|
جادوگري | ||
|
من اگه بخوامم شبا با آرامش و در تاريكي بيام بنويسم اين پشه ها نميذارن
سلام عليكم چي بگم واستون.صبح كه پاشدم امروز ناهار من ندرستيدم ريا نشه ولي كمك كردم توي كاراي حاشيه اي بعد خلاصه بعد از اينب رنامه هم ديدم ديگه مغزم كشش تلويزوين نداره خاموش كردم چراغ مطالعه رو روشن كردم بعد روبه چراغ خوابيدم ميترسيدم حتي پشتمو بهش كنم ديگه چي.كلا هر روز كلي كار دارم ولي وقتشو ندارم كه انجامشون بدم.كاريا خودما آقا بر حسب يه عادتي كه بچگي داشتم پريروز بود فكر كنم نزديكب ود يه اشتباهي بكنما اصن صدا اومدن از ديوار همسايه واسم خيلي جالب انگيزناكه نيدونم چرا حالا حرف همسايه شد ياد يه چي افتادم واقعا اينو هميشه از من داشته باشيد.فكر مزدوجي با دو قشر رو از سرتون بيرون كنيد.يكي فاميل يكي همسايه.من به شدت مخالفشم آقا شوخي كردما خواستم بخنديم ااااااااااااا فحشم نديد حالا خب برم ديگه يا علي بچه ها شبتون بخير باشه عخشاي من خوب بخوابيد [ یکشنبه نوزدهم مهر ۱۳۹۴ ] [ 23:53 ] [ هرمیون ]
|
||