|
جادوگري | ||
|
یه سوالی شده که واسه چندمین بار هس توی این چند سال اخیر میبینم جواب دادنش خیلی سخته خیلی باید بشینم ببینم چطوری بگم که خوب باشه چون بدترین مسئله که هس اینه که آقایون هم اینجا هستن اگه میشد واسه این پست فیلتروشن کنم خیلی خوب بود. فقط همین پست سعی میکنم به یه نحوی توضیح بدم [ شنبه سی و یکم تیر ۱۴۰۲ ] [ 22:55 ] [ هرمیون ]
سلام علیکم بر جمیع مومنین و مومنات این پست بار معنوی داره .مرتب و مودب بشینید و بخونید البته دوستان برا تجربیات دندانپزشکی هم حرف میزنم حتما بخونید شاید به دردتون بخوره. خب اول از همه یه ذره از این روزا بگم که .... در مورد باغبونی هم که الان خودتونو هم بکشید هیچی درنمیاد فقط آفتابگردون . که قراره بکارم توی باغچه که سمپاشی کرده بودم دیگه خیلی وقت ازش گذشته و میشه چیزی توش کاشت ولی کلی کار داره باغچه رو باید برگاشو جمع کنم و خاک بریزم و از این حرفا. باغبونی کلا تعطیل اعلام میشه تا آخرای شهریور. فقط باید یه روز درمیون باغچه ها رو آب بدم دقیقا یه ساعت آب دادنشون طول میکشه من کلا عشق آقای بهجت هستم خیلی همش دنبال حرفاش بودم از اینترنت هم دانلود میکردم زیاد متوجه نمیشدم چون کیفیت صداها خیلی پایینه. بعد وقتی این کتاب رو دیدم اصن یه وضعی ذوق کردم تا به دستم نرسید باورم نمیکردم داشته باشمش رونمایی میکنم از کتاااااااااااااااااب خِتامُه مِسک
بینهایت کتاب قشنگیه حالا هر چی بیشتر خوندم برای شما هم میگم گفتم توی ماه محرم کتاب خونیمون هم یه کم فرق داشته باشه. خب حالا در مورد دندونپزشکی بگم. اگه از آمپول دندونپزشکی میترسید و تحمل دردش سخته براتون از خود دندونپزشک بخواید که قبلش براتون از ژل بی حسی استفاده کنه. خواهرم اون سری که رفت دندونپزشکی خیلی امپول درد داشت یعنی کلی گریه کرد از دردش یه سری چیز سفارش دادم از اینترنت که خیلی لازم داشتم حالا یکیشو میگم . کابل شبکه 3 متر خریدم کاشکی هم زودتر میخریدم اینقد که سختی کشیدم سر این کوتاهی کابل مودم خلاصه که یه کابل شبکه 3 متری خریدم 38 تومن
من فکر کنم رو حساب اینکه کابل اچ دی ام آی خیلی گروونه فکر میکردم اینم خیلی گروون باشه برا همین طرفش نمیرفتم. ولی خب شکر خدا که مشکلم حل شد الان مودم رو اوردم سر میز گذاشتم مودمم رو یه بار حواسم نبود دلر میزدم از زیر دلر برنداشتم اینطوری گچی شد
خب این یه پست کوتاه بود گفتم بهتره کوتاه ارسال کنم تا بخوام طولانی بنویسم بازم چند روز دیگه طول میکشه. خلاصه که به خوبی خودتون ببخشید [ سه شنبه بیست و هفتم تیر ۱۴۰۲ ] [ 16:11 ] [ هرمیون ]
از وقتی به عینکم بند زدم مخم هنگ کرده بند رو میندازم دور گردنم بعد فکر میکنم عینکمو زدم یه خورده که با کامپیوتر کار میکنم میبینم راحت نمیبینم بعد میفهمم عینکمو نزدم فقط انداختم دور گردنم . خنگم خودتونید سلام اگه امروز که چهارشنبه س این پست رو ارسال کنم معلومه خیلی موفق و انسان پرتلاشی هستم حالا چرا؟ چون یه دنیا کار دارم. الان که دارم ناهار درست میکنم با اجازتون پیتزا. دو ساعت مشت زدم خمیر رو ،گذاشتم که جا بیفته دو ساعت. باید حیاط رو هم بشورم. کارای دیگم دارم. حالا از اینا بگذریم یه چیزایی سفارش دادم یکیش یه دسته بازی هس. چون دوتا دسته بازی خریده بودم ولی یکیش که خراب شد و پس فرستادم و پولمو گرفتم الان فقط یکی داشتم دوس دارم دو نفره بازی کنم برا همین یکی دیگه ساده تر از قبلی سفارش دادم چون قبلیه 250 تومنه این یکی 111 تومن. در هر صورتش دسته دومی ساده باشه چیزی نیس چون 90 درصد تنهایی بازی میکنم با همون دسته پیشرفته حالا این که سفارش دادم رو اعصابمه. چراااااااااااااااااااااااااااااااااااا؟ چون عکس هارلند روشه توی اینترنت بزنید میبینید کیه. بعد خواهرم که دید دو ساعت میخندید میگفت عکس عشقت روشهههههههههه سلام دیروز اون بالا رو نوشتم که همونجور که حدس میزدم نتونستم اپ کنم . بلا سرم میاد دیگه چیکار کنم دیشب داشتم فیلم میدیدم سریال وایکینگ والهالا خیلی دوس دارم سریال به سبک وایکینگا رو. واقعا قشنگن.
بعد خلاصه بعدش که خوابیدم نمیدونم چشام انگار یه چیزی رفته باشه توش خیلی اذیتم کرد دیگه خوابیدم و صبح رفتیم اورژانس چشم پزشکی (گذر من همیشه به اونجا میفته خب بریم سر موضوعات دیگه. گوجه هایی که کاشتم رو دوباره به فنا دادم به خاطر مشکل همیشگی، پوسیدگی طوقه ولی قرمز شدش رو ببینید قشنگه
یه کتاب خیلی قشنگی هم که خریدم اسمش رامپ هس
یه افسانه ی قدیمی خارجیه در مورد چرخ نخ ریسی. اصن یه حس خوبی داره این کتاب .خیلی دوسش دارم. افسانه ی خیلی قشنگیه خب دیگه فعلا ارسال کنم میترسم پاشم برم دیگه نیام شبتون بخیر و سلامتی و یا علی [ پنجشنبه بیست و دوم تیر ۱۴۰۲ ] [ 20:25 ] [ هرمیون ]
ببینید چقد زود اومدم سلام امشب گفتم تا فرصتم زیادتر هس و استراحت میکنم بیام براتون آشپزیایی رو که قراره بذارم طرز تهیه ی فلافل قبل از هر چیزی بگم که توی غذاهاتون به هیچ وجه از جوش شیرین یا بکینگ پودر استفاده نکنید جفتشون مثل هم هستن و یه ماده صنعتی. این دوتا رو به عنوان سم سفید میشناسن. فلافلای بیرون از جوش شیرین زیاد استفاده میکنن که پف کنه . وگرنه فلافل به صورت عادی اصلا پف نداره. مواد لازم: من به مقدار زیاد درست میکنم پس اگه دو نفر هستید یک سوم این مقدارایی که میگم رو استفاده کنید. نخود 3 لیوان ، پیاز 3 عدد بزرگ ، تخم مرغ 4 عدد ، زردچوبه یه قاشق مرباخوری ، نمک به میزان دلخواه (اگه خیارشور همراهش مصرف میکنید خیلی کم بزنید در حدی که بی نمک باشه، من همیشه همینطوری میکنم) پودر سیر یک و نیم قاشق غذاخوری ، پاپریکا 2 قاشق مرباخوری ، خردل یک و نیم قاشق غذاخوری ، فلفل سیاه نصف قاشق چایخوری ، مرزه خشک دو قاشق غذاخوری (مرزه دلخواه هس، ولی خیلی خوشمزه میشه یه نکته دیگم بگم که اگه میخواید فلافلتون نرم باشه پیازش باید زیاد باشه اگه دوس دارید خشک باشه کمتر استفاده کنید . نخود رو شب قبلش بذارید خیس بخوره توی یخچال هم بذارید بعد توی چرخ یک دو سه خیلی بهتر میشه پیازتون رو هم خرد کنید بعد یه مشت نخود بریزید یه کم پیاز و چرخ کنید دیگه اونم سلیقه خودتونه که چقدر دوس دارید خرد بشه زیاد چرخ کنید نرم میشه . من به خاطر معده و هضم بهتر نسبتا زیاد چرخ میکنم. چون هضم نخود همینطوریش هم خیلی سخته واسه بدن. بعد همه رو که چرخ کردید بقیه چیزا رو هم بهش اضافه کنید و سرخش کنید. حتما با ساندویجتون کلم پیچ هم استفاده کنید.من اولا نمیدونستم ولی وقتی مدرسه میرفتم قبلنا که ممنوع نبود توی اغذیه فروشی مدرسه ساندویج فروخته بشه حالا که حرف ساندویج شد یه چیزی هم میخواستم در مورد خیارشور بگم .ما خیارشورای بیرون رو دوس داریم و استفاده میکنیم. ولی چون خیلی شور هستن و بعضی وقتا هم میخوایم خیلیشو نگه داریم و هی نریم بخریم، مقدار زیادیشو میخریم بعد چون شوریشون خیلی زیاده و ضرر داره و یکی هم اینکه چون میخوایم مدت زیادی نگه داریم برا همین آب زیادی میذارم میجوشه بعد یه کم نمک توش میریزم مثلا دوتا قاشق غذاخوری. این برا یه قابلمه خیلی بزرگ آب هس یعنی دوتا قاشق نمک اصلا شورش نمیکنه پس شما هم خواستید اینکار رو بکنید نمک خیلی کمی بذارید برا اینکه احتمال کپک زدنش خیلی کم بشه من حتی بعضی وقتا اصلا توی اب نمک هم نمیریزم ولی چون میترسم برا کپ زدنش یه کم میریزم چون خلاصه زحمت داره درست کردنشون. بعد بذارید جوش بیاد و آب یخ کنه. خیارشورا رو توی آبکش بریزید بعد ملاقه بردارید و اب جوشیده رو روی اونا بریزید که شسته بشن به خاطر اطمینان از اینکه دیگه کپک نزنن بعد خیارشورا رو بریزید توی شیه و یدوتا حبه سیر ترشی یا سیرشور یا خام هم خوبه بریزید توی شیشه. من سیر ترشی استفاده میکنم چون به عمل اومده و مزه و بوش رو زودتر پس میده بعد ترخون خشک هم بریزید تازه هم باشه ترخون خوبه. بعد سرکه بریزید هر چقد که دوس دراید ترش باشه. چون خیارشورای بیورن ترش نیستن شورن فقط. بعد اب جوشیده سرد شده رو بریزید روش و یه نایلون درش بذارید و بعد درش رو ببندید فردا ببینید چقد طعم و مزش عالیه و اصلا نظیر ندارههههههههههه. خیارشوری رو دارید که هم سریع اماده س هم طعم و مزه ای که دوس دراید رو میده. اگه به جا سیر چندتا برگ کلم پیچ خرد شده هم بریزید عالیه. اونم ماه میشه راستی حتما هم بذارید یخچال بمونه بچسبونید به ته یخچال طبقه های بالا.
این خیارشوریه که من درست میکنم خب دیگه فعلا این ارسال رو داشته باشید تا بازم سعی میکنم زودتر بیام شبتون بخیر و یا علی آبجیای عزیزم [ دوشنبه نوزدهم تیر ۱۴۰۲ ] [ 20:27 ] [ هرمیون ]
هیچی رو مثل این دوس ندارم که بیام بشینم وبلاگ بنویسم ولی هر کاری میکنم نمیشه سلام. گفتم تابستون میشه هوا گرم میشه و هیچ کاری دیگه نمیشه کرد اونوقت من میشینم کارای خودمو میکنم و هر کاری که دوس دارم هر وقت خودمم تصمیم میگیرم که هیچ کاری نکنم بقیه نمیذارن که اول که همه با هم دندون درد گرفتن یعنی همه .دندون درست کردن هم که یه نوبت یا دو نوبت نیس. یه عالم وقت باید رفت و اومد تا درست کرد چقد هم غصه و حرص و جوش داره. خونواده منم که اصلااااااااا طاقتشو ندارن. حالم کلا گرفته س سر این مسئله. بعدش یه چیز دیگم اینکه شلختگی بابام من چندماه پیش کل اتاق رو ریختم بیورن و از اول تمیزش کردم. خب من طاقتم نمیرسه دیگه اون تخت دونفره بود قد کشتی که من خریدم به اتاقم نخورد بابام برداشت، اونوووووووووووووووو باید باز کرد و گذاشت بیرون دیدم بابام که هیچ تکونی نمیخوره مامانمم هی حرص میخوره بابامم که عاشق بحث درست کردن و داد زدن اصلا بابام کمک نمیکنه توی هیچ کاری، چرا مردا بعضیاشون اینجوری هستن چرا اصلا دستشون نمیره توی خونه یه ذره کمک کنن. چطور برا خوار و مادرشون اینقد انرژی و قدرت دارن به خونه خودشون که میرسه هزار جور ادا درمیارن و حالا نزدیکه که بمیرن اینقد حالشون خراب میشه سلام امروز فردای دیشب هس که داشتم حرفای بالا رو مینوشتم به خدا گفتم برم یه کم دراز بکشم دوباره میام بعدش اصلا طاقتم نرسید از جام بلند شم دیگه خوابیدم اول که عیدتون مبارک . یعنی دیروز باید میگفتم خب نشد دیگه ولی عیدتون مبارک امروز هم ادامه ی اتاق تکونی بود. امروز سنگین کاری به شدت داشتیم. البته خود بابام هم کمک کرد این مرحله رو چون هر چقد هم من زور بزنم به زور بابام نمیرسه. فرش و جمع کردیم یه فرش دیگه انداختیم تا اینو بدیم بشورن. البته دیگه اینو توی اتاق نمیندازیم مگه اینکه از جونمون سیر شده باشیم که دوباره فرش از زیر این همه وسیله جمع کنیم خلاصه عکس هم گرفتم ولی دیگه حال ندارم بلوتوث کنم به کامپیوتر. عکسایی که دیشب اماده کرده بودم رو میفرستم .اینا باشه برا سری بعد که پست گذاشتم. در حین اینکه داشتم این مدت اتاق تکونی میکردم بابام یه عالمه بادمجون هم خرید دقیقا وسط دندون کشیدنا هم بود خلاصه اینم از بادمجونای عزیزم
کلا خونوادم اصلا اهل ترشی نیستن اصلا طعم ترشی رو دوس ندارن چون نمیتونن هم بخورن بهشون نمیسازه. فقط من اهل طعم ترش هستم چون واقعا نخورم حالم بد میشه. حالا هر چیز ترشی که باشه. خب کتابایی که این سری سفارش دادم رو یه چندتاشو بذارم. مجموعه ی دژ سرخ داستانش مثل ارباب حلقه هاس. هر کس عشق اربا حلقه ها و هابیت و ایناس حتما هم این داستان رو دوس داره. واقعا دوسش دارم بینهایت هر جلد از 600 صفحه بیشتره
به سلامتی داره طاقچه های اتاقمم باز پر میشه
نقاشی هم هیچی نکشیدم دیگه. اهان راستی اون که وسط نقاشیم تا خوردگیه هس، در اصل اون تاخوردگی نیس اون به خاطر اینه که چهارتا کاغذ A3 رو به هم وصل کردم وقتی قشنگ صاف کنم اصلا پیدا نیس خوشحالم که از وبلاگ من انگیزه میگیرید واقعا پیاماتونو که میخونم کلی خوشحال میشم و ذوق میکنم فکر کنم اینبار که بیام پست معنویات بذارم و کتابی معنوی که عشق من هس رو خریدم خب فعلا یا علی شب بخیر . بازم ببخشید و شرمنده راستی آبجی غریبه آشنا عزیزدلم شرمنده اینبار حتما بیام طرز تهیه فلافل رو حتما میذارم ببخشید عزیزم دیر شد [ یکشنبه هجدهم تیر ۱۴۰۲ ] [ 20:59 ] [ هرمیون ]
گل آفتابگردون از نظر من از دوره دایناسوراس
بزرگترین و قشنگ ترین گل دنیاس هر سال میکارمش همیشه برام عجیبه که گل به این بزرگی و خوشگلی با این گلبرگای زرد و دیوونه کننده چطور به این راحتی سبز میشه و بزرگ میشه اصلا هم زحمتی نداره .چه خوبه که این گل وجود داره
سلام یه کم خواستم حرفای متفاوتی بزنم تا پست کتابای منو بیاره راستش میخواستم از اتاقم فیلم بگیرم ولی خوساتم بپرسم همه میتونن حجم بالا رو دانلود کنن؟ منظورم 50 مگا بایت یا 100 مگابایته؟ گفتم ازتون بپرسم اگه همه امکانش رو دارن این فیلم رو بگیرم ما توی خونوادمون چندتا عادت رو خیلی سال هس که کنار گذاشتیم. یا با کلاسشو بخوایم بگیم life style زندگیمونو تغییر دادیم یا خیلی باکلاس تر change our life style چطور بعضیا اینقد کلاس میذارن حالا از شوخی گذشته کنار گذاشتن روغن جامد و سوسیس کالباس . به حداقل رسوندن مصرف مرغ دو سه ماهی یه بار یه دونه مرغ میخریم یعنی کلا شاید توی سال ما سه چهار بار مرغ بخوریم. کنار گذاشتن کامل ماست پرچرب و گرفتن چربی گوشت روغن جامد کسایی که رشته تجربی بودن فرمولش رو خوندن که با اضافه کردن هیدروژن به روغن مایع به دست میاد یعنی چیز خاصی نیس که فکر کنید کلا فرق داره با روغن مایع. به ساختارش هیدروزن اضافه میکنن که به شدت برا بدن ضرر داره و رگ ها رو سفت میکنه.نمیدونم چرا بعضیا فکر میکنن روغن جامد خیلی مقوی تر از مایع هس سوسیس کالباس هم که اصلا حرفی برا محتویات درونش باقی نمیمونه در مورد مرغ، اگه کسی از گشنگی بمیره خیلی بهتره تا اینکه مرغ بخوره. فک کنم همه دیگه دیدیم که مرغایی که پرورش میدن اصلا نمیتونن راه برن . و هر چقد هم بگن که به اینا هورمون نمیدن و این چیزا رو کاری ندارم. اینکه من خودم یه دنیا جوجه مرغ توی زندگیم بزرگ کردم. چرا چرت و پرت میگن که به اینا چون 24 ساعته با لامپ روشن غذا میدن اینا سر 40 روز اینقد بزرگ میشن. این اصلا حرف الکیه. ادم خودشو هم بکشه به هیچ وجه جوجه سر 40 روز اینقد نمیشه.اولا که مرغ وقتی چینه دونشون پر میشه حالا تا صبح هم لامپ روشن بذار ،هیچی نمیخوره دیگه تا چند ساعت. من حتی وسط شب هم به جوجه هام غذا دادم . اصلا نمیتونن که هی بخورن چون جا نداره که یه سری میخورن تا چند ساعت یه جا وامیسن یا میخوابن تا چینه دونش خالی بشه. یعنی سر 40 روز تازه اینا سر بالشون داره پر درمیاره. بعد چربی گوشت هم ، بینهایت ضرر داره دور قلب رو چربی میگیره غیر از اینکه توی رگ میشینه. هی یه عده اینو بلد شدن قدیما میخوردن سالم تر بودن. قدیما اصلا چیزی نبود بخورن . عمرا قد مردم الان چیزی میخوردن. مردم الان خیلی میخورن . یعنی همون که میگفتن مردم به سه دلیل هی میخورن: حیفه ، مفته ، نذره راستی در مورد کاشتن نیلوفر. نیلوفر یه گیاه کاملا علفی هس. یعنی شما دونه نیلوفر رو بنداز توی باغچه و برو راستش من توی فضای کم کاشتم توی باغچه چوبی که داشتم ولی اصلا گل نداد .فقط دراز شد و بعدشم خشک شد. حالا شما بکارید بازم شاید امکانش باشه. من از بچگی همیشه توی باغچه کاشتم. حتما چندتاشو یه جا بکارید چون دور هم میپیچه و یه ستون خیلی سبز قشنگی رو تشکیل میده که بعد پر از گل میشه. خب دیگه خواستم تا وقتم آزادتره بیشتر پست بذارم امیدوارم شومام راضی باشید شبتون بخیر و یا علی [ جمعه نهم تیر ۱۴۰۲ ] [ 22:8 ] [ هرمیون ]
جاتون خالی این وقت سال توی کاشون سلام عیدتون مبارک.الان کی میخواد قربونم بشه؟ امروز وقتشه [ پنجشنبه هشتم تیر ۱۴۰۲ ] [ 20:34 ] [ هرمیون ]
یه چیزی بهتون بگم که اگه کتاب دوس دارید الان میتونید ارزون انتخاب کنید و بخرید چون هنوز چاپ های سال قبل هس چاپ این یکی دو سال خیلی گروون میشه کتاب 200 صفحه ای تقریبا 300 تومن هس .مخصوصا چاپ امسال که خیلی غوغا میکنه قیمتا. سلام .امروز بلاخره عینکمو گرفتم بند هم بهش زدم که دیگه اینور اونور نذارم وقتی توی نقاشی که انتخاب کردم راه میفتم خیلی عاشقش میشم دوس دارم هی بشینم و رنگش کنم خیلی لذت میبرم از اول تا اخرش اینطوری این از وضعیت نقاشیه من
بعد اینکه در مورد وزن کم کردن بهتون بگم که فقط کم بخورید 90 درصد همین توی کم کردن وزن اثر داره . ورزش کردن برا سلامتی خیلی خوبه باعص هم میشه سریعتر وزن کم کنید ولی اگه رژیم نگیرید اصلا اثری نداره. من دیگه از بس چند وقته کم غذا خوردم عادتم شده کم بخورم دیگه زیاد نمیخوام. فقط دوس دارم سبزیجات پخته و کلا حاشیه های غذایی رو بخورم. امروز که خوراک درست کردم همین خوراک سبزیجات که لوبیا سبز و هویج و سیب زمینی و گوشت .بعد من هر غذای یکه با برنج باشه رو فقط دو سه تا قاشق غذاخوری برنج برمیدارم بقیشو از خورشتا میخورم. ولی سیب زمینی غذا رو هم نمیخورم تا بتونم. الان قاشق منو ببینید اینقد برنج با هر قاشق میخورم چندتا دونه
غورغوره هم درست کردم با هر چیزی میخورم خیلی دوس دارم عاشقشم. توی خونوادمون هیچکی نمیتونه بخوره. من فقط درست میکنم میخورم راستی با اینکه به هیچ وجه موافق قهوه نیستم یه کم قهوه خریدم چون بعضی وقتا وسط روز هی خوابم میگیره بخورم که انرژی داشته باشم. بعد یه فنجون درست کردم یه قورت خوردم واااااااااااااااای حالم بهم خورد از طعم و بوش ولی به شدت انرژی آوره و اینکه من باهاش بیش فعال میشم یه چیز دیگم بهتون بگم کسایی که استرس و اضطراب دارید قهوه اصلا خوب نیس. به هیچ وجه نخورید. خلاصه که پشیمونم از خریدش. همون چای سبز خیلی بهتره. متعادل تره. ضرری هم نداره. بیداری هم میاره. حالا من خواستم بیدرا باشم نه دیگه اینقد که رو زمین بند نشم خب بریم یه کم سر باغبونیمون این از گوجه هامه البته اونا هم دارن گوجه میدن ولی این بوته زرنگ تر از همه س
نیلوفرمم که خیلی بزرگ شده داره دور درخت بادووم میپیچه. خیلی دوس دارم زودتر گل بده. خیلی ساله که ندیدمش
برگای بادووم که خشک شدن اول به خاطر آفت کش که چند ماه پیش زدم الان داره برگ جدید درمیاره بعد یکی هم خب کاشون خیلی گرمه درخت بادووم هم برا مناطق خنک و سردسیر هس. خوبه که اصلا مونده خب دیگه شبتون بخیر و سلامتی باشه . یا علی. بازم سعی میکنم زود بیام راستی آیداخانوم عزیزم وبلاگتو حذف کردی ،امیدوارم هر چه زودتر دوباره شروع کنی [ سه شنبه ششم تیر ۱۴۰۲ ] [ 20:24 ] [ هرمیون ]
امشب هم پست میذارم بچه فعالی شدم [ سه شنبه ششم تیر ۱۴۰۲ ] [ 14:18 ] [ هرمیون ]
همه میگن به کتاب معتاد شدی امروز که داشتم از کتابایی که انتخاب کردم با هیجان میگفتم همه اینطوری نگام میکردن سلام چند روز و البته چندین شب هس که میخوام پست کنم راستش شب که میشه فکر تشک توی هال رو میکنم و سریال پادشاه تالسا و بعدشم کتاب خوندن زیر نور چراغ مطالعه ی جدیدم ، زودتر از همیشه میرم سرجام میخوابم وسط شب از خواب پامیشم میام اتاقم .از شب تا صبح از اینور به اونور دارم راه میرم. کلا شدم شبح خونمون این عکس رو با دوربین گوشی دارای سیستم جاوا گرفتم من برا هر چیزی پول بدم اصلا حاضر نمیشم برا گوشی پول بدم
راستی با اون فلافل زن هم یه ساندویج اساسی درستیدم خیلی خوب و راحت بود اگه میدونستم اینقد راحته خیلی زودتر از اینا میخریدم
راستی واسه اون قرص نصف کن بود که عکسشو گرفتم یه بار ، طرز کارشو یه فیلم گرفتم ببینید حجمی نداره ببینید که چقد راحته. قرصای پرانولول بابام رو دارم نصف میکنم اون گنجشک هم میبینید صداش میاد ، اصلا نمیره از اینجا یه سره صبح نیم ساعت بعد از اذوون صبح توی تاریکی شروع میکنه صدا کردن تا غروب که اصلا هوا تاریک شده دیگه عجب بساطی داریم از دستش لینک فیلم https://s28.picofile.com/file/8465131618/VID_20100417_150820.3gp.html
عینکمو هنوز نگرفتم. چند روز شده اون هفته دادم درست کنم بعد اصلا درست نکردن یادشون نبوده میگفت لای کاغذا رفته بود ندیده بودیم. چه راحت من جونم درمیاد بدون عینک بیام پای کامپیوتر و تلویزوین ببینم و کتاب بخونم. نقاشی هم خیلی کم میکشم رنگای سطحی رو میزنم که نیاز به دقت نداره من حدود فک کنم 5 یا 6 ساله که عینک دارم دقیق یادم نیس. اصلش هم برا این شد که یه کاموای رنگ درخشانی داش قرمز خیلی درخشان بود باهاش بافتم بعد از اون همه چیو سایه دار دیدم. اینو بهتون گفتم که مواظب باشید با رنگای شبرنگی و درخشان اصلا کار نکنید توی هیچ زمینه ای. بدون عینک هم راحتم ولی خب ادم حوصلش سر میره یه سایه خیلی کمی کنار نوشته ها هس . حالا اینه که من رو کیبورد نگاه نمیکنم و تایپ میکنم وگرنه اعصاب خورد کنه بخوای نگاه کنی . من شیشه عینکمو تا حالا نشکستم. کل سیستمشو زدم داغون کردم یه چیز دیگم اینکه یادم رفته بقیه کتابایی که میخواستم بهتون معرفی کنم رو بذارم. شرمنده ولی میذارم حتما. با این جدیدا که بیاد خب دیگه فعلا یا علی و شبتون بخیر یتا دفعه بعدی راستی یه چیزی هم هربار میخوام بگم یادم میره اینه که اگه جدیدا عنوان میدم به پستام برا اینه که سر موضوع بندیشون خیلی اصعابم خورد شد اون سری که وبلاگ رو موضوع بندی جدید کردم. خیلی سخت پستا رو پیدا میکردم. برا همین چند وقته دارم عنوان میدم [ دوشنبه پنجم تیر ۱۴۰۲ ] [ 22:3 ] [ هرمیون ]
طی یه عملیات غافلگیرانه امروز هم پست میذارم سلام .این پست برام سنگینه ولی باید بذارم بازی کرایسیس رو با استاد هکر آغاز نومودم طی بازی که کردیم قرار شد اگه باختم بیام اینجا اعتراف کنم من اعتراف میکنم که باختم با همه ی اینا اگرچه من باختم ولی از ارزش های من در مهارت بازی کردن کم نمیشه. بعععععله [ پنجشنبه یکم تیر ۱۴۰۲ ] [ 14:58 ] [ هرمیون ]
|
||