جادوگري
subjects
.
-

بخش آپارات و فیلم های من!!!

عخشانم مي آيم اگه بگذارند شديدا محتاجم به دعا اصن توقع ندارم بشينيد سر جانماز و مختص من دعا كنيد همين الان باز يه صلوات ديگه بفرستيد قانعم .يا علي

[ سه شنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۴ ] [ 0:41 ] [ هرمیون ]

سلااااااااااااااااااااااااام عچيچان دل من الان من گشنه اينجا نشستم ناهار داره جا ميفته سيب زميني گذاشتم ته برنج كه سرخ وشه و بوخورمش مرغ دستيدم .خب حالا بگذريم از اين مسئله گشنگيه من ميرسيم به مسئله ي ديگه كه دارم يه طرحي رو پياده مينومايم در جهت ارتقاي روح و فكر شوخي كردم آخه دوس ميدارم خودم كتاب داستان بدرستم بچه هم بودم يه چرت و پرتايي سر هم ميكردم و نقاشي ميكشيدم واسه خودم كتاب داستان ميدرستيدم اصن يه وضي بهم حال ميداد كه هيچ كتاب داستاني اينطوري نبود واسم

الانم همين روح در بدنم نهفته استش كه ميخوام آزادش كنم و پرو بالش بدم به همين خاطر ميخوام تمام كارتونايي رو كه دوس ميدارم كتابشو بدرستم الان چند صفحه اي درستيدم هنوز داستانشو ننوشتم البته داستان خود كارتون هاااااااااا فعلا يه نقاشيشو ببينيد حالشو ببريد

اين كارتون مهاجران هس كه اون عخشوليه هم لوسي مي هس يعني عاشخ اين دختره گوگولي مگولي استم وسائل مورد نياز جهت درستيدن كتاب داستان يك عدد دختر شي شاله يك عدد دفتر نخاشي خوشگل نانازي مث اين

مدادرنگي ماژيك و بقيه وسيله ها و همينطور يك عدد كودك درون فعاله جيغ جيغو اينم لوازم اونم وسط حال ميشينيد قشنگ وسط جمعببينيد صحنه رو ، روحتون شاد شه

بعد ديشب داشتم ميكشيدم مامانم گفت دختر پيش دبستانيم شروع كرد نخاشي بكشهخلاصه اينطورياس خب من برم بساط سفره رو بندازم داره از گشنگي روحم پرواز ميكنه به ملكوت.يا علي فهلا

[ یکشنبه بیست و ششم مهر ۱۳۹۴ ] [ 12:50 ] [ هرمیون ]

از دست ايننننننننننننننننننننن رواني شدم يكي نجاتم بدهههههههههههههه.از رو نميرهههههههه

[ شنبه بیست و پنجم مهر ۱۳۹۴ ] [ 11:45 ] [ هرمیون ]

ماماناي ما دهه شصتيا رو ديديد چطوري هستن؟رسما ادمو افسرده ميكنن از صبح پا ميشي تمام كاراي خونه رو ميكني تازه چندتا هم اضافه بر سازمان انجام ميدي بعدش آخر شب شده مامانم همچين از آشپزخونه بلند ميگه مثلا كاري كرد چايي دم كرده در قوطي چائي رو نذاشته يعني من چندتا از اين شكلكا رو بزنم  كه بفهميد چقد من از تعجب شاخ درآوردم يعني واقعا من چي بگم يعني اون همه كار ميكني اصن به چشم نمياد بعدش يه در قوطي چائي نميذاري به چشم مياد اه اين شكلكه كه مو از سر خودش ميكنه كوووووووووووووووووو

اونوقت ماماناي دهه هفتاديا اينطوري ان.دختره عينهو غول كه اگه ما دهه شصتيا بغلشون وايسيم فك ميكنن ما دخترشونيم بعد از جاش پاميشه ميره يه ليوان آب بياره بعد مامانش اينطوري قربون بچم برم اب آورد واسم بعد ما كوزت وار قشنگ يه زندگي رو داريم اداره ميكنيم آخرش ضايع بازي درميارن

من سلام نكردم؟رسما آلزايمر گرفتم منم سلام به خدا نميذارن واسه آدم اعصابي بمونه كه بعدشم تازه از دستت ناراحت ميشن

هي خدا يه ذره اخلاقم درست بشه خيلي خوب ميشه.دوس ميدارم وقتي كه مامانم چيز يميگه ها هيچي نگم همچين مظلوم مثلا جواب ندم خب خسته بودم يادم رفت درشو بذارم ولي خب اينو ميگم بعدش عذاب وجدان ميگيرم كه چرا گفتم كل كارام هدر رفت فرشته هاي دورمم ميگن توام ضايع كردي كاراتو اصن عشق اينم كه هر كي هرچيم گفت جواب ندم و آرووم باشم  ولي نيمشه كه تمام سعيمو ميكنم اينطوري نكنم ديگه.خيلي اخه قشنگه كه هر چي به ادم بگن ادم هيچي نگه و سرشو پائين بندازه و گوش كنه فقط جواب نده ولي اعصاب ادم نميذاره.كاشكي موفق بشم اينطوري باشم.اي خدا خودت كمك كن من صبورتر باشم خيلي دلم ميخواد آرزومه هر كي هر چيم گفت حتي يه ذره هم عصباني نشم ساكت باشم هي روزگار

خب ديگه اينكه نيدونم بهتون گفتم يا نه ولي اخه دوباره دختر يكي از پسراي همسايمونو ديدم عصري. اصن هربار ميبينما يرم تو كما .يه پسرهمسايه داشتيم يعني الانم داريم فك كنم همين جا ميشينه خونه پدرشه بعد خلاصه اين پسره از من خيلي كوچيكتره بذاريد حساب كنم تقريبا 5 سالي كوچيكتره.آره اينقدا.بعدش اين پسره خعلي پرووووووووو بود يعني پرووها هر وقت من ميخواستم وارد خونمون بشم توي كوچه كه ميومدم اين پسره همراه مادر و خواهرش بود نيدونم كلا اينا هميشه اين راه كوچه رو در پيش ميگيرن كوجا ميرن و ميان هي بعدش اون وقت زن و بچه نداش.وقتي ميرسيد به من بعد من نگاه به مادره ميكردم سلام و احوالپرسي ميكردم. بعدش خواهرش بهم سلام ميكرد بعدش اين پسره سلام ميكرد يعني عجب رويي خدائي. من خيلي تعجب ميكردم از دستش.چقده پرووئههههههههههه

بعد خلاصه من كه جوابشو نميدادم سريع رومو ميكردم به در خونمونو ميومدم توي خونه به هيچ وجه حاضر نبودم وقتي اين توي كوچه هس حتي خونشون دورتر ما بود خيلي دورتر ولي اگه از خونه وارد كوچه ميشدي اين خودشو يه جوري اخرش ميرسوند نشون بده خودشو.خلاصه اين پسره زن رفت اصن نيدونم كي ، كه يه دختر 4 يا 5 ساله داره تازه يكي ديگم داره حس ميكنم بيش فعال بوده

من ديگه وقتي اين پسر همسايه بغليمون زن رفته بود اينقد سنش كم بود فك كنم 17 سالش بود بعد خيلي تعجب كرده بودم اتفاقا تازگي ميگفتم كه دوستش همين پسر پرووئه ،وقتي اينو ببينه كه توي سن كم همچين ازدواجي كرد ديگه زن نميگيره نگو اين خودش دوتا بچه هم داره كلا حس ميكنم كوچه ما بيش فعالي داشتن توي ازدواج

خلاصه اينطورياس . از نظر من پسري كه توي رو دختر پرووگي ميكنه اونم توي نگاه اول به درد نميخوره چون پرووگي توي ذاتشه وقتي هم با اين جور پسرا مزدوج بشي توي رو خودت به دختراي ديگه همينطور نگاه ميكنه من دقيقا ديدم كه وقتي مزدوج هم ميشن همون پرووگي رو دارن نسبت به غير زن خودشون. خيلي هم اينجورا جلو زناي بقيه خودشيرين هستن و زبون ميريزن اه اه متنفرم از اينجور پسرا.يه ذره وقار داشته باش جلو بقيه خيلي زشته اينقد سبك سر ،همش نيش باز خاك تو سرشون مثلا غروري گفتن واسه مردا.چقد پسرا نفهمن 99 درصدشون اون يه درصد رو كاري ندارم خيلي خوبن خلاصه بقيه ميخوان شوهر كنن زياد بد نگيم نه خوبن پسرا .شوخي ميكنما شما جدي بگيريد

جدي اصن پسر خوب ني اخه.شما يه چي ميگيد ولي من به چشمم نمياد والا مثلا يكي تا ميره دلتو ببره ميبيني اااااااااااااا دلت سرجاشه من خب اين پسراي مذهبي رو پسند ميكنم ظاهرشونو ولي خب بقيه چيزا نميخوره به اوني كه ادم ميخواد واسه همين نوموخوام رد ميشن مثلا من گفتم از اين پسراي مذهبي هس اينطوريا باشه بعدش وقتي ميان معرفي ميكنن ظاهرا خوبه ها ولي خب اخلاقا يا خانوادتا اصن فرق فوكوله با اوني كه ادم ميخواد

مثلا خونوادش نسبت به خودش كه ميبينيش اصن مظلوم نيستن يا خودشو وقتي ميري دورادور ببيني محل كارش ميبيني يه اخلاقايي داره يا كارش اصن تمام وقته بيشتر وقت سركاره خب دليلام منطقيه بعدش اعتراض ميكنن به آدم خب سر خواستگاري كه هنر كرده كسي خودشو خوب معرفي كنه يواشكي بري ببينش مهمه ميفهمي چطور ادميه. سر خواستگاري زحمت كشيده ميشينه دو ساعت از خودش تعريف تمجيد ميكنه خب كي مياد از خودش بد بگه منم نميخوام با كسي الكي روبرو بشم و بياد توي خونه بعدش نه بگم بدم مياد اينطوري.وقتي ادم كامل پسنديد و جوابش مثبت بود حالا بياد .خب اونم جوابش مثبته ديگه شك داريد .آخر اعتماد به نفسم خو والا وقتي من پسنديدم بعدش اون ميتونه يه لحظه بياد خواستگاري و بره همين من كه نميتونم الكي بگم طرف بياد ادم زحمت الكي بكشه بعد من نپسندم

اصن بريم بسه ديگه خسته شدم . اصن ول كنيد معياراي منو شبتون بخير باشه عخشولياي من يا علي

[ جمعه بیست و چهارم مهر ۱۳۹۴ ] [ 23:34 ] [ هرمیون ]

ميبينم كه فوضولاي قبلي همچنان وارد ميشن و ميخونن صفحه اول وبلاگ رو.بوخونيد بميريد ايشالله سلام آبجياي عخشوليه من من الان كسي استم كه ديشب ساعت ده تصميم به خواب گرفتم يعني تصميم هم كه نه ديگه به صورت خودكار شترق افتادم سرجام و عينهو فيل نه يه چيز قشنگ تر عينهو كبوتر خواب رفتم يعني هر كي بگه بيشتر من ديروز كار كرد اشتباه موگوئه من قد صدتا كوزت كه از هم كپي گرفته شده باشن كار كردم اصن كار كردنه پيش كش نزديك بود جان به جان آفرين تسليم بگم

آقا ديروز نيدونستم كه مامانم بالكن بالا رو شسته بعدش دخيم صدا كرد از آشپزخونه ديويدم برم توي حياط كه با اجازتون پله هاي حياط رو صاف رفتم پائين تمام بدنم سياه شده اويييييييي نه بذاريد برم عسكشو بگيرم ببينيد از كوجا افتادم الكي فك نكنيد دو سه تا پله بوده .بيايد اينم عسكش

 

 

من خيلي مظلوم استم اگه ميشد عسك ميگرفتم ببينيد چقد بادمجون بادمجون شده بدنم انگار يكي با چوب يه دست كتك مفصل بهم زده آقا هر كي ميخواس سر به تن من نباشه شاد بشه روحش 

بعد مامانم گفت يا حضرت عباس بعد من بار چندمه در بدترين اتفاقاتي كه برام ميفته و مامانم اينو ميگه ميخندم بعد از پله ها اومدم بالا گفتم چيزي نشد سالممبعدش مامانم همچين گفت خاك تو سرت هزاربار ميگم ندوو هي. راه برو   آقا اگه ميفتادم بهتر بود چون از ترس سكته كردم 

بعدش ديگه حال ندارم از كوزتيام بگم بهتون چيكارا كردم.فخط بدونيد يكيش اين بود كه اين ماشين لباسشوئي گوربه گور نشده هر كاريش ميكني يه جاي ديگش صداش درمياد اينبار ديگه نميدونم چش شده اينم انگاري عمر خودشو كرده 12 سالش ميشه تقريبا اوههههه كي بود يادش بخير وقتي بابام خريدش آورد مث ماشين نديده ها گفتيم واااااااااااااااااااي تكنولوژي اومد ديگه خودش ابكش ميكنه و خشك ميكنه  خلاصه اينطوريا بود ماشينه اسمش ارج هس خيلي خوبه يعني اين همه سال كار كردا بدون دردسر اين آخريا قات زده كه هي درستش كردم ولي انگار اينبار اشكال از اندرونيشه انگار استيلش سوراخ شده نيدونم والا من پيشاپيش گفتم يه ماشين با رنگ سيلور بخريد بابام گفت سيلوووووووور ؟گفتم همون باكلاس نقره اي
بعد ديگه صبحي بود كه زود پاشدم بنابه دلايلي مجبورم صبح ها پاشم يه صلوات همين الان ميفرستيد كه حل بشه قضيه و من مجبور نباشم صبح ها پاشمتو رو خدا بفرستيد بعد ديگه نيدونم ساعت چند بود بعدش كارا رو كردم و نشستم پاي تلويزوين كه ديدم فيلماي كلاسيك آخر شب شبكه نمايش رو اينوقت هم ميذارن بعد داشتم ميديدم كه بلند گفتم اااااااااااااااااااا جاستين هافمن توشهههههههههههه بعد خواهرم يهويي همچين زد زير خنده گفت نفهممممممممممم جاستين هافمن بعد هي بهش ميگم چيه هي ميخندهگفت خره داستين هافمن يعني وقتي گفتا پكيدم از خنده ديگه ميدونم تا اخر همينطور ميگن ديگه بهم فك كنم زود پاشدم قات زده مغزم.خب حتما داداشش جاستينه ديگه

خلاصه اخه فيلمايي كه اين بازيگره توشه مخصوصا كلاسيكاشم اينقد قشنگگگگگگه موضوعش كه نگو.با معني و بامفهوم

خلاصه اينطورياس خب اتوكاري دارم فعلا برم ديگه

راستي اين عسك هم ببينيد فيض ببريد از گلاي همسايمون البته از اونوريش نگرفتم اينبار ميگيرم پر گل شده خشنگه

 

خب ديگه عخشاي من يا علي .آجي محدثه فداي محبتت عزيزدلمممممممممم قربونت برم من ممنونم اجي جونمپيام بجوابم مفصل ميجوابم كلي اينطوري شدم وقتي پيامتو خوندم به خاطر همين آجياي گلي هس كه دارم ميام وبلاگ دلم تنگ ميشه فدات اجي جونم ممنونتم كلي بهم انرژي مثبت دادي يه دنيا ممنونتم عزيزدلم.

[ پنجشنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۴ ] [ 14:55 ] [ هرمیون ]

من ناشكري كردم؟ نه من ناشكري كردم؟اگه كردم يكي بهم بوگوئه

سلام هي روزگار.شما كه خوبيد؟خدا رو شكر. من به دنبال وقت استم.خوابمم مياد.اصن چيكار كنم وقت ميخوام اخر شب. آرامش بخشه  ولي خب دوس ميدارم لااقل اخر شب كاراي خودمو بكنم ولي نيمشه خوابم مياد

راستي قبل از حرفام اينبار ديگه بگم تا يادم نرفته.خيليييييي وقته خيليييييييييييييييييييييييي وقته ميخوام اينو بگم ولي همش يادم ميره وقتي ميام سراغ كامپيوترم.ميخواستم بگم همه ميدونيم كه حق الناس چيه حق الناس همان چيزي ميباشد كه خدا به هيچ وجه نميگذرد تا بنده اش درگذرد از آن بعله اين حق الناس ميباشد و اعلام ميدارم كه كسايي كه خودشون ميدونن من راضي نيستم اينجا رو بخونن و به هيچ وجه رضايت ندارم پس بدانند و اگاه باشن كه نخوانند چون من واقعا و قلبا هيچ رضايتي ندارم و الكي هم خودشونو راضي نكنن با دليلاي الكي تا ككارشونو توجيه كنن من ميگم كه راضي نيستم ولي ميدونمم اينجا نت هس و عمومي و هر كسي از دنيا ميتونه بياد بخونه من تمام غريبه ها رو رضايت دارم و تمام دوستايي كه ميشناسمتون ولي كسائي كه خودشون اطلاع دارن و ميدونن و خودشونو به اون راه ميزنن بدونن كه من راضي نيستم اينجا رو بخونن.من گفتم ديگه خود دانيد.با خوندن و تجسس توي زندگيه من و سرك كشيدن توي اينجا ، حقي از من به گردن خودتون نندازيد چون من اندازه سر سوزنم راضي نيستم.والسلام ديگه الله اعلم كه از اين به بعد ميايد يا نه

خب حالا بريم سر بقيه حرف خودمون آقا ديده بوديد كه من رضايت داشتم در عين اون همه مشغوليت زندگي به كاراي خودمم ميپرداختم ز يكي دوساعت وقتي كه داشتم واسه خودم،بهدش الان همونم ندارم ديگه . ولي ميبينيد كه به صورت جنازه هم استم ولي اومدم و مينويسم و خواهم نوشت نگرن نباشيد.ولي آقا من راضي بودم به همون اندازه وقت هم ولي الان كارام شد صدبرابر و همون وقتم ندارم ديگهان شائ الله خدا كمك كنه بهم نيرو بده سريعتر بانجامم بتونم يه وقتي واسه خودم دربيارم

خب ديگه فعلا يا علي بچه ها تا بيام خوافم مياد شبتون بخير باشه عخشاي من

[ چهارشنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۴ ] [ 0:2 ] [ هرمیون ]

من اگه بخوامم شبا با آرامش و در تاريكي بيام بنويسم اين پشه ها نميذارن

سلام عليكم خوبيد؟من نيز خوبم وليكن نياز به آرامش دارم الان خير سرم اومدم توي اتاقم بهر آرامش ولي اين پشه ها نميذارن

چي بگم واستون.صبح كه پاشدم امروز ناهار من ندرستيدم ريا نشه ولي كمك كردم توي كاراي حاشيه اي ديگه عصري هم نشستم كه چيزايي كه دارم توي كامپيوتر بقيه ،رديفشون كنم واسه رايت.فردا رايت ميكن.چيزامو ميدوستم آخه.همش كه حوصله ندارم ضبط كنم خوووووووووووب مواظبشونم. ديگه اينكه ديشب خيلي ترسيدهب ودم واسه خاطر خواب پريشبم به خاطر همين اصن ميترسيدم بخوابم شب خواب يعني نه چراغ مطالعه رو اوردم كنار جام.از بچگي اخه من به چراغ مطالعه ميگفتم شب خواب عادتم شده خلاصه از ترس اينكه خوابم نبره تلويزوين رو روشن كردم و لينچان كه هر شب ميبينم اخر شبا بعدش برنامه هنري ديگر شبكه چهار ميذار كه اموزش نقاشي با پاستل هس الان با رنگ روغن شروع كرده ياد ميده.يه آقاهه ي ايراني هم هس خيلي ماهره واقعا آفرين

بعد خلاصه بعد از اينب رنامه هم ديدم ديگه مغزم كشش تلويزوين نداره خاموش كردم چراغ مطالعه رو روشن كردم بعد روبه چراغ خوابيدم ميترسيدم حتي پشتمو بهش كنم سعي كردم خواب نرم كه خوابم برد و شكر خدا خوب گذشت

ديگه چي.كلا هر روز كلي كار دارم ولي وقتشو ندارم كه انجامشون بدم.كاريا خودما بعضي وقتا دلم واسه يه زمانايي تنگ ميشه.مثلا اول دبيرستانم يه دوره خاصي بود واسم يه اتفاقاي خيلي خوبي واسم خاطره انگير بود اون سال.هميشه از يادآوريش حس خوبي بهم دس ميده يادش بخير .يكي هم زمان بچگيم خيلي لذت بخش بود فخط واسه خاطر شر بازيايي كه داشتم واسم شيرين و خنده داره مخصوصا كتكايي كه نزديك بود بخورم و نميخوردم و فرار ميكردم و يكي هم اين يه سالي كه توشم دليلشم نوموگوئم

آقا بر حسب يه عادتي كه بچگي داشتم پريروز بود فكر كنم نزديكب ود يه اشتباهي بكنما بچه كه بودم وقتي همسايمون تق تق صدا ميكرد به ديوار ميخ ميكوبيد يا هر صدائي كه ميومد جفت پا ميرفتم تو ديوار آقا كوچيك بودماااااااااااااااا خيلي كوشولواصن خوشم ميومد مث ارتباط ماقبل تاريخي بود واسم بعدش آقا پريروز بود فك كنم كه توي اشپزخونه بودم بهدش داشتم اشپزي ميكردم كه ديدم دخيخا پشت ديوار ظرفشويي همينجا كه داشتم زير شير اب پياز ميشستم همسايمون هي تق تق بلند صدا ميكرد فك كنم چيزي ميكوبيدن نيدونم چيكار ميكردن بعد نزديك بود با پشت كارد اشپزخونه بزنم تو ديوار در حالي كه نيشمم اينطوري بود از ذوقي كه يه صدا از ديوار اومد بعد ولي نزدما گفتم عجب عادتي داشتم منم نزديك بود آبروم بره اخه اينا كه دختر ندارن پسر دارن پسر بزرگ هم هستن واقعا بعضي وقتام عادتا نزديكه واسه ادم سبك سري و دردسر بشه

اصن صدا اومدن از ديوار همسايه واسم خيلي جالب انگيزناكه نيدونم چرا خلاصه اينطوريا بود

حالا حرف همسايه شد ياد يه چي افتادم واقعا اينو هميشه از من داشته باشيد.فكر مزدوجي با دو قشر رو از سرتون بيرون كنيد.يكي فاميل يكي همسايه.من به شدت مخالفشم هردوتاش مث هم هس باعث دردسره.و هيچ وقت هم در اين زمينه احساسي نشيد و اين اشتباه رو نكنيد . چون توي مزدوجي با اين دوتا گروه غير خودتون خونوادتونو توي دردسر ميندازيد .ازدواج با غريبه كه اتفاقا راهش از خونه خودتون خيلي دور باشه بهتريننننننننننننه كلا شرايط ازدواج اصن سخته ميدونم الان ميگيد شرايط تو مساوي با ترشيدگيه خب اگه ازدواج واستون مهمه حوصله دردسراشم داريد همسايه رو هم قبول كنيد چون ديگه كسي ني مگه اينكه بريد دانشگاه منم پاشم برم دم در حوزه ببينم اوني كه ميخوام هس يا نه ووووي خدا مردم از خنده آي ننه دلمممممممممممم خو راس ميگم ديگه

آقا شوخي كردما خواستم بخنديم ااااااااااااا فحشم نديد حالا

خب برم ديگه يا علي بچه ها شبتون بخير باشه عخشاي من خوب بخوابيد باباي اوخي يه پشه رد شد با دستم زدمش همچين خورد به ديوار پرس شد پاشد رفت يا علي تا بيشتر قاتي نكردم

[ یکشنبه نوزدهم مهر ۱۳۹۴ ] [ 23:53 ] [ هرمیون ]

سلام عخشولياي من خوبيد؟ منم خوبم شكر خدا ميگن وقتي هم خوب نيستيد بگيد شكر خدا خوبم خعليييييييي ثواب داره من خودم خوند توي كتاب. ريا نشه ولي منم خوبم شكر خدا (الان گرفتيد كه من حالم همچين خوب نيس يا بيشتر حديث بگم )

قضيه اينطورياس كه ديشب لينچان رو ديدم آخه لينچان رو خيلي دوس ميدارم اصن ياد بچگيام ميفتم راستي ميدونيد لينچان همون پدر هانيكو هس آيا؟اين كشفيات منه ها.سريع مدال رو رد كنيد بياد اين عسك لينچان كه قشنگ توي عمق ماجرا قرار بگيريد و اونم عسك پدر هانيكو

 

 

من از شخصيت پدر هانيكو خيلييييييي خوشمم ياد يعني آخر خنده س با اون جديتش بعد خانوم يائه همش شوخي ميكنه در عين حال هم خيلي حساب ميبره ازش.اصن يه تركيب خنده داريه

خب حالاب گذريم از اين فيلما.چي ميخواستم بگم ديگه آهان ميگما من انگار توي خوابم پيام جواب ميدم ديشب خواب ميديدم داشتم پيامايانجمن رو ميخوندم يعني داشتم باز ميكردم كه بخونم بعدش گوشيم هي اس اومد براش بعد هي ميخواستم اسا رو بخونم نميشد هر چي ميزدم كه باز بشه بخش پياما اصن باز نميشد نميتونستم بخونمشون كلي حرص خوردم توي خواب

بعد ديگه اينكه راستي گفتم كه دوباره بعد از اون كار كه جلو دوربين آيفونمون رژ زده بودن بعدش دو سه روز بعدش بود كه يه پاك زباله به المك گازمون آويزوون بود بعد ديدم به خونه هاي دور و بر ما هم همينكارو كردن فك كنم توي كوچه ي ما شيطان زباله ها پيدا شده والا بعد خلاصه آهان نكتش اينه كه چونهر كي ميكنه اينكارو دم ظهرا ميكنه واسه همين يه روز بعد از اذوون بود گفتم يه بار ايفون رو بزنم ببينم تو كوچه چه خبره كسي مشكوك هس يا نه كه ديدم دخترهمسايمون دختر همين زن و شوهري كه رواني استن و اينكارا رو ميكنن ديدم از سر كوچه وارد سد اومد داخل كوچه اومد اومد رسيد به خونه ما اومد اينور كوچه بعد نزديك ر خونه به زمين پاي در خونه ما هي نگاه كرد اينور اونورشو بعد به آيفون كه رسيد نگاه كرد توي آيفن بعد هي نگاش كرد آخه ميدونيد قشنگ معلومه با اون رژي كه ماليدهب ودن يه مشت خاك هم ريخته بودن از بالاي ايفون كه خاكا رفته تيو آيفن بعد گفتم عجبببببببببببببببببببببببب خيلي رو داري حتما بازم ميخواي اينكارو بكني.من گفتم اين زن و شوهره كه هي زباله ميذارن و اين اداها رو درميارن رژ مگه مينزه سن زنه خيلي زياده نگو دختر نفهم بي شعورشون اينكارو كرده كه رد شد توي آيفون رو نگاه كرد ببينه پاك كرديم و خاكا توشه هنوز

ان شائ الله اينبار دستت بشكنه دختر خيلي بي شعور و نفهمي كه چي بشه من ميديدم وقتي ميخوايم بريم بيرون اين دختره رو هر وقت ميبينم سلامش ميكردم اصن همينطور نگاه ميكرد جواب نميداد من چندبار ديگم امتحان كردم گفتم نكنه نميشنوه ولي نه اصن جواب نميده .مادرشم همينطوريه اينام همسايه هامون.مام شانس نداريم خدائي

بعد ديگه چي .آهان دخمر و دومادم عخشامو ديدم ميرن لب ابخوريشون بعد هي پف ميكنن نوك ميزنن به آب فهميدم ميخوان آب بازي كنن.بعد بيرونشون كردم توي حياط.آخه ميدونيد كه نه نميدونيد بذاريد واستون بگم حالا اگه پسر بودم به پسرا ميگفتم ميگفتن آره ميدونيمشوما كه نميدونيد واستون بگم توجيه بشيد

كفترا اصن 360 درجه با مرغ و خروس فر قدارن.كفترا به شدتب ايد اب بازي كنن وگرنه خيلي اذيت ميشن.اگه هم اب بازي نكنن يه چيزايي ميگيرن يه شكلي داره ريزه لاي پراشون ميره.نيدونم بگم چه شكليه بهش ميگن كيجه فك كنم درست گفتم اسمشو بعد خلاصه كفترا اب رو خيلي دوس دران و اب بازيو.وقتي يه كاسه اب برداريد هي دستتونو توش تكون بديد صدا اب بشنون پف ميكنن ميخوان بپرن توي اب

ولي مرغ نه اصلااااااااااا يعني مرغ به شدت از اب بدش مياد .مرغ توي خاك ميغلطه اينطوري خودشو تميز ميكنه .اصن عخش خاك بازيه.از اب هم به شدت متنفرهيعين بهش هم ريخته بشه مريض ميشه سمراميخوره.الكي بدش نمياد كه

بعد خلاصه ديدم عخشاي من ميخوان آب بازي كنن بعد بيرونشون كردم توي حياط.بعد يه كاسه اب گذاشتم بعد با دستم هي صدا هي زدم روي اب و صدا دراوردم هي بهشونر يختم اينام هي خوششون ميومد پف ميكردن و يه بالشونو باز ميكنن كه يعني اينجاهام بريز  بعد خلاصه ديدم نه اينطوري نميشه رفتم نشستم دم حوض و شير اب رو كم باز كردم و از دور مث باروون اب ريختم روشون بعد اصن اينا از هيجان نيمدونستن چيكار بكنن هي اين بالشونو باز ميكردن اب بريزهب هشون بعد تندي اون بالشونو باز ميكرد اب بريزيه زير بالشون خلاصه يه ربعي اينطوري شستشو دادمشون بعد شيرو بستم دستم درد گرفت اخه اينام از رو نيمرن كه بعد شيرو كه بستم ديدم شيرجه زدن توي كاسه اب كاسه اب بايد كم عمق باشه ها.با مرغابي اشتباه نگيريدشون خفه ميشن

بعد خلاصه اينم تصويري از بعد از حمام گرفتن و در حال خشك كردن خودشون

 

آره خلاصه اينطورياس. بعدش كه گفتيد چطوري ميشه تشخيص داد نر و ماده بودنشونو ،من فكك نم گفتم بهتون.نر و ماده معلومه توي كفتر.كفتر نر يه جوري واميسه كه دمش هميشه رو زمي هس سينه سپر ميكنه ولي كفتر ماده نه هميشه دمشو بالا نگه ميداره اصن شكلشونم پيداش.شكل ماه خيلي فرق داره بعدش ماده صداش فرق داره اصن نميتونه قو ممتد بكنه وقتي هم زور بزنه قو كنه تابلو ادم از خنده ميميره بعد قور زدناشم فرق داره.اصن نميشه گفت اخه وقتي شما نداشتيد كه من اخه بچه بودم كفتر داشتم تا 17 سال نگهش داشتم.كلا سر زن دادنش كلي حرص خوردم اخرشم با هيشكي نساخت اين پسر

ولي الان دومادم خيلي پسر خوبيه اي ول داره واقعا.باسياسته راستي توي عكس هم ببينيد هميطنوري واميسن نر و ماده.الان بگيد كدوما نر هستن كدوم ماده عخشاي من؟ببينم بلد شديد يا نه همه مديونيد بايد جواب بديد چه خاموشا چه روشنا

بعد خلاصه توي آسمون يه تيكه ابري بود اصن دلت ميخواست بگيري فشارش بدي اينخده نرم به نظر ميومد انگار پف پفي بود اصن خيلي باحال بود نتونستم عسكشو نگيرم

 

بعد ديگه اينكه شوما كه ميگيد من چرا اينخده چيز يمخرم اخه اينا كه چيزي ني كه من ميخرممن نبايد دلم شاد بشه ذوق مرگ بشم تا با شادي و نشاط ذايدالوصف بيام واستون تند تند آپ كنم آيا؟ خب من با اين چيزا شاد ميشم . چرا چيزيم ميگيد من گناهم اينا حرووم نميشن كه من دارم استفاده ميكنم .نخاشي ميكشم چرا بهش ميگيد خنزر پنزر دلتون مياد؟ اگه من از دستتون افسردگي بگيرم نيام آپ كنم شوما خوشحال ميشيد؟ پس دعوام نكنيد ديگه من بچه حساسي ام.اصن يه وضي حساس (به اونام كه ميخندن.كوفت نخنديد شك داريد مگه؟ )

خلاصه بذاريد بخرم حالشو ببرم الان يه نخاشي با وسائل جديدم كشيدم .الان بد هس؟نه بده؟بگيد بهم (اگه بگيد بد هس ميرمااااااااااا )

ببينيد نخاشيمو.آخر احساس

 

 

خب سلامتي ديگه.آهان راستي اجي مامان نسيمممممممممممممم ميگم داشتم توي حياط بدمينتون باز ي ميكردم عصري بود بعدش اجي تو بودي سر كوچمون اومدي بعد صدا اميرعلي ميزديييييييييييييييي؟اولش هم گفتي فاطي يكي به اسم فاطي صدا ميزدي بهدش گفتي اميرعلي .آره اجي تو بودييييييييييييييييييييي؟ رفتم برم بالا از پنجره ببينم تو هستي يا نه اجي كه بابام توي اتاق بالا خوابيده بود نشد اصن داشتم از هيجان ميميردم اين مامان منم تحريمم كرده وگرنه الان من توي كوچه دنبالت بودم مامانم هي ميگه دوستاي توي اينترنتت فقط توي اينترنت.دخيخا با اين حالت  وگرنه اجي اگه خودتب وديا چادرمو سر كردهب ودم شوت ميشدم توي كوچه ببينمت واي خدا كاشكي ميذاش مامانم اي خدا

اوخي اجي قربونت برم چه حس خوبيه كه نزديكي.قربونت برم الهي

هي روزگار بعد راستي اجي فرزانه اجيج ونم عزيزدلم اين ايميل واسه خودت نيس مگه كه بهم دادي؟ farzi.ranji@gmail.com اجي من به اين ايميل زدم .اگه نرسيده و اينايميل خودته بگو چندبار بزنم تا بياد اجي. بعد اجي نه اصن پيامي ازت نداشتم

خب ديگه فعلا يا علي يه بار تمام پياما رو با هم جواب ميدم فعلا نيمشه

[ شنبه هجدهم مهر ۱۳۹۴ ] [ 22:44 ] [ هرمیون ]

سلام فخط يه چي بگم يه سوال اورژانسيه واسه فردا بجوابماجي سميه جونم سلام عخشم خوبي؟اجي قورمه سبزي نه چيز خاصي نداره اجي چون بلدي كلي فخط بگم پيازش خيلي باشه قشنگ هم سرخ كني روغنشم زياد باشه ولي خيلي نه ها ضرر دارهههههههههههه ولي بيشتر از خورشتاي ديگه روغن ميخواد چون سبزي دل ضعفه مياره ولي خيلي روغن نباشه واقعا ضرر داره.بعدش ديگه گوشتش خيليي خوب بپزه مزش ميره توي خورشت اگه خوب بپزه ديگه خيلي ترشش نكن ولي ليمو عماني خوب بريز توش.گرد نه ها خودشو.بعدش آخرش كه سبزي داره ميپزه ابليمو بكن زياد نه واسه بوش بعد دارچيني و فلفل هم بريز.ديگه همينا اجي .نكتش فخط توي پياز زياد خورد كني و سرخش كني گوشتشم خوب بپزه همين اجيان شائ الله به سلامتي اجي جونم مهمونات بيان و بوخورن حالشو ببرن

خب فهلا يا علي شب بخير خستم خيلي .فردا انشائ الله ميام

[ جمعه هفدهم مهر ۱۳۹۴ ] [ 23:9 ] [ هرمیون ]

سلام بر حاضران در صحنه چگونه استيد؟

منم هي ميشه گفت خوبم يعني خوبم خيلي.آخه امروز در عين خوب پيش رفتن يهويي بد پيش رفت .تو عالم بهتر شدن يواش يواش بدتر از بدتر شدم ياد شعر قديميه افتادم اين پسرخالمم مغز ما رو شستشو داده از بس هي آهنگ ميذاش چپ و راس وقتي تهران بوديم بچگي هااااااااااااااااااا 

خلاصه اينكه امروز رفتيم خريد يعني بابام كه رفت بره دكتر بعدش ما يهويي گفتيم خب ما هم بريم يه هوايي بيرون تناول كنيم اونوقت گفتم خب ديگه به بابا نزنگم بگم حصولش نميرسه بجوابه خلاصه اينطوري شد كه گفتيم يه نيم ساعت بريم و برگرديم بعد من يه غلطي كردم كه گوشي ايرانسلم كه باهاش نت ميام رو شارژ نداش با اون نزنگيدم به تاكسي سرويس درآوردم رايتل زدم جاش بعد اصن يادم رفته كه شماره رايتل دارم همش همراه اول تو گوشي هست و ايرانسلم تو اين گوشي.كه رايتله شارژ داش گذاشتم توي گوشميو باهاش زنگيدم به تاكسي سرويس درست غلط كردنم از اينجا آغاز شد

خب دختره ي خنگ نفهم خنگول سيم كارتو چچرا گذاشتي رو اوپن نبردي اصن يادم رفت به خدا بعدش اين سيم كارت رايتله رو زدم و گوشي همراه اولمم يادم رفت بردارمبعد اتفاقا بابامم اول رفته خريد و بعد بره دكتر چيزي خريده بود بعد اومده بود خونه اتفاقا كليدم نداش بعد زنگيده به گوشيام من جوابندادم بابامم اينطوري كه چي شده.اصن نيم ساعت خير سرمون رفتيم بيرون. بعدش اومديم خونه.منم شادان و خرامان از خريدام بعد يهو ديدم اي وايييييييييييييييي مننننننننننننننننن.اين سيم كارت چيه رو اوپنبعد سريع جا زدم ديدم بابام زنگيد هيچي خلاصه بقيشم كه ميشه حدس زد ديگه

خلاصه اينطوري زهرمارم شد خريد كردن .خيلي ناراحت شدم خريت در حد تيم ملي.حواسم كوجا بود آخه؟پيش چيزاي جينگيل پينگيل  

اين كش چادرمم يادم ميره هي عوض كنم هي ميره وسط سرم و ميره بيفته هي مي اوردمش جلو باز ميرفت عقب

حالا بخشاي خوبشو تعريف كنم فحشم نديد

بعد كه رفتيم بيرون فروشگاه رفتيم كه چيزاي جينگيل پينگيل داره.يكي منو بيگيره آريالا دعاهاي من مستجاب شده اين بخشي رو كه من ميدوستم برداشتن گسترش دادن اوه تا آخر قفسه ها بعد گفتم حالا از كوجا حمله رو آغاز كنم بعدش اول رفتم سراغ گشتن واسه پاستل همون مدادشمعي كه ديدم اصنندارن.يعني همونا كه من غارت كردم بود فكر كنموقتي ار ميزدن حساب منو نكرده بودن همشو برميدارم خلاصه نداشتن. بعد رفتم سراغ ديد زدن چيزاي ديگه ديدم اوخيييييييييييييييييي ماژژژژژژژژژژژژژژيك عخش من ماژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژيك كوجا بيدي؟بعد يه بسته برداشتم ديدم نوشته 4500 اره اين حدودا بعد باورم نشد بعد نگاه به ماركا كردم ديدم اااااااااااااااااااااا مارك چيكي چيكي كه اجي گلنازيم ميگه (اجي توي انجمن) نيمه گمشدم بعد خلاصه اصن مكث نكردم و برداشتم اين عسكش

 

بعد يهو نگام به يه چي افتاد كه اونبار ديدم ولي بر نداشتمش اينبار شيرجه زددم توشچسب اكليلي داره و پولكاي خوشگللللللللللللل ريز ميزي رنگي پنگي اوخي نانازيه مندخيخا هم نيدونم برا چيه ولي خوشگله خيلي نگاش كنيددددددددددددددددددد

 

 

بعد  ديدم اااااااااااااااااااااااااااا اون اول قفسه مداداي مثلثي آوردن ديديد اين مداد مثلثيا رو.گرد نيستن سه ضلع دارن بعد عاشخشونم.بعد يه عالمشو آورده بودن يه ساعت داشتم انتخابشون ميكردم اين خوشگللللللللللللللللللللللللللللللللللللللل اصن دونه دونش عالمي داره واسم

 

بهدش يه تراش بود شكل اون كارتونه بود كره اي بو جنگل سبز بود يه اسمي داشت كه جديدا گذاشتن خب مگه شما نميبينيد كارتونا رو هي واي واسه چي ؟ چه كار بدي ميكنيد كه نميبينيد خلاصه اين تراش رو هم خريدم هي شب بگيرم دستم توي پشه بندم نگاش كنم هرهر بخندم خل شدم رفت اينعسك تراشه

 

بهدش اينخد پاكناي رنگي رنگي داش يه چي بود مثل شيشه بچه كوشولو بود توش پر پاكن ريز ميزي.خيلي ريزا يه سانت يه سانت ولي خب نيمشد ديگه ولي الان پشيمونم نخريدممثلا از يه چي گذشتم نخريدم حالا تا آخر هي غصشو ميخورم بعد يه پاك كن ديدم دوتا گره نانازي بود اينخد نرم بود خريدمش اين پاك كن گبره اي

 

بعدش دوتا دفتر خريدم

 

 

خب برم نيدونم ميام بعدش يا نه ولي فك نكنم خيلي خستم يه چيزايي ميخواستم بتعريفم كه نشد بعد ميتعريفم فعلا شبتون بخير باشه عخشاي من يا علي چيزاي جينگيل پينگيلي خريديد منو خبر كنيد

[ پنجشنبه شانزدهم مهر ۱۳۹۴ ] [ 22:16 ] [ هرمیون ]

اين خبر رو با دقت بخونيد همراه با تصاويرش تا آخرش

در يكي از شب هاي تابستاني در يكي از قرارگاه هاي نظامي وبلاگ،يكي از سربازا دوان دوان و هراسان به سمت فرمانده حركت كرد و فرمانده با بلندگو بهش گفت چته سرباز ندوووووووو اه اه

و فرياد زنان به فرمانده گفت:هي داد هي هوار ميخوان به ويزاردري حمله كنن سر صندلي داغ توي انجمن.

بعد فرمانده گفت :راس ميگي خاك تو سرممممممممممممم بيا اين اسلحه رو بگير و برو به افرادت بوگو بعد بريد كمك

بعد سرباز به سمت افرادش باز دويد و همه رو جمع كرد.به اين صورت

بعدش سربازه شد فرمانده لشكر و يه پرچم در جهت حمايت از ويزاردري به دست گرفت

بعدش همچين شيك و مجلسي روي اسب نشست و به سمت انجمن حركت كرد

راستي يادم رفت اين ادوات جنگي رو هم داد به لشكرش كه برن به جنگ

و اينم اخرين تصوير ارسالي بود از فرمانده در حال حركت كه ديگه خبري از منطقه به دستم نرسيده فعلا اين خبر رو داشته باشيد دوباره ميام


خب سلام از اونجا كه بيش از حد سر همه، توي صندلي داغ سوال پرسيدم واسه خاطر همين ترسيدم و بهترين وقت نشستن رو صندلي الان هس.چون اصن هيشكي ني فقط يكي دوتا از بچه ها هستن كه ميدونم زياد سوال نميپرسن بچه هاي خوفي استن داستانم خوب بيييييييييييد؟ خب پس ديگه بريد بخوابيد آفرين عخشولياي من يا علي شبتون بخير

[ چهارشنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۴ ] [ 20:32 ] [ هرمیون ]

خب بلاخره وارد مرحله ي زدن پست جديد شده استيم

سلاااااااااااااااااااام مومبا مومبا

خب از اين روزها بگويم نگويم كه ناگفتنش بهتر استخبري والا نيس جز مشاوره دادن و اين حرفا به دوتا بچه هاماصن فك نكنيد كه مامان و بابامو ميگم

آقا اينو از من داشته باشيد اينا كه دهه ي سي هستن بعدشم هي ميگن ازدواجاي اون زمان خوب بوده و چي و چي بوده همش چرت و پرته آقا رسما روانيم كردن حالا ولش كن بگذريم بريم سر حرفاي خودمون حرفاي دهه شصتي

يه جعبه انار پكيده خريديم كه دونه هاي خيلي خوبي داش بعد خي نيمشد كه نگهشون داش به خاطر همين من با چوب افتادم به جونشونو همشونو دون كردم.با چوب كه بلديد انار دون كنيد؟نيمدونيد بگيد بگم.چون خودمم چند ساليه كه بلد شدم از شبكه شما يه مستند بود از عشاير كه واقعا چه هنرايي دارن اين كارو ازشون ياد گرفتم.اي ول بهشون

خلاصه انار دون كردم و بعدشم همه رو گذاشتم يخچال كه مامانم يهو ديدم گفت اينا همه ميترشن بعد توي يه سيني كرد و گذاشت افتاب.بعد گفتم مامان نذاررررررررررررر خب به چه دردي ميخوره ديگه خشك بشه دونه انار ميمونهبعد مامانم گفت نه خره (دخيخا با همين الفاظ ) انار دون نشيندي؟واسه شب يلدا درستميكنن؟گفتم نه والا توي اين 16 سال زندگيم خب حالا سي سال اصن نشنيدم بعد مامانم گفت پس حرف نزن بعد خلاصه من عصباني كه چرا اخه حروومش كرديد اينا خشك ميشن دونه خشك ازش ميمونه بعد چند روز اين دونه هاي اناز نيمه خشك شدن مامانمم قبل اينكه بذاره خشك بشن نمك زده بودشون با نمك درشت خيلي نه ها ولي خب تقريبا شور ميزد بعد خلاصه بعد چند روز رفتم سراغ سيني گفتم خب اينا چي هستن مثلا بعد چندتاشو برداشتم خوردم ديدم نهههههههههههههههههههه  هي واي من اين چيههههههههههههههههههههه چقد خوشمزه س يه مزه شيرين و ترش و شوري داره اي ول .بعدش اوردم شيشه كردم يه ذرشم خوردم. يه ذره نخيرم يه ذره من شيكمو نيستماندازه يه شيشه برداشتم ريختم توي شيشه.بقيشو خوردم

اين عسكاش

 

 

بعد خلاصه نگاه به شكلش نكنيدا يه چيز عجيبيه

بعد ديگه اينكه اين دخي جديدم هس كفتره ماده كه دوماد واسش گرفتم بعد اولش اينقد اين دختر به اين پسره زد ولي اين پسر عجب سياستي داش اصن بهش نزد خودشو هي به مظلومي زد بعد هي قوقو كرد و نتيجه اينكه الان اين دخيه رد اين شوهره رو ول نميكنههمچين هي دنبالش ميره با نوكش نازي ميكنه پرا صورت عخششوديگه زياد عاشخش شده نميذاره دون بخوره هي نازيش ميكنهاوخي اوخي

خب حالا بريم سر حرف بعديمون آهان عسك اشپزخونمون.چقده واستون كنجكاو برانگيزانه بودهخب بچه ها ما ظرفاي دم دست رو كه ادم لازمش داره هميشه گذاشتيم توي اشپزخونه ظرفاي ديگه رو با بزرگا رو ميذاريم توي اتاق طبقه پائين همون اتاق پائين پائينه خلاصه اينطورياس.الان اين آشپزخونمونه

اول اين عسك قفسه كه گذاشتيم زير اوپن ظرفا رو روش ميذاريم

 

اينم از اونطرفا اشپزخونمون

 

 

 

اينم من چيندم اون قوطي چاي هس دوس ميدارم قوطي هاي اهني رو حالا هر جوري باشه.هر چي هم دوس ميداشتم گذاشتم

 

اينم سماوره كه گفتم خيلي نانازيه.چراغ باديمو نيدونم كي برد از رو اوپندوسش ميدارم بايد باشه البته نفت نداره ها ميخوام نفتش كنم.نفتش كنم نيمشه ديگه داخل ساختمون باشه ولي گاهي وقتا روشن ميكنم اينخده باحالهنفتش كنم روشنش كنم عسك ميگيرم

 

خب ديگه حرف زياد داشتم نيدونم چرا مخم هنگه همش يادم رفته خب واسه امشب بسه بريد بخوابيد تا فردا شبتون بخير باشه من برم يه كوچولو ديگه كار دارم بهدش برم لالا يا علي اجياي من

[ سه شنبه چهاردهم مهر ۱۳۹۴ ] [ 23:26 ] [ هرمیون ]

سلامممممممممممممممممممممم عزيزاي دلم خوبيد؟ بلاخره تونستم پياما رو به صفر برسونم اين اشك شوقه ها خلاصه اينطورياس خب حرف نزنم برم سراغ پياما .اول يه چي رو بگم من تمام پياما رو كه توي همين پست ميام ميجوابم بعدش كه تموم شد بخش پياما رو باز ميكنم بهدش پيام بذاريد مخصوصا چند تا اجياي گلم كه قبل پياما ميگم

اجي فرزانه  و آجي عسل گيسو ايميل فرستادم واستون رمز و ادرس وبلاگ رو ايميل كردم

اجي فرزانه در مورد انجمن كه چطورياس يه بار ميام توضيح ميدم كامل.اجي راستي يه نام كاربري هم انتخاب كن واسه خودت اجي ،يه اكانت بسازم توي انجمن برات بعدش رمز رو بهت بگم.نام كاربريت غير اسمت باشه چون ميخوم رمز كاربريتو همينجا بگم نام كاربريتو كسي ندونه كه واردش بشه

بهدش اجي fateme به انگليسي ها بهدش اجي زهرا .ر اجي شيرازي خودم اجي محيا و اجي نجمه شما هم ايميل بذاريد عخشاي من يادتون نره يه ادرس ايميل بهم بديد

اجي زهرا.ر ممنونتم عزيزدلم همينطور شما و دخمريتو خونوادت هميشه در پناه امام زمان باشيد و سلامت و شاد عزيزدلم

خب اينا رو اول ارسال كنم قاتي نشه

 


 

خب حالا پياما رو بجوابم بهدش اينكه پيامايي كه عسك دار بايد جوابيدم شب ميام با عسكعسك گرفتم

اجي سميه جونم عخش من سلام به روي ماهت اجي جونم خوبي؟نه اجي به خدا اگه شماره هم داشتي اتفاقا اندازه سر سوزن هم فكر اينكه تو باشي رو هم نيمكردم ميشناسمت اجي جونم تو ماه مني  دخر خوبي هستي اجي جونم چقدم از اين بابت خوشحالم كه هم اينكه زبونامون مثل هم هس ميتونيم با هم از دوتا كشور مختلف حرف بزنيم هم اينكه با هم اجي هستيم و دوستيم خيليييييييييييييي خوشحالم افتخاره واسم عزيزدلمياجي اون حرفت كه گفتي روح بن لادن اينقد خنديدممممممممم اصن مردم از خنده خدا بگم چيكارت نكنه بعد اجي كباب تابه اي رو درستيدي؟اوخي نوش جونتون باشه عخشم .اجي در مورد پوست پرتقال و نارنج منم يه بار خواستم مربا درست كنم ولي هركاري كردم اخرش اون مزه تلخي رو ميده هزاربارم جوشوندم ولي بازم تهش اون تلخي رو داره هي جوشوندم ابشو خالي كردم ولي اصن فايده داره يه ته تلخي رو داره.اجي ميدوني ولي من واسه يه غذا كه پلو هس ميدرستم لاي برنج گوشت مرغ پخته شده ريش ريش شده ميريزم و زرشك و هويج رنده و اين چيزا بعدش پوست پرتقال رو هم رنده ميكنم ميريم توش.نه پوست كنده شده از پرتقالا.همين پرتقال درسي يعني خود پرتقال رو ميگيرم دستم ميكشم به رنده.همين كه اين بخش نارنجيش رنده بشه خيلي ارووم كه بخش سفيدش رنده نشه اخه تلخيش از اونم هس خيلي.بعد اجي همون يه دونه پرتقال رو اينطوري رنده ميكنم پوست نارنجيشو بعدش كه يه ريزه روغن ريختم تيو ماهي تابه و يه چند ثانيه زرشك رو سرخ كردم بعدش همين پوست رنده رو ميريزم يه تاب كوچولو بهش ميدم يه كم سرخ بشه بعدش ميريزم لاي برنج.اجي نميدوني اين چه بويي راه ميندازه بين برنج اصن يه عطري داره هر قاشقي هم كه بخوري اين بو همراهش هس ميپيچه توي دهن ادم اينقد خوشمزه و خوش بو ميشه.ميگن پوست ليمو ترس هم همينطوري ميشه كرد.اونم عطر داره .بعد اجي عزيزم قربونت برم هر سوالي داري بپرس من به خدا تا هر جا كه بدونم و بتونم كمك ميكنم خيلي دوس دارم .واسم خيلي عزيزي هر چي بتونم اجي جونم كمك ميكنم ان شائ الله كه بتونم هميشه كمكي باشمفداي محبتت اجي جونم ممنونم به خاطر پيامات عزيزدلم

خب تا اينجا رو هم ارسال كنم برم پيام بعدي


راستي اجي سميه اون غذا هم كه گفتما همين با پوست پرتقال يه بار كه بدرستيم حتما با عسك ميگم

خب اجي محدثه جونم سلام عزيزم خوبي اجي؟اول بگم كه اجي عسكاي نقاشياتو نشون بده من هي ميخوام بيام اينو بهت بگم يادم ميره اجي اپلود كن توي يه سايت اپلود مث سايت www.picofile.com بعدش ادرس عكس اپلود شدهر و اينجا بذار اگه توي اپلود مشكلي داشتي بگو عزيزمبعد اينكه اجي به كباب تابه اي ادويه فقط فلفل سياه و زردچوبه كم نبايد زرد بشه اخه زردچوبه زياد به كباب تابه اي كني مث قيمه ريزه سرخ كرده ميشه بايد به قدري بكني كه نه اونطوري بي رنگ باشه نه اينكه زرد بشه و مزه زردچوبه حس بشه بوي زردچوبه نگيره يه رنگ ملايمي بگيره به خودش .با نمك ديگه هيچي نميكنن اجي بهش حالا گفتيا من قبلا تخم مرغم ميكردم بهش ولي اينبار بهش تخم مرغ نكردم خوشمزه تر شد ميگم چرا بابام هي ميگه خيلي خوشمزه شده .تخم مرغ كه ميزني اينقد مزه خوبي نميده ولي اينبار خيلي خوب شده بود و خوشمزه .عجب كشف جديدي بودممنونم اجي جونم به خاطر پيامات

اجي غريبه آشنا نه خب اين پيام مفصل هس برم و بعد بيام بنويسم فعلا بچه ها يا علي تا بيام


راستي راستي اجي محدثه در مورد ضخامت كباب تابه اي آ اجي نبايد نازك گرفت زيادم كوچيك نگرفت چون حالت كباب تابه اي اينه كه اب ميرهچون سرخ ميشه چربياي گوشت چرخ كرده هي اب ميشن اينم هي كوچيك ميشه بايد قد كف دست كوچيكتر يه گردي درست كني ضخامتشم يه بند انگشت باشه خوبه بعد قشنگ سرخ بشه ولي خيلي هم نذاري بمونه كه گوشتش سفت بشه اجي دستت مياد چندباري كه بپزي


خب حالا بازميگردمرفتم خودمو احيا كنم بيام

اجي غريبه اشنا اجي سلام خوفي؟اجي جونم اسمت سلمازه؟من ديدم يه جا به اسم سلماز گذاشتي .اجي جونم من اصلا به هيچ وجه فكر نكردم كه تو زنگيدي عزيزم قربونت برم. اجي ميدوني در مورد اون موضوع كه گفتي از خونوادت دوري ميدوني اجي شايد 50 درصد دختراي نسل ما همه به شهراي ديگه شوهر كردن بيشترشون اينطوري هستن من 99 درصددوستاي متاهل نتيم همشون اينطوري هستن.اجي جونم غصه نخور اصن ناراحتم نباش.چيزي نيس ميگذره عزيزم منب ه اجي ممحدثه هم گفتم كه خودشو سرگرم كنه عوضش بيشتر بهش ميچسبه بعدي ه مدت كه ميره خونشون اينطوري بامزه ترهاينطوري فكر كن كه ناراحت نباشي مضامن اين دخترا كه هر دم به دقيقه خونه مادرشون ميرن و ميان بيشتر زندگيشون قاتي پاتيه.چقدم آرزو دارن كه فاصله داشتن با خونوادشون كه بحث و دلخوري هم كمتر پيش بياد. از بس اين پسرا نميتونن خونواده دخترو ببينن حسوووووووووودن حسسسسسسوداخرش يه بحثي راه ميندازن كه مادرت چي گفت خواهرت چرا اينطوري كرد. والا اجي. اجي در مورد رفت و آمدت با خونواده شوهرت اونم غصه نخور بهتر.كسايي كه نميتونن پسر خودشونو ببينن و كاري به كارش ندارن چه بهتر كه نيان و برن.تازه خدا رو شكر كن اجي كه كاري بهت ندارن بعضيا كه مث خونواده باباي من نه ميتونن ببينن عروس رو نه اينكه دست از سر پسرشون برميدارن.كاشكي باباي منو هم مث شوهرت اجي ،خونوادش ولش كرده بودن و كاير به كار زندگي ما نداشتن ولي خدا قسمت نكنه ديگه بدترش اين كه باباي من هم خوار و مادريه اصن يه وضي.من الان آرزو داشتم كه از اولش اونا كاري به بابام نداشتن خدا هم لعنتشون كنه من هيچ وقت نميبخشمشون.اجي به خدا شكر بفرست.نميدوني اين خونواده شوهر چه كارا ميكنه.ميخوام نباشن كه بيان و برن .راحتي .مضامن وقتي ميان و ميرن و كلي زحمت ميكشي بخورن برن بعدش ميبيني يك بي چشم و روهايي هستن .پس چه بهتر كه نيان.اصن من به خاطر خونواده شوهر ، شوهر نميكنماجي كيف كن از اين آرامش.اصنم اسمش تنهايي نيس.آرامششششششششششششه حالشو ببر.واسه خودتي كيف كن والا اجي .بيكاري ميخواي رفت و امد كني .بيشن حالشو ببر دختر

والا اجي الكي خودتو ناراحت چيز يميكني كه نعمته .ناشكري نكن الان اين حرفو به مامانم زده بوديا اينطوري ميشد به خدا اصن همه مشكلات از خونواده شوهر به وجود مياد كاشكي ما هم ايطوري بودن هي خداااااااااااااا

اجي اصن تو فكر بچه و اينا هم نرو.خدا بخواد ميده نشد هم بازم بهتر.و اتفاقا اتفاقاااااااااااااااا اصن يكي از دلايل ديگم واسه شوهر نكردن همين بچه س فكرشو ميكنم حوصلم نميرسه به بچه.مخصوصا كه ديدم يكي از دوستاي نتيم كه با وب با هم حرف ميزديم چقدددددددددد زجر ميكشيد شب و روز از دست بچه ش.اصن پشيمون بود از شوهر كردندو سال نذاش خواب به چشم دوستم بياد.بعدش تازه ادم فكر ميكنه از گريه ميره بچه ديگه غصه نداره.تازه غصه هاش شروع ميشهاجي هر چيزي حكمتي داره ادم توي هر موقعيتي كه هس بايد لذتشو ببره .تنهايي هم لذتايي داره.ديگه خودتو شوهرت هستي مزاحم نداري زندگيتم اروومه اينخد اروومه كه حوصلت سر رفته اينجا بايد خودت بپا خيزي و سرگرمياي جينگول پينگولي واسه خودت جور كني من يك عدد دختر سي ساله ببني چه سرگرميايي دارم از شوهر واسم شيرين ترهبه خدا اجي گلناز يكي از دوستامه توي انجمن ميدونه من يك عدد شوهر رو با يك عدد جعبه پاستل عوض مينومايماينقده مدادشمعي و پاستل و اين چيزا ميدوستماجي هر كي توي سرگرمي يه نقطه ضعفايي داره كه خيلي شديد عاشخ اون سرگرمياس.اين نقطه ضعفتو پيدا كن .ببين چي تو رو هيجان زده ميكنه و منفجرت ميكنه من الان چون تعداد انفجارام زياده دچار كمبود وقت شدم

عزيزم عكسا كه گفتم رو گرفتم از اشپزخونه شب ميام ميذارم ببيني چطورياس چيدمان ظرفامونبعد به قول اجي سميه بشيني قشنگ از شنبه تا پنجشنبه بخنديقربونت برم نبينم ديگه غصه اين چيزا رو بخوريا ميبوسمت عزيزدلم ممنونم به خاطر پيامات عزيزم

خب بازم برم بچه ها ميام دوباره


خب بازم سلام بر رخ همچون ماهتان عخشانم

ابجي ماهي سياه سلام عزيزم اجي اينكه ميگي فلفل دلمه سه ماه طول كشيد گل داد اره اجي خيلي طول ميكشه من فك كنم يه سالي طول كشيد خيلي دير گل مياد ولي وقتي فلفل تهشه اصن ادم يه وضي ذوق مرگ ميشهاجي يه عسكي چيزي بيگير جونم تو حلقم اومد ببينم گياهاتوميسي عخشم به خاطر پيامت 

ابجي فاطمه(قم)شكر خدا فاطمه زياده اجي هم سن خواهرم هستي منتها مجردي توي خون ما هس الان تو اجي چهارتا جوجه داري؟؟؟مشالله هزار الله اكبر قبونشون برم دخمريتم به سلامتي كلاس دومه اوخي خدا بهت ببخشه اجي جونم الان من خودمو جمع و جور كنم اينجا نشستم من واقعا يه جوجه دارم كه بزرگش كردم اخيرا هم يه دخي ديگم دارا ميباشم كه دوماد گرفتمو يه دخي پشولي هم دارم كه نانازيه عخشمهروي هم رفته من سه تا دخي دارم و يه معوخان هم پسمرمه ديگه هيشياجي جونم ان شائ الله هميشه سلامت و شاد باشي كنار بچه ها و همسريت و خونوادت عزيزدلمممنونم به خاطر پيامت عزيزم

ابجي maryam سلام خانوم خانوما ابجي جونم خوش اومدي من به خدا بايد خودمو بكشم تا خواننده هاي خاموش صداشون دربيادخب نامرد زودتر منو از حضورت آگاه كنخوشحالم كردي عزيزم من ذوقيات بهم دس ميده وقتي يكي ديگم حرف ميزنه و ميگه كه منم هستم خيلي خوشحال ميشم و سر ذوق ميام.خيلي ممنونتم عزيزم كه گفتيقدمت رو چشام عزيزم خوش اومدي عخشم

ابجي ليلا سلام عزيزم اسمتو نيدونم يادم ني ديدم يا نه اگه خواننده جديد هستي كه خوش اومدي عزيزدلم اجي نه اين كفتره پروندنيه جفت نداره اينا رو ميپرونن الان بيا ببين چه عخشولانه بازي دراورده با همسريشاينا جفت ندارن ميپروننشون فقطمرسي اجي جونمب ه خاطر پيامت

اجي مامان نسيم سلام اجييييييييييييي نزديكترين آجي به منهمسايه خودمون عخشم سروروم جونم نفسممن همچنان ذوق كردم من هزاربارم باشه ميگم هيچي هيجان انگيزتر و شوكه كننده تر از اين نبود كه همسايه دربيايمقربونت برم عزيزمي به خدا پسمر نازتم از طرف من ببوس.بچه س اكشالي نداره كم پديا هم شديا.ميبوسمت اجي جونم

ابجي حميدهههههههههههههه اوخي عزيزدلم قربونت برم من اجي من هستما فقط اين چند روزه نشده زياد حضور به هم رسونم چون مشغول سروسامون دادن بخش پياما بودم اجي جونم چه خبرا.چيكارا ميكني؟سلام به مامانت هم برسون امشب سعي ميكنم آباد بنمايم اينجا رو و پست بذارم ان شائ اللهمكشلات زندگي اصن زياد هم شده من در بين آماجي زا مشكلات خودمو به اينجا ميرسونمهمچين بچه با معرفتي استمفدات بشم عزيزم ميبومست عخشم

اجي آرزو هم كه مخلصم اجيم هستم به صورت ويژه شخصا و حضورا بايد بيام خدمتتون هميشه واسه همون دو سه كلوم

راستي اجي شيرين مياي اينجا يا نه؟

خب فك كنم جوابيدم همه رو بچه ها تو رو خدا ازم نارات نشيد وقتي واسه يكي نجوابيدم چون من همش فكر ميكنم همه رو جواب دادم چون حرفاتونو چندبار ميخونم فك ميكنم جواب هم دادم بهم بگيد يادآوري كنيد به خدا گاهي وقتا واقعا همه چي از دستم درميره از دستم به هيچ وجه ناراحت نشيد بهم بگيد فقط

راستي اجي هما خوبي اجي جونم اجي مامانت منو ميشناسه مگه؟سلام منم برسون اجي بهشوناصن من خعلي خجولت ميكشم قبونت برم اجي جونم ممنونم عزيزدلم

خب بچه ها من برم پست جديد رو بذارم

اجي فاطمه به انگليسي ايميلتو بخون عخشم

[ سه شنبه چهاردهم مهر ۱۳۹۴ ] [ 15:19 ] [ هرمیون ]

سلامممممممممممممممممممممم عزيزاي دلم خوبيد؟ بلاخره تونستم پياما رو به صفر برسونم اين اشك شوقه ها خلاصه اينطورياس خب حرف نزنم برم سراغ پياما .اول يه چي رو بگم من تمام پياما رو كه توي همين پست ميام ميجوابم بعدش كه تموم شد بخش پياما رو باز ميكنم بهدش پيام بذاريد مخصوصا چند تا اجياي گلم كه قبل پياما ميگم

اجي فرزانه  و آجي عسل گيسو ايميل فرستادم واستون رمز و ادرس وبلاگ رو ايميل كردم

اجي فرزانه در مورد انجمن كه چطورياس يه بار ميام توضيح ميدم كامل.اجي راستي يه نام كاربري هم انتخاب كن واسه خودت اجي ،يه اكانت بسازم توي انجمن برات بعدش رمز رو بهت بگم.نام كاربريت غير اسمت باشه چون ميخوم رمز كاربريتو همينجا بگم نام كاربريتو كسي ندونه كه واردش بشه

بهدش اجي fateme به انگليسي ها بهدش اجي زهرا .ر اجي شيرازي خودم اجي محيا و اجي نجمه شما هم ايميل بذاريد عخشاي من يادتون نره يه ادرس ايميل بهم بديد

اجي زهرا.ر ممنونتم عزيزدلم همينطور شما و دخمريتو خونوادت هميشه در پناه امام زمان باشيد و سلامت و شاد عزيزدلم

خب اينا رو اول ارسال كنم قاتي نشه

[ سه شنبه چهاردهم مهر ۱۳۹۴ ] [ 15:13 ] [ هرمیون ]

سلامممممممممممممممممممممم عزيزاي دلم خوبيد؟ بلاخره تونستم پياما رو به صفر برسونم اين اشك شوقه ها خلاصه اينطورياس خب حرف نزنم برم سراغ پياما .اول يه چي رو بگم من تمام پياما رو كه توي همين پست ميام ميجوابم بعدش كه تموم شد بخش پياما رو باز ميكنم بهدش پيام بذاريد مخصوصا چند تا اجياي گلم كه قبل پياما ميگم

اجي فرزانه  و آجي عسل گيسو ايميل فرستادم واستون رمز و ادرس وبلاگ رو ايميل كردم

اجي فرزانه در مورد انجمن كه چطورياس يه بار ميام توضيح ميدم كامل.اجي راستي يه نام كاربري هم انتخاب كن واسه خودت اجي ،يه اكانت بسازم توي انجمن برات بعدش رمز رو بهت بگم.نام كاربريت غير اسمت باشه چون ميخوم رمز كاربريتو همينجا بگم نام كاربريتو كسي ندونه كه واردش بشه

بهدش اجي fateme به انگليسي ها بهدش اجي زهرا .ر اجي شيرازي خودم اجي محيا و اجي نجمه شما هم ايميل بذاريد عخشاي من يادتون نره يه ادرس ايميل بهم بديد

اجي زهرا.ر ممنونتم عزيزدلم همينطور شما و دخمريتو خونوادت هميشه در پناه امام زمان باشيد و سلامت و شاد عزيزدلم

خب اينا رو اول ارسال كنم قاتي نشه

[ سه شنبه چهاردهم مهر ۱۳۹۴ ] [ 15:12 ] [ هرمیون ]

اوخ الان يادم اومددددددددددددددد ااااااااااااااا تولد اجي هما 12 مهر بود.اره توي ذهنم دوادزه مهر هس اجي جونم تولدت مبارك باشه عزيزدلم ان شائ الله هميشه سلامت باشي عزيزم همينطور همه كسائي كه دوسشون داري.توي درستم موفق باشي و مث اب خوردن تموم كني همه رو.شرمنده اجي دو روز دير شد كل ماه مهر يادم بود تولدت حالا كه به روزش رسيد از ذهنم پريد.از بس مغزم مشغوله به خدا.

الان اصن شكلكا هم كار نميكنه واسم از بس سرعتم كمه.جبران ميكنم عزيزم .اجي جونم ميبوسمت عزيزدلم تولدت مبارك.بوسسسسسسسسسسسسسس

بچه ها ميگم بخش نظرات رو باز ميكنم صبر كنيد اول پياما رو به صفر برسونم بعد بازش كنم چون اصن ديگه بخش نظرات باز نميشه نميتونم بخونمش .فعلا يه 400 تائيشو خودنم نوشتم توي دفترم همش يادم باشه بعد حذفشون كردم .فعلا عخشاي من انرژيم ته كشيد اينبار ميام پياما رو ميجوابم .اصن امشب انرژي ندارم همشونو نوشتم توي دفترم .قربونتون برم من عزيزاي دلم ممنونتونم به خاطر پياماتون كلي انرژي تازه از پياماتون گرفتم.

شبتون بخير باشه يا علي

[ سه شنبه چهاردهم مهر ۱۳۹۴ ] [ 0:12 ] [ هرمیون ]

سلام بچه ها تا اطلاع ثانوي نظرات رو بستم چون اصن بخش پياماي تائيد شده باز نميشه برام.مجبورم از بخش اخري نظرات بخونم يكي يكي حذف كنم تا صفر بشه پياما


 

خب خوب پيش ميرم تقريبا.امشب پيام ميجوابم البته اخراي شب ميشه فعلا دارم مينويسم همه رو توي دفترم بعدش تيك ميزنم همه رو حذف ميكنم بعد ميرم صفحه بعدي و بدين ترتيب ميباشد كه از عصر تا حالا مشغولياتم همين ميبوده باشد و گاهي وقتا با نيش باز  گاهي وقتام با اين حالت پياما رو ميخونم.فداي يكايك آجيان خودمآجيان+جمع آّجي

[ دوشنبه سیزدهم مهر ۱۳۹۴ ] [ 17:14 ] [ هرمیون ]

سلام اجياي عزيزم و بي معرفتم.فقط اشاره به يه نفر خاص فردا صبح زود بايد پاشم كاراي سنگيني دارم بعدش ميام ميگم واستون.امروز خيلي سعي كردم صبح زود پاشم كه سرعت هس بزنم پياما باز بشه ولي به خاطر اينكه خيلي خسته بودم چسبيده بودم به بالشتم اصن از جام كنده نميشدم

خلاصه اينطوريا شد كه صبح از دستم در رفت واسه باز كردن پياما.فردا مجبورم پاشم چون يه كاري بس عظيم و خسته كننده و انرژي بر دارم كه بايد حتما انجام بدم به اميد خدا واسهه مين زياد نميتونم باشم(حالا ميگما زياد نميتونم باشم حالا ببينيد چقد حرف ميزنم)

خلاصه اينكه تعريف كردن زياد دارم ولي حال ندارمامروز چي درستيدم؟اهان ماكاروني بود.بعدش اينكه شكر خدا روز خوبي اصن نبود واسم بعد ديگه اينكه دخمر و دومادم خوب شدن با هم بعد كلي كتك كاري عخشولانه شدن با همبعد ديگه ااااااااااااااااااااااا چي بگم نخاشي كشيدم ميذارم واستون بهدش اخرين نظرات رو ديدم چيا بودن ميسي عخشاي من ،چندتا پياما نياز به عسك دارن.تو فكرشونم مخصوصا اشپزخونمون كه واستون جالب بودهعسك كلي ميگيرم حالشو ببريد بهدش اون كه اونو بهم گفت فهميدم كي بود زنگيده بود يعني وقتي نشستم كشف كنم حدسم درست از اب دراومد اصن به دا نگرفتم چون حق ميدم مث خودم حس كشفياتت بالاس واسه همين اصن دلخور نيستم كاشكي هم گوشيو برميداشتي لااقل خودت ساكت ميموندي من حرف بزنم همين فقط.من اصن اهل فحش دادن و بدحرف زدن نيستم.

خدائي به نامردترين آدما هم كه نهايت نامردي رو بهم كردن اصن فحش ندادم حتي حرف بد نزدم و شخصيت كسي رو خورد نكردم.بچه خوبي ام ذات دارم يعني كسي هم ناراحتم كنه گريه ميكنم تا فحش بدم بعدشم ميگم ايشالله خدا ورت داره از رو زمين ولي تازه اونم از ته دل نيمگمتازه اين حالت هم وقتي پيش مياد كه خيلييييييييييييييييي ناراحت بشم و نارو زدنه بزرگ باشه.اصنم اهل قهر كردن نيستم حوصله قهر كردنم ندارم ولي هر كي خواس ميتونه باهام قهر كنه اگه حوصلشو داره

بعدشم اينكه به اجي ... هم ميگم گوشي رو بردار من يه بار ديگم خواهم زنگيد بعله چون واقعا واسم عزيزي و ميدونم فقط واسه اينكه بفهمي پسرم يا دخمر اينطوري كردي به خاطر همين بايد برداري گوشيو اه اصعابم خورد شد بردار ديگه اهخب تو حرف نزن ديگه اه لوس ايشالله امسال ......بيفتيوالا

بعدشم اينكه اهان بسه اخر شب شد بذاريد عكسا رو بذارم فردا واقعا ديگه خواهم توانست بخش نظرات تاييد نشده رو باز كنم.فقط اخرين نظرات واسم باز ميشه اونم بعد يه ساعت اينقد خسته ميشم كه ميبندم پاميشم ميرم

خب اين نخاشيام اول لوئيجي ميذارماوخي اجي گلنازيم توي انجمن منو عاشخش كرد و اينكه خاطره بازي ماريو رو واسم زنده كرد قرار شده دانلودش كنم دوباره بازي كنم يادش بخير خيلي سال پيش 13 سال پيش بود اين حدودا توي دستگاه وي سي ديمون يه سي دي بازي بود ماريو هم داش اينخده بازي كردممممممممممم

اينم عسكاي طوطوها

خب ديگه بسه برم بخوابم چشام سوخيد.شبتون بخير باشه عچقاي من اينقدم اون وبلاگ جديده نريد من اونجا رو اپ كنم بهتون ميگم همينجاخب يا علي ديگه.فردا ميام ان شائ الله به اميد خدا به هستي حيات به دل خوش به تن سازوالا بچه هايي كه وبلاگ رو نديديد همون وبلاگ جديده رو منتظر رز هستيد صبر كنيد عچقاي من بايد اكانت بسازم واستون توي انجمن يا اكانتاي خودتونو بدرستم به خدا اصن وقت نكردم يه بار اومدم بدرستم سرعت نبود رفتم .تا ميام بشينم هي يه كاري پيش مياد بايد برم .اصن نميشه يه دقيقه نشست با خيال راحتميگما فردا فقط بايد تمام وقتايي كه بدست ميارم رو بذارم سر همين پياما و اكانتا.چون ديگه اصن بخش مديريتم پكيده.همه رو جمع و جو ركنم و درست راسي كنم.خب يا علي تا فردا اوه ديدي مثلا خواستم كم حرف بزنم يا علي

[ دوشنبه سیزدهم مهر ۱۳۹۴ ] [ 0:52 ] [ هرمیون ]

سلام بر آبجياي عزيزم يه ذره با دلخوري ولي نه دلخور نيستم امروز ناراحت بودم خيلي يعني سخت ديگه دستم ميره بنويسم .بعدش تصميم گرفتم به شماره بزنگم كه بهم زنگيده بود يه الو سلام بگم بعدش قطع كنم بعدش گفتم خب نه اينطوري زشته نيمشه كهس لام خداحافظي كنم خلاصه هي تصميم گرفتم گرفتم تا شب شدچخده زود تصميماتم رو اجرائي ميكنم ولي سعي ميكنم فردا بزنم به يه شماره ها كه يه حرفي بدي بهم زد  بعد خيلي ناراحت شدم از دستش.يعني اگه يكي بود كه نميشناختم ناراحت نميشدم ولي همينكه ميشناسم ميدونم يكي از كسائي هس كه حدس ميزنم.اخه سه چهار نفر كه بيشتر شماره ندارم واسه همين ميتونم حدس بزنم   گفتم شايد اين حرفش به خاطر اين بود كه فك كرده من پسرم اينو گفت. بعد گفتم بزنگم بفهمه دخترم بعد بهش بگم نامرددددددددددددد چرا اون حرفو زدي به من

نه اصن بذارد برم بزنگم خيالم راحت بشهالان ميام

عجب زنگيدم رفت رو اشغال. هر چي هم زدم رفت رو اشغالخب وا من ميخواستم بثابتم كه دخمرم.اصن ولش كنيد بي خيال اعصابم خورد شد منم زيادي توقعي هستم

بگذريم خب ميگم بچه ها بخش پياماي من به 1000 رسيده سخت باز ميشه خيلي سنگين شده الانم اصن باز نشد برام.چند وقتيه كه خيلي سخت باز ميشه. بايد يه بار صبح زود بيام باز كنم پياما رو.بعدش بچه ها ميگم پياماتونو غير اونا كه خصوصي حرف زديد يا از خودتون گفتيد يا از زندگيتون يا چيزايي كه از خودتونه ميدونم خصوصيه اونا رو نه ،حذف كردم .بعضي پياماتونو كه چيز خصوصي نداره تاييد كنم اخه يادگاري ميخوام نگه دارم .ولي نميشه هم تائيد نكرده بمونه چون خيلي سنگين شده صفحه پياما.اجازه ميديد تائيد كنم اونا رو؟

و ديگه اينكه زودي بگيد بهم چون ميخوام سبك بشه پياما رو بجوابم اينطوري واسم سخته خيلي صفحه بزنم پياما رو برم صفحه قبلي رو بخونم.

بعد ديگه چي اهان يه نخاشي طوطو كشيدم تمومش كردم فردا ان شائ الله ميذارم عسكشو.يه نخاشي هم اجي گلناز توي انجمن گفت ميخواد بكشه كه منم بهم انگيزه داد اينخده خوشگل بود موضوع نخاشيش كه منم خواستم بكشم يه مدلشو اجي گلنازيم خيلي حرفه اي نخاشي ميكشه اصن استادمه قبونش برم قسمت اعظم انگيزمو از اجي عزيزدلم ميگيرم نخاشياشو ميدونيد توي انجمن توي بخش "جعبه مداد رنگيم كجاس" ببينيد چندتا از اجياي ديگه ي انجمن هم نخاشي كشيدن كلا اون بخش رو دوس ميدارم

خب ديگه فعلا يا علي بچه ها.پس خبر بديد در مورد پياماتون چون ميخوام بجوابم پياما رو بايد سبك بشه تند تند بتونم صفحه بزنم بخونم ميبوسمتون اجياي گلم يا علي

[ یکشنبه دوازدهم مهر ۱۳۹۴ ] [ 0:9 ] [ هرمیون ]

سلام از يه جهاتي اصن آدمو دلسرد ميكنيد حالا ميفهمم واسه چي بعضيا اصن وبلاگشونو ول ميكنن ميرن اصن طرفشم نميان.خب آدم اصن توقع نداره من به امام حسين اگه "ابجي" به شماها ميگم از ته دلم ميگم .بعدشم شما كه هي زنگ ميزنيد به گوشي من اولا كه اين شماره همون شماره اي هس كه به دوستم داده بودم و پس گرفتم ازش خوبه درددله هامو با شما كردم و ميدونيد كه گفتم اين شماره از بس خالمو و هر كي كه خوشم نميومد زنگ ميزد بهش دادم به دوستم بعدش از بس دوستم خبر آورد ازش گرفتم و خط جايزه رايتلمو بهش دادم.اين خط اصليم نيس ولي از بس نت همراه اول بد بود با اين ايرانسله ميام سرعتش بيشتره.وگرنه روشنم نميذاشتم

بعد ديگه اينكه امروز هر كي بود كه زنگ زده بود بگم خدا ازت نگذره چون ميدوني چقد مامانم گوشيو برداشت دوون دوون اورد توي حياط بهم داد.من داشتم حياط ميشستم بعد آخرش به مامانم ميگم نه مامان جون اين گوشيه واسه اينترنتمه زنگم خورد نيارش. خود شمايي كه زنگ زدي بگو فقط چندبار زنگ زدي؟چقد اعصابم خورد شد چندبار مامانم گوشيو اورد بهم داد ؟ذات داشته باشيد اين مردم آزاريه

حالا يكي زنگ ميزنه ببينه من پسرم يا دختر يكي اس ميده ميگه عكس خودت نيس يكي ديگه به يه بهونه ديگه زنگ ميزنه.حالا با شماره هاي خودتون بود اصن واسم مسئله اي نبود. با شماره هاي ديگه زنگ ميزنيد .بعدشم ميدونيد اصن چند نفر با شماره بهشون رمز و ادرس وبلاگ جديد رو دادم؟99 درصد بچه ها رو از طريق وبلاگاشون رمز دادم و انجمن.

نميدونم والا من حوصله اين اداها رو ندارم اصن نه اون عكس من بودم نه اينكه من دخترم . من پسرم.اون عكسم من نيستم اميدوارم حالا خيالتون راحت شده باشه .

ابجي فرزانه جونم اجي جونم من قاتي كردم همه پياما رو با هم اجي ايملي كه باهاش توي انجمن ثبت نام كردي رو بگو من واست درستش كنم بهت بگم واردش بشي بعدش عكسمو واست پيام خصوصي كنم ببخش به خدا اينقد رمز اينور اونور به همه دادم كه الان اصن نميدونم به كي دادم به كي ندادم.بچه ها هر كي رمز ندادم بگه من به خدا نميدونيد چقد رمز فرستادم اصن حواسم ديگه نيس كيا ندادم.فك ميكنم به همه دادم.ببخشيدم به خدا قصدي نداشتم اگه به كسي ندادم

بعد يكي به اسم فاطمه به انگليسي پيام گذاشته يه ريزه بيشتر خودشو معرفي كنه.اجي جونم يه ريزه ب

و فك كنم قبلا هم ميومدي مگه نه؟يادمه دوتا اسم فاطمه بود.

بعدش اجي محدثه شرمنده اجي جونم قربونت برم بعد اجي عكس گلدون رو گذاشتم اخر همون پسته عزيزم.

بعد ميام بقيه پياما رو ميجوابم فعلا يا علي شبتون بخير باشه پياما رو نميبندم خيالتون راحت باشه نميبندم

[ شنبه یازدهم مهر ۱۳۹۴ ] [ 0:32 ] [ هرمیون ]

خب اون پست قبلي رو كه ارسال كردم.بعد يه چي رو ميخوام بگم بهتون ولي الان وقت ندارم بشينم پاي كامپيوتر بايد برم كار دارم.من امشب پياما رو ميبندم چون بر خلاف اينكه من به شماها اعتماد كردم و بهتون اس زدم و شمارم دست شما افتاد ، مرتب گوشيه من زنگ ميخوره با شماره هاي ديگه.صد در صد مطمئن يكي از بچه هاي وبلاگ هس اصلا هم ازتون توقع نداشتم مخصوصا حرفي كه يكي از شماها بهم زديد و واقعا اينقدم دورويي خوب نيس خدا بالا سر ما ادماس.لااقل اين روزا ميبينيد كه توي منا چه اتفاقي افتاد و چقد كشته شدن همه ي ما ادما يه روز ميميريم پس بهتره اينقد ذات خراب نباشيم يا علي اخر شب ميام بآپم

[ جمعه دهم مهر ۱۳۹۴ ] [ 19:12 ] [ هرمیون ]

اين پست واسه ديروزه كه ارسلا نشد به خاطر قات زدن ايرانسل

سلام  داشتم اشپزي مينومودم كه گفتم تا وقت هس عسكي رو كه اجي سميه گفته بود بگيرم. اجي اون كه گفتي اون گوشه اشپزخونمون كه گلدونه هس اجي اين عسكشه.عسك گلدونه رو هم ميذارم اين گوشه اشپزخونه س كه عسكيدم.اجي ما از بس خونه قبليمون پر كابينت بود اشپزخونمون، اعصابمون خورد شده بود سرتاسرش پر كابينت بود پائين و بالاش. همش داشتيم تميزش ميكرديم و جابجاش ميكرديم اخرشم ه رچي جونور بود ميرفت توش قايم ميشد يا پشت كابينتا .همش سوسك بود هر كاري هم ميكرديم سوسكا ديگه تموم نميشدن واسه همين اين خونمون تلافي كرديم اصن كابينت نكرديم خيلي راحته ديگه نه جك و جونوري قايم ميشه نه عنكبوتي نه سوسكي نه مورچه اي هيچي.اينقدم در و ديواراي اشپزخونه روشنه كه نگو اين عسكه گوشه س كه گفتي اجي .اون قوري تپله قوري چاي سبز منه

 

 

اينم از اونورترش.اونا كه صورتي كردم با اجازتون كسي نشسته بود من سانسورشون كردم

 

 

اينم از راهرو اشپزخونه كه اتاق منم توي همين راهه.علامت زدم.  اون سماور خيلي نازه يه بار از نزديك عسك ميگيرم از جهيزيه مامانمه استفاده نكرده بود اصن.نفتيه خيلي خوشگلهههههههههههه نانازيه.چراغ بادي رو هم آوردم تميزش كردم نفتش كنم روشن كنم گاهي وقتا توي اتاقم حس ابوعلي سينا بهم دس بده

 

 

روبرو اتاقم حمام هس اين حلقه گل رو بهش زدم درو كه باز كنيد پر استيكره زدم به اينه و در حمام و اينا.استيكر شكل ماهي و هشت پا و اينا

 

ديگه يه اشپزي كوشولو هم بگم اينو هم ميدونيد ديگه.ولي خب گفتيد از هر چي ميپزم عسك بگيرم با مراحلش موگوئم وگرنه شما خودتون يه پا كدبانوئيد من كوچيكتون بيدم

كباب تابه اي اوهوم  كباب تابه اي رو ما با برنج موخوريم چون خوشمزه تره اينطوري.اول از همه بايد گوشت رو برداريد بهدش نسبت به گوشتتون پياز بريزيد نه اينقد كه اب پياز زياد بشه داخلش كه دير سرخ بشه و هي اب پز بشه نه اينقد كم كه بوي گوشت خام بده و تندي پياز رو نگيره.من واسه اينخده گوشت اينخده پياز ميريزم

 

بعدشم با لباساي خيلي پوشيده ميريد سرخش كنيد توي حياط  چرا پوشيده چون اينخده روغن ميپاشه به اطراف تا فاصله يه متري همينطوري روغن ميپاشه دست و بال ادم همش جيز جيز ميكنه .اين عسكش

 

 

خب ديگه موخوام نخاشي بكشم فهلا يا علي دفعه بعدي بيام نخاشميو نصفه كاره نشون بدم بهدش پيامم شروع كنم بجوابم بهله اينطورياس.فعلا يا علي عخچان من

راستي راستي اين گلدونه س كه ميگي اجي سميه.اينو من با خمير چيني درستيدم

[ جمعه دهم مهر ۱۳۹۴ ] [ 19:6 ] [ هرمیون ]

خب سلام مجدد خب برم سر تعريف كردنيا

اول از همه بگم كه ميدونيد اينكه ميگن دنيا خعليييييييييييييي كوچيكه حخيخته؟قضيه اينطورياس كه يكي از باديدكننده هاي وبلاگم همسايمون از آب دراومدنهمسايه ي همچين فك كنم چندتا ديوار به ديوارقربون اجي برم به صورت خعلي ويژهاصنم پاچه خواري نيمكنمخيلي جالبه ها.اصن باورتون ميشه يكي از بازديدكننده هاي آدم همسايه باشه اونم چقده نزديكيعني مواظب حرفا و كارام باشمشوخي كردم عخش منه عزيزدلم ابجي ماهمهچند روز توي شوك بودم ب خاطر اين قضيه

بعدش ميدونيد يكي از همسايه هاي ديگمونم فك كنم آدرس اينجا رو داره البته فك كه نه،مطمئنم داره.چون رفتم يه بار برم توي سايت مسجدمون كه يادم رفتآدرس وبلاگمم سيو بود توي مشخصات كه ارسال شدسايت مسجد بود يا سايت خود همسايمون؟يادم نيخلاصه اينطوري هم لو رفت ادرس سايتم.و لذا خواهشمندم به من رحم كرده و بيني و بين اللهي باشد .يه كمم بغض كنم الان دخيخا دلتون به حالم سوخيد يا بيشتر تلاش كنم

خب اول بگم دور از جون همسايه هاي حاضر دز اينجا حالا موخوام يه چي از يكي از همسايه هاي بي شرف و بي وجودمون واستون بگم من نميدونم مشكل روانيه چيه اعصابم ديگه خورد شدهههههههههههه ميدونيد چند روزه هي ميگيم چرا اين ايفون چيزاي رنگي پنگي نشون ميده اصن بيرونم كه ميريم يادمون ني نگا به دوربين بيرون كوچه بكنيم ببينم اكشالي اون داره يا نه.اخه ادم به ذهنشم نميرسيد اينقد كسي عوضي باشه كه اينكارا رو بكنهاخه ما تعجبيم كه ما اصن هيشكيو نميشناسيم جز دو سه تا اينور اونوريامون و چندتا فاميلامون.بقيشون اصن نيدونيم كي هستنبعد بابام كه پت در زنگ ايفون رو زد يددم داره هي بابام چيز يميگه توي آيفون و عصبانيهبعد رفتم دم در گفتم چيه؟گفت اين رنگ رو كي ماليده به ايفون؟گفتم ااااااااااا پس واسه اين بود بعد بابام گفت كي اينكارو كرده گفتم يكي از همسايه هاي عوضي كه هي داره ادا اصول درمياره با زباله ها.فك كنم زباله خوري دارهبعد بابام خيلي عصباني شد رفت پاك كنه كه گفت اين رژ لب هسگفتم واااااااااااااا عجبااااااااااااا آجي ببين اين همسايه هامونن اونوقت توقع هم دارن باهاشون رفت و آمد كني و هي ميگن چرا شما اينقد كم پيدائيد؟از بس خوبيد شماها بعدش پاك كه كردم قشنگ از جلو دوربينش.ديدم يه عالمه خاك ريختن توي ايفونان شائ الله دستش از كتف قطع بشه به حق امام زمان كه اينقد اعصبا خوردي به وجود ميارهحالا بايد يكيو اورد اينو باز كنه خاكشو پاك كنه اجي برو خدا رو شكر كن مستاجري.اينا يك ادماي زيرآبكاهي هستن فكر ميكني مث خود ما كاري به كسي ندارن؟صدسال سيا اينا زيرآبي ميرن اينقد ذاتشون خرابه ما هم فك كرديم كاري به كار كسي نداريم و اصن نميشناسيمشون اينام همينطوري ان.يك ذات خراب دارن منم نازه كشف كردم

بعدش خلاصه اين از اين

حالا برم سر قضيه بعدي.اول خونسرد باشم يه نفس عميق خفشون كنم خفشون نكنم خب حالم بهتره بريم سراغ مسئله بعدي

امروز ناهار گوشت و كلم داشتيماگه ميبينيد امروز سحال ترم چون من اصن درستش نكردم اصن بلد نيستم يعني كاري هم نداره ها ولي خب خلاصه من تا حالا درست نكردميعني وقتي از حياط وارد ساختمون ميشدي دلت ميخواس برگردي بري توي حياط. اه اه چه بويييييييييييييي بعدش خلاصه من وقتم ازادتر بود اشپزي با من نبود.اصن خدائي يكي از معضلات امروزم اين بود كه چطوري بشينم سر سفره بخورمتوي رودروايسي گير كردما بعدش نشستم الكي ور رفتم نون و سبزي خوردمبعد بابام گفت چرا نميخوري؟آهااااااااااااااااااان تو دوس نداشتييييييييييييييييييييييي گفتم اره من دوس ندارم اين چيه اخه چه بويي ميدهبعدش ديدم خب مسئله حل شد پاشدم از سر سفرهخدايا عجب غذائينميدونم كاشونيا واسه چي دوس دارنفقط بوش كافيه كه كسي فرار كنه از خونهخلاصه اين از ناهار .اين غذا شامل گوشت(حيف گوشت) لوبيا چشم بلبلي يا لوبيا ماشي بهدش كلممممممممممم.(هوووووووووووووق) از اين كلم گرداليا .اونا.وگرنه من گلم پلو رو دوس ميدارم اين كلم گرداليا خيلي چيزه نعمت خداس خدايا شكرت خو من دوس نميدارم وگرنه نعمت خوبيه سرشار از كلسيم

بعد ديگه اينكه غذاي پس پريروز رو بذاريد واستون بذارم سه تا غذا واستون عسك گرفتم اوليشو بگم.اول زرشك پلو با مرغ.من مرغ رو با روش خودم ميدرستمتمام روشا رو امتحان كردم و اين روش رو تثبيت نومودمو بقيه نيز تائيد كردن و بدين صورت اين روش ماندگار شد و به عنوان خوشمزه ترين مرغ برگزيده شد

خب حالا روش پخيدنالبته اين روش رو حتما شما هم داريد چون خلاصه هر خانوم خوب و ماه و عخشي اين روش رو ميدونه و طي تجربياتش يه روش رو خودش انتخاب ميكنهما همه دخمراي خوب و گل و ماهي استيم

اول از همه مرغ رو كه خورد كرده بوده استيد .من دوتا رون مرغ رو ميكنم و دست و پشت و همه چيشو.بهدش سينه مرغ رو ميذارم واسه يه بار بعدشم دوتا رون مرغ رو واسه يه بار ديگه بعدشم تمام بال مرغا رو ميذارم واسه كبابي هر چن به خودم بود اصن بال رو استفاده نميكردم چون خيلي مضره و چربه.ولي خب دست من ني ديگه اين قسمتش

بعد خلاصه مرغ رو به اين صورت سرخ ميكنيد.توي حياط كه اينقدم روغن ميپاشه به اطراف كه نگو.بعد خلاصه اين عسك مرغ در حال سرخ شدن.نميدونيد كه بوي سرخ كردنيه مرغ بعد از پخت ميپيچه توي غذا خيلي ماهه

پوست مرغ رو هم بگيريد اصن خوب ني پوست مرغ.هورمونايي كه به مرغا ميدن قسمت بيشترش ميره توي پوست مرغ.بعدشم چربيش خيلي مضره..بعد اين قسمت پوست كه ميبينيد رو من حال نداشتم بكنم بقيشو كندمبعد مرغ رو كفگير رو بذاريدداخل دنده راحت اينور اونور ميشهميدونم ميدونيداين عسك

بعدش ماهي تابه رو ميشوريم دوباره روغنش ميكنيم سيب زميني رو سرخ ميكنيم ميذاريم كناربعد ميريم داخل اشپزخونه .يه كاسه اب ميريزم توي زودپز بعدش اب جوش بياد زردچوبه و فلفل و نمك دريا و دارچينييييييييي ميريزم توي اب.بهدش مرغ رو ميذاريم داخل اپ.بهدش هويج رو ميريزم داخل.هويج از قبل سرخ شده فريز شدهبعدش رب ميريزيم رب خوب بريزيد وقتي آلو يا آْوچه كشكه نداريد كه بريزيد توش.چون رب غلظت ميده بوي الو راه ميندازهاويي دهنم اب افتادبهدش يه پياز متوسط يا بزرگ رو چند قسمت كنيد جاهاي مختلف بندازيد كه بوي مرغ رو بگيره قشنگ.بهدش اب ليمو هم بريزيد نه اين اب ليموهاي فروشگاه ها رو.اينا به درد نيخورن اب ليمو طبيعي از مراكز خودش بخريد.يا اب ليمو ترش بچكونيد داخل.يه ليمو خوفه درشو ببنديد بذاريد يه 45 دقيقه يه ساعتي بپزه بعدش باز كه كرديد بعد باز يه ذره ديگه دارچيني بريزيد بهدش اكه ليموي تازه داريد بچكونيد ابشو داخل زودپز يه نصفه بسه.بهدش سيب زميني سرخ شده ها رو بريزيد

اينم عسك مرغ اماده ي خوردن.يه ورشم كردم ببينيد چخده قشنگ پخيده كه دست ميزني وا ميرهسيب زمينا هم وقتي سرخ كنيد اخرش بريزيد داخل مرغ و يه قل بزنه ديگه شكلش وا نميره خوشگل واميسه

اين را داشته باشيد تا من بيايم عخشان منفهلا يا علي

[ چهارشنبه هشتم مهر ۱۳۹۴ ] [ 14:23 ] [ هرمیون ]

سلام بر عخشان در حال ناهار خوردن عخشان در حال خوابيدن و بقيه ي عخشانمثلا دارم استراحت ميكنممنهر وقت قصد استراحت ميكنما اتفاقا اتفااااااااااااااااااقا بيشتر از هر وقتي كار واسم هي پيش ميادگفتيم بيايم يه دو سه كلومي بحرفيم و رفع زحمت بنومائيميه چيز يرو ميخوام لو بدم خجولت ميكشم

يه قسمت حرفام در مورد اون پست توي اون وبلاگم و پياما باشد تا سر فرصت بيايم و در موردش بحرفم پس به بخش بعد حرفا برسم اول معقوله ي دوماد بروونراستش يه چند وقتيه پاي دوماد عزيزم به خونمون باز شده صداشو درنياوردم اخه فرصتش نبود بهتون خبر بدم راستش ادم خجولت هم ميكشه اين خبرا رو بدهواسه همين بقيه حرفامو به رسم محجوبيت توي ادامه ي مطلب كه اصن رمز نداره زدم كليك كنيد ادامه مطلب رو بخونيد همراه يه عسك پيدا و پنهان دوماد رمز نداره اخه پنهان كردن نداره كه


ادامه مطلب
[ چهارشنبه هشتم مهر ۱۳۹۴ ] [ 12:40 ] [ هرمیون ]

سلام آجياي عزيزم به دليل خستگيه بيش از حد و احتياج داشتن به صد روز استراحت ميرويم و مي آييم شوخي كردم يه سه چهار روزي استراحت نياز دارم چون هر طوري حسابشو كردم ديدم اصن روز نميشه اپ كنم شب فخط ميشه.ولي بايد چند شب زود بخوابم به انرژي نياز دارم شديداااااااااااااااااااااااا بعدش با انرژي برميگرده استمولي نگران نباشيد هر چي اشپزي دارم ميكنم عسكشو ميگيرم الان سه تا غذا رو عسكشو گرفتم براتون همه غذاها رو عسك ميگيرم مراحلشو و از چيزاي ديگم عسك گرفتم مي آيم عخشان منفداي محبتتون آجياي عزيزدلم كلي هم شرمندم كرديد توي وبلاگ جديده.از شرمندگيتون درميام ان شائ الله يا علي فعلا

[ سه شنبه هفتم مهر ۱۳۹۴ ] [ 22:18 ] [ هرمیون ]

سلام بر عخشان مناز اين به بعد با تصورات جديدي از من، نوشته هايم را ميخوانويد باشود كه همچنان همراهمان باشويد

فقط امشب رو ببخشيد كه دارم سقطين ميشم يه سر برم انجمن بعدش برم بخوابم

اجي فرزانه و هما اون پست قبلي رو بخونيد اجيا اخر پست .فداتون بشم فعلا يا علي تا بعد بيام مفصل حرف بزنم با پست عسك دار


راستي اينم بگم اجي سميه عزيزم ورود به انجمن رو مشكل داري ؟يا ورود به اون پست رمزدار توي وبلاگ جديده؟اگه ورود به انجمن مشكل داري اجي ميتوني يه وبلاگ بدرستي توي بلاگفا؟چون راحت تره ايجاد وبلاگ توي بلاگفا بعدش توي وبلاگت يه چيزي همينطوري ارسال كن بعد من واست رمز رو پيام كنم عخشم

بچه ها هر كي رمز نگرفته بگه من به خدا اينقد اينور اونور رفتم قاتي كردم به كي رمز دادم به كي ندادم از دستم ناراحت نشيد بهم بگيد بفرستم


 

اينم يادم رفت بگم پياماي انجمن و وبلاگا رو بهدا جواب ميدم

[ سه شنبه هفتم مهر ۱۳۹۴ ] [ 0:11 ] [ هرمیون ]

اجي حميده رمز واست پيام خصوصي كردم توي انجمن.بهدش بقيه صبر كنيد من بهتون نشون ميدم يه ريزه صبر گيجم نكنيد


 

اجي محدثه اس كردم واست.بعدش اجي مامان نسيم توي وبلاگت رمز رو گذاشتم بهدش الان ميام باز


وووووووووووووووووووي مامان نسيم اصن نظر ثبت نميشه هي ميزنه امكان درج پايم تبليغاتي وجود ندارداجي يه پست جديد بذار الكي يه چي پست كن كه وبلاگت به روز بشه بعد پيام بذارم اين بلاگفا صدبار قات زده يه پست جديد بذار اونجا پيام بذارمخبرشو بهم بده اجي


اجي سميه عزيزم وايسا نه يعني بشين :) اجي صبر كن چون رمز پخش شده نميشه عوض كرد الان عزيزم وايسا واست يه اكانت بسازم توي انجمن با همين رمزي كه گفتي بعدش بهت اونجا رمز بدم ببيني.اجي جونم من وايبر و اينا رو ندارم همين برنامه هاي گوشي رو اصن اعصابشو ندارم خيلي وقت كنم بيام وبلاگ و انجمن بقيه جاها پيش كشماجي صبر كن من درستش ميكنم واست


 

اجي غزيبه اشنا سلام عخشم قربونت برم من عزيزم بعدش ميام مفصل جواب پيامتو ميدم فداي تو عزيزدلميعخشم الان يه رمز بوگو به من بعد واست يه اكانت بسازم بهت بگم بعدش اونجا برات رمز بفرستميه رمز انتخاب كن عزيزم اينجا بهم بگواجي اجي راستي يه ايميل هم بهم بده يادم رفت بگم ايميل هم وده


اجي سميه با اسم كاربري somaye1 با همون رمز كه خودت گفتي اجي برو توي انجمن بعدش يه پيام خصوصي واست گذاشتم بخونرمز گذاشتم اونجا.مث بازيا شده مرحله اول رو كه رفتي به رمز ميرسي


اي قربونت برم اجي آرزو عخشمي نفسمي .حل شد مكشلم.

مامان نسيم برو وبلاگت دوتا پيام گذاشتم بخونش رمزم گذاشتم

اجي بهاره پيام خصوصي توي انجمن رو ببين


بچه ها اگه اكانت داريد توي انجمن يا وبلاگ داريد بگيد رمز رو اونجا بدم بهتون اگه نداريد شماره بديد چون من دارم قاتي ميكنم اصن چي به چيه .من فقط بچه ها اس ميدم رمز رو ميدم ديگه اس نميدم چون نميتونم اس بجوابم وقتشو ندارم بعدش خيلي خجولت زده ميشم كه نميتونم جواب بدم فقط رمز ميفرستم براتون .ببخشيدم ديگه به خوبي خودتون عخشاي من شماره بديد راحت تره چون صبح تا حالا دارم خل ميشم قاتي كردم مخصوصا وبلاگاي بلاگفا كه خيلي سخته پيام گذاشتن.همش ارور ميده .اكانت انجمن هم خوبه ها انجمن همين وبلاگ.اونجا هم راحته خلاصه كمكم كنيد خودتون چون مغزم هنگيدهاجي هما شمارتو قاتي كردم كدوم بوده يه بار ديگه بفرست واسم يا اس بده بهم اجي ماهي سيا اصن هر كاري ميكنم پيام ارسال نميشه اصن كد تاييد پيام نمياد هر چي منتظر ميمونم سه ساعته دارم تلاش ميكنم ولي نميشهاجي حميده پيام رو خوندي توي انجمن ؟اجي فرزانه جونم اگه امكانش هس شمارتو بده يه لحظه اس كنم واست رمز رو خيلي راحت تره.چون من از صبح تا حالا دارم روي اكانت بچه ها كار ميكنم اخرشم همه توي ورود به انجمن مشكل دارن بچه ها كمكككككككككككككككككك كنيد خودتون

[ دوشنبه ششم مهر ۱۳۹۴ ] [ 14:54 ] [ هرمیون ]

آقا اينو اول پست بذارم آجي فرزانه خدا رو شكر كه پيام بعديتو گذاشتي وگرنه تا صبح خوابم نميبرد عزيزدلم اجي جونم من اصن به قرآن يه ثانيه هم از فكرت غافل نشدم كل روز يادتم اصن اجي توي پستامم همش اسمتو بردم چون يه لحظه هم از يادم نميره وقتي يكي شاد هس ادم واسش خوشحال ميشه و بعد چند دقيقه هم فراموش ميكنه ادم ولي وقتي يكي يه ناراحتي اونم به اين بزرگي واسش پيش مياد اصن يه ثانيه هم فراموش ادم نميكنه چطور از ذهنم بره.به قران اجي الان به خاطرت اصن به امام حسين دستم نمياد شكلك خنده رو بزنم از وقتي گفتي نزدم اصلا توي جواب دادن پياما هم نتونستم بزنم اجيه ماه خودمي عزيزم اجي راستي اكانت توي انجمن داري؟ميخوام رمز اون پستي كه توي وبلاگ جديدي كه درست كردم رو بهت بدم حتما خبرشو بهم بده عزيزم اجي عزيزدل خودمي قربونت برم خدا نكنه از دستم ناراحت باشي يه وقت خيلي خوشحال شدم گفتي بافتني واسه دخمر گلت رو شروع كردي اي ول اجي خيلييييييييييي خوشحالم كردي .حالا گفتي اجي اينو يهو باز ياد بافتنيم افتادم هي اخراشه فراموشش ميكنم ببافم يهويي كارام زيادتر شدن حواسم از بافتنيم رفته هميشه جلو چشام بود وسط حال ميذاشتم الان توي كمد كه گذاشتم چند وقته،ديگه يادم رفتهاجي وقتي بافتي عسكشو هم نشون بد يا يه خوردشم بافتي،من اينخد ذوق ميكنم كه يه ذره ميبافم هي عسكشو ميگيرمقربونت برم من عزيزدلم مواظب خودت باش اجي جونم شبت بخير


 

سلام وووووووووووي مردم تا درستش كردم.هاين حواسم ني فك ميكنم در جريانيد وبلاگ ديگه ساختم واسه مطلباي رمزداري كه ميخوام بذارم اينجا كه نميشه فهلا اونجا باشه.بهدش اينكه صبر كنيد اول تست بشه بعدش بهتون ادرس ميدم ببينيد بچه ها اونا كه ميخوايد رمز بگيريد خو من چطوري رمز بهتون بدم؟يه اكانتي چيزي بسازيد توي انجمن اونجا واستون پيام خصوصي كنم.البته بعدش كه تست شد فك كنم فردا جوابش بياد اينقد اين ساخت وبلاگ خستم كرد كه نگو.جونم دراومد چقد فضاهاي سرويس دهنده هاي وبلاگا با هم فرق داره حوصله نداشتم بشينم كشف كنم ولي مجبور شدم ديگه حالا خوبيد شما؟اهان راستي اجيا ميگم شما دو راه داريد كه من بهتون رمز بدم يكي اكانت توي انجمن يكي هم اس يا پيامك خودمون اجيايي كه باهاشون توي وبلاگ حرف زدم ميدونم اجياي گلم هستن اونا كه الان خودشونو معرفي كردن نيدونم يه جورائي ثابت كنيد دخمريداونايي كه رمز ميدم بهشون.آرزو و محدثه و سميه و حميده و هما و بهاره و فرزانه و غريبه اشنا و مامان نسيم و مهديه بقيه هم خودتون بگيد بعد اجي فاطمه ميگم عزيزدلم ميشه شمارتو بدي يه كوچولو بزنگم بهت ببينم دخمري يا نه بعدش رمز بدم؟ عزيزدلم ناراحت نشو از دستم.به خدا بهم حق بده.اندازه يه سلام خداحافظي بشنوم صداتو قطع كنم رمز بهت بدم يا همونموقع هم رمز بهت بدم يا با اس ميدم.عزيزم فخط يه نموره مطمئن بشم به خدا همينم كه دارم ميگم خجولت ميكشم ولي بهم حق بده عخشم

خب اينو فعلا ارسال كنم نيدونم فك نكنم بعد اين ارسال كنم امشب خيلي خستم كرد اين وبلاگ سازيه.فعلا يا علي بچه ها تا بيام فردا.قربونتون برم شبتون بخير باشه عخشاي من يا علي

[ یکشنبه پنجم مهر ۱۳۹۴ ] [ 23:27 ] [ هرمیون ]

يك دو سه امتحان ميشه واسه ادامه مطلب امتحان ميكنم :|

اااااااااااااااا واسه چي ادامه مطلب رمز دار ميشه اصن نمياد؟!!!! وووووووووووووووووووابلاگفا حالش خوبه؟چرا اينطوريه .خونسردي خودتونو حفظ كنيد دوستان بچه ها بدش ميگم اونا كه رمز نگرفتيد چطوري ببينيد صبر كنيد اصن درست بشه.راستي اجي مامان نسيم ما هم همون خيابونيم نكنه همسايه بغليمون باشي خبر نداريم خب فهلا برم يه فكري بكنم بعد ميام ببينم چطوري ميشه ادامه مطلب رو بدرستم


ادامه مطلب
[ یکشنبه پنجم مهر ۱۳۹۴ ] [ 10:39 ] [ هرمیون ]

واي نزديك بود همه چي بپره.زدم ارسال بشه كه اصن از بخش مديريت رفت بيرون شكرخدا بلاخره تونستم برش گردونم اينقد زدم كه برگشت به صفحه اي كه نوشته هام توش بودحالا ارسال كنم

سلام خب اول پيام بجوابم ببينم بعد ميتونم بآپم يا نه

اول بگم اجي غريبه آشنا سلام اجي جونم خوبي عزيزدلم؟اجي ميگم الان داشتم ميگشتم بين چيزايي ه توي كامپيوترم سيو كردم عكساي قلاب بافي رو ميديدم يه دنيا عكس دارم ولي اصن سايت رو سيو نكردم يه عكسا رو زدم ببينم گوگل جستجو ميكنه سايتشو پيدا كنم ولي پيدا نكرد اجي اگه توي گوگل بزني crochet همش قلاب بافي مياد .اجي جونم قربونت برم ممنونم به خاطر پيامت اصن كلي ذوق ميكنم اشپزي بذارم اينخده تشويقم ميكنيد فدات بشم اجي جونم

اجي سميه ي عزيزدلم خوفي اجي؟اجي جونم نظر لطفته آره غذاهاي ايراني خوش خوراك هستن وقتي غذاهاي كشوراي دورتر و قاره هاي ديگه رو ميبينم و طرز تهيه شونو واقعا توش ميمونم چطوري اخه ميخورن اينا رو ولي اجي شما هم خب همسايه ما هستيد احساس ميكنم غذاهاي شما هم خوشمزه هستن هر چي باشه به هم نزديكيم  راستي اجي هر وقت ميتوني و وقت داري واسه منم چندتا غذاهاي كشورتونو بگو مطمئنم غذاهاي خوبي داريد خيلي كنجكاو شدم اجي ميگم اشكالي نداره ته غذا يه نموره بسوزه مهم اينه كه خوشمزه ميشه ولي اجي ميدوني به محض اينكه هر چي كه ته قابلمه گذاشته باشيم بوش راه ميفته نه بوي سوختگي ها بوي خوبي راه ميتفه يعني اگه حواست نباشه نزديك سوختنه هر چيزيا همينطوريه به محش اينكه مثلا سيب زميني ته برنج ميذاري بوي سيب سرخ كرده راه ميتفه بايد حواست باشه يه دقيقه بعد از اين بود بايد غذا رو برداري چون امكان سوختن سيب زمينيا خيلي زياده. توي همه چي همينطوريهخوشحالم اجي جونم كه در اون مورد هم كه ميخواستي حاجتتو گرفتي و خوشحال شدي .ان شائ الله هميشه شاد و سلامت باشي خودت و خونوادتو و همه كسايي كه دوسشون داري اجي جونم

اجي درس ميخوني؟اي ول افرين موفق باشي عزيزم اجي در مورد مردا هم اره شوخي ميكنم همشون كه بد نيستن ولي خب ديگه من كه شوهر نميكنم ديگه نه اعصابشو دارم نه وقتشو شوخي كردم اجي جدي من ديگه حوصلشو ندارم وگرنه اره شوهر خوبه ميدونم اجي خلاصه بد كه نيس ولي خوبم نيستا از يه لحاظايي خوبه شوهر از يه عالم لحاظاي ديگم بد ولي كلا من كه ديگه شوهر نيمخوام .ميخوامش چيكار اجي بذارم فرق سرم ديگه الان؟ ولي جدي قبول دارم حرفتو اجي اجي جونم منم دوستت دارم عزيز دلمي خيلي خوشحالم كه باهام حرف زدي و اجازه دادي ابجي همديگه باشيم  ان شائ الله هميشههههههههه با هم ابجي باشيم و هميشه از حال هم خبر بديم ممنونم كه ابجي هميشه مياي اينجا خيلي بهم انرژي ميده بودنت.فداي محبتت ابجي گل و عزيزخودمي

اجي هما جونم اوخي سلام عخشم اجي منم اصن سر همين پولش دلم نيومد برم دانشگاه برگه ثبت ناممو گرفتم و دلم نيومد ثبت نام كنم نگهش داشتم اجي تولدت اره اتفاقا يادمه همش.چند نفر توي مهر هس تولدشون . كلا مهريا زيادن اجي ميگم من كف دست چپم 81 هس يعني شوهرم غريبه س؟بعدش خو شوهرم كوووووووووو؟ اجي الان فهميدم واقعا شيطون بلا زياده اينقد خنديدم سر اين حرفت مخصوصا كه بعدش گفتي چون ميدونم ازدواج ستيزي اينو گفتم نامرد اجي دانشگاه امسال بهتره يا پارسال؟درسات سخت ترن؟ ان شائ الله موفق باشي اجي زودي خلاص بشي از دست اين درس خوندن بعدش وقتت بيشتر بشه بيشتر بياي اينجا اوخي قبونت برم مواظب خودت باش عزيزدلم ممنونم به خاطر پيامت

اجي بهارم سلام عزيزم خوبي ابجي جونم ؟يه مدت نبودي كلا بي خبر شدم ازت.اجي ديشب توي انجمن اونجا كه ارسال گذاشته بودي من جواب دادم .ابجي مهر شده چيكارا ميكني؟چه خبرا؟نكنه ديگه كمتر بياي؟اگه وقت هم نداشتي يه اعلام حضور بكن اجي دلم خوش باشه اجي اره حاجيا رو كه نگو اصن يه حالي هستيم ما.اصن خيلي تصورشم وحشتناكه و سخت.براشون دعا ميكنيم خدا اروومشون كنه خونواده هاشونو. خيلي لياقت داشتن كه به اين صورت رفتن اون دنيا.پاك پاك.توي لباس احرام كه تمام گناها پاك ميشه.خدا فقط قلب خونواده هاشونو آرووم كنه خيلي سخته چقدشون هم چند نفر بودن زا يه خونواده اي خدا خودت كمكشون كن فقط خودت ميتوني خونواده هاشونو ارووم كني اجي جونم ممنونم به خاطر پيامت عزيزدلم.سلام مامانتو هم برسون اجي ميگم همچنان در ارزوي حفظ قران هستم اينقدم كند پيش ميرم كه هي ازخودم نااميد ميشم و خجالت ميكشم دوس دارم تند تند حفظ كنم كاشكي خدا لياقتشو بده بتونم عينهو برق و باد قران حفظ كنمچه كيفي داره.اجي توي دعاهات ما رو هم فراموش نكن قربونت برم من عزيزدلم ممنونم به خاطر پيامت

ابجي هستي ،شما تازه اومدي اينجا عخشم؟خوش اومدي عزيزم

اجي محدثه سلام به روي ماهت قربونت برم اصن اون سلام رو كه كرده بوديا وقتي باز كردم بخش پياما رو ديدم يه لبخندي رو لبام اومد همون موقع منم جواب سلامتو دادم مث اين بود كه كنارم بودي نميدونم همون يه سلام يه حس خاصي بهم داد عزيزمياجي اصن ناراحت نباش به خاطر بچه. حالا كه بچه نميخواد شوهرت ، به جنبه بدش فكر كن.اينكه بچه خيلي دردسر داره خيلي غصه داره واقعا هم همينطوره يكي از دوستام وقتي بچه دار شد گريه ميكرد اينقد خسته شده بود ميگفت شبا ميگم كاشكي شوهر نكرده بودم اينقد خسته شده اصن همين هم يه صلاحي توش هس كه الان بچه نخواد شوهرت.اجي الان راحتي غصه اي نداري.فقط دوري خونوادت هس اونم غصه نخور اجي جونم شهر خودتونم بوديد فوقش يه كم بيشتر ميرفتي خونه خودتون و اونام ميومدن به اين فكر ك الان مزش بيشتره وقتي بعد يه مدت ميري خيلي بهت ميچسبه.به اين چيزاش فكر كن. اجي كار خوبي ميكني كه خودتو سرگرم ميكني ادم فقط توي هر شرايطي با سرگرم كردن خودش ميتونه فكرشو مشغول كنه و بگردونه از چيزايي كه ناراحتش ميكنه منم هميشه همينكارو ميكنم اجي جونم اجي راستي در مورد كفتره نه كس ينيومد دنبالش.اينقد اجي اين كفتره حالش خوب شده.حيوون خيلي سرگردون بوده توي اسمونا.اينقد تشنه و گشنه بوده كه الان يه كيفي ميكنه قفسشم اينقد بزرگه اتفاقا.اصلا حالش خوب شده .اخه يه خورده خسته به نظر ميرسيد و پف كرده بود و ميخوابيد.يه جوري مث اينكه از حال بره.الان خيلي خوبه و عادي شده انرژي گرفته.فك كنم خوشحاله به نون و اب رسيده كم كم هم سرو سامونش ميدم و مزدوجش ميكنم دخيمو اجي جونم چشم خسته باشم استراحت ميكنم اجي هرچي اجيايي كه اينجا پيدا ميكنم زيادتر ميشن اينقد خدا رو شكر ميكنم كه اين وبلاگ رو ايجاد كردم.همش خدا رو شكر ميكنم خيلي واسم عزيز هستيد.ان شائ الله هميشه باشيد اينجا و هرچقدرم وقتتون كم بود هز زمان بازم هر چند وقت يه بار بهم سر بزنيد.ان شائ الله هميشه ابجي جونم سلامت و شاد و بهترين زندگي رو داشته باشي و هميشه ابجيه همديگه بمونيم ممنونم به خطار پياماي انرژي دارت عزيزدلم.

خب بچه ها نشد اپ كنم فردا ميام به اپ بپردازم صبر كنيد نقاشيمو نشونتون بدم

اين نخاشيمه.زياد وقت نداشتم حرفه ي بكشم ولي دوس داشتم مدادشمعي دستم بگيرم و بكشم يه چيزي.دلم تنگ شده بوداينبار ميخوام حرفه اي بكشم

 

خب ديگه شبتون بخير باشه اجياي عزيزدلم خوب بخوابيد يا علي

 

[ یکشنبه پنجم مهر ۱۳۹۴ ] [ 1:7 ] [ هرمیون ]

سلام خواستم يه خودعكس بذارم تا حس كنجكاوي خيليا رو خاموش بنومايم.اينبار واقعا خودعكسه ها.خودعكس از دخيم نيس ادامه مطلب رمز داره آنانكه ميخواهند مرا ببينند بشتابند اعلام حضور نمايند كه به سرعت برداشته خواهد شد

[ شنبه چهارم مهر ۱۳۹۴ ] [ 23:3 ] [ هرمیون ]

اجي حميده توي انجمن پيام خصوصي رو بخون . بچه ها بعدش ميام دوباره اول پيام بجوابم ..الان ميخوام برم عسك بگيرم چندتائي بعد بيام بذارم ااااااااا باز سلام نكردم .سلام عخشايييييييييييييييي من قربونتون برم ظهرتون بخيرخب برم حالا يا علي فهلا

[ شنبه چهارم مهر ۱۳۹۴ ] [ 14:9 ] [ هرمیون ]

خب سلام مجدديات الان ساعت نزديكاي يك هس كه دارم مينويسم حالا كي حرفام تموم بشه خدا ميدونه ميدونيد خلاصه توي هر زندگي مشكل هس هيچكي نميتونه بگه زندگي خوب و بدون مشكلي دارم .منم يكي مث همه . خلاصه يه زماني بيشتره مث الان بعد باعث ميشه كمتر بيام. ديگه وقت نميشه.ولي خودم خيلي ميخوام تند تند بيام دلم تنگ ميشه 

راستي اول يه چي ميخواستم بگم اجي حميده مياي اينجا؟اگه مياي اعلام حضور كن كاريت دارم اجي توي انجمن پيام خصوصي ميخوام بكنم واست.فخط يكي اينكه نيدونم مياي يا نه يكي هم اينكه اسم كاربريت رو قاتي كردم با انگليسي بوده يا فارسي بعد اجي ايميل ثبت ناميتو بگو كه مطمئن بشم اسم كاربري از خودته.حتما خبر بده بهم

بعد آجي محدثههههههههه الهي فداي تو ابجيه گل و ماهم به خدا نميدونييييييييييي چقد خوشحال شدم كه هر چي سر زدم ديدم پيام گذاشتي .اصن يه ذوق مرگياتي در اين موارد بهم دس ميده وصف ناپذير فدات بشم اجي به خدا ممنونتم عزيزدلماجي كوچيكمم هستي تاج سر مني عزيزم اجي جونم به خدا من دوس دارم هر شب كه هيچي دو سه بار توي روز بيام اپ كنم و بنويسم به خدا از هر فرصتي استفاده ميكنم و ميام.ولي بعضي وقتا خيلي همه چي قاتي پاتيه و كار زياد ميشه و اينقد خستم كه نميتونم بنويسم.به قران ميدوني اجي وقتي يه روز نمياما شب همينطور كه خوابيدم سرجام نگام به بالا سرمه هي پشه بند رو ميگيرم ميكشم ول ميكنم هي تو فكرمه كه الان همه سر ميزنن هيچي نيس كاشكي ميشد بگم نميام امشب ولي حتي به خدا ناي اينكه اصن كامپيوتر رو بزنم روشن بشه بشينم رو صندلي بنويسم رو ندارم .ولي اينقد اين فكرا رو ميكنم كه اخرش خواب ميرم از دستم ناراحت نشيد اگه هر زمان كم اومدم چون خودم بيشتر از هر وقتي دلم تنگ ميشه واستون ولي نميشه بيام . عوضش فكر كنيد دفعه بعدي بيام كلي عكس دارم اجي ولي نه زحمتي نداره همين كه آدم ميدونه اجياي عزيزي داره كه دوس دارن نوشته ها و ارسالاي ادمو خيلي لذت بخشه اصن يه لذتي داره كه آدم مث بمب انرژي ميشه دوس داره از هر چيزي سوژه بگيره و بياد تا با اجياش حرف بزنه و اونام بخونن و لذت ببرن و دوس داشته باشن يعني به خدا اجي نميدوني اين چقد واسم ارزش داره كه اينجا رو دوس داريد .اين يه دنياس واسم

اجي ميگم راستيييي خيلي خوشحال شدم كه اموزشم به دردت خورد غذات خوشمزه شد اخي نوش جونتون باشه .انگيزه گرفتم .پس توضيحامو خوب دادم اجي ميگم خورشت كدو منظورت همون كدو سبزا هس كه سرخ ميكنيم؟يه ريزه خنگول شدم توي تشخيص كدو اگه اوناس ما ميدرستيم خيلياتفاقا من هزار بار درست كردم ولي خودم دوس ندارم خونواده عجيب دوس دارن كدو  من كدو دوس ندارم ولي ميپزم واسه همه اجي در مورد كفتره اوه نميدوني اون دخيم چيكارت كردا.اصن وقتي بيرونش كردم عصري بعد كه قفسشو ديد بعد رفت نزديكش يهو خودشو ديد اينقد سر صدا كرد اينقد قدقدا كردفك نميكردم اينخده حسوده فكر ميكردم مهربونهاصن ساكت نميشد هي نوكشو ميگرفتم كه هيسسسسسسسسس زشته صدا نكن ولي بازم صدا ميكردخلاصه يه چي انداختم رو قفس كفتره ولي بازم صدا ميكرد اخرش دخيمو جاش كردم يه ذره با خودش كنار بيادهي بهش ميگم اين خوفه با كمك اين ميخوام واست يه جوجو خوشگل بياره.اخه تخم مرغ ميذارم به جا تخم كفتر درمياد.ولي دخيم خنگوله حاليش ني اجي ميگم در مورد غذا واسه جعيت زياد خوب ميشه اره اجي اقعا همينطوره ولي خب كم كم ادم دستش مياد منم اولاش استرس داشتم كه چطوري بفهمم كم و زياد پختن چقد چيزي ميخواد خيلي واسم سخت بود ولي بعد دستم اومد همش.اجي حتما در اين مورد هم ميگم.نوشتم توي دفترچه روبروم يادم باشه چيزايي رو كه بايد در موردشون اپ كنماجي اون فضاي بغل گاز توي اشپزخونمونو قشنگ واست شرح ميدم با عسك چطوريه اون طاقچه اوپن هس اجي اوپن سراسريه از ته همون ديوار اشپزخونه س تا اخر.عسكشو از دور ميگيرم ببيني چطوريه چون اون قسمت رو كابينت نذاشتيم اينطوري دلباز شده كلا ما كابينت نذاشتيم به خاطر تجربه هايي كه داشتيم از خونه هاي قبليمون.در اين موردم بايد مفصل بحرفم با عسك اجي.اينم نوشتم حتما واست بگم اجي راستي اجي شما مزدوجي يا نوچ مزدوج؟منم كه ميدوني اجي سي سالمه و مجردم قربونت برم من بازم ممنونتم عزيزدلم به خاطر پيامات خيلييييييييييييييي خوشحالم كردي ان شائ الله هميشه ببينمت اينجا دوستت دارم عزيزدلم خوشحالم كه اساسي به حرف اومدي اجي

پيام بعدي نه صبر كنيد اينو راسلا كنم نپره


 

اجي فرزانه جونم الهي قربونت برم من فداي قلبت بشم من اجي جونم به امام حسين اجي اصن يه لحظم نيس كه يادت نباشم به خدا لحظه به لحظه دعا ميكنم خدا آروومت كنه بهت آرامش بده اصلا يه ثانيه هم از ذهنم نميري اجي جونم حتي وقتي حاجيا رو شنيدم اولين چيز ياد تو افتادم اجي . گفتم چرا اينطوري شده ان شائ الله به حق قرآن به حق امام زمان كه حاضر و ناظره خودش آرامش رو به قلبت بياره و دلت ارووم بشه قربونت برم من عزيزدلم اجي اتفاقا برو هر طوري هس دنبال مانتو مدرسه دخترت خودتو درگير اين چيزا كن من به خدا اجي به امام زمان يه غمايي رو ديدم توي زندگيم كه حد نداره ولي فقط با غرق كردن خودم توي رگرمياي مختلف تونستم خودمو آرووم كنم و آرامش بدم به خودم.قربونت برم اجي جونم همينكارو بكن اجي جونم به خاطر بقيه خونواده هم كه هس خودتو دلداري و ارامش بده اينطوري هم اثر داره كم كم خودتم ارامش ميگيري اجي ذكر يونسيه رو مدام بگو لااله الا انت سبحانك اني كنت من الطالمين اجي خدا خودش قسم خورده كه بعد از اين ذكر من دل بنده هامو شاد ميكنه خدا ميگه برا چي بنده هام واسه شاد شدنشون اين ذكر رو نميگن در حالي كه من تضمين كردم شادي پس از گفتن اين ذكر رو.اينو بگو قربونت برم يه بارم هس بگو اجي جونم من تجربه كردم من بدترين غما رو داشتم بيخودي نميگم اجي جونم.بازم بيا بي خبر نذار دلم يه حالي ميشه .قربونتب رم من مواظب خودت باش اجي جونم

خب بچه ها فداتون بشم بقيشو بعدش ميام ميجوابم فردا ان شائ الله.خيلي دوس دارم جواب بدم اجي سميه اجي هما اجي هستي اجي بهاره دلم غش ميره جواب بدم ولي نميتونم چشام درد گرفته سرمم كه خوب نشد برم ميترسم نماز پانشم بروفن هم خوردم.فردا از شرمندگي دربيام شبتون بخير باشه عخشاي من يا علي

[ شنبه چهارم مهر ۱۳۹۴ ] [ 1:35 ] [ هرمیون ]

سلامبچه ها بهخدا ميخواستم زودرت بيام بگم نميشه كه .من چند روزه شدم سفير سفير مامان و بابام به خدا اينقد خواستم بيام يه كلمه بگم كه امشب خيلي دير ميشه آپم. ولي نشد كه  الان تونستم بيام چقدم به خدا سرم داره منفجر ميشه اينقد حرف زدم .يه بروفن بندازم بالا بعد بيام خدمتتون بعد يه چند دقيقه .بعد بشينم بنويسم پياما رو بجوابم بعدش فردا اپ كنم فك نكنم به اپ برسم به خدا خيلي شرمندم سريع اينو ارسال كنم از دستم ناراحت نشيد .شوما بخوابيد فردا صبح سر بزنيد من تا صبح نوشتم به حول قوه ي الهي

[ شنبه چهارم مهر ۱۳۹۴ ] [ 0:27 ] [ هرمیون ]

شاعر ميفرمايد از اون بالا كفتر مي آيه يك دانه دختر مي آيه و اثبات اين شعر را در عكس هاي فوق مشاهده مينومائيد

 

 

در ظهر يك روز پائيزي رفتم اون بالا بالا اتاق خواهرم كه خواهرم گفت بيااااااااااااااااااااااااااااااا زود باش بعد گفت نگاه كن از پنجره يه كفتر نشسته رو ديوار اون خونه .منم گفتم كوووووووووووووو وووووووووووووي كفتر مامان كفتر ميخوام بعدش همسايمون رفت بگيره كه پريدش اومد پنجره اتاق خواهرم نشست دخيخا توي صورت ما نگاه كرد بعدش دويدم گوشي بيارم گفتم لااقل عكسشو بگيرم بعد رفتم گوشي بيارم بابام گفت چتهههههههههههههه اخه داشتم ميدويدم گفتم ووووووووووووي بابا كفتر كفترررررررررررر اومده اخه من و بابام عخش كفتريمبعد من از اينور دويدم ديدم بابامم رفتم طرف در حال بره پائين توي حياط بعدش من از بالا داشتم عسك ميگرفتم كه ديدم حيوون اينقد خسته و تشنه گشنه س كه چشاشو هي از خستگي ميبنده بعدبابام اب توي ظرف ابدوني دخيمو بالا گرفت اومد نشست توي حياط اينخده اب خورد واقعا سلام بر حسين اصن چقد تشنه بود الهي بميرمبعد گفتم بابا بذار بخوره بعدش بگيرش بعد سير كه اب خورد بابام گرفتش و به اين صورت كفتر عزيزدلم رو نگهش داشتم  ولي پراشو نزدم هنوز پراي بالشو ميزنن كه نپره هوا.گفتم شايد بيان دنبالش بعد خيلي هم كفتربازا عصباني ميشن اگه پراي كفترشونو بزنياخه نيدونم از كيه اينجاها اصن كفترباز نيس نميدونم واقعا از كي فرار كرده گفتم خلاصه از هر كي باشه بدونه امد دنبالش بهش ميدم خب گناه دارن كفترشونو دوس ميدارنولي ان شائ الله كسي نياد دنبالشفعلا پراي سر بالشو بستم با نخ تا نپره تا ببينيم قسمت اين حيوون كجاس پيش مامان به اين مهربونيش ميمونه يا نه بعدش فكر جفت واسش كردم بابام گفتم كه يه كفتر نر واسش بگيره .اخه اين دخي هس من با يه نگاه ميفهمم دخيه يا نه.اصن تابلوئه دخيه.تازه تولكم هس داره پر ميريزه اوخي اوخيييييييييي خلاصه اينطورياس.اگه بمونه خيلي خوب ميشه بعدش ميخوام به جا تخم خودش كه داد يه تخم مرغ بذارم كه دخيامو زياد كنم بهدش فعلا واسه خودم روياپردازي نكنم الاناس ك صاحبش بياد در خونهنيااااااااااااااا.راستي قبلش كه گفتم روي ديوارهمسايمونب ود رفت بگيردش همين همسايه عوضيمون بود كه ميگم روانيه هي زباله رو پرت ميكنه اگه ديده باشه كه اومد حياط ما نشست بعيد نيس ازش كه بره الكي يكي رو بفرسته در خونمون بگه كفترم اينجا ننشسته؟نيااااااااااااااااااااا من دخيمو دوس ميدارماصن با چشاش بهم ميگه آي لاوي بو مامان والا خب فهلا يا علي بعد باز ميام.پست قبلي هم هستا امروز گذاشتم خب يا علي بچه ها تا بيام دوبارهراستي پيام هم ميجوابم شب

[ جمعه سوم مهر ۱۳۹۴ ] [ 15:45 ] [ هرمیون ]

Members

اتاق دوست داشتنی من

عکس از اتاقم

کتاب های دوست داشتنی من

کتاب های خارجی و ایرانی هری پاتر

سایر کتاب های جذاب

باغبانی های من

تصاویر باغبانی های سالانه ی خودم همراه آموزش

نقاشی های من

نقاشی های پاستل، آبرنگ ،مدادرنگی های خودم

نجاری های من

نجّاری و کار با چوب های من

بازی های کامپیوتری و رومیزی من

بازی های جذاب و ارزان کامپیوتری خودم

بازی های رومیزی من

دانلود فيلم آموزشي گلدوزي با چرخ خياطي همراه با توضيحات

آموزش گل دوزي با چرخ خياطي

دانلود فيلم آموزشي قلاب بافي همراه با توضيحات-در حال تكميل

آموزش قلاب بافي و نقشه خواني

دانلود فيلم هاي آموزشي روبان دوزي

فيلم آموزش روبان دوزي 1

فيلم آموزش روبان دوزي 2

جادوي آشپزي ...

منوي تصويري غذا

آموزش تصويري سفره آرايي

Statistic