جادوگري
subjects
.
-

بخش آپارات و فیلم های من!!!

یه ماه وقت داریم خونه تکونی کنیم. چقد کم . هر سال از دو ماه قبلش شروع میکردم امسال کار داشتم نشد. حالا باید به صورت فشرده خونه تکونی کرد.

سلام . آقا سفارشم کلا تغییر کرد به خاطر اینکه یه دونه از چیزایی که میخواستم موجود نبود برا همین کلا عوض کردم سفارشمو چون باید همه جور میشد تا بتونم فعالتیمو اغاز کنم. حالا چون کنجکاو میشید میخواستم چیکار کنم میگم بهتون.

شغل شریف کفاشی یه عالمه کفشای خودمو میخواستم درست کنم. چون خیلی کفشام یه ذره کنارش چسبش باز شده. کفشامو اصلا نپوشیدم. بعد برا همین یه گیره نجاری سفارش دادم که برا کفاشی هم کاربرد داره با یه عالمه چسب کفش. ولی چسبش نبود منم گیره رو کنسل کردم. به جاش قیچی باغبونی سفارش دادم. حالا چه ربطی داش نمیدونم ولی خب اینو به شدت نیاز داشتم

حالا بگذریم بریم سراغ سخنرانی تولدم.

با اجازتون 38 سالگی :

خب از کوجا بگم. اینکه 38 سالگی دیگه نگران نباشد چون هیچ مدل خریّتی توی زندگیتون انجام نمیدید دیگه.

فک کنم دیگه عقل آدم 100 درصد کامل میشه از نظر من هر چی سن بالاتر میره زندگی دلپذیرتر میشه و بهتر. و اینکه نمیدونم چرا حس میکنم انرژی ادم خیلی زیادتر میشه

تصمیمایی که میگیرم خیلی خوبه یعنی بین انتخاب چندتا تصمیم ،بهترینش رو میگیرم و از این بابت خدا رو شکر میکنم.

قشنگ اینطوریه که ادم وقتی نزدیک 30 سالش میشه اصلا زیاد حال و حوصله نداره ولی برعکس وقتی نزدیک 40 سالت میشه خیلی حال و حوصله و انرژی داری نمیدونم چرا . یعنی الان حوصلم خیلییییییییییییییییییی زیاد شده .

یه چیز دیگم اینکه خیلی به ادم احترام میذارن یعنی میتونم بگم بیش از حد . دقیقا زیادی ادمو تحویل میگیرن غریبه و آشنا و فامیل. ادم به خودش شک میکنه . دقیقا میشی یه ادم به شدت قابل احترام که از این یکی خیلی خوشم اومده .

راستش بدیش هم اینه که چون میدونی چند سال دیگه 40 سالت میشه یه خورده آدم گیج میشه که سریعتر زندگیشو ببره به سمت هدفی که داره و اینقد معطل نکنه. من خب هدفم رو گفتم برا نوشتن و مطالعه ی بیشتر .

راستش به شدت رویایی تر شدم و تخیلی تر. یعنی از سالای قبلم هزاردرصد بدتر شدم توی این زمینه .

و چیز دیگه ای هم که شدت گرفته مسئولیت پذیریم هس . از کوچیکترین چیزا تا بزرگترین چیزا . هزار درجه بدتر شدم و دقیقا همه چیو درست و دقیق به عهده میگیرم و انجام میدم. یعنی توی بعضی موارد بقیه هم خیلی از دستم تعجب میکنن .

یعنی دقیقا توی 38 سالگی یه ادم کاملا بالغ و عاقل میشید.

یه چیز مهمتر از همه هم اینکه به هر سمتی که خودتونو وفق بدید همونطور میشید و باقی میمونید پس دقت کنید تا قبل 38 سالگی راه های مزخرف و منحرفی رو در پیش نگیرید. و تمام سعیتون رو بکنید تا قبل از این سن دست از عادتای مزخرفتون بردارید و ترک کنید حالا به هر روشی که هس. چون به ثبات میرسه و دیگه کار از کار گذشته. دیگه خیلی ضایع س که توی سن 38 سالگی شما عادتای بدی داشته باشید.

باید شخصیتتون رو به ثبات برسونید و یه ادم باشخصیتی رو از خودتون بسازید بین مردم. و بدونید که اگه تا 38 سالگی مجرد هستید این مسئله خیلی مهمتره و پس لطفا گند نزنید تا قبل این سن

خب این بود از سخنرانی 38 سالگیم . امیدوارم اگه سنتون کمتره از من هس این حرفا رو جدی بگیرید و زندگیتون رو واسه 38 سالگیتون بسازید .

حالا بریم سراغ حرفای دیگه.

قرار بود کتابایی که خریدم رو بهتون نوشون بدم و در موردشون بگم.

راستش من هنوز نخوندمشون وقتی بخونم دقیق تر برا همه میگم. من خیلی افسانه ها رو دوس دارم و کلا دنیاهای فانتزی و تخیلی. و موجودات تخیلی و افسانه ای. بینهایت دوس دارم و از شنیدن داستانای افسانه ای اصلا سیر نمیشممممممممم .

قبل از هر چیز میگم که اون کتاب قبلی رو که معرفی کردم حتما بخرید حالا نه همشو میتونید هر جلد رو جدا بخرید خیلی قشنگه شاد میشید از خوندن داستاناش. احساس خوبی به ادم دس میده بعد از خوندنشون.

راستی قبلش بگم یه کتاب دیگم سفارش دادم بعد از همه اینا اومد عکسشو نگرفتم بعدا میذارم اون یکی رو هم.

اول دوتا جلد کتاب رو بهتون معرفی کنم فک کنم دوتا جلد دیگم هس چون توی توضیحاتشون موقع انتخاب دیدم که نوشته هر جلد رو میشه جداگونه خوند نیاز نیس همه رو به ترتیب بخونید مث نارنیا که چند جلد هس ولی هر کدوم رو میشه جدا خوند داستاناش به هم پیوسته نیس. وای گفتم نارنیا، اگه بدونید که کتاباش یه دنیا فرق داره با خود فیلمش .

اینم دوتا جلدو کتابی که گفتم جلد پشت کتاب موضوعش رو نوشته و فهرستش رو هم من براتون گذاشتم که ببینید چیا هس

یه کتاب دیگم اسمش دیو ها هست که خیلیییییییییی دوسش دارم

اینو هم حتما بخونید داستاناش خیلی قشنگه. مجموعه داستان هس. بعد اینکه از اینم جلدای دیگه ای هس که من فعلا پولشو ندارم بخرم گذاشتم برا وقتی پولدار شدم بقیه کتابایی رو که میخوام بخرم .

میرسیم به کتابای نیل گیمن.

من کلا میخوام تمام کتابای نیل گیمن رو بخرم دفعه قبلی خیلی کتاباشو خریدم که اونا 300 صفحه به بالا بودن اینبار فقط همین کتاباش رو موجود داش. دوس دارم تمام داستانایی رو که گفتم بخونم حتی ساده ترینشون رو. عاشقشممممممممممم . نیل گیمن رو به طرز عجیبی دوسش دارم نمیدونم چرا یه حساس خاصی بهم میده. ادم خیلی خاصیه. واقعا بعضیا خیلی خاص و دوست داشتنی هستن .شخصیت خیلی بزرگی داره و کاشکی من میتونستم از نزدیکش ببینمش

این کتاب هم از نیل گیمن هس عجیب و هیولاهای یخی.

اینم کتاب دیگه ای هس از نیل گیمن. اسمشو شنیده بودم توی صحبت های خودشم یه قسمت از این کتاب رو بهش اشاره کرده بود خیلی دلم میخواس ببینم داستانش چطوریه. دوس داشتم . بیشتر از نظر من یه تلنگری بود به بزرگترا تا بچه ها. مخصوصا پدرها که عین مجسمه توی خونه نباشن .دقیقا اینو میخواس بفهمونه به پدرا.

اینو چون خیلی کنجکاو بودم همون روز که به دستم رسید خوندمش .

کتاب بعدی هم چون به شدت عاشق هابیت و ارباب حلقه ها هستم کتاب هابیت رو هم خریده بودم و هزار هزار بار بهتون میگم کتاب هابیت اون انتشاراتی که من خریده بودم رو بخرید حتما . چقدر خوشگله کتابش تصویراش و داستانش و اینکه اینو بدونید که هیچ فیلمی مثل کتابش نمیشه و مطمئن باشید کتابی که از روش فیلم رو ساختن هزار برابر جذاب تر از فیلمش هس.

این کتاب برام جذاب بود چون نویسندش خارجی بود با توجه به عنوانش

اینو جزو کتابایی بود که تا دیدم صد در صد بدون هیچ شکی خریدمش

این کتاب رو با توجه به فانتزی بودن و داستان قشنگی که داره و توی اینترنت در موردش که جستجو کردم دیدم خیلی قشنگه داستانش برا همین خریدمش. قیمتی هم فک کنم نداش.

این کتاب هم جزوداستان های کلاسیک هس نمیدونم دو تومن بود یا سه تومن داستان قشنگی داش تعجب کردم مثلا پول چیو گرفتن . البته جیبی هس اندازش. ولی حالا هر چی. اخه یه ورق سفید هم بخری چندبرابر اینه قیمتش .

اوخی حالا برسیم به کتابای عشقولی که به شدت دوسشون دارم .

یکی از بچه های وبلاگ بهم گفته بود کتاب ماتیلدا هم خیلی قشنگه ولی راستش من دنبالش که گشتم دیدم قیمتش زیاد بود نسبتا. راستش من کتبایا اصلی رو که میخوام بخرم قیمت بالایی دارن بعد باقیمونده پولم هر چی تهش موند باهاش اینا رو میخرم .

کتاب آرتور رو که هر مدلشو چاپ کنن من میخرم. یعنی دیوونه آرتورم

اون خواهر بدجنسش که خیلی دوسش دارم

این جلدش مخصوصا که برا باغبونی هم بود که حتما میخریدمش که انتشارات سبز فک کنم چاپ کرده فقط همین یه جلد رو از سری داستانهاش. خیلی خوشگله. برگه های گلاسه داره و صدبار میخوام پشت سر هم بخونمش اینقد دوسش دارم

خب یه سری کتاب نوستالوژی دیگم خریدم ولی خیلی دیگه سخت میشه درست کردن عکسا بذارید با یه کتاب دیگه که سفارش دادم با اون براتون میذارم. اونا هم خیلی هستن دیگه زیاد طولانی میشه این پست. حرفای دیگم میخوام بزنم اخه

یه چیز خیلی عجیبی که دیدم توی اینترنت به صورت اتفاقی توی سایتای خارجی در مورد نادال داشتم همینطوری مطلب میدیدم که به یه چیزی برخوردم و اینقددددددددددددددددددد تعجب کردم که تا صبح همینطوری بودم.

پیکه رو که میشناسید کیه؟ جناب پیکه، بازیکن تیم فوتبال بارسلوناس. شکیرا هم که همون خواننده س که میدونید زن پیکه هس و دو سه تا بچه دارن. بعدش اینا چند وقتیه که از هم جدا شدن بعد از فک کنم 15 16 سال. اینا هیچی. چون کلا از جفتشون همیشه بدم میومده چه برسه دوتا کنار هم .

جالبیش اینه که این شکیرا با ناداله رافائل نادال قهرمان تنیس جهان. من به شدت طرفدارشم. خاک تو سرت رافائل اره خلاصه. هیچی همینو میخواستم بگم

خب یه مطلب دیگه اینکه در مورد فیلم خواستم بهتون بگم :

که کسایی که طرفدار سیلوستر استالونه هستن

یه سریال خیلیییییییییییییییییییییییییی بانمک و قشنگ و جذاب و خنده دار بازی کرده به اسم پادشاه تالسا . خیلی خوشگله حتما ببینید واقعا ازش لذت میبرید مثل تمام فیلمایی که بازی کرده واقعا دوست داشتنیه. من همیشه منتظر فیلماش هستم .

خب دیگه برم عکسای دیگم گرفتم خیلی اماده س برا موضوعات دیگه ولی خیلی طولانی شد خسته شدم باشه واسه دفعه ی بعد.

شبتون بخیر و یا علی

[ یکشنبه هفتم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 0:6 ] [ هرمیون ]

بخاری روشن کردم پتومو هم آوردم

سلام من همیشه ی خدا هنگم زیاد به همه چی فکر میکنم و برا خودم کار درست میکنم البته جدیدا سعی کردم فکر جدید به سرم نزنه یا یه کاری انجام بدم . خواهرا و مامانمم میگن یه کم دست از فکرات بردار واقعا سعی کردم قرار بگیرم.

حالا بگذریم یه سری حرفا هس میخوام بزنم ولی میبینم باید اپ کنم اگه حرف بزنم خسته میشم پست رو ارسال نمیکنم . برا همین هربار که میخوام حرفای خودمو بزنم ،منصرف میشم. تو روحم.

شبکه آموزش چند وقته که ساعت یه ربع 8 صبح آموزشای نیل گیمن رو میذاره درباره نویسندگی. کلا هم من با نیل گیمن از شبکه 7 آشنا شدم و فهمیدم که کارتون کورالین رو اون نوشته. خودش میگه کارولین . من نمیدونم چطور ایرانیا اینطوری اسم کارولین رو ترجمه کردن . شاید هم دیدن به جا چشای همه توی کارتون دکمه گذاشته میشه کوووووورالین گفتن .

بعد خلاصه اینکه چند ماه پیش قسمتای این برنامه رو گذاشتن دوباره هم این چند روز گذاشتن . خیلی خوشحال شدم از تلوبیون ذخیره کردم. شما هم خواستید اونجا هس میتونید ذخیره کنید. حرفاش خیلی جالبه و مخصوصا دوست داشتنی.

اینم جناب نیل گیمن

کتاب مصور نیل گیمن به اسم مرد شنی یا سندمن هس که من از اینترنت پیرینت گرفتم کتابش رنگی هس ولی خب پرینت من سیاه سفیده. حس میکنم خوشگل تر از رنگیش شده.

کتاباش رو هنوز شروع نکردم بخونم میخوام به وضعیت ثابتی برسم بعد شروع کنم بخونم چون دوس دارم با تمرکز و خیال راحت بخونم.

این محصولات باغی من هس

یه مشت تخمه البته خیلی درشت هس . نگه داشتم برا کاشتن سال دیگه.

این گل هم کنار یکی از برگای افتابگردون دراومده بود خیلی خندیدممممممممممم وقتی دیدمش. یعنی اصلا خنده دار بود ناجور آوردم گذاشتم توی آب روی اوپن. چند روز همه بهش میخندیدن

اینم لیف هس. توی جنوب کشور هم اینو میکارن همین اسکاچای ظرفشویی هس که رنگیه.

یه دنیا کمپوست دارم درست میکنم هر چی هس میریزم توی گلدونا البته خیلی باید چال کرد تا برا بهار خوب بشه خاکش. امیدوارم که سال دیگه موفق تر باشم .

نقاشیمم اینقد پیش رفته. دوس دارم تمومش کنم ولی خب سخته. تقریبا یکی دو ساعت میشینم برا هر مرحله . کاشکی زودتر تموم بشه.

مودم تی پی لینک مدل 8817 میخوام. بی سیم نیس. من اصلا وای فای نمیخوام استفاده کنم. به خاطر امواجش. به مهندس زنگیدم گفت نداره ولی خب درست هم جواب نداد بهش گفتم چنده گفت نمیدونم .اصلا هیچی نیس. هیچکی استفاده نمیکنه بعد گفتم پس هنوز 40 تومن هس؟ گفت نه اونم نیس اصلا هیچی نیس. نمیدونم یعنی چی؟ چرا اینجوری جواب داد. کلا یه جوری بود. نمیدونم والا. برا همین توی اینترنت دیدم 300 تومن بود.کاشکی یکی برام گیر میاوردش. خودم خسته شدم خیلی.

این سی دی بازیایی بود که 20 سال پیش بازیشون میکردم. برا همون دستگاه سی دی پلیر بود که داشتیم . همین دستگاه ها که باهاش فیلم میدیدن. این دستگاه باز یهم بود. یه بار دستگاه شکست یکی دیگه خریدیم ولی هر دوتا سی دی یه جوره.

این کاکا سیاه افریقایی برا صد سال پیش هس یعنی سیسمونی بچگیای ما سه تا بوده رنگاش رفته بود من دوباره رنگش کردم. توی عکسای بچگیمون هس .رنگاش رو از توی عکسامون دیدم. یه چیزی هم توی دستش بود یادم نیس چی بود. توی عکس هم معلوم نیس. ولی عین خودش رنگش کردم.

خب دیگه ظهر نوشتم الان هم عکسا رو گذاشتم به سلامتی شبتون بخیر باشه میترسم هی طولش بدم باز ارسالش نکنم یا علی

[ چهارشنبه سیزدهم مهر ۱۴۰۱ ] [ 19:55 ] [ هرمیون ]

اول اینکه عکس کتابایی که گذاشتم زیاده ،سرعت اینترنت کمه چندتاش واسه خودم باز شد. بعد اینکه با تبلت عکس میگیرم اگه زوم توی عکسا واضح نیس دیگه ببخشید .تا سال دیگه که گوشی بخرم اول مانیتوررررررر

سلام امشب حتما پست میکنم چون برنامه ریزی کردم.

از یه سایت که چیزامو سفارش دادم نصفش که کنسل شد فقط بازیامو فرستاد. کامپیوتر جدیدمو هم که ندارمش فعلا باهاش بازی کنم کارت گرافیک جدیدش به تلویزوین تصویر نمیداد با گرافیک مادربرد تصویر داشتم که خدایی گرافیک مادربرده ای ول داره ولی خب حالا بد نیس ادم یه کارت گرافیک مجزا هم داشته باشه خلاصه که خودم هر چی زور زدم نشد چون کارت رو هم تازه خریده بودم گفتم نکنه اشکال داشته باشه برا همین زنگش زدم که کیس رو براش میفرستم.

بعد نمیدونم بهتون گفتم یا نه که مهندس کامپیوترم وقتی کلا کیس رو براش ببری یه برنامه نصب میکنه که وقتی خونه باشی مشکلی داشته باشی وصل میشه به کامپیوترت بعد مشکلشو حل میکنه . حتی زنگ زدم و هماهنگ کردیم که وصل بشه وارد کامپیوترم شد و بازم حل نشد بعد دیگه کیس رو مجبور شدم بهش بدم گفتم شاید کارت اشکال داره به مادربرد نمیخوره.

که همینطورم شده انگاری.الان یه هفته س ندارمش چون اینترنت قطع شده یه برنامه باید دانلود کنه از سایت خود کارت، من دارم ولی بابام نمیبره بهش بده حالا تا اینترنت اون سایت رو باز کنه معلوم نیس کی بشه، دلم برا بازی تنگ شده. کیس خوشگلم کوجایی .

این بازیایی که سفارش دادم نمیدونم چطوری هستن فک کنم جالب باشن.

چیز دیگه ای که سفارش دادم کتاب بود که بهتون گفتم. همش از نیل گیمن.

جلد ششم اسرار نیکلاس فلامل جاودان رو دارم تموم میکنم بعدش اینا رو میخونم . وای خیلیییییییییییییییییییی هیجان دارم برا خوندنشون. دیوونشونم .

اینم ماگ خوشگل جادوگریم

هنوز دلم میسوزه برا شلوار لی خوشگلم. اونبار که شلوار لی جدید خریدم بعد من از واتس اپ انتخاب کردم سایزمو هم گفتم به بابام که بره بگیره بعد بابام گفت شلوارتو بده اینطوری بهتره وقتی که اومد بابام شلوارمو خرید گفتم شلوار قبلیم کو؟ گفت بهت دادم گفتم واااااااااااااااااای شلوارمو گم کردییییییییییییی شلوارم نو بود اصن من اینقد نپوشیده بودم خیلی دلم میسوزه .

الانم که لاغر شدم شلوار جدیده بزرگه برام اصلا خیلی شدید لجم گرفته . باید بشینم اندازش کنم.

یه گونی نون خشک چند وقته گوشه حیاط گذاشتم که بابام ببینه زودتر برداره ببره. تا چند ماه این گونی کنار حیاط بود هی منم حیاط میشستم هی اینور اونور میکشیدم هربارم به بابام میگفتم کمرم درد میگیره سنگینه اینو بردار ببره .هزار بار توی روز میره بیرون. اعصابم خورد شده از دست اینکه یه کار کوچولو هم توی خونه نمیکنه

خلاصه چند روز پیش بابام دو روز رفت اصفهان، منم شرایط رو مهیا دیدم گونی نون خشک رو گذاشتم توی کوچه آخه وقتی بابام هس چیزی بیرون میذارم هی جوش میخورم که سریع بیان ببرن بابام نبینه. اینطوری خیالم راحت بود. منطقه ی ما هم طوریه که تا یه چیزی میذاری هنوز نذاشته برمیدارن حالا هر چی باشه. نمیدونم واقعا چطوریه .واسمون خیلی عجیبه

بعد گونی رو اینقدم سنگین بود گذاشتم کنار دیوار و اومدم .یه ماشین شاسی بلند هم داش میومد از ته کوچه من سریع اومدم توی خونه گفتم نگن چه بی کلاس نون خشک دارن بعد اومدم در رو که بستم دیدم ماشین رسید به خونمون وایساد صدا گونیه اومد در خونه رو یواشکی باز کردم دیدم گونی رو برداشت گذاش توی ماشینش .گونیه خیلی بزرگ بود. باورم نمیشه فهمیدم که خود مردم اینجا هر چی میذارم دم در میبرن با این سرعت. همیشه برام همین سوال بود چطور اینقد سریع چیزا رو برمیدارن این پسرا که نون خشکی هستن. نگو جنابان همسایه ها برمیدارن. عجب ادمایی هستنا چقد پُز میدن و ادا اصول درمیارن اونوقت چیزای بازیافتی رو از در خونه ها جمع میکنن .

گفتم بهتون در جریان باشید که اینطوریاس .

خب حرف که خیلی دارم ولی خیلی خوابم میاد ببخشید دیگه. شبتون بخیر باشه یا علی

[ یکشنبه سوم مهر ۱۴۰۱ ] [ 21:55 ] [ هرمیون ]

قسم نامه:

من قسم یاد میکنم دیگه غلط بکنم هیچ نوع غلطی رو انجام بدم .(وسطای پستم میفهمید چرا)

سلام امروز دوشنبه س. تا الان یه سره توی آشپزخونه بودم خیلی کار داشتم . گرمی هوا به اوج خودش که نه آخه مرداد یه گرمایی میشه کاشون بی نظیر. جاتون خالی

خلاصه گرمه خیلی الانم. از ساعت 12 تا 7 نمیشه پا بیرون گذاش قشنگ نصفت بخار میشه میره هوا

خب بریم سر حرفای اصلی.

اول از همه کتابایی که خریدم رو بهتون بگم چیاس خیلی خوشگلن .من خیلی کتاب میخواستم ولی خب پولمو نیاز دارم برا چیزای دیگه. برا همین یه چندتا خریدم تا بخونمشون .ولی یه سری کتاب از نویسنده های روسی بود که واقعا خوشگل بودن و داستای قشنگی دارن. دفعه ی بعدی.

کتاب اول که میخوام بهتون معرفی کنم که کلا اصلا به خاطر این من تصمیم به کتبا خریدن دوباره گرفتم، کتاب ارواح ماشین نشین هس. این کتاب بر خلاف اسمش که فکر میکنید داستانی و ترسناک هس اصلا اینطور نیس. تجربیات و آموزش نویسندگی توسط نیل گیمن هس همون نویسنده داستان کورالین. و البته هزار جور داستان دیگه.

من دیوونه نیل گیمن هستم به شدت عاشق سبک نوشتنش هستم و دوس دارم مث اون خلاق باشم امیدوارم موفق بشم ولی همش میگم کاشکی دانشجو کلاس نیل گیمن بودم. چقد رویاییه .

این کتاب ارواح ماشین نشین

بینهایت قشنگه و بینهایت شیرین و خوندنی. یه صفحشو براتون میذارم.

کتاب بعدی هابیت بود. من این کتاب رو فک کنم دو سال هس که توی سبد خرید سایت گذاشتم. از سایت 30 بوک 80 درصد کتاب میخرم بقیش رو هم از شهر کتاب انلاین یا پردیس کتاب.

کتاب هابیت رو چون عاشق فیلم هابیت هستم یعنی بیشتر از ارباب حلقه ها دوس دارم. برا همین خیلی دوس داشتم داستان اصلیشو بخونم .همون کتابشو. چون همیشه فیلمایی که زا رو کتابا ساخته میشن یه ذره از اون رمانی هس که نویسندش نوشته.من فکر میکردم یه کتاب ساده س که فقط نوشته داره ولی مصور هس وااااااااااااااااااای که چقد خوشگله یعنی خیلییییییییی دوسش دارم

این کتاب هابیت و چند صفحه ازش

یعنی اگه میدونستم مصور هس زودتر میخریدمش

کتاب بعدی هم یکی دیگه از آثار نیل گیمن هس

این کتاب خیلییییییییییییییییییییییی خوشگله واقعا عاشقشم دیوونشمممممم بینهایت خوشگله داستان های خیلی قدیم یو کهن منطقه اسکاندیناوی هس که قدیمیا برای هم تعریف میکردن غول و پری و ادین و اساطیر باستانی خدایان آسگارد رو داره. هر کی فیلمای مارول رو دیده حتما این شخصیت ها رو از قبل میشناسه . اون فیلم که حسابی دستکاری شده هس در برابر این کتاب. نیل گیمن داستان ها رو جمع آوری کرده و به زبان ساده تر نوشته واقعا خوشگلههههههههه. اگه با شخصیتا اشنایی ندارید یه کم شاید خوندن صفحات اول که معرفی شخصیت ها رو میکنن براتون سخت باشه میتونید از اون بگذرید و وارد داستان ها بشید یه سری داستان های کوتاه هس .من هر شب دوتا از اونا رو میخونم

یعنی اگه هیچ کتابی هم نمیخواید بخونید فقط همینو بخونید

دوتا کتاب هم خریدم چون عاشق آفریقا و سرخپوستا هستم این کتابا رو خریدم خیلی دوس دارم زودتر بخونمشون. ولی خب باید کتابایی رو که رد ردیف خوندنم هستن اول تموم کنم بعدش اینا رو میخونم. الان جلد سوم اسرار نیکلاس فلامل جاودان هستمو ارواح ماشین نشین رو هم استثنائا چون اصن صبر نداشتم که بخونمش دارم میخونم شبا دوس دارم هزاربار از روش بخونم.

این کتابا نویسنده هاشون خارجی هستن با تمام احترامی که برا نویسندههای ایرانی و کارگردانای ایرانی قائل هستم صدسال من نه کتاب ایرانی میخونم نه فیلم ایرانی میبینم خیلی مزخرفههههههههههههههههههههه خدایی. خیلی. این داستانای فانتزی هم که شروع کردن یه عده مینویسن همشون کپی هس یکیش که قشنگ از همین کتاب نیکلاس فلامل جاودان کپی کرده بقیشونم که خیلی تکراری و با یه ذره تغییر از داستانایی هس که نوشتن خارجیا.

این کتابای آفریقایی و سرخپوستی

یه کتاب دیگم گرفتم یادم رفت عکسشو بگیرم نمیدونم چطور عکس اینو نگرفتم حالا دفعه بعدی میذارم اونم کتاب خیلی قشنگیه .اون یه داستان هس در مورد سرخپوسته. خیلی خوشگله نمیدونم والا چرا عکسشو نگرفتم

سلام امروز جمعه س. این مربوط به همون قسم نامه ی بالاس.یعنی از دیروز تا حالا مردم از خستگی. یعنی هربار که از نردبوم اومدم پائین ،خواهرم گفت خوبی؟ منم گفتم آره خوبم کاری نداش.

یه راز بالا رفتن از نردبوم رو میدونید اگه میخواید نترسید و تعادلتون رو حفظ کنید اینه که هر چی پله رو بالاتر میرید پائین رو نگاه نکنید سقف رو ببینید کلا بالاسرتونو نگاه کنید. البته منظورم نردبوم های دو لنگه هس. اینا چون وسط جائی قرار میگیرن خیلی سخته ادم بره ازش بالا.

اون پرژم یادتونه برا گچبری سقف، انجامش دادم. به شما هم میگم اگه از این کارا نکردید یعنی خیلی ارتفاع نربودم رو تا حالا بالا نرفتید یا میخ نکوبیدید به سقف ، از اینکارا هیچ وقت نکنید به شدت خطرناکه یعنیییییییییییی واقعا به شدت خطرناکه.

منو به هیچ وجه الگوی خودتون قرار ندید .

این گلا خیلی خوشگل هستن اگه برادر یا پدر یا شوهرتون میتونن اینو انجامش بدن خیلی قشنگه و شیکه. و اینکه اینم بگم که همچینم مردا زیربارش نمیرن مگه اینکه شغلشون باشه . پس اگه زیربارش نرفتن ناراحت نشید چون بابای خودمم به هیچ وجهههههههههههه زیربارش نرفت و گفت میترسه گفت من تا ابن حد نمیرم بالا فقط در حد مهتابی عوض کردن اونم به دیوار تکیه بدم نردبوم رو . بعد هی میگه ناراحت شدی؟؟؟؟؟؟؟؟ میگم نه به خدا اگه میخواستید برید هم من نمیذاشتم به خدااااااااااااااا .

و اینطوری بود که پروژم به پایان رسید

من دور لوسترمون زدم

گوشه های هال هم زدم ولی عکسشو نگرفتم چون وقتی این عکس رو گرفتم خیلی خسته بودم گفتم بعدا میگیرم که یادم رفت وقتی لوستر رو روشن میکنم خیلی خوشگل میشه نور میخوره توی گلا ، یه بار هم میخواستم شب عکسشو بگیرم که حال نداشتم شرمنده چون این روزا خیلی یعنی بینهایت کار دارم

اول چسب چوب بهش بزنید بعد میخ ریز باریک بهش بکوبید پیدا نیس اصلا. چون سه متر تا سقف فاصله س.

سلام امروز شنبه س. والا نمیدونم ارسال میتونم بکنم یا نه. حالا سعیمو میکنم عکس نگرفتم فعلا.

پس بذارید از خریدایی که کردم بگم.

من بازی رو خیلی دوس دارم .نمیدونم گفتم یا نه من به جا سگا خیلی سال پیش یه دستگاه سی دی داشتیم. همین که سی دی توش میذاشتی فیلم توی تلویزین پخش میکنه بعد این دستگاه بازی هم میشد باهاش کرد دوتا دسته بازی داش و یه سی دی بازی که خیلی بازی توش بود روش نوشته بود 300 بازی. ولی 300 تا نبود.

خلاصه من با اون خیلی کیف میکردم بعدش دستگاه خراب شد الانم داریمش یه بار عکسشو میگیرم بینهایت دوسش دارم بعد سگا خریدم.

الان بازی های سگا رو من نمیتونم پیدا کنم و بخرم.بازی های بیشتری میخوام . یه دتسه بازی جوی استیک بهش میگن خلاصه یه دسته بازی خریدم برا کامپیوتر. همیشه با کیبورد و موس بازی میکردم ولی دوس دشاتم هیجانی ترش کنم.

این دسته بازی رو خریدم

یه دسته بازی دیگم خریدم که این بود

ولی پلمپش باز بود برا همین پسشون دادم .

یه سری بازی هم خریدم

بازی هری پاتر

فک نکنید اینا رو راحت انتخاب کردم و خریدم سرویس شدم تا خریدمشون به خدا. چقد استادمون رو زحمت دادم فک کنم کم کم دیگه منو بلاک کنه .

بعدش دیگه بریم سراغ آموزش دوخت شلوار راحتی باحال

این پارچه شلواری که من خریدم تریکو میخرم. خوشگله؟به خاطر دریایی بودنش دوس دارم فانوس دریایی داره عاشقشم

ببینید اول پارچه رو چهار لا تا میزنید

یه شلوار که خیلی خودتون راحت هستید باهاش رو برمیدراید و تا میزنید لبه ی صافش رو میذارید رو لبه ی چهار لای بسته ی پارچه

بعد طبق همون شلوار برش میزنید ولی من چون میخوام خیلی آزاد باشه بالاشو نمیزنم کلا خودتون دیگه هر جور دوس داشتید برش بزنید ولی اگه باز اولتون هس طبق همون شلوار برش بزنید و اینکه فاق شلوار رو هیچ وقت کوتا نبرید اگه از بالا تا فاق رو بلند ببرید میشه درستش کرد ولی اگه کوتاه ببرید شلوار رو خراب کردید. پس همیشه بلند برش بزنید. اینطوری هم که خط کشیدم میتونید برش بزنید عین خود شلوار. فقط اینو در نظر بگیرید که داخل شلوار کش هس و جمع شده باید بزرگتر ببرید.

بعد پارچه رو یه لاشو باز میکنید دو طرف شلوار رو میدوزید

چرخ خیاطی رو اوردم اتاقم میزش رو حال نداشتم بیارم رو زمین گذاشتم

بعد پارچه رو باز میکنید و فاق ها رو روی هم میذارید . همیشه از وسط شلوار یعنی همون فاق شروع میکنید یه طرف رو میدوزید به سمت پاچه. بعد دوباره برمیگردید از فاق اونطرف رو میدوزید.

(یعنی فاق رو پس دقیق روی هم بذارید)

بعد برا کش هم لبه ی کمر رو تو میذارید و یه جاییشم باز میذارید که کش رو رد کنید

میتونید کش پهن و چندسانتی هم به شلور بدوزید ولی اینطوری راحت تر هس . کش یه سانت رو توی سوزن قفلی کنید و از داخل این قسمت کمر که تو گذاشتید رد کنید و گره بزنید

پاچه ی شلورا رو هم میتونید لبه رو کش بدید من دوس دارم خیلی .

میخواستم از اخرش عکس بگیرم که یادم رفت دیگه ببخشید کلا یه سری عکس رو یادم رفته

سلام امروز یکشنبه س. بذارید تا یادمه از باغبونی یه کم براتون بگم.

اون کوکوپیت بود که بهتون گفتم برا کاشت بذر میگن خوبه و من برا امتحان خریدم، خیلیییییییییییییییییییییییی مزخررررررررررررررف بود دقیقا اینکه گفتن مانع پوسیدگی بذر میشه دقیقااااااااااااااااا باعث پوسیدگی بذر میشه و بذرای گرون منو به باد فنا داد. البته من دارم بازم چون همیشه یه دونه از بذر رو میکارم حالا چه اندازه خاکشیر باشه یا اندازه تخمه

گفتکک که این چرت و پرتا رو گوش نکنید و پول کوکوپیت ندید .

خب از باغبونیای دیگه بهت بگم. من از این تورای سبز رو خریدم بهش میگن تور گیاهی. گیاهی نیستا یعنی برای گیاهان هس. ایجاد سایه میکنه حتما کسایی که توی شهرای گرم هستن اینو زیااااااااااااااااااااد تو شهرشون میبینن که از پشت بوم بعضیا کشیدن تا روی دیوار حیاطشون. خیلی هم زشته و من نمیدونم چرا اینکارو میکنن آخه خیلی هم تاریک میشه.

خلاصه اینکه من خودم قبلش یه گونی آبی بود باز کرده بودم دورشم لبه زیگزاگ زدهب ودم که هی باز نشه از هم مینداختم رو گلدونام بعد گفتم برم این تور گیاهی رو بخرم بهتره جنسش جالب تر هس بعد که خریدم دیدم زرشکککککککککککککککک همون گونیه بعد من برا ارتفاع کم رو گلدونام و باغچه چوبیم میخواستم که اینقد این تیره هس که من فقط رو دوتا گلدونام رو کشیدم باهاش.

بعد اینم از تور گیاهی

ولی خب خیلی خوبه ها ولی همون گونی سفید نه رنگی داشتید بندازید هم کار همینو میکنه. ولی تو رو خدا رو خونه هاتون نکشید اینجا همه اینکارو کردن توی کاشون پره. خیلی زشتههههههه.

یکی هم این سقفایی هس که توی حیاط میزنن که به جا پارکینگ استفاده کنن ازش .از اونا هم نزنید که هم زشته هم اینکه اصلا حمل افتاب رو نداره بعد یه مدت همش کنده میشه. همسایه هامون اینکارو کردن .

کدو تنبل کاشتم البته یه بار کاشتم کدو سبز بود بزرگ که شد فهمیدم از جاش کندم دوباره یه تخمه کدو دیگه رو امتحان کردم اینو مطمئنم کد تنبله لیف هم دراه رشد میکنه ولی خیلی کند. آفتابگردون غول پیکر و تزئینی هم کاشتم غول پیکره رشد خبوی داره ولی تزئینی نمیدونم خیلی کوچولوئه.

این لیف هس

سلام امروز سه شنبه س. فک کنم هنوز اون کالا به درد بخور خانگی رو که گفته بودم نذاشتم.

از سایت کالا دوام یه جا صابونی خیلی خوب و کاربردی خریدم البته دوتا خریدم. بهترین خوبی که داره اینه که یه شیب به سمت پائین درست کردن برا جاصابونی که آب صابون میریزه توی خود روشویی دیگه جایی رو صابونی نمیکنه . و اینکه پایه های ابل تنظیم داره تا دو سانت به جایی هم میتونید گیر بدید که از لبه جایی هم نیفته کلا خیلی خوبه و شیب جاصابونی هم قابل تنظیم هس.

اینم جاصابونی باحال

45 تومن

چیز دیگه ای که خریدم یه جامایعی بود اینو به خاطر شیک بودنش خریدم و اینکه یکی نیاز داشتیم برا روی ظرفشویی چون به جامایعی دیواری، مایع ظرفشوئی هس اینو دستشوئی ریختم ظرف پلاستیکیا اخه زشته.

120 تومن

سلام امروز پنج شنبه س. بهتره این پست رو دیگه تموم کنم و ادامه ندم وگرنه همینطور تا یه سال مینویسم و پست نمیذارم خب پس همین جا در همین اول نوشتن میگم یا علی من عکسا رو تمامشو آماده کنم و بفرستم تا آخر امروز.

[ جمعه سوم تیر ۱۴۰۱ ] [ 17:8 ] [ هرمیون ]

وقتی یه بزغاله ناراحت میشه صداش بزغالود میشه

سلام یه سری لوازم تحریر میخوام بخرم حس میکنم لوازم تحریر خونم پائین اومده

خیلی راحت این پرشین گیگ برداشته تمام حسابای منو حذف کرده برا همین تمام عکسای پستای آموزشی که توی پرشین گیگ اپلود کردم نیس شدن. بهشون میگم برا چی اکانتای منو حذف کردید میگه حذف نشده مشکل فنی پیش اومده میگم زیاد طول نکشیده این مشکل فنی؟ میگه همکاران دارن بررسی میکنن

حالا بگذریم بریم سر مسئله اصلییییییییییییییییییییییییییی. کتابای شش گانه ی نیکلاس فلامل عزیزم تکمیل شد بلاخره اون جلد کمیاب رو پیداش کردم

کتاب چهارم نیکلاس فلامل جاودان کتاب احضارگرش رو خریدم 15 تومننننننننننننننننننن میدونید این کتاب رو یه جا 700 هزارتومن دارن میفروشن ولی قیمت اصلی کتاب 80 تومن هس وقتی انتشارات چاپ میکنه. خلاصه باورم نمیشه 15 تومن خریدم

اینم کتاب چهارم

پردیس کتاب که یه کتابفروشی توی مشهد هس واقعا فهمیدم خیلی مسلمون هستن چون به همون قیمت که سال 91 خریدن به همون قیمت دارن میفروشن تازه بعد از خرید من ، نامردا تخفیف دادن و 13 تومن کردن

یه کتاب دیگه که خریدم و خیلی تعجب کردم وقتی دست گرفتمش، کتاب شب زمستانی بود

عجیبیه این کتاب به وزنش هس. کتاب نزدیک 500 صفحه ولی مثل پر میمونه سبک. اصلا انگار هیچی توی دستات نیس. خیلی عجیب بود وقتی دست گرفتم به خواهرم گفتم وااااااااااااای این چرا اینجوریه اصلا وزن نداره . بعد خواهرمم مث من تعجب کرد . سبکی کتاب به خاطر نوع خاصی از کاغذ هس که استفاده کردن. وقتی کاغذ رو لمس کنید یه جوریه خیلی خاصه. توی توضیح اول کتاب هم اینو نوشته.

جلد دوم این کتاب اصلا هنوز وجود نداره یعنی به زبان فارسی هنوز وجود نداره . کتاب خیلی قشنگیه مخصوصا برا الان که زمستونه قشنگ حس زمستون رو بهتون میده چون برا شبای زمستان هس.

یه سری کتابای دیگه که من وقتی توی سایت میگشتم تا ببینم کتابی هس که دوس داشته باشم یهو برخوردم به کارتون خانواده ی بزرگ که کتابش اینجا به اسم خانواده ی پاگنده ها چاپ شده. من اصل این کتاب رو دیدم به زبان اصلی. دقیقا کتاب عین خود کتاب اصلیش چاپ شده با همون کیفیت و با همون تصاویر. باورم نمیشه که چاپش کردن. اندازه کتاب آرتور دوسش دارمممممممممممممم

این کارتون رو هم مث کارتون آرتور همشو ضبط کردم بینهایت قشنگه. من بعضی وقتا میذارم میبینم

کتاباش فقط 9 جلده

یعنی واقعا دوس دارم کتابه رو بغل کنم چقد نازهههههههههههههه آخه چقد نازه

یه سری کتابای دیگم خریدم ولی اینا دیگه آخریشه چون واقعا خسته شدم خریدنشون خیلی سخته. یعنی انتخاب کردن و پیدا کردن کتاب دلخواهت خیلی سخته .

این سری کتابا هم که دفعه بعدی بیام نشونتون میدم، اونا هم واقعا قشنگن داستانای ترسناک دارن

فکر کنم بعدشم نوبت میرسه به لوازم تحریرررررررررر. از یه سایت لوازم تحریر خریدم که صاحبش اصفهانیه. زنگ زدم بهش میگم چرا خب نمیشه مبلغ رو پرداخت کرد میگه ما هر دوتای نماد اطمینان رو داریم و من شماره کارت میدم شما پرداخت میکنی. خیلیا اعتماد نمیکنن به این روش. منم حال نداشتم دیگه اینقد گشته بودم تا چیزای دلخواهمو پیدا کنم گفتم پول رو به کارتتون میریزم دیگه به امید خدا . خندم گرفت نتونستم خودمو نگه دارم خندیدم اونم خندش گرفت. والا بالا کشیدی هم حال ندارم غصه بخورم 257 تومن من به اصفهانیا ایمان دارم

به خاطر پول نه ، به خاطر زحمت و انرژی که گذاشتم تا اینا رو انتخاب کردم ،جون خودتم که شده بفرست همه رو

سلام اونوقتی که مینوشتم ظهر بود الان شب هس اینقد چند روزه فکر و خیال کردم اعصابم خورد شد الان زنگیدم به مطب دکترم. اون دکتر اولی ، بعد منشی گوشی رو برداش اینقد خوشحال شدمممممممممم اشک شوقه واقعا . اعصابم خورد شده بود اینقد فکر داشتم دیگه مونده بود دکترمم مریض بشه بعد بهش گفتم دکتر مریض ویزیت میکنن؟ گفت آره برا اون هفته دکتر عزیزمممممممممممم حالش خوب شده

به این دکترم توی واتس آپ پیام دادم که ببخشید از بس دلواپس مامانم بودم حواسم نبود از شما به خاطر زحمتایی که کشیدید تا حالم خوب شد تشکر کنم. برا چندمین بار شما حال منو خوب کردید ان شائ الله همیشه سلامت باشید و خدا نگهدارتون باشه. بعد جواب داد که ممنون شما محبت دارید سلامت و شاد باشید همیشه. عچیچم

پیام این پست: قدر دکترهایتان را بدانید

آنچه در پست بعدی خواهید دید:

معرفی کتاب های ترسناک و کتاب های دیگر

خرید های تحریری

دوستان از همین جا اعلام میکنم کتاب خریدنم تموم شد و والسلام چون واقعا خسته شدم دیگم پول ندارم ولی واقعا خیلی حرص و جوش داره دیگه نمیخرم میخوام بخونمشون دیگه.

میخوام دیگه نقاشی کشیدنمو شروع کنم دلم لک زده واسش

خب شبتون بخیر و سلامتی و شادی باشود

[ چهارشنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۹ ] [ 22:35 ] [ هرمیون ]

این پست ترتیب روز نداره ولی روزا رو گفتم که چند شنبه س.

سلام امروز جمعه س و من میخوام هر طور که هس پست رو ارسال کنم .در اصل اینطوریه که پست از پائین شروع شده از اونجا که سلام کردم . ولی دیدم که اگه از اول پست ناله و این حرفا باشه اعصاب خورد کنه. خودمم دوس ندارم با یه پست انرژی منفی بدم .

کتابام چند روزیه که رسیده. من گفتم بهتون از پست سفارش ندید همچنان بر این عقیدم از پست سفارش ندید چون من چندتا کتاب بود مجبور شدم از پست سفارش بدم خیلی دوسشون داشتم و دیگه انتشاراتیا هیچ کدوم این کتابا رو به چاپ نرسوندن.

اینکه من اصلا اعتمادی به سایتا ندارم میدونستم اذیت میکنن ولی دو سایت شهر کتاب انلاین با این پست معمولی هم بود سریعتر از همه رسوند سایتای دیگه که سفارشی بودن دیرتر رسوندن یا اصلا نرسوندن.

سایت 30 بوک خیلی خوب بود کتابام رو که خیلی نگرانش بودم سالم رسوند سر موقع هم رسوندشون. ولی یه سایت دیگه که اسمشو نمیبرم به شدت اذیت کرد و کد رهگیری هم نفرستاد چون اصلا ارسال نکرد سایتشم اصلا به روز نیس یعنی اصلا بهش سر نمیزنن باید زنگشون بزنی بگی سفارش دادم. بعد از کلی زنگ زدن گفت سفارش برگشت خورده شماره کارت بده که پول رو برگردونیم. یعنی اصلا نداشتن اون کتاب رو سه هفته س منو مسخره کرده اینو بهم میگه. هربار هم که زنگشون میزنی شماره ازت میگیرن که باهات تماس میگیریم ولی الکی میگن. جی ال ایکس هم همین کارو دقیقا باهام کردن .

سایت 30 بوک خیلی سریع هس و شهر کتاب انلاینم همینطور خوبه خیلی.

اوهووووووووووم سلام واقعا روزا سریع میگذره . به خواهرم میگم اون بالا اول نوشته هام، گفتم امروز جمعه س و میخوام ارسال کنم خواهرم میگه این جمعه که رد شد رو میگی؟!!! میگه خجالت نمیکشی

واقعا خجالت میکشم ولی میدونید دلیلم چی بوده

میخوام کتابا رو چندتائیشو نشونتون بدم خوشگله دیشبم نشستم کتاب خریدم حالم بهتر بشه البته چون یه کتابم برگشت خورد پولشو نشستم هم کتاب برگشت خورده رو سفارش دادم هم کتابای دیگه.

امروز تحویل پست داده دیگه اون هفته میرسه . امیدوارم کتاب احضارگر رو که برگشت خورد سفارشم این سایت دیگه داشته باشه و برگشت نزنه. زنگشون زدم گفت اگه وارد سبد خرید شده موجود بوده . گفتم زحمت کشیدی همتون اول همینو میگید.

حالا بگذریم کتابایی که خریدم اینا هستن

قبلا که سه جلد کتاب شش گانه ی اسرار نیکلاس فلامل جاودان رو خریده بودم الان سه جلد دیگشو میخواستم که اصلا نیس شده تمام جلدای این کتاب.

جلد 5 و 6 رو خریدم ولی جلد 4 شد که دوباره از یه جا دیگه سفارش دادم.

جلد ششم 500 صفحه بیشتر هس میگن خیلی جلد ششم قشنگه

کتاب بعدی که خریدم دوتا کتاب خاطره انگیز واسم هس که واقعا نگاشون میکنم قلبم میریزه. خاطره دوران مدرسه هس کتاب جادوگر شهر اُز ، سوم ابتدائی بودم یکی از هم کلاسیام خریده بود بهم داد خوندمش برام خیلی قشنگ و جذاب بود اصلا یه حسی پیدا کرده بودم. وقتی توی سایت دیدمش اصلا دگرگون شدم دوس دارم بغلش کنم سه سال پیش وقتی مریض بودم دفعه اول که بیمارستان بودم این کتاب رو توی گوشیم داشتم هی میخوندمش اصلا دلم باز میشد

اون یکی هم کتاب شیر ، کمد ، جادوگر هس همون جلد اول نارنیا. اینم من سوم راهنمائی بودم معلم ورزشمون ، مسئول کتابخونه هم بود. من رشته ورزشیم همیشه تنیس روی میز بود. خیلی هم خوب بازی میکنم یعنی سرعتی بازی میکنم حال کنید معلممون باهام بازی میکرد یهو سرعتی میزد منم جوابم میدادم اون نمیتونس جواب بده میخندید . بعد برا مسابقات استانی گفت ثبت نامت میکنم که مامانم نذاش خلاصه این کتاب رو بهم داد بخونم قشنگ همش یادمه وقتی میخوندمش

خیلی کتابش قشنگه تصویرای ساده ولی خیلی قشنگی داره. دستمم گذاشتم اندازشو متوجه بشید.

کتاب بعدیم یه رمان برا نوجووناس ولی اصلا اینطوری نیس خیلی قشنگه برا همه سن واقعا بی نظیره. وقتی بخونیدش آدم حس میکنه توی خود جزیره س و همه اتفاقا داره براش میفته هر چند ما هم نوجوونیم

اینم اندازش کوچیک نمیشه گفت آخه کتابش مربعی هس به اینم میگن خشتی. این خشتی کوچیکه.

کتاب دیگمم مربوط به عشق رنگ امیزیمه

عکسای رنگی آخر کتاب برا الگو رنگ امیزی هس

جلد 2 رنگ آمیزی هری پاتر رو نخریده بودم الان خریدم خیالم راحته

یه چیز دیگه اینکه یه سری دیگه از کتابای آرتور رو پیدا کردم اصلا باورم نمیشه

عاشق نیستی بفهمی آرتور چقد عشقه

نمیدونم شما کارتون آرتور رو میدیدید یا نه ؟ اگه نه که نچ نچ نچ نچ

سلام من اگه دیوونه نشدممممممممممممممممم . تو رو خدا ببینید من چه کشیدم چقد فکر کردم که چیکار کنم برا مامانم. انگار مامانم هفت خان رستم رو برام ردیف کرده یعنی قشنگ انگار منو گذاشتن لای منگنه.

بعد قرنی که فکر کردم هی میگفتم چیکار کنم خدایا، دکترمم که توی واتس اپ همون گفت ازمایش رو بگو بیان خونه بگیرن. منم دیگه حرفی نداشتم. خب شرایطمو درک نمیکنه .

بعد یهو به ذهنم رسیده روز یکه قراره برم پیش دکترم دفترچه و سونوگرافی و ازمایش مامانمو که تقریبا یه ماه پیش داده بود نشونش بدم بگم اون ازمایشم که میگه بنویسه واسه مامانم.

حالا اعصاب خوردیا و تحت فشار بودنای منو که دارید چقد هس، حالا بابام دنبالم اومد برا دکتر بعد به حدی اعصاب منو خورد کرد به حدی اعصابمووووو خورد کرد که اصلا نمیتونم بخندم بهش دیگه

بعد خلاصه همه چیو برداشتم سونوگرافی و ازمایش گفتم وقتی به دکترم اینا رو نشون بدم ، میگه تو توی هر دو باری که تعطیلات بودم مخ منو خوردی حالا اینجام میای اینقد حرف میزنی

خلاصه رفتم داخل مطب بابام اول وارد شد بعد من به خونه زنگ زده بودم سریع قطع کردم و گوشیو بذارم توی جیبم، یه کم طول کشید بعد من وارد مطب دکتر شدم.

تا من وارد شدم دکترم گفت : سلااااااااام پس چرا مادر رو نیاوردی؟ وای منو میگید اینقد خوشحال شدممممممممممم یعنی دنیا رو بهم دادن . گفتم مامانم نمیتونه بیاد بعد آزمایش خودمو بهش دادم بعد گفت بفرما بشین . بعد به جا اینکه منو ویزیت کنه برا مامانم هی حرف زدیم.

آهان بابامو میگید، وای اینقد حسوووووووووووووووووووود وقتی دکتر گفت پس چرا مادر رو نیاوردی بابام پاشده اومده جلو صندلی من ، چشاش هشتا شده با عصبانیت یعنی واقعا داشت منفجر میشد گفت مگه برا مامان بهش گفتی؟ بعد توی دلم گفتم مامانم خدا رو داره اگه تو عین خیالتم نیس هیچ کاری نمیکنی . بعد بهش گفت حالا بشین بابا

بعد دکترم اومد تب سنج بهم داد گذاشتم زیربغلم. بعد نشست گفت خب لااقل دفترچه آوردی که ازمایش رو بنویسم براش؟(اشک شوق ) گفتم بله . خلاصه بعد تب سنج که برداشتم یه سری چیزا نوشته بودم توی کاغذ که مامانم چطوری هس حالش، بعد نمیخواستم بابام بفهمه چون ما آب هم توی خونه میخوریم 24 ساعته داره زنگ میزنه به خوار و برادرش میگه. همیشه گوشی تلفن دستشه . اه خوبه همه حرفاشم شنیدم . خائن یه چیزی رو همه جا پخش میکنه .

بعد خلاصه آزمایش رو نوشت سونوگرافیشو دید گفت مجرای صفراش التهاب داره. اخه سنگ داره مجراش. و خلاصه دیگه ان شائ الله ازمایش رو انجام بدیم. الان مامانم راضی شد بیان خونه ازش ازمایش بگیرن چون اصلا نمیتونه راه بره منم میترسم ببرمش بیرون .

سلام امروز پنجشنبه س. باز منصرف شد از اینکه بیان خونه ازمایش بگیرن. بعد گفت میریم اونجا میدم ازمایش رو. بعد وسط شب هی اب خورد میگن اب اشکالی نداره برا ازمایش . اره درسته؟ تو رو خدا شما بگید اب خوردن واسه ازمایش اشکالی نداره؟

خلاصه نرفتیم واسه ازمایش. صبح پاشده میگه من کلی اب خوردم بعدشم تو رو نمیخوام ببرم بیرون کرونا زیاده. بهش میگم من چندماه دارم میرم مطب دکترم که برا کروناس. اعصابم خورد شده واقعا میگم.

چیکار کنم ؟ خدایا چیکار کنم؟ دیگه موندم توش. فوقش اب میخوره من میگم بریم ازمایش بدیم. والا.

یه صلوات هم هس همین الان تو رو خدا بفرستید مامانم دوباره سلامت بشه .

آزمایش خودمو که دید گفت رماتیسم نداری. من تعجب کردم گفتم واقعا؟ گفت آره دیگه این همه آزمایش ازت گرفتم تکرار کردم اونم چندین بار رماتیسم نداری . خوبه ولی اصلا اینم برام مهم نیس فعلا مامانم تمام ذهنمو مشغول کرده.

سلام امروز چهارشنبه س یعنی چند دقیقه دیگه این پست رو ارسال میکنم .

نمیدونم تقریبا تا کجا گفتم ولی مامانمو راضی کردم بیان خونه که ازش ازمایش بگیرن مامانم راضی شد و خلاصه صبح زود منتظر بودیم که اصلا طرف نیومد خیلی خونسرد و راحت. در حالی که ازمایشگاه تمام لوله های ازمایش رو داده بود با برچسب و اینا. نمیدونم والا من دیگه توش موندم . دیگه باز مامانم دوباره میگه ازمایش نمیدم ولم کن. خدائی دارم خل میشم دیگههههههههههههههههههههه

به دکترم توی واتس اپ گفتم اب اشکالی نداره بخوره توی زمان ناشتائی ؟ گفت اشکالی نداره. شنیده بودم میگفتن اب خوردن اشکالی نداره.

نمیدونم من واقعا نمیدونم دیگه مامانم بهتره حالش. روم نمیشه به دکترم بگم ازمایش نداد. بهش میگم نیومد طرف ازمایش بگیره بعد یه ازمایش دیگه بنویسه چون نسخه ازمایش رو کندن

اتاقمم تمیز کردم حسابی . از روی اعصاب خوردی هر چی توی اتاقم بود شستم هر چی توی طاقچه ها و در و دیوار بود ریختم توی لگن و شستم. ملافه ها و روتختیمم با پتومم شستم. نه پتو خرس گنده ها. همین پتوها که روتختی هم میکنن. نقاشی ببر رو هم که کشیده بودم زدم به دیوار اتاقم خیلی ناز شده عکسشو میگیرم ببینید کوجا زدم چقده ناز شده . اوخی بر و بچ ببری خوشگلم

حتی یه کلمه از کتابایی که خریدم رو نخوندم چون فکرم اصلا دست خودم نیس دیگه. منتظرم به آرامش برسم الان هم آروومم البته ولی خب باید یه پیام توی واتس اپ به دکترم بدم خیالم راحت بشه بهش بگم که چطور شد نگه دختره چقده بی شعوره راستی اون دکترم که چه مهربونه، کرونا داره خیلی ناراحتم خیلی براش دعا کردم امیدوارم زودتر خوب بشه خیلی رعایت میکرد نمیدونم من کی رفتم پیشش. یه ماه پیش بود فکر کنم یا کمتر ، بعد از این طلقا زده بود جلو صورتش و ماسک و هر ثانیه یه بار هی ضدعفونی کننده میزد به دستش. خب کرونائیا هم پیشش میرفتن . نومودونم دکترم حالش خوبه یا نه؟هی میخواستم از این دکترم حالشو بپرسم با هم دوست هستن. ولی گفتم ولش کن آخه این دکترمم همون اولش که کرونا اومد کرونا گرفت خیلی هم سخت بوده ولی شکر خدا خوب شد. این دکترمم خوب بشه خیلی ناراحتم یه بار مطبش میزنگم به بهونه نوبت گرفتن میفهمم خوب شده یا نه

خب دیگه من فعلا برم تا باز که بیام زودتر. فعلا یا علی و شبتون بخیر و شادی و سلامتی و نشاط و تندرستی باشه

[ چهارشنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۹ ] [ 22:45 ] [ هرمیون ]

برقای کل شهر رو گرفتن فک کنم بعدش نوبت ماس. سریع آپ کنم تا قطع نشده

سلام دیروز میخواستم آپ کنم نوشته هام تقریبا کامل بود و عکسم گرفته بودم ولی از عصر به بعد سرم درد گرفت بعد هی منتظر شدم سرم خوب بشه به خاطر معدم نمیخوام مسکن بخورم برا همین شب که شد یَک سردرد شدیدی کردم که نگو

دو روز پیش کتابام اومد

کتاب اطلس دایناسورها رو بینهایت دوسش دارم چقد هیجان انگیزه و دوست داشتنی

کتاب سیمی هس و دی وی دی هم داره من هنوز ندیدمش دوبله هم هس

تمام برگه هاش گلاسه س. خیلی مطالبش جالبه. یه جوری هم کتاب رو طراحی کردن آدم دوس داره هی دستش بگیره و بارها و بارها بخونه انگار واقعا توی دوره دایناسورایی

کتاب بعدیم ویس رو رامین هس. کتاب ویس و رامین موضوعش خیلی قشنگه . اینکه ویس زن یه پادشاهی هس بعد برادر پادشاه که رامین باشه عاشق ویس میشه البته ویس هم بدتر عاشق رامین میشه. کتاب تقریبا 600 صفحه که از شروع عشق ویس و رامین شروع میشه تا آخرش که فک کنم باهام ازدواج میکنن و بچه دار میشن و پادشاه میشه و نمیدونم دقیق ولی شعرهاش یه ریتم خاصی داره قافیه هاش خیلی باهم جوره . آدم دوس داره هی بخونه. من خیلی از کتابای شاعرای بزرگ رو دیدم توی نت خیلیاشو یه کمیشو خوندم ولی اصلا آهنگ شعراشونو دوس نداشتم و اینکه یه جایی از کتاب ویس و رامین رو خوندم که پادشاه فهمیده بود زنش و برادرش عاشق هم شدن بعد درددل کرده بود اینقد قشنگ بود که من گریم گرفت

کتاب ویس و رامین عشق من

یه چیزی رو میدونید من دیوونه ی کارتون آرتور بودم و هستم یعنی خیلی بدجور دوس داشتم این کارتون رو. بینهایت دوسش دارم الانم . تمام قسمتاش که نزدیک صدتا بود رو من ضبط کردم و همیشه میبینمش . مخصوصا وقتی با خواهر کوچیکش میشه دلم غش میره وقتی داشتم دنبال کتاب میگشتم یهو اینو توی فهرست کتابا دیدم اصلا باورم نشد بلند گفتم وااااااااااااااااای کتاب آرتور رو چاپ کردن اونم دقیقا عین خودش بعد وقتی دیدم 5 جلد هس اصلا نمیدونستم از خوشحالی چیکار کنم

اینم عشق خودم آرتور خودم

چندبار خوندمشون تا الان

راستی یه چیزی رو در مورد کتابای مصور هری پاتر بگم. فقط چهار جلد مصور شده. دو جلد اولش خیلی قشنگه . جلد سوم و چهارم رو من کامل دیدم اصلا قشنگ نیس انگار دیگه حوصله نداشتن

خب برا انتخاب مداد رنگی بگم که قول داده بودم . مداد رنگی اگه کیفیتش پائین باشه و نرم نباشه وقتی که با یه رنگ رنگ کنید رنگ دوم رو به سختی میشه روی رنگ اول کشید یا اصلا بعضی وقتا کشیده نمیشه روی یه رنگ دیگه. چون اصولا بی کیفیتا حالت لیزی دارن . مداد رنگی نرم یعنی اینقد کیف داره نقاشی کردن باهاش که دل آدم غش میره راحت میتونید چند رنگ رو روی هم بدید.

مدادرنگی مارک کرونا خیلی مدادرنگی خوبیه یعنی واقعا نرمه خیلی لذت بخشه. من مدادرنگی استایلیشم دارم اونم ماهه.

این مدادرنگی کرونا.من قوطیشو گرفتم جعبه صاف و معمولیشم بود

این مدادرنگی های معمولی و ارزون هس . سه مدل که ایرانی هس

مدادرنگی های روزنامه ای خیلییییییییی ارزون هستن

ازش استفاده میکنم .جاهایی که نیاز نباشه روی هم رنگ کنم. چون آخه اونا گرونن نمیخوام زیاد استفاده کنم از اینا هم کمک میگیرم مدادرنگی ارزونم هر جا میبینید بخرید خیلی خوبه به کار میاد چون نمیشه همش از مدادرنگی گروون استفاده کرد.

بعد اینکه برا نقاشی کردن حرفه ای و اینکه نقاشی خیلی طبیعی بشه باید مدادرنگی 24 رنگ رو خرید. چون یه سری رنگ ها رو که خیلی ادم کاریش داره اصلا توی مدادرنگی 12 رنگ نیس. مدادرنگی هم مثل آبرنگ نیس که باهاش رنگ بسازی خوب درنمیاد.

این مدادرنگی استایلیش.

جعبه فلزی روی قیمت خیلی اثر داره. اگه خواستید ارزون تر بشه جعبه مقوائی بخرید.

در مورد پاستل . پاستل که من روغنی دارم پاستل گچی خیلی مزخرفه یه شش رنگشو دارم فقط میتونم باهاش روی چوب نقاشی بکشم پاستل روغنی رو 12 رنگ کسی بخره همه جور نقاشی میتونه باهاش بکشه خیلی هم حرفه ای. همین 12 رنگای ساده که برا بچه هامیخرن. وقتی دست بچه ها میبینم دلم یه جوری میشه اینقد حروومش میکنن

این پاستلا خیلی ارزونه. منظورم جعبه مقوایئ هس نه دقیقا با نی طرح. فقط جعبه مقوائی باشه همین بسه که ارزون میدن.

پاستلا رو سعی کنید توی جای خیلی گرم نذارید روغنش میره ازش. تو جای خنک نگه دارید.

آبرنگم همینطور یه 12 رنگ ساده خوبه.

آبرنگ پالتی. یا آبرنگ صفحه پالتی، اینا ارزون هستن

فقط خیلی بهتره که برا آبرنگ و پاستل دفتر طراحی بخرید. دفتر طراحی A4. بزرگتر از این اندازه نخرید چون برا کسی که تازه شروع میکنه خیلی خسته کننده س.

آبرنگ که روی ورقه های نقاشی معمولی اصلا نمیشه کشید . پاستل هم روی دفتر طراحی خیلی جلوه ی قشنگتری داره دنیا فرق میکنه با وقتی که روی ورقه نقاشی معمولی کشیده میشه.

خب دیگه من برم آخر شب هس خیلی خستم الان چندتا پیام جدید رو دیدم اینبار که بیام در مورد چندتا چیز میگم. شبتون بخیر یا علی

[ چهارشنبه یکم مرداد ۱۳۹۹ ] [ 23:37 ] [ هرمیون ]

مثلا اومدم آپ کنم دو ساعت نشستم آهنگ گوش میدم با بیس بالااااااااااااااااااااا. دیش دی دیدا

این فیلم رو ببینید پخش آهنگ از اتاقم به صورت زنده. با هدست یا هدفن صدا رو گوش بدید

دوربین یه لحظه طرف اجداد سرخپوسیتمونم بردم

منم دقیقا به همین صورت نشستم یه کم پیدا میباشم

http://s13.picofile.com/file/8403006076/VID_20200715_160950.mp4.html

لازم به ذکر میباشد که 47 مگابایته. عاشق واقعی میخواد برا دانلود

سلام خوبید عخشان سر ظهریه من؟ عرضم به حضورتون که یه هفته س دارم کتاب انتخاب میکنم چقد سخته کتاب انتخاب کردن. یعنی 24 ساعته داشتم کتاب توی اینترنت میدیدم و برمیداشتم یه ذرشو میخوندم ببینم چطوریه. خیلی سخت بود یعنی خل شدم. واقعا روز آخر دیگه شب تا صبح از فکر خوابم نمیبرد که بین چندتا کتاب کدومو انتخاب کنم . اولش قرار بود کتاب هزار و یک شب رو بخرم خیلی خوشم اومده بود از جلدش با کاوری که داش. فک کردم یه صدتا دویستایی داستان کوتاه توش میخونم. کتاب هزار و پونصد صفحه س ولی یه داستان رو تا دویست صفحه ادامه داده

بعد خیلی از جمله هاشم خیلی باستانیه اصلا نمیشه فهمید. خلاصه بعد از چند روز تحقیق اینو کنار گذاشتم دوباره مجبور شدم یکی دیگه انتخاب کنم .اینق گشتم اینقد گشتم بعضی سایتا رو تمام فهرست کتاباشونو میدیدم .خواهرم دیگه میومد میگفت یکیو انتخاب کن تموم شه بره میگفتم نه من خوبم میخوام بیشتر بگردم البته میخواستم سه جلد آخر نیکلاس فلامل رو بخرم تکمیلش کنم ولی دیدم هنوز که نخوندم یه تنوعی بدم دوباره بعد کلی گشتن و خوندن دیدم بقیه کتابایی هم که من دوس دارم مثل فلامل هس شبیهشو دارم باید برم توی یه مدل دیگه از کتاب بعد یهو برخوردم به باکس کتاب های مصور هری پاتر که زده بود 420 تومن نمیدونم این حدودا. بعد گفتم چه باحال. چقد ارزون شده

بعد زنگیدم به خانه ی کتاب کاشون که بهشون بگم کتابای خارجی رو هم میتونم سفارش بدم بهشون یا نه؟ بعد آخه انتشاراتیا هم آورده بودن برا همین مطمئن بودم میشه سفارش داد.

بعد که زنگ زدم گفت من خودم دارم هری پاتر مصور رو. گفتم جدی میگیدددددددددد؟ وایییییییییییی یعنی جوری ذوق کردم که اونم فهمید بعد گفتم ممنون پس میام میخرم ازتون. بعد قطع کردم به خواهرم گفتم خواهرمم گفت خب چند میگه؟ گفتم نپرسیدمممممممممم دوباره زنگش زدم گفت هفتصد تومن بعد خدافظی کردم .دوباره یادم رفت بپرسم هر کدوم قیمتش چقده آخه دو جلد اول ارزون تره. زنگیدم یه شعبه دیگه از خانه ی کتاب . آخه روم نمیشد دیگه

بعد اون قیمت هر کدوم رو گفت. باز خدافظی کردم و تصمیم گرفتم دو جلد اول که میگه یکی 150 رو بخرم یعنی دوتا میشد 300 تومن که تمام شب رو فکر کردم گفتم خب بهشون بگم تخفیف بدن همه جا توی اینترنت 90 تومن میگن هر کدوم رو . صبح بهشون زنگیدم گفتم همه جا توی اینترنت 90 تومن میگن من به اینترنت اطمینان ندارم تمام کالاهاشون معیوب هس.

آخه دیده بودم نظرات خیلی از مردم رو که کتاب خریدن یا جلدش پاره بوده یا یه عیبی خلاصه داشته. بعد بهشون گفتم من تا 400 میتونم بدم برا چهارتاشون بیشتر این نمیتونم. بعد پسره بچه خوبیه گفت صبر کن حرف زد با یه نفر دیگه بهش گفت میگه توی نت 90 تومن هس. بعد یه خورده حرف زدن با هم گفت خب باشه 60 تومن تخفیف میدیم خیلییییییییی خوشحال شدم. البته دو جلد رو که میشد 300 تومن اینقد تخفیف داد

اینم نتیجه ی تلاش های شبانه روزیه من

کتابش خیلی بزرگه اصلا فکر نمیکردم اینقد بزرگ باشه

نمیتونم بگم چقد هیجان زدم. خیلی دوسش دارم . بینهایت. متنش رو راحت میتونید بخونید چون داستانشو بلدیم. اگه کسی دوس داش بخره بهتون بگم ترجمه ی یه مدل کتاب هر یپاتر فارشی دقیقا عین اصل کتاب به زبان انگلیسی هس میتونید اگه بعضی کلمات رو به اشکال برخوردید از روی اون ببینید

این چندتا از تصاویر کتاب

تصاویرش خیلی زیاده. کلا کتابش خیلی جذاب و قشنگه. تمام برگه هاش گلاسه س. 250 صفحه س

من اینقد مصور کتاب هری پاتر رو میخواستم که چندسال پیش که کتاب فارسیشو خریده بودم خودم نقاشیشو از اینترنت میدیدم میکشیدم میچسبوندم بین کتاب

چندتا کتاب دیگم سفارش دادم وقتی رسید موگوئم اینطوری بی مزه میشه

میخوایم یادی کنیم از دوستان قدیم

واقعا یعنی استاد هکر من هس که اومده وبلاگم؟!!!! استاد بزرگ افتخار دادید چه عجبببببببببب . من همیشه سر میزنم ببینم سایتت دوباره باز میشه یا نه؟ اتفاقا چند وقت پیش بود رفتم سر زدم . من همیشه یادتون هستم خیلی چیزا یادم دادید همیشه دارم استفاده میکنم هربارم به خواهرام و مامانم میگم که اگه واقعا یادم نداده بودید من چیکار میکردم ان شائ الله همیشه سلامت و شاد و سرحال باشید همیشه با روحیه ی خیلی شاد باشی یه بار تلگرام پیام رو خوندم خیلی ناراحت شدم ولی اصلا نمیتونستم پیام بذارم چون فیلترشکن مزخرفی رو باهاش وصل شده بودم ان شائ الله همیشه پیشرفت کنید چون هوش خیلی بالایی دارید خیلیییییییییی زیادددددددددددد. منم ناراحتیای خیلی زیادی برام پیش اومده . کلا زندگی همینه خیلی خوشحال شدم بینهایت بینهایتتتتتتتتت وقتی پیامتونو دیدم. حس خوبی داره. ممنونم که پیام دادید من همشیه به شما مدیونم برا آموزشایی که بهم دادید چون دارم همیشه ازش استفاده میکنم و از اینکه بلدم لذت میبرم همیشه ی همیشه سلامت باشید

خب بچه ها دیگه خبری نبوده آهان آلبالو هم خوردممممممممممممم البته آفتاب دیده و پخته. همچنان نمیتونم میوه ی خام بخورم. آلبالو خامش یه دنیای دیگه س

رژیممو هم شکستم و فلافل خودم درستیدم و ساندویج خوردم بابامم خیارشور خریده بود از این قوطی فلزیا. خدای من، اینقد این تند بود که نگو. گفتم بابا من حالا یه چیزی گفتم رژیم میشکنم ولی اینکه کارمعده و رودمو میسازه خلاصه مجبور شدم بخورم یعنی مجبووووووووووور

خب دیگه من برم یا علی شبتون بخیر و سلامتی باشه دیگه خودتون حساب کنید من از سر ظهر نوشتم تا الان که شب شده

[ چهارشنبه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۹ ] [ 22:26 ] [ هرمیون ]

اگه نخ دندون اصلا نمیکشید بهتره مسواکم نزنید . به گفته ی محققان مسواک که میزنید رسوبایی که دندوناتون گرفتن رو میکنید لای دندوناتون و باعث از بیخ خراب شدن دندوناتون میشید. اگه مسواک میزنید حداکثر دوهفته ای یه بار نخ دندون بکشید. لازم به ذکر اصت هر وقت میخواید نخ دندون بکشید اول مسواک بزنید یه بیست دقیقه ای مثل بچه ی آدم ، بعد نخ دندون بزنید و بعد دوباره مسواک بزنید.

سلام امروز شنبه س الانم عصر ساعت 5 دقیقه به 7 . امروز بلاخره پرده ها رو که عید میخواستم بشورم ولی کلی چیزی پیش اومد و بعدشم که خودم مریض شدم، باز کردم و انداختم پائین . فردا دیگه میرم یکیشو بندازم بشورم ببینم چطوریاس.

سلام امروز یکشنبه ی ننگین است خیلی خستم خیلی خسته. یعنی چرا من این کارو کردم. واقعا چرا. مرض دارم . امروز پرده ها رو با کمک خواهرم شستیم . پرده ی حریر رو میشه توی ماشین لباسشویی انداخت ولی پرده ی حریری که وصل باشه به آسترش رو نمیشه. و باید با دست بشوری. پرده ها سه قسمته. من پرده اولی رو یادم نبود که باید اول توی آب خالی بندازم و بکشم بیرون که خاکش گرفته بشه برا همین آب و تاید ریختم و پرده رو گذاشتم توش بمونه. پرده حریر رو نمیشه دست بزنی باید بذاری یه ساعت توی آب و تاید بمونه. اونم تاید دستی.

خلاصه به خاطر اون اشتباه اول در شستن و فراموشیه من، هشتصد بار مجبور شدم آب عوض کنم برا آبکشی. چون هی آب و خاک ازش درمیومد. اصلا به پرده ها وقتی که آویزوونه نمیاد که اینقد خاک داشته باشه. اینقد سنگین بود که نگو حالا حسابشو بکن من چندبار اینو از آب کشیدم و باز دوباره مینداختم تو آّ دوباره آبکشی میکردم

بیشتر از این توضیح نمیدم امشب ، چون الان ساعت یازده شب هس و من به شدت خستم .دوست داشتم باهاتون حرف بزنم یه کم بار خستگیم کم بشه

سلام امروز دوشنبه س و من واقعا از کاری که کردم به شدت پشیمونم. چون فراتر از طاقت و انرژیم بود. دیشب خیلی حالم بد بود یعنی نیمتونم بگم در چه حد خستگی بودم واقعا در حد بیهوشی. نفسمم میگرفت. از بس بوی پودر دستی ، تند بود. بعد حریر با آستری خیلیییییییییی سنگین میشه. من الان نباید این کارو میکردم میذاشتم برا یه ماه دیگه یا دو ماه دیگه.

هزار هزار بار غلط کردم و بدتر از اون اینکه موقع نصبش چقد سختی کشیدم . اصلا طاقت نداشتم نباید بلافاصله بعد از خوب شدنم اینکارو میکردم .

امروز قراره کتابام برسن. چون کتابا رو سفارش میدم ، برا همین چند روزی طول میکشه تا بیان.

یه نکته ای رو در مورد کتاب بگم. اگه میخواید کتاب بخرید الان بخرید چون مرتب گروون میشه. من کتاب رنگ امیزی هری پاتر رو جلد اول 12 تومن خریدم بعد الان که جلد سوم رو خریدم 25 تومن بود یا کتاب رنگ آمیزی باغ اسرار آمیز که از نوع کتابای خشتی هس یعنی اندازه کتاب مربعی بزرگ هس اون 15 تومن بعد الان کتاب دیگه ای که همون سال هم ردیف همین بود و یه قیمت بود 35 تومن شده بود که خریدم.قشنگ قیمتا دو برابر و نیم شده.

اگه میخواید کتابی رو بخرید اصلا به چندماه دیگه یا سال دیگه نندازید چون مرتب بالا میرن قیمتا.

کتاب کیمیاگر رو تموم کردم آخرش جالب بود خیلی فانتزی شد. الان یه کتاب کیمیاگر دیگه که البته اسم اصل کتاب :شش گانه ی اسرار نیکلاس فلامل جاودان هس رو خریدم البته با دو جلد دیگش. نویسندش مایکل اسکات.

هر کی هری پاتر رو دوس داره اینو هم حتما دوس داره خیلی خیلییییییییییییییییییی بی نظیره

شش جلد هس من سه جلد رو خریدم چون خیلی گروونن فعلا نمیتونم اون سه جلد رو بخرم و معلوم نیس چند بشه چند ماه دیگه.

اینم سه جلد اسرار نیکلاس فلامل جاودان

این یه توضیح کلی هس که با یه برگه از خاطرات دفتر نیکلاس فلامل شروع میشه.

اینم عکس نیکلاس فلامل. عکس واقعیش هستا. چون همچین کسی بوده. داستانایی که دنبالش ساخته شده افسانه س. مقدمه ی کتاب درباره شخصیت واقعی و زندگی واقعی نیکلاس نوشته خیلی عجیبه. نیکلاس با همسرش مسافرت میکنن برا اکسیری که همه چیو به طلا تبدیل کنه رو پیدا کنن. بعد وقتی برمیگردن خیلی پولدار شده بودن یه کتابی هم داشتن. که اکسیر جوانی و زنده موندن رو توش نوشته بوده. بعد وقتی این دوتا میمیرن همه جمع میشن که کتاب رو پیدا کنن توی خونش ولی چیزی پیدا نمیکنن بعد مردم میگن بریم شاید توی تابوتش باشه که خاک کردیم وقتی تابوت رو از زیر خاک درمیارن اصلا هیچکی توش نبوده برا همین افسانه ها شکل میگیره که این زن و شوهر واقعا اکسیر جوانی رو کشف کردن.

هر کتاب 500 صفحه س

چند روز پیش مامانم صدام زد گفت پاشو بریم بیرون. من گفتم چیییییییییییی! خوب نیس بیرون بریم برا چی میریم بیرون خبری نیس. خواهرم گفت پاشو بریم. گفتم ماسک نداریم گفت ماسک نمیخوایم بیا بریم. خیلی ترسیدم اینقد از دست خواهرم عصبانی شدم بعد بابام گفتیم بره ماسک بخره بیاد بابامم گفت ساعت 11 ماسک میدن. ولی بازم رفت شکرخدا ماسک داشتن و دادن. خیلی خوشحال شدم بعد با دستکش و ماسک رفتیم بیرون. دقیقا جائی هم رفتیم که شلوغه همیشه.

من اصلا دلم به هیچی نبود فقط میخواستم زود بریم خونه خیلی میترسیدم. همه حواسم به مامانم بود بعد یهو پسره دقیقا اومد روبروم بهم گفت تو که ماسک زدی به صورتت ،نمونه ای. بعد رد شدم سریع به خواهرم برسم بهش گفتم دیدی منتظر بودم این تائیدم کنه که کرد خواهرم گفت چقد پروئن ،بین این همه آدم راحت حرف میزنن من گفتم خب جوونِ مردم حرف برا گفتن داره کاشون اصلا مردم رعایت نمیکنن در مورد کرونا.اصلا انگار نه انگار. واقعا مردم چه فکری دارن که ماسک نمیزنن؟!!

میدونید من نزدیک 8 کیلو وزن کم کردم. بار دوم هس که اینطوری وزن کم میکنم. هر دوبارم به خاطر ویروس .دیروز یه جفت آمپول تقویتی زدم . همین آمپول ب کمپلکس ب 12 اینقد از آمپول زدن میترسم که نگو. بعد همینطور که بابام داشت آماده میکرد خیلی ترسیدم و منصرف شدم هی گفتم نیمخوام به خدا نمیخوام بعد خواهرم گفت رنگت پریده باید بزنی بعد خوابیدم پنیه که بابام کشید اینقد پامو تکون دادم گفتم نمیخواااااااام بابام گفت اااااااااااااااااا چقد پاتو تکون میدییییییییییییییییی بعد دیگه آمپول رو زد. اگه بدونید شب توی خواب چقد درد کشیدم از جای آمپول. انگار یه چیزی اندازه قد توپ بیسبال توی جای آمپول بود درد میومدددددددددد هنوز من یه ور میخوابم .

خب دیگه من برم اگه نوشته ها قاتی پاتی شده ببخشید چون چند روز نوشتم عصرتون بخیر باشه یا علی

[ پنجشنبه پنجم تیر ۱۳۹۹ ] [ 19:30 ] [ هرمیون ]

گوشیمو شبا میذارم رو طاقچه کوچولوئی که کنار تخت زدم. دیروز صبح خواب بودم هی صبح زود گوشیم زنگ خورده رو ویبره هم بوده هی حرکت کرده افتاده تو سطل . هی ظهر میگفتم گوشیم کو؟!!!!

سلام امروز روز رسیدن سفارش من بود از هیجان نمیدونم چیکار کنم واقعا

امروز دو کتابامو گرفتم . قبلش بگم که کتابا رو روی میز نقاشی کردنام گذاشتم دیگه ببخشید رنگی رنگیه

رمان کیمیاگر و کتاب رنگ امیزی هنر و طبیعت. تابستونم کارم گرفت. بشین هی رنگ کن

این کتاب کیمیاگر. رمان خیالی و فلسفی هس.خیلی قشنگه آخرش به خیلی چیزا آدم میرسه. من چند صفحشو از توی اینترنت خونده بودم.

انواع مختلفی داره این کتاب. نوع ساده هم داره. مثل کتابای معمولی . ولی من دیوونه ی این مدلش شدم. جلد چرمی و اندازه ی کوچیک اون

پهنای کتاب برگه ها طلائی هستن

کتاب به دو زبان نوشته شده .آخر کتاب به زبان انگلیسی داستان هس.

این هم کتاب هم آثار تحسین شده ی توماس کین کید هس.

آخر کتاب آثارش رو با رنگ گذاشتن. از روی اونا میتونیم رنگ کنیم

بینهایت آثارش قشنگه

این کتابای رنگ آمیزی واقعا جذابن خیره کننده و دیوونه کننده

من یه نقاشی از کتاب هری پاتر 3 رو شروع کردم رنگ کنم

خب بخوام بگم این روزا چیکار میکنم .والا هیچی همچنان ترسو هستم و تا یه چیزی میشه میترسم میگم نکنه هنوز خوب نشدم. مثل همون بار قبل یه سال طول کشید تا باور کنم خوب شدم

من همیشه سر هر چیزی زیادی جوش میزنم و حرص میخورم. استرس نداشته باشید همین. دست شستن و خونه موندن جای خود اینقدا از نظر من اثر نداره استرس بدترین چیزه. آرووم باشید .

شبا فیلم هابیت رو شروع کردم میبینم قسمت اولش رو دیشب تموم کردم هر شب فقط میتونم بیست دقیقو ببینم چون خیلی خوابم میگیره

این فیلم و یه فیلم دیگه به اسم ارباب حلقه ها رو فقط قسمت اولشو تونستم ببینم اونم خیلی کم. چون تلویزیون که پخش میکرد اصلا نمیذارن نگاه کنم چون خیلی میترسن هی میگن بزن اون کانال. اه اینا چی هستن خیلی میترسن. مخصوصا بابام . هی میگه بزن شب خواب ترسناک میبینم خلاصه برا همین نتونستم اینا رو این همه وقت ببینم.

یه بار دانلود کرده بودم همشونو. الان دیدم وقت خوبیه بشینم ببینم قشنگ و به دل صبر خواهرام که میان میبینن اینو میبینم میگن اههههههه حالم بهم خورد اینا رو نبین

آخه چیزی که واقعی نیس ترس نداره که. وااااااااااا

بچه ها اونبار گفتم حرفشو نزنید برا کرونا خواستید بزنید چیزی نیس اونبار یه کم خب روحیم ضعیف شده بود اصلا دلم نمیخواس اسمشو بشنوم چون لحظه های خیلی بدی رو گذروندم. اینقد دلم خوش بود شما دعام میکنید وقتی میگفتید بهم برات فلان دعا رو خوندم برات دعا کردم بهم دلداری میدادید روحیم ضعیف نشه . خیلی روم اثر میذاش هی برا خواهرام میگفتم بعد گریم میگرفت و گریه میکردم

هیچ وقت شما رو فراموش نمیکنم واقعا هیچ وقت توی زندگیم این لحظه ها رو فراموش نمیکنم. در عین اینکه خاطره ی بدی بود ولی یاد شما میفتم دلم شاد میشه

آقایون هم جای خود. بعضیا حرفایی میزدن که خندم میگرفت. مخصوصا وقتی یه نفر حالا اسمشم میبرم نگن چرا بین آقایون و خانوما فرق میذاری خاظره ی فراموش وقتی خوندم که نوشته آخر پیامش خوب شو لعنتیییییییییی. بعد آخرشم نوشته بود خخخخخخخخخ خیلی خندیدم یعنی من با بغض و گریه مینشستم پای کامپیوتر . بعد یهو منفجر میشدم از خنده. بعد وقتی به خواهرم گفتم که میگن یه دست کتک باید بهت زد به خاطر تب سنجی که اشتباه اندازه میگرفتم آقایون خیلییییی کم پیام میذاشتن همیشه کلا احساس میکنن من پیاماشونو نمیخونم وقتی حالم بد بود متوجه شدن که من پیاماشونو میخونم . پیام همه رو میخونم .

بعد شب قدر که باهام درددل کرده بودید با درددل هاتون گریه کردم براتون دعا کردم . یعنی هیچ اسمی رو فراموش نمیکنم همتون برام عزیز هستید واقعا از ته دلم میخوام همیشه سلامت باشید و در پناه خدا و امام زمان عج. واقعا هر وقت که دعا کنم شما هم یادمه که دعاتون کنم.

خب زیاد حرف زدم برم دیگه . اگه دیر اومدم شرمنده . چون روزای اول خوب شدنم بود زود خسته میشدم . سعی میکنم دوباره مثل قبل لااقل سه چهار روز یه بار بیام

یا علی دوستای مهربون و بامعرفتم

[ پنجشنبه هشتم خرداد ۱۳۹۹ ] [ 16:53 ] [ هرمیون ]

روحیه گرفتم

سلام . خرداد خود را چگونه میگذرانید؟

خرداد ماهی است که من از روز اول منتظر آلبالو میشینم تا آخر خرداد بشه. اونوقت آلبالو میاد و قیمت مناسبی داره. عاشقان آلبالو میشینن به انتظار حتی یه عمر آزگار

جهت تطیف روحیه و از بین بردن خاطرات ویروسی، بنده سفارش کتبی رو دادم خدائی از هیجان مردم. دیدم هیچ چیزی مثل کتاب نمیتونه روحیمو عوض کنه و از هیجان ورجه وورجه کنم وقتی کتابایی رو که میخوام داشته باشم دستم برسه بالا پائین میپرم از خوشحالی. خیلی شدید هیجانی میشم یعنی واقعا منو اونوقت ببینید میخندید

خلاصه اول زنگ زدم خانه ی کتاب که همون ساربوک هستش. توی نت بزنید میاد . واسه کاشون هس بعد اینکه خدائی خیلی خوبن و واقعا میخوان کتاب بفروشن اخلاقشون خیلی خوبه.

بعد خلاصه کتابائی که میخواستم و نداشتن بعد شماره یه عالمه کتابفروشی کاشون رو از اینترنت برداشتم و زنگ زدم به همشون و گفتن کتابایی که میخوام رو ندارن مخصوصا یه کتاب رمان خارجی که اصلا هیچکی اونو نداش. بعد همه میگفتن سفارش بدی میگیم بیارن. منم گفتم خب سفارش بدم میرم همون ساربوک سفارش میدم البته حضوریه. بعد مشخصات کامل رو نوشتم واسه سه تا کتاب بعد به بابام با کلی مظلوم نمائی تازه خودم نه،خواهرم گفتم بگه بره سفارش بده.

بعد بابام رفت سفارش داد و اومد گفت یه کتاب رو داشتن بهم دادن اون دوتا رو سفارش دادم گفت چند روز دیگه میاد .منو میگی کتاب رو که دیدم مردم از هیجان

بغلش کردم باورم نمیشد بعد فک کنم تا شب ده بار هی ورق زدم و دیدمش

کتاب رنگ آمیزی بزرگسالان هری پاتر 3 (شخصیت ها و مکان ها)

اون عکس رنگیا آخر کتاب برای نمونه س که از رو اینا رنگ کنیم.

کتاب رنگ آمیزی 1 رو خریده بودم. الان 3 رو خریدم . یه بار دیگم 2 رو میخرم البته خیلی وقت دیگه. بشینم تابستونی مثل بچه آدم رنگ آمیزی کنم و نقاشی بکشم فقط . چون از باغبونی به شدت محروم شدم . یعنی اصلا دیگه به هیچ وجه نمیذارن برم طرف باغچه میگن از اونجا ویروس گرفتی. خلاصه اولش خیلی ناراحت شدم ولی گفتم بی خیال شاید واقعا از اونجا گرفتم. نمیدونم والا.

کلا کارهای هنری که سخت هس رو هم نباید انجام بدم. و یه محدودیت شدید اعمال شده توی کارایی که انجام میدادم که باید رعایت کنم

اینو یادم نره آبجی زهرا از شیراز سلام عزیزدلم. ممنون از پیامت. یه شماره 7 رقمی بگو میخوام رمز مطلب کنم بعد بخونیش . چون نمیدونم خودم چندسال پیش تجریه کردم گفتم شاید به دردت بخوره ان شائ الله عزیزم

اینکه گفتید آخرش کرونا داشتم یا نه آره بابا داشتم دیگه. تعارف نداریم که یادشم میفتم اصلا یه جوری میشم چه روزای بدی بود خدا قسمت هیچکی نکنه ترسش از خودش بالاتره. اینو هم بدونید اگه تب کردید سریع برید دکتر چون این ویروس سریع روی کلیه مخصوصا اثر میذاره. رو کبد و قلب و ریه هم که جای خودشو داره. یعنی هر کاری میکنید فقط سریع دکتر برید . پیش دکتر الکی هم نرید توی این درمانگاه ها و اینا. پیش دکتر متخصص عفونی برید اون سریع تشخیص میده یا گوارشتون بهم ریخت فوری برید پیش متخصص گوارش کلا اینا زود تشخیص میدن. فقط زود برید هی طولش ندید و بگید نه با این خوب میشم و با فلان خوب میشم.

بعد اینکه وقتی حالا خدائی نکرده گفتن یکی مثلا کرونا داره . تب رو هم داره به هیچ وجه غذاهای ادویه دار نخوره دکترم گفت فقط گوشت و مرغ آبپز بخور. یعنی بدون ادویه هیچی فقط نمک تازه پیازم نکنید.

بعد دیگه اگه گوارشش بهم ریخت کته ماست بخوره و دوغ ولی به محض خوب شدن دیگه به هیچ وجه طرف ماست نره.

اگه معذرت میخوام شکم رویه نداشت حتما حتما باید آبمیوه خیلی بخوره آب فایده نداره آبمیوه . یعنی آب سیب طبیعی و آب هویج طبیعی خودتون بگیرید. تخم شربتی با بیدمشک هم بخوره حتما. اینو دکتر گوارش گفتا . البته من شکم رویه داشتم نباید میخوردم ولی بعد خوب شدن خوردم خیلی.

سرم حتما سه چهارتا بزنه خیلی مهمه . اگه دکتر هم نداد بهش بگید براتون بنویسه. سرعتشم زیاد نکنید . بذارید آرووم آرووم بره. موقع سرم هم هیچی نخوره.

استراحت کنه اصلا از جاشبه جز دستشوئی بلند نشه تا میتونه بخوابه.

قرصا رو هر چقد دادن ساعت کوک کنه حتما سروقت بخوره. دقیق بخوره.

به جا گوشت و مزغ آبپز اگه بلدرچین آبپز کنید با برنج کم روغن بخوره خیلییییییییییی بهتره شدیدا تقویت میشi چون مرغ اصلا تقویت نداره. یه بسته بلدرچین شش تا توشه بزرگ هم هستن تقریبا. کیلوئی 34 تومن فک کنم نمیدونم والا. اگه یه وعده غذا میتونه بخورi فقط بلدرچین پس بخوره.

اگه بی اشتهاس مهم نیس باید از ترسم هس بخوره بجوئه و قورت بده. من از ترس میخوردم البته زیاد نه ولی ده تا قاشق رو میخوردم از ترسش فقط

حتما هر چی دستشوئی میره به رنگ ادارش توجه کنه و اینکه مزه دهنش تلخ میشه یا نه.

اگه استرس داره حتما حتما قرص ضد استرس بخوره چون اشتها رو هم زیاد میکنه لااقل میتونه قورت بده .

حرز امام جواد توی اینترنت هس کوتاهه خیلی بنویسید و به بازتون ببنیدید . حتما نذر کنید و همون موقع بدید . *233# برا نذورات هس که سریع بدید برا کربلا نجف و سامرا و همه جاها.

خب خسته شدم و خواهشا دیگه حرفشو نزنید ممنونم

یا علی فعلا همراهای عزیزم

[ جمعه دوم خرداد ۱۳۹۹ ] [ 18:11 ] [ هرمیون ]

برید کنار من اومدممممممممممم خوش بیامدم

دفعه ی چهارمه ملافه میشورم و از نظر من سخت ترین کاره دو لایه ملافه رو میکشی بیرون نفست بالا نمیاد بعد از شسته شدن اول خوشخواب رو باید برگردونی بعد با این حالت میری وسط حال ،ملافه به دست همه دیگه خودشون میفهمن چیکار داری

اصولا خواهرم میگه اه اینقد اینو برنگردوننننننن بعد میاد با هم برش میگردونیم من نمیدونم واقعا چی توی اینه که اینقد سنگینه

خب حالا سلام خرید مهرررررررررررررررررررررررررررررررررررر

اینقد که من این خودکارای رنگی رو میخواستمممممممممممممم که نگو. خریدمشونده تا خودکار رنگی . خودکارش مث این اکلیلیا نیستا که زود تموم بشه خیلی خوبه کرونا هس کرونا عشقه نفسه

بعدش دفترچه میباشد که دلم غش رفت مث کتاب داستان کوشولو میمونه دفترچه هام اخه داش تموم میشد

اینم پاک کنای ناز و خوشگل

اینم گفتم قدیمیه بخرمش دوباره اوردن اینا رو ولی مث اون قدیمیا نیستا اونا خیلی سفت بود و قسمت ابی رنگش مث سمباده بود این سمباده ای بودنش کمتر است

راستییییییییییی رنگ کردم تموم شددددددددددد

بچه ها راستی فیلم ونگوگ رو دیدید؟یه بار گذاشته بود فک کنم شبکه چهار بود .فیلمای خارجی شبکه چهار خیلی خوشگل و مفهوم دار هستن. بعد داستان زندگیش اصن ناامیدم کرد نسبت بهش. این دیگه کی بوده اولش که همش با زغال میکشیده بعد عموش بهش کمک میکنه و یه جعبه ی در دار چوبی پر از رنگ روغن و این چیزا بهش میده که اونوقت دیگه رنگی کار میکنه

راستی فیلم سینمائی قاصد رو دیدید از شبکه نمایش پخش شد اصلا فکر نمیکردم ترکیه ای باشه ولی توی گوگل زدم دیدم محصول کشور ترکیه بود.داستانش قرآنی بود خیلی قشنگ بود و ترسناک.من از اول تا آخرش مور مور بودم تکراریشو دیدم که صبح پخش شده بود خیلی خوشگل بود بینهایت به خدا ارزش دیدن داره مث یه فیلم هالیوودی ساخته بودن اینقد که عمیق بود داستانشبینهایت قشنگ بود

[ چهارشنبه چهارم مهر ۱۳۹۷ ] [ 12:36 ] [ هرمیون ]

توی هال نشسته بودیم و من بلند میخوندم که شب های بلند زمستان را چه کننننننننننننننننننم یک حالی میده وقتی حال نداری لم بدی به یه بالشت و اینو بخونی بعد یهو صدای میو میو یه بچه گربه اومد بعد گفتم واییییی فهمیه اومد بچشو آورده همه در عین بی حالی از جامون پریدیم و دویدیم که نذاریم بره طبقه پائین که دیدیم این با چه سرعتی بچشو دندون گرفته و از پله ها داره میره پائین .گربه ی یابو اصن انگار از قصد اعصاب ما رو خورد میکنه آهان راستی اسمشو فهمیه گذاشتیم آخه خیلی میفهمه خلاصه شکر خدا در هال بسته بود ولی در اون اتاق که بیرون هال بود باز بود رفت اونجا بعد وسط راه بچش از دهنش افتاد رو یه نایلون بعد من با پام نایلونه رو کشیدم اینور ، که دیدیم این یهو حمله ور شد که گاز بگیره نامرد نتونس و پاش روی سنگای کف لیر خورد و سریع پاشد فرار کرد رفت بالا و رفت بیرون توی حیاط. بعد ما هم نایلون رو برداشتیم و گذاشتیم توی حیاط دیدیم نمیاد برش داره گذاشتیم سر دیوار اونجا سریع اومد برداره و باز بیاره پائین عجب روئی داره بازم هی همه پیش پیش کردیم و اونم بچه در دندان رفت

و بعد از چند روز اینم نتیجه ی اون همه تلاش ما

نتیجه ی اخلاقی هیچ وقت خودتونو سر فراری دادن یه گربه خسته نکنید مخصوصا گربه ای که خودتون بزرگ کردید

سلام علیکم آقا دیروز با اجاتون رفتم نوبت دکترم بود بعد از سلام و این حرفا و اینکه حالم چطوره بعد یهویی گفت دیگه لازم نیس بیای و قرص ضدتپش رو هم یه روز درمیون میخوری تا دیگه قطع بشه . این قرص ضد تپش اصن بلایی شده بود بعد این دکترم دو ماهه که داره قطع میکنه خیلی ریز ریز خل شدم به خدا از بس این قرص رو یک چهارم کردم و هیچ وقتم درست به چهارقسمت تقسیم نمیشد

خلاصه ان شائ الله همه همیشه سلامت باشن دیشب از خستگی ساعت 10 اومدم خوابیدم بعد خواهرم صبح گفت دیشب اومدم یه چیزی بهت بگم دیدم مث خرس خوابیدی اصن دیروز خیلی خسته بودم اصن حالن داشتم برم دکتر. بعد تاکسی تلفنی گرفتم رفتم .دیدید چقد تاکسی تلفنیا رو ماشینای مدل بالا دادن بهشون خیلی خوشگله ، قبلش سمند بودن همه ،بعد وقتی توش میشینی چون کسی دیگه رو هم سوار نمیکنن وقتی رد میشد از خیابونا و بعضیا که منتظر تاکسی بودن رو همه رو رد میکرد میرفت آقا یه حس مقام بالا بودن بهم دس داده بود حال میکردم

خب اینم نقاشی که رنگش تموم شد.زیبا گشته است آیا؟

اینم نقاشی جدیدی که رنگ میکنم الان خیلی بیشتر رنگ کردم این عکس رو دو روز پیش فک کنم گرفتمخیلییییییییییییییی لذت داره رنگ کردن شبا که میخوابم دوس دارم زود صبح بشه که بشینم رنگ کنم چه اهداف والائی من دارم

اون رنگا رو تمامشو برا رنگ کردن موهاش به کار بردم

خب دیگه فعلا یا علی راستی اگه دیر اومدم نوبت دکتر داشتم خیلی خسته کننده س. یکی هم دیروز سردرد داشتم از اول صبح بعد مسکن خوردم خوب شدم ولی مسکن که میخورم کل روز دیگه خوابم میگیره

[ دوشنبه نوزدهم شهریور ۱۳۹۷ ] [ 13:59 ] [ هرمیون ]

سلام دیدید من چخده خوش قول استم

این عسکایی از رنگ آمیزی یه طرح از کتاب استش خیلی دوسش میدارم کلا دوس دارم تند تند همشو رنگ کنم ولی عمرا بشه اینکارو کرد چون هر یه گوشه از نقاشی رو که آدم رنگ میکنه کلی زمان میبره من دو روزه اینقد رنگ کردم

اول اینکه توی خود کتاب هم گفته با مدادرنگیه نرم رنگ کنید بعضی مدادرگیا هم هستن که دیدید وقتی رنگ میکنید برق میندازه رنگش ، اونا هم خوب نیس چون چند رنگ روی هم استفاده میشه بعد مدادتونم حتما باید نوک تیز باشه در هر مرحله

خب اول میایم باز هر چی مدادرنگی داریم رو اماده میکنیم همه رو امتحان میکنیم ببینیم کدوم نرم هس که من فقط مدادرنگی استایلیش و کرونا از من خوب بود بقیه خب مارکای قاتی پاتی بودن و من اصن یادم نی چی بودن . خودم ریختم توی اون قوطی که شکل پوه هس

عشقم این در باغ هس خوشگل استش؟

خب فعلا یا علی

[ پنجشنبه هشتم شهریور ۱۳۹۷ ] [ 20:18 ] [ هرمیون ]

هیجانات اانگیزیاتم فوران کرده . خریدم خریدممممممممممممم

کتاب رنگ امیزی بزرگسالان

اولیش باغ اسرار آمیزکتابش خیلی پهن و بزرگه ادم خوشش میاد 90 صفحه س

کتاب رنگ امیزی هری پاتر این کتابه بزرگتره بعد تقریبا 80 صفحه س

میدونید این کتاب رو اصلش برا ایجاد تمرکز و آرامش و خیلی چیزای دیگه درست کردن طراحش یوهانا بسفورد هس .من وقتی سوال میکردم از یه مسئولای خانه ی کتاب ،از همین جا که خریدم بعد دو ساعت توضیح میداد برام میگفت مثلا ما داریم قبض پرداخت میکنیم فکرمون به اینه که بعدش کجا بریم ،این یعنی اینکه تمرکز نداریم. فکرمون همیشه مشغوله . این کتاب باعث میشه تمرکز داشته باشید و قاتی پاتی فکر نکنید این قاتی پاتی رو من میگما .خلاصه ی حرفای این پسره ی پرحرف بود نه شوخی کردم خدائی خیلی قشنگ توضیح داد بعد من دوتاشو خریدم یعنی همین دوتا رو هم داش قبلا توی اینترنت دیده بودم و خونده بودم دربارشون. خانه ی کتاب کاشون واقعا کتاباشو قیمت خوبی میده سایت هم داره اسمش ساربوک هس آدرسش این میباشد

خیلی خدائی خوب میدن هری پاتره 13 تومن باغ اسرار آمیز 15 تومن.میدونید توی دیجی کالا باغ اسرار امیز رو 34 تومن میده

میدونید رنگ آمیزی اینا خیلی جالبه یه جوری عمقی رنگ امیزی میکنن من خیلی دیدم یه کمی یاد گرفتم حالا ببینم چیکار میکنم البته اون کارامم در دست دارم

خب من فعلا برم دیگه. یا علی عخشان من

[ شنبه سوم شهریور ۱۳۹۷ ] [ 21:3 ] [ هرمیون ]

Members

اتاق دوست داشتنی من

عکس از اتاقم

کتاب های دوست داشتنی من

کتاب های خارجی و ایرانی هری پاتر

سایر کتاب های جذاب

باغبانی های من

تصاویر باغبانی های سالانه ی خودم همراه آموزش

نقاشی های من

نقاشی های پاستل، آبرنگ ،مدادرنگی های خودم

نجاری های من

نجّاری و کار با چوب های من

بازی های کامپیوتری و رومیزی من

بازی های جذاب و ارزان کامپیوتری خودم

بازی های رومیزی من

دانلود فيلم آموزشي گلدوزي با چرخ خياطي همراه با توضيحات

آموزش گل دوزي با چرخ خياطي

دانلود فيلم آموزشي قلاب بافي همراه با توضيحات-در حال تكميل

آموزش قلاب بافي و نقشه خواني

دانلود فيلم هاي آموزشي روبان دوزي

فيلم آموزش روبان دوزي 1

فيلم آموزش روبان دوزي 2

جادوي آشپزي ...

منوي تصويري غذا

آموزش تصويري سفره آرايي

Statistic