|
جادوگري | ||
|
اینقد حرف دارم که قاتی کردم نمیدونم از کجا شروع کنم برا همین به ترتیب از روزایی که تعریف نکردم براتون میگم سلام امیدوارم شما حالتون خوب باشه و سرحال باشید من تازه انرژیم اوج گرفته و الان که عصر هس ساعت 5 سرحال شدم. صبح تا حالا یا خوابم یا یه گوشه ای غش رفتم. و همه تعجبن از دستم به ترتیب شروع کنم البته از به ترتیب گفتن منصرف شدم دیدم پنکه کند شد و وایساد یه بوی خفه کننده ای هم ازش میاد فک کنم بیدار نمیشدم آتیش میگرفت . بعد سریع پاشدم و از برق درآوردم. صبح که بیدار شدم یه کم که گذشت رفتم سر کامپیوتر دیدم روشن نمیشه گفتم شاید پاورش ایراد داره چون کلیدش قبلا هم اینطوری شده بود. خلاصه روشن نشد و دادم به مهندس و اونم به بابام زنگیده بود که پاورش سوخته و مادربردشم اشکال داره و درست نمیشه .حالا میخواید یه کامپیوتر جدید ببندم 20 میلیون؟ یا اینکه مادربرد و پاور جدید بذارم نزدیک 3 تومن؟ بعد اون لحظه که زنگیده بود به بابام من وایساده بودم کنار بابام . بابامم داش بدجور نگام میکرد و هی میگفت پس سوخته . بعد من اینقد ترسیده بودم پنکه ی خنگولمم سوخته بود و 600 تومن خرجش شد نقاشیم تموم شده
به جای گل ختمی هم آفتابگردون کاشتم این انارای درخت کوچولوی انار من
یه پنیر بهتون معرفی کنم خیلی خوشمزه س. یعنی من خیلی پنیر محلی یا بومی دوس دارم ولی چون پاستوریزه نبود میترسیدم بخورم به خاطر تب مالت . ولی پنیر محلی پاستوریزه هم اومده شکرخدا عاشقشمممم
تب مالت رو جدی بگیرید یکی اومده بود مطب دکترم ، تب مالت داش قشنگ فلج بود خب اول دکترمو بهتون بگم بعد از هم کلاسیام بهتون بگم که از نظر من بدترین دوستیا رو دخترا با هم دارن. دخترا توی دوستی خیلی بدذاتن حسودن و واقعا چشم دیدن همدیگه رو ندارم به استثنای خودم و دوستای وبلاگیم که شما باشید خب قضیه دکترم اینطوری شد که من تقریبا یه ماه پیش پاهام درد گرفت یعنی زانوم که درد میومد بعد یهو روی پام درد گرفت خیلی ، که تحمل کردم و گفتم خب شاید ورزشای سنگین کردم اینطوری شدم که کلا هم عقیده دارم از ورزش کردن اینطوری شدم آخه یهویی برا چی؟!!! بعد روی پام شدید درد گرفت و بعد زد قسمت رون پام که یه درد خیلی بدییییییییییییی داش که وقتی میخواستم پاشم از جام یا بشینم میخواستم جیغ بکشم از درد. خلاصه گفتیم بی خیال اینم خوب میشه . دقیقا یکی دو روز که میگذش ، درد میزد یه جای دیگم. بعدش یهو کف پام یعنی نه دقیقا کف به سمت بیرون کف پام، یه درد وحشتناکی گرفت که نمیتونستم راه برم پامو که زمین میذاشتم اصلا رنگم میپرید بازم بی خیال شدم گفتم چیکار با خودم کردم ؟ بعد دو سه روز که گذش یهو دیدم قوزک پام به سمت پاشنه ی پام ورم کرد من راستش نمیخواستم برم پیش دکترم چون نه میذاره بری پیش دکتری دیگه نه میگه چمه. میخواستم برم پیش یه متخصص ارتوپد که جراح مغز و اعصابم هس .کمر بابامو عمل کرده . آخه گفتم شاید یا سیاتیکه یا دیسک. ولی شب خیلی فکر کردم دیدم میترسم آخرش گذارم بیفته به دکتر خودم و اونم بگه چرا رفتی پیش کسی دیگه. برا همین آخر شب توی واتس اپ بهش پیام دادم و گفتم که چطوری شدم. بعد یه جورایی هم گفتم که شما راهنمائیم کنید برم پیش ارتوپد یا مغز و اعصاب؟ هیچ وقت سعی نکنید دکترتونو بپیچونید آهان سری قبل تقریبا ده روز پیشش که من رفته بودم مطب، برا همین که تب خفیف داشتم بعد که اومدم خونه تقریبا یه ساعت بعدش ساعت 5 بود هنوز مطب بود واتس اپ رو باز کردم دیدم دکترم عکس گذاشته روی آیدیش بعد همچین یه لبخند ملیحی هم زده بعد میرسیم به ده روز بعد که برا پا دردم بهش گفتم. خلاصه دوشنبه بعد از تعطیلیا بود که گفته بود بیا. منم نفر اولی بودم . اینطوریه که روز قبل به منشی زنگ میزنی نوبت میگیری بعد منشی فردا بهت زنگ میزنه بیا. کلا کسی جمع نمیشه برا کرونا .به هر کسی سر نوبتش زنگ میزنه که بیان. منم رفتم با بابام. منشی گفت زود باش چقدر دیر کردی دکتر خیلی وقته منتظره. منم از پله ها رفته بودم بالا نفس نفس میزدم رفتم داخل. سلام که کردم دیدم دکترم ماسک نزده بعد یه آزمایش روماتیسم هم نوشت و کم خونی و عفونت توی بدن و این چیزا . گفت دو هفته دیگه خوب نشدی ازمایش رو بده بیا. ویتامین دی و ب 1 و مدکتین داد. من سه روز داروها رو که خوردم اصلا ازدرد داشتم میمردم که اخر شب از درد پیام دادم که من با قرصا خوب نمیشم اینار و قبلا میخوردم فایده ای نداره آزمایش بدم بیام؟ گفت بله تشریف بیار در خدمتم. بعد شب روزی که رفته بودم دکتر ،خیلی ناراحت بودم هی فکر میکردم که من گفتم بهش خندتونو ندیده بودیم به خاطر ماسک، حتما برا این ماسک نزده بود دیگه. اصلا اعصابم خورد شده بود هی با خودم میگفتم اگه خدایی نکرده کرونا بگیره چی؟ این همه مریض خطرناک داره. داشتم دیوونه میشدم که این چه حرفی بود زدم بعد دیگه نتونستم تحمل کنم توی واتس اپ پیام دادم به دکترم گفتم آقای دکتر امروز ماسک نزده بودید خطرناک نیس؟شما دکتر هستید نیاز به نظر من ندارید من معذرت میخوام فضولی میکنم ولی خیلیا واکسن زدن دوباره کرونا گرفتن. کلا یه خورده از این حرفا زدم و ارسال کردم. بعد فرداش دیدم خونده. بعد فرداش به بابام گفتم بابا چرا دکتر ماسک نزده بود؟ بابام گفت همون لحظه برداشته بود. رفتم تو فکر. خودش گفت دوشنبه بیا بعد منشی هم نفر اول بهم زنگ زد بعد گفت دکتر خیلی وقته منتظره دیر کردی زود برو داخل. گفتم عجب ساده ای هستم من بازم شک داشتم . به خودم میخواستم ثابت کنم اولش اینو بگم حالا عصبانیتام که گفتم بهتون چند روز پیش، یکیش این بود که مامانم ول نکرد اومد با من ازمایش بدم بعد دوتا ازمایشگاه خصوصی کنار هم هس همیشه اون که جواب زود میده رو میرفتم که اون روز یادم نبود مامانم گفت این یکی برو که خلوت تر هس. ازمایش که دادم یادم اومد این جواب دیر میده. بینهاااااااااااااااااااااایت عصبانی بودم ولی بروز ندادم به دکترم گفتم من اشتباه کردم رفتم ازمایشگاه فلانی و دیر جواب میده من شنبه هفته بعد میام مطب. اینجا یهو به ذهنم رسید من همش روز رفتنم رو یا خودم میگم یا خودش میگه چه روزی بیا. اینبار گفتم شنبه میرم ولی زودتر میرم .کِرم درونم فعال شد به آزمایشگاه زنگ زدم هر طور بود ازشون خواستم آزمایشمو زودتر آماده کنن اونام نامردی نکردن دو روز زودتر آماده شد. منم همون روز به بابام گفتم بریم دکتر. آی که چقد نشستم تا نوبتم شد. تا باشه دیگه چیزی رو نخوام ثابت کنم همینطور که منتظر بودیم یه مریض رفته بود داخل نمیومد بیرون من یواشکی به بابام گفتم بابا دکتر انگار داره عمل میکنه منو میگید تا بابام اینو گفت یهو منفجر شدم از خنده یعنی اصلا نتونستم خودمو نگه دارم یعنی خدایی بابام نمیتونه حرفی رو ده ثانیه پیش خودش نگه داره. من از این خندم گرفت خلاصه رفتم داخل ،دیدم دکترم ماسک زده یه کار تابلوئی اینبار دکترم کرد جلوی بابام که دو ساعت بابام بعدش داش واسه خودش خیلی مثبت تفسیر میکرد دکترم که ازمایشمو دید گفت روماتیسم نداری و بدنت معذرت میخوام عفونت نداره و کم خونی هم نداری. بعد گفتم خب پاهام درد داره کف پام که شب از خواب پا میشم درد بدی داره وقتی رو زمین میذارم. الان پام هنوزم ورم داره گفت بذار پاتو دوباره ببینم بعد که خم شد و دوباره قشنگ بررسی کرد میگه ورم داشته شاید بهش برنخوردی بعد کار تابلوش این بود که روبروم یعنی دقیقا نزدیک، فیس تو فیس وقتی اومدیم خونه بابام گفت دکتر چقد نگات میکرد و چیزی نمیگفت؟ حتما داش فکر میکرد چطور مطمئنت کنه شما ببینید ورم پامو. شما نمیدونید چیه آخه چرا اینطوری شده میترسم یه فکرایی میکنم تو رو خدا بگید این چیه اخه.
عکس رو هر کاری کردم زیاد درست نشون نداد .تازه عکس گرفتم فهمیدم پام خیلی ورمش بیشتر اینی هس که من از زاویه بالا میبینم هر روز هر دوتا پام همینطوری شده . بابام گفت پیش ارتوپد بره گفت نه . هی میگه هیچی نیس خب اگه هیچی نیس چرا ورم کرده. کلا هم یه جوریه . یه حالتی توشه. بعد کلا خیلی هم کم انرژی شدم وقتی پام شدید درد میکرد که همش بیحال افتاده بودم. بعد یه بارم لرز شدیدی کردم. خب اینا که الکی نیس. هی دکترم میگه عضلانیه. خواهرم میگه هر دوتا دکترت جنسشون خرابه یه کاری نکنن که هی بری و بیای؟ امروز پامو که دیدم ورمش بیشتر شده. الان دکترم دارویی که بهم داده یه قرص استخوان ساز هس به اسم osteo با ب 1 و ویتامین د. دکترای اینترنتی هم به هیچ وجه ازشون مشاوره نگیرید مزخرفن همش الکی میگن. بیخود پولتونو حرووم نکنید من چندین بار تجربه دارم . هیچی واقعا هیچی سرشون نمیشه و اشتباهی راهنمایی میکنن. من پاهام که همراه مامانم بودم واسه عمل صفرا، چون سه روز مدام کفش پوشیده بودم و وایساده بودم عفونت کرده بود اون فرق داره کل پام یعنی از مچ پا تا انگشتا ورم خیلی زیادی میکنه یه حالت شیشه ای پیدا میکنه اصلا نمیشه حتی لمسش کرد جیغ آدم هوا میره. کلا مدلش اصلا فرق داره. حالا بقیه حرفامو بعدا میزنم. میخواستم امشب هم ارسال نکنم بقیه حرفامو هم بزنم بهتره سریع ارسالش کنم تا زیاد طول نکشه دیگه. پس فعلا یا علی تا بیام دوباره [ پنجشنبه بیست و هفتم خرداد ۱۴۰۰ ] [ 22:57 ] [ هرمیون ]
|
||