|
جادوگري | ||
|
پنکم خیلی صدا درمیاره اصلا تمرکز ندارم هر دوری که میزنه انگار ناله میکنه اونم بلنددددددددد سلام امروز پنجشنبه س. الان ساعت 8 و نیم. کار داستان نویسیمو شروع کردم البته نمینویسما .حول محور داستان نویسی دارم فعالیت میکنم کلا این روزا صدای دستگاه پرینترم خیلی شنیده میشه خواهرم میگه چاپخونه راه انداختی؟ راستی یه برگه های یادداشتی هس که از دفترچه یادداشت ارزون تره خیلی . 500 برگ رو من 3 تومن خریدم. از اینترنت البته. برگه هاش جنس برگه آچار هس. خیلی عالیه برا یادداشت برداری. بعد اینکه اندازه بزرگی هم داره 10 در 10 سانت هس. من چندتا از اینا رو خریدم
خلاصه که جدی کارمو شروع کردم. بعد اینکه کتاب کیمیاگر جلد اول نیکلاس فلامل رو دارم تموم میکنم جلد دوم جادوگر رو خیلی هیجان زدم که زودتر شروع کنم بخونم
اتاقم رو خیلی وقته که میخواستم یه تغییری بدم یه خورده فضا آزاد بشه . فک کنم 13 یا 14 سال اول اونور دیوار بودم بعد یه پنج شش ساله که آوردم اینور .حالا میزمو آوردم زیر پنجره روبروی تختم . برا فیلم دیدن خیلی عالی شده هر وقت فوتبالدستی بازی میکنم مامانم بعد از نیم ساعت میگه محبوووووووووووووب بس کن اعصابم خورد شد اینقد صدا نکن امروز میخواستم فیلم بگیرم ولی نشد خیلی خسته شدم یعنی بینهایت میز کامپیوترم سنگینه و یه عالمه چیزی رو جابجا کردم و بدتر مه که سیم وصل کردن کامپیوتر که یه خر چیزی رو باید بهش وصل کنم ، بلندگوها و پرینتر و مودم و مونیتور و موس و وااااااااااه . تازه من حفظم همه جاها رو نیاز به دیدن پشت کیس ندارم وگرنه اصلا راهی نبود که پشت کیس رو ببینم کلی هم گردگیری کردم نصفش مونده .باید یه کم جارو کنم و یه عالمه چیزی دیگه هم هس که جابجا کنم. بعد دیگه فیلم بگیرم بذارم پائین بینید چقده فضا باز شده این فیلم اتاقم https://s23.picofile.com/file/8449160684/VID_20100405_062346.3gp.html
راستی جوجوهای یاکریم دراومدن ولی دیگه نیستن. فکر کنم کلاغچه یا کلاغ یا این پرنده شکاریا که میان برده با خودش. خیلی ناراحت شدم وقتی دیدم دیگه توی لونه نیستن. بابام میگه جوجه هاشو برده . میگم بابا کدوم پرنده ای جوجه هاش جابجا میکنه. چه حرفا میزنی عکس جوجه هاشو گرفتم ولی نمیذارم دلم یه جوری میشه. چقد نقشه داشتم باهاشون بازی کنم توی دستام بگیرمشون. چند ساله که پرنده توی دستام نگرفتم خب بگذریم از این موضوع ناراحت کننده. بریم سر باغبانی. پرنده ها هجوم میارن به گل و گیاه من. دور تمام گلدونا رو تور سیمی گرفتم .من بذرشونو حتما میخوام ولی اینا نمیذارن. برا همین دیگه غذا دادن به پرنده ها رو دیگه گذاشتم برا وقتی که هوا سرد شد. فعلا گل آفتابگردون پُر پَر کاشتم دراومدن ببینم موفق میشم یا نه.آفتابگردونش زینتی هس تخمه های خیلی ریزی داره. حالااگه موفق شم و بزرگ شد بذرشم نشونتون میدم که چقده و چند هس و کلا توضیح میدم. گلش خیلی خوشگله تمام وسط گل هم گلبرگ داره بر خلاف گل افتابگردونی که همه جا میبینیم و معمول هس .این خیلی ناز و خوشگله الانم گلدون آماده کردم توش جو کاشتم برا بذرایی که توی یخچال گذاشتم خاکش رو آماده کنم. چندتا هم داخل کوکوپیت میکارم ببینم برا بذر کدوم بهتره جو یا کوکوپیت. توی ریشه ی جو که خیلی موفقیت آمیز بود خب بریم سر راز بقاء. میخوام دگرگونتون کنم جدیدا کشف کردم که به ماهی باید غذای مقوی داد حیوون آخریا دیگه اصلا رنگ به رو نداش کم کم سفید داش میشد و پولکاش هی میرفت بعد از اون دوباره برا عید بابام سه تا ماهی قرمز خیلی بزرگ خرید تقریبا 15 سانتی بودن. بعد صبحش توی حوض کلی تخم ریزی کرده بودن. ولی دو سه روزم نشد که داشتم ازشون لذت میبردم که شبش همسایمون پیف پاف زده بودن سه تا ماهی صبح روی آب مرده بودن .یعنی اصلا نذاشتن من احساسشون کنم بعد از اون باز یه بار برا عید ماهی قرمز کوچیک خریدیم من کلی اسفناج آبپز و گوشت خام ماهی و این چیزاب هش میدادم خیلی زرنگ شده بود توی یه ظرف کرده بودم روی اوپن آشپزخونه گذاشته بودم میخواستم راحت بهش غذا بدم. بعد اینم زیاد انرژی گرفت یه بار صبح که بیدار شدم اصلا دیدم نیس. هر چی گشتم پیداش نکردم. خیلی تعجب کردهب ودم . بعد چند وقت دیدم گوشه مبلمون خشک شده من دیگه از اون به بعد به خاطر شکست عشقیای زیادی که خوردم در این راه، دیگه ماهی نخریدم . امسال بابام ماهی مجانی میدادن مسجد یه جایی، بعد بابام چهارتاشو گرفته بود وقتی من دیدم اصلا محلشون نذاشتم . ولی بعد دلم سوخت رفتم حوض رو آبش کردم و سنگ گذاشتم که برن زیرش نترسن. بعد چند روز سر باغچه ها بودم یهو نگام به کرمای خاکی که افتاد به ذهنم رسید که خب اینا رو به قلاب ماهی گیری میزنن تا ماهی بگیرن پس ماهیا کرم دوس دارنننننننن در همین راستا براتون فیلم گرفتم لحظه دادن کرم به ماهی خندم گرفت رفتم بگم لحظه ی دادن کرم به ماهی https://s22.picofile.com/file/8449160526/VID_20220415_164053.mp4.html
قشنگ بودا خب بریم سر مبحث اصلی، آموزش دوخت چادر:
قبل از هر چیزی اصطلاح لبه ی ترکی رو بهتون بگم. میدونم که میدونید. ولی بازم یادآوری میکنم. لبه ی ترکی به اون لبهی پارچه گفته میشه که ریش ریش نیس. خب پارچه رو میندازید سرتون. صاف وامیسید. بعد به یکی دیگه میگید که تا هر جا که قد چادر میخواید باشه براتون علامت بزنه. میتونید از قد چادر قبلیتون هم کمک بگیرید. حالا ما کاری نداریم میخوام از ریشه بهتون بگم چطوریه . بعد هر قدی که میخواید باشه رو علامت میزنید با صابون خیاطی یا سنجاق میزنید. بعد اون قد رو میبُرید. حتما حتما صاف برش بزنید. بعد اون تیکه بزرگه پارچه رو از وسط تا میزنید. میذارید کف زمین. بعد اون یه تیکه کوچیکتر رو هم از وسط تا میزنید و میذارید پائین اون یکی تیکه بزرگه. عکس رو ببینید
بعد اینا رو میدوزید . زرتی از اولش ندوزید چون پارچه حرکت میکنه تا حدودی، از وسط هر دوتا میگیرید میدوزید یه طرفشو بعد دوباره از وسط اونطرفشو میدوزید اینطوری صد در صد وسط دوخته میشه.
بعد دوباره از وسط تا میزنید و روی زمین پهن میکنید. خیلی صاف و یکدست. بعدش یه چادری رو که اندازتون هس ، روی اون پهن میکنید. دقیق. نکتههههههههههههه: هیچ وقت از قد چادر کم نکنید. یه وقت اونو نزنیداااااااااااا بعد جهت اطمینان هفت هشت سانت بزرگتر برش میزنید بعدش دوتا گوشه درست میشه. حالا به عکس خیلی خیلی دقت کنید. یه تیکه پارچه ازش دراومده رو برمیدارید طبق عکس میذارید گوشه ی چادر.
نکتههههههههههه دقیق نشون دادم که کجاها رو باید روی هم بذارید و بدوزید. بعد وقتی دوختید دوباره روی زمین پهن میکنید و دوباره چادر رو میذارید و گردش میکنید بدون گذاشتن چادر هم میشه ولی اگه بار اولتون هس چادر رو بذارید و دربیارید.
بعد با پایه لبه دوز ،پای چادر رو تو میذارید و میدوزید.
لبه دوز رو باید درست استفاده کنید . اولش رو یه کوچولو خودتون تا بزنید دوبار لبه ی پارچه رو، بعد درجه ی چرخ رو روی زیگزاگ خیلی ریز بذارید با فاصله دوخت شماره 3. عادی روی چهار هس روی 3 بذارید و بدوزید. بعد که یه ذره لبه ای که خودتون دوبار تا زدید رو دوختید ، لبه ی چادر رو بالا بگیرید و وارد لبه دوز کنید.
اینو باید خودتون هی امتحان کنید تا دستتون بیاد. تمرین کنید بعد خیلی راحت و سر دو سه دقیقه دور چادر رو میتونید با لبه دوز ، تو بذارید. من براتون فیلم گرفتم که چطور لبه ی پارچه رو بالا نگه دارید که خودش به صورت خودکار لبه رو تا بزنه و پیش بره. این فیلم رو دقیق ببینید. https://s23.picofile.com/file/8449160742/VID_20100330_040440.3gp.html
اون صدایی هم که میاد سوزن یه کم خمیدگی پیدا کرده من حال نداشتم سوزن چرخ رو بیارم و عوض کنم. چون دم دست نبود. منم طبقه پائین بودم. حال نداشتم برم بالا ولی شما اینکار رو نکنید چون خطرناکه صد در صد سوزن میشکنه و میپره. من چون کار با چرخ رو از بچگی انجام دادم فرق داره ولی اگه شما زیاد مهارت ندارید این کار رو نکنید خیلی خطر داره. سر سوزن میشکنه و میپره با شدت خیلی زیاد. سریع سوزن کج شده رو عوض کنید.
خب در مورد شربت کاسنی که پرسیده بود یکی از آبجیای وبلاگی عزیزم برا شربت کاسنی مثلا میخواید یه لیوان درست کنید یک سوم لیوان رو کاسنی بریزید یه کم شکر من میریزم چون شیرینی نمیخورم زیاد کلا هم شربت کاسنی شیرین رو زیاد دوس ندارم حالا هر چقدر دوس داشتید شکر بریزید بقیش هم آب و نوش جان کنید. کلا هر چیزی رو میخواید امتحان کنید از کم شروع کنید. من اگه زیاد درست میکنم مطمئنم که برام ضرری نداره. من یه پارچ درست میکنم اگه کبد چرب دارید نصف استکان رو عرق شاه تره نصف دیگش رو هم عرق کاسنی بریزید و بخورید. بدون اینکه شربت کنید. خیلی اثر داره. من امتحان کردم خیلی از چیزیا آزمایشم بالا بود چند وقت خوردم خوب شدم. دوستم شوهرش دکتر طب سنتی هس گفتم بهش میتونم جدا بخورم گفت نه با هم بخور که مسهل هم هستن. خب در مورد کپسول اوپتی وومن که یکی دیگه زا آبجیای عزیز وبلاگی پرسیدن من موهام خیلی پرپشت شد و رشدش خیلی سریع شده. من موهامو تازه کوتاه کرده بودم باز سریع رشد کرد. خیلی هم زیاد شده موهام. ولی اگه ریزش مو دارید باید اول علتشو بفهمید حالا اگه حوصله ندارید همین کپسول رو بخورید من ریزش شدید داشتم یه بار کپسول فیفول که آهن هس خوردم یه بارم با قرص آبی بود اسمش یادم نیس توی وبلاگم چندبار گفتم با ویتامین دی، ریزشش سریع متوقف شد. در کل اگه سی سال رو رد کردید مخصوصا اگه 35 سال رو رد کردید حتما از یه مکمل ویتامینی استفاده کنید خارجی هم باشه که عوارضش کمتر باشه. ولی خیلییییییییییی بررسی کنید که خوب باشه حتما. من تمام سایتای خارجی رو واسه عوارض اوپتی وومن گشتم. یه چیز دیگم اینکه توی دوران عادت ماهیانه ویتامین مصرف نکنید. قرص و کپسول آهن رو میشه خورد ولی ویتامین نخورید چون خونریزی رو شدید میکنه. خب میخواستم در مورد فشار هم بگم بهتون ، فشار بالا. ولی امروز خیلی خستم از ظهر که شروع کردم بنویسم تا الان که شب هس خیلی خسته شدم ببینم اگه وقت شد فردا میگم وگرنه ارسال میکنم دفعه بعدی میگم. از اینکه در مورد ورزش هم راهنمائم کردید خیلیییییییییی ممنونم سلامت باشید ان شالله این دسته گل هم تقدیم به شما در کنار قاب خوشگلم که خیلییییییییییییی دوسش دارم
خب دیگه یا علی تا باز بیام نمیدونم چیزی یادم رفته بگم یا نه [ جمعه بیست و ششم فروردین ۱۴۰۱ ] [ 20:42 ] [ هرمیون ]
|
||