جادوگري
subjects
.
-

بخش آپارات و فیلم های من!!!

من اگه بخوامم شبا با آرامش و در تاريكي بيام بنويسم اين پشه ها نميذارن

سلام عليكم خوبيد؟من نيز خوبم وليكن نياز به آرامش دارم الان خير سرم اومدم توي اتاقم بهر آرامش ولي اين پشه ها نميذارن

چي بگم واستون.صبح كه پاشدم امروز ناهار من ندرستيدم ريا نشه ولي كمك كردم توي كاراي حاشيه اي ديگه عصري هم نشستم كه چيزايي كه دارم توي كامپيوتر بقيه ،رديفشون كنم واسه رايت.فردا رايت ميكن.چيزامو ميدوستم آخه.همش كه حوصله ندارم ضبط كنم خوووووووووووب مواظبشونم. ديگه اينكه ديشب خيلي ترسيدهب ودم واسه خاطر خواب پريشبم به خاطر همين اصن ميترسيدم بخوابم شب خواب يعني نه چراغ مطالعه رو اوردم كنار جام.از بچگي اخه من به چراغ مطالعه ميگفتم شب خواب عادتم شده خلاصه از ترس اينكه خوابم نبره تلويزوين رو روشن كردم و لينچان كه هر شب ميبينم اخر شبا بعدش برنامه هنري ديگر شبكه چهار ميذار كه اموزش نقاشي با پاستل هس الان با رنگ روغن شروع كرده ياد ميده.يه آقاهه ي ايراني هم هس خيلي ماهره واقعا آفرين

بعد خلاصه بعد از اينب رنامه هم ديدم ديگه مغزم كشش تلويزوين نداره خاموش كردم چراغ مطالعه رو روشن كردم بعد روبه چراغ خوابيدم ميترسيدم حتي پشتمو بهش كنم سعي كردم خواب نرم كه خوابم برد و شكر خدا خوب گذشت

ديگه چي.كلا هر روز كلي كار دارم ولي وقتشو ندارم كه انجامشون بدم.كاريا خودما بعضي وقتا دلم واسه يه زمانايي تنگ ميشه.مثلا اول دبيرستانم يه دوره خاصي بود واسم يه اتفاقاي خيلي خوبي واسم خاطره انگير بود اون سال.هميشه از يادآوريش حس خوبي بهم دس ميده يادش بخير .يكي هم زمان بچگيم خيلي لذت بخش بود فخط واسه خاطر شر بازيايي كه داشتم واسم شيرين و خنده داره مخصوصا كتكايي كه نزديك بود بخورم و نميخوردم و فرار ميكردم و يكي هم اين يه سالي كه توشم دليلشم نوموگوئم

آقا بر حسب يه عادتي كه بچگي داشتم پريروز بود فكر كنم نزديكب ود يه اشتباهي بكنما بچه كه بودم وقتي همسايمون تق تق صدا ميكرد به ديوار ميخ ميكوبيد يا هر صدائي كه ميومد جفت پا ميرفتم تو ديوار آقا كوچيك بودماااااااااااااااا خيلي كوشولواصن خوشم ميومد مث ارتباط ماقبل تاريخي بود واسم بعدش آقا پريروز بود فك كنم كه توي اشپزخونه بودم بهدش داشتم اشپزي ميكردم كه ديدم دخيخا پشت ديوار ظرفشويي همينجا كه داشتم زير شير اب پياز ميشستم همسايمون هي تق تق بلند صدا ميكرد فك كنم چيزي ميكوبيدن نيدونم چيكار ميكردن بعد نزديك بود با پشت كارد اشپزخونه بزنم تو ديوار در حالي كه نيشمم اينطوري بود از ذوقي كه يه صدا از ديوار اومد بعد ولي نزدما گفتم عجب عادتي داشتم منم نزديك بود آبروم بره اخه اينا كه دختر ندارن پسر دارن پسر بزرگ هم هستن واقعا بعضي وقتام عادتا نزديكه واسه ادم سبك سري و دردسر بشه

اصن صدا اومدن از ديوار همسايه واسم خيلي جالب انگيزناكه نيدونم چرا خلاصه اينطوريا بود

حالا حرف همسايه شد ياد يه چي افتادم واقعا اينو هميشه از من داشته باشيد.فكر مزدوجي با دو قشر رو از سرتون بيرون كنيد.يكي فاميل يكي همسايه.من به شدت مخالفشم هردوتاش مث هم هس باعث دردسره.و هيچ وقت هم در اين زمينه احساسي نشيد و اين اشتباه رو نكنيد . چون توي مزدوجي با اين دوتا گروه غير خودتون خونوادتونو توي دردسر ميندازيد .ازدواج با غريبه كه اتفاقا راهش از خونه خودتون خيلي دور باشه بهتريننننننننننننه كلا شرايط ازدواج اصن سخته ميدونم الان ميگيد شرايط تو مساوي با ترشيدگيه خب اگه ازدواج واستون مهمه حوصله دردسراشم داريد همسايه رو هم قبول كنيد چون ديگه كسي ني مگه اينكه بريد دانشگاه منم پاشم برم دم در حوزه ببينم اوني كه ميخوام هس يا نه ووووي خدا مردم از خنده آي ننه دلمممممممممممم خو راس ميگم ديگه

آقا شوخي كردما خواستم بخنديم ااااااااااااا فحشم نديد حالا

خب برم ديگه يا علي بچه ها شبتون بخير باشه عخشاي من خوب بخوابيد باباي اوخي يه پشه رد شد با دستم زدمش همچين خورد به ديوار پرس شد پاشد رفت يا علي تا بيشتر قاتي نكردم

[ یکشنبه نوزدهم مهر ۱۳۹۴ ] [ 23:53 ] [ هرمیون ]

Members

اتاق دوست داشتنی من

عکس از اتاقم

کتاب های دوست داشتنی من

کتاب های خارجی و ایرانی هری پاتر

سایر کتاب های جذاب

باغبانی های من

تصاویر باغبانی های سالانه ی خودم همراه آموزش

نقاشی های من

نقاشی های پاستل، آبرنگ ،مدادرنگی های خودم

نجاری های من

نجّاری و کار با چوب های من

بازی های کامپیوتری و رومیزی من

بازی های جذاب و ارزان کامپیوتری خودم

بازی های رومیزی من

دانلود فيلم آموزشي گلدوزي با چرخ خياطي همراه با توضيحات

آموزش گل دوزي با چرخ خياطي

دانلود فيلم آموزشي قلاب بافي همراه با توضيحات-در حال تكميل

آموزش قلاب بافي و نقشه خواني

دانلود فيلم هاي آموزشي روبان دوزي

فيلم آموزش روبان دوزي 1

فيلم آموزش روبان دوزي 2

جادوي آشپزي ...

منوي تصويري غذا

آموزش تصويري سفره آرايي

Statistic