|
جادوگري | ||
|
دیروز انرژی زیادی داشتم که با تموم شدن روز هنوز انرژیم زیاد بود ولی اخر شب نشستم یه فیلم هیجانی و خیلی قشنگ رو دیدم اینقدم قشنگ بود که اصلا هیچیشو رد نکردم و بزنم جلو، برا همین خیلی طول کشیدن و شد ساعت دوازده و نیم شب چون تصمیم گرفتم دیگه زیاد شب پای کامپیوتر نشینیم و کارامو توی روز انجام بدم برا همین رو تخت دراز کشیدم تا خوابم ببره این فیلمی بود که دیدم اسم فیلمTailgate 2019 سلام اکشالی نداره جبران میکنم و همینطور پرتوان کارهامو انجام میدم یه فیلم گرفتم برا این موضوع وقتی ادیت کردم واستون میذارم ببینید. راستش جدیدا تو فیلم حرف بزنم راحت ترم چون وقت خیلی کمتری میخواد واسه حرفام. همتم هم بیشتره واسه پست کردن با فیلم تا نوشتن. نوشتن خیلی زمان میگیره با اینکه خیلی نوشتن رو بیشتر از فیلم گرفتن دوس دارم ولی الان که وقتم خیلی کمتر از قبل هس واسه وبلاگ برا همین فیلم گرفتن خیلی کمکم میکنه که بتونم هیمشه باهاتون حرف بزنم. بعضی چیزا رو واقعا دوس دارم هر چه سریعتر به همه بگم چون میدونم آزاردهنده س و شاید یه کمکی باشه برا یه نفر که همین مشکل رو داشته باشه یا یه کاریش راه بیفته یا خلاصه یه کمکی یا انگیزه ای برا یه نفر باشه. راستی این بازی کندو رو خیلی دوس دارم بقیه هم باهاش اشنا بشن خیلی قشنگه مطمئن باشید پشیمون نمیشید از خریدش. ولی بدونید بینهایت بازیش قشنگه و همیشه دوسش داشتم چند ساله اینب ازی رو میکنم و اوقاتی که ادم حوصلش سر میره یا دلتنگ میشی این بازی خیلی کمک میکنه. برا همین یه روز به خواهرم گفتم با هم بازی کنیم من اموزش این بازی رو بذارم بقیه هم استفاده کنن .شاید برگه ای که توی خود بازیا هس که دستورالعمل باز یرو میگه خیلی سخت باشه فهمیدنش. همیشه هیمنطوره نمیدونم چرا راهنمای بازی اینقد سخت توضیح دادن. یه فیلم چند وقت پیشا گرفتم اولش دستور بازی رو گفتم که چطوریه بعد با خواهرم بازی کردم و فیلمشو گرفتم قشنگه دوس داشتید ببینید چون میفهمید قلق بازی چطوریه .دوس داشتنی ترین بازی هس که دیدم البته فوتبالدستی و بازی راز جنگل هم خیلی دوس داشتم. این فیلم هس
اون سری گفتم یه همبرگر درست کنم و باهاش اخر شب یه فیلم ترسناک ببینم و عخش کنم همچینم دقیق و ثانیه ای برق رو میگیرن. بعد گفتم اشکالی نداره من شکست رو قبول نمیکنم خلاصه که رفتم توی حیاط و همه جا هم ساکت نشستم زرت و زرت کوبیدم و اول نون رو کوبیدم و الک کردم بعد ادویه ها رو. وای مگه جوز هندی سائیده میشه هی کوبیدم هی کوبیدم چندتا فیلم دیدم که اون بالایی اخریش بود حالا که سرشب هس دارم وبلاگ رو مینویسم اسمشون یادم رفت تا اخرای شب که بفرستم یه جستجو بکنم یادم بیاد اخه معنی اسم فیلما رو نمینویسن به همون اسم انگلیسی هس که من اصلا نگاه به اسم نمیکنم از رو موضوع و تریلر برمیدارم فیلما رو. خب اخر پست میگم فیلما رو. بذارید فیلمایی که گذاشتم رو بهتون بگم. یه چیزی رو میخوام هربار بگم یادم میره اینکه فیلمایی که میخواید ببینید و از کل ویدئوهایی که پست میشه راحت پیدا کنید توی اپارات، چون صفحه منم خیلی قاتی پاتی و اکثرا نقاشی هس بهتون بگم که برید این ادرس که لیست پخش فیلم های روزمرگی هس. ببینید اینطوریه که کنار فیلما شماره زده که ترتیبشون چطوریه کدوم جدیدترین هستن. از بالا قدیمی ترین هس بیاید پایین اون اخری جدیدترین فیلم ارسال شده میشه. کلا فیلمایی که شما میخواید ببینید توی این لیست پخش هس حالا هر وقت باغبونی یا چیز دیگه هم گذاشتم چون کم میذارم ادرس فیلم رو میذارم وگرنه میتونید خودتون لیست پخش باغبونی رو هم ببینید و فیلماشو نگاه کنید https://www.aparat.com/playlist/20610562 اپارات همیشه بروز میشه چون فیلما رو تاریخ پخش گذاشتم بعد فیلمای روزمرگی رو همون روز میفرستم.چون اینجا دیر میام میذارم فیلما رو و بهتون میگم برا همین گفتم اگه زودتر خواستید ببینید یه سر اونجا بزنید. حالا یه فیلم که خیلی دوس دشاتم ببینید درست کردن کدو از گونی هس که جالبیش هم اینه که میتونید بشوریدش چون با رنگ روغن رنگ میشه من اینو تقریبا دو سال پیش درستیدم نمیدونم شایدم بیشتر .خیلی دوسش دارمممممممممممممممممم. گذاشتمش بالا کابینت اشپزخونه خیلی هم تو دید هس همیشه نگاش میکنم شاد میشم عشقمه
یه چیز جالب و هیجانیه دیگه که خودم تازه یاد گرفتم اصن کلی ذوق کردم اینو آموزشی درست کردم ولی میخوام یه سری عکسایی که خیلی دوس دارم رو جاسوئیچی کنم
این فیلم هم که دیگه گفتن نداره معلومه چیه
بازم سلام الان اخر شب هس گفتم هر جوری هس دیگه اپ رو ارسال کنم. قبلش در مورد اون تغییر مدل مانتو بهتون بگم. برا اون سعی میکنم این دو سه روز یه ویدئو بگیرم دقیق و واضح بهتون بگم چطوری دوخته شده بود هم اون زیپ تزئینی هم بند دادن به آستین رو. یه کوچولو صبر کنید قشنگ سر یه آستین دیگه همینطوری واسه متوجه شدن اینکه چطوری دوخته شده بود دقی قهبتون نشون بدم. بعد سعی میکنم از خیاطی و چیزای به درد بخور بیشتر بذارم که به کار ادم میاد خیلی. یه خورده الان درگیر باز عمل چشم مامانم هستم که اونبار موفق نشدیم حالا بماند تقصیر اون کلینیک شد تاریخا رو برداش جابجا کرد. فکرم اونجور که باید آزاد نیس شاید فقط 20 درصد کارایی رو که دوس دارم انجام بدم رو دارم انجام میدم. بعد در مورد اون پست اپارات که خودم توش بودم نمیدونم گفتم بهتون یا نه دیگه یادم نیس چیا رو میگم و نمیگم یه فیلم ترسناک قشنگ دیگه ای که دیدم اسمش این بود Invasive 2024 این آخرش خیلی بی مزه بود و چندشی میشد ولی بیشتر از نصف فیلم خیلی قشنگ و هیجانی بود کلا من فیلم ترسناکایی که تا نصفش هم خوب باشه خیلی دوس دارم بقیشو رد میکنم اگه چندشی بشه اخرش این یکی Heretic 2024 هم خیلی هیجانی بود اینم تا نصفش قشنگ بود ولی خیلی باحاله اینا که میگم تا نصفش ببینید واقعا جالبن لازم نیس تا اخرشو ببینید. خیلی معماییش قوی بود. ولی اون فیلم اولی رو که معرفی کردم یعنی تا لحظه ی اخرش رو ببینید اینقد قشنگهههههههههههههه که نگو . اینا رو واسه کسایی که فیلم ترسناک دوس دارن میگما کسایی که احساسات لطیف و حساسی دارید نبینید اینا رو [ شنبه بیست و نهم شهریور ۱۴۰۴ ] [ 0:29 ] [ هرمیون ]
[ جمعه بیست و یکم شهریور ۱۴۰۴ ] [ 18:52 ] [ هرمیون ]
میسی از پیاماتون الان برق قطع میشه میخواستم ادیت فیلم رو تموم کنم و کم کم بذارمش ولی نمیشه دیگه بازم میره اخرای شب میذارم.همون فیلم مانتو که درستیدمش فعلا تا شب که بیام یا علی [ جمعه بیست و یکم شهریور ۱۴۰۴ ] [ 16:49 ] [ هرمیون ]
یه خورده میخوام به خودم سور بدم .این از این فکرم اینه که تا میتونم از لحظه های روزمرگیم فیلم بگیرم تا میتونم. آیا خوب است؟ دیگه داش یادم میرفت سلام کنم یه مانتو تغییر مدل دادم از خواهرم گرفتم خب من فعلا برم شبتون بخیر و سلامتی باشه یا علی فعلا [ چهارشنبه نوزدهم شهریور ۱۴۰۴ ] [ 20:45 ] [ هرمیون ]
گل ریحون رو از نزدیک دیده بودید؟
سلام دیگه احساس میکنم داره کارام تموم میشه وقتم آزادتر بشه. یه برنامه اسکن میخوام که کارت ملیمو اسکن کنم یکی دانلود کردم پولی بود حالا نشستم هی دانلود میکنم یکی خوب گیرم بیاد. ما همچنان برق رو میگیرن حتی دوبار هم میگیرن یه بار هم یادمون رفت این مهتابی شارژی رو شارژ کنیم همینطوری با نور خیلی کمش سر کردیم در مورد طب سنتی خواستم یه چیزایی بگم بهتون.شوهر دوستم دکتر طب سنتی هس خودشم دستیار شوهرشه. یعنی اگه بدونید زندگیشون چطوریه گوجه اصلا نمیخورن رب اصلا کلا توی خوراکی ها اینقد سختی به خودشون میدن یعنی از اینا هستن که کلی دارو گیاهی و اصلا دارو شیمیایی مصرف نمیکنن و این چیزا. بعد به خاطر همین سخت گیرایی که میکنن اول اینکه دوستم وقتی حامله بوده از این داروهای گیاهی و این چیزا شوهرش بهش داده خورده پسرشون یک بیش فعال خیلی بدی هس دخترشم همینطور یعنی یه لحظه که باهاش حرف میزنیا پشت تلفن اینقد جیغ میزنن که هیچی ادم نمیشونه و اینقدم عادیه برا دوستم. خودشم پارسال که حالش بد شده بود و بیهوش شده بود و شوهرش عوض اینکه زنگ بزنه به اورژانس میگفت وقتی به هوش اومدم دیدم سر و صورتم و موهام کلی عسل ریخته حالم بد بود بعد شوهرم میگه به مادرت زنگ بزنه که ببردت اورژانس بعد اعصاب مصابشم بهم ریخته که دارو میخوره. خواستم بگم اینقد این طب سنتیا رو شورش ندین یه دکتره تو تلویزیون میگفت مردم شورع کردن میرن طب سنتی، زمان درمانشون رو از دست میدن بعد که حالشونو بدتر کردن میان پیش ما . یه چیز دیگم که مردم بی مزه کردن اینه که شروع کردن محصولات سنتی رو مصرف میکنن. و چیزایی که خونگی هس رو میخرن. در صورتی که من چندتا دوستام اینکارو میکنن و یکی از دوستام که عکس هم میگیره هر چی خشک میکنه رو جلو دستشویی توی حیاطشون میذاره. یه عالم لواشک رو جلو دستشویی چند روز گذاشته بود هر سبزی و هر چیز دیگه. مردم دارن پس رفت میکنن به جا پیشرفت. مث همون روغن کنجدی که میگن جلو چشم ادم روغنشو میگیرن دکتره تو تلویزیون میگفت بعد از چند ساعت این سم میشه و مردم اصلا نمیدونن روغن باید محیط خلاء گرفته بشه یا همون روغن دنبه که اصلا اونجوری درست نیس. از این موضوع بگذریم. دیشب سردرد بدی داشتم حالمم کلا خوب نبود بدتر از همه اینکه من اگه قرار باشه مسکن بخورم فقط یه بار میتونم بخورم و بعدش اصلا معدم به بدترین حال ممکن میفته درد نمیگیره یه چیزی هزار برابر بدتر از درد برا همین چون دیروز به خاطر درد دیسکای مبارکم مسکن خورده بودم نیمتونستم مسکن بخورم تحمل کردم یه بار تو شب پاشدم بازم سردرد داشتم ولی ترسدیم باز مسکن بخورم ترجیح دادم این مدل درد رو تحمل کنم بعد صبح خیلی زود پاشدم با سردرد خیلی وحشتناکی، لیوان کنار تخت رو برداشتم و رفتم اشپزخونه خواهرم گفت چته؟ گفتم نصف سرم بینهایت درد شدیدی داره چشمم خیلی درد میکرد .دردای میگرنی یه طرفه هستن بعد یه تیکه نون برداشتم و یه لیوان آب از یخچال و رفتم اتاقم دیگه گفتم فک کنم این درد میچربه به اون عذاب کشیدن معدم، نون رو خوردم و بعد هم ژئوفن کامپاند. خوابیدم. امروز طبیعتا نوبت عذاب کشیدن از طرف معدم بود حالا جمع بندی بکنیم [ دوشنبه هفدهم شهریور ۱۴۰۴ ] [ 0:46 ] [ هرمیون ]
چند روز پیشا از اتاقم اومدم که برم حیاط بابامم نشسته بود واسه شوخی همینطور که داشتم از وسط هال رد میشدم برم در حیاط رو باز کنم اینو خوندم که : بچه های محل دزدن عشق منو میدزدن وقتی خسته میشم مرض دارم رسما سلام امروز پنج شنبه س. دوبار برق رو گرفتن یعنی چهار ساعت و من همش خواب بودم تنها کار مفیدی که میتونستم انجام بدم. چون دیشبم تا بعد اذوون بیدار بودم. خلاصه که روز قهوه نخوردم به جاش الان قهوه خوردم که به کارایی که در بی برقی عقب افتاده بود برسم یکی از سرگرمیام موقع برق رفتن تراشیدن تمام مدادرنگیامه
سلام بعضی وقتا میگم کاشکی تو یه عمارت زندگی میکردم که واسش مدیر امور مالی ،مسئول باغ و درختا مسئول آشپزخونه و یه آشپز ایتالیایی .چون غذاهای ایتالیایی رو دوس میدارم از سه تا غذایی که قرار بود درست کنم دوتاشو درستیدم. همبرگر کلا حلیم درست کردنش سخته خیلی دیر به دیر درست میکنم و کسی دیگم تو خونه ما زیر بار درست کردنش نمیره خب این فیلما رو دوس داشتید ببینید. روی عسک کلیک بفرمائید خب اینم از فیلما .من دیر اینجا میذارم توی آپارات میتونید ببنید زودتر از اینکه اینجا بذارم. خلاصه همچنان به خاطر دیر اومدن هام معذرت میخواهم و طلب بخشش
[ شنبه یکم شهریور ۱۴۰۴ ] [ 0:24 ] [ هرمیون ]
|
||