|
جادوگري | ||
|
ممنونم از تبریکات سال نو، و شرمنده بابت اینکه اصلا نتونستم بیام تبریک بگم چون واقعا نتونستم خیلی درگیر بودم واسه خاطر دکتر و این چیزا. عوضش گفتم هر جوری باشه اپ کنم و جبران کنم سلام امروز گفتم هر طوری هس بیام اپ کنم اصلا نمیدونم چرا بهش نمیاد عید باشه خب حالا یه چیزی بگیم که حالت عیدانه داشته باشه گرفتن درخت از شهرداری بود
. بعد یه نارنج هم اوردن اون خیلی بزرگ بود
دیروز با وجود اینکه اصلا انرژی نداشتم ولی دیدم نمیشه اینطوری. چند وقته باید گلدونایی که توش گوجه و این چیزا کاشتم رو بزرگتر کنم. هی میگم فردا بهتر باشم اینکارو بکنم. ولی دیدم نه دیگه نمیشه بیشتر طولش داد. همینطوری آرووم آرووم شروع کردم و یکی یکی گلدونا رو عوض کردم ولی واقعا چقد لذت بخشه اینکار این گلدونایی که عوض کردم.همیشه بذارید کل گلدون ریشه کنه بعد جاشو عوض کنید خیلی مهمه فراموش نکنید.
اینم عکاسی ذره بینی من زندگی حشرات
راستش خونه تکونی هم که تا همون بخش آشپزخونه و سرویسا متوقث شد چون یه مدت که خودم ساتراحت کردم بعدشم که مامانم حالش خوب نبود همش دنبال دکتر بودم و آزمایش و باز دکتر واسه ازمایش. یعنی همش همین بود. شب و روز دنبال یه دکتر بودم از هوا و زمین. چون مامانمم که اصلا طاقت راه رفتن نداش. اون دکتر مسخره هم که اصلا هیچی سرش نمیشد فقط هی مزاحم آدم بشه. اصلا مسدودشم کردم . کلا بعضیا خودشون شعور و شخصیت ندارن فکر میکنن بقیه هم مث خودشونن. بینش هم خودم حالم خوب نبود چند وقت پیش ورزش که کردم فرداش دقیقا 24 ساعت حالم خیلی بد شد تب و بدن درد شدید. نه بدن درد مث سرماخوردگی یا ورزشی، یه حالت خیلی بدی تا انگشتای دستامم این مدلی شده بود. بعد یه چیزایی شک کردما بعد چند روز ورزش نکردم گفتم شاید از چیزی دیگه بوده بعد دوباره که ورزش کردم باز همینجوری شدم تبم نزدیک 39 درجه شد اینبار غیر از اینکه بدنم داشت له میشدم کمرم خشک شده بود موقع نماز نمیتونستم اصلا رکوع برم شونه سمت راستمم همینطوری درد شدید و نمیتونستم زیاد حرکتش بدم. اینکه بدون هیچ مدل سرماخوردگی تب داشته باشم گفتم حتما روماتیسم و ایناس. به خاطر استرسی بود که داشتم بعدش خب خوبیش اینه که اون سری که دکتر گفت روماتیسم خفیف هس هیچ کدوم ازمایشامم مثبت نمیشد برا همین اینجوری مثلا حفیف هس. یه روز اینبار طول کشیده هر سری. ولی خودش نابودکنندگی لازم رو داش همون شب عید حالم بد بود که ساعت 9 شب خوابیدم تا 9 صبح اینم با زور و اینکه بهم گفتن خجالت بکش مثلا عیده، بیدارم کردن یه چیز دیگم اینکه اینقد خیلی تو ذوقم خورده سر بازی ترمیناتور و ناراحتم که حد نداره. خیلی دوس داشتم ولی زرتی کارت گرافیکم نمیکشید دیگه. ولی خب خیلی بازی کردم خیلی هم لذت بخش بود. میخواستم همینطوری بذارم باشه شاید یه ارتقایی قسمت کارت گرافیکم کردم میخواستم اسنیپر 2 رو نصب کنم ولی نمیدونم چرا همچنان تو فاز بازی خیالی هستم و رفتم سراغ کرایسیس 1 که نصبش کردم و بازی کنم. 2 و 3 رو بازی کردم. حالا بعضیا میگن آره 3 رو نتونستی تمومش کنی قاب ساده گوشیم رسید چقده قابه سبکه .برا همین سه پایه خوبه. خیلی خوشمان امد ولی خب برا اینکه همیشه به گوشیم باشه من همون عشقم فضانورده رو دوس دارم این قاب و اینکه توی پایه گذاشتم. البته بدون گوشی گذاشتم میخواستم عکس بگیرم ازش
بعد حالا تا حرف عشقم اومده منظورم همین قاب فضانوردی گوشیم، بگم که چند روز قبل تر من یه تخته شاسی A3 رو خریدم. خیلی لازم داشتم چون برگه این سایز زیاد دارم . بعد من همینطوری طرح فانتزی رو انتخاب کردم . واسم طرح فضانورد فرستادن. دیگه خودتون تصور کنید وقتی دستم رسید چقدددددددد دچار ذوقیات شدم
خیلی دوسش دارم یعنی بینهایت دوسش دارم. الان فضانورد تخته شاسی و گوشیم، با هم دوست شدن بعد اینکه یه سری محافظ کابل خریدم واسه سیم شارژر گوشیم
خیلی خوبه حتما بخرید واقعا تاثیر خیلی زیادی داره. اصلا کنار محل اتصالش دیگه خم نمیشه. من تازه کنفی هس سیم شارژر ولی بازم دیدم کنفی هم کشیده میشه. خیلی قشنگ خدایی این محافظ رو درست کردن. خیلی هم ارزونه 14 تومن خواستم یه تجربه رو بهتون بگم که شما اشتباه منو نکنید. از همین سایتای معروف که دکترای انلاین دارن من نوبت یه دکتر گرفتم چون دقیقا شب عید و روز عید بود هیچ جا دکتر نبود و میخواستم یکی از رو آزمایش مامانم نسخه بده نیاز به انتی بیوتیک داره بعد گفتم شاید دکتر فوق تخصص ویزیتش هم بالاتر هس بهتر نسخه میدونه و تشخیص خبوی داره که همچین ویزیتی هم گذاشته. خلاصه که خدا لعنتش کنه 250 ویزیت بود که با کد تخفیف 212 ویزیت رو پرداخت کردم و روز اول فروردین که شب بود وقت ویزیت تلفنی بود و دکتر عوضی آشغال بهم زنگ زد و اصلا هیچیییییییییییییییییی. آزمایش رو دیده میگه نه یه آمزایش دیگم تکرار بشه میگم همینه دو روز پیش ازمایش جوابش اومده درسته بعد میگه نه یه ورق و خودکار بیار بنویس .بعد دوتا ازمایش بیخود و چرت که عینش رو دادیم گفته، بعد حتی حاضر نشد اینو خودش الکترونیک بنویسه اینقد عوضی بود. نسخه هم گفت نه نمیخواد میگم وا انتی بیوتیک میخواد میگه نه فلان و این حرفا. ان شالله درد بی درمون بشه واسش که اینقد عوضی بود و مال حرووم خور. بعد دوستم توی آزمایشگاهه بهش گفتم اینطوری شد. بعد خیلی ناراحت شد گفت یعنی چی وظیفش بود نسخه رو وارد کنه . خلاصه که بدونید این تجربه ی من بود. خیلی هم ناراحت شدم و از شب تا صبح اعصابم خورد بود و ناراحت بودم از اینکه هیچ کاری پیش نرفت. اینو از من داشته باشید که شما دیگه یه وقت تجربش نکنید. خب دیگه بهتره ارسال کنم خلاصه که ببخشید اینقد دیر شد. بعضی وقتا همه مشکلی با هم پیش میاد . شبتون بخیر و سلامتی باشه و یا علی [ یکشنبه پنجم فروردین ۱۴۰۳ ] [ 22:45 ] [ هرمیون ]
|
||