جادوگري
subjects
.
-

من به آمار زمین مشکوکم،اگر این ارض پر از آدمهاست،پس چرا یوسف زهرا تنهاست

رحلت پیغمیر صلی الله علیه و اله و سلّم و شهادت امام حسن علیه السلام و امام رضا علیه السلام رو تسلیت میگم به همه امیدوارم همه بتونیم تمام دستورات اسلام رو رعایت کنیم نه هر جاییشو که عشقمون میکشه .

هیچی عکس نگرفتم .

نشد به خدا. اصلا نتونستم امروز مشغول یه کاری بودم گفتم هم از این کارم عکس بگیرم هم از چیزای دیگه.

ولی اصلا نشد حالا چون پست رو درست نذاشتم میگم بهتون چیکار میکردم وگرنه نمیگفتم .

سلام. اااااااااااااااااااا مغزم رفته رو حالت استند بای . یه لحظه اصلا یادم میره میخواستم چی بگم.

چه هفته ی قاتی پاتیییییییییییییییییییی بود وااااااااااااااااای یعنی همه مدلی توش من ماجرا داشتم. اول دندون کشیدن مامان و خواهرم. منم که کلا یه ادم دلواپسی شدید. اصن یه وضعی . من حتما باید دنبال همه باشم. بعد همینطوری به ترتیب هر کدوم رو که دندون میکشه من بغض میکنم و گریه میکنم به آروومی که کسی نفهمه ولی اون عنتر نه ببخشید انترم هر بار منو میبینه که گریه میکنم. فقط این میفهمه. خیلی رو اعصابم اثر میذاره اصلا استرس میگیرم جوش میخورم.

این دندونپزشکه هم دوتا صندلی داره یکی رو بی حسی میزنه بعد میره سراغ اون یکی که بی حسیش اثر کرده کارای اونو میکنه بعد میاد سر این. تو روحش زرت و زرت کار میکنه. چقدم گروونه . مجبوریم بریم دندونپزشکی غیر تامین اجتماعی. وگرنه تامین اجتماعی که مثلا رایگان میکشه یه دختره رو اوردن اینقده ظریف مَریف اصلا زور نداره راه بره چه برسه دندون بکشه. دندون مامانمو کشیده نصفشو جا گذاشته شکسته ریشه رو. چندبرابر پول رو دست ما گذاشت برا همین نمیشه رفت اونجا. مردا هم به سختی دندون میکشن چه برسه به زنا.

تا دو روز من باید به حالت عادی برگردم. این از این.

بعدیش این بساط منه الان توی اتاقم

چند روزه دارم قطعه شناسایی میکنم از رو خود سخت افزارا.

اونم مهتابی شارژی هس یعنی چراغ شارژی بهش میگن برا اینکه داخلش دقیقا روشن بشه عکس بگیرم بفرستم برا مهندس.

کامپیوتر خواهرم پاورش سوخید. بعد گفتم برم رو اون کامپیوتر قبلی خودم ویندوز نصب کنم اخه یه مشکلاتی داش وقتی کامپیوتر جدیدمو داشت میبست مهندسش، گفتم اونم درست کنه ولی نیمخواد ویندوز نصب کنه. خودم نصب میکنم . بعد از شانس من حالا که رفتم رو اون ویندوز نصب کنم تا کامپیوتر خواهرم درست میشه از این استفاده کنه، بعد دیدم روشن که میکنم یه بوق بلند و سه تا بوق کوتاه میزنه . یعنی بچه داره میگه گرافیکم داغونه

برا همین کلی خرج داره هر دوتاشون. مهندس هم که زرتی یه میلیون رو همه چی میکشه. برا همین نشستم قطعاتی که میخواد رو خودم بخرم بدم به مهندس نصبش کنه و راه بندازه اینطوری یه تومن ارزونتر میشه. برا همین نشستم یه کلاس اساسی برا شناسایی سخت افزارهایی که به مادربرد کامپیوتر میخوره رو پیدا کردم. چند روز نشستم ریز به ریز سخت افزاری رو خوندم. یعنی هر چی از این کامپیوتر یاد یمگیری تموم نمیشه. مخصوصا که هر سال هی همه چیو عوض میکنن اه بعد خلاصه سه تا قطعه رو بعد قرنی انتخاب کردم حالا میخوام بعد تعطیلیا بفرستم عکسشو برا مهندسه هر سه تارو. بعدش بزنگم بهش بگم . مثلا دارم استراحت میکنم .

حالا این از این کاری که من داشتم میکردم و امروز تموم شد ساختن یه میز کامپیوتر برا خواهرم بود. راستش یه میز میخواس کوچیک و جمع و جور اینقد خرس و گنده و جاگیر نباشه. بعد میخواستم پایه اماده بگیرم به چوب خوشگل بزنم ولی دیدم اوووووووووه یه پایه رو چقد گروون میدن . برا همین گفتم خودم یه میز مدرن درست میکنم خواهرم گفت نمیخوام ولی گفتم وایسا ببین چی درست میکنم عاشقش میشی .

برا همین چند روز هی چیزاشو اماده کردم تا امروز که دیگه تموم شد رنگشم کردم .

دیگه تا اینجاشو گفتم بهتون. اینم به خاطر اینکه درست حسابی عکس نگرفتم. چون اصلا نرسیدم. عکساش باشه واسه بعد میترسم بگم فردا یا پس فردا .

بعد دیگه اینکه طی شکایات زیادی که از درختا شده از طرف خونواده یه کم خلوت کردم فقط یاس رو چون بقیه رو نمیشه هرش کرد گناه داره باید خزان کنن تا خواب نرن نمیتونم هرسشون کنم. به خاطر همین بعد از اون که گل محمدی رو دراوردم حالا یاس رو خلوت کردم. یعنی این عکسار و نبینید که کوچیکه. خیلی زیاده. توی عکس اصلا کم میندازه. یه چیزیه. اینم امسال وقتی بقیه درختا رو هرس کردم خیلی کمش میکنم چون خیلی رشد کرده باید شاخه اصلی بزنم.

قبل از هرس و بعد از هرس

کلا گیاهیا ما خیلی رشد کردن هر چی سنشون زیادتر میشه رشدشون خیلی میشه برا همین امسال باید خیلی هرسشون کنم کوچیک بشن . زحمتشون کمتر بشه. حالا میخواستم از باغچه که گل محمد توش بود از قبل و بعدش عکس بگیرم دفعه بعد دیگه

بعد یه چیز خوشگلی هم درست کردم برا خودم با کادوهایی که خریدم من عشق کاغذ کادو هستم یعنی جون میدم برا کاغذ کادو. یه عالمه خریدم . به صورت عمده . دفعه بعد اینو هم نشونتو میدم .

راااااااااااااستی یه چیز جالب داشتم سریال هری وایلد رو میدیدم یه سریال هس جدید ساخته شده توی پزشک دهکده همون جین سیمور باز یمیکنه. خیلی دوسش دارم . بعد دوبله هم شده حرفه ای هم دوبله شده با صدای خودش که توی پزشک دهکده بود خیلی قشنگه حتما دانلود کنید ببینید.

بعد یه جای فیلم باحجاب شده بود

گفتم باحجاب جین سیمور رو هم ببینید بد نیس

با جین سیمو یا همون پزشک دهکده ی باحجاب پست رو به پایان میرسونم

شبتون بخیر و سلامتی یا علی

[ پنجشنبه بیست و سوم شهریور ۱۴۰۲ ] [ 22:7 ] [ هرمیون ]

وای واقعا فکر نمیکردم اینقد وقت گذشته از پست قبلیم.

چقد زود میگذره به خدا اصلا فکر نیمکردم اینقد روزه که پست نکردم.

اصلا متوجه نشدم. ببخشید هی فکر میکنم فوقش 4 روزه گذشته .

امروز حتما ارسال میکنم البته شب . چون هیچ عکسی ندارم.

یه خورده نوشتم .

دیگه خلاصه ببخشید اینبار بیشتر دقت میکنم

اااااااااااا یادم رفت سلام

[ پنجشنبه بیست و سوم شهریور ۱۴۰۲ ] [ 11:21 ] [ هرمیون ]

بلاخره زنده موندم این پست رو ارسال کردم .

سلام الان چهارشنبه شب هس ساعت نزدیکای 9. فعلا گفتم یه کم بنویسم که فردا هم بتونم بیشتر بنویسم تا حتما بتونم پست کنم.

اگه بخوام از این روزا بگم نمیدونم والا که چیشو باید بگم. راستش این تابستون خسته کننده ترین تابستون بود هیچی هم ازش نفهمیدم . دقیقا برعکس چیزی که فکر میکردم واسه تابستون که بشینم فقط کارای خودمو انجام بدم چون تیو گرما هیچ کاری نمیشه کرد، دقیقا همه کاری انجام دادم جز کارای خودم توی گرمترین تابستون این چند سال اخیر .

تصمیم گرفتم که خیلی برنامه ریزیام واسه چشم اندازهای آینده نباشه همین تا دو سه روز آینده رو برنامه ریزی کنم . اینطوری خیلی سنگین ترم میترسم برا پائیز برنامه ریزی کنم دیگه اصلا نتونم نفس بکشم .

راستش از بس که چسب رازی گروون شده و وقتی هم میخوای استفاده کنی اصلا نصفش هوا هس گفتم یه حرکت استراتژیکی انجام بدم و برم یه دستگاه چسب حرارتی بخرم . از بچگی هم این دستگاه رو که میدیدم خیلی دوس داشتم. اصن واسم یه چیز باحالی بود . ولی چون با برق کار میکرد و داغ میشد هیچ وقت نخریدن.

خلاصه که یکیشو خریدم البته ارزونش رو خریدم که اگه یه وقتی زدم نابودش کردم دلم نسوزه. چون تا حالا ازش استفاده نکردم .

این دستگاه چسب حرارتی که خریدم

چسبشم خریدم . ولی راستش فکر نیمکردم اینطروی باشه که تا زمانی که توی برق هس کم کم ازش چسب میاد. ولی خب در هر صورت بازم میصرفه . خیلی باحاله . ادم خوشش میاد باهاش هی کارای هنری بکنه .

حالا فعلا امتحانش کردم ولی فردا حتما یه چی باهاش درست میکنم یه خورده هم باهشا کرده باشم ببینم زرتی نسوزه دستگاه یا یه چیزیش نشه. یه هفته مهلت تست هس. چون از اینترنت خریدم. یه چیز خیلی دوست داشتنی هس. امیدوارم تو ذوقم نزنه و هی باهاش کارای خوشگل بکنم .

خب اگه چیزی فردا باهاش درست کردم حتما براتون عکسشو میذارم.

سلام امروز جمعه س. به احتمال 99.99999 حتما ارسال میکنم شب، ولی صداشو درنمیارم چون میخوام برم باغبونی کنم میترسم اینقد خودمو داغون کنم که از خستگی جونم دربیاد. یه کارای واجبی دارم دیروز نصف درخت گل محمد صلی الله علیه واله والسلم رو هرس کردم بعد الان نصف دیگش هستم. یعنی امسال دفعه بیستم هس که دارم هرس میکنم اگه به خودم بود حتما از باغچه درمیاوردمش. و به شما هم توصیه میکنم که اگه توی باغچتون هیچی دیگه نیس گل محمدی بکارید. ولی اگه درخت دیگه ای هس اصلا نکارید چون به شدت رشد میکنه و جلو افتاب رو یمگیره و اینکه تا یه متر اونورترش یهو خودشو سبز میکنه و همه جا رو پر میکنه. خیلی سخت نگهداریش واسه ی من.

چون هر بار هم که میخوام هرسش کنم کلی ازش کتک میخورم . دیروز هم شاخه بزرگشت برگشت سمت پام محکم خورد بهم و با تمام تیغاش توی زانوم فرو رفت. خیلی درد داش امروز هم اونطرف باغچه رو میزنم. شاخه های بزرگ و قطورش رو ارّه میکنم.

بدترین هرسی واقعا همین هرس گل محمدی هس. البته ازاین شاخه زن های بزرگ داشته باشیم خیلی خوبه. یه دونه میخوام بخرم ولی فکر نکنم اینقد بزرگ باشه چون بزرگاش از یه تومنهم بالاتره قیمتش .

خب ببینم اگه از باغبونی وقت کردم و سالم موندم براتون عکس میگیرم اگه چیزی که قابل عکس گرفتن باشه.میخوام کلی گلدون درست کنم و بذرای مختلف بکارم. بذر گل نه. بیشتر بذرای بزرگ و هسته های میوه مث انگو هلو گردو از این چیزا. کاشکی موفق بشم یه بار انگور کاشتم بزرگ شد وقتی جابجاش کردم خشک شد. توی وبلاگ هس خیلی سال پیش بود برگای بزرگ یهم میداد.

اینبار میخوام چندتا گلدون با خاک ارّه ی بیشتری درست کنم رطوبت زیادی میخوام این موقع از سال چون هنوز گرمه. ولی خب نه به شدت قبل.

بعد یه کم هم جابجایی تور گذاشتن و از این چیزا. خیلی باید هی پله بالا پایین برم واسه بالکن پائین چون توی طاقچه ی بالای باغچه های بالکن پایین همه چیزایی که میخوام هس.

بعد به مهندس گیاهپزشکی زنگ زدم و کلی راهنمایی گرفتم که باید کلی هم کود بخرم برا درختا. الان پول ندارم یه چند وقت دیگه سفارش میدم.

دیگه اینکه این از کارای باغبونی.

خب بذارید حالا کتابایی که خریدم رو بهتون بگم چیا هستن

کتابی که خیلی میخواستم بخرم و میترسم چاپ قبلش تموم بشه و بره چاپ جدید و خیلی گروون بشه این کتاب بود.

میراث اوریشا

صفحاتش خیلی زیاده 600 صفحه س. من کتابایی که صفحه زیاد دارن رو دوس دارم بخونم چون دلم نمیخواد یه داستانی زود تموم بشه

کتاب بعدی که واااااااااااای لحظه شماری میکنم بخونمش کتاب راه شیطانی هس خیلی جالب و ترسناکه

ولی گذاشتمش توی یه فرصت خیلیییییییییییی خوب و دلچسب بخونمش

توی یه شب زمستونی که قشنگ بترسم

کتاب بعدی دختری به نام فاجعه کتاب قشنگیه

بعد کتاب ایلیکا اینم قشنگه . از این کتابای هیجانی هس

تحسین شده توسط نیل گیمن

سلام .امروز شنبه س .

اعصابم خیلی خورده .دیروز عصر ساعت 5 تا 7 داشتم جون میکندم توی حیاط . از من به شما نصیحت. اونم دوتاااااااااااااااااااااااااااا. یکی اینکه هیچ وقت گیاه خار دار نخرید بعدشم اینکه هیچ وقت گل محمد یا رز رو توی باغچتون نکارید

شاخه های خیلی ضخیم و پر از تیغای ناجور .فقط میشه ارّه کرد با قیچی باغبونی و هیچی کنده نمیشه فقط باید ارّه کرد. به خدا دیروز کمر و گردنم داغون شد. دیشب دستام شدید درد گرفته بود اصن خوب نمیشد داشتم از درد میمیردم. دیگه هر چی هم از خواب پامیشدم انگار یه سوزن تیز رو توی انگشتام فرو میکنن. به خاطر دیسک گردنمه .

دیروز همچین یه شاخه ی کلفت گل برگشت خورد به پام با تمام تیغایی که داش توی پام فرو رفت اینقد درد داشت که نگو. اعصابم بهم ریخت گفتم فردا حتما اینو از ریشه میکنم

دیروز تا میتونستم ریشه هاشو ارّه کردم. وای باورتون نمیشه ریشه داشت به چه صخامتی. خیلی عجیبببب. اصن به خدا مُردم تا فقط ریشه ارّه کردم. ادم فکرشم نمیکنه همچین چیزی رو ببینه. چندتا از هر طرف رفته بود.

امروز به بابام الکی گفتم که مهندس کشاورزی گفت درخت گل رو از پای درختای دیگه دربیار. اوووووووووووه اینو گفتما اینقد با داد و بیداد هی چیزی گفت. میدونستم اینطوری میکنه ولی باید انجام میدادم چون دیگه طاقتشو ندارم بشینم اینو ارّه کنم و هی تیغاش کتکم بزنه. دیگه خسته شدم. اخه چقد یه بار که نیس توی دو سه ماه هزاربار این کارم بوده. جونمو مگه از سر راه اوردم با این دیسکایی که دارم .هر چی گفت فقط گوش کردم بعدش گفت برو هرکاری میخوای بکن.

اعصابم خورد شده به خدا. دیشب داشتم جون میکندم از درد و له شدن. نمیدونید چه بلایی سرم اومد. چقد زجر کشیدم .از اذوون مغرب که اومدم از حیاط ، دستام میلرزید تا اخر شب. اینقد سخت بود و زجرآور.

خلاصه که امروز از دست این گل خودمو راحت میکنم .

سلام امروز یکشنبه س ببینم امروز ارسال میکنم بلاخره یا نه .

دیشب اصلا اینترنت وصل نشد منم رفتم خوابیدم از خدا خواسته .

هنوز گل رو درنیاوردم میخوام عصر بابام نباشه اینکارو بکنم. حالا یه فکرایی دارم سر ظهر برم کم کم شروع کنم ببینم چطور میشه.امیدوارم موفق بشم

سلام و بلاخره دوشنبههههههههههههههه

باورتون میشه چند روزه بدترین بلاها رو سر خودم اوردم . تا موفق شدم از خاک دربیارمش .

واقعا دیروز مطمئن بودم اپ میکنم ولی اینقد حالم بد بود از انرژی که برا این گل گذاشتم که ساعت 6 عصر گرفتم دراز کشیدم و تکون نخوردم از حال بد تا امروز صبح دیگه. اذوون صبح هم که پاشدم حالم بد بود لرز داشتم یه کم ،تب سنج گذاشتم شکر خدا تب نداشتم بازم خوابیدم تا 9 و نیم که حالم خوب شد دیگه .

خب عرضم به حضورتون که دیگه مشغول کاشتن بذورات هستم . فعلا دیگه چیزی میکارم .

از باغبونی بیایم بیرون دیگه دارم دگرگون میشم .

فردا دیگه نقاشیمو ادامه میدم اون خونواده ی محترم گرگا رو . بعدشم یه ذره کارای هنری بکنم با تفنگ چسبی عزیزم عشقم نفسم .

خب دیگه بهتره ارسال کنم تا نکشیده به اون هفته شبتون بخیر و سلامتی یا علی .

راستی جناب خاطره اون سه نقطه که گذاشتید رو تکمیل بفرمایید با تشکر

[ دوشنبه سیزدهم شهریور ۱۴۰۲ ] [ 19:36 ] [ هرمیون ]

به احتمال 99/9999999999999 درصد اپ میکنم تا قبل ساعت 12 شب .

خیلی زوده دیگه ببخشید .

بخونید ببینید از کی میخواستم اپ کنم .

[ دوشنبه سیزدهم شهریور ۱۴۰۲ ] [ 17:38 ] [ هرمیون ]

سلام علیکم و رحمه الله بر دوستان و هم کیشان عزیز .

یعنی از این لحن سلام کردنم بفهمید اصلا حال ندارم .

این نقطه خیلی مهمه اخر حرفاتون بذارید من خیلی باهاش حال میکنم .

خب راستش من امروز آزمایش دادم یه ذره جونی هم که داشتم دادم رفت . یه کوچولو حرف بزنم چون دوس داشتم امروز اپ کنم ولی خب عکسی در کار نیس پس یه خورده حرف بزنم تا عکس بگیرم.

اوه راستی باید عکس هم برا مشاوره گیاهی و درختای عزیزم که مث بز میمونن بگیرم. بعد بزنگم. وقت نشده دو روزه گفتم بعد بهم گفتن که عکس بگیر بعد زنگ بزن. امیدوارم یادم نره. یه جوری سر عقل بیارم این درختا رو . هر کدوم یه سازی میزنن .

یه سری کتاب خریدم اومد یعنی زیاید زود اومد یه روز فقط طول کشید . نمیدونم انگار در خونمون وایساده بود . اخه خیلی زود اومدم. بعد اینکه عکسشونو نگرفتم تمام سعیمو مبذول میدارم در جهت ارسال پست در فردا .

وای دلم برا این کتابا دیگه غش رفت. وقتی کتابا رو پست میاره و من با ذوق بیشتر از دفعه قبل میگم واااااااااااااااااااای کتابامممممممممممممم همه دیگه اینطوری میشن و میگن چقد تکراری از نظر من بی ذوقن .

یه چیز دیگم خریدم یعنی یه کوچولو چیزای دیگه هم خریدم. اخه یه چیزی داش عقده میشد اگه نمیخریدم از بچگی دوس داشتم بخرم.

در پست بعد خواهید دید :

همونا که گفتم

من بیحال که میشم مرض پیدا میکنم که اذیت کنم . دیگه ببخشید به خوبی خودتون

[ چهارشنبه هشتم شهریور ۱۴۰۲ ] [ 17:7 ] [ هرمیون ]

اینکه گفتم هوای کاشون خوب شده شبا خنکه رو اصلا فراموش کنید .

دو سه روز یه ذره خنک بود تموم شد رفت .

سلام یه جدول برنامه ریزی درست کردم بزنم به دیوار. مثلا میخوام طبق برنامه ریزی پیش برم . چند روزه که جدول رو درست کردم ولی هنوز ننوشتمش که بزنم به دیوار دقیقا خیلی واضح دارم از زیرش درمیرم .

ولی امروز شروع کردم توش علامت میزنم . یه سری کارای شخصی هس.

چند وقته میخوام آزمایش بدم برا چکاپ. ولی نه وقت شده نه حوصلم میرسیده که بشینم بنویسم. چون دکترا که خودشون اصلا اعصاب ادمو خورد میکنن برا آزمایش نوشتن یه چیزی رو مینویسن میبینی یه چیز مهم دیگه رو ننوشتن. برا همین هربار خودم مینویسم توی کاغذ بهشون میدم که عینشو بنویسن. دکتر خودم باشه که اون کامل مینویسه ولی شکر خدا پیشش نرفتم امیدوارم هیچ وقت پیش نیاد پیشش برم چون هر زمان قرار باشه برم پیش دکتر خودم یعنی اینکه یه بلای عظیمی سرم اومده .

خلاصه گفتم به شما هم نشون بدم اگه خواستید بدونید این آزمایش خیلی خوبه به دکتر بگید بنویسه. چکاپ همه چی هس. آنزیم کبدی و قند و کلیه و اهن ویتامین دی و سلولای خونیتون و کلا سلامت کبد و کلیه و قلب هم تقریبا نشون میده.

این برگه ای هس که برا دکتر مینویسم میگم این آزمایشا رو برام ثبت کنه

بعد شما برا اینکه مطمئن باشید همه رو نوشته قبلش برید توی سایت تامین اجتماعیتون . نگاه کنید ببینید همه رو نشوته باشه وقتی ننوشتهب ود دوباره بهش بگید تکمیل کنه. چون من خودم آزمایش رو خیلی سخت میدم حوصله و وقت میخواد برا همین تا تکمیل ننویسه نمیرم آزمایش بدم.

برا وارد شدن به سایت تامین اجتماعی باید به سایت وارد بشید بعد اگه رمز ندارید یا فراموش کردید به شمارتون میفرسته. شماره باید متعلق به خودتون باشه به اسم خودتون . بعد وارد سایت میشید . توی عکس نشون دادم از کجا وارد نسخه های الکترونیکیتون بشید.

بعد آزمایشی که نوشته رو باز کنید ببینید تکمیله یا نه

اینو هم حتما میدونید که نسخه ها از هر نوعی باشن دارو یا آزمایش تا آخر همون ماه فرصت دارید. من سعی میکنم اول ماه بدم بنویسه که تا اخر ماه هر وقت تونستم برم. این خیلی مهمه یادتون نره.

یه مسئله ی دیگه اینکه حداقل 12 ساعت برا آزمایش ناشتا باشید و اینکه آزمایش اهن باید 48 ساعت مکمل اهن و B12 مصرف نکرده باشید. کلا مولتی ویتامین نخورید.

از آبجی فاطمه ی عزیزم خیلییییییییییی ممنونم عزیزدلم به خاطر راهنماییت ممنونم ان شالله همیشه سلامت باشی عزیزم

خب فعلا خواستم همینو بهتون بگم تا دوباره که بیام یا علی.

[ جمعه سوم شهریور ۱۴۰۲ ] [ 19:49 ] [ هرمیون ]

شب یه پست جدید میذارم حتما بینید شاید به دردتون بخوره .

برا آزمایش و این چیزاس .

coming sooooooooooon

[ جمعه سوم شهریور ۱۴۰۲ ] [ 16:23 ] [ هرمیون ]
Members

اتاق دوست داشتنی من

عکس از اتاقم

کتاب های دوست داشتنی من

کتاب های خارجی و ایرانی هری پاتر

سایر کتاب های جذاب

باغبانی های من

تصاویر باغبانی های سالانه ی خودم همراه آموزش

نقاشی های من

نقاشی های پاستل، آبرنگ ،مدادرنگی های خودم

نجاری های من

نجّاری و کار با چوب های من

بازی های کامپیوتری و رومیزی من

بازی های جذاب و ارزان کامپیوتری خودم

بازی های رومیزی من

دانلود فيلم آموزشي گلدوزي با چرخ خياطي همراه با توضيحات

آموزش گل دوزي با چرخ خياطي

دانلود فيلم آموزشي قلاب بافي همراه با توضيحات-در حال تكميل

آموزش قلاب بافي و نقشه خواني

دانلود فيلم هاي آموزشي روبان دوزي

فيلم آموزش روبان دوزي 1

فيلم آموزش روبان دوزي 2

جادوي آشپزي ...

منوي تصويري غذا

آموزش تصويري سفره آرايي

Statistic