جادوگري
subjects
.
-

بخش آپارات و فیلم های من!!!

ممنون به خاطر یاد دادن گذاشتن عکس باکیفیت در پروفایل. از آبجی عزیزم نسرین جان من تا حالا پروفایل فعال نکرده بودم گفتم همینطوری خوبه دیگه باکیفیت و بی کیفیت یه تصوّری از ما خواهید داش در سن چهل سالگی به عنوان بزرگترای بلاگفا و مادربزرگ بلاگفا، رخ نومودیم .

سلام امروز چهارشنبه خیلی خیلی خیلی خسته شدم و دقیقا غروب اینطوری دیگه کارام تموم شد.

دیشب دیر خوابیدم تقریبا ساعت 4 بود بعد ساعت رو تنظیم کردم رو 5 تا 5 و نیم ، چهاربار زنگ بزنه. ولی من با همون اولیش بیدار شدم و تا پاشم از جاش دیگه 5 و بیست دقیقه اذوون گفتن و نماز خوندم و خدا منو ببخشه که اصلا هیچی یادم نیس فوری خوابیدم یعنی با حالت سرگیجه برگشتم اتاقم خیلی هم تاریک بود فک کردم تختم دورتره بعد زرتی خوردم به تخت و پرت شدم روش بعد گرفتم کپیدم .

دیگه صبح ساعت 9 به خاطر اینکه دیشب سفارش خرید برا خونه داده بودم ،پیک بهم زنگید یعنی در حدی خواب عمیق بودم که از ویبره گوشی زرتی ورجستم و گوشی رو برداشتم جواب بدم ، اسم پیک رو که دیدم گفتم وااااااااااای یادم نبود شروع شد از الان تا اخر روز . ولی به خاطر همین یهو بیدار شدنم تا آخر روز سردرد شدید داشتم.

دیگه امروز پیک تماس تصویری برقرار کرده اولش یادم نبود منو میبینه (لازم به ذکر میباشد پیک خانوم میباشند) بعد یهو یادم اومد اونم منو میبینه دستمو رو دوربین گذاشتم بعد گفت من تصویر ندارم گفتم چیزی نیس من تصویرتو دارم .

بعد حالا تماس تصویری برا چی؟ من محض اطمینان 5 مدل کیک و کلوچه انتخاب کردم که هر کدوم نبود اون یکی رو انتخاب کنن، 5 مدل نبوده بعد تماس تصویری گرفته یکی یکی میگه ببین این خوبه؟ وای میخواستم بمیرم از خنده. گفتم همون که دستته خوبه . سرم داره از درد منفجر میشه داره کیک نشونم میده . بعد اخرشم همه اونایی که گفتم نه اون یکی خوبه، همه رو گذاشته .

تا اخر روز هم منو معطل کرده اعصابم خورد شد. خیلی هم کار داشتم انجام بدم یه سره رو پا بودم نصف کارامم نتونستم انجام بدم اصن خیلی ضایع کردن روز منو. همه چی درهم برهم شد.

آخرشم یه پیک پسر رو فرستادن با نیش باز یه سره نگاه میکرد بعد خریدا رو دست گرفته میگه کجا بذارم براتون؟ تو دلم گفتم بیا برو بینیم اینقد نمیخواد مهربون باشی همین باقی هس تو بیای اینا رو بذاری تو خونه آخرش که کارتخوان رو زد گفتم ممنون خدافظ. گفت ببخشید گفتم بله؟ گفت ببخشید اینطوری شد امروز، شما حق داشتید ناراحت بشید معذرت میخوایم میخواستم بگم خب نیشتو ببند. گفتم نه اشکالی نداره پیش میاد. دوباره گفت واقعا ببخشید. میخواستم بگم مرض برو دیگه منم سریع گفتم اشکالی نداره خدافظ . قرار به فرستادن پیک مرد نبوده هیچ وقت، بهشون اعلام کردم که من صبر میکنم ولی پیک مرد نفرستید دیگه. گفتن معذرت میخوایم به خاطر تخفیف رستوران ها سرمون به شدت شلوغ بود کمبود پیک داشتیم تکرار نمیشه. حالا میبخشمشون ولی لااقل بهشون بگید نیشتو ببند بزغاله .

چند روز پیش ویپاد پاسارگاد رو دیدم ثبت نام کردم .یعنی همه و بخش احراز هویتش نزدیک 10 بار فیلم احراز هویت گرفتم همه رو هی رد کرد 5 بار شال سر کردم بعد 5 بار هم روسری سر کردم هر کاری کردم قبول نکرد اخرش برقا رفت و باطری گوشیم 12 درصد داش. نشسته بودم کنار تلویزیون توی هال .بعد گفتم اصن بدون هیچی فیلم احراز هویت رو دوباره میگیرم احراز هویت کلا هوش مصنوعی انجام میده یعنی کسی نیس که فیلم رو ببینه هوش مصنوعی تطبیق میده با عکستون توی کارت ملی، یعنی دیدم چطوری هم تطبیق میده باحاله خلاصه.

برا همین بی حجاب فیلم احراز هویت گرفتم و همون اول تایید کرد . هوش مصنوعیش جنسش خرابه .بعد خوشحال و شادان دیگه گوشیمو خاموش کردم و منتظر نتیجه استم. حسابم تایید شده و کارتمم فعال هس منتظرم کارتم رو ارسال کنن واسم .

شما از این حساب چیزی سردرمیارید؟ تا حالا باهاش وام گرفتید؟

خب فعلا برم بخوابم دیگه فردا این پست رو ارسال میکنم برا همین هم اعلام روز کردم.

سلام امروز پنجشنبه راستش اصلا فکر نمیکنم که امشب پست ارسال کنم انرژیشو ندارم.

امروز واسه ناهار یه غذای جدا واسه مامانم پختم که انرژی بگیره یه ناهار کلی هم پختم کلا یه سره آشپزی کردم و لذت میبردم چون عصبانی هم بودم از دست یه نفر برا همین این وقتا کلی خودمو مشغول میکنم و کلی کار میکنم که انرژیم رو از دست بدم و از عصبانیت دربیام. خواهرم گفت مث این رستورانا کردی که یه غذا درست میکنن بعد سفارش بعدی رو میگیرن و شروع میکنن درست کردن .خلاصه از 10 فک کنم تا 2 توی اشپزخونه بودم.

بعدش ناهار که خوردیم رفتم توی حیاط دیروز بذر ترب اب کردم بکارم رفتم گلدون درست کردم و کاشتیدم رسما امروز خودآزاری داشتم یخ زدم توی حیاط خیلی خیلی سرد بود ولی لازم داشتم مخم یخ بزنه .

ببینید قسمتی از گلدونای عزیزم رو

یه خورده دوربین بالا بود ببشخید چون اصلا نور بود نمیدیدم روی گوشی رو

چندتا گلدونامم اینوری بودن که دیگه به دلیل یخ زدنم نتونستم عسک بگیرم شرمنده

اطلسی یه نموره کچله ولی خوبه چون کاشتنش خیلی سخته و نگهداشتنش تا بزرگ بشه. خیلی خیلی ریزه وقتی درمیاد وسطش همیشه بهار کاشتم پر بشه خودشم گلدون رو پر میکنه ها. خیلی زیاد میشه اینطوری هم نبینید گلدون کوچیک نیس. یه گلدون بزرگه

اینم ریحونای عزیزم برگ دوم سوم رو دادن

بلاخره زمان مناسب کاشتن ریحون رو یافتم هیچ وقت اینقد یهدست درنیومده بود بهار و تابستون نمیشه اینجوری. چون گرمه گچلی میشهو هی میپوسه. ولی الان چون نیاز به اب دادن نداره خیلی خوبه امکان پوشیدنشون خیلی خیلی کمه

بعد از صدسال چیزی کاشتن تازه زمانش رو دریافتم چقدر آرامش بخش هس وقتی توی کاشتن یه گیاهی از بذر موفق میشی

خب دیگه اعلام کردم تیو وبلاگ اپ کنم که مجبور بشم ارسال کنم حتما. باشد که پذیرا باشید فرزندانم یا علی

[ پنجشنبه نهم اسفند ۱۴۰۳ ] [ 21:22 ] [ هرمیون ]

Members

اتاق دوست داشتنی من

عکس از اتاقم

کتاب های دوست داشتنی من

کتاب های خارجی و ایرانی هری پاتر

سایر کتاب های جذاب

باغبانی های من

تصاویر باغبانی های سالانه ی خودم همراه آموزش

نقاشی های من

نقاشی های پاستل، آبرنگ ،مدادرنگی های خودم

نجاری های من

نجّاری و کار با چوب های من

بازی های کامپیوتری و رومیزی من

بازی های جذاب و ارزان کامپیوتری خودم

بازی های رومیزی من

دانلود فيلم آموزشي گلدوزي با چرخ خياطي همراه با توضيحات

آموزش گل دوزي با چرخ خياطي

دانلود فيلم آموزشي قلاب بافي همراه با توضيحات-در حال تكميل

آموزش قلاب بافي و نقشه خواني

دانلود فيلم هاي آموزشي روبان دوزي

فيلم آموزش روبان دوزي 1

فيلم آموزش روبان دوزي 2

جادوي آشپزي ...

منوي تصويري غذا

آموزش تصويري سفره آرايي

Statistic