|
جادوگري | ||
|
از سر شب تا حالا ميگم آپ كنم؟
سلام اينو از تمام اسپرياي ديگه بيشتر دوس دارم خيلي وقته ديگه اينو ميخرم اين باحاله خب حالا از بحث بو بيايم بيرون يه دكوراسيون كوشولو اضافه كردم به اشپزخونه .ميدونيد من هميشهههههههههه از بچگي اين ظرف و ظروف كوشولوي اسباب بازي رو ميدوستيدم اا يادم رفت يه عكس ديگم بود فردا ميگيرم چرا يادم رفت بعد خلاصه يه چندتاشو زدم به ديوار كنار سماورمون .ماهي تابشم به گيره آويزوون كردم
بعد هر كي ميره پاسماور اصن نميشه به اينا دست نزنه.يه عشخي ميگيره همه رو كه يكي يكي دست به اين كفگيرا ميزنن يعني فك نكنم كسي بدون دست زدن به اينا چائي بريزه . رسما من مرض دارم بعد ديگه قابلمهه اشم يادم رفت عكس بگيرم كه كوجا گذاشتم بعدا ميگيرم خنگولم يادم رفت بعد ديگه از بس دلم ميخواد هميشه نخاشي بكشم و وقت ندارم و خستم امشب ديگه زور زدم به خودم نشستم نقاشي كشيدم .هي كشيدم يه خورده بعد فنجون آب جوش اورده بودم هي ميخوردم و نگاش ميكردم حالم نداشتم كه فقط فعلا تصويرشو كشيدم
خب ديگه سلامتي برم سربه سرم دوستم بذارم بعد برم بخوابم [ شنبه بیست و ششم تیر ۱۳۹۵ ] [ 0:5 ] [ هرمیون ]
|
||