|
جادوگري | ||
|
دوست دارید چند روز یه بار پست بذارم؟ بهم بگید وجدانم راحت بشه [ شنبه سی ام اردیبهشت ۱۴۰۲ ] [ 22:8 ] [ هرمیون ]
خب از کجا تعریف کنم سلام از الان هنگ کردم برا تعریف کردن همه چی اصل قضیه این بود که برا مامانم دکتر میرفتیم. این قضیه خیلی درگیرم کرد و خیلی غصه و استرس داشتم. مامانم دستش درد میکرد یعنی چندبار اینطوری شده منم خب خیلی ترسو هستم تا یکی میگه چیزیمه. بعد خلاصه یه دکتر متخصص قلب رفتیم چند سری. دکتره خیلی مهربونه بعد گفت ببین بیا دستتو بذار زیر اینکه دور بازو میبندن اسمش کاف هس. بعد گفت باید یه انگشت باشه زیاد نه سفت ببند نه شل. بعد گفتم خب چقد درجه رو بیارم من رو دویست میذارم گفت خوبه همون رو دویست ببر. درسته بعد خلاصه تا اکو بگیره من مردم و زنده شدم بعدش دیگه یه برگه بهم داد گفت تا یه هفته فشارشو صبح و عصر بگیر و بیار من ببینم. مامانم قرص فشار میخورد ولی فشارش خیلی پایین رفته بود سرگیجه میگرفت. دیگه گفت دستم و قلبم درد میاد خیلی ترسیدم. من زنگ زدم اورژانس سوال پرسیدم گفت دیگه قرص فشار نخوره اگه فشارش سیزده شد یه دونه صبح بخوره. همون لوزارتان 25 . بعد تا دیگه یکی دو روز نوبت گرفتم و رفتیم دکتر که سه بار پیش دکتر متخصص قلب رو رفتیم یعنی تمام این مدتی که نبودم به خاطر همین بوده. استرسم این موقع ها خیلی زیاد میشه. دیگه اصلا نمیتونم بیام بنویسم. چون همش تو فکرم. بعد خلاصه که اهان توی کاشون کلا ساختمونای پزشکی زیادی هس و مدام هم داره زیاد میشه. ساختمونای خیلی پیشرفته با دستگاه های به روز. بعد این ساختمونی که این دکتره توی مطب داش خیلی باحال بود . مطب دکترای خودم خیلی قشنگن ولی خب کوچیک بودن. ادم دلش میگرفت. .ولی مطب این دکتره اینقد خوشگل بود و روشن که اصلا ادم فکر میکرد اومده مهمونی دور تا دورش مبل بود
خب از این قضیه بگذریم. خب برسیم به یه کاری که کردم. میدونید که نمایشگاه کتابه. و البتتتتتتتتتتتت تخفیف هایی که میدن این موقع ها. برا همین من خیلی کتاب خریدم. و از اونجا که جام کم بود تقریبا یه ماهه تو فکر بودم که طاقچه های کتابامو زیاد کنم کار خیلی سختی بود طاقتشم نداشتم ولی دیدم کتابامو که بخرم اونوقت خراب میشه اگه رو زمین باشه . چوب ام دی اف داشتم بعد چون واسه کمرم میترسیدم خودم ارّه کنم برا همین همه اندازه ها رو خط کشیدم با مداد روی چوبایی که اماده کرده بودم و دادم بیرون برام بریدن. 30 تومن هم گرفتن که خب خیلی چوبا زیاد بود. خیلی هم می ارزید. من باید جون بکنم برا یه ذره ارّه کردن. بعد خلاصه یه چیزایی هم از اینترنت خریدم که یادم رفت از اونا عکس بگیرم یه جایی بنویسم الان، چون یادم میره بعد من الان طاقچه های اتاقمو به اینقد رسوندم فک کنم کم کم تا سقف و دور تا دور اتاقمم برم
. عکس رو همین امشب گرفتم. روز وقت نشد . تبلت هم که اصلا کیفیت نداره. نمیدونم خلاصه گفتم بهتر از هیچی هس. خیلی سعی کردم نورش خوب بیفته. این از نمای نزدیک
. اینم عشق خودمه . بازی
. راستی یادم رفتهب دو بازیایی که خریدم .حالا بقیشو یه بار دیگه نشون میدم ولی شماره 3 و 1 بازی کرایسیس رو هم خریدم. قیمتشون خیلی خوبه ارزونه. کلا بازیایی که از زمان اومدنشون گذشته خیلی ارزون میشن. من عاشق این بازی هستم. فک کنم نشون نداده بودم این سه شماره بازی کرایسیس . بینهایت هیجان داره
. من گیج شدم بذارید اینو راسال کنم بدقول نشم تا قبل ساعت 24 باشه. فعلا شبتون بخیر و سلامتی [ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۴۰۲ ] [ 0:0 ] [ هرمیون ]
واقعا ببخشید نبودم امروز پست میکنم حتما . البته تا اخر شب منظورمه تا قبل ساعت 24 حتما ارسال کردم [ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۴۰۲ ] [ 14:18 ] [ هرمیون ]
به مشت زدن من توی فیلم نخندید فقط سلام اول از همه یه سری نکات رو بهتون بگم. اول اینکه هر چقد موقع چونه گرفتن خمیر کمتر آرد بزنید به خمیر و دستتون بهتره چون خمیر کمتر ارد میگیره و نون نرم تر و توخالی تر و سبک تر میشه. مخصوصا برا پیتزا. که خیلی ماه میشه اگه اصلا آرد زیاد نزنید بهش . همینطوری بذارید توی سینی فر.اینقد اعصابتون خورد نشه که چرا هی به دستتون میچسبه اصلا ایرادی نداره. اگه میخواید خیلی راحت بعد از پخت از سینی دربیارید فویل بذارید کف سینی، و یا بذارید خنک بشه .و برای پیتزا گیج نشید بذارید قشنگ بپزه . شعله ی بالا رو بذارید کامل روی خمیر رو بپزونه خب حالا میریم سر مواد: برای یک کیلو آرد فقط فکر نکنید که کم میشه. زیاد میشه 5 یا 6 تا پیتزا میشه. پس با همین یک کیلو شروع کنید. خب 1 کیلو آرد ، 1 قاشق شکر (اصلا به هیچ وجه شیرین نمیشه برا فعال شدن خمیر مایه لازمه) ، نصف قاشق نمک ، نصف قاشق خمیر مایه ، نصف استکان روغن . اول خمیر مایه و شکر و نمک رو بریزید کف ظرفتون که بزرگ هم باشه ظرفتون. بعد یه پارچ آب گرم دم دستتون باشه. آب در حدی که گرم باشه ولی نسوزه دستتون. داغ نباشه. بعد یه کم آب اندازه یه لیوان بریزید روی اینا. بعد با دستتون هم بزنید که اینا در هم حل بشن . یه کم کافیه . همین که همه تر بشن هم خوبه. این عکسا رو ببینید حتما این خمیر مایه
. این شکر
. اینم نمک
. اینم آب گرم رو میریزید یه کم روش که حل بشن.
بعد روغن رو هم روشون بریزید بعد آرد رو یکباره همه رو اضافه کنید بعد آب گرم رو بریزید داخلش از کم شروع کنید چون نباید خیلی زیاد بشه آبتون ولی سفت هم نباشه. من اشتباهی که همیشه میکردم این بود .
بعد بشینید قشنگ رو زمین این فیلمش که ببینید خمیر چطوریه از نظر سفتی و این چیزاش اینو حتما ببینید https://s28.picofile.com/file/8463009050/VID_20100228_120217.3gp.html
بعد که خمیر اماده شد روی خمیر یه کم روغن بمالید که نایلون بذارید روش . روی خود خمیر نایلون رو بذارید قشنگ سطحشو باهاش بپوشونید. روغن که بزنید روی خمیر یه کم در حدی که میخوایم نچسبه زیاد به نایلون. بعد فر رو روشن کنید سینی رو از توش دربیارید یه کم بذارید داخل فر گرم بشه حالا با شعله پائین یا بالا فرقی نداره. فقط میخوایم محیط فر گرم باشه. خیلی حرارت نداشته باشه ها در حد گرم شدن.بعد خاموش کنید. بعد سینی رو بذارید داخلش. برا این سینی رو در میارید اول که داغ نشه . 2 ساعت بذارید داخل فر باشه در شور هم ببندیدا بعد از دو ساعت دربیارید نایلون رو از روش بردارید بعد خمیر اینقد پف میکنه . توی فیلم دیدی که خمیر رو مشت میزدم خمیر ته ظرف بود زیاد نبود ولی بعد که پف کرد کل ظرف رو گرفت
. بعد دستتونو یه کم روغن بزنید و با مشت یه کم بزنید بهش که پفش بخوابه. (ساق دستم رو دراورده بودم یادم رفته بود
. بعد دیگه یه کم دستتونو آردی کنید که خمیر رو تیکه تیکه هر چقد میخویاد بردارید . من چون نمیخوام زیاد آرد بهش بزنم که به دستم نچسبه برا همین یه ذره آرد میزنم برمیدارم خمیر رو میذارم کف سینی . بعد روی اون یه کم آرد میزنم که پهنش کنم.خودتون قشنگ گردش کنید راحت گرد میشه و خوشگل پهن میشه.من از بعدش دیگه عکس نگرفتم که آرد زدم روش و گردش کردم.دفعه بعدی میگیرم حتما.
بعد کف سینی رو هم روغن بزنید حتما که خمیر نچسبه فویل بذارید خیلی راحته ولی من حوصله فویل ندارم.. ولی بذارید بپزه وقتی از سینی جدا نمیشه هنوز نپخته میتونید زیرشو نگاه کنید. مخصوصا شعله ی بالای فر یا گریل که بذارید قشنگ روی خمیر بپزه. اهان نون هم که میخواید درست کنید همینطوریه . شکل نون درمیارید فقط چنگال بزنید که خمیر هی داخل فر پف نکنه. هی چندتا سوراخ با چنگال روی خمیر بذارید . من راستش آخرش خسته شدم دیگه از پهن کردن و اینا عکس نگرفتم. سر فیلم و عکس خیلی خسته شدم حالا یه دقیقه من خودمو کشتم که کسی حرف نزنه من فیلم رو بگیرم خب فعلا بهتره دیگه حرفی نزنم تا زودتر ارسال کنم. شبتون بخیر و سلامتی و یا علی
[ شنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۴۰۲ ] [ 22:14 ] [ هرمیون ]
اومدم کامنتا رو ببینم چون فردا میخوام آپ کنم بعد دیدم که توی کامنتا طرز خمیر رو گفتید بذارم خندم میگیره از دستتون ولی اگه بگید زود میذارم. تقصیر خودتونه به خاطر شما و مخصوصا آیدا خانوم دوست عزیز وبلاگیم امشب نتونستم اپ کنم سرم خیلی درد میاد چون سر خرید اینترنتی بودم وقتی هم سر خرید اینترنتی میام خودمو میکشم تا یه چیزی انتخاب کنم. بعد که اومد بهتون میگم چی سفارش دادم میخواستم دو سه خط بعد از حرفام سلام کنم کلا یادم رفت حالا سلام و شبتون بخیر تا فردا و خیلی شرمندم وقتی پیاما رو خوندم که دیدم از دیروز و امروز چندتا پیام اومده که دستور خمیر رو پس بذار، خیلی ناراحت شدم که منتظر بودید و من نمیدونستم شرمندددددددددم [ جمعه پانزدهم اردیبهشت ۱۴۰۲ ] [ 23:19 ] [ هرمیون ]
کلی عکس گرفتم ولی حالا ببخشید دیگه خستم سرم خیلی شلوغه .نکشید مغزم که بیام تمام عکسا رو ارسال کنم رو کامپیوتر سلام . گشنمه حالا بگذریم از این موضوع. چون بیشتر گشنم میشه خب من کود آهن رو به درختای انار دادم که شاید بهتر بشه اناراش. حالا کلا کاری هم به میوه دادنش ندارم . کلا اصن انتظاری ازش ندارم همین که هس ممنونم ازش خب کود اهن رو کلا موقعی که داره میوه تشکیل میشه به درخت میدن حالا وقتای دیگه رو نمیدونم . به سبزیجات و این چیزا هم میدن. برا درختای میوه که سنشون زیادتر هس فک کنم 50 تا 70گرم میدن به هر درختی. الان این بسته که توی دستم هس رو واسه دوتا درخت گفتن داده بشه. یعنی نصفش برا یه درخت هس نصفشم برا یه درخت دیگه.
من راستش یه ذره برا امتحان لای خاک گلدونامم کردم طرز دادنش به درخت اینطوریه که یه چاله 20 سانتی میکنی پای درخت با فاصله بیست یا سی سانتی از تنه ی درخت . یه چندتا چاله میکنی بعد اینو میریزی داخلش. البته نصفشو. بعد چاله رو پر میکنی و باغچه رو حسابی اب میدی. خب من دوتا پیاز نرگس فک کنم دو سال پیش خریدم فعلا که گل نداده توی این دو سال. ولی پیازاش خیلی زیاد شده.
من بعد از هر بار که سبز میشه و خشک میشه از خاک درش میارم بعد خاکشو کود و این چیزا بهش میدم دوباره میذارم سرجاش. کلا پیاز رو عمقی نباید کاش یعنی هی جورایی باید نزدیک سطح خاک باشه. خب گوجه هایی که کاشته بودم دونه هاشو، دیگه بزرگ شدن و باید جای اصلی میکاشتمشون. چون اینقدی که میشن گل دادنشون شروع میشه. برا همین گیج بودم اون باغچه چوبی که گل شب بو توش هس زود خالی بشه . منتظر بودم تا الان که بذر شب بوها رو بگیرم و خاکش رو از ته بریزم بیرون و دوباره کود و این چیزا بهش بدم. بعد گوجه ها رو بکارم اینجا. چون عمقش نیم متر بیشتر هس و خیلی بزرگه. ولی اینو بدونید وقتی دونه گوجه رو میکارید توی گلدون کوچیک بکارید بعد یه ذره یه ذره گلدونش رو بزرگ کنید اینطوری رشد خیلی بهتری داره. یهو توی جای بزرگ نکارید. این گلدونایی که نشائ های بزرگتر رو جدا کردم توی باغچه چوبی کاشتم
. فک نکنید کود دادن و زیر و رو کردن خاک این باغچه راحته
. گلای همیشه بهار هم یه چندتایی کاشته بودم زیاد نکاشتم چون دیگه خیلی چیز کاشته بودم خسته بودم
یه کتاب که میخواستم بهتون معرفی کنم جزو آثار ماندگار ادبیات هس و پنجاهمین سالگرد انتشارش بوده. توی توضیحات کتاب هم گفته که اثریه که هیچ وقت از خاطره ها محو نمیشه. دوسش میدارم کتاب دریای زمین خیلی خاص و قشنگه. اگه بخوایم یه کم از دنیای تکراری فانتز یکه خودم عاشقش هستم فاصله بگیریم و یه داستان خیلی متفاوت ولی خاص و بازم خیالی رو بخونیم ،این کتاب بهترینه. کتاب گورهای آتوان که جلد دوم دریای زمین هس خیلی قشنگه بود. این کتاب سه جلد داره که میتونید جدا از هم بخونیدش نیازی نیس که حتما از جلد یک شروع کنید. در مورد زندگی یه دختره که از بچگی به عنوان راهبه انتخاب شده و مسئول گورهایی هس توی عمق زمین هس . کلا یه نموره ترسناک و به شدت هیجان انگیزه. تقریبا از دو سوم به بعد کتاب، خیلی هیجانی میشه و نمیشه اصلا ول کرد رفت. در اصل میخوام جلد دوم رو نشونتون بدم. من جلد اول رو به تازگی تمومش کردم.بعد از گذاشتن عکس جلد دوم ، جلد اول رو هم برا یادآوری میذارم براتون. این جلد دومه. حجمش زیادتر از جلد 1 هس که امیدوارم جلد سوم رو هم بتونم گیر بیارم.
. اینم جلد اول
خیلی قشنگ و خاصه. بینهایت دوسش داشتم و خیلی دوس دارم سریعتر جلد بعدیش رو هم شروع کنم بخونمش میخواستم دستور درست کردن خمیر رو بهتون بگم که برا پیتزا و نون هس ولی راستش وقت نشد هی سریع عکس بگیرم از مراحلش ولی از وقتی که خمیر پُف کرده عکس گرفتم که کل ظرف رو پر کرد. وای که چه روش خوبی بود بهترین دستوریه که واقعا دیدم. خانومای افغانی توی آشپزی بی نظیرن این عکس خمیر آماده شده
خب دیگه فعلا برا امشب بسه خیلی حرف زدم بقیش برا بعد خب دوستای عزیزم شبتون بخیر و سلامتی باشه. چه کسایی که میشناسم میان اینجا چه کسایی که تا حالا نشناختمشون در هر صورت امیدوارم همیتون سلامت و شاد و پر انرژی باشید [ دوشنبه یازدهم اردیبهشت ۱۴۰۲ ] [ 23:14 ] [ هرمیون ]
وای دیوونه شدم از دست بازی کرایسیس 3 سلام نمیخوام بگم تا الان درگیر این بازی بودم چقدم هوا گرمه. منم هی میبازم بیشتر گرمم میشه 45 دقیقه ورزش سخت همچنان هر روز ادامه دارد. وقتی دم ظهر وقت نکنم میذارم برا سه چهار ساعت بعد از ناهار همون ساعت سه یا چهار بعدازظهر. در هر صورت فرار نمیشه ازش کرد یه طاقچه دیگه میخوام درست کنم برا اتاقم تازه بعضی کتابا رو یواش میخونم یعنی مظنروم اینه همشو یه بار نمیخونم . مث همون سری کتابای داستان که چند جلدی بود. دلم نمیاد تموم بشه حالا بگذریم بذارید چندتا از همون کتابا که خریده بودم رو بذارم ببینید بازم میگم اصلا به اینکه روی کتابای فانتزی مینویسن رمان نوجوان دقت نکنید اصلا داستاناش چرت و پرت نیس و از نظر من اصلا اتفاقا برا نوجوان خوب نیس. البته شاید نوجوونای الان با ما فرق دارن ما دهه شصتیا صد سالمونم بشه هنوز بچه ایم. از بس روحیه لطیفی داریم این کتاب قطع خشتی هس یعنی همچینی یه مربعی بزرگ. خیلی دوس دارم این اندازه رو . کاشکی همه کتبا رو این اندازه میزدن. بزرگ هم هس. رملنش قشنگه . ببخشید دیگه عکسا واضح نیس . نه من وقت داشتم برم توی نور خوب عکس بگیرم نه دوربین زوم خوبی داره. منم قصد خرید گوشی ندارم
اینم خیلی قشنگه من البته این کتابا که تازه خریدم رو نخوندم. ولی خب قبل از خریدنشون من خیلی جستجو میکنم در موردشون. اینم کتاب قشنگیه
کتابای پرسی جکسون رو من خیلی دوس دارم تا الان نخریده بودمشون یه قسمت که ازش فیلم ساختن رو من دیده بودم خیلی سال پیش. ولی خب کتبای فیلمایی که میسازن یه دنیا قشنگ تر از خود فیلم هس
خب این از کتابا. کارای دیگه ای که میکنم آشپزی مثل همیشه. این کار ثابتم هس ولی خب اشپزیای جدید رو شدیدا امتحان میکنم. و اینکه تونستم بهترین خمیر پیتزا رو درست کنم منظورم همون خمیر نون بربری هس که چقد پیتزا باهاش خوشمزه میشه. حالا یه سری عکس میگیرم. چون دوبار تا حالا درست کردم از هیجان زیاد عکس نگرفتم حتما با عکس و دستور یه بار براتون میذارم. یعنی حتما اینبار درست کنم براتون میذارم . باغبونی هم که پیش میرم با گوجه و فلفل. اینا رو مرتب باید گلوناشو بزرگتر کنم چون هنوز جاشون آزاد نشده برا کاشتن توی جای اصلیشون. میخوام شب بوها بذر کنن منتظرم بذراشون خشک بشه که جمع کنم چون گروونه بذرش. یعنی 20 تا دونه ریز بذر شب بو رو میشمرن بهتون میفرشون . باورش ادم نمیشه. خلاصه از این گوجه ها و فلفا هم عکس میگیرم اینبار. کلا باغبونی کار سختیه. خیلی هم باید حوصله داشته باشید فراموشی هم نداره باید همیشه یادتون باشه. چیزی نیس که بگید یادم رفت. یه روز یادتون بره همه چیو از دست دادید همه ی زحمتاتون از بین میره. خب دیگه من فعلا برم شبتون بخی رو سلامتی یا علی [ دوشنبه چهارم اردیبهشت ۱۴۰۲ ] [ 0:34 ] [ هرمیون ]
|
||