|
جادوگري | ||
|
قبل از هر حرفی بگم عزیزان دل آبجی گلم غریبه آشنا،پیامات همیشه خوشحالم میکنه عزیزم ممنونتم خیلییییییییییییی زیاد های دوستان. اومدم اینو بگم حالا که تشریف گلمو آوردم یه کم حرف بزنم امروز رفتم توی حیاط. اینقدم دلم تنگ بودا که نگو یه کم جابجاییات گلدون کردم بهدش آب دو سری پشت سر هم به باغچه انجیر دادم به باغچه بادووم هم دادم یه بار. بهدش یه کم بذر اطلسی هم گرفتم و گردافشانی کردم دلم میخواد شهریور که شد اینبار بیشت را شب بو، اطلسی بکارم خیلیییییییییییییییییی زحمتش دیگه کمتره. یعنی شب بو هم اصلا زحمتی نداره ها .فقط جابجایی داره ولی اطلسی دیگه جابجا هم نمیکنی تقسیم کنی توی گلدونا. خلاصه شکرخدا یه عالمه بذر اطلسی گرفتم اینقده ذوق کردم توی حیاط که بودم فکر کردم دیگه اطلسیا گل دادنشون تموم شده و دارن خشک میشن ولی نهههههههه امروز که رفتم دیدم پر گل شده. انگار خواسته بود خوشحالم کنه. ممنونتم عچیچم یه قلمو همون الو که شروع به گل دادن کرد، فرو کردم توی گلدون اطلسیا باهاش گردافشانیشون رو میکنم. اوخی داشتم فیلم ترسناک میدیدم. چقد بی مزه بود فیلم اسپانیایی اصلا به درد نمیخوره ندیده بودم که ساخت کدوم کشوره وگرنه عمرا حتی نگاشم میکردم یهو وسطش بازیگره اسپانیایی رو دیدم فهمیدم گفتم اهههههههههه بگو چقد مزخرفه اسپانیایی هس دیگه همین فعلا برم بخوابم خیلی خوابم میاد شبتون بخی رو سلامتی و یا علی [ سه شنبه بیستم خرداد ۱۴۰۴ ] [ 23:41 ] [ هرمیون ]
|
||