|
جادوگري | ||
|
خبر نداری عطر تو میرسه به این حوالی /چیکار کنم به کی بگم دس رو دلم نذاری خبر نداری که نداری من شدم چه عالی / چه حالی داره این شبا باروون و بی قراری نانای نای خواهرم الان رد شد از جلو اتاقم، من هدفن رو گوشمه سرمو تکون میدادم فک کرد میگم بیا. رفت سینی چائی رو گذاش و اومد گفت چیه .ببینم. میگم چیو ببینی ؟ این کلیپ هیراد رو دارم میبینم وسط نوشتنم http://s8.picofile.com/file/8350725484/good.mp4.html هااااااااااااااااااااااای دخترا این از پروژه ی تمام شده ی من
قلبا دو طرفیه با نخ نازک به هم وصل کردم همش دارن میچرخن
نقاشیه سه قسمته به هم وصل کردم
صبح بیدار شدم به این دخمره سلام کردم خب فعلا برم کار دارم .عصرتون بخیر و شادی و عخش و نفس باشه [ پنجشنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۷ ] [ 14:20 ] [ هرمیون ]
|
||