو برو ،بعد میگم اااا بذارید بشینم چیزی نیس خب، مامانم میگه بهت میگم پاشو برو در اتاقتم ببند هی نیای گوش وایسیا اینقد خندم میگیره من باشم داوری کنم خب آخرشم به دو سه کلمه دیگه جمع و جورش میکنن و هر کی راه خودشو میره
اینکه میگن به من برو برا اینه که استرس بهم وارد نشه، مثلا الان من در مرحله ی حساسی استم ولی 99 درصد بحثاشون کم شده، بازم یه سودی داش این کمبود آهن من
یه همسایه هامون اینطوری بحث میکنن که از اول تا اخرش زنه میگه نمیخوام نمیخوام یه همسایه دیگمون هم اینطوریه که یه کم که بحث کردن بعدش تا نیم ساعت هی هر دوتاشون میگن آررررررررررررره برووووووووووووو فک کنم توی این" اره برو" خیلی حرفا هس که ما نمیفهمیم

امروز رفتم از درختام عسک گرفتم خواهرم گفت از زمین خشک و خالی عکس گرفتی؟ گفتم نخیرم توی این زمین درختای کوچیک من هستن که خیلی زحمت کشیدم براشون عخشای من استن

این درخت بادومم هس دوتا هستن توی اون یکی باغچه کوچیکه هم انگور کاشتم دو سالشه پیدا نیس اون درخت هم توی گلدون درخت انارم هس. میدونید انار از باحال ترین چیزایی که میشه کاشت سریع درمیاد و رشد سریعی هم داره خیلی جالبه دوسش میدارم اونا هم نخل هستن.ان شائ الله نزدیک بهار یکیشونو میزنم توی گلدون بزرگ

رنگ کردنم تموم شد .بلاخره تمومش کردم وقتی صفحه رو خوندم که نوشه گلدان های خالی رو با گل و گیاه پر کنید فک کردم آسونه ولی کلی توی انتخاب رنگ و اینکه چیا بکشم مونده بودم هر چی میکشیدم بازم گلدون بود تو روحش خوب این کتاب آدمو به چالش میکشه واقعا رو فکر اثر میذاره و فکرای دیگه از سرتون میره مث همین که من چند وقته فکرم این بود توی بقیه گلدونای خالی چی بکشم خیلی درگیرش بودم

این صفحه رو من گلاشو کشیدم

خدائی خوشگل بود دیگه توت فرنگی کشیدم به اون نازی ،گوجه کشیدم فلفل کشیدم همه چی کشیدم هر چی خودم میکاشتم و دیده بودم کشیدم. دستم درد نکنه

راستی یه ببخشید بگم برا اینکه امسال پیاماتونو میخوندم و هیجان زده میشدم و انرژی میگرفتم ولی جواب نتونستم بدم و از اینکه بعضی تبلیغات رو قرار بود بذارم توی وبلاگم و نذاشتم شرمنده چون کد باید وارد قالب وبلاگ میکردم و کلا انرژی کافی برا این کارا رو نداشتم دیگه خودتون میدونید از اول امسال من حال خوبی نداشتم امیدوارم ازم دلگیر نشده باشید.شرمندتونم

خب دیگه من فعلا برم ان شائ الله همیشه سلامت باشید یا علی

[ جمعه بیست و سوم آذر ۱۳۹۷ ] [ 17:28 ] [ هرمیون ]

آقا اعتراف میکنم در دوران جاهلیت اینو خیلی گوش میکردم و خیلی دوسش داشتم خیلی عمیقه معنیش. تقریبا 13 14 سالم بود

"من خار مغیلانم ، تو شاخه گل افشون

من برکه ی خشکیده ، تو زمزمه ی باروون

وقتی که به روی من ، دزدانه نظر کردی

دیدم ز کنار من ، مستانه گذر کردی

چون سایه ی من با من، از روز ازل بودی

من شعر و غزل خواندم ، تو شعر غزل بودی"

آره خلاصه اینو اینقد با خودم میخوندم و مینوشتم که نگوو باز نیز اعتراف مینمایم که هنوزم با خودم میخونم همیشه

سلام بر همگی بلاخره تونستم این نقاشی آبرنگمو تموم کنم یه خورده کار با آبرنگ انرژی میخواد برا همین بی خیالش شده بودم الان که شکر خدا خوبم تمومش کردم خیلی دوس داشتم با ابرنگ دوباره نقاشی بکشم البته امروز تمومش نکردما چند روز پیش بود

نایلون زیر صفحه میذارم که نم آبرنگ به صفحه بعدی نره

حالا یه نقاشی دیگه میخوام شروع کنم

میدونید فکر یه جوجه طوطی استم البته الان نمیتونما ان شائ الله به امید خدا سال دیگه میدونم باید کلی گریه کنم و التماس کنم تا مامانم راضی بشه بذاره من پرنده نگه دارم مرغ رو اصلا نمیذاره نگه دارم دیگه کفتر و مرغ عشقم که اصلا . میمونه طوطی که توی خونه میشه نگه داش نیاز نیس زمستون برم بیرون توی حیاط هر روز ، بهدش اسمشم از الان انتخاب کردم ، پسرم آرتور وای فکرشم میکنم مور مور میشم

چند وقتیه دنبال یه رمان خارجی خوب هستم خیلی گشتم ولی چیزی پیدا نکردم که دوس داشته باشم نمیخوام ترسناک باشه عاشقانه هم نمیخوام باشه دیگه هر چی بود خوبه .اگه کسی سراغ داره بهم معرفی کنه . خسته شدم اینقد گشتم

میگما اینائی که استرس دارن به هیچ وجه آب سیب نخورن چون قند خون رو سریع تغییر میده و باعث استرس خیلی شدیدی میشه یعنی شدیدترین استرس. بعد انار ترش اصلا نخورن . کاهو نخورن کلا سردیجات رو بذارن کنار اگه هم یه کمی خوردن بعدش فوری چهار پنج تا خرما بزنن به بدن که رفع سردی بشه خاکشیررررررررر اصلا نخورن اسفرزه هم همینطور. من دارم تجربه هامو میگما الکی نمیگم دکترمم بهم گفت. گفتش که سردیجات رو کاملا بذارم کنار .راستی هندونه هم همینطور. بعد گفت روزی یه فنجون کاکائو یا نسکافه بخورم من عشق کاکائو هستم کره مربا که اصلا من دوس ندارم گفت بخور خامه بخورم اینقد بدم میاد ولی مجبوری میخورم با اینکه اهنم شدید پائینه گفت چائی با خرمای زیاد بخور. گفتم میگن چائی اهن رو از بین میبره گفت نه تو بخور با خرمای زیاد.

اینا که گفتم برا رفع استرس هستا. گفتم بازم اینا رو بگم شاید به درد کسی بخوره

راستی در مورد فیلم که قرار بود با خواهرم بسازیمش یه دوستام گفت اگه اون شرکتی که میخوای مسخرش کنی بفهمه میتونه ازت شکایت کنه ما هم بی خیال شدیم خیلی ناراحت شدیم حیفش . قشنگ میشد

خب من برم دیگه فعلا یا علی

[ دوشنبه پنجم آذر ۱۳۹۷ ] [ 17:9 ] [ هرمیون ]

شخصی نزد شیخ رفت و گفت: یا شیخ بی قرارم . و شیخ فردا با او ساعت 6 قرار گذاشت و او با قرار شد خیلیم بامزه بود

من دو روزه دارم واسه این میخندم مامانم میگه برا یه چیزه بی مزه خیلی خنده داره من وقتی خوندم تا یه ربع نمیتونستم تعریف کنم برا چی میخندم

سلاااااااااااااااااااام دخمرای گلللللللللللللل آقا ما نشستیم سرویس شدیم تا این شال رو ترمیمات روش انجام دادیم شالمو خیلی دوس دارم هر چی شال دیدم خوشگل نبود بخرم بعد این شالمم شرحه شرحه شده بود ولی خب میشد درستش کرد نشستم به دل صبر درستش کردم .پیداس کجاهاشو درستیدم. ولی وقتی سر میکنی پیدا نیس جمع میشه همچین بچه ی صرفه جوئی استم

راستش این چند روزه که نیومدم به قول آجی آرزو داشتم انرژی جمع میکردم که بیام آپ کنم آخه نمیدونید چقد بد هس آهن بدنت تموم بشه اصلا فکرشو نمیکردم آدم اینجویر میشه. آدم چهار پنج روز اول همش خوابه بعدش که اون چند روز قرص آهن خوردی حالا تازه چشات باز میشه البته در حالت خوابیده و بالشت در بغل مامانم هی بهم میگفت خب پاشو بشین خوب نیس اینطوری 24 ساعت حالت خوابیده ای ولی واقعا ادم نمیتونه . بعد دیگه در مرحله ی سوم بچه کم کم میشینه راه میره الان من مرحله چهارمم که حالم خوبه و انرژی دارم و در حالت عادی دیگه ان شائ الله به سر میبرم

دکترم گفته بود 15 روز دیگه بیا مطب بعدش رفتم باز رو کاغذ نوشتم که چیا بهش بگم یادم نره آهن خارجی میخواستم واسم بنویسه چون یه پرستارا گفت منم اینطوری شده بودم بعد اهن خارجی خوردم خوب شدم بعد گفت باشه واست فولایرون مینویسم گفت بگو که خارجیشو بده اتفاقا یادم رفت بگم مامانم یادم آورد بعد گفتم تمبر و لواشک کمبود آهن میاره گفت نه ولی خیلی سرده استرس میاره نخور آخه چطوری نخورم خو. آخه کمبود آهن خودش استرس میاره الان من چون کمبود آهنم شدید هس برا اینکه استرس نگیرم قرص ضد استرس بهم داده که استرس نگیرم یه وقت .قبلش هی الکی این سر دلم استرس بود یه جوری بود نگو برا این بوده آخه اون سری هم که مریض شدم اونم استرس گرفته بودم ولی خوب شدم بعد تازگی دوباره حس میکردم سر دلم آشوبه برا همین هی میگفتم چرا آخه اینطوری میشم نگو آهنم زپرتی شده بود

آره بچه ها میگم خلاصه هر وقت استرس دارید بیخودی بدون دلیل سریع قرصای ضد استرس نخورید بدنتون یه ایرادی پیدا کرده اونو اول پیدا کنید من راستش جونمو درآوردن تا فهمیدن ولی آدم خب از یکی شنیده باشه سریع خودش میره پیش یه دکتر میگه ازمایش آهن برام بنویس البته قند هم استرس میاره خب به دکتره میگه یه ازمایش کلی و اهن برام بنویس .اوهوم

با اینم کلی بازی میکنم از ایناس که قدرتیه چرخاشو عقب میکشی پر میشه بعد خودش راه میره میفرستم طرف همه ، همه رو هم به بازی گرفتم دیگه وقتی خیلی دور میره هیچکی حال نداره پاشه بره بیاره توی بسته بندی مسواک بود

خب برم نماز بعد بیام بنویسم باز. نماز ظهر . ان شائ الله به قول مامانم به حق این وقت و ساعت همه سلامت و شاد باشن

سلام مجددیات میخوام یه چیزی بدرستم وقتی درستیدم نشونتون میدم

دیگه بگم براتون از اونجا که عشق نخاشی استم اینبار خواستم زیاد به خودم فشار نیارم یه رنگ آمیزی ساده تر انتخاب کردم مثلا اینقد برگ و گل ریز داره که یه درخته رو من دو روز برگاشو رنگ میکردم این کتاب رنگ آمیزیا خیلی شادن واقعا دلم غش میره دست میگیرم خیلی دوست داشتنی هستن اینخدشو رنگ کردم یه بارکیلا هم بهم بگید که بچه ذوق بیاد

نمیدونم یه حسی دارم که کارای مختلفی بکنم ولی نمیدونم چه کارائی اخه توی حیاط که نمیتونم برم این شش ماه فقط وقتی خواستم برم بیرون از خونه رفتم توی حیاط .قبلا خیلی کارای باغبونی میکردم این وقت سال ولی الان اصلا نمیتونم مامانم به هیچ وجه نمیذاره برم توی سرما الان فقط میتونم نخاشی بکشم اون چیز رو که میخوام بدرستم حواسم هس نگم چی

آهان راستی یادم رفته بود چیزای جالب هس یه کتاب باستانی هس یکی هدیه بهم داده وقتی مریض بودم خوب شده بودم بهم داد من همچینی احساسی شدم خیلی گریه کردم اصلا یادم رفت نشونتون بدم چون همش درگیر خوب شدنم بودم

خیلی دوسش دارم میخوام توش درباره دایناسورا بنویسم و یه خوردم خاطره دایناسوری بنویسم توش تاریخ بزنم اینقد من این کتابا رو دوس دارم درست کردنش خیلی زمانبر هس و زحمت داره

آهان راستی در مورد جی ال ایکس که اجی عزیزم ازم پرسیده اول اینکه مرسی همیشه سر میزنیعزیزمی ان شائ الله همیشه سلامت باشی عزیزدلم پیاما همیشه منو شاد میکنن ممنونتم .بقیه هم همینطور ممنونتونم

گوشیایی که من خریدم یکیش مدل تابان هس اون یکی هم گلد مینی . گلد مینی که گوشی ساده ای هس دوربینش خب کم کیفیت هس .گوشی تابان کیفیت دوربینش بالاس از نظر من که خیلی خوبه عکسا رو خیلی بزرگ و باکیفیت میگیره . بعد اینکه محصولاتشو جی ال ایکس زده موجود نیس از بعد از همین زمانی که تخفیفا رو اعلام کرد بعد از اون دیگه هیچی موجود نبود توی وبلاگش زده که منتظر قطعات بودن که از گمرک بیاد و این چیزا.الانم گوشی شاهین رو دارن میدن به کسائی که اون زمان سفارش دادن . بعد اینکه نه وقتی زده موجود نیس نمیشه سفارش داد . ولی فکر کنم کم کم دیگه محصولاتش رو بیاره اخه خیلی وقت هس تقریبا از اردیبهشت بود و این وقتا که شروع کرد همه رو زد ناموجود. ولی مرتب سر بزن چون منم وقتی تابان رو خریدم بعد فوری پشت سرش اون گلد مینی رو خریدم شانس آوردم انگاری.بعد از اون زدن ناموجود .یه مدت که توش خورد دیدم محصولات رو زدن موجود هس بعد فوری همه سفارش دادن دوباره فرداش ناموجود شد همه برا این میگم مرتب سر بزن . آره عخشم اینطوریاس

خب من برم یه ذره رنگ کنم دلم تنگ شده دوس دارم ابرنگ رنگ کنم ولی اونو روز بهتر میشه ار کرد خب عخشای من شبتون بخیر باشه

[ جمعه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۷ ] [ 18:58 ] [ هرمیون ]

برید کنار من اومدممممممممممم خوش بیامدم

دفعه ی چهارمه ملافه میشورم و از نظر من سخت ترین کاره دو لایه ملافه رو میکشی بیرون نفست بالا نمیاد بعد از شسته شدن اول خوشخواب رو باید برگردونی بعد با این حالت میری وسط حال ،ملافه به دست همه دیگه خودشون میفهمن چیکار داری

اصولا خواهرم میگه اه اینقد اینو برنگردوننننننن بعد میاد با هم برش میگردونیم من نمیدونم واقعا چی توی اینه که اینقد سنگینه

خب حالا سلام خرید مهرررررررررررررررررررررررررررررررررررر

اینقد که من این خودکارای رنگی رو میخواستمممممممممممممم که نگو. خریدمشونده تا خودکار رنگی . خودکارش مث این اکلیلیا نیستا که زود تموم بشه خیلی خوبه کرونا هس کرونا عشقه نفسه

بعدش دفترچه میباشد که دلم غش رفت مث کتاب داستان کوشولو میمونه دفترچه هام اخه داش تموم میشد

اینم پاک کنای ناز و خوشگل

اینم گفتم قدیمیه بخرمش دوباره اوردن اینا رو ولی مث اون قدیمیا نیستا اونا خیلی سفت بود و قسمت ابی رنگش مث سمباده بود این سمباده ای بودنش کمتر است

راستییییییییییی رنگ کردم تموم شددددددددددد

بچه ها راستی فیلم ونگوگ رو دیدید؟یه بار گذاشته بود فک کنم شبکه چهار بود .فیلمای خارجی شبکه چهار خیلی خوشگل و مفهوم دار هستن. بعد داستان زندگیش اصن ناامیدم کرد نسبت بهش. این دیگه کی بوده اولش که همش با زغال میکشیده بعد عموش بهش کمک میکنه و یه جعبه ی در دار چوبی پر از رنگ روغن و این چیزا بهش میده که اونوقت دیگه رنگی کار میکنه

راستی فیلم سینمائی قاصد رو دیدید از شبکه نمایش پخش شد اصلا فکر نمیکردم ترکیه ای باشه ولی توی گوگل زدم دیدم محصول کشور ترکیه بود.داستانش قرآنی بود خیلی قشنگ بود و ترسناک.من از اول تا آخرش مور مور بودم تکراریشو دیدم که صبح پخش شده بود خیلی خوشگل بود بینهایت به خدا ارزش دیدن داره مث یه فیلم هالیوودی ساخته بودن اینقد که عمیق بود داستانشبینهایت قشنگ بود

[ چهارشنبه چهارم مهر ۱۳۹۷ ] [ 12:36 ] [ هرمیون ]

توی هال نشسته بودیم و من بلند میخوندم که شب های بلند زمستان را چه کننننننننننننننننننم یک حالی میده وقتی حال نداری لم بدی به یه بالشت و اینو بخونی بعد یهو صدای میو میو یه بچه گربه اومد بعد گفتم واییییی فهمیه اومد بچشو آورده همه در عین بی حالی از جامون پریدیم و دویدیم که نذاریم بره طبقه پائین که دیدیم این با چه سرعتی بچشو دندون گرفته و از پله ها داره میره پائین .گربه ی یابو اصن انگار از قصد اعصاب ما رو خورد میکنه آهان راستی اسمشو فهمیه گذاشتیم آخه خیلی میفهمه خلاصه شکر خدا در هال بسته بود ولی در اون اتاق که بیرون هال بود باز بود رفت اونجا بعد وسط راه بچش از دهنش افتاد رو یه نایلون بعد من با پام نایلونه رو کشیدم اینور ، که دیدیم این یهو حمله ور شد که گاز بگیره نامرد نتونس و پاش روی سنگای کف لیر خورد و سریع پاشد فرار کرد رفت بالا و رفت بیرون توی حیاط. بعد ما هم نایلون رو برداشتیم و گذاشتیم توی حیاط دیدیم نمیاد برش داره گذاشتیم سر دیوار اونجا سریع اومد برداره و باز بیاره پائین عجب روئی داره بازم هی همه پیش پیش کردیم و اونم بچه در دندان رفت

و بعد از چند روز اینم نتیجه ی اون همه تلاش ما

نتیجه ی اخلاقی هیچ وقت خودتونو سر فراری دادن یه گربه خسته نکنید مخصوصا گربه ای که خودتون بزرگ کردید

سلام علیکم آقا دیروز با اجاتون رفتم نوبت دکترم بود بعد از سلام و این حرفا و اینکه حالم چطوره بعد یهویی گفت دیگه لازم نیس بیای و قرص ضدتپش رو هم یه روز درمیون میخوری تا دیگه قطع بشه . این قرص ضد تپش اصن بلایی شده بود بعد این دکترم دو ماهه که داره قطع میکنه خیلی ریز ریز خل شدم به خدا از بس این قرص رو یک چهارم کردم و هیچ وقتم درست به چهارقسمت تقسیم نمیشد

خلاصه ان شائ الله همه همیشه سلامت باشن دیشب از خستگی ساعت 10 اومدم خوابیدم بعد خواهرم صبح گفت دیشب اومدم یه چیزی بهت بگم دیدم مث خرس خوابیدی اصن دیروز خیلی خسته بودم اصن حالن داشتم برم دکتر. بعد تاکسی تلفنی گرفتم رفتم .دیدید چقد تاکسی تلفنیا رو ماشینای مدل بالا دادن بهشون خیلی خوشگله ، قبلش سمند بودن همه ،بعد وقتی توش میشینی چون کسی دیگه رو هم سوار نمیکنن وقتی رد میشد از خیابونا و بعضیا که منتظر تاکسی بودن رو همه رو رد میکرد میرفت آقا یه حس مقام بالا بودن بهم دس داده بود حال میکردم

خب اینم نقاشی که رنگش تموم شد.زیبا گشته است آیا؟

اینم نقاشی جدیدی که رنگ میکنم الان خیلی بیشتر رنگ کردم این عکس رو دو روز پیش فک کنم گرفتمخیلییییییییییییییی لذت داره رنگ کردن شبا که میخوابم دوس دارم زود صبح بشه که بشینم رنگ کنم چه اهداف والائی من دارم

اون رنگا رو تمامشو برا رنگ کردن موهاش به کار بردم

خب دیگه فعلا یا علی راستی اگه دیر اومدم نوبت دکتر داشتم خیلی خسته کننده س. یکی هم دیروز سردرد داشتم از اول صبح بعد مسکن خوردم خوب شدم ولی مسکن که میخورم کل روز دیگه خوابم میگیره

[ دوشنبه نوزدهم شهریور ۱۳۹۷ ] [ 13:59 ] [ هرمیون ]

سلام دیدید من چخده خوش قول استم

این عسکایی از رنگ آمیزی یه طرح از کتاب استش خیلی دوسش میدارم کلا دوس دارم تند تند همشو رنگ کنم ولی عمرا بشه اینکارو کرد چون هر یه گوشه از نقاشی رو که آدم رنگ میکنه کلی زمان میبره من دو روزه اینقد رنگ کردم

اول اینکه توی خود کتاب هم گفته با مدادرنگیه نرم رنگ کنید بعضی مدادرگیا هم هستن که دیدید وقتی رنگ میکنید برق میندازه رنگش ، اونا هم خوب نیس چون چند رنگ روی هم استفاده میشه بعد مدادتونم حتما باید نوک تیز باشه در هر مرحله

خب اول میایم باز هر چی مدادرنگی داریم رو اماده میکنیم همه رو امتحان میکنیم ببینیم کدوم نرم هس که من فقط مدادرنگی استایلیش و کرونا از من خوب بود بقیه خب مارکای قاتی پاتی بودن و من اصن یادم نی چی بودن . خودم ریختم توی اون قوطی که شکل پوه هس

عشقم این در باغ هس خوشگل استش؟

خب فعلا یا علی

[ پنجشنبه هشتم شهریور ۱۳۹۷ ] [ 20:18 ] [ هرمیون ]

الان یعنی باید دوباره همه چیو تعریف کنم؟تو روحم

سلام اصن دیگه حرفم نمیاد شوخی کردم از اول میگم باز

پریروز در جهت خرید یه عدد شلوارگرم واسه شبا که میخوابم و می یَخَم راهی بیرون شدم بهدش پاسازا رو دیدم و اصن هیچ کدوم گرم نبودن اونطور که من میخوام اینا رو که خودمم داشتم واسه توی روز خوبن بعد یه پاساژ رفتم سمت راستش از اول تا اخررررررررر پاساژه شلوار بود منم همینطوری دستمو میزدم به شلوارا جنسشونو میدیدم و فوری رد میشدم اخه همشون شکل و رنگ شلوارای گرم رو دارن ولی اصن گرم نیستن بعد دقیقا آخر پاساژ یه سری شلوار دیدم که واقعا گرم و دولایه بود مث همین پشم یشه ها دیدی که دوتا پارچه رو به هم دوخیدن اینم این مدلی بود ولی ظریف.بعد گفتم ای جوووووووووونم خودشه برداشتمش و نگاش کردم خندم گرفت تصور اینکه اینو من پوشیدم خیلی خنده دار بود واسم اون مچی دم پاش تو حلقم

قیمتشم 14 تومن بود گفتم خو خوبه قیمتش بعد اینم عسکش

باورم نمیشه دیگه شبا سردم نیس، زیر پتو خفه نمیشم

این دو لایه ای بودنش باعث شده گرم باشه خیلی تو روحش گرمه

بعد دیدم گناهم یه چیزای دیگم بخرم چندتا لباس دیگم خریدم اخه ارزون بودن حیف بود اونجا بمونه من نگرانشون بودم بعد یکیشو برداشتم و یه تاب هم واسه زیر مانتو گوگولیم میخواستم همون که یه تاب زرد داش واسه زیرش اخه بی دکمه س کمربند داره فقط بعد یه تاب دیدم که خیلی به مانتوم میومد اصن این مانتوئه عخش منه بعد واسش این تاب رو هم خریدم

این همون مانتو که قبلا نشونتون دادم

بهدش یه چی دیگم دیدم خو 6 تومن بود خریدمش خیلی دیگه ارزون بود.خدائی حیف بود نخرم خیلی بزرگ بود و آزاد

یکی دیگم فشن انگیز ناک بود تصاویرش و لاو داش و قلب و این چرت و پرتا که من دوس دارم انتظار داشتید نخرممممممممم؟

بعد دیگه فک کنم همینا بود .بعدش واستون بگم که یه نخاشی انیمه ی هم کشیداهه

اینم خو نمیدونم خوب شد یا نه ولی حالا...

آره خلاصه اینطوریاس.میخوام یه نخاشی دیگم بکشم فعلا طرحشو کشیدم رنگشو هنوز شروع نکردم از رو یه عسک توی نت یافتم یه جزیره س که طوطی هم داره بهدش از اون دور داه یه کشتی بهش نزدیک میشه اصن ناجور حس و حال دزدان کارائیب رو بهم میده این نخاشی.خیلی دوس دارم رنگ کردنشو شروع کنم ولی از بس کارام زیاد بوده وقت نکردم خیلی دیگه خسته بودم واقعا نا نداشتم شب حتی بشینم سرجام همش دراز به دراز خوابیده بودم پای تلویزیونخب دیگه من برم البته اعتراف میکنم که 50 درصد حرفامو نزدم .توی اون پست قبلی که همش هوا رفت نوشته بودم عسک از اماده سازی گوشت همبرگر که میدرستیدم گرفته بودم دو سه روز پیش بعد فردا ان شائ الله بتونم میام خودم دوس میدارم بیام ولی مث الان میترسم دلم بخواد یه راس بپرم سرجام و زیر پتو بخوابم خلاصه تا بعد عخشای من شبتون بخیر و سلامتی باشه ان شائ الله همینطورم خونواده هاتون

[ چهارشنبه بیست و دوم آذر ۱۳۹۶ ] [ 0:13 ] [ هرمیون ]

عجببببببب واقعا.همینطوری الکی .کلا اصن بعضیا خودشونم نمیفهمن با خودشون چند چندن.هی روزگارررررررررررررر .شاعر میفرماید : انار صددانه یاقوت دسته به دسته این واقعا دیگه الکی بود خواستم یه شعری هم در رابطه با حرفم گفته باشم که شعری پیدا نکردم

سلام خوبید؟ما نیز هم خوب استیمیه چیزی رو میدونید واقعا الکی به اینا نمیگن مرغ عشق.همش دارن با هم عشقبازی میکنن یعنی حال آدم دیگه بد میشهاینقد به هم نازی میکنن و به هم چیزی میدن بعد میرم پائین میبنم از اون طرف عوضش کفترام تا دلتون بخواد سر و کله هم میپرن

اینم دیشب کشیداهه نیدونم چه عخش خاصی به این خرسیه داشتم که میخواد اون سیبای اون بالا رو بخوره

بچه کم حرفی استم.والا شبتون بخیر و سلامتی یا علی

[ سه شنبه هفتم آذر ۱۳۹۶ ] [ 22:30 ] [ هرمیون ]

اوهوممممممماین پست فقط برا بیماری مرغ و خروس و کفتر و این مدلیا میباشد فقط صاحبان پرنده ها بخونن چون به درد بقیه نمیخوره .اونا که پرنده ندارن بی احساسن توجه کنید که میزان این داروها واسه همه یه اندازه نیس بستگی به جثه ی پرنده داره پس زرتی ازش استفاده نکنید باشد که رستگار شوید در زمینه ی نگهداری از حیوانات

سلام بر عخشان پرنده دوست من اونائی که پرنده ها رو دوس دارن به شدت انسان های مهربون و ماهی استن گفتم در جریان باشید

خب قبل از هر چیزی یه مسئله ی مهم اینه که وقتی پرنده ای نگه میدارید اینو در نظر بگیرید که پرنده ها مث گیاه نیستن که فقط توی روز آب و نور خورشید واسشون کافی باشه همینطروی فقط دون بهشون ندید و برید سراغ کار خودتون.یه نگاهی بهش بندازید مخصوصا فضولاتشون یعنی بدونید که اولین و مهم ترین راه تشخیص خیلی زود بیماری پرنده ها فضله میباشد مخصوصا بیماری های کشنده که خدا نکنه هیچ پرنده ای مریض بشه

پس اولین چیز همیشه هر صبح که میخواید برید چیزی بهشون بدید یه بررسی هم از این نظر داشته باشید

اوههههههههه الان فکرشو کردم یعنی بخوام قضیه رو از این جهت فقط باز کنم یه طومار میشه تو روحتون خو. این بحث رو تموم بایدب کنم بعدش کم کم برم سر پستای آموزشی چون خیلی واقعا حیف میباشد کلی چیزای اموزشی دارم که وقت نشده واستون بذارم.

خب حالا بریم سر اینکه چطور بفهمیم پرنده ی نازمون مریضه پس هر صبح اول نگاه میکنید ببینید اوضاع فضولات چطوریاس.ببینید بدترین نوعش اینه که یه فضله ی سفید گچی مانند فقط داده باشن چون اولین نشانه ی بیماری سالمونلا همین هس کهبه شدت خطرناکه.اول ببینید مرغتون غذا میخوره خوب یعنی اشتهای خوبی داره.بعد که دیدید اشتهاش خوبه پس اول آبشو بررسی کنید که ببینید آب دم دستش هس راحت اب میخوره چون وقتی آب کم بخوره هم این موقعیت پیش میاد سالمونلا نیس پس اول ابشو بررسی کنید که بخوره .کم آبی هم باعث فضله سفید گچی میشه

خب نوع دومش که اب میخوره و کلا همه چی خوبه ولی این مدلیاس . پس باید حتما سریع به فکر دادن انتی بیوتیک بهش باشید چون یا روده هاش دچار عفونت شدید شده یا کلا یه نوع بیماری عفونی تیو دستگاه گوارشش درگیر هس.ببینید اگه سریع تشخیص بدید و مرغتون اشتها خوبی داشته باشه و زرنگم باشه همون تتراسایکلین 100 که به صورت قرص زردرنگی هس که من از دامپزشکی میخرم رو باید بهش بدید .یعنی توی دوره ی 5 روزه.یعین هر روز یک عدد تا 5 روز بشه.

این عسک قرص

بعد هم در این فاصله دیگه به هیچ وجه سبزی و یوه و این چیزا بهش ندید فقط دونش ذرت خرد شده باشه

موقعی که به پرنده انتی بیوتیک و یا هر داروئی میدید حتما حتما باید به شدت تقویتش کنید چون خود بیمرای و عفونت به اندازه کافی ضعیفش کرده دیگه وقتی دارو هم بهش بدید مخصوصا انتی بیوتیک شعیف تر میشه و میره توی پرریزی برا تقویتش حتما حتما روزی چهار پنج تائی حالا یا کمتر یا بیشتر که بهتره بهش بدید بعد دون پارس هم واسش بخرید بهش بدید البته تیو دادن دون پارس کلا دقت کنید چه سالم باشه پرنده چه نباشه ببینید با خوردنش تغییری توی فضله هاش به وجود میاد یا نه چون اگه از فرم خودش خارج بشه باید دیگه بهش ندید

بعد اگه دیدید که بادووم نمیخوره مث این دخیای حنائیه من اصولا اینا دوس ندارن بادووم رو قشنگ گرد کنید لای دون پارس بریزید بهش بدید.

وقتی پرنده تون روم به دیوار اسهال میشه ند نکته رو حتما رعایت کنید دیگه برنج ندید حالا پرندتون هر پرنده ای باشه چون برنج باعث اسهال سفید میشه و همینطور سبزی و میوه هم ندید.کلا میوه و سبزی باید یه بار در هفته فوقش دوبار در هفته بهش بدید.بعدشم اینکه پرنده سبزی و میوه خیلی دوس دراه دلیل نمیشه که هی بهش بدید فقط دوبار در هفته نهایتاااااااااا.

خب برگردیم به داروهه پس وقتی قرص رو بهش دادید بعد اگه دیدید پرندتون اشتهای کمی داره یا چیز ینیمخوره یا کلا بی حال و یانام هس و شروع به پرریزی کرده در صورتی هیچی نمیخوره حتما حتما قطره ی مولتی ویتامین بچه میخرید بهش میدید.به این صورت که 5 قطره با قطره چکون که داخل جعبه مولتی ویتامین هست برمیدارید توی یه ظرف کوچولو میید بعد یه سرنگ 2 برمیدارید میکشید باهاش بعد پرنده رو بگید یکی نگه داره اگه این مدلیه که اصن بند نمیشه تا تنهائی بهش بدید بعد نوکشو باز میکنید و میریزید توی حلقش به همین سادگی به همین خوشمزگیگردن حیوون رو نشکنید حالا.خیلی مراقب باشید خفش هم نکنید میرید تقویتش کنید

بعد این از این کلا همش باز بررسی میکنید ببینید اوضاعش درست شده باشه.این قرص برای این چیزا هستش

یا مثلا اگه کفترتون به خاطر خنگول بازیتون دونای کپک زده خورده که خیلیییییییییییی خطرناکه بعد کفترتون شروع به بالا اوردن میکنه یه چیزائی سبرنگ و یه رنگایی خلاصه اصن یه وضعی پس اگه تیو قفسش رنگای سبز و این چیزا دیدی و کلا دیدید که کفترتون بالا اورده باید حتما حتما سریع همین قرص تتراسایکلین 100 رو شروع کنید توی همون دوره 5 روزه ، یعنی تا 5 روز ، روزی یکی بکنید توی حلقش

راستی اینم بگم بعد دادن هر قرصی آب به پرنده ندیداااااااااااااااااااین آدم نی که قرص رو با اب بخورهاتفاقا بذارید دون بخوره گفتم یه وقت خنگ بازی درنیارید عخشانم

خب حالا اینو داشته باشید تا من عکس قرصا و شربتا و اینا رو بگیرم بعدش با بقیه ی بیماریا بیام بنویسم ادامشوفعلا پس یا علی گشنمه خو

[ جمعه بیست و ششم آبان ۱۳۹۶ ] [ 13:30 ] [ هرمیون ]

برگ های پائیزی را از دست ندهید تا بهار زیباروئی داشته باشید

سلام علیکم همانگونه که مستحضر استید برگ هیا پائیزی کف حیاط را پوشانیداهه و اگ راستفاده خوب بکنید ازش بهار گوگولی خواهید داش

من این گلدون خرسولی رو دیگه زمستون چیز یتشو نمیکارم گذاشتم واسه تولید کمپوست تا دیگه نیمه دوم دی ان شائ الله به امید خدا توش چیزی بکارم . گفتم د جریان باشدی اینقد زرتی این برگا رو جارو نکنید و دور بریزید.بعد اینکه ماهی خریدیم امرورز،قبلش به بابام گفتم وقتی خواس فروشنده ماهیا رو پاک کنه بهش بگو آشغلاشو بریزه توی پاکت بده بعد موخوام کمپوست کنم اخه بهترین چیز ماهی هس که خیلی شدید باعث تقویت گیاه هس.بعد خلاصه اونا رو هم ریختم توی گلدون و خاک روش ریختم.هر چی میخواید کمپوست کنید حتما یه کم خاک قاتیش کنید حتما هم در عمق بیشتر از 20 سانت باشه بعد خاک روش بریزید بعد یه سنگ سنگین رو بالا بگیرید و ول کنید روی خاک تا قشنگ فشرده بشه.آره خلاصه اینطوریاس که درست میشه.

این از این بعد اینکه اهان در مورد پست دیشب که گفتید ، من منظورم این بود که آرایش خیلی خوبه دیگه ما دخترا همه دوس داریم ولی به جاش باشه .من نمیدونم چطوریه که همه تا مزدوج ندشن ارایش میکنن بعد وقتی مزدوج شدن برعکس میشه قضیه ،عوض اینکه حالا توی خونه ارایش کنن ، بیرون خونه آرایش میکنن بعد خو تا قبلش میگن مرتب باشیم تا خو یکی ازمون خوشش بیاد بعد حالا که مزدوج میشن بعدش واسه چی آرایش میکنن بیرون خونه؟ بعدشم اصلش برا این بود که آرایش هر روزتون باعث میشه بعد 30 سالگی ،پوستتون ده سال پیرتر میشه.کلا برعکس عمل نکنید باید به پوستتون از الان برسید نه اینکه بزنید داغونش کنید.کلا هم اصن از من گفتن بود

حالا بگذریم دیگه از این بحث.آقا من یه فیلم دیدم خیلیییییییی دوسش داشتم فقط خواستم بگم که از نظر من کودکان زیر 25 اصن نبیننچون به نظرم الگو میگیرن . کلا کسائی که تاثیر پذیری زیادی دارن این فیلم رو نبینن بهتره .یه کمم ترسناک هس نه از نظر من از نظر خواهرم از نظر من اصن ترسناک نی . کلا اصن فیلمای تخیلی ترسناکی توشون معنی نداره

این فیلم دوبله حرفه ایه موسسه رو داره . حتما حتما سانسور شده رو ببینید نگم سنگین ترم وقتی میگم حتما سانسور شده ببینید همه میرید دنبال دوزبانشمن وظیفم بود بهتون بگم

خیلی دوسش میداشتم اینم در کتاب باستانیه فیلم های مورد علاقه ی من قرار گرفت

اون عکسای نقاشی انیمه ای ،اصن توی فیلم نیس بعد فیلم انیمه این دختره رو کشیدن .فیلم واسه سال 2016 هس

امشب به شدت دچار ذوق مرگیات نقاشی با ابرنگ شدم برا همین نشستم دوتا نخاشی کشیدم البته یکیش نیمه کاره س فعلا.بعد اون اولی هم عسک دخیمه که خروسش این شکلی میشد

این دومی هم اثر رام راد هس البته از نوع هری پاتریش واسم خیلی جالب بود نمیدونم واقعا کی به فکرش رسیده فردا تکمیلش میکنم

برا مرغ عخشمم وان حمام خریدم واسه آبتنیش با ظرفای دیگش

فردا ان شائ الله انتخاب علوس دارم واسه پسمرم دیگه دوتا عروس دارم یه علوس کفتری یه مرغ عشقی دوتا نوه های کفتریمم امروز به دنیا اومدن.چشمم روشن

راستی در مورد تلگرامم بگم که من اصولا یه تلگرام اصلی دارم اون روز که بهتون گفتم یه تلگرام خصوصی دارم برا این بود که تلگراممو حذف کرده بودم یکی دیگه ایجاد کردم با شماره رایتل اصلیم .اخه باید یکی میداشتم دیگه لازم بود خیلی.شماره های اصلیم اخرشون سال تولد خودمه بعد خلاصه اینکه من کلا یه تلگرام دارم همیشه.همین یکیشم حوصلم نمیرسه بعدش در مورد اون last seen recently که بالا ایدیا میاد خیلی مخالفم یعنی خوشم نمیاد از این مخفی زدن. اون دو روز که من اینو فعال کردم برا این بود که یه مدت نبودم بعدش همه همزمان میومدن رو ایدیم منم اصن نمیتونم همزمان با چند نفر حرف بزنم قاتی میکنم بعد که موقعیت به حالت نرمال برگشت بر داشتمش.در کل به خاطر اون دو روز معذرت میخوام

دیگه سلامتی فقط آجی نگار من شمارتو اصن ندارم جان من اگه سر زدی وبلاگم حتما شمارتو بذار هربار اینطوری گم میکنمت

باید چندتا پیام هم بذارم فردا میام هی تو فکرمه خجولت میکشم که دیر شده

فدای اجیای گلم راستی استاد هکر امیدوارم سلامت باشید گفتم به معلمم ادای احترام کنم بی ادبی نباشه

خب دیگه شبتون بخیر و سلامتی باشه یا علی فعلا تا فردا

[ دوشنبه بیست و دوم آبان ۱۳۹۶ ] [ 22:20 ] [ هرمیون ]

سلام بر عخشان من. دیر زمانی ست که میخواهم بیایم ولی حال ندارم الان غروب روز جمعه س باشد که تا آخر شب ارسال کردندی

اول بگم که روح همتون پرفتوح باشه به خاطر اینکه هیچ کدومتون نگفتید که قالب وبلاگم بهم ریخته استاد هکر باز منو خجالت دادن و در این راستا مرا یاری رساندند باشد که خدا نگهدارشان باشدوگرنه من صدسال نمیفهمیدم که قالبم بهم ریخته س.اخه جوریه که واسه خودم درست لود میشه اصن متوجه نمیشم قالب بهم ریخته س یا نه. واقعا ممنونم خیلی استاد با صبر و حوصله ای استن ان شائ الله سلامت باشن البته از منم کوچیکترن گفتم که یه وقت فک نکنید صدسالشونه اینطوری که من دعا کردم

خب حالا بتعریفم یه خورده واستون.هعی هعععععععععی چی بگم از دست روزگاردخیامو که یادتونه گفتم فستادم شمال تا یه خورده عادت کنن صدا نکنن.یادتونههههههههه؟اونوقت خدایی من اگه یکی پرندشو بهم امانت بده چند روزی اصن پرنده های خودمو کمتر بهشون میرسم تا بیشتر به پرنده مردم رسیدگی کنم میگم امانته وقتی بخواد پس بگیره میخواد عین وقتی که تحویل داده باشه، اونوقت میدونید چطوری بچه های منو تحویلم دادنکاکل یه دخیام اصن 80 درصدش نیس شده سرشم خونی شده بود لاغرررررررر ،اصن ترسیده ،وحشت زده خو این چه طریقه امانتداریه .من به خدا هزار بار گفتم به بابام که بهشون گفت اگه دعوا کردن با مرغا و خروستون سریع بگید برشون گردونم .اونوقت ببینید چقد گشنگی به دخیام دادن که اصن از تخم رفتن یعنی دخی من فقط یه مشت پر مونده ازش بلندش میکنی هیچی نیس واقعا حس میکنی یه مشت پر و استخون توی دستته این رسمشهههههههههه

تازه خوبه سریع برشون گردوندم خدایا شکرت


امروز همین امروزه دیگه تاریخ زده شده اومدم بقیشو بنویسم

سلام اول اگه بخوام ادامه بالا رو بگم پس باید عسکشونو بذارم

این عسک امروز دخیامه که شکرخدا بهترن ولی خب اون دخیم به خاطر استرس رفته تولک،یعنی پرریزی داره میکنه اخه وقته بدیه.هوا داره سرد میشه

یه ویلا آفتاب گیر درستیدم واسه دخیام توی عسک بالا هس ،که وقتی بیرون هستن توی باغچه یه جای امنی هم داشته باشن ،بعد اینقد دخیام دوس دارنننننننننننننن اینجائی رو که ساختم واسشون که نگو همش سه تائی میخوان برن توش بخوابن جاشون نمیشه

مسئله بعدی اینه که چند وقته میبینم که بابام رنگش زردمبوق شداهه بعد از بس هم اب روی یخ میخوره ترسیده بودم واسش،چون اولین عامل کبد چرب ،خوردن اب روی یخ هس .خلاصه من دیگه سدت به کار شدم نوبت دکتر واسه بابام گرفتم و گفتم بهش که حتما واسش سونوگرافی بنویسه بعد بابام رفت و سونوگرافی نوشت و کبدش چرب هساونم 2 تا 3 خیلی ترسیدم و نگرانم بعد باید بره پیش متخصص و فوق تخصص که ام ار ای بنویسن و دقیق بگن چقد چربه.تازه من چقد رعایت کردم اصن نذاشتم دیگه خونوادم روغن جامد بخوره و تازه کم سرخ کردم و اصن سرخ کردنی رو 90 درصد کاهش دادم وگرنه چی میشد اونوقت.

بچه ها وجدانا بهتون میگم هم خودتون هم خونوادتونو حتما چندسال یه بار سونوگرافی و ازمایش انجام بدید خیلی مهمه.میدونید کبد و کلیه تا توان دارن کار میکنن اصن صداشون درنمیاد و هیچ علامتی ندارن وقتی از کار یمفتن اونوقت متوجه میشه کسی.خیلی مهمه.پشت گوش نندازید من الان خودم ازمایش چک آپ دادم که قندم رودیدم باید دیگه رعایت کنم اگه ادامه میدادم حتما دیابت میگرفتم شما هم حتما چک اپ کنید خودتونو تا دستتون بیاد که چیا رو باید دیگه کم بخورید چیا رو نخورید خیلی مهمه.

بعد اینکه دوره ی ما دیگه جوری شده که همه غذاهامون یا تراریخته شدن یا هورمونی یا سرشار از انتی بیوتیک مث گوشت مرغ که اینقد انتی بیوتیک بهشون تزریق کردن که حد نداره. برا همین حتما حتما دیگه کنار غذاهاتون لیمو ترش تازه مصرف کنید تا اثر همه ی دستکاری های ژنتیک غذائی و هورمونی و انتی بیوتیکی رو خنثی کنه.ببینید مسخره نگیرید مصرف این موادغذائی که توی دوره ی ما هس ده سال بعد خودشو نشون میده که کشنده هست. اگه میخواید همیشه جوون و شاداب باشید اصن شیرینی مصرف نکنید چون بدن بمبختمون برا هضم اینا پیر میشه اینقد تلاش میکنه

حواستون به پدر و مادراتون باشه.همینطوری ولشون نکنید به امون خدا. همیشه به ظاهرشون توجه کنید تغییراتی که میبینید رنگ زرد چهره یا چشم یا پف کردن زیر چشم ،لک روی پوست بدن ،تشنگی زیاد، تعریق زیاد ،دمای بالای بدنشون ، اگه چاق هستن یا خیلی لاغر کلا دقت کنید حتما به زورم شده بگید برن سونوگرافی و ازمایش.ازمایش خوبه قند رو نشون میده و بعضی چیزای دیگه ولی سونوگرافی خیلی مهمتره چون اجزای داخلی مهم بدن رو نشون میده که اندازه هاشون تغییر کرده باشه یا سنگی ایجاد شده باشه .اینا رو زود جلوشون گرفته بشه خوب میشه ولی اگه متوجه نشید از کار میفتن بعد میفهمید دور از جون همتون و خونواده هاتون به حق امام زمان

راستی این تردمیل رو هم استفاده نکنید واسه ورزش بعد یه مدت دچار سائیدگی مچ پا میشید مچ پاتون کلا نابود میشه مث انسان وارسته دور حیاطتتون بدوئید سالم ترید به خدا اینقد که بیچاره یه دکتره هی توی تلویزوین میاد میگه و کسی گوش نمیده

خلاصه اینطوریاس الان واسه بابام کلی دستور غذائی واسه کبد انجام میدم که بخوره .ولی وای وای خدا نکنه طرفتون لجباز و اخلاقش خیلی پخ پخ باشه دیوونم کرد به خدا بابام یعنی هممونو دیوونه کرد اینقد لجبازهههههههه اصن گوش نمیده دیگه اولش گفتم نترسونمش خوب نیس ولی دیگه دیدم نه اینطوری نمیشه ترسوندمش که چقد جدیه برا همین راه اومده یه ذره ای.ولی اخلاقشششششششششش اییییییییییییییییی تازه دیگه بعضی وقتا با کلی ترس باید بهش گفت باباجون اینو نخور بعد یهو اینطوری میشه بعد میگه میشه یانقد فوضولی نکنی تو کار من عجب ادمی هستا خو پدر من نکن اینطوری خوب نیس .بعد مثلا یه لیوان نصف عرق شاهتره نصف عرق کاسنی بهش میدم بخوره تا میخوره میگه اههههههههه اینکه شیرین نی .عجبااااااااااااااا از دستشمیگم خب شکر مگه میخوای بخورییییییییییییییییبعد رفته هیئت واومده کاسه حلوا دستشه اینقد عصبانی شدم به ممانم اشاره کردم که یعنی میخواد بخوره اینو بعد مامانم دقیقا جوری عوارض خوردن حلوا رو گفت که دیگه اصن اسم حلوا از یادش رفت رسما

خب اخه یعنی چی هی بهش میگم باباجون شکر چربی نمک زیاد خوب نی خو دیگه هی نگو اعصابم خورد شد ااااااااااااااااااااا

حالا بگذریم از این موضوع

نخاشی ابرنگ کشیداهه خوشگلاهه؟

بعد دیدم خیلی حس خوبی داره نقاشی با ابرنگ برا همین سه تا دیگم پشتیبان ازش خریدم الان 5 تا دارم.واقعا الانه که احساس آرامش میکنم و خیالم راحته

اینا دونه ای سه تومن هس.اگه خواستید بخرید از این مدل بخرید.مدلای دیگه رو نخرید گروون هستن اینا رنگاشونم خیلی خوبه.

اینم نوه ی یکی یه دونه ی من

اینبارم تخید علوسم بعد باز یه تخماشو برداشتم سوراخ کردم اینبار فهمید از لونه انداخت بیرون بعد سرجاش گذاشتم فرداش انداخت بیرون بعد جفت پا هم رفته بود روش قشنگ له شده بود که یعنی دیگه نذارم توی لونش فعلا سیاست تک فرزندی رو برا کفتریام رد نظر گرفتم تا یه ذره انرزی بگیرن

خب دیگه اینم از این.میخواستم زودتر اپ کنم ولی خب تاسوعا عاشورا بود دلم نیومد یا علی تا بعد ان شائ الله آجیای عشخولیه من

[ دوشنبه دهم مهر ۱۳۹۶ ] [ 21:3 ] [ هرمیون ]

عخشمو بهتون معرفی میکنم عخش پوست کنده ی من، جیغولی

فشارش میدی صدا مرغ میده رو برچسبشم نوشته squeeze me منو فشار بدههههههههه یعنی اگه بدونید چقد سر این من خندیدمممممممممممممم یه فروشگاه تازه یافتم بعد واردش که شدم همشو که دیدم بخش اسباب بازیا رو رفتم ببینم که یهو چشمم به این افتاد اینو من توی یه فیلم خارجی دیده بودم اینقدم دوسش داشتم اصن فک نمیکردم ایرانم بیارن بعد سریع فشارش دادم بعد اتفاقا بالا یه نوشته زده بودن از دست زدن خودداری کنید بعد بابام که اومد خونه مامانم بهش گفت ببین دخترت چی خریده بعد تا مامانم اینو گفت منفجر شدم از خنده یعنی دو ساعت میخواستم بگم چیه ولی نمیتونستم اشکم دارومده بود از خنده بعد به زور تونستم بگم یه مرغ پر کنده س بعد هی بابام میخندید از خنده ی من میگفت خب چیکار میکنه حالا مگه میتونستم بگم بعد گفتم فشارش بدی میخنده بعد آقا دیگه مرده بودم از خنده که وقتی بابام اوردم دو ساعت میخندید مامانمم هی اینو فشار میداد وای ننه

مامانم دیگه گفت مرغات کم صدا میکردن حالا اینم اضافه کردی یعنی دیگه من نمیتونم روزمو بدون جیغولیم شب کنم چطور بدون این تا حالا زندگی میکردم؟ نیمه گمشده اینه نه چرت و پرتایی که میگنآره خلاصه اینطوریاس

بعد دیگه هیچی اینم آبرنگ عخشولانه ی منه که دوتا خریدم.به قول دوستم بدون پشتیبان هرگز یکیشو مصرف کردم ،خیالم راحت باشه یه نو دیگه دارم

یه دفتر بزرگ نخاشی هم خریدم خیلی خوشگله یعنی ادم ذوقیات هنریش فوران میکنهدوتا هم دفتر نقاشی تعونی خریدم ارزون بود 600 تومناون بزرگه 5500 فک کنم

میخواستم خودکار اکلیلی بخرم ولی دوستم گفت خوب نیس همش فاصله میتفه بین جوهرش کیفیت هم نداره اصن زودم تموم میشه برا همین خودکار رنگی خریدم.من بچه حرف گوش کنی استم

در مورد اون که یکی خطمو شارژ میکرد فهمیدم کی بود مسئلش حل شد .فقط الکی ده تومن خرج رو دستم گذاشته شد که برامه ریزی پولی این ماه من بهم ریخته شد

دیگه سلامتی راستی اجی سهیلا عخشم ایدی تلگرام منو اد کن به دلایلی مبهم

https://telegram.me/mahb0obeh_e2000

خب دیگه فعلا برم عصرتون بخیر و سلامتی و این چیزا یا علی

[ چهارشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۶ ] [ 17:47 ] [ هرمیون ]

سلام عخشان لوازم تحریر دوست من

آقا توی خونه تکونی واسه پائیز استیم این رسم رو من پایه گذاری کردم و فحش های زیادی رو به جان میخرم دم مهر همه میگن شلوغ نکن حال نداریمممممممممم ولی خو من نمیتونم باید حتما قبل پائی زو سرد شدن هوا همه جا تمیز و مرتب باشه تا آدم وقتی میخواد زمستون تو غار بمونه همه جا ترگل ورگل باشه

دراین راستا همه موکتای آشپزخونه رو جمعیده کرداهه و خودم خیلی مظلومانه توی حیاط برداهه و شستاهه اعصابم ندارم کسی کمکم کنه باید خودم تنهائی به دل صبر انجام بدماون لحظه نمیخوام کسی حتی توی حیاط باشه آقا ما اول جو کف آشپزخونمون گرفته بودمون تا دلتون بخواد چندسالی رو تی کشیدیم بعد گفتیم خب خرررررررررررررره ول کن اه کمرمون دونیم شد به خاطر همین موکت واسش خریدیم دوباره موکت خریدیم ولی من اصن دوس نداشتم ولی اینبار یه مدل انتخاب کردم که خیلی زیبا استش ولی قیمتشم خو بدک نی .چون جدیدا سر لوستر گول بابامو زدم برا همین الان نمیشه نقشمو اجرائی کنم یه چندماه توش بخورهبعد خلاصه اینکه موکت رو شستم و چندتا کار سخت دیگم مونده که هیچی زیربارش نمیره جز منه کوزت

روم به دیوار باید حتما تمام فاضلابای روشوئی و ظرفشویئ رو باز کنم و بشورم چون من با مایع های لوله باز کنی به شدت مخالفم بعدشم اصن هیچ وقت به تمیز شستن خود سیستم فاضلاب نمیرسه اینطروی سوسک هم توی خونتون پیدا نمیشهفقط یه ذره به عخش نیاز داره تو روحمبعد توی زمستون اونوقت دیگه نمیگیره که مجبور بشم تیو سرما اینکارو انجام بدم

راستی میدونید تقریبا دو هفتهای هس که من با بخاری میخوابمهمچین دختر سرمائی استمگفتم در جریان باشید

بعد دیگه واستون بگم که بابام در راستای بی قراری های من واسه دخیام که نیستن رفت فین و خونه خالش تا یه فیلم از دخیام بگیره واسمخیلی خوشحال شدم یعین اصن آرووم شدم قربونشون برم منننننننننننننننننعخشای من عزیزدلای خودم مامانیای منبعد خالش هم گفتهب ود نه اصن دیگه صدا نمیکنن .ان شائ الله که همینطوره .میخوام تقریبا یه هفته دیگه برگردونمشون ولی بعد خونه تکونیچون میترسم صدا کنن و کارم زیاد بشه

خلاصه اینطوریاس بعد دیگه واستون بگم رفتم یه چندتا عکس بدون رنگ یعنی نقاشیای رنگ امیزی رو از چندتا سایتای خارجی برداشتم یه کتاب معروفم هس که جدیدا اومده واسه رنگ آمیزی از سن 25 سال به بالاس گفتم که کوشولوهای عزیز در جریان باشیم طراح خارجی داره نمیدونم اسمش اسرار جنگا هس اره فک کنم همین بود قیمتش ده تومنه من حتما میخرمش ولی الان نه فعلا فرصتشو ندارم ولی حتما میخرمش چند مدل هس یکی هم اسرار اقیانوس واقعا خوشگله این کتاب واسه آرامش فکری جوانان طراحی شده خلاصه خیلی خوشگله ان شائ الله خریدم عسکشو میگیرم و کلی هیجانات نثارتون میکنم

الان یه نمونه از صفحه کتاب رو از اینترنت پیرینت کردم تا توی عشخش نمیرمتا الان اینخده ازش رو رنگ کردم تو ورحم واقعا خیلی سخته رنگش آرامش که هیچی اصن اجازه نمیده به آدم که فکر کنی حتی واسه یه لحظه

به شدت هیجان آور و نشاط آوره .بخرید ضرر نمیکنید دوست داشتید هم من چندتا نمونه رنگ مخصوص رنگ آمیزی رو برداشتم خیلی خوشگلن با نمونه های رنگ امیزی شده که خواستید از روی این الگوها رنگ کنید.اگه دوست داشتید بگید واستون بذارم پیرینت کنید و رنگ کنید

اینا نمونه واسه پیرینت نیستا.یعنی همینا پیرینت میشه ولی فایلش سایز و کیفیتش فرق داره. اینا رو گذاشتم که ببینید اون یکی هم از صحنه های هری پارت هس راستی یه کتبا رنگ آمیزی هم به اسم هری پاترم هس.خلاصه اینطوریاس خیلی خوشگله

کلا هیجان رنگ کردن با مدادرنگی همش به اینه که مداد رو میتراشی و بعد تراشه های رنگ رو از داخل تراش حلزونی میریزی بیرون

راستی اجی فاطمه به خدا شرمنده عزیزدلم اول سلام عخشمبه خدا شرمنده دیر جواب دادم فراموشم شده بود گلاب که خریدیم یهو یادت افتادم که سوال کرده بودی .اجی جونم ببین کلاب واسه عطر نمیدونم والا چطوریه ولی گلاب مقطر به شدت گروونه قیمتش ولی برا عطر فک کنم قیمتی نداشته باشه من تا حالا نخریدم نمیدونم والا. کلا گلابای کاشون همشون خوبه همشون از قمصر میاد دیگه هیچ کدومشون بد نیس اجی.ولی من یه بار خیلی وقت پیشا پرسیده بودم واسه مقطر که اصن قیمشت عجیب بود یادمم نیس ولی کلا هنگ کرد مغزمعطر فروشی ولی ارزونه. اون غلیظی که تو میگی اجی فک کنم مقطرا رو میگیما اجی اطلاعاتی در موردش نداریم ما فقط محض خوردنش میخریم سر اینکه گفته بودی تمام هیکلش بوی گلاب میداد اینقد خندیدم اجیاج یهمون بگی واسه عطر میخوام خوبه بوی تندی هم داره قیمتشم مناسبه.فدات بشم بازم شرمنده به خدا دیر جواب دادم

بچه ها سوالای که میکنید من دیر جواب میدم اصن از ذهنم میره فراموشم میشه یه یاداوری کوچیک بهم بکنید که سوالتونو بجوابم به خدا فراموشم میشه خیلی خجولت میکشم اینطوری

بعد دیگه سلامتی عخشان من شبتون بخیر باشه خرید واسه مهر کردید نشون منم بدید

[ یکشنبه بیست و ششم شهریور ۱۳۹۶ ] [ 23:25 ] [ هرمیون ]

همسایه هامون چرا اینقد دیر ناهار و شام میخورن الان صدا این چرخ گوشت یک دو سه میاد از اشپزخونشون با اجازتون بنده همسایه استم با اشپزخونه همسایه بغلیمونو و حیاط همسایه پشتی خوشحالم اتاقم هم دیوار با همسایه اونوریمون نی همونا که باعث شدن خلوسامو بفروشم چون همه کاراشون دیروقته

ما هم ناهار هم شام بعد اذوون و نماز میخوریم . یعنی اونا که ساعت 3 4 ناهار میخورن انگیزشون چیه؟ منم چه گیری دادم شبی به وقت ناهار و شام خوردن مردم

سلام خوبید؟منم شکرخدا . داره کارم توی بنائی به جاهای باریک میکشه . امکاناتم داره زیاد میشه اینا رو ببینید

دوسشون میدارم بابام خرید گفت لااقل تو که اینکارا رو میکنی وسیلشو داشته باش نیس خوشش اومده خودش اصن حالشو نداره با عخش وسیله هایی که میخوام رو بهش میگم برام میخره مامانم میگه اینقد از این کارا نکن مگه تو پسری بذار بابا میکنه میگم خو من دوس دارم نمیتونم اگه نکنم از فکرش خل میشم بعد مامانم گفت خدا شانس بده کاراشم دخترش میکنه واسش

واقعا اینکارا لذت بخشه اصن کی گفته سیمان و دلر و چوب و تخته واسه مردا باید باشه فقط کی گفتههههههههههه مگه ما دل نداریم خو

الان تو فکر یه آبنما با سنگ و سیمانم یعنی این کیسه سیمانه رو که میبینما نیس نو هم هس اصن هزار جور انگیزه در من فوران میکنه که باهاش میخوام خیلی چیزا درست کنم همش فکرم مشغوله از هیجان و فکرای زیاد نمیدونم کدومشو اجرائی کنم

اینم نخاشیمه داره تکمیل میشه البته از اون زمین مزرعه سمت راست زیاد راضی نیستم حس میکنم شبیه همه چی هس جز زمین مزرعه اسمونشم اصن تکمیل نی کار داره

ببخشید که اینبار زیاد حرف نزدم قراره تعمیرکار ماشین لباسشوئی بیاد بعد نمیدونم چشه این محفظه استیل داخلش هی صدا میده وقتی حرکت میکنه سخت هم میچرخه .چون ماشینه هم طبقه پائین هس اونجا رو هم من مستقر هستم و منفجرش کردم برا همین امروز همش داشتم تمیزش میکردم رسما اشپزخونه رو که منفجر کرده بودم و توی حال رو. به مامانمم گفتم از طرف پارکینگ بیاد طبقه پائین من حال ندارم برو بچمو جمع و جورشون کنم و جاشون کنم غریبه هم ببینن میترسن خیلی . بعد مامانم گفت نه از طرف حیاط میاد اینقدم حرف نزن بعد خلاصه مجبور شدم برم بالکن پائین رو تغییر دکوراسیون بدم و قفسا رو جائی بذارم که نترسن. تو روح این تعمیرکاره باعث شد دوباره من مث یه کوزت وارسته بشم خیلی کار کردم تازه حیاطم شستم اره خلاصه اینطوریاس خسته نباشمخب شب بخیر و یا علی عخشان خفته . خوابم میاد به شدت.یه سر هم به تلگرام میزم ولی ببخشید جواب نمیدم چون خیلی خستم واقعا نا ندارم . کلا جواب ندادنامو همیشه ببخشید من انسان درگیر و خسته ای استم

[ چهارشنبه یازدهم مرداد ۱۳۹۶ ] [ 0:8 ] [ هرمیون ]

سلام . آيا ميدانيد از دستتان عصباني استم؟ چرا خو اينقده چيزي ميگيد در مورد بعضي پستاي عكس دار من؟ روحتون پر فتوح بابا اصن ميدونيد مسئله ايشون چي استش؟ الكي كه اينا رو نگفتم. (ايشون) اونبار چي گفتم اهان شجاعت جسارت كلام قوي باز از اون شكلكه بذاري آجي فاطمه نامردي

نه جدي حالا قبول دارم يه ذره سربه سرتون گذاشتم ولي منظورم واقعا يه چيز ديگه بود اونا كه قضيه رو ديدن و شنيدن ميدونن منظور من چي بوده و شما زورتون چيه اصن نميتونم صد در صد جدي حرف بزنم.تو روحم

خلاصه اين واقعا قضيش خيلي جذابه مخصوصا بار دومي كه توي هيئت شهداي گمنام مداحي كردن خيلي خنده داره ها جوابي كه با شعر گفتن قصدم اين بود نه چيز ديگه اي ااااااااااااااااااااااا

اينا جزو جوانان وارسته ي كشور استن كه خدا زيادشون كنه اصن حرف ميزنه ترس به دل همه ميندازه باريكلا به اين ابهت خدائي. بقيه پسرا رو هم ببينيد كوشولوووووووووهاي ناز نازي از سوسكم ميترسن به خدا 99 درصدشون از خروسم ميترسن من ديدم كه ميگما.اينقد ضايع هستن اصن بلد نيستن دو كلمه حرف عادي بزنن نيششون تا يه متر باز ميشه .اون دسته كه ديگه كوله پشتي با دوتا بند ميندازن رو ديگه بايد خودشو آدم از بالا كوه هيماليا بندازه پائين اينا رو ديگه وقتي ميخوان از خونه بيان برن دانشگاه، مامانشون صداشون بزنه بگه لقمتو يادت رفت پسمرم بعد بهش ميگه برگرد. بعد يه ساندويج نون و پنير توي يه پاكت فريزر پيچيده شده رو بذاره توي جيب بغل كولشون

بعد هي از ادم ميپرسن چرا شوهر نميكني

ميدونيد هر آدمي درصدي از ترس رو داره ميشه خيلي راحت با يه جمع بندي فهميد طرف درصد ترسش به طور كلي چقد هس بعد من از اين به شدت بدم مياد كه يكي درصد ترسش از درصد ترس من كه يه دخترم كمتر باشه از اين به شدت متنفرم . برا اين همچين آدماي قوي و با ابهت و باجسارتي به شدت واسم جذاب هستن . آدم اگه ازدواجم ميكنه بايد با كسي مزدوج بشه كه بهش افتخار كنه نه اينكه تا يه چيزي شد بهش بگه بدو بياااااااااا پشت من قايم شوآقا مردددددددددددددددددددد واسه ازدواجه نه اين چيغيليا. پرنده هاي من به خدا شجاعت و جسارتشون از اينا بيشتره.همين دخيم فقط كافيه بابام يه نگاهش كنه بگه خوبي خانوم غرغهيعني همين بس هس كه ديگه تا رد بابام نذاره و بهش نوك نزنه ول نميكنه.البته دختراي الانم خدايئ غيرت رو از يه مرغ لااقل ياد بگيرن. يه مرغ رو كسي جرات نداره وايسه قد 15 ثانيه بهش نگاه كنه آره خلاصه اينطورياس

حالا حرف دخي باشخصتيم شد عسكشو بذارم با يه دونه دمي كه واسش موندهبچم تولك هس پر ميريزه.

اينم آقا كفتريه من، خوشگل من،الان داره ميگه امر بفرمائيد قربان تا بغ بغو كنم

عادتشه دستمو نازي ميكنه الانم رفت دستمو نازي كنه با نوكش عكس گرفتم قبون محبتش

اينم يه راه واسه اينكه ادم ذوق كنه بعضي از دعاهايي هس كه در روز بايد خونده بشه اثراتش خيلي عجيبه من بعضي وقتا يادم ميره اينطوري ديگه كنار ميزم هم زدم هميشه يادمه ميخونم

خودم دعاهاشو نوشتم توي فتوشاپ ميذاري بعد هر عكس گلي چيزي دوس ميداري كنارش ميذاري .البته بايد بر حسب a4 تنظيم كرد چون روي برگه a4 چاپ ميشه بعد برا همين صرفه جوئي در كاغذ قشنگ و دقيق بايد چيند عكسا رو كه از تمام صفحه استفاده بشه من نور به عكسا ميدم هميشه كه عكس كمرنگ بشه و جوهر كمتر مصرف كنهاين فايلش بود كه درست كردم البته نه اين سايز،الان سايز 500 واسه گذاشتن توي اين قالب وبلاگم كردم وگرنه اين سايز چاپ نيستا

پرينتر من سياه و سفيد چاپ ميكنه بعد عكسا رو بايد چندين درجه كمرنگ كرد كه اون عكسائي كه ميخوايد رنگ كنيد زياد جوهر استفاده نكنه كه وقتي رنگ كرديد تيره نشون نده رنگ رو.بعد من با ماژيك رنگ كردمش مث پرينت رنگي شد

اون گيره ها هم همون گيره چوبياس ديديد كه از اين سبك استفاده ميكنن برا زدن عكس به اتاق،خيلي معروفه بعد از اون چسباي طرح دار روي اين گيره ها بزنيد خوشگل ميشه

اينم فيلم رو هم خيلي دوس داشتم اسمش حسادت آشكار بود پارسال پخش شد من از نت برداشتم من همش منتظر فيلما و سريالايي كه اين دخمره بازي ميكنه هستم خيلي شاد و قشنگه. همون gong hyo jin كه هربار بهتون ميگم همه پيام ميذاريد كه توي سريال متشكرم بود

خب ديگه سلامتي يادم نيس حرفاي ديگم چي بود برم دو سه تا پيام تيو تلگرام بجوابم بعد برم لالا.شبتون بخير و سلامتي باشه يا علي فعلا


راستي خاطره ي فراموش من اتفاقا ايميل هم دادم چند وقت پيش.جوابي نبودبا تشكر

[ دوشنبه نوزدهم تیر ۱۳۹۶ ] [ 1:57 ] [ هرمیون ]

داشتم فكر ميكردم چه خوب بود كه يه ربات داشتم كه شبا ميخوابيدم سرجام بعد دستامم بالا سرم قفل ميكردم و به رباته ميگفتم برو كامپيوترمو روشن كن هر چي بهت ميگم رو بنويس بعد عكسائي هم كه توي گوشيم هس رو درست كن و بذار هرجا كه گفتم.چه حالي ميداد اونوقت هر شب آپ ميكردم

سلامات فراوان نثار روح پر فتوحتان عخشان من

به يه جورائي من يه ذره وكالت و قانون اساسي و اصلطاحات رايج در دادگستريو اين چيزا رو ياد گرفتم يه زمانيخدا حفظم كنه خيلي به درد ميخورم از اين جهت

خلاصه قضيه اينطورياس كه بابام يه وكيل مزخرفي داره يعني داش ديگه من حسابشو كف دستش گذاشتم بره بميره مفت خور به بابام هي ميگفتم اين اصن خوب نيس اصن معلومه كه خوب نيس نه درست كار ميكنه نه هيچي .آدم هر وقت ميخواد بايد اين در دسترس باشه ولي اصن ادمه اين حرفا نيس . يا داره ميخوره يا خوابه يا الكي جلسه س

خلاصه من از اونجائي كه مسئله كلي اين چيزا رو بلد بودم با كمك اين سرخ كنه عخشوليم،(همين بچم پرينترمو ميگم) تصميم گرفتم حال اينو بگيرم همه چيزا رو خودم آماده ميكردم و تايپ ميكردم و بابامم فقط امضا ميكرد و ميگفتم بره تحويل اين ادم نفهم بده بعد چندجا هم مچشو گرفتم و هي نميخوسا يه چيزايئ رو بگه ،كه خودم به بابام گفتم به حالت سوالي بهش بگو فلان كارو بكنم بهتر نيس؟ بعد اينم تعجب ميكرد و ميگفت چرااااااااااااا خوبه باريكلا.بعداز اينجا فهميدم كه نه واقعا داره بازي درمياره بيشتر دشمن هس تا وكيل به بابام گفتم باباجون ببين من درام بهت ميگم اين ادم نيس اينو رد كن بره نصف پولشمب هش نميدي اين اصن هيچ كاري نكرده بابام هي ميگفت نه حالا زشته.خلاصه يه بار ديگه صبرم تموم شد و گفتم به بابام كه من بهش پيام ميدم .حالا نه اينكه بابام هر چي كه لازم داش رو من بهش ميدادم و ميگفت دخترم اينا رو اماده كرده اونم تعجب ميكرد بعد اين لج منو برداشته بود اصن جواب پيام منو نداد قد يه طومار واسش نوشتم مث بززززززززززز هيچي نگفت بعد منم گفتم نه تو مث اينكه دشمني تا وكيل.بعد چند روز كه گذشت به بابام گفتم من زنگش ميزنم ميخوام باهاش حرف بزنم بعد بابام گفت خب بزن الان ببينم چي ميگه .گفتم نهههههههه بايد تنها باشم تمركز داشته باشم عصباني هم بودم بعد دم ظهر كه بابام رفت مسجد زنگش زدم گفتم دختر اقاي فلاني هستم و گفت بلهههههههه سلام و اين چرت و پرتا ،بعد گفت نميدونم كدوم قبرستوني بود گفت الان نميشه حرف بزنيم و ساعت 2 وقتم آزاد ميشه.توي دلم گفتم مردشور وقت آزادتو ببرن مردمو داري خر ميكني پول مفت به جيب ميزنيمنم سر ساعت 2 بهش زنگيدم بعد بهش گفتم بهتر نيس سر فلان مسئله اين راه رو بريم و فلان و فلان بعد يه اصطلاحاتي هم كلا توي مسائل دادگستري و قانوني هس كه كلا مرسومه بعد من براش كامل توضيح دادم و بهش گفتم بعد گفت بله خانم فلاني بله اينم ميشه آفرينننننننننننننن.توي دلم گفتم برووووووووووووووو برووووووووووووووو عمتو رنگ كن نفهم يعني تو خودت سرت نميشد بعد فهميدم خيلي عوضي تشريف داره منم ديدم اينطوريه بعد به خوبي گفتم الان نصف پول شما رو كه داديم اون بقيش رو الان اوضاع خوبي نداريم بعدا ميديم شرمنده يعني اينكه تو كارت تموم شد برو به جهنم پولتم بشين حالا حالاها تا بفهمي چه مزه اي ميده اين ادا اصولا رو دراوردن.بعد به خوبي گفتم به خدا ببخشيد مزاحم شما شدم ميدونم خسته بوديد و توي اون شلوغي كار و اينا خلاصه شرمنده بعد گفت نههههههههههههههه خواهش ميكنم خوشحال شدم خيلي.بعد خداحافظي كردم

بابام كه اومد خونه دم درخونه گفت زنگ زدي؟گفتم آره برات ميگم باباه بعدا بيا حالا دو سه كلمه نيسبعد واسش گفتم بعد خودمم چندتا چيزي رو تايپ كردم و گفتم به بابام اينا رو امضا كن بعد برو فلان بخش دادگستري و اين چيزا.بعد بابام فرداش رفت دادگستري و خلاصه وكيله ننگين ،اونجا بابامو ديده بود و بابام فقط يه سلامش كرده بود و رفت بابام دنبال كاراي خودش برگه ها هم توي دستش بود بعد اين وكيله عصباني شده بود بعد به يه نفر كه بابامم ميشناسه گفته بود آقاي فلاني دخترش همه كارش هس و اصن به حرف من گوش نميده به حرف دخترش گوش ميده ديگه من كارام فايده نداره .بعد اون طرف كه به بابام گفته بود بعد گفتم ديديييييييييييييييييييييييييييييي بابا ديديييييييييييييييي اينو خريده بودن اصن تابلو بود اين ميخواس گره تو كار ما بندازه ديدي هي بهت ميگفتم اينا كه ميگه اصن راهش نيس جواب ندادناشم از قصد هس داره وقت ما رو تلف ميكنه اين يه كاسه اي زير نيم كاسه داره ديدييييييييييييييييييييييي

بابام گفت اااااااااااااااا خب چرا اينا رو به من نميگفت اينكه كاري نداش تازه بابامو كه ديده بود دوباره گفته بود چيكار ميكنيد و اينا بعد بابام گفته بود بهش بعد ديگه اون دراومده بود گفته بود خواهيم ديد كه چطوري ميشهاصن من دهنم وا موند وقتي بابام اينو بهم گفت.اصن يعني چي تو مگه وكيلي يا دشمن واقعا اصن يعني چي.ديگه به كل خودشو لو داد

خلاصه اينطورياس بعضي وقتا ياد گرفتن بعضي چيزايي كه ادم ميدونه توي زندگي و عمرش به دردش ميخوره خيلي ميتونه راه گشا باشه يه زماني واستون.پس به جا اين حرفاي چرت و پرت خوندن توي گروه ها و اين چيزا ،واقعا صميمانه به عنوان يه خواهر ميگم بهتون بريد چيزايي كه ممكنه يه زماني به دردتون بخوره رو ياد بگيريد از همين اينترنت.اينقدم الكي كلاس نريد .الان ديگه زماني ني سكه كسي كلاس بره .همه چيو ميشه از توي نت ياد گرفت خيلي بهتر از ياد دادن اين معلماي فيس و افاده اي .خودتون راحت توي خونه نشستيد و ياد ميگيريد.

اينو واستون تعريف كردم كه بدونيد چقد ميتونيد موثر باشيد و نذاريد كلاه كسي سرتون بذاره و فك كنه از چيزي سر درنمياريد.خيلي به خدا مهمه اينقد ساده نگيريد .اصن خيلي چيزا الان ربطي به درس خوندن تخصصيش نداره . همه چيو ميتونيد ياد بگيريد لااقل يه مبحث كلي رو از هر چيزي بخونيد و ياد بگيريد چقدم به كسي ميتونيد كمك كنيد ببينيد الان مث همين وكالت و قوانين حقوقي، فك نكنيد كه ادم بايد حتما يه كار قانوني پيش بياد تا اين چيزا به دردش بخوره ،شما اگه از خوندن مشكلاتي كه مردم توي مشاوره هاي رايگان حقوقي شروع كنيد متوجه ميشيد كه ادم هميشه در مرض خطر كلاه برداري هس.حتي سر يه امضاي ساده روي يه ورق خيلي بيخود، يا موقع خريد چيزي ، يا خريد زمين و خونه و ملگ يا ماشين

يعني شما ميتونيد خيلي كارا انجام بديد و جلوي خيلي چيزا رو بگيريد يا اينكه هر قضيه اي هس وقتي خونوادتون تعريف ميكنن همينطوري شنونده باشيد و اصن بلد نباشيد چي به چي هس.يكي از دوستام سه تا مدرك گرفته يعني اينقد اين دختر بيخود هس كه من تعجب ميكنم اين همه درس يعني يه ذره به عقل و شعور اين اضافه نكرده؟!!! از هيچي سردرنمياره يعني حتي از كامپيوتر نه سخت افزار نه حتي مشكلات نرم افزاري ما تقريبا با هم كامپيوتر خريديم در يه زمان. 16 17 ساله من واقعا موندم كه اين يعني توي اين همه سال چطوريه كه هنوز نصب ويندوز رو بلد نيس يا اين پيش كش يا چيزاي ساده اي رو نميدونه كه ادم هنگ ميكنه از دستش وقتي ميپرسه ،خيلي از چيزاي ساده ي ديگه مث مسائل تغذيه اي يا كاراي هنري كه به خدا بلد نيس با چرخ حتي كار كنه تنها چيزي كه بلده اينه كه بشينه هي عكس و جمله عاشقانه و دل شكتني و اين چيزا پيدا كنه بذاره رو پروفايلش . خيلي زشته واقعا خيلي بيش از حد زشته .اين واقعا عقب افتادگيه محضه . اينجور ادما هم هرچقد بهشون بگي درست نميشن . بيچاره پدر و مادرشون

نميخوام به خدا بگم من حالا همه چي سرم ميشه من اتفاقا هيچي سرم نميشه فقط خواستم بگم بعضيام خيلي شورشو درآوردن

من ديروز بود بابام ميخواس نوار عصبي از عضله هاي پاش بگيره چون ديسك كمر داشته عمل كرده پاهاش گز گز ميكنه و مور مور ميشه بعد اين نوار هم خيلي طول ميكشه سوزاناي خيلي زيادي فرو ميكنن و خلاصه كلي زمان ميبره بعد تمام مدت كه تقريبا از دو ساعت و نيم هم بيشتر شد يه پسره هم بود تقريبا سي سالش بود اول از ريختش بگم كه اينقد خنده دار بود يك شلواري پوشيدهب ود كه فك نكنم قد بچه 7 8 سالم بود يعني هر لحظه فكر ميكرديد اگه اين پاشه دو قدم راه بره،شلواره ازش ميفته اينقدم پاره بود اين شلواره بعد يه تيشرتم پوشيده بود عين عموپورنگ راه راه رنگي يعني اين همش سرشو خم كرده بود تا زانوش رو گوشيش بعد هي با انگشتش رد ميكرد صفحه رو بعد هي ميخنديد يعني رسما رواني شده بود ديگه.به خدا من تازه لم داده بودم جامم راحت بود هزاربار خميازه ميكشيدم خسته شده بودم اونوقت نميدونم چطور تونسته بود تمام مدت گردنشو خم كنه اينقد پائين اصن ناجور بود وضعيتش دو ساعت بيشتر اين همينطوررررررررر تكون نخورد از جاش.ديگه آخرش دلم ميخواس يه لگد بزنم به صندليش بگم پاشو برو خل و چل از رويرو من حوصلم سر رفت اه نميدونستم كدوم طرف نگاه كنم توي زاويه ديدم اين بود نميرفت يه طرف ديگم بتمرگه . لااقل بره پشت سر ما بشينه.

اره خلاصه نتيجه اخلاقي اينكه زياد ادم نبايد سرگرم اين برنامه هاي مسخره بشه كم كم به سمت خلي كشيده ميشه

راستي يه نقاشي كشيدم وقت نميشه كم كم ميكشم خيلي دوسش ميدارم

راستي اجي ايدا ميگم رنگ روغن روي دفتر نقاشي كه پس نميده من كشيدم باهاش.خيلي هم خوب خشك ميشه و ميمونه ولي من واسه نقاشي نخريدما .واسه يه كار ديگه س.توضيحش سخته نشون ميدم بعدا برا چي خريدم كارم تموم بشه بعد اجي پرينتره ماركش canon هس بعد سياه و سفيده .ااااااا ديگه اهان قيمتش اجي تقريبا چهارصدتومن اين حدودا شد يادم رفته توي اون پست كه وقتي خريدم گذاشته بودم دقيقشو نميدونم نزديك چهارصدتومن يا نزديك پونصد تومن . ولي بيشرت يادمه كه 380 تومن شد.اره اين شد.خيلي دوست داشتنيه .من واقعا بهم خيلي انرژي ميده دوسش دارم سرخ كنموواقعا شبيه سرخ كن هس به خدا.خيلي شبيه اگه كسي بذاره تو اشپزخونه فك ميكنه سرخ كنه

بعد اهان جلده كتابه كه گفتيد چطوري درست ميشه صب رمن روي تابلو بكشم نميتونم اصن بگم چطوري سخته توضيحش.

به سلامتي ماژيكم نيس پس همينطوري فعلا ميتوضيحم

ببينيد واسه جلد كتاب بايد سه تيكه مقوا باشه دوتا واسه جلد پشت و رو يكي هم واسه عرض بغل كتاب كه هرچقد ميخوايد باشه اين سه تا رو كنار هم ميذاريد رو زمين بعد به وسيله روزنامه به صورت يه سر پشت روزنامه رو چسب ميزنيد يا اون سهتيكه رو چسب ميزنيد اين سه تا رو كنار هم ميچسبونيد جوري كه سه تا كنار هم وصل بشه بعد از پشت ميذاريد و اونطرفش با يه تيكه روزنامه به هم وصل ميكنيد چندلايه روي هم بچسبونيد روزنامه رو يا هر كاغذ ديگه اي رو بهشون،محكمتر ميشه اينطوري اين سه تا تيكه به هم وصل ميشه.مقواتون بايد خيلي مقاوم باشه ها محكم باشه كه قشنگ محكم بشه جلد كتاب.اينطورياس ديگه .بعد من روش گوني زدم رو گوني رو رنگ كردم با پاستل روغني نقره اي .يا هر جور كه دوس درايد عكس بچسبونيد يا هر طور ديگهراستي جلدشو درست كرديد بعد بگيد بهتون بگم چسبوندن ورقههاشو .اخه حلقه هم ميشه زد برگهه ا رو پانچ كرد ولي من يه راه ديگه رفتم واسه اين يه كتاب حلقه اي هم درستيدم ولي اين روش با چسب چوب بهتره كه چطوري كنار هم بذاريد و محكم وايسا هيمطنوري نچسبونيد به هم.يه راهي داره من كشف كردم رسيديد به اين بخش بهتون ميگم الان حال ندارم فقط بگم برگه هاتون كه ميخوايد قديمي بشه برگه ساده يا چاپ كرديد رو توي يه سيني چائي بريزيد چائي كه از قوري ميمونه بعد برگه ها رو توش بذاريد يه چندساعت باشه بعد بذاريد خشك بشهاينقد باحال قديمي ميشههههههههههههه

بعد اجي فاطمه سلام عزيزدلم نه اجي اصن از دستت ناراحت نشدم كه . چند نفر ديگه چيزي گفتن .اجي نه اصن از دستت ناراحت نيستم اتفاقا بعضي جاها كه پيامتو ميخوندم يه ساعت داشتم ميخنديدم

اين عسك كتاب فيلم شبانم هس .هر فيلمي ميبينم عسكشو نگه ميدارم با بازيگراش و بعضي عكساي جذابي كه ازشون منتشر شده خيلييييييييييييييييييي دوسش دارم

اينم عسك سه بعدي درستيدم

خب ديگه يا علي فعلا يه سري عكس ديگم هس بعدا ميام براتون ميذارم .ديگه هر چي قاتي پاتي تايپ كردن ببخشيد .امروز از بس خوابيدم ديگه شبي خوابم نميادشبتون بخير و خوشي و سلامتي و يا علي

راستييييييييييييي اجي پرستوووووووووووووو تيو وبلاگت پيام گذاشتم بخونيش حتما يادت نره هااااااااااااااااااا

[ پنجشنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۶ ] [ 2:29 ] [ هرمیون ]

بدون شرح تا شب كه بيام

روح پرفتوحم شاد شد

يا علي تا شب.الان شب حساب نميشه جزو عصر هس

[ دوشنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۵ ] [ 18:49 ] [ هرمیون ]

واي خدا پكيدم از خنده چند دقيقه پيش تلگرام رو باز كردم يه نفر برام آف گذاشته بود توي تلگرام يعني منفجر شدم از خنده عجب از دستش بعضيا زدن كوه نمك رو تركوندن.روحم شاد شد

سلام عليكم

بابام اين روزا به شدت به دوچرخه سواري علاقه پيدا كرده.حالا بگيد چرا كلا يه روالي كه هس اينه كه بابام وقتي حقوقش به ته ميرسه ديگه با دوچرخه ميره بيرون كه بگه نميشه با دوچرخه چيزي خريد ديروز به بابام ميگم ، بابا وقتشه كه ديگه با دوچرخه بري بيرون. امروز سيزدهمه بعد بدجنس بابام خودشم ميخنده

چند وقت پيشا كه در خونه رو باز كردم واسه بابام ،توي كوچه رو نگاه كردم چندتا دختر 13 14 ساله رو ديدم با هم داشتن از مدرسه ميومدن بعد نگاشون كردم به بابام ميگم چرا دختراي الان شبيه دخترا نيستن يه جورايي نه ميشه گفت سنشون زياده ولي يه جورائي هم شبيه زنا هستن بعد بابام گفت دوره اخرالزمونه بعد رفتم بالا به خواهرم گفتم ،اون گفت از بس بي مزگي ديگه اصلاح ميكنن.بعد گفتم اي ول آرههههههههههه ميگم هي يه جورائي هستن يه بارم بيرون كه بودم دخترا كه توي خيابون از مدرسه ميومدن داشتن درباره ارايشگاهي كه ميرن ميگفتن اصن من خندم گرفته بود دختراي 13 14 ساله بحثشون آرايشگاه و اصلاح و اين چيزاس. ما هنوزم بحثمون اينه كه انيمه تازه چي اومده

راستي گفتم انيمه اين انيمه shugo chara رو ديديد شمام.خيلي دوسش ميدارم

ديشب نشستم يه نقاشيشو كشيدم بعد دراوردمش زدم بالا آينه اتاقم كلي ذوق مرگيات فوجيامايي بهم دس داد .يه نموره كج زدم ولي از زاويه بالا كه دستمو بالا گرفتم عكس گرفتم پيداس وگرنه اينطوري صافه كه از پائين نگاه ميكنم بالاش پيدا نبود اخه

پروژه فضائيمم هنوز تموم نشده نقاشياشو كشيدم وقت نكردم بقيه كاراشو بانجامم

كفتريم خوب شد راستي.يادم رفت به جناب لاري باز خان هم بگيم كه اگه اين بيماري كپك زدگي چينه دان كه برا پرنده هاس برا اين ماكيان گراميشون رخ داد ، اين قرص رو بهشون بدن.باشد كه گوشه اي از صبري كه در برابر سوالات بيشمار ما به خرج دادن را جبران نمائيم

خب ديگه برم شبتونب خير و سلامتي باشه التماس دعا .الكي نميگما شمام همينطور رد نشيد واقعا التماس دعا دارم ازتون .منم موقع نماز و دعا يادتون نره .نامرد نباشيد باريكلا

يا علي عچقان خفته و بيدار

[ پنجشنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۵ ] [ 23:2 ] [ هرمیون ]

سلام عرض كردندي

دارم يه چي ميگوشم كه به شدت ازش لذت ميبرم اينو از وقتي 13 14 سالم بود ميگوشيدم

كل آهنگاي توي كامپيوترم ايناس اصن حوصله آهنگ و اينا ندارم

اين اهنگ رو واقعا از اعماق وجودم دوسش ميدارم يعني اينقد سال گوش كردم و به هيچ وجه سير نشدم ازش واقعا بي نظيره همش هم باهاش ميخونم

http://s9.picofile.com/file/8280599942/booye_tanhaee.mp3.html

امروز دوستم برام توي تلگرام آف گذاشته نوشته خواب هم كلاسيامونو ديدم همشون ازدواج كرده بودن بعد دقيقا عكس گريه رو هم گذاشته ها بعضي وقتا واقعا نگرانش ميشم چون تمام وقت توي تلگرامه و داره چرت و پرت ميگه با پسرا و دختراي گروها.اصن حرفاشون به درد نميخورن بعضي وقتا ادم با دوستش توي تلگرام حرف ميزنه واقعا لذت ميبره ،از مشغولياتش ادم برا هم ميگه، كلي لذت بخشه ،يه سوال جوابي از هم ميكنيم ولي اينكه دوستم اينطوري داره توي تلگرام مياد واقعا نگرانشم و بدتر از همه اينكه آدم حس ميكنه داره تمام وقتشو صرف عكس گرفتن از خودش و فتوشاپ كردنش و اين چيزا ميكنه تا هي عكس پروفايلشو عوض كنه حتي به خدا بعضي روزا ،توي روز شايد سه چهاربار عكسشو عوض ميكنه،اونوقت من موندم رو عكس تلگرام خودم كه عكس گربمو بذارم يا خروسمو

نميدونم والا

راستي اينو كشيدما يعني يك عخشي كردم كه بلاخره اين پاستلاي گچيم به يه دردي خوردن آخه اون پاستلا كه باهاشون نخاشي ميكشم روغني استن پاستل گچي ورقه و مقوا مخصوص داره ولي روي چوب محشرهههههههههه

اين نماي نزديكشه .عخش فانوس دريائي استم خيلي دوسش ميدارم بعد اونم اردك ملوانم هس

ژ

خب ديگه برم خيلي خستم راستي اجي ماهي سيا عخشم سلام به روي ماهت عزيزدلم.اجي من اصن نيومده بودم كه الان ديدم پيامتو .بفرما عزيزدلم اينم تلگرامم

اينم واسه اجيه عزيزدلم

خب يا علي اجياي گلم تا بعد ان شائ الله

[ شنبه یازدهم دی ۱۳۹۵ ] [ 0:26 ] [ هرمیون ]

آقا حالا ما كه مدرسه ميرفتيم كل روزاي هفته كه بايد مدرسه ميرفتيم ،هيچي، تازه اگه فوق برنامه ميذاشتن عصرا هم بايد ميمونديم بعضي وقتا جمعه هم فوق بود ،اينم هيچي ،حالا هيچي مث اين ما رو نميسوزوند كه تعطيل رسمي هم كه بود ميفتاد به روز جمعه

البته عوضش الان همچين افراد مهمي برا جامعه ي خود گشته استيم

والا.اگه دروغ ميگم بگيد دروغ ميگي

اونوقت اين محصلين كنوني ،همش تعطيل هستن من نميدونم كي درس ميخونن ما اگه يه بارم تعطيلي بهمون ميخورد دبيرامون پوست از كلمون ميكندن كه عقب افتاديم از درس، بعد پدر هفت پشت ادمو درمياوردن

حسودم خودتونيد

سلاااااام عليكم عخشان بيدار.اين ساعت ديگه بيداريد همه

امشب به خيال خودمون از گير شام درست كردن راحت شدم بابام گفت من براتون شام درست ميكنم

اينم تصوير منه بدبخت توي آشپزخونه

يه غذايي هم كه فك كنم اسمش بيفتك بود ميخواس بدرسته .اينطوري شروع كرد:

محبوب ماهي تابه رو بيار سريع روغنش كن بذار رو گاز بدوووووووووو

محبوب پياز بيارررررررررر ريز خورد كن زود باشششش

محبوب سيب زميني پس كو چرا خورد نكردي پس چيكار ميكنيييي

در حين درست كردن هم هزار بار اعلام ميداره كه:

يك غذايي بهتون بدمممممممممممم انگشتاتونم بخوريد

اونوقت تا اخرش همينطور من به اينور اونور دارم ميدوئم بابامم يه سانت از كنار گاز تكون نخورده

بعد موقع اوردنش سر سفره:

ببينيد چي براتون درست كردممممممممممم

و اين درس عبرتي شد كه تمام عزم خود را بجزمم تا ديگه بابام سراغ غذا درست كردن نياد و قسم ياد ميكنم كه ديگه از اينكه غذائي درست نكردم خوشحال نگردم

آره خلاصه اينطورياس

منتظرم هوا آفتابي بشه خدا كنه زودي آفتاب حسابي بياد چون واقعا بر و بچم به افتاب نياز شديد دارن همشون عطسه ميكنن خيلي خيلييي نگرانشونم خدا جون التماس ميكنم فردا هوا آفتابي باشه

امروز كار زيادي از كاراي خودمو انجام ندادم همش به برو بچ سرماخوردم رسيدم و كاراي هر روز خونه.فقط سر شب يه خورده از نخاشيمو كشيدم و يه چندتا چوب هم ميخواستم برا يه طرح جالب انگيزيجاتي ، كه رفتم اوردم و شستم .دقيقا عين هموني كه ميخواستم با همون طرح و حالت يافتم

وقت نيس،كاشكي وقت زيادتر بود .دفتر طراحي بزرگمم ته كشيد فقط همين يه ورق ازش مونده و ورقه هاي روغنيش .دفتر طراحي بزرگ موخوام بازم خوشم اومده از اينا، حس باب راسيم به شدت فوران ميكنه

خب ديگه برويم خسبان بنومائيم اين تلگرام منم هزار بار باز شد خيلي برنامه زمخرفيه ها.از هر لحاظي كه بگيد مزخرفه.هر وقتم هم كه از اول نصب ميكنيش همه تنظيمات و تمام كسائي كه حذف كردي و بلاك كردي و ايان برميگرده و باز بايد از اول روش عمليات انجام داد اه خيلي از تلگرام بدم مياد.ياهو خيلي ماه بود اصن عاشق اين نيش باز ياهو بودم وقتي ميزدي باز بشه ميپريد بالا از خواب پاميشد ميخنديد اصن هيچ وقت هيچ برنامه اي مث اون نميشه خب يادم رفت شبتون بخير باشه يا علي

راستي اجي آرزو آپ كن اومدم كلي از اپاي جديدتو بخونم هيشي نبود نكن اينكارو با ما

و فداي اجي شيرين عزيزدلم اجي جونم عزيزمي ان شائ الله هميشه سلامت و شاد باشي فداي محبتت عزيزدلم

[ سه شنبه هفتم دی ۱۳۹۵ ] [ 0:57 ] [ هرمیون ]

بازم سلامزياد منو اينورا ميبينيد مگه نه؟خوشحاليد؟ اعتماد به نفسم تو حلقم؟ نامردا

دليل داره كه حال ندارم الان بگم.بسي طولاني ميباشد

چند وقت پيش بود كه يه عكسي ديدم كه توي يه فروشگاه خارجي بود . يه جا دستمال كاغذي بود كه خيلي دوست داشتني بود از نظر من.عكس يه پسره كه تيو كارتون ژاپني بود روي جعبه بود كه جاي دستمال گردنش خالي بود كه دستمال كاغذي مثلا ميشد ،دستمال گردنه پسره

بعد نشستم به اين صورت نخاشيشو اول بكشم

همچين وسط حال هم نشستم درستش كنم چون خواهرم باز سر اينترنت من بود.هي بهش ميگم نرو اينترنت منو تموم كن هي فيلماي چرت و پرت برميداره .هر چند از نظر اون فيلمايي هم كه من دوس دارم چرت و پرته كلا ما هر كدوممنون يه اخلاقي داريم اون خواهرم كه اصن هيچ كدوم فيلمايي رو كه ما برداريم دوس نداره از نظرش ما فقط پول حرووم كن استيم

خب حالا در هر صورت برگرديم سر حرف خودمون اينكه بعد يه جعبه درستيدم و اينعكسه رو كه رو مقوا چسبونده بودم ، رو زدم روي جعبه و جاي سدتمال گردن پسره رو سوراخ كردم

به اين صورت

بعدشم به اين صورت دستمال كاغذي توش گذاشتم

خب ديگه بازم فعلا يا علي

[ سه شنبه چهارم آبان ۱۳۹۵ ] [ 0:28 ] [ هرمیون ]

از سر شب تا حالا ميگم آپ كنم؟ اپ نكنم

سلام وااااااااااااااااااااااي كه چقد بودي اين اسپري رو من دوس ميدارم هر چي اعصابم خورد ميشه هي يه فس ميزنم به خودم بعد بلند ميگم بههههههههههه بههههههههههههههه بعد خواهرم از توي حال ميگه باز اينو زدييييييييييييييييييييييي به خودت اخه اصلا دوس نداره بوشو. باز ميگم بههههههههههه بهههههههههههههه ديگر نگران نباشيد ،دستان خود را راحت بالا بگيريد بدون دادن تلفات

اينو از تمام اسپرياي ديگه بيشتر دوس دارم خيلي وقته ديگه اينو ميخرم اين باحاله

خب حالا از بحث بو بيايم بيرون

يه دكوراسيون كوشولو اضافه كردم به اشپزخونه .ميدونيد من هميشهههههههههه از بچگي اين ظرف و ظروف كوشولوي اسباب بازي رو ميدوستيدم تا الانم هر چي ميبينم ميخرمشون خيلي وقت پيش بود اين سرويس رو خريدم همش بيرون توي هر مغازه اي جلوي چشام بود عاشخش شده بودم بعد چند وقت پيشا گفتم اوخي خب بيارمشون توي اشپزخونه هميشه ببينمشون .يه خاله بازي نامحسوس بكنم

اا يادم رفت يه عكس ديگم بود فردا ميگيرم چرا يادم رفت خب حالا چيزي نيس .بعد خلاصه اينا يه سرويس ظروف تفلون بودن يعني تفلون نيستا جنسشون پلاستيكيه شبيه تفلونه اول كه توي مغازه ديدم واقعا فكر كردم تفلونه 90 درصد به خاطر اين خريدم بعد ديدم پلاستيكيه مامانمم گفت فكر كردم اينا تفلونن چه خوشگل درستشون كردن.اصن چين توي اين چيزا واقعا خوش سليقه س

بعد خلاصه يه چندتاشو زدم به ديوار كنار سماورمون .ماهي تابشم به گيره آويزوون كردم ميخواستم در ماهي تابه اينوري باشه اخه خييل خوشگله شبيه در شيشه اي تفلوناس ولي خب عسك پشت ماهي تابهر و بيشتر ميدوستيدم كه پيدا باشه ببينمش

بعد هر كي ميره پاسماور اصن نميشه به اينا دست نزنه.يه عشخي ميگيره همه رو كه يكي يكي دست به اين كفگيرا ميزنن

يعني فك نكنم كسي بدون دست زدن به اينا چائي بريزه . رسما من مرض دارم

بعد ديگه قابلمهه اشم يادم رفت عكس بگيرم كه كوجا گذاشتم بعدا ميگيرم خنگولم يادم رفت

بعد ديگه از بس دلم ميخواد هميشه نخاشي بكشم و وقت ندارم و خستم امشب ديگه زور زدم به خودم نشستم نقاشي كشيدم .هي كشيدم يه خورده بعد فنجون آب جوش اورده بودم هي ميخوردم و نگاش ميكردم حالم نداشتم كه

فقط فعلا تصويرشو كشيدم

خب ديگه سلامتي برم سربه سرم دوستم بذارم بعد برم بخوابميا علي

[ شنبه بیست و ششم تیر ۱۳۹۵ ] [ 0:5 ] [ هرمیون ]

اگه وقت بذارم بچه خوبي ميشم توي نخاشي

سلااااااااااااااااااااام

خدافظ

[ پنجشنبه بیستم اسفند ۱۳۹۴ ] [ 21:9 ] [ هرمیون ]

سلام پريشبا نه اينطوري شروع نكنم.باز از مزاياي خونه تكوني شروع كنم حرفمو

ديروز داشتم طبقه پائين همه گلاي چيني و هر چي كه درستيده بوديم رو يه جا ميكردم خيليشم گذاشتم پشت در خونه راحت شم از دستشون كه خلاصه اين عروسك گوگولي نانازي عخشوليمو ديدم كه پارسال بود فك كنم درتسيدم كه بهتونم نشونيدمش اين خانوم توت فرنگيه .لباسسشو پارسال با لاك قرمز ، رنگش كردم بعد ديشب كه ديدمش اصن يادم رفتهب ود همچين عروسكي همي هزماني درستيده بودم آوردمش كه با ماژيك رنگش كنم يهويي به ذهنم رسيد كه با ماژيك رنگ كنم حتما كه نبايد رنگ روغني باشه.والا

خلاصه آوردمشو رنگوليش كردم

زيبا گشته ميباشد آيا؟ (دستمو سانسوريات كردم اينقدم دقت كردم از مچ دستم بيفته لااقل هر جوري گناه ميكنم اينطوري گناه نشه حالا .اينم بره رو همه گناهام )

آره خلاصه اينطورياس كه اينجورياس

بازم ميام ان شائ الله امشب. فعلا يا علي اجياي دوست داشتنيه خودم

[ شنبه یکم اسفند ۱۳۹۴ ] [ 18:27 ] [ هرمیون ]

سلام اين بند انگشتم اينقد چاق شده از اين زخم كه نگو اتفاقا هم همش به جائي ميخوره و من جيغم هوا ميره امروز با اجازتون با وجود مجروحيتم حياط رو شستم همچين بچه مظلومي استم راستش ميترسيدم مامانم بره بشوره اونوقت كلي نفرين به دخيم ميكنه كه اينقد باغچه ها رو تراكتور ميزنه و خاكشو هي بيرون ميريزه بعد گفتم سنگين ترم خودم برم بشورم كه بچم در امان باشه

ديروز بود نيدونم يا پريروز كه گرد و خاك شد و حياط رو مستفيض كرد يعني يك بساطي توي حياط به پا شد از خاك كه نگو.خلاصه رفتم شستمش امروز . واي خيلي خسته شدم اصن جا خود نميام كه.با اينكه عصري هم خوابيدم يعني نا نداشتم ديگه ناهار بخورم يه ذره خوردم بعد دوباره رفتم بالكن پائين رو بشورم و پله ها و باغچه ها رو ، كه ديگه واقعا بعد از شستن اين قسمت يه حالت افقي دراومدم و خودم به زور به بالا رسوندم تا الانم هر چي ميخورم به حالت فول باطري درنميام ديگه خدا ميدونه چه انرژي ازم گرفته شده.آهان اصل قضيه رو بگم كه چرا اينطوري افقي شدم

آقا سبزي واسه قورمه گرفتيم بعد يه نتيجه اخلاقي سر اين موضوع گرفتم كه هميشه خوش اخلاق باشم .آقا من تقصيري ندارم خب وقتي مامانم چيزيم ميگه من اصن جواب نميدم و ساكت ميشم چون هي توي ذهنم مياد كه گناهش خيلي بزرگه جواب مادرتو بدي .ولي خدائي خيلي سخته .اين مادرا قشنگ دست ميذارن روي اعصاب مغزي عروقي آدم تازه بعد كلي كلنجار رفتن جواب ندادم فقط اخم كردم و سرمو پائين گرفتم و مشغول كارم بودم همين كه بساط خورد كردن سبزي رو با دستگاه سبزي خوردكني آماده ميكردم بعد مامانم كه گفت اينقدم كاري ميكني اخم نكن .اينجا ديگه اعصابم خورد شد همچين اين چفت دستگاه رو زدم جفت بشه كه تنظيم دسته به هم خورد و بدبخت شدم

بعد اعصاب نميكشيد كه بشينم درستش كنم و تنظيم كنم بعد گفتم چيزي نيس واسه تنبيه خودمم كه شده حتي اون اخم رو هم نكنم وقتي كسي چيزيم ميگه بذار همه سبزيا رو با دست خورد كنم تا دور از جون شما چشام درآد ديگه خوش اخلاق باشم

هيشي ديگه يه عالمه سبزي رو با دست خورد كردم تمام مهر ه هاي كمرم قناس شد انگشتمم اونطوري شد

نتيجه اخلاقي اينكه : هر وقت مامانتون چيزيتون ميگه هميشه لبخند به لب داشته باشيد باشد كه رستگار شويد

خب حالا بريم سر يه نقاشي كه چند روزه يمخوام تمومش كنم تازه يه ماهي هس كه توي ذهنمه اينكارو بكنم.ميخواستم توي اون طاقچه ي اتاقم كه شتر چيندم عسك سندباد رو هم بذارم من شتر خيلي ميدوستم اصن يه وضي دوسش ميدارم.اين شتراي توي طاقچه اتاقمم مال بچگيامه يعني فك كنم قبل اينكه به دنيا بيام البته زمان زيادي نيس همين 16 17 سال پيش

بعد خلاصه اين مراحل كشيدن نخاشيمو آماده كردنش بعدشم چسبوندنش

اصن حس خوبي بهم دس ميده وقتي نگاه به طاقچه اتاقم ميكنم اصن يه وضي ديوونش شدم

خب ديگه فعلا بسه همه كارا روي هم جمع شده هم پياما رو ميخوام جواب بدم هربار ميگم هم ميخوام اين فيلما كه برميدارم رو بهتون بگم چون خيلي خوشگلن و دوست داشتني. اصن هم موضوعش اين چرت و پرتا نيس كه الان همه فيلما اينطوري شده خيلي گشتم تا فيلماي خوبي يافتم يعني از نظر خودم ولي با عكساش بعدا ميام ميگم براتون.عكس از جاهاي مختلف فيلم ميگيرم براتون.خب فعلا يا علي ديگه نميتونم حتي يه كلمه بيشتر بنويسم شبتون بخير باشه آجياي گلم يا علي.راستي اجي سميه كوجايي؟

[ پنجشنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۴ ] [ 0:53 ] [ هرمیون ]

سلام جديدا ايرانسل خبيث شده .همچين بسته هاي روزانشو دقيقا سر 24 ساعت ميزنه صفر ميكنه خب بذار استفاده كنم حيفه اه اه خبيث

من فقط موندم كه چرا هر چي جمع و جور ادم ميكنه بازم انگار خونه خودش چيزي به وجود مياره كه هر چي جابجا ميكني تموم نميشه

ديروز يه عالمه پلاستيك و اين چيزا توي يه پاكت خيلي بزرگ كردم .تازه به هيچ وجه هم پلاستيك جمع نميكنيم و دور ميريزيم كه جمع نشه ادم گيرش باشه خلاصه بازم ديروز يه پاكت بزرگ پلاستيك مث جعبه پلاستيكي ميوه و ديگه چي بود اصن يادم رفته از بس اينور اونور رفتم ديگه مغزم قاتي كردهنيدونم از اين چيزا بود هر چي مامانم دلش نمياد بندازه من ميندازمشون دور مامانم ميگم چشاتو ببند من بندازم دور

خلاصه يه جايي هس توي كوچمون كه چندتا از اين پسراي پلاستيكي يعني اينا كه ميان ميخرن گفتن هر چي پلاستيك ميخوايد دور بريزيد بندازيد اينجا ما هم گفتيم خب گناه داره ادم لاي آشغالا نندازه همشو ميندازم اونجا هر چند وقت يه بار ميان سر ميزنن و برميدارن يه جاي ديوار كشيده شده اي هم هس بعد خلاصه اينكه داشتم اين پاكت رو مينداختم كه يه زنه از كوچه اصلي از جلوي كوچه ما رد شد نيدونم از كوجا بود از كوچه هاي ديگه بود غير كوچه ما.

بعد خلاصه اين پاكت پلاستيك رو انداختم كه اين زنه يه نگاهش كرد انگار ادم كشتم فك كرد از اون ادماي بي فرهنگ استم كه زباله ميندازه جائي گفتم حتما ميره همه جا پر ميكنه كه يه دختره از اين خونه اومد بيرون و زباله انداخت. اين زنا هم كه بلدن چطوري شورش بدن يه حرفي رو

بعد ديگه همچنان خونه تكوني ادامه دارد .روند اروومي رو پيش گرفتم توي خونه تكوني

يه روز تمام هم داشتم كتابخونه رو مرتب ميكردم و كلي كتاب هم توي راه پله هاي پشت بوم بود كه اونا رو هم جا دادم توي كتابخونه.اعصابم خورد ميشه هر كي كتاب برميداره اصن كاري نداره ديگه بذاره يا نذاره يا جوري برميدارن كه همش به هم ميريزه مخصوصا بابام.هي ميگم خب هر كتابي كه برميداريد بخونيد بذاريد سرجاش اين چه عادتيه دور تا دور اتاق رو پر كتاب ميكنيد

ادم خب خسته ميشه اينقد اين مرتب كردن كتابخونه كار كمرشكني هس كه نگو سنگين كاري داره.الان شايد هزار بار رفتم و اومدم و كلي كتاب روي هم گذاشتم و جابجا كردم . همشو از اول ريختم و جاشون گذاشتم.كتاب كوچيك و بزرگ كنار هم ميذارن .بعد كتاب برميدارن همينطوري ميذارن روي همه كتابا و ميرن

اينبار ديگه جوري چيندم كه اصن نشه كتاب بيرون كشيد ازش همچين فشرده كه ديگه كسي نتونه اصن كتاب بياره بيرونتا روي كتابا رو هم كتاب گذاشتم اخه ميخوام جمع و جور بشه خستهشدم هي توي همه جا كتاب ريخته.ديگه همه جا بشن توي كتابخونه

بعد خلاصه حاصل زحماتم اين شد

امروزم كل سبزياي باغچه هامو كندم و جاشون گل كاشتم.سبزيام خيلي شدن مخصوصا گشنيز و جعفريا دلم نميومد بكنمشون ولي خب جا ندارم ديگه . واي راستييييييييييييييييييي اصن يادم نبود كه بادووم هم كاشتم گردو رو يادم بود خيلي با احتياط سبزيا رو ميكندم بعدش شخم زدم و كود بدم به خاك كه ديدم گردوئه هنوز سبز نشده ولي سنگين شده بود ولي اصن روحمم خبر نداش كه گوشه باغچم بادووم كاشته بودم بادوومه سبز شده بود بعد بيل رو زدم بهش دوتا لپه هاش كنده شد.لپه كه ميدونيد چيه همين كه يه كياهي سبز ميشه مث لوبيا بعد اين لوبيا دو لپه ميشه ميره بغل جوانه كه جوانه از اين تغذيه ميكنه بعد اين جوونه سالمه خيلي هم قوي هس ولي دو تا لپه هاش كنده شد چقدم بزرگ بود

خيلي ناراحت شدم يعني اصن حالم گرفته شد.بادووم رو تقريبا يه روز آب كرده بودم بعد كاشتم ميدونستم سبز ميشه ولي اصن اينقد ادم مشكلات داره كه يادم رفته بود بادوومم كاشتم كلي غصه ميخورم از ظهر تا حالا

ولي اميدوارم سبز بمونه و بزرگ بشه اخه ريشه داره خيلي. تازه يه بادوومم كرده بودم ته گلدون كه كود ميدرستم مطمئن بودم اون بادووم سبز نميشه ولي وقتي رفتم گلدون كود رو برگردوندم وي خاك باغچم ديدم كه بادوومه سبز شده تازه بادوومه دو قلو بوده هر دوتاشم سبز شده بود كنار هم ولي چون ته گلدون بود يه ذره ريشش پوسيده شده بود.كلا حالم امروز توي باغبوني گرفته شد

اين عسك باغچم قبل از كندن سبزيام

بعد جاشون گل كاشتم البته بذر گل.گل شب بو و هميشه بهار و شويدي و اطلسي و ميخك و بنفشه آفريقايي بعد فلفل دلمه هم كاشتم با هندونه و كدو كلا هر چي داشتم كاشتم

ان شائ الله همشون دربيان به اميد خدا

به هاچ زنبور عسل در اين عكس توجه كنيد

تا نايلونا رو از روي باغچه هام كنار زدم انگار اين زنبوره عشله منتظر نشسته بود تندي رفت روي گلاي شب بو بشينه يه ساعت دورش بود مگه كنار ميرفت تازه وقتي دستمو نزديك تر ميكردم كه گشنيزا رو بكنم فوري ميومد توي صورتم

بعد ديگه اينكه اينم نخاشي جديدم اين قلعه هاگوارتز هس كه دارن واردش ميشن نيدونم اخه حس خوبي بهم دست ميده وقتي نقاشياي هري پاترو ميكشم خيلي ادمو توي حس و حال خودش ميبره انگار واردي ه دنياي ديگه ادم ميشه.خيلي خلاقانه داستانشو نوشته اين جي كي رولينگ.آفرين واقعا

اينا رو همه رو زدم به ديوار اتاقم .كلي نگاشون ميكنم و ميرم توي خيالات دوست داشتني اوخيييييييييييييييييييي

خب ديگه فعلا همينا باشه حرفام.تا دوباره بيام كار پيش اومد شانس اورديد وگرنه هيمنطور هي حرف ميزدم يا علي آبجياي گلم

[ سه شنبه ششم بهمن ۱۳۹۴ ] [ 20:58 ] [ هرمیون ]

سلامممممممم عچقان تخيلي من

دير زماني ست كه دارم كارهاي هري پاتري گونه مي انجامم هري پاتر خونم رفته بالا

اين چوبدستي هري پاتر رو درستيدم

بعد با ورد جادوييه "وينگارديو لويئوسا" وبلاگمو آوردم رو مونيتور

اصن هم خل نشدم

بعدش دوتا نخاشي كشيدم اوليش فانتزي بيد خيلي نانازيه دوسش ميدارم

اينم از يه صحنه هاي هري پاتر هس اونجا كه اين "ديوانه ساز ها" بهش حمله ميكنن بعد گوزنه نجاتش ميده البته خودش هس . به خواهرم نشون دادم ميگه قشنگه اصن چي هس هيچي توش پيدا ني بعد بهش ميگن دقت كن اون سياها رو ببين مث روح ميمونن هووووووووووووووووووو بعد يه دقيقه توش دقت كرده يهو گفت واااااااااااااااااااااااي اوناهاشن الان ديدم گفتم اااااااااااا ديديشون

شمام ببينيد قشنگن الان چندتا ديوانه ساز ميبينيد؟

خب ديگه فعلا برم يا علي تا دوباره ان شائ الله بيام

[ جمعه دوم بهمن ۱۳۹۴ ] [ 19:3 ] [ هرمیون ]

سلام .توي اين شكلكا ،شكلكي نيس كه نشون بده ادم اعصابش خورده؟نه اين شكلك بيشتر به اين ميخوره كه دارم خل ميشم.

خب حالا شما يه شكلك اعصاب خوردي رو تصور كنيد.تقريبا يه هفته اي هس كه من حالم مرتب گرفته ميشه البته اينطوري حساب كنيم ميشه يه سه چهار روز از اون هفته قبلي و اوايل همين هفته كه توشيم توشيم؟ ههههه مث اين كلمه هاي ژاپني شد "توشيم" تيشي ميشي سويوشي شعر ژاپني هم گفتم

نميذارن كه ادم عاقل به نظر بياد اون هفته كه شب بود بيرون بوديم و داشتيم ميومديم خونه كه توي شلوغ ترين پياده رو كاشون داشتيم چند قدمي رو ميرفتيم كه بريم يه جاي خوب وايسيم كه راحت تاكسي تلفني بياد بعد من ديدم گوشيم زنگ ميخوره كه كلمو كردم توي كيفم و داشتم يه ساعت ميگشتم دنبال گوشيم كه ديدم قط شد ديگه دنبالش نگشتم بعد سرمو كه بلند كردم ديدم وووووووووووووووي دخيخا چشام افتاد توي چشاي كسي كه اصن نبايد ميديدمش

از مامانم و بقيه هم كلي عقب افتاده بودم نگامو سريع رو به مغازه ها كردم و سرعتمو زياد كردم و تند تند خودمو رسوندم به بقيه

خونه قبليمون دبيرستان ما يه كم فاصله داشت با دبيرستان پسرونه يه كم كه نه خيلي ولي خب خونه ما روبرو همونجا بود بعد يه دبيرستان ديگم بود كه پسرايي هم كه ميخواستن برن اون دبيرستان هم از راه خونه ما رد ميشدن.هميشه پسرايي هم هستن كه اصن كار به حجاب داشتن و اخم كردن و اين چيزا ندارن بايد حرفشونو بزنن من هر وقت ميديدم كسي رو محلش نميذاري ول كن نيس فرداش با بابام ميرفتم

ولي بعضيا ول كن نبودن و مامان رو ارسال ميكردن خونمون منم خو بچه بودم درسته 14 15 سالم بود ولي خو من الانم بچم چه برسه به اون موقع خب پسرا هم ديگه همين سن بودن هوا به سرشون زده بود انگاري.خجولت نميكشيدن .مثلا به مامانشون چي ميگفتن!!! كلا پسراي دبيرستاني يه نموره خل و چلن بعد ديگه خب مامانم جواب رد ميداد خيلي با خوبي و مسالمت آميز اصنم بابام نميذاش كه اسم رو كسي بذارن و اين حرفا تا ادم بخواد مزدوج بشه.ميگفت يعني چي. نه به هيچ وجه اينكارو نميكنم

خلاصه اينكه يكي از اونا بود كه ديدم توي خيابون.چشاش اصن داش ميزد بيرون و تعجب كرده بود دخيخا اينطوري بين دوتا دوستاش بود داشت از روبرو ميومد كه شانسم پياده رو شلوغ بود من زدم از اون طرف چند نفر ديگه رد شدم و سريع خودمو رسوندم به مامانم .كلا بيرون رفتن با مامان اصن مزيت هايي داره

اعصاب خوردي بعدي بابام . نميدونم چرا واقعا اخلاقش اينطوريه اعصابم خورد شد قهرم هستم خو يعني چي . اينقد ادم اعصاب خورد كن.اصن هم فك نكنيد ماشين خريدنم به خطر افتاد با اين قهرم نخيرم اون سرجاشه اااااااااااااا ربطي نداره موضوع بهش .والا هر مسئله اي جاي خودش.شمام فكراي مثبت بكنيد

اااااااا چرا راي نياورد مرد عنكبوتي؟ شبكه اصفهان هر شب اين وقتا 5 تا اسم فيلم ميگه كه راي بدن مردم تا پخش بشه الان اول بودا.چرا به اون يكي فيلم راي دادن؟منتظر بودم ببينم.وي ديوون اين فيلمم.همشم خوشگله اون يكي مرد عنكبوتي هم هس كه روسيه ساخته اونم خيلي خوشگله

راستي مسي هم كه توپ طلا گرفت.اي ول زن و بچشم چقد نشون دادن اصن اگه كل فوتباليستاي دنيا رو جمع كنن من فقط مسي رو قبول دارم

خب راستي نخاشيمو تموم كردم

اينم طرح اون جا كتابي و دفتري كه گفتيد.نياز به توضيح نداشت واسه همين نننوشتم ديگه اونجاها كه هاشور زدم خم كنيد بعد موقع وص كردن ميدونيد ديگه چطوري به هم وصل كنيد اون جا كه عكس قيچي كشيدم رو فقط قيچي كنيديه عكس از درست كردشم بذارم برا اونا كه جديد وارد ميشن ميبينن.بعد هي سوال نكنن اين مال كدومه

خب ديگه رفع زحمت كنم تا دوباره كه بيام ان شائ الله .زود به زود ميام ديگه مث هميشه .ببخشيد خلاصه اگه گاهي وقتا دير ميشهشبتون بخير باشهاجياي گلم يا علي

[ دوشنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۴ ] [ 23:1 ] [ هرمیون ]

سلام بر عخشان خفته ي من ميخواستم زودتر بنويسم ولي سه ساعت بابام حرف ميزد خلاصه اصن اين باباي ما هم نذاش بيايم به كارمون برسيم خوبه عكسا رو دم غروبي اپلود كردم .لااقل از خجالت دربيام گفتم ميام اپ كنم بدقول نشم باز .حرف زياد دارم ولي اگه بشه بيام بزنم.شمام به خوبي خودتون ببخشيد تا اوضام درست بشه به يه ثباتي برسم

خب بذاريد اول نخشايمو بذارم ذوقياتم فوران كرده

اوخي ميخواستم شب بشينم بازم رنگش كنم كه نشد .

مراحل كاشت نعنا رو هم ببينيد همونا كه آب كردم ريشه كنه.هر چي نعنا توي سبزي خوردن بود شاخه هاشو ميذاشتم توي اب.برگاشو ميكندم ميخورديماساقشو توي اب ميذاشتم خودشم سبز ميشه

عسكاش به ترتيب از وقتي توي اب گذاشتم تا كاشم رو موشاهده بنومائيد

اينم گل شبوي عسيس دلم كه گل كرده امروز

اينم درستيدم برا خط كش و قيچي و شبرنگ و چيزاي خرسولي و گنده كه توي جامدادي روميزيا جاش نميشه.

اون جا كتاب و دفتر يهم كه قبلا درستيدم يادمه به خدا كه بگم چطوري بدرستيد ميخواستم بكشم نقششو ولي نشد اصن برنامه هام بهم ريخت .به خدا شرمندم يه حرفي ميزنم بعد نميشه اجراش كنم اصن كلي شرمنده ميشم به خدا واقعا ببخشيدم ازم راضي باشيد فردا ميشينم توي تابلو با ماژيك ميكشم و توضيحشم زيرش مينويسم كه راحت عكسشو بگيرم و براتون بذارم اينطوري بين وقتاي آزادم ميتونم اينكارو بكنم.بازم شرمندهفعلا يا علي بچه ها تا بعد بيام دوباره

راستي اجي گلناز اينترنتم به شدت قطع و وصل ميشه اينو به صورت افلاين نوشتم سريع وصل شدم ارسال زدم .بلاخره تونستم اعلام وجود كنم(ايكون ذوق مرگيات)

[ دوشنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۴ ] [ 1:38 ] [ هرمیون ]

مثلا يه لحظه رفتم بخوابم قنديل بستم هيشكي هم يه پتو ننداخت رو من.خواهرم ميگم يخ زدممممممممممممم ميگه چيزي بندازيم روت ديگه رفتي تا فردا صبح خوابي اصن نامردي موج ميزنه

اهان خب اين عسك جا دي وي دي كه درستيدم و بغلشم يه جاي باريك ديگه درستيدم داخلش پشم شيشه س.يعني زا اين پارچه ها كه پشم شيشه بهش دوخيده شده واسه اينكه دي وي دي هام خش برندارن .اين عسكاش

اينم اون يكيه تكميلش كردم

در مورد اينكه گفتيد كتاب توش ميذاريم نميفته و اينا، نه اصلا نميفته اصن حالتش اينطوريه كه كتاب توش بذاريد خودش سنگين ميشه و ثابت و محكم واميسه بعدش نقششو واستون ميكشم كه طرحش چطوري ميكشيد درمياريد . اينو من توي يه عكس توي يه سايت خارجي ديدم بعدش طرحش من درآريه خودتونم ميتونيد بفهميد چطوري ميشه درش آورد اين شكلي.ولي بازم من براتون ميكشم

يادمه اولين جعبه اي كه درستيدم كلاس دوم ابتدائي بودم يه جعبه مدادرنگي درستيدم بعد مداداشام مقوائي درآوردم بعدش توي كلاس دستم بود داشتم خودم نگاش ميكردم كه خانوم معلممون گفت اين چيه؟گفتم خانوم جعبه مدادرنگيه بعد گفت خودت درس كردي؟گفتم بله خانوم بعد اصن كلي ذوق كرد يادم نميره هيش وقت بعدش گفت اين باشه مال من بعد ازم گرفت گذاشت لاي دفتر كلاس همششششششش نگاش ميكرد نميدونم چرا اينقد دوسش داش خلاصه يادم نميره اين خاطره هيچ وقت.اوخي .كلا من جعبه درستيدن و كار با مقوا رو خيلي دوس دارم لذت بخشه.آرامش خيلي زيادي بهم ميده ياد زمان بچگيام ميفتم همش داشتم با مقواها ور ميرفتم و چيزي درست ميكردم چقد بچگي خوب بود كاشكي هيچ وقت از بچگي بيرون نميومديم .هر چند الانم اصن من بيرون نيومدم با دوران خرسوليه خودم ، بچگيمو هم شديدا دارم

خلاصه اينطورياس.ديگه براتون بگم كه همينا فعلا .برم يه ريزه نخاشي بكشم با ماژيك هوسم شده نخاشي بكشم فعلا يا علي . بازگشت خودمو به دوران سلامتي و انرژي داري تبريك ميگم خدايا شكرت

[ یکشنبه بیست و دوم آذر ۱۳۹۴ ] [ 19:28 ] [ هرمیون ]

Members

اتاق دوست داشتنی من

عکس از اتاقم

کتاب های دوست داشتنی من

کتاب های خارجی و ایرانی هری پاتر

سایر کتاب های جذاب

باغبانی های من

تصاویر باغبانی های سالانه ی خودم همراه آموزش

نقاشی های من

نقاشی های پاستل، آبرنگ ،مدادرنگی های خودم

نجاری های من

نجّاری و کار با چوب های من

بازی های کامپیوتری و رومیزی من

بازی های جذاب و ارزان کامپیوتری خودم

بازی های رومیزی من

دانلود فيلم آموزشي گلدوزي با چرخ خياطي همراه با توضيحات

آموزش گل دوزي با چرخ خياطي

دانلود فيلم آموزشي قلاب بافي همراه با توضيحات-در حال تكميل

آموزش قلاب بافي و نقشه خواني

دانلود فيلم هاي آموزشي روبان دوزي

فيلم آموزش روبان دوزي 1

فيلم آموزش روبان دوزي 2

جادوي آشپزي ...

منوي تصويري غذا

آموزش تصويري سفره آرايي

Statistic