|
جادوگري | ||
|
بازم شد یه هفته که دوباره اومدم؟!!!!! نمیخوام تکرارش کنم سلام چرا اینقد شبا سرده؟ خلاصه اینکه من دوباره رفتم توی بالکن خوابیدم آخه اتاقم واقعا گرمه این محل خوابیدنم
جیرجیرک توی خونه همسایه بغلیمونه. نمیدونم چطور تحملش میکنن. من وقتی جیرجیرک توی خونمون باشه میرم پیداش میکنم هر جا هس بعد تا میبینمش فرار میکنم عصرا میرم یه کم کتاب میخونم همراه با گیاهان و درختان. اونم پای بنده س
نقاشیم تموم شد .خوشگلههههههههه؟
این عکس هنری رو هم خواهرم گرفت. هم جورابش هم دستش توی عکس اومده گفتم بذارم بخندید. منم با شلوار نارنجی اینجا نقاشیه یه کم کار دیگه داش
بابام گفت بذار قاب کنم بذار برا فروش خلاصه نمیدونم والا ثبت نام میکنم یه نقاشیامم میذارم هر چند هیچ کدومو دلم نمیاد دوسشون دارم ولی خب یه کاریش میکنم از یکی دل میکنم برگ کدو سبز رو دیدید به چه بزرگی میشه دستمو گذاشتم متوجه اندازش بشید.
کدوهاشم ببینید
اینم بقیه چیزائی که کاشتم. البته من آبشون نمیدم مامانم نمیذاره برم سراغ باغچه ها. فقط چند وقت یه بار میرم نگاشون میکنم بابام بهشون میرسه
سال دیگه دستکش باغبونی و کلا با تجهیزات کامل مامانمو راضی میکنم که برم باغبونی کنم. چون خیلی دلم تنگ میشه برا باغبونی کردن. نمیدونم چیکار کنم پرنده هامو فراموش کنم خیلی غصه میخورم همش تو فکرشونم مرغای عزیزدلم، کفترای لوس و ناز خودم ، مرغ عشق بدجنسم ، خروسای خوشگل و شیطونم خب دیگه اینکه تخم مرغ رو چند وقتیه به رژیمم اضافه کردم حالم از تخم مرغ آبپز بهم میخوره خواب میدیدم رفتم پیش دکترم. این دکتر که تازه میرفتم نه ها. اون قبلی . بعد دکترم اصلا بهم محل نمیذاش حرفمو گوش نمیکرد. فک کنم واقعا همینطور باشه اگه برم پیشش. چون همچنان بهم نوبت میداد و میگفت حتما بیا . من دیگه نرفتم چون حس کردم بیخود داره میگه. خب عصرتون بخیر باشه امروز ایرانسل یه گیگ اینترنت رایگان بهم داد منم دارم توی اینستا فضولی میکنم [ چهارشنبه هجدهم تیر ۱۳۹۹ ] [ 19:13 ] [ هرمیون ]
|
||