|
جادوگري | ||
|
همچنان در کاشون برف در هواس و روی زمین نیومده با برفایی که میاد توی شهرتون به ما پُز ندید عوضش خودمونم یه هوای سرد و خشکی داریم که نگوووووووووو سلام امروز سه شنبه س . چند روزه منتظرم هوا آفتابی بشه یه عالمه لباس و ملافه دارم بشورم بعد ماشینو با دوتا پیمانه وایتکس ضدعفونی کردم. بعد لباسامو ریختم شستم دیگه روتخیمو و رو بالشتیامو و حوله و چادر نمازامو نشستم. موند واسه فردا. از ساعت 10 صبح تا 12 ظهر طبقه پائین داشتم چیزی میشستم بعد الانم از ترس اینکه باروون نیاد دم غروبی آوردم جلو بخاری ریختم البته نیمه خشک از ماشین درمیارم برا همین دیگه اون یه ذره هم خشک میشه زودی. دیروز جاتون خالی حلیم پخیدم حتما حتما وقتی حلیمتون پخیده شد و تقریبا یه نیم ساعت مونده به اینکه خاموش کنید، یه قاشق غذاخوری هل بهش اضافه کنید هل سابیده شده. البته یه قاشق غذاخوری برای چهار لیوان گندم هس. فکر نکنید بوی هل برمیداره اصلا حتی یه ذره هم حس نمیکنید بوی هل رو. یه بوی خامی که گندم داره رو میگیره. یه بوی خیلییییییییییییییییییییی خوشمزه ای میشه. پس اصلا فکر نکنید بوی هل راه میفته توی حلیم. اینو از کسی که بهترین و خوشمزه ترین حلیم رو درست میکنه قبول کنید مامانمم در مورد هل همین فکرو میکنه برا همین هر وقت میخوام بهش اضافه کنم یواشکی اضافه میکنم چون هر چی هم بگم باورش نمیشه. آخرش همه میگن حلیمای من خیلی خوشمزه س امشب نشستم توی کمد کامپیوترمو تمیز میکردم هر چی اضافه بود دور میریختم چون جا کم آوردم برا همین دارم جا باز میکنم. هر سال هم زمستون که میشه پاستلا و استیکرا و ماژیکامو میبرم میذارم توی هال پشت مبل نزدیک پنجره . اونجا هواش خیلی سرده. البته زیاد هم سرد باشه خشک میشن نه باید زیاد سرد باشه نه زیاد گرم. چند روزیه که فکم، خیلی درد میاد گفتم شاید خوب بشم ولی امروز دردش زیاد شده . میخوام به جا نوبت چشم پزشکی نوبت دکتر فک و صورت بگیرم. هر چند هر دوتا رو باید برم. ولی خب یه نوبت بیشتر نمیشه گرفت. اون صبح جمعه ساعت 7 صبح داشتم توی اینترنت دکترا رو انتخاب میکردم . ببینم کدوما به چهرشون میخوره باتجربه تر باشن. میدونید دیشب یهو یادم اومد که اون دکتر اولی که تا پارسال پیشش میرفتم، اینبار که این دکتر دومی منو بستری کرد برا اینکه بفهمه چرا تب دارم، به این دکترمم گفته بود بیاد بیمارستان یه بار منو ویزیت کنه بعد اصلا این دکترم نیاز نبود بیاد نمیدونم برا چی بهش گفته بود، هر وقت من میرم بیمارستان یا این اونو خبر میکنه یا اون اینو من یه بار برگه رو خونده بودم بعد اصلا یادم رفته بود آخه نیازی هم نبود برم پیشش. اصلا ربطی بهش نداش. منم حال ندارم زرت و زرت هی یا این میگه بیا یا اون میگه بیا. حالا خدا نکنه نیاز بهش پیدا کنم سلام امروز چهارشنبه س امروز بقیه کوزت بودن دیروزم رو ادامه دادم ملافه ها و بقیه چیزا رو شستم. بعد ساعتای 2 هم نشستم نقاشی کشیدم نمیدونم چرا اینقد از نقاشیم خوشم اومده اینم نقاشی زیبای من
نقاشی بعدی که میخوام شروع کنم با پاستل هس میخوام بزنم به در جاکمدی سلام امروز جمعه س . جمعه ها حس ارسال پست رو دارم میدونید کتاب به خانه ی مردگان خوش امدید رو دیشب تموم کردم خیلییییییییییییییییییییی قشنگ بود خیلی هم ترسناک بود عین فیلما بود واقعا از وسطاش به بعد خیلی ترسیدم. اگه اون شبی که توی دستشوئی گیر افتادم این کتاب رو خونده بودم مطمئن باشید از ترس سکته میکردم حالا میخوام کتاب شبح در همسایگی شماست رو بخونم چهارمین کتاب ترسناک رو شروع کردم. یه حسی دارم این مجموعه رو بخونم چون نمیتونم برم سراغ کتاب دیگه ای. خوشم میاد میترسم این اپلیکیشن مسخره ی پذیرش 20 دقیقا به چه دردی میخوره؟ سلام الان شب شده پر ستاره یه خوراکی خیلی خوشمزه میخوام بهتون معرفی کنم بینهایت خوشمزه س. من عاشقشم
بیسکویتش خیلییییییی نرمه بعد وسطش یه چیزی داره نمیدونم چیه راستی نقاشی بعدیمم اول یه پرنده میکشم بعد اون یکی نقاشی اصلیمو. یکی در میون پرنده میکشم باید دفترمو پر از پرنده کنم. اوهووووووووم
روی برگه دفتر نقاشی ، خوشگل نقاشی کشیدن خیلی سخته از نظر من. چون سطحش خیلی صافه و لیزه خب دیگه من رفتم تا دفعه ی بعد که زودتر بیام دارم همه سعیمو میکنم اینبارم فک کنم زودتر اومدم [ جمعه بیست و یکم آذر ۱۳۹۹ ] [ 18:24 ] [ هرمیون ]
|
||