جادوگري
subjects
.
-

بخش آپارات و فیلم های من!!!

سلام جديدا ايرانسل خبيث شده .همچين بسته هاي روزانشو دقيقا سر 24 ساعت ميزنه صفر ميكنه خب بذار استفاده كنم حيفه اه اه خبيث

من فقط موندم كه چرا هر چي جمع و جور ادم ميكنه بازم انگار خونه خودش چيزي به وجود مياره كه هر چي جابجا ميكني تموم نميشه

ديروز يه عالمه پلاستيك و اين چيزا توي يه پاكت خيلي بزرگ كردم .تازه به هيچ وجه هم پلاستيك جمع نميكنيم و دور ميريزيم كه جمع نشه ادم گيرش باشه خلاصه بازم ديروز يه پاكت بزرگ پلاستيك مث جعبه پلاستيكي ميوه و ديگه چي بود اصن يادم رفته از بس اينور اونور رفتم ديگه مغزم قاتي كردهنيدونم از اين چيزا بود هر چي مامانم دلش نمياد بندازه من ميندازمشون دور مامانم ميگم چشاتو ببند من بندازم دور

خلاصه يه جايي هس توي كوچمون كه چندتا از اين پسراي پلاستيكي يعني اينا كه ميان ميخرن گفتن هر چي پلاستيك ميخوايد دور بريزيد بندازيد اينجا ما هم گفتيم خب گناه داره ادم لاي آشغالا نندازه همشو ميندازم اونجا هر چند وقت يه بار ميان سر ميزنن و برميدارن يه جاي ديوار كشيده شده اي هم هس بعد خلاصه اينكه داشتم اين پاكت رو مينداختم كه يه زنه از كوچه اصلي از جلوي كوچه ما رد شد نيدونم از كوجا بود از كوچه هاي ديگه بود غير كوچه ما.

بعد خلاصه اين پاكت پلاستيك رو انداختم كه اين زنه يه نگاهش كرد انگار ادم كشتم فك كرد از اون ادماي بي فرهنگ استم كه زباله ميندازه جائي گفتم حتما ميره همه جا پر ميكنه كه يه دختره از اين خونه اومد بيرون و زباله انداخت. اين زنا هم كه بلدن چطوري شورش بدن يه حرفي رو

بعد ديگه همچنان خونه تكوني ادامه دارد .روند اروومي رو پيش گرفتم توي خونه تكوني

يه روز تمام هم داشتم كتابخونه رو مرتب ميكردم و كلي كتاب هم توي راه پله هاي پشت بوم بود كه اونا رو هم جا دادم توي كتابخونه.اعصابم خورد ميشه هر كي كتاب برميداره اصن كاري نداره ديگه بذاره يا نذاره يا جوري برميدارن كه همش به هم ميريزه مخصوصا بابام.هي ميگم خب هر كتابي كه برميداريد بخونيد بذاريد سرجاش اين چه عادتيه دور تا دور اتاق رو پر كتاب ميكنيد

ادم خب خسته ميشه اينقد اين مرتب كردن كتابخونه كار كمرشكني هس كه نگو سنگين كاري داره.الان شايد هزار بار رفتم و اومدم و كلي كتاب روي هم گذاشتم و جابجا كردم . همشو از اول ريختم و جاشون گذاشتم.كتاب كوچيك و بزرگ كنار هم ميذارن .بعد كتاب برميدارن همينطوري ميذارن روي همه كتابا و ميرن

اينبار ديگه جوري چيندم كه اصن نشه كتاب بيرون كشيد ازش همچين فشرده كه ديگه كسي نتونه اصن كتاب بياره بيرونتا روي كتابا رو هم كتاب گذاشتم اخه ميخوام جمع و جور بشه خستهشدم هي توي همه جا كتاب ريخته.ديگه همه جا بشن توي كتابخونه

بعد خلاصه حاصل زحماتم اين شد

امروزم كل سبزياي باغچه هامو كندم و جاشون گل كاشتم.سبزيام خيلي شدن مخصوصا گشنيز و جعفريا دلم نميومد بكنمشون ولي خب جا ندارم ديگه . واي راستييييييييييييييييييي اصن يادم نبود كه بادووم هم كاشتم گردو رو يادم بود خيلي با احتياط سبزيا رو ميكندم بعدش شخم زدم و كود بدم به خاك كه ديدم گردوئه هنوز سبز نشده ولي سنگين شده بود ولي اصن روحمم خبر نداش كه گوشه باغچم بادووم كاشته بودم بادوومه سبز شده بود بعد بيل رو زدم بهش دوتا لپه هاش كنده شد.لپه كه ميدونيد چيه همين كه يه كياهي سبز ميشه مث لوبيا بعد اين لوبيا دو لپه ميشه ميره بغل جوانه كه جوانه از اين تغذيه ميكنه بعد اين جوونه سالمه خيلي هم قوي هس ولي دو تا لپه هاش كنده شد چقدم بزرگ بود

خيلي ناراحت شدم يعني اصن حالم گرفته شد.بادووم رو تقريبا يه روز آب كرده بودم بعد كاشتم ميدونستم سبز ميشه ولي اصن اينقد ادم مشكلات داره كه يادم رفته بود بادوومم كاشتم كلي غصه ميخورم از ظهر تا حالا

ولي اميدوارم سبز بمونه و بزرگ بشه اخه ريشه داره خيلي. تازه يه بادوومم كرده بودم ته گلدون كه كود ميدرستم مطمئن بودم اون بادووم سبز نميشه ولي وقتي رفتم گلدون كود رو برگردوندم وي خاك باغچم ديدم كه بادوومه سبز شده تازه بادوومه دو قلو بوده هر دوتاشم سبز شده بود كنار هم ولي چون ته گلدون بود يه ذره ريشش پوسيده شده بود.كلا حالم امروز توي باغبوني گرفته شد

اين عسك باغچم قبل از كندن سبزيام

بعد جاشون گل كاشتم البته بذر گل.گل شب بو و هميشه بهار و شويدي و اطلسي و ميخك و بنفشه آفريقايي بعد فلفل دلمه هم كاشتم با هندونه و كدو كلا هر چي داشتم كاشتم

ان شائ الله همشون دربيان به اميد خدا

به هاچ زنبور عسل در اين عكس توجه كنيد

تا نايلونا رو از روي باغچه هام كنار زدم انگار اين زنبوره عشله منتظر نشسته بود تندي رفت روي گلاي شب بو بشينه يه ساعت دورش بود مگه كنار ميرفت تازه وقتي دستمو نزديك تر ميكردم كه گشنيزا رو بكنم فوري ميومد توي صورتم

بعد ديگه اينكه اينم نخاشي جديدم اين قلعه هاگوارتز هس كه دارن واردش ميشن نيدونم اخه حس خوبي بهم دست ميده وقتي نقاشياي هري پاترو ميكشم خيلي ادمو توي حس و حال خودش ميبره انگار واردي ه دنياي ديگه ادم ميشه.خيلي خلاقانه داستانشو نوشته اين جي كي رولينگ.آفرين واقعا

اينا رو همه رو زدم به ديوار اتاقم .كلي نگاشون ميكنم و ميرم توي خيالات دوست داشتني اوخيييييييييييييييييييي

خب ديگه فعلا همينا باشه حرفام.تا دوباره بيام كار پيش اومد شانس اورديد وگرنه هيمنطور هي حرف ميزدم يا علي آبجياي گلم

[ سه شنبه ششم بهمن ۱۳۹۴ ] [ 20:58 ] [ هرمیون ]

Members

اتاق دوست داشتنی من

عکس از اتاقم

کتاب های دوست داشتنی من

کتاب های خارجی و ایرانی هری پاتر

سایر کتاب های جذاب

باغبانی های من

تصاویر باغبانی های سالانه ی خودم همراه آموزش

نقاشی های من

نقاشی های پاستل، آبرنگ ،مدادرنگی های خودم

نجاری های من

نجّاری و کار با چوب های من

بازی های کامپیوتری و رومیزی من

بازی های جذاب و ارزان کامپیوتری خودم

بازی های رومیزی من

دانلود فيلم آموزشي گلدوزي با چرخ خياطي همراه با توضيحات

آموزش گل دوزي با چرخ خياطي

دانلود فيلم آموزشي قلاب بافي همراه با توضيحات-در حال تكميل

آموزش قلاب بافي و نقشه خواني

دانلود فيلم هاي آموزشي روبان دوزي

فيلم آموزش روبان دوزي 1

فيلم آموزش روبان دوزي 2

جادوي آشپزي ...

منوي تصويري غذا

آموزش تصويري سفره آرايي

Statistic