|
جادوگري | ||
|
همه میگن به کتاب معتاد شدی امروز که داشتم از کتابایی که انتخاب کردم با هیجان میگفتم همه اینطوری نگام میکردن سلام چند روز و البته چندین شب هس که میخوام پست کنم راستش شب که میشه فکر تشک توی هال رو میکنم و سریال پادشاه تالسا و بعدشم کتاب خوندن زیر نور چراغ مطالعه ی جدیدم ، زودتر از همیشه میرم سرجام میخوابم وسط شب از خواب پامیشم میام اتاقم .از شب تا صبح از اینور به اونور دارم راه میرم. کلا شدم شبح خونمون این عکس رو با دوربین گوشی دارای سیستم جاوا گرفتم من برا هر چیزی پول بدم اصلا حاضر نمیشم برا گوشی پول بدم
راستی با اون فلافل زن هم یه ساندویج اساسی درستیدم خیلی خوب و راحت بود اگه میدونستم اینقد راحته خیلی زودتر از اینا میخریدم
راستی واسه اون قرص نصف کن بود که عکسشو گرفتم یه بار ، طرز کارشو یه فیلم گرفتم ببینید حجمی نداره ببینید که چقد راحته. قرصای پرانولول بابام رو دارم نصف میکنم اون گنجشک هم میبینید صداش میاد ، اصلا نمیره از اینجا یه سره صبح نیم ساعت بعد از اذوون صبح توی تاریکی شروع میکنه صدا کردن تا غروب که اصلا هوا تاریک شده دیگه عجب بساطی داریم از دستش لینک فیلم https://s28.picofile.com/file/8465131618/VID_20100417_150820.3gp.html
عینکمو هنوز نگرفتم. چند روز شده اون هفته دادم درست کنم بعد اصلا درست نکردن یادشون نبوده میگفت لای کاغذا رفته بود ندیده بودیم. چه راحت من جونم درمیاد بدون عینک بیام پای کامپیوتر و تلویزوین ببینم و کتاب بخونم. نقاشی هم خیلی کم میکشم رنگای سطحی رو میزنم که نیاز به دقت نداره من حدود فک کنم 5 یا 6 ساله که عینک دارم دقیق یادم نیس. اصلش هم برا این شد که یه کاموای رنگ درخشانی داش قرمز خیلی درخشان بود باهاش بافتم بعد از اون همه چیو سایه دار دیدم. اینو بهتون گفتم که مواظب باشید با رنگای شبرنگی و درخشان اصلا کار نکنید توی هیچ زمینه ای. بدون عینک هم راحتم ولی خب ادم حوصلش سر میره یه سایه خیلی کمی کنار نوشته ها هس . حالا اینه که من رو کیبورد نگاه نمیکنم و تایپ میکنم وگرنه اعصاب خورد کنه بخوای نگاه کنی . من شیشه عینکمو تا حالا نشکستم. کل سیستمشو زدم داغون کردم یه چیز دیگم اینکه یادم رفته بقیه کتابایی که میخواستم بهتون معرفی کنم رو بذارم. شرمنده ولی میذارم حتما. با این جدیدا که بیاد خب دیگه فعلا یا علی و شبتون بخیر یتا دفعه بعدی راستی یه چیزی هم هربار میخوام بگم یادم میره اینه که اگه جدیدا عنوان میدم به پستام برا اینه که سر موضوع بندیشون خیلی اصعابم خورد شد اون سری که وبلاگ رو موضوع بندی جدید کردم. خیلی سخت پستا رو پیدا میکردم. برا همین چند وقته دارم عنوان میدم [ دوشنبه پنجم تیر ۱۴۰۲ ] [ 22:3 ] [ هرمیون ]
|
||