|
جادوگري | ||
|
سلام بر حاضران در صحنه چگونه استيد؟
منم هي ميشه گفت خوبم يعني خوبم خيلي.آخه امروز در عين خوب پيش رفتن يهويي بد پيش رفت .تو عالم بهتر شدن يواش يواش بدتر از بدتر شدم خلاصه اينكه امروز رفتيم خريد يعني بابام كه رفت بره دكتر بعدش ما يهويي گفتيم خب ما هم بريم يه هوايي بيرون تناول كنيم خب دختره ي خنگ نفهم خنگول سيم كارتو چچرا گذاشتي رو اوپن نبردي خلاصه اينطوري زهرمارم شد خريد كردن .خيلي ناراحت شدم اين كش چادرمم يادم ميره هي عوض كنم هي ميره وسط سرم و ميره بيفته حالا بخشاي خوبشو تعريف كنم بعد كه رفتيم بيرون فروشگاه رفتيم كه چيزاي جينگيل پينگيل داره.يكي منو بيگيره
بعد يهو نگام به يه چي افتاد كه اونبار ديدم ولي بر نداشتمش اينبار شيرجه زددم توش
بعد ديدم اااااااااااااااااااااااااااا اون اول قفسه مداداي مثلثي آوردن ديديد اين مداد مثلثيا رو.گرد نيستن سه ضلع دارن بعد عاشخشونم.بعد يه عالمشو آورده بودن يه ساعت داشتم انتخابشون ميكردم اين خوشگللللللللللللللللللللللللللللللللللللللل
بهدش يه تراش بود شكل اون كارتونه بود كره اي بو جنگل سبز بود يه اسمي داشت كه جديدا گذاشتن
بهدش اينخد پاكناي رنگي رنگي داش يه چي بود مثل شيشه بچه كوشولو بود توش پر پاكن ريز ميزي.خيلي ريزا يه سانت يه سانت
بعدش دوتا دفتر خريدم
خب برم نيدونم ميام بعدش يا نه ولي فك نكنم خيلي خستم [ پنجشنبه شانزدهم مهر ۱۳۹۴ ] [ 22:16 ] [ هرمیون ]
|
||