|
جادوگري | ||
|
سلام بر آبجياي عزيزم يه ذره با دلخوري ولي نه دلخور نيستم امروز ناراحت بودم خيلي يعني سخت ديگه دستم ميره بنويسم .بعدش تصميم گرفتم به شماره بزنگم كه بهم زنگيده بود يه الو سلام بگم بعدش قطع كنم بعدش گفتم خب نه اينطوري زشته نيمشه كهس لام خداحافظي كنم خلاصه هي تصميم گرفتم گرفتم تا شب شد چخده زود تصميماتم رو اجرائي ميكنم ولي سعي ميكنم فردا بزنم به يه شماره ها كه يه حرفي بدي بهم زد بعد خيلي ناراحت شدم از دستش.يعني اگه يكي بود كه نميشناختم ناراحت نميشدم ولي همينكه ميشناسم ميدونم يكي از كسائي هس كه حدس ميزنم.اخه سه چهار نفر كه بيشتر شماره ندارم واسه همين ميتونم حدس بزنم گفتم شايد اين حرفش به خاطر اين بود كه فك كرده من پسرم اينو گفت. بعد گفتم بزنگم بفهمه دخترم بعد بهش بگم نامرددددددددددددد چرا اون حرفو زدي به من
نه اصن بذارد برم بزنگم خيالم راحت بشه عجب زنگيدم بگذريم خب ميگم بچه ها بخش پياماي من به 1000 رسيده سخت باز ميشه خيلي سنگين شده الانم اصن باز نشد برام.چند وقتيه كه خيلي سخت باز ميشه. بايد يه بار صبح زود بيام باز كنم پياما رو.بعدش بچه ها ميگم پياماتونو غير اونا كه خصوصي حرف زديد يا از خودتون گفتيد يا از زندگيتون يا چيزايي كه از خودتونه ميدونم خصوصيه اونا رو نه ،حذف كردم .بعضي پياماتونو كه چيز خصوصي نداره تاييد كنم اخه يادگاري ميخوام نگه دارم .ولي نميشه هم تائيد نكرده بمونه چون خيلي سنگين شده صفحه پياما.اجازه ميديد تائيد كنم اونا رو؟ و ديگه اينكه زودي بگيد بهم چون ميخوام سبك بشه پياما رو بجوابم اينطوري واسم سخته خيلي صفحه بزنم پياما رو برم صفحه قبلي رو بخونم. بعد ديگه چي اهان يه نخاشي طوطو كشيدم تمومش كردم خب ديگه فعلا يا علي بچه ها.پس خبر بديد در مورد پياماتون چون ميخوام بجوابم پياما رو بايد سبك بشه تند تند بتونم صفحه بزنم بخونم [ یکشنبه دوازدهم مهر ۱۳۹۴ ] [ 0:9 ] [ هرمیون ]
|
||