|
جادوگري | ||
|
اومدم و امیدوارم همیشه باشم و نرم سلام نماز روزتون قبول باشه شب زنده داریاتون هم قبول باشه. راستش من دیشب اصلا نتونستم بیدار باشم با اینکه خیلی سعی کردم ولی نتونستم بیشتر از ساعت 2 بیدار باشم. 5 روز پیش مامانم بستری شد منم همراهش بودم 4 روز بیمارستان بودم خیلی هم بهم سخت گذشت از نظر استرسی . خیلی خیلی استرسم شدید بود. خلاصه که منم همینطورم در شرایط عادی هم استرس دارم برا سلامتی همه چه برسه اینجور جاها هم باشم. یه سری تجربه دارم که حتما بهتون میگم و واقعا حواستونو توی بیمارستان جمع کنید .ان شالله که هیچ وقت هیچ وقت قسمت هیچکی نشه. ولی خب بدونید خیلی خوبه. ولی الان خستم یه خورده میخوام مغزم باز بشه بعد بهتون بگم. تازه اون سری هم چند سال پیش بهتون گفته بودم تجربه هام رو. ولی نمیدونستم بازم از این پرستارای بی شعور (دور از جون پرستارای خوب) عوضی بودن رو میبینم. دیروز که مامانم مرخص شده. بعد من میخوام سریع به حالت قبلم برگردم به روزمرگی های قبلیم. خب دیگه شکر خدا.فعلا یا علی همه در پناه امام علی علیه السلام که این شبا متعلق هس بهش باشید [ شنبه یازدهم فروردین ۱۴۰۳ ] [ 17:52 ] [ هرمیون ]
|
||