جادوگري
subjects
.
-

بخش آپارات و فیلم های من!!!

باورتون میشه من از سر شب این کامپیوترمو روشن گذاشتم که آپ کنم ولی همه جا بودم جز پشت کامپیوتردو سه باری اومدم نشستم وبلاگ رو باز کردم که بنویسم ولی باز پاشدم رفتم

و اینطوری شد که بلاخره تصمیم گرفتم مث یه انسان وارسته بشینم بنویسم سلام

کارائی که خودم میخوام انجام بدم خیلی هستن وقت هم کم ،بعد وقتی بیام پای کامپیوتر حتی واسه یه کار جزئی ، خودش کمه کم ،یه نیم ساعت وقت رو میبره ،برا همین تا میام بشینم میگم نه برم الان ظهر میشه ،برم الان غروب میشه ،برم الان اخر شب میشه ،وووووووو اینطوریه میشه که اصن من نیستم . چند نفر از آجیا ازم سوال کردید به خدا ببخشید هنوززززززززز نجوابیدم واسه چندتا از دوستای عخشولیمم اصن پیام نذاشتم خیلی وقته همش تو فکرمه کلا دست به پیامم اصن افتضاح شده فقط کسائی که بهم زنگیدن و اس دادن اونم آخر شب اگه خواب نبودم جوابشونو دادم نبودنهایم را ببخشائید چه عخشولانه شد

بعد اینکه قول میدممممممممم قسم یاد میکنم توی این دو روزه همههههههههه پیامایی که جواب ندادم رو توی تلگرام بجوابم .اخه همه دیگه توی تلگرام پیام میذارید من فک کردم ادرس تلگراممو که دادم کسی بهش برنخورده و به چشم نیومدهنیس خیلی دیر جواب میدم برا همین گفتم هر چی کسی نبینه بهترهتو روح خبیثم ولی همچنین در روح شما که اصن تا حالا توی وبلاگم پیام ندیده بودم از خیلیا الان توی تلگرام موشاهده میکنمشونسلام ویژه به آجیای خاموشم که روشن شدن.روحتون پر فتوح

حالا تا اینو گفتم یه پیام توی ذهنم هس که نایس بود اسم ایدی تلگرامش فکر کنم که گفته بودی کاجتون قهوه ای شده یعنی چی چی عخشم؟یعنی از بالا شروع به خشک شدن کرده؟قهوه ایا خشک استن ایا؟اینو بوگو تا توی تلگرام بجوابم بقیه سوالتو آجی

از اجیایی که پیام واسم میذارن بهم پیشنهادای ورزشی دادن و کلا وقتی به مشکلی برمیخورم توی تلگرام بهم میگن یه دنیا تشکرات میکنم خیلی ماهید واقعا ان شائ الله همیشه سلامت باشید آجیای عزیزدلم

پس قرار شد توی دو روز آینده هر چی پیام توی تلگرام بوده رو بجوابم و اینقد خجالت نکشم ازتون

راستی چند وقتا پیشا بود بهتون گفتم که ماشین لباسشوئیمون خرابه میان درست کنن میدونید مشکلش چی بود؟یادتون هس بهتون گفته بودم عابربانکمو گم کردم؟ اوهوووووووووم توی ماشین لباسشوئی گیر کرده بود چند وقت بود ماشین رو روشن میکردم میدیدم یه صدائی دیرینگ دیرینگ از استیلش میاد بعد تعمیرکاره که اومد دو ساعت بیچاره داش اینو درمیاوردبعد که دراورد کلی خندید تو روحش بعد بابام اینطوری نگام کرد یه صدباری هم گفت به به  اینم کارتت که چقد دنبالش همه گشتن آره خلاصه اینطوریا بود گفتم در جربان باشید اگه این استیله رو میچرخونید یه صدائی میده مطمئن باشید یه چیزی توش گیر کرده اولش تعمیرکاره گفت جوراب توش گیره؟گفتم نه نمیدونم امار جورابامونو که ندارماره دیگه اینطوریا شد

مسئله ی بعدی این بود که پریروز داشتم از پله های حیاط میرفتم پائین که دیدم هی هی چیزائی از لب دیوار همین طرف که درخت انگور همسایمون اویزوونه میریزه پائینبعد کف حیاط رو دیدم یه چیزائی شبیه فضولات موش میباشند بعد ترسیدم گفتم وای نکنه موش لای درخته سهمینطوری داش از بالا میریخت پائین .خیلی بزرگا یعنی 5 یا 6 برابر چیزای موش بود روم به دیواربعد هی دنبالش گشتم نگاه کردم بالا رو .بعد دیدم به این شاخه که اومده تا کف حیاط ما یه کرم هس اندازه چی بگممممممممممممم دقیقا قد انگشت بزرگه ی دست بعد گفتم واییییییییییییییییییییی اینووووووووووو.مث ابمیوه گیری هی میخورد و هی از اون طرف بیرون مینومود تو روحشبعد سریع جارو اوردم جمع کردم یه وقت مرغام نیان توی حیاط به اینا نوک بزنن بعد یه قیچی برداشتم با شاخه قطع کردم میخواستم بندازم توی کوچه گفتم گناهه بچه ها اذیتش میکنن بعد گذاشتم کنار دیوار که بعدا بندازمش لای همون درخت انگور.خو از همسایمون بود چیکارش میکردم بچه برگ انگورم دوس میداش

بعد رفتم بالا و یه کارتون که دوس میداشتم داشت پخش میشد همین کارتون نجات رباتیکآقا یه کیم از فریزر برداشتم اوردم بخورم و کارتون رو ببینم(قضیه کیم رو هم میگم واستون)بعد اصن یادم رفت حیوونی رو بعد که کارتون رو دیدم و دراز کشیده بودم یهو از جا پریدم گفتم واییییییییییییییییییییییییی یادم رفت بعد خواهرم گفت چتهههههههههه ترسیدم گفتم کرمه رو یادم رفت بعد دویدم رفتم پائین توی حیاط که دیدم این دخی مرغیای کوشولوم این حیوونی رو نوکش زدن کشتن بعد کلی ناراحت شدم گفتم خب لااقل میخوردید قشنگ. حالم دگرگون شد ولی ناراحت شدم خیلی.مثلا رفتیم دلسوزی کنیم اینو نجاتش بدیم

بعد دیگه آهان راستی عسکشو گرفتم روی موزائیک گذاشتم که مقیاس بزنید ببینید چقد بزرگه

روحش شاد

 

حالا قضیه کیم خوردن چند روزه ی خودمو بگم

آقا شب جمعه بود که کلی کیم گرفتن تقریبا نمیدونم 15 تا بود 10 تا بود این حدودا که هیشکی جز بابام و من نخوردیمحالا چراش واسه این بود که همه یا سرماخورده بودن یا صداشون گرفته بود یا دندونشون درد میکرد خلاصه هر کی یه دلیلی داش بعد منم کلی ذوق مرگیات زده گفتم من خووووووووبم من خووووووووووووووووبم همش واسه خودمهبعد همه گفتن باشه همش واسه تو نوش جونت بذار توی فریزر بعدا بخور هر چقد خواستی اینطوریا شد که من یه عالمه کیم نصیبم شد و هر روز دارم میخورمشون

الان پیام بازرگانی بین پست پخش میشه

 

بدون شرح

مسئله بعدی این بود که من یه سبد دارم کنار اتاقم که به اصطلاح گذاشتم واسه همه شارژرام همه چی توش میذارم جز شارژرام هربارم که میخوامشون باید همه بسیج بشن بگردن ببینن من کجا گذاشتم شارزر مورد نظرمو.اصن بچه مستبدی نیستما بعد همه هی میگن اینهههههههههه؟میگم نه بابا بعد این همه مدت نمیدونید کدومه بعد خواهرم میگه خیلی پرووئی و شلخته خب به ما چه که بدونیم .همش دنبالشون میگردی گناهم خو چیزیم کسی نگهبعد دیگه خسته شدم از این وضعیت و تصمیم گرفتم یه چیزی بدرستم که همشون یه جا باشن  این از من درآری هس که درستیدم خیلی راحت شدمممممممم یعنی یه وضی اصن راحت شدم

 

استیکر بن تن بهش چسبونیداههراستی شما کارتون بن تن رو دیدید؟سریالی هم هستا توی نت هس خیلی خوشگله من عخش بن تن استما خو من دوس دارم کارتون اصن هم ربطی نداره به اینکه 15 سالمه و این حدودا.مگه 15 ساله ها نمیبینن کارتونولی جدی کارتونه در مورد یه پسره هس که با دختر عموشه نمیدونم خلاصه یه دختره و یه فامیلشون میرن توی جنگل اردو بعد این پسره تیو جنگل این دستبند رو که سبزه به دستشه پیدا میکنه بعد هر دکمه ای رو فشار میده تبدیل به یه هیولا میشه بعد اولش با این دختره خیلی لج بود ولی سر این با هم خوب میشن در کل داستاناش خیلی هیجانیه و قشنگهگفتم در جریان باشید میدونید من عجبم از اینکه واسه چی اینو تلویزوین تا حالا پخش نکردهدوبله س خیلی تعجب میکنماصن یادم رفت واسه جا شارژرم حرف میزدم خلاصه دیگه اصن هیچ وقت اینطروی شارزرام جابجا نمیشن همیشه توی همین هستن و استفاده میکنم ازشون.بگید بهم باریچلا

بعد اینکه آهااااااااااان فیلم نه قبلش قضیه هک شدنمو بگم بهتونمن با اجازتون یه چند روزی رو در هک به سر میبردم اصن هم فکر نیمکنم که استاد هکرم منو هک کرده بودولی در کل ناجور هک شده بودم و میگیم که بدافزار بوده و خوشبینانه ترین حالت رو در نظر میگیریم خلاصه به این دختره ی خنگ پشتیبان اینترنتم گفتم دخترهی خنگ من انتی ویروس اپدیت میکنم میزنم خوب میشه ویندوزمو عوض میکنم بعد میگه چه ربطی دارهههههههههه بهش میگم خب خررررررررررره منمودمم یو اس بی هس هک نمیشه که باز حرف خودشو میزنهبزنم نصفش کنم به خدا .ادمی که سرش نمیشه واسه چی میاد میتمرگ.....نه میشینه توی پشتیبانیخلاصه گفته بیار حتما مودمتو بعد که بابام برده حالا اونجا یه خنگول دیگه زنگیده میگه خب شما واسئلشو هم بیار بهش میگم مگه جهیزیه داره مودمم؟وسائلش چیه .خو همیناس دیگه.بعد با کلی ادا اصول و فیس و افاده و تو دماغی حرف زدن میگه خب یعنی شما به چه طریق وصل میشید؟(دقیقا توی بینی جمله های اونو بخونید) بهش میگم با یو اس بی میگه شما کابل شبکهر و بیارید بهش میگم خرههههههه نه یعنی این خرشو توی دلم گفتم بهش میگم خب دارم میگم من با یو اس بی وصل میشم کارت شبکه نیس یعنی واقعا اینا تا این حد هم نمیفهمن بعد واسه چی توی بخش پشتبانی میشینندو ساعت حالیش کردم بعد میگه خب این که هک نمیشه شما کیستو ببر یه موسسه و نمیدونم چی چی درستش کنن گفتم باشه هر چی تو بگی گوشی رو بده به بابام بعد به بابام گفتم باباجون اینو ازش بگیر بیار تا نیومدم دو نیمش کنمبابام گفت باشه و خداحافظی کرد بعد بابام دیگه اومده میگه خب وقتی مطمئن نیستی چرا میدی ببرم میگم خو خود خنگش گفته بود ول نمیکرد که بیار حتما بعد بابام گفت خب الان کجا ببرم بدم؟گفتم هیچی بابا تو دیگه بده به من درستش میکنم اینا خلن سرشون نمیشه نشسته فقط ادا دربیارهبعد خلاصه خودمونو از هک دراوردیم دیگم بمیرمم به اینا زنگ نمیزنم اه اه اه

اقا فیلم مالی فیسنت رو دیدید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟وای اصن فکر نیمکردم اینقد خوشگله اینقد ناراحت بدم که میگفتم چرا زودتر اینو برنداشته بودماینقد خوشگلههههههههههههه اینقد خوشگلههههههههههههههه

که رفت جزو فیلمای موردعلاقم

 

شاید اول که پوستر فیلم رو ببینید فک کنید که این یه فیلم جادوگری خیالی با یه موضوع تکرایر باشه ولی اصن اینطوری نیس یه فیلم با موضوع داستانیه باستانی هس که اینقد احساسی و لطیف و قشنگه که حد نداره خیلی خیلی بیش از اندازه قشنگ بدو داستانش واقعا دیوونش شدمبذارید پوستر فیلمم بذارم که سریعتر پیداش کنید


 

 

یه فیلم دیگم دونده هزار تو هس اونو من پریشب اولین فیلمی که ساختن توی سال 2014 رو دیدم اونم خیلی خوشگله ولی یه سبکی داره که نمیدونم شما هم دسو دارید یا نه ولی من این سبک رو خیلی دوس درام اونا که میترسن و کلا روحیه حساسی دارن اصن نبیننچون فیلم به شدت هیجانی استرس زا و مبهم و درگیر کننده س مخصوصا قسمت دوم که ترسناک میشه سال 2015 ساختن بخش دومش رو به شدت ترسناک هم میشه که اونو اصن نبینیدیعنی ترسناکیشم عادی نیستا نه اینکه مثلا یه موضوع وحشتناک و اینا باشه دقیقا وصل هس به سبک خود فیلم ،یعنی به شدت استرس دارهکلا هیجان فیلم خیلی بالاس نبنید بهتره ولی من میبینم بهتون میگممن خیلی دوسش دارم قسمت اولشو 

اینم جزو فیلمای مورد علاقم قرار گرفته

 

حالا قضیه دیدن قسمت دومش خیلی داستانی شد واسم

آقا من دیشب اومدم توی اتاقم اصن هم حال نداشتم ذوق داشتم بدونم قسمت دوم این فیلم چطوری هس موضوعش.خیلی غافلگیرکننده بود قسمت دومش ولی اصن فکر نیمکردم اینقد ترسناک باشهبعد دقیقا یه نیم ساعتی فک کنم از فیلم گذشته بود که همینطوری سرجام خوابیده بودم و رو به مونیتور توی بحر فیلم رفته بودم و ساعتم فک کنم نزدیکای 1 بود بعد فیلم رسید به اینجاش که این پسرا و دختره فرار میکنم از دست یه عده ای از اون مکان موفق میشن برن بیرون و توی یه صحرای بی اب و علف یه ساختمونه که واردش میشن و یه ربعی اینا توی این ساختمون تاریک دارن میگردن و راه میرن که یهو یکیشون میزنه برق وصل میشه که حال ندارم الان دقیق بگم چی دیدم فقط اینو بدونید که توی اوج ترسناکی فیلم بود که زپرررررررررررتی برق رفت آقا منو میگید مث چی پاشدم از جام گفتم وای مامان مامااااااااااااااااان توی تاریکیه مطلق دنبال یه گوشیام که چراغ قوه داشته باشه حالا همه خواب بودن بعد من توی اتاقم اینقد سر و صدا راه انداخته بودم اصن حالیم نبود از ترس بعد پیداش کردم و سریع در اتاقمو یافتم و دویدوم رفتم وسط حالاصن انگار من یکی از اونا بودم که داشتن فرار میکردن تو روحشون این وسط برق واسه چی رفت دیگهخلاصه اینطوریا بود که دیشب نصف فیلم رو دیدم حالا برم نصف دیگشم ببینم رسما مرض دارمبازم برق بره باحاله.همش خاطره میشه

خب دیگه برم شبتون بخیر و سلامتی یا علی عخشان خفته

[ یکشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۶ ] [ 1:55 ] [ هرمیون ]

هفته ی خود را چگونه گذراندید؟

به نام خدا با سلام و درود به روح پرفتوحتون انشای خود را آغاز مینومایم

هفته ای که گذشت بسیار هفته ی مغز به کارگیری بود تو روحش و تنها روزی که بهم خوش گذشت اختلاسی بود که منجر به نصفه شدن قلکم و کمبود جا در ان شد و بقیه ی روزها اینقد شلوغ پلوغ بودن که من اصن یادم نیس این هفته اصن چطوری گذشت

سلام علیکم به به میبینم که همه توی اینترنت حضور فعال دارن و موندم چطور وقتتونو زمان بندی میکنید که همیشه توی تلگرام همه یا ان هستن یا همین الساعه تلگرام رو ترک کردن یا یه دقیقه پیش ، نهایتا ده دقیقه پیش
آقا ما دیشب اومدیم اینترنت که اپ کنیم بعد گفتم خیر سرم اول یه سر بزنم تلگرام بعد سریع ببندم که چون میخوام اپ کنم دیگه نمیتونم با کسی حرف بزنم بعد تا ما اومدیم همین یه سر رو بزنیم یه دیرینگی کرد گوشیم که یه متری از جام هوا پریدم تو روحم همیشه میگم این گوشی رو وقتی نشستم پای کامپیوتر نذارم روی میز اس یا زنگ زده میشه من خیلی میترسم اصن دلم بهش نیس . اهنگ پیام گوشیمم صدا زنگ دوچرخه س اخه تنها صدائیه که اگه به خدا شما در اعماق زمین هم باشید صداشو از بالا میشنوید اصن هرجا باشه صداشو میشنوید خلاصه اینکه بابام اس زد گفت باباجون بیا یه کاریت دارم آقا ما رو حساب اینکه دو سه دقیقه ای میریم و میایم همینطوری به نت وصل ، رفتم با اجازتون دو ساعت شد نمیدونم سه ساعت بعد اومدم کلی در مورد کاراش و حساباشو اینا ، که دیگه وقتی اومدم دیگه حتی حال نداشتم صفحه ها رو ببندم و خاموش کنم زدم رو کلید محافظ و خطاب به کامپیوتر گفتم فرض کن برق رفت آقا من اینو خیلی سال پیش توی یه سایت جک بود خوندم حالا چندین ساله من هر وقت اصعاب ندارم یا خستم یا کامپیوتر قاتی میکنه میزنم از کلید محافظ خاموش میکنم و میگم فرض کن برق رفتواقعا بدآموزی داره بعضی جکا

آهان بگذریم از اینا یه قضیه ای رو براتون تعریف کنم ماه رمضون بود که بابام گفت دم غروب یه زنه اول زنگید بعد صداش میلرزید و گفت یه مقدار پول کمک کنید و این حرفا بعد گریش گرفتن نتونس قطع کرد با اس گفت که پول میخواد و شوهر و ایناش مریضن نمیدونم چی چی و فلان ، هزارجور قسم که یه کمکی بکنید بعد بابام شماره کارتشو گرفت و 50 تومن واسش واریز کرده بود بعد بعد بابام که اینو بهم گفت بهش گفتم به کارتش که واریز کردی اسم و فامیلش چی بود؟ بعد من توی ذهنم سپردم بعد به بابام گفتم بابا دیگه بهت زنگید یا اس زد پول نریزیاااااااااااااااا چون اگه دوباره درخواست کنه یه ریگی به کفشش هس ، بعد چون دیگه توی فکر رفته بودم گوشی بابامو شدیدا مراقبش بودم ببینم باز این اس میده یا زنگ بزنه یا نه که دیدم بعلههههههههه بعد شمارشو برداشتم گفتم اول با بابام حرف بزنم بازم بهش بگم پدر من،برات دردسر درست میشه نکن اینکارو اگه باز اس زد (مثلا خبر نداشتم)،گفتم زنا حقه بازن مکارن نقشه کش هستن .(الان همه فحش میدید.منظورم زنای بدذات هس )بعد کلی بهش گفتم و حرف زدم و ترسوندمش بعد بابام گفت دوبار دیگم جزع فزع کرده و با کلی التماس پول گرفته بعد گفتم عجبا خلاصه دقیقا تفهیم نومودیم که این الکیه حقه بازه خلاصه بابام رو ترسوندم ازش به حدی که صبح گفت دیشب از فکر خواب نرفتم

بعد چند روز بعدش باز عوضی اس داده بود که برادر خواهش میکنم یه کمکی هر چقد ناچیز بفرستید برای من .بابامم بهش اس داده بود مزاحم نشو خانوم وگرنه شکایت میکنم و کلی هم احادیث و اینا واسش ارسال کرده بود دنباله حرفاش خلاصه دیگه اینطوری شد که شر این ادم عوضی کم شد.گفتم در جریان باشید که مواظب باباهاتون باشید عوضیا در کمین هستن همیشه والدین خود را آگاه کنید و مراقبشان باشید.پلیس فتا

موضوع بعدی اینه که اونروز بهتون گفتم سبزی بکارید من همون روز کاشتم بعد پس فرداش ریحونام دراومدنخرده چوب بریزید خاک ارّه از نجاریا بگیرید بریزید رو خاک اینطوری نه میپوسه اب اضافی گرفته میشه نه اینکه خشک میشه از افتاب اب توی خودش ذخیره میکنه میده به گیاه

اینم گلای عخوشلیه خرفه هامه خیلی دوسشون میدارم خیلی شادابن واقعا جون میده این گیاه برا تابستون.خیلی خوشگله

اون گلا موقع ضبح باز میشه تا ظهر این از ظهر تا عصر تقریبا ساعت 5 هس که گلاش بسته میشه

دیگه عصر هم که کل گیاه بسته میشه و جمع میشه خیلی خوشگله واقعا ادم زنده بودنشو حس میکنهاز اون موقع یادم میره عسک بگیرم ولی میگیرم یه بار

اینم یکی از دخیام که با اینکه هی اصلاحش میکنم بازم جلو چشاش گرفته میشه یعنی من نصف بیشتر کاکلشو زدم

اینم دخیام با دخی ارشدم

واسه ادب کردن دخیای کوچیکترم لازمه خیلی .نمیذاره زیاد شلوغ کنن همچین ارووم یه نوک میزنه تو کاکلشون خیلی بانمکه وقتی دعواشون میکنه اینام ازش میترسن ولی با همه اینا همیشه میرن پیشش وامیسن چون جثه بزرگتری داره و خشن تره احساس امنیت میکنن پیشش.خیلی جالبه که با وجود ترسشون از دخی بزرگم بازم موقع خوابیدن میرن پیشش وامیسن یا میخوابن

اینم بفرمائید شیرینی همون بله برون

من زیاد شیرینی نمیخورم ولی این خشومزه بود مخصوصا بخش قرمز رنگش عجیبببببببببب دوس میداشتمنوش جونم باشه مگه نه؟ شنیدم گفتید کوفت بخوری

شبتون بخیر یا علی

[ چهارشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۶ ] [ 2:1 ] [ هرمیون ]

همه به گوش باشید

یه بار میگما دقت کنید از الان خواستید شروع کنید به باغبونی، گوجه ، سبزیجات از الان بکارید هوا به سمت خنک شدن رفته شبا دما کم شده بعد الان اگه بکارید بزرگ شدنش میخوره به دمای خیلی کم هوا خیلی خوب بید،دیرتر این نمیتونید چون بزرگ شدنش میخوره به سرما اونوقت دیگه به درد نمیخوره از بین میره ، باشد که موفقیات بهتون دس بده

راستی آجی سهیلا یه خبری بده از فامیلتون ؟ من همش به یادشم خیلی از بچه های وبلاگ هم براش دعا کردن .خبر بده حتما بگو چطوره حالش؟

خب یا علی بچه ها فعلا


 

چهارشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۶ ساعت: 19:50

  توسط:سهیلا
سلام عزیزم ممنون از شما و همه ی کاربرا. خدا رو شکر عمل اولش خوب بود فعلا مرخصش کردن . بعد یه مدت دوباره به جراحی دیگه هم داره. دعا کنید اونم به خیر بگذره. خدا ایشالا همتونو حاجت روا کنه.

خیلییییییییییییییییییییییییی خوشحال شدمممممممممممم عزیزدلم ممنونتم که خبر دادی ان شائ الله سلامتی کاملشونو به دست میارن واقعا خوشحال شدم میدونم بقیه بچه ها هم خوشحال شدن چون گفته بودن خبر خوب شدنشو بدی فدات بشم اج یجونم خوش خبر باشی همیشه عخشم

[ چهارشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۶ ] [ 14:59 ] [ هرمیون ]

شبا که میخوابم بعد از دعاهای شب و اینا میگم خدا جون من هییییییچ خوابی نیمخوام ببینم اصن خواب نبینما بعد که صبح پامیشم میگم خداجون انگار دیشب واسه کل فک و فامیل کارت دعوت فرستاده بودی بیان به خوابم دو سه نفر جا افتادن دیشب ،اینبار بگم به فرشته هات اسمشونو بنویسن اونام بیان   من هیچ درخواستی نکنم بخوابم سنگین ترم

سلام علیکم نوه هامو فروختیدم 15 تومن میدونم ارزون خریدن خودشان خر استن ولی چه میشود کرد نمیتونم خو همشونو نگه دارم که .فقط دخی و علوس خودمو نگه میدارم .بعد چند روزه به بابام میگم جوجه کفتریای منو ببر بفروش ، هی میگه باشه فردا حتما میبرمشون  بعد هی صبح که پامیشدم به مامانم میگفتم بابا کفترا رو برد؟ میگفت نه من که چیزی ندیدم  دیگه دیدم ایطنروی نمیشه صبح زودرت پاشدم بعد نشستم چائی نوش جان فرمودم بابامم داش صبحونه میخورد گفت به به سحرخیز شدی گفتم بعلهههههههه بعد که پاشد بره لباس بپوشه بره بیرون گفتم باباااااااااااااااا رفتم جوجه ها رو آماده کنم که ببری بابام همچین با مظلومیت گفت جعبه که نداری بذارم توش ، امروز جعبه از بیرون بیارم فدرا میبرم  گفتم نههههههههههه من توی همون قفس قناری میذارم توی پارچه میبندم میبریشون بابا رفتم آمادشون کردم گفتم دیگه امروز با هم خداحافظی میکنیم نوه های عزیزم باشد که خوشبخت باشید و پروازهای طولانی مدت و اوج های زیادی بگیریدبعد به بابام گفتم کلاه سرت نذارنا این کفتر سرخه خودشون اینو از 50 به بالا میفروشن اینا کاکلی پرپا هستن ساده نگیریا بابا بعد گفت خب ارزون خریدن چی؟گفتم هیچی بده برن چیکارشون کنم خو ،فقط تو روحشون بعد دیگه فروختیده شدن به 15 تومن. به بابام گفتم به رفتاراشون دقت کن اینا کفترای بیخود رو میذارن توی یه قفس بزرگ هس بین همه کفترا، ببین بعد که بهشون فروختی چیکارش میکنن؟ بعد بابام گفت وقتی بردم یه دوستام گفت کفتر رو بد میخرن تابستونم هس بعد وقتی پارچه رو از دورش باز کردم گفت ااا نههههههههه کفترات خوبن خیلی  بعد صدا اون یکی زد گفت بیاد اینا رو بخره بعد بابام گفت گذاشتشون توی یه قفس جدا قاتی اون کفترا نکرد دیدید گفتم من که میدونم اینا ذاتشون خرابه  دفعه قبلم بابام یه جا دیگه برد بعد وقتی خریده بود از بابام ،شاگردش گفته بودن بذارمشون بین بقیه گفته بود نه همین جا باشن بابام گفت یه جورائی خودشو زده بود به اون راه ،صداشم درنمیاورد .خلاصه اشکالی نداره میرن عوضش کلی پرواز میکنن و بهشون خوش میگذره

بعد دیگه اینکه چند روز پیش داشتم توی نت دنبال نرمش های اشتباه میگشتم بعد دیدم دراز نشست و یه سری از ورزشای دیگه رو هم زده بودن که مضر هس یه سری نرمش ها هم که کشیدگی رباطای پشت ساق پا رو به دنبال داره مضر بودن نباید پا در حالت کاملا کشیده قرار بگیره بعد زدم یه سری نرمشای جدید رو پیدا کنم نرمشاش حالت خوابیده بود ولی انريی بیشتری میخواد واسه انجام دادنشون نسبت به ورزشای ایستاده ولی خب خیلی مفیده من چاپ کردم میخوام مرتب اضافه کنم به نرمشام از این ورشای چاپی توی نت دیدید به منم خبر بدید من وقت نداشتم زیاد بگردم

 

خلاصه اینطوریا بود.دیگه سلامتی برم یه فیلم بذارم و در حالت لالا ببینمش یا علی شبتون بخیر و سلامتی

[ سه شنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۶ ] [ 23:54 ] [ هرمیون ]

عجب عکس حرفه ای شد . اصن کاملا مشخصه که خسوفه 

تا الان یه ذره رو صورتم سایه انداخته شده یه چندساعت صبر کنید دوباره همون ماه سابق میشم

 

سلام خسوفیجات نثارتان باد نماز آیاتتون قبول باشه

خودمو کشتم برا این خسوف تا روزش بیاد نمیدونم چرا ادم اینقد هیجان زده میشه یا وقتی که میگن مثلا تاریخ فلان شهاب باروونه  شاید در کل دوتا شپش شهاب ببینما ولی اصن ذوق مرگیجاتش عجیبه

خب اومدم در یه موردی صحبت بنومایم من از وقتی تلگرام رو ایجاد نومودم با خیلی از بچه های وبلاگ حرف زدم و اینکه اون دوستام که مذهبی هستن و 90 درصدشونم متاهل هستن و یه همچین حرفی رو میزنن(همین حرفی که میخوام بگم در موردش) من خیلی از دستشون تعجب میکنم البته قبل تعجب هم چون باورم نمیشه خیلی از دستشون یا بهتر بگم از دستتون عصبانی میشم

من نمیدونم بگم تا الان چند نفر اینو پرسیدن ازم!!!!!!! واقعا عجیبه یعنی حس میکنم انگار بیشتر درگیریای خانومای مذهبی این شده !!!! خیلی زشته ها. یعنی واقعا واسه کسی که میگه من مذهبی هستم با رفتارش با حرفاش ، بعد همچین درگیری با خودش داره واقعا یه نموره اینطوری باید بشه. چون دوستای وبلاگم رو به شدت دوسشون دارم و بهشون احترام میذارم یاد این شعره افتادم ما پلیسو دوس داریم بهش احترام میذاریم از بحث دور نشیم خلاصه بهتون میگم ازتون بعیده خیلی. حالا از اونا که مذهبی نیستن توقعی ندارم دیگه اونا قد اعتقادشون رفتار میکنن ولی دیگه شما مذهبیا چرا !!!!

اینکه الان درگیری خانوما شده که فلان جلسه ی مهمونی رو که فلان جور هس قلبا نمیخوان برن ولی به خاطر نظریاتی که بعدا فک و فامیل و خونواده شوهر و اینا میدن ، به این مهمونی که خودشم میدونه گناه داره میره خیلی عجیبهههههههههههههههههههه

من فکر میکردم که بزرگترین درگیریه ادم بی ارادگی توی گناهای شخصی هس چون آدم جوون هس و بعضی از گناها مقاومت در برابرش برا ادم خیلی سخته و دیگه به ضرب دعا و التماس و ذکر ادم تحمل گناه نکردن رو از خدا میخواد ، دیگه خدائی انجام ندادن گناهای غیرشخصی کار خیلی خاص و عجیبی نیس که بعضیا درگیرش میشن . مثلا اینکه خونواده شوهرت یا جاری یا دخترا به خاطر فامیلای خودشون و رو کم کردن و اینکه بگن ما امل نیستیم و از بقیه کم نیارن و این چرت و پرتا ، این گناها رو میکنن ، من نمیدونم مثلا کدوم از اینا ارزش دارن اصلا. اصن ادمایی که طرز فکرشون اینه که بشینن برا یکی که میخواد چیزای واجب رو رعایت کنه حرف مفت بزنن ،اصن این آدما ارزش ندارن اصن کی هستن که بخوان نظر بدن .

بعدشم این شوهره که کردید که باعث گناه شما میشه؟!!!

آقا تا بوده و هس هی مخ آدمو میخورن که باید ازدواج کنی و اینطروی گناه هس و کلی حدیث برا آقار مزدوجی و اینا برا ادم میگن که مثلا مزدوج بشیم که گناه نکنیم و عزب نباشیم دیگه من نمیدونم شما چطوری اونوقت شوهر انتخاب کردید که گناهاتون زیاد میشه باهاش!!!!!!!

بلانسبت مثلا میخوایم با ازدواج به کمال برسیم خو اونوقت یعنی چی که دارید گناه میکنید

کاشکی این دخترا دست از ازدواج کردن به هر قیمتی رو بردارن اخه تو که مذهبی هستی میری با خونواده ای که مذهبی نیس؟!!! هیچی بدتر این عذاب اور نیس بعد دیگه ارادتونم که سست باشه و جرات نداشته باشید اونوقت همش زندگیتون عذاب وجدانیه

حالا هم من نمیدونم دیگه چه سختی داره نرو این مهمونی رو. این فک و فامیلتون که بعدا برا جواب دادن روز قیامت نمیان ، خودت هستی و خدا. دیگه اراده نمیخواد که .بگو نمیام حالا هر کی هم خواس نطق گهربارش رو هر چقد خواس ارائه بده در موردم . والا . با هیچ احدی ادم که رودروایسی نداره توی این مسائل. من که هیچ وقت این مهمونیا رو نرفتم هزار بارم بزنگن هی بگن بیای حتمااااااااااااااااااااچون ول نمیکنن من میگم باشه میام که اینقد زنگ نزنن بعدش کلی هم فحشم میدن ولی اصن مسئله ای رو احساس نمیکنم بعدش تا الانم که دارم زندگیمو میکنم و در حضور شما استم بابا فوقش چی میگن شمام چه فکرائی میکنید بذارید هر چی خواستن پشت سرتون بگن ، من که هر چی پشت سرم بگن اصن نمیشنوم اصن اونا کی هستن که من بخوام خودمو بهشون ثابت کنم .

حالا دخترایی هم که میگید این مهمونیا رو بریم خب اینطوری خواستگار برا ادم پیدا میشه ، مثلا توی این مهمونی خودت میدونی خواستگارت دیگه همینا میشن که اومدن توی مهمونی ، یا مادر پسره هس یا خود پسره ، اونوقت شما پسری که مادرش این باشه که بیاد همچین مهمونی رو قبول دارید؟!!! یا پسری که اینقد .... که اومده توی این مهمونی رو قبول دارید؟ 

اصن اون پسره متشخص نه خودش همچین جاهائیه نه مادرش

خلاصه اینو ببینید اگه بازم به بعضی از تصمیمای اشتباهتون ادامه دادید دیگه یه فکری به حال خودتون بکنید

دقیقا تا اخرشو حتما باید ببینید .دقیقا زمان 8 دقیقه و 46 ثانیه واسه همینه .اونا که اینترنتتون ضعیفه وجدانا گوش کنید می ارزه صبرتونو پاش بذارید تا دانلود بشه من هیچیو نمیگم دانلود کنید ولی اینو به هر صورتی که هس دانلود کنید و دقیقا گوش کنید

http://s9.picofile.com/file/8302884184/emame_zaman.mp4.html

خب دیگه یا علی شبتون بخیر باشه

[ سه شنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۶ ] [ 1:23 ] [ هرمیون ]

حقه ی جدید پول درآوردن و اخرین پدافند من

سلام میدونید من حقه هام تموم شده واسه پول به جیب زدن هیچی هم به فکرم نمیرسید ،در این راستا فکری نومودم تا از کلیه ی افراد خیّر حاضر در خانه تقاضای کمک نومایم

رفتم این گوگولیمو که از قبلنا داشتم اوردم و اون زمان هم دلم نمیومد جای قلکش رو برش بزنم ولی امروز دیگه دلم اومد بعد برداشتم روش یه چی هم نوشتم و گذاشتم توی راه پله ی پارکینگ سر راه همه بعد گفتم همه گوش کنید هر کی از اینجا رد میشه پول میندازه توش هر چقد که باشه  بعد بابام گفت این چیه؟ گفتم این قلک بید و پول خورد توش میندازن ولی چون شمائید میتونید 5 تومنی و ده تومنی هم توش بندازید .حتی 50 تومنی هم قبوله بعد بابام گفت عجب ! روش جدیدته؟ گفتم نههههههه جهت هدر نرفتم پول خورد میباشد

 

تا این ساعت به حول قوه ی الهی پولای داخلش از 40 تومن هم رد شد یعنی توی چند ساعت خودمم فکر نمیکردم اینقد پیشرفت داشته باشه همینطوری پیش بره من به زودی به اهداف والام میرسم خواهرم گفت عجب ترفندی زدیا عینهو راهزنا میمونی

میگم که همیشه یه چیزائی رو باید نگه داش یه زمانی کارائی ازشون برمیاد که اصن بهشون نمیاد ،حکایت همین قلک فیلی منه

یعنی امروز اینقد من سر این قلکه خندیدم اولش همه خوششون اومده بود هی پول توش مینداختن به یاد قدیما اینطوری شد که هی جمع شد .نکته ش اینه که سر راه بابام هس نمیتونه توش پول نندازه و رد بشه .هی میگم از عواطف همدیگه سوئ استفاده نکنید کسی گوش نمیده

خب یا علی فعلا. گفتم بیام شما رو هم در شادی خودم شریک نومایم

[ دوشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۶ ] [ 22:12 ] [ هرمیون ]

حضور پرشکوه ِ بعضی از اشخاص متشخص

 

گفتم در جریان باشید تا چند ساعت دیگه که دوباره میام همین جا ،پائین همین پست

 

جداکننده رو داشتید؟

سلام علکیم شب جمعتون به خیر و شادی و سلامتی و خوشی هاهه

این چیست؟

 

اینو یادم رفته بود بهتون بگم. یه گیاه بیابونی که خیلی هم دوسش میدارم و خوشمزه س ، خرفه میباشدمن خرفه رو همینطوری میخورم خیلی دوس دارم البته وقتی خیلی بزرگ بشه. بار اولمه که میکارم یعنی ساخته شده واسه دمای تیر و مرداد هیچیشم نمیشه همیشه هم شادابه کلا گیاه بیاوبنی هس برا این وقت کاشون خیلی خوبه . یه گلای زردی هم داره خیلی خوشگلن.من یهب ار بچه بودم اتفاقی توی یه گلدون سبز شده بود دونه خرفه رو باد اورده بوده بعد من همش گلدونه رو با دستمال دورشو تمیز میکردم خیلی مواظبش بودم . از اون زمان بچگیم عخش خرفه شدم بعد اصن یادم رفته بود که بکارمش واسه اولین بار کاشتم و دراومده خیلی هم نازنازیه سبز و شادابه از ساعت 5 به بعد هم تمام برگاش بسته میشه و میره لالا چون برگاش حالت کاکتوس داره مث گل یخ میمونه که داخل برگاش اب هس فک کنم همینم جزو همین خونواده باشه چون توی ساقه و برگاش اب هس برا همین در دمای تبخیر هم شادابه بچم

خب از این قضیه میگذریم

قضیه ی بعدی اینکه این سیم کارت ایرانسل منو کی شارژ میکنه؟ دفعه چندمه که گوشی که سیم کارت ایرانسلم توش هس رو برداشتم و دیدم پیام شارز واسش اومده . چند وقت پیشم همینطوری شد. خو یعنی چی؟کی شارژ میکنه من اصن از این گوشی استفاده نمیکنم فقط تلگرام دارم واسش، نمیدونم والا این چیه دیگه اصن نمیتونم حتی حدس بزنم چون همه این ایرانسل منو دارن فامیل و غریبه و اشنا و دوست . اصن قابل حدس نیس واسم 

از این قضیه نیز میگذریم

واسه عکس بالا. نمیدونم کی بود هر چی بود از ظهر گذشته بود فک کنم نزدیکای ساعت 2 بود بعد داشتم از وسط حال رد میشدم که برم طبقه پائین بعد همه نشسته بودن شبکه خبر هم بود فک کنم که داشتن این مراسم رو نشون میدادن که نگام به تلویزوین بود و داشتم میرفتم طرف در حیاط که یهو این دوربینه داشت دور میزد بعد دیدم ااااااااااااااااااااا میثم مطیعییییییییییییییی بعد عین چی بگم ، یعنی مث دونه ذرت که میذرای توی ماهی تابه یهو میپره هوا ، همونجا وسط حال پریدم طرف تلویزیون بلنددددددددد گفتم میثم مطیعییییییییییییییییییییییییییییییی بعد بابام گفت کییییییییییییییی؟چی شده؟بگووووووو گفتم ااااااااا رد شد به خدا همونجا نشسته بود وسط جمعیت خیلی جالب بود برام .بعد همونموقع که آپیدم اومدم اینترنت زدم توی گوگل ببینم درست دیدم؟ که بعله درست دیده بوده استم دقیقا همین جا دیدم. روحم پرفتوح با این تشخیصم  

یه سوال یکی از بچه ها پرسیده بود یادم رفته بجوابم نمیدونم جواب دادم یا نه . اگه جوجه مرغ یا خروس میگیرید حتما واکسن زده باشه یا اینکه از مغازه داره بپرسید که واکسن زدن یا نه بعد اگه نه که حتما ببرید دامپزشکی واکسناشو بزنه چون حیوون خیلی زجر میکشه وقتی مریض میشه خیلی هم سخت خوب میشن و کلی باید بهشون رسید پس حتما حتام واکسن رو بزنید بعد مرغا و خروسا همیشه در خطر بیماری هستن یعنی یه حیوونائی هستن که بدتر ادما در معرض بیماری هستن مخصوصا نسبت به سرما و رطوبت اگه جائی هستید که اینطروی اصن نخرید یا اینکه قشنگ دما رو به دمای مطلوبش برسونید گرمائی هم که یه مرغ یا خروس میخواد واسه گرم شدن با ادما خیلی فرق داره توی دمایی که ما گرم میشیم اونا خفه میشن پس اولا که اگه توی حیاط میذاریدشون یعنی مستقیم در تماس با هوای بیرون هستن که حتما باید نایلون دورش بکشید البته یه جاهائیشم یه کم باز بذارید بعد حتما باید جائی که تشو هستن کفش گرم باشه من نمیدونم والا شما تا چه حد حوصله دارید اگه مرتب بیرون هستید و وقت ندارید یا مشغول کارای خودتون هستید و فک میکنید یه دون و اب دادن به مرغ و خروس بس هس خیلی اشتباه میکنید اینطوری به دو سه سال هم بند نمیشه در کل من همیشه میگم هر کی وقت ندراه یا همش بیرون خونه س خواهشا اینا رو نخره خیلی گناه دارن. بعدشم قبلش دقیقا بیماری هاشونو بخونید مطالعه کنید تا قبل از بدتر شدن حالشون بتونید درمانشون کنید یا اگه سردرنیاوردید لااقل مواظبشون باشید که سریع ببریدش دامپزشکی چون اینا از یه چند روزی که بگذره مریضیشون شدید میشه و دیگه سخته خوب کردنشون. من خیلی متنفرم از کسائی که هی میگن دیگه حیوون حیوونه وقتی هم مرد دیگه مرد باید بهشون گفت خب اون حیوونه تو که آدمی ، با یه حیوون درست رفتار کن . اون حیوون قد خودش خیلی میفهمه که تو نمیفهمی. اینقد سرش میشه که وقتی جونشو تیو خطر میبینه صداتون میزنه به دادش برسید اون اندازه خودش خیلی بیشتر میفهمه پس هیچکی واسه سرگرمی یا اینکه دو سه تا تخم بده این حیوونا رو نخره مگه کارخونه تولید تخم مرغه.بعد چندتا تخم دادن کلی ضعیف میشه و تمام مواد و ویتامینای بدنش تحلیل میره و ضعیف میشه مگه کلید استارت داره که بزنی تخم بده تا هر زمان دلت خواس به ازای هر کیلو غذائی که بهش بدی تخم میذاره . حیوونا هم از هر نوعی که باشن آشغال خور ادما نیستن اینقد بدم میاد هی میگن از غذاهای اضافه و مونده ی خودتون میتونید بدید و به اقتصاد خونواده کمک کنید.هر کی اینو گفته غلط کرده که گفته یه مرغ به هیچ وجه نمیتونه غذاهایی که ما میپزیم رو بخوره .خیلی هم دوس داره بذارید پیشش میخوره ولی دلیل نمیشه که فک کنید اینا اشغال خور ادما هستن اینا غذای مخصوص خودشونو دارن به هیچ وجه نمیتونن برنجی که با روغن و نمک هس رو بخورن غذائی که ادویه میریزیم توش رو اینا بخورن. هر چی اشغال سبزی دستتون میرسه بهش بدید مننمیدونم اینو کدوم بشری باب کرد و گفت خیلی بیخود گفت. مرغ در هفته اگه تمام شرایط بدنیش مناسب بود فقط یه بار میتونه سبزی بخوره اونم شسته و ابش رفته باشه . کی گفته ته مونده پوسته هندونه میتونن بخورن من از دامپزشک سوال کردم گفت به هیچ وجه نمیتونن بخورن فقط باعث مریضی و ضعیف شدنشون میشه . 

آدم مسلمون ، انسان فهمیده ، حیوونا مسخره دست ما نیستن شرایط نگهداریشو نداری ، وقت رسیدن بهش رو نداری ، نخررررررررررررررررررررررررررررررررررر یه حیوون وقتی مریض میشه بیشتر از یه ماه زجر میکشه تو در و دیوار فرو میره از درد و زجر مریضیش ، تا تازه دعا کنی پس خدا خلاصش کنه از درد  

بیاید اینقد نگهداری حیوونا رو مسخره نگیریم اینقد برا تفریح و سرگرمی بچه هامون یا خودمون اینا رو اسیر خودمون نکنیم و زجرشون بدیم حیوون زمانی که اسیر شما میشه حق به گردنتون داره . توی فقه هم اومده وقتی شما مالک حیوونی میشید نفقه ی حیوون بر گردن شماس و باید اونو تامین کنید که شامل خوراک مسکن دارو و سایر موارد لازم برای ادامه ی حیات حیوونه.

کلا عصبانی شدم از بعد از جواب دادن سوال ،بقیش رو مخاطبام همه بودن

خب برم دیگه شبتون بخیر و سلامتی یا علی

[ جمعه سیزدهم مرداد ۱۳۹۶ ] [ 2:1 ] [ هرمیون ]

همسایه هامون چرا اینقد دیر ناهار و شام میخورن الان صدا این چرخ گوشت یک دو سه میاد از اشپزخونشون با اجازتون بنده همسایه استم با اشپزخونه همسایه بغلیمونو و حیاط همسایه پشتی خوشحالم اتاقم هم دیوار با همسایه اونوریمون نی همونا که باعث شدن خلوسامو بفروشم چون همه کاراشون دیروقته

ما هم ناهار هم شام بعد اذوون و نماز میخوریم . یعنی اونا که ساعت 3 4 ناهار میخورن انگیزشون چیه؟ منم چه گیری دادم شبی به وقت ناهار و شام خوردن مردم

سلام خوبید؟منم شکرخدا . داره کارم توی بنائی به جاهای باریک میکشه . امکاناتم داره زیاد میشه اینا رو ببینید

دوسشون میدارم بابام خرید گفت لااقل تو که اینکارا رو میکنی وسیلشو داشته باش نیس خوشش اومده خودش اصن حالشو نداره با عخش وسیله هایی که میخوام رو بهش میگم برام میخره مامانم میگه اینقد از این کارا نکن مگه تو پسری بذار بابا میکنه میگم خو من دوس دارم نمیتونم اگه نکنم از فکرش خل میشم بعد مامانم گفت خدا شانس بده کاراشم دخترش میکنه واسش

واقعا اینکارا لذت بخشه اصن کی گفته سیمان و دلر و چوب و تخته واسه مردا باید باشه فقط کی گفتههههههههههه مگه ما دل نداریم خو

الان تو فکر یه آبنما با سنگ و سیمانم یعنی این کیسه سیمانه رو که میبینما نیس نو هم هس اصن هزار جور انگیزه در من فوران میکنه که باهاش میخوام خیلی چیزا درست کنم همش فکرم مشغوله از هیجان و فکرای زیاد نمیدونم کدومشو اجرائی کنم

اینم نخاشیمه داره تکمیل میشه البته از اون زمین مزرعه سمت راست زیاد راضی نیستم حس میکنم شبیه همه چی هس جز زمین مزرعه اسمونشم اصن تکمیل نی کار داره

ببخشید که اینبار زیاد حرف نزدم قراره تعمیرکار ماشین لباسشوئی بیاد بعد نمیدونم چشه این محفظه استیل داخلش هی صدا میده وقتی حرکت میکنه سخت هم میچرخه .چون ماشینه هم طبقه پائین هس اونجا رو هم من مستقر هستم و منفجرش کردم برا همین امروز همش داشتم تمیزش میکردم رسما اشپزخونه رو که منفجر کرده بودم و توی حال رو. به مامانمم گفتم از طرف پارکینگ بیاد طبقه پائین من حال ندارم برو بچمو جمع و جورشون کنم و جاشون کنم غریبه هم ببینن میترسن خیلی . بعد مامانم گفت نه از طرف حیاط میاد اینقدم حرف نزن بعد خلاصه مجبور شدم برم بالکن پائین رو تغییر دکوراسیون بدم و قفسا رو جائی بذارم که نترسن. تو روح این تعمیرکاره باعث شد دوباره من مث یه کوزت وارسته بشم خیلی کار کردم تازه حیاطم شستم اره خلاصه اینطوریاس خسته نباشمخب شب بخیر و یا علی عخشان خفته . خوابم میاد به شدت.یه سر هم به تلگرام میزم ولی ببخشید جواب نمیدم چون خیلی خستم واقعا نا ندارم . کلا جواب ندادنامو همیشه ببخشید من انسان درگیر و خسته ای استم

[ چهارشنبه یازدهم مرداد ۱۳۹۶ ] [ 0:8 ] [ هرمیون ]

الان من قشر محترم خروس بازا مخصوصا از نوع لاری بازا رو زیر سوال ببرم یا نبرم؟

السلاماتُ المحترمات دلم میخواد بعضیا رو بزنم با شمشیر به صورت ضربدری نصف کنم یعنی یه دست و پا اینور ، یه دست و پا هم اونور  اگه جا داشته باشه درست نصف میکنم ولی جا ندارهههههههههههه پسره ی نفهم ، نه مرتیکه نفهم بهتره ، خو پسره ترشیده مکه بچه س؟ دیگه پسرا از یه سنی که رد میکنن دیگه پسر بهشون نمیاد پسر واسه بچه هاس ولی دیدید دخترا تا هر چقدم سن میکنن هنووووووووووووووز همون 13 14 ساله هستن 

حالا جدای از شوخی ، ببین من داشتم خوب میگفتم از این خروس بازا ولی نذاشتن خودشون ، همین که ازش سوال میپرسیدم در مواقع بحرانی که خیلی استرس میگرفتم که چیکار کنم با دخی مرغیم وقتی مریض میشد ، حالا ببینید شکر خدا تازه این امکان نوشتاری سولا پرسیدن هس ، وگرنه این انسان های نفهم مث گرگ نشستن در کمین یکی ، اونوقت دخترا ببینید اینقد ادا درنیارید توی حرف زدنتون ،شما ساده هم حرف بزنید بازم مرض پیدا میشه توی دل خیلیا. خلاصه من شاید الان دفعه سومم بود که سوال میپرسیدم از این آدم ، توی نمیدونم یه ساله دو ساله ، تازه یه سلام و بعد سوال و یه خداحافظ اونم آف

دخیم به خاطر حیاط شستن مامانم که بهش میگم مامان جون خواهش میکنمممممممممممممممممممم حیاط رو هیچکی نشوره جز خودمممممممممممم بعد من چند روز پیشا خواب بودم همون سری که هوا خیلی خنک شد ، حالا اتفاقا مامانمم صبح زود حیاط رو از بالکن بالا شست بعد من وقتی پاشیدم و دیگه ناهار و این کارا رو انجامیدم و رفتم برم به برو بچم برسم دیدم وای ننه باغچه ها همه پر آب ،بالکن پائین خیس اصن یه وضی بعد کلی جارو زدم و باغچه ها رو خاکاشو زیر و رو کردم که زودتر اب جذبش بشه و خشک بشه بعد اومدم بالا میگم چرا شما حیاط رو شستید؟ مامانم گفت اینا رو جمع کن اینقدم حرف مفت نزن بعد گفتم عبا خلاصه رفتم و بعد که دیدم پنجره طبقه پائین رو دیشبش باز گذاشته بودم و درشو هم وقتی غروب دیگه اومدم بالا ، یادم رفت ببندم بعد هوای کولر اون اتاق بالائیه همینطور مسیر راه پله ها رو میاد تا پارکینگ و پائین ، دیگه اضافه بر خیسی بالکن پائین باد کولر هم بود یعنیییییییییییی رسما بدبخت شدم رفت به خواهرم میگم تو لااقل میرفتی در و پنجره های پائین رو میبستی گفت تو پائینی ، وقتی غروب میای بالا خودتم ببند و بیا کلا از همه طلبکارم شدم بعد گفتم عجبا اصن ولش کن برم به کارم برسم بعد رفتم کلی به برو بچم رسیدم ولی میدونستم مریض میشن مخصوصا دخی ارشدم اخه اون حساس تر هس تازه هم مریض بوده خبو شده بعد کلی غصه خوردم و بلاخره بعد چند روز دخیم به شدت مریض و شده و هر دقیقه یه سی تائی عطسه میزنه و استها هم اصن نداره و کلا باز درگیر این مسئله شدم البته دیگه دستم اومده چیکار کنم این دامپزشکه خدا خیرش بده واقعا هر چی زا خدا میخواد بهش بده و مشکلاتشو حل کنه اینقده وارسته س که هر چی زنگش میزنم جواب میده و راهنمائی میکنه خیلی شرمنده مینومایند البته پسر یکی از دوستای بابامه. برا این خیلی تحویل میگیره .حالا میگم پسر فک نکنید پسربچه سحاشیه درست نکنید یه مرد حسابیه کلا آدم مجرد ، نه میتونه از کسی تعریف کنه نه کلا اصن چیزی تعریف کنه ، مث بچه های فامیل که میشینیم دور هم حرف بزنیم آقا تا یه موضوعی رو تعریف میکنی و میگی مثلا فلانی اینطوریاس ،بعد همه میگن خببببببب منم میگم زهرمارررررررررررررر کلا اصن ادم مجرد نظر نده سنگین تره مخصوصا از بعضی از جوانان شایسته مث بعضیا  

حالا واقعا بگذریم از شوخی اینکه کلا شک کردم که اخه یه ماه پیش من یه دوره به دخیم انتی بیوتیک دادم بعد ترسیدم ضعیفش کنه خیلی ، ولی رومم نشد که باز به دامپزشکه بزنگم ، گفتم برم از این بپرسم یه هشت ، 9 ماهی هس که سوال نکردم ، بعد یه سولا اف گذاشتم که تتراسایکلین رو بدم یا مترانیدازول یا اینکه اصن ندم یهو سنکگوب نکنه چون تولکم هس ، بعد اومدم با کلی نگرانی ببینم جوابش چیه ، نوشته سوالت طولانیه خیلی اعصابم نمیکشه بخونمش بهم زنگ بزن این شمارمه .بعد شمارشو نوشته بعد با خودم گفتم خو پسره ی نه مرتیکه ی نفهم من بخوام به تو بزنگم که میرم به دامپزشکه میزنگم که بابامو میشناسه ، من اگه دور از جون مرغم اصن به زبونم نمیاد خلاصه هر جوری بشه که من در اونصورتم به تو زنگ نمیزنم سوال کنم اصن ناجور غیرتیم کرد بعد جوابشو نوشتم که تشکر الان جالش بهتر شده .والا خو بچم خودش حالیشه که بمیره هم مامانش نمیزنگه پس باید خوب بشه با طب خودم

شکرخدا هم بهتر شد البته با کلی بدبختی . باز قرص تترا شروع کردم بهش میدم با گندم و جو و ذرت کوبیدم توی آسیاب برقی ریختم و بعد به حالت خمیر دراوردم و کنجدم بهش اضافه کردم که گول کنجده رو بخوره بقیه اونا رو هم بخوره .اخه کنجد بچم میدوسته فداش بشم عشیشششششششششششم کلی هم بهم زد ، تمام دست منو سیاه کرده. ناجورم نوک میزنه یعنی نوکشو میکوبه ، مث کفتر و اینا نوک نمیزنه مرغ ، نوکشو میکوبه اصن یه وضی تا سه چهار روز جاش که سیاه و بنفش و همه رنگی میشه هیچی ، کلی هم حالت عصبی میشه مور مور میشه اطرافش تو روحش مثلا من دارم خوبش میکنم .در کل هم از وقتی که توی جعبش کردم که بابام ببره بهش امپول بزنه دامپزشکه گفته بود ، از اون روز به کل با من بد شده یعنی به هیچ وجه نمیخواد من نزدیکش بشم. اشکم درمیاد چقد بچم میفهمه از یه طرفم خیلی نفهمه که من دارم خوبش میکنم به من میزنه

خب از این بگذریم که دیگه نمیشه رو این خروس بازه حساب کرد واسه همون سالی یه بار ادم سوالی داشته باشه ، بعدشم چون جواب داد شرمنده پس. یعنی دیگه جواب خواستی باید زنگ بزنی. عجبا بیا برووووووووووووووو بیا بروووووووووووووو نفهم  به درکککککککککککککککککک که جواب نمیدی .حالا که همه چی رو فهمیدم و دستم اومد خودم بلدم دیگه تا جون همچین آدمائی بالا بیاد فاتحه مع الصلوات 

یه چیز دیگم اینکه یکی زا دوستام واسم آف گذاشته که چرا رو پروفایلت یعنی همون پروفایل تلگرام ، چرا عکستو نمیذاری ، اینجا واسه عکس خود ادمه نه چیزای دیگه خب عکستو بذار ، تازه بعدش کلی هم سفارش میکنه که اون عکستو بذار و که چی و چی. بعد منم ، نیس که بعد از این قضیه اینو بهم گفته بود اعصاب مصابم تعطیل شده بود بهش گفتم تو دیگه تو رو خدا بیا برو چرت و پرت نگو قانونم نذار کجا مثلا قانون گذاشتن اینجا فقط عکس خودشو ادم باید بذاره؟ همین که تو میذاری دم به ثانیه هم عوض میکنی ملت لذت میبرن از وجناتت کافیه دیگه به من توصیه نکن میزنم شل و پلت میکنم بعد کلی دری وری واسم آف کرده بود والا یعنی چی ایدی من که شخصی نیس که هیچکی نداشته باشه کل فک و فامیل و اینکه توی وبلاگم هس . خو من اصن تصور اینکه یه پسر کلیک کنه رو عکسم بزرگ بشه بعد حتی یه نگاه گذرا بکنه من اصن بدم میاد من نمیتونم واقعا ، من چیکار کنم که خیلیا با ملت راحتن

خب من برم امشبم میخواستم بشینم درسای جدید استاد هکر رو یادداشت کنم که اموزش دادن ولی نشد خیلی خستم فعلا یا علی پیامم اصن جواب ندادم خیلی وقته ببخشید چون همش یا کاریا سنگین داشتم یا مغز به کارگیر ، خجولت میکشم واقعا ازتون.ولی به عخش شما میام اپ میکنم واقعا دلم تنگ حرف زدن باهاتونو میگیره آجیای گلم ببخشیدم و شبتون بخیر و سلامتی و شادی و عخش و صفا با خدا باشه یا علی

راستی اون سواله برا مرغ و اینا کرده بود یه اجیای عخشم ، اینبار بیام میگم اجی دقیق بهت

[ شنبه هفتم مرداد ۱۳۹۶ ] [ 1:50 ] [ هرمیون ]

fsghlhj tvh,hk kehvhjhk حالا ببینا اومدیم آپ کنیم مثلا 

سلامات فراوان نثاراتان باد من همونم که باهاتون یه رنگ و صمیمیه قصه هام حرفای عاشقونه ی قدیمیه   اوهووووووووووم گفتم که در جریان باشید از این شعرا نخونید زشته  

خب به حول قوه ی الهی میخوایم یه چند متری آپ کنیم گفتم که از الان هر کی خوسا محفل رو ترک کنه که به دو سه کلوم کارمون بند نیس

اول بگم که مودمم هک شده بوده با اینکه بی سیمم نیس گفتم در جریان باشید این پسورد مودمتون رو از حالت ادمین دربیارید من هی یادم رفت هی یادم رفت هیییییییییییی یادم رفت تا اینطوری شد. تو روح اونی که بخواد منو هک کنه اجماعا صلوات به هکرا همیشه احترام بذارید چون شبا که ما میخوابیم اونا بیدارن

راستی یه استادی در محضرشون دارم آموزش میبینم که هکر تشریف دارند و دیگه خودتون بدونید چقد لحظات بحرانی رو من سپری میکنم اینجا رو هم میخونن. همه بهشون سلام کنید تا وبلاگم در پناه خدا باقی بمونه سلاااااااام استاد

راستش با اجازتون این چند روزه شاید سه هزار بار ویندوز 10 نصب کردم سه هزار و یکبارم ویندوز ایکس پی. بعد آقا یه چی رو که یاد گرفتم از محضر استاد این بود که چطور درایور ویندوز ایکس پی رو بزنید رو همون ویندوز 10 یعنی ایشون واقعا قابل احتراما.یه پا میتی کومان استن واسه خودشون.همه احترام بذارید جدی میگم یعنی باورتون میشد درایورررررررررررررره یه ویندوز رو بشه زد به جدیدترین ویندوززززززززززززززز تو روحم اصن شگفتی افریدم با یاد گرفتن این حقیقت  

ولی یه خورده توی شماره های ای پی اشکال دارم که به دلیل خستگی بیش از حد من و زانومم منفجر شد از بس رو این صندلی نشستم فعلا اموزش رو تعطیل کردم یه جورائی هم خجالت کشیدم که پشت سر هم اشکال بپرسم .خلاصه اهان داشتم میگفتم اینکه مودمتون هک نشه.بچه ها میگم این رمز مودم این نیس که شرکت اینترنتتون بهتون داده ها.اون نیس. رمز مودم رو باید وارد ادرس خودم مودم بشید که فک کنم همه 196.168.1.1 هس نیدونم ولی خلاصه اینطوریاس پشت مودمتون یا زیرش نوشته با رمز و پشورد .اونو از حالت ادمین خارج کنید که بمبخت نشید

من چون هک شده بود و واردش خوساتم بشم نشد برا همین مجبور شدم مودم رو کانفیگ کنم همون دکمه که با سوزن میزنید ریست بشه. بعدش باید از اول تنظیمش کنید

خب از این قضیه بگذریم که واقعا چندین شب من از این یاد گرفتن چیزای جدید کامپیوتر به شدت لذت بردم خیلی باحال بوددددددددددددددد یعنی هر چیزی که یاد میگرید و انجامش میدید خیلی جذاب و دیوونه کننده س دوتا دفترچه یادداشتم پر شد اینقد باحال بود . هر چی از نت یاد گرفتم نوشتم و امتحان کردم همینطورم از استاد

خلاصه اونشب که نشستم با فلش ویندزو 10 نصب کنم تا ساعت 3 بیدار بودماز هیجان اینکه بوت شد و داره نصب پیش میره اصن خوابم نمیبرد و منتظر نشسته بودم نصب بشه ببینم چه شکلیهعوضش واسه شما هم چندتا عکس که قبلا گفته بودم بگیرم یادم نره رو اونشب اجرائی نومودم

این قبل نصب ویندوز بود که انتی ویروس رو بروز کردم و زدم .یعنی رسما سیستم توی ویروس غوطه ور بود

 

اینم شب پرهیجان من واسه نصب ویندوز  10 از فلشپیشرویش منو کشته بود

 

بعد که اتاقم تاریک بود و نشسته بودم این صفحه دسکتاپ ویندوز 10 یعنی معرکه سسسسس خیلی شروعش خوشگله یعنی در تاریکی این ویندوز سه بعدیییییییییش تو حلقم. و همچنین تو روح مایکروسافت

 

خب از بحث ویندزو بیایم بیرون بسه دیگه.خودمو کنترل کنم بریم سر عکسائی که موقع انتظار ویندزو وسط شب گرفتم

یه پرچمی دارم که خیلی دوسش میدارم این توی میز کامپیوترمه هر چند وقت یه بار هی دوس میدارم بازش کنم نگاش کنم

 

اینم از بذرائی امسال اطلسیام که جمع کردم.خیلی شد شکرخدا.دیگه دلم قرص شد

 

راستی این دونه اناری که کاشتندی امسال و بزرگ شدندی

 

اینو امشب گرفتم خواستم بهتون بگم که اگه از طرفدارای فیلم ترنسفمرز یا همون تبدیل شوندگان هستید شنیدید یه قسمت جدیدش ساخته شده و اومده ولی دوبله نی هنوز .من دیووانه وار منتظر دوبله شدنش هستم یه قسمت قبلش خیلی قشنگ بود مث بقیه قسمتاش.مخصوصا که این قسمت تیدیل شوندگان که اسمش آخرین شوالیه بود ،مارک والبرگ هم توش بود .یعنی هرجا این بازیگره هس بهترین فیلمه من فیلماشو خیلی دوس دارم همشون قشنگن مخصوصا که یه نموره هم طنزه  کلا بعضی از بازیگرای خارجی به هیچ وجه تیو فیلمای بیخود و چرت و پرت بازی نمیکنن.اینا ارزشمند استن

این تصویرشه توی فیلم.خیلی هیجانی بود ای ولللللللللللللللللللل

 

اینم نوه های اینبارم هس.نمیدونم والا همه کچلم کردن که اینا رو نگه دارم چون اخه اینبار جوجش سرخ دراومده.سرخ هم خیلی طرفدار داره.ولی من خو نمیتونم نگهش دارم . کل خونوادم میگن این جوجتو نگه دار دو جفت داشته باش مامانمم حتی میگه اینو بعد گفتم خو مامان هی میگی این پرنده هاتو تمومش کن خیلی زیادن اونوقت میگی اینم نگه دار.بعد بابام گفت خب اون کفتراتو بیرون کن اینا رو نگه دار گفتم چیییییییییییییییی آقا من کفترمو دوس دارم چیکار دارم که کدوم گروون ترن یا ارزون تر.بچه های من قیمت ندارننننننننننن که بخوام عوضشون کنم خو چه حرفیه میزنن اخه. بعدشم زیادترشونم نمیتونم بکنم باید بهشون رسید. حالا من هی زرتی نوه هامو برمیدارم میارم نشونشون میدم جوگیر میشن فک میکنن به این راحتیه کلی بهشون میرسم عخشامو.ولی بیشتر این دیگه نمیشه.الان سه تا دخی مرغی دارم یه جفت کفترای عخشولیم.بعدشم اصن از هیچیشون خبر ندارن واسه من نظریه صادر میکنن عجباااااااااااا چه حرفی میزنن .بعد به مامانم میگم ادم بچه خودشو میفروشه با خوشگل تر عوضش کنهههههههههههبعد مامانم یهو منفجر شد از خنده بعد خواهرم گفت از بیخ خل شدی رفت اصن درک ندارن والا من کفتر خودمو دوس دارم.با علوس مظلوممو

یادم رفت عکس نوه های جدیدمو بذارم

 

اینم جوجوهامه که یه کم بزرگ شده استن ولی من همچنان خروسامو میخوام.خروسام ماه بودن هر وقت یادشون میفتم گریم میگیرهخیلی نامردی بود.حتی نمیتونم عکساشونو که چاپ کرده بودم رو ببینم.خیلی دوسشون داشتم الان کجا هستنخروسای لوسم.مثلا این دوتا دخی رو گرفته بودم واسه خلوسام .هی روزگار نامرد خدا بعضیا رو لعنت کنه

 

این دخیامو باید هر چند وقت یه بار اصلاحشون کنم وگرنه اصن پیدا نیستن .بیش از حد کاکلشون بزرگ میشه یعنی تمام صورتشونو میگیره هیچی نمیبینن برا همین باید مرتب ببرمشون آرایشگاه خوابشون میکنم بعد که خواب میرن رو پام، میزنم پرای جلوی چشمشونو الان بغل صورتشونو خالی کردم که گربه اومد ببینن خنگ بازی درنیارن 

خب بریم سر اون کتابا که هبتون گفتم.فقط عکسشونو میذارم اسمشونو خودتون ببنیدی.و اینکه به شدت کتابای جذابی هستن .یعنی عجیبببببببببببببببببب. خیلی جذابن.در مورد این علائم شیطان پرستی دیدید بعضیا پسرا و دخترا توی نت میدونن اینا چه علامتائی هستن ولی نمیدونم میخوان ابراز تمدن کنن ،بگن مثلا ما خیلی باحالیم نمیدونم واقعا چی قصدشونه که اینا رو میذارن رو پروفایلاشون. اینقد از این اداها بدم میاد. اه اه.

خب حالا اول عکس کتابا رو بذارم یه خورده هم بترسید یه عکسی از صفحه کتابهکلا من مردم آزارم میخوام شب خوابتون نبره

 

 

راستی چند روز پیشا فک کنم اون هفته بود که قوره خریدیم از این قوره بزرگا هس ،من ندیده بودم تا حالا همش ازاون قوره ریزا و همیشگیا دیده بودم.بعد خلاصه همشو دون کردیم و منه بمبخت رفتم نشستم که آبشو بگیرم و قورقوره بدرستم اخه عخش قورقورم دهنم آب افتاد بعد خلاصه اقا نمیدونستم اینا اینطوریه که، یه ذره که ابشو گرفتم و میریختم توی دستگاه ابمیوه گیری ، آقاااااااااااااا دستام یهو شروع کردن به خاریدن اینقد خارش گرفتن که نگو ولی من گفتم خب نمیشه که ولش کنم وسط کار هی ادامه دادم و هی پاشدم دستامو شستم بعد وای ننه اگه بدونید چی کشیدم از ظهر تا ععصر دستم میخارید هی پماد بتامتازون میزدم چندتا قالب یخ هم بود هی بغلش میکردم دستام یخ کنه اصن قالبه رو ول نمیکردم و نگهش داشته بودم تو دستام به محض اینکه قالبو میذاشتم توی ظرف دستام باز میخارید ولی میترسیدم که سینوزیت هم بکنم اصن یه وضعی داشتم گفتم در جریان باشید که با دستکش این قوره ها رو بریزید توی ابمیوه گیری. وای چقد الان میخوامش.

دیگه خلاصه اینجوریاس که اینطوریاس .دیگه چی بگم براتون سلامتی دیگه یادم نمیاد .ولی یه بار حتما این اموزشائی رو که یاد گرفتم حتما میام میذارم دقیق . خیلی مهمههههههههه واقعا مهمه.

خب حالا برویم لالا.یه سر به این تلگرام بزنم ببینم حرف مهمی کسی نزده بعد برم بخوابم.شبتون بخیر و سلامتی عخشان خفته اندر بیدار و یا علی اقا دیگه ازش روی نوشته هام نخوندم هر جا قاتی زدم خودتون متوجه بشید

[ پنجشنبه پنجم مرداد ۱۳۹۶ ] [ 1:57 ] [ هرمیون ]

به خدا شرمنده اگه نیومدم من باز یه حرفی زدم نشد ببخشید. این کام÷یوترم یعنی شناور توی ویروس و تروجانه الان هر چی وبلاگمو میخوام باز کنم میره صفحه ای اس پی که ای دی اس ال ازش گرتفم الکی میگه ترافیک تموم شده و صفحه بانک میادشدیدا مشکوکم بهش .برا همین تا الان نشستم دارم انتی ویروس اپدیت میکنم نمیدونم واقعا بگم چندتا انتی ویروس زدم تا الان.ولی یه بار 187 تا شناسایی کرد بعد دوباره یکی دیگه زدم ا÷دیت کردم بیشتر دفعه قبل شناسائی کرد تازه بدون دفعه قبلیا چون اونا رو دیلیت کرده

دقیقا سه ساعته نشستم

[ یکشنبه یکم مرداد ۱۳۹۶ ] [ 3:13 ] [ هرمیون ]

Members

اتاق دوست داشتنی من

عکس از اتاقم

کتاب های دوست داشتنی من

کتاب های خارجی و ایرانی هری پاتر

سایر کتاب های جذاب

باغبانی های من

تصاویر باغبانی های سالانه ی خودم همراه آموزش

نقاشی های من

نقاشی های پاستل، آبرنگ ،مدادرنگی های خودم

نجاری های من

نجّاری و کار با چوب های من

بازی های کامپیوتری و رومیزی من

بازی های جذاب و ارزان کامپیوتری خودم

بازی های رومیزی من

دانلود فيلم آموزشي گلدوزي با چرخ خياطي همراه با توضيحات

آموزش گل دوزي با چرخ خياطي

دانلود فيلم آموزشي قلاب بافي همراه با توضيحات-در حال تكميل

آموزش قلاب بافي و نقشه خواني

دانلود فيلم هاي آموزشي روبان دوزي

فيلم آموزش روبان دوزي 1

فيلم آموزش روبان دوزي 2

جادوي آشپزي ...

منوي تصويري غذا

آموزش تصويري سفره آرايي

Statistic