جادوگري
subjects
.
-

بخش آپارات و فیلم های من!!!

الان من قشر محترم خروس بازا مخصوصا از نوع لاری بازا رو زیر سوال ببرم یا نبرم؟

السلاماتُ المحترمات دلم میخواد بعضیا رو بزنم با شمشیر به صورت ضربدری نصف کنم یعنی یه دست و پا اینور ، یه دست و پا هم اونور  اگه جا داشته باشه درست نصف میکنم ولی جا ندارهههههههههههه پسره ی نفهم ، نه مرتیکه نفهم بهتره ، خو پسره ترشیده مکه بچه س؟ دیگه پسرا از یه سنی که رد میکنن دیگه پسر بهشون نمیاد پسر واسه بچه هاس ولی دیدید دخترا تا هر چقدم سن میکنن هنووووووووووووووز همون 13 14 ساله هستن 

حالا جدای از شوخی ، ببین من داشتم خوب میگفتم از این خروس بازا ولی نذاشتن خودشون ، همین که ازش سوال میپرسیدم در مواقع بحرانی که خیلی استرس میگرفتم که چیکار کنم با دخی مرغیم وقتی مریض میشد ، حالا ببینید شکر خدا تازه این امکان نوشتاری سولا پرسیدن هس ، وگرنه این انسان های نفهم مث گرگ نشستن در کمین یکی ، اونوقت دخترا ببینید اینقد ادا درنیارید توی حرف زدنتون ،شما ساده هم حرف بزنید بازم مرض پیدا میشه توی دل خیلیا. خلاصه من شاید الان دفعه سومم بود که سوال میپرسیدم از این آدم ، توی نمیدونم یه ساله دو ساله ، تازه یه سلام و بعد سوال و یه خداحافظ اونم آف

دخیم به خاطر حیاط شستن مامانم که بهش میگم مامان جون خواهش میکنمممممممممممممممممممم حیاط رو هیچکی نشوره جز خودمممممممممممم بعد من چند روز پیشا خواب بودم همون سری که هوا خیلی خنک شد ، حالا اتفاقا مامانمم صبح زود حیاط رو از بالکن بالا شست بعد من وقتی پاشیدم و دیگه ناهار و این کارا رو انجامیدم و رفتم برم به برو بچم برسم دیدم وای ننه باغچه ها همه پر آب ،بالکن پائین خیس اصن یه وضی بعد کلی جارو زدم و باغچه ها رو خاکاشو زیر و رو کردم که زودتر اب جذبش بشه و خشک بشه بعد اومدم بالا میگم چرا شما حیاط رو شستید؟ مامانم گفت اینا رو جمع کن اینقدم حرف مفت نزن بعد گفتم عبا خلاصه رفتم و بعد که دیدم پنجره طبقه پائین رو دیشبش باز گذاشته بودم و درشو هم وقتی غروب دیگه اومدم بالا ، یادم رفت ببندم بعد هوای کولر اون اتاق بالائیه همینطور مسیر راه پله ها رو میاد تا پارکینگ و پائین ، دیگه اضافه بر خیسی بالکن پائین باد کولر هم بود یعنیییییییییییی رسما بدبخت شدم رفت به خواهرم میگم تو لااقل میرفتی در و پنجره های پائین رو میبستی گفت تو پائینی ، وقتی غروب میای بالا خودتم ببند و بیا کلا از همه طلبکارم شدم بعد گفتم عجبا اصن ولش کن برم به کارم برسم بعد رفتم کلی به برو بچم رسیدم ولی میدونستم مریض میشن مخصوصا دخی ارشدم اخه اون حساس تر هس تازه هم مریض بوده خبو شده بعد کلی غصه خوردم و بلاخره بعد چند روز دخیم به شدت مریض و شده و هر دقیقه یه سی تائی عطسه میزنه و استها هم اصن نداره و کلا باز درگیر این مسئله شدم البته دیگه دستم اومده چیکار کنم این دامپزشکه خدا خیرش بده واقعا هر چی زا خدا میخواد بهش بده و مشکلاتشو حل کنه اینقده وارسته س که هر چی زنگش میزنم جواب میده و راهنمائی میکنه خیلی شرمنده مینومایند البته پسر یکی از دوستای بابامه. برا این خیلی تحویل میگیره .حالا میگم پسر فک نکنید پسربچه سحاشیه درست نکنید یه مرد حسابیه کلا آدم مجرد ، نه میتونه از کسی تعریف کنه نه کلا اصن چیزی تعریف کنه ، مث بچه های فامیل که میشینیم دور هم حرف بزنیم آقا تا یه موضوعی رو تعریف میکنی و میگی مثلا فلانی اینطوریاس ،بعد همه میگن خببببببب منم میگم زهرمارررررررررررررر کلا اصن ادم مجرد نظر نده سنگین تره مخصوصا از بعضی از جوانان شایسته مث بعضیا  

حالا واقعا بگذریم از شوخی اینکه کلا شک کردم که اخه یه ماه پیش من یه دوره به دخیم انتی بیوتیک دادم بعد ترسیدم ضعیفش کنه خیلی ، ولی رومم نشد که باز به دامپزشکه بزنگم ، گفتم برم از این بپرسم یه هشت ، 9 ماهی هس که سوال نکردم ، بعد یه سولا اف گذاشتم که تتراسایکلین رو بدم یا مترانیدازول یا اینکه اصن ندم یهو سنکگوب نکنه چون تولکم هس ، بعد اومدم با کلی نگرانی ببینم جوابش چیه ، نوشته سوالت طولانیه خیلی اعصابم نمیکشه بخونمش بهم زنگ بزن این شمارمه .بعد شمارشو نوشته بعد با خودم گفتم خو پسره ی نه مرتیکه ی نفهم من بخوام به تو بزنگم که میرم به دامپزشکه میزنگم که بابامو میشناسه ، من اگه دور از جون مرغم اصن به زبونم نمیاد خلاصه هر جوری بشه که من در اونصورتم به تو زنگ نمیزنم سوال کنم اصن ناجور غیرتیم کرد بعد جوابشو نوشتم که تشکر الان جالش بهتر شده .والا خو بچم خودش حالیشه که بمیره هم مامانش نمیزنگه پس باید خوب بشه با طب خودم

شکرخدا هم بهتر شد البته با کلی بدبختی . باز قرص تترا شروع کردم بهش میدم با گندم و جو و ذرت کوبیدم توی آسیاب برقی ریختم و بعد به حالت خمیر دراوردم و کنجدم بهش اضافه کردم که گول کنجده رو بخوره بقیه اونا رو هم بخوره .اخه کنجد بچم میدوسته فداش بشم عشیشششششششششششم کلی هم بهم زد ، تمام دست منو سیاه کرده. ناجورم نوک میزنه یعنی نوکشو میکوبه ، مث کفتر و اینا نوک نمیزنه مرغ ، نوکشو میکوبه اصن یه وضی تا سه چهار روز جاش که سیاه و بنفش و همه رنگی میشه هیچی ، کلی هم حالت عصبی میشه مور مور میشه اطرافش تو روحش مثلا من دارم خوبش میکنم .در کل هم از وقتی که توی جعبش کردم که بابام ببره بهش امپول بزنه دامپزشکه گفته بود ، از اون روز به کل با من بد شده یعنی به هیچ وجه نمیخواد من نزدیکش بشم. اشکم درمیاد چقد بچم میفهمه از یه طرفم خیلی نفهمه که من دارم خوبش میکنم به من میزنه

خب از این بگذریم که دیگه نمیشه رو این خروس بازه حساب کرد واسه همون سالی یه بار ادم سوالی داشته باشه ، بعدشم چون جواب داد شرمنده پس. یعنی دیگه جواب خواستی باید زنگ بزنی. عجبا بیا برووووووووووووووو بیا بروووووووووووووو نفهم  به درکککککککککککککککککک که جواب نمیدی .حالا که همه چی رو فهمیدم و دستم اومد خودم بلدم دیگه تا جون همچین آدمائی بالا بیاد فاتحه مع الصلوات 

یه چیز دیگم اینکه یکی زا دوستام واسم آف گذاشته که چرا رو پروفایلت یعنی همون پروفایل تلگرام ، چرا عکستو نمیذاری ، اینجا واسه عکس خود ادمه نه چیزای دیگه خب عکستو بذار ، تازه بعدش کلی هم سفارش میکنه که اون عکستو بذار و که چی و چی. بعد منم ، نیس که بعد از این قضیه اینو بهم گفته بود اعصاب مصابم تعطیل شده بود بهش گفتم تو دیگه تو رو خدا بیا برو چرت و پرت نگو قانونم نذار کجا مثلا قانون گذاشتن اینجا فقط عکس خودشو ادم باید بذاره؟ همین که تو میذاری دم به ثانیه هم عوض میکنی ملت لذت میبرن از وجناتت کافیه دیگه به من توصیه نکن میزنم شل و پلت میکنم بعد کلی دری وری واسم آف کرده بود والا یعنی چی ایدی من که شخصی نیس که هیچکی نداشته باشه کل فک و فامیل و اینکه توی وبلاگم هس . خو من اصن تصور اینکه یه پسر کلیک کنه رو عکسم بزرگ بشه بعد حتی یه نگاه گذرا بکنه من اصن بدم میاد من نمیتونم واقعا ، من چیکار کنم که خیلیا با ملت راحتن

خب من برم امشبم میخواستم بشینم درسای جدید استاد هکر رو یادداشت کنم که اموزش دادن ولی نشد خیلی خستم فعلا یا علی پیامم اصن جواب ندادم خیلی وقته ببخشید چون همش یا کاریا سنگین داشتم یا مغز به کارگیر ، خجولت میکشم واقعا ازتون.ولی به عخش شما میام اپ میکنم واقعا دلم تنگ حرف زدن باهاتونو میگیره آجیای گلم ببخشیدم و شبتون بخیر و سلامتی و شادی و عخش و صفا با خدا باشه یا علی

راستی اون سواله برا مرغ و اینا کرده بود یه اجیای عخشم ، اینبار بیام میگم اجی دقیق بهت

[ شنبه هفتم مرداد ۱۳۹۶ ] [ 1:50 ] [ هرمیون ]

Members

اتاق دوست داشتنی من

عکس از اتاقم

کتاب های دوست داشتنی من

کتاب های خارجی و ایرانی هری پاتر

سایر کتاب های جذاب

باغبانی های من

تصاویر باغبانی های سالانه ی خودم همراه آموزش

نقاشی های من

نقاشی های پاستل، آبرنگ ،مدادرنگی های خودم

نجاری های من

نجّاری و کار با چوب های من

بازی های کامپیوتری و رومیزی من

بازی های جذاب و ارزان کامپیوتری خودم

بازی های رومیزی من

دانلود فيلم آموزشي گلدوزي با چرخ خياطي همراه با توضيحات

آموزش گل دوزي با چرخ خياطي

دانلود فيلم آموزشي قلاب بافي همراه با توضيحات-در حال تكميل

آموزش قلاب بافي و نقشه خواني

دانلود فيلم هاي آموزشي روبان دوزي

فيلم آموزش روبان دوزي 1

فيلم آموزش روبان دوزي 2

جادوي آشپزي ...

منوي تصويري غذا

آموزش تصويري سفره آرايي

Statistic