جادوگري
subjects
.
-

بخش آپارات و فیلم های من!!!

پست آپارات مطمئنم به دردتون میخوره

سلام الان نشستم یه سفارش بدم گفتم از اینترنت نباشه یعنی اینترنتی هس که در اصل ولی گفتم از خود کاشون باشه که ازشون حمایت کرده باشم و دیگه از نت هر چی میخوام بخرم کلا از همینا خریده باشم حمایت مشاغل اینترنتی کاشان .

یه سه پایه گوشی بود که ازشون خواستم اینو واسم بگیرن ولی نمیدونم چی به چی شد حوصلمم نیمرسه زنگشون بزنم ولی انگاری مجبورم چون از پیامی که واسم فرستادن هیچی نفهمیدم چون همون لینک رو که بهشون فرستادم و گفتم شبیه این باشه همونو واسم فرستادن قاتی کردن انگاری.

خیلی خستم نمیتونم دیگه دنبال این یکی رو بگیرم چون از دیروز تا الان حسابی سرم شلوغ بوده و کار داشتم. راستی چون امشب ارسال نمیکنم اعلام روز بنومایم که الان جمعه شب هس و فردا احتمالا آپ بنومایم .

یه فیلم اپارات هم ارسال کنم و فردا هم سفارشامو میارن چون امروز جمعه بسته س صبح زود بهم زنگیدن گفتن که امروز چندتا مغازه ها بسته س میخواید تا نصفشو اماده کردیم بیاریم منم از خواب پاشده بودم گفتم نهههههههه بذار همون فردا . اشکالی نداره فردا همشو با هم بیارید تو دلم گفتم فقط بذار من بخوابم . گفت باشه و فهمید من خواب بودم گفت ببخشید بد وقتی مزاحم شدم .

خلاصه فردا که چیزامو بیارن یه چندتا چیز جزئی هم خریدم بهتون نشون بدم بگم خوبه یا نه. چون قیمتاشون خیلی پایین بود . یه سری اسپری و حالا هر چی که بهش میگید و یه میکروفن گوشی و دیگه یادم نیس .

الان زنگیدم بهشون. چون یادم اومد خیلی سخته فیلم گرفتن با اون سه پایه کوچیک، اون خیلی خوبه ها، ولی برای اینکه بشینی یا وقتی ایستاد و یه کاری انجام میدی فیلم بگیری اصلا مناسب نیس یه بارم گوشی زپرتی شد و افتاد برا همین گفتم حتما حتما میخرم تا گوشیم به باد نرفته.

بعد دیگه اینکه گفت واستون ثبت کردم که بچه ها فردا پیگیری و کنن و دنبالش باشن خوشحال شدم .راستش هم نمیخوام پول بابتش بدم هم میبینم اگه اینکارو نکنم خیلی به ضررم میشه چون گوشیم در معرض خطره. منم دلم نمیاد اصلا برا گوشی دیگه پول بدم و اصلا پولی بابت این ندارم دیگه .

سلام امروز شنبه س .چقدر خستم الان بعد اذان مغربه. دقیقا هم روزایی که خیلی خستم بابام سربه سرم میذاره چون میفهمه خستم حوصله ندارم هی باهام حرف میزنه میگه محبوب ببین اینو ، محبوب این خوبه؟ محبوب گوشیمو درست کن، محبوبه چیکار کردی خریداتو؟ محبوب....

حالا خواهرام. محبوب من حال ندارم امروز دیگه ناهار درست کنم . محبوب اینترنت سرویس نت تموم شد .

بعد میگم چرا دقیقا همه امروز باید کار داشته باشن.

از صبح هم این پیک زنگ میزنه این که خواستی رو نداره اون مارک رو بخرم؟ میگم قیمت اگه همینه بخر. قطع کردم بعد دوباره زنگ زده میگه ببخشید این یکی هم که گفتی موجود نداره از اون بخرم میگم خب کیلویی چنده؟ دو برابر قیمت میگه، میگم نهههههههههههه نخررررررررررر من همش میگم که اگه قیمت برابر هس از هر کارخونه ای میخواد باشه بخرید فقط قیمت بالاتر نباشه .میگه باشه متوجه شدم خدافظ .دوباره سر ناهار درست کردن بودم سه بار زنگ زده میگه ببخشیددددددددد خانوم فلانی اینم باید بگم اخه از طرف شرکت هم بهم گیر میدن دیگه خودمم خندم گرفته میگم اشکالی نداره هر سوالی داری زنگ بزن میگه اون سفارش که اون سری داشتی الان اوردن اونم میخوای بگیرم؟

بعد دیگه خودتون حساب کنید من چندمین باره دارم به شما میگم برگ درختا رو جارو کردم . پریروز همشو از توی حیاط جارو کردم و وسط حیاط جمع کردم دوباره بالکن و پله های پایین رو جارو کردم و برگا رو توی بالکن پایین جمع کردم. یعنی بابام دور همه اینا رو میزنه رد میشه اصن نمیگه خب اینا رو هم من بردارم یه کمکی بکنم . هزار سالم بذارم باشه برنمیداره. خواهرامم که میگن همه درختا رو قطع کن که مجبور نباشی برگ جارو کنی هی . یعنی قانع کننده ترین جمله ای بود که شنیدم . اصن دست به درخت و خاک و این چیزا نمیزنن میگن اصن نباید تو خونه درخت باشه مگه جنگله .

بعد خلاصه یه عالمه برگ یعنی باورم نمیشه ،توی یه پاکت خیلی بزرگ کردم و بستم.

سلام امروز یکشنبه. امروز بدتر دیروز . حالم کلا به دلایلی خوب نبود. صبح که اذوون گفتن همونجا نزدیک تختم نماز خوندم چون داشتم میفتادم اصن توی سرم یه جوری بود بعد همین که سلام رو دادم زرتی خودمو انداختم رو تخت و خوابم برد یعنی حتی یادم نیس چی شد چی نشد .

ساعت ده و نیم پاشدم و از اینکه مامانم اخبار رو هی میگه، اعصابم نمیکشید داشتم خل میشدم دلم میخواس همه ساکت باشن ولی برعکس . اصلا از اخبار خوشم نمیاد هر چی هم گوش نمیدم مامانم ریز به ریز هی همشو میگه . بعد گفتم اینطوری نمیشه دارم دیوونه میشم از اعصاب خوردی کوکوسبزی سرخ کردم بعد در حین سرخ کردن برنج سفید هم پخیدم اصن فک کنم ده دقیقه هم نشد بعد به خواهرم گفتم من میرم سرمو بگیرم زیر آب. یه نیم ساعت همینطوری زیرآب نگه دارم بخار از کلم بپره خواهرمم گفت آره برو اصن اعصاب نداری خیلی خوبه حالتم بهتر میشه .

شکر خدا هوا هم ابری بود لازم نبود که نایلونای روی گلدونا رو بردارم و بعد دوباره روشون بکشم. از این بابت یه ذره دلم شاد شد . بعد دیگه ساعت 2 تا 4 هم برقا رو گرفتن و اینطوری شد که روز هم زپرتی شد و تموم شد. و هیچ کاری هم نکردم.

دیروز هم یه سری چیزی خریده بودم .بذارید نشونتون بدم قیمتاش خوب بود.

اینا اسپری که خریدم

این یکی هم همون میکروفنه

سلام امشب فکر کنم آپ کنم دیگه.

امروز یه سری کارای باغبونی کردم چندتا گلدون رو اماده کردم خاک از باغچه برداشتم بعد خاکای جدید رو توی باغچه ریختم .چون اصلا با ساختن خاک جدید چیزی رشد نمیکنه برا همین از باغچه برمیدارم خاکای جدید رو میریزم جاشون .باغچه گول میزنم .

یه خورده اطلسی هام کم دراومده جاهای خالیش ،همیشه بهار کاشتم و چندتا گلدون دیگه هم فلفل و گوجه. پارسال که نتونستم به هیچی برسم همه زپرتی شدن .یه چند ساعتی هم بذرا رو آب کردم.

این همیشه بهاره

بعد میخواستم از شب بوها عکس بگیرم راستش نتونستم خیلی خسته شدم خیلی هم سرد بود نایلونا رو هم کشیده بودم روشون ،دیگه گفتم فردا قبل از اینکه دوباره نایلوناشونو روشون بکشم عکس میگیرم.

قرار بود فردا اینکارا رو بکنم ولی یه خورده فکرم درگیر بود گفتم برم باغبونیای فردا رو انجام بدم تا یه ذره بهتر بشم .

دیشب جلد اول مجموعه دژ سرخ رو میخوندم به اسم ماتیاس. راستش اینقد قشنگ داستان رو نوشته این نویسنده که اصلا فکر نمیکنی داره درباره موش حرف میزنه شخصیتا موش هستید ولی اصلا اینو ادم حس نمیکنه و اینقد جذاب و خوشگله داستانش که خوشحالم شخصیتا آدم نیستن .خیلی داستانش دوست داشتنی و خیلی هم جدیه. دوسش دارم فکر میکردم پشیمون بشم از خریدن مجموعش ولی واقعا از اینکه خریدمشون خوشحالم و یه دنیای خیلی جدیدی رو میبینم. از اینکه دنیاهای جدیدی ساخته میشن خیلی ذوق میکنم .چون وارد شدن به یه دنیای جدیدی که تا حالا نمیشناختی خیلی هیجان آوره .

دیشب دیگه کتاب رو خوندم و خوابم گرفت شکر خدا و خوابیدم. امشب هم همینکارو میکنم خوشحالم دوباره کتابی پیدا شد که با خوندنش خوابم بگیره خیلی بهش احتیاج داشتم وگرنه خیلی اذیت میشدم .

خب اینم از این پست دیگه زیاد داش طول میکشید بهتره ارسالش کنم و هی بهش اضافه نکنم و بذارم واسه پست بعدی .

شبتون بخیر و سلامتی و یا علی .

[ سه شنبه بیست و پنجم دی ۱۴۰۳ ] [ 18:53 ] [ هرمیون ]

Members

اتاق دوست داشتنی من

عکس از اتاقم

کتاب های دوست داشتنی من

کتاب های خارجی و ایرانی هری پاتر

سایر کتاب های جذاب

باغبانی های من

تصاویر باغبانی های سالانه ی خودم همراه آموزش

نقاشی های من

نقاشی های پاستل، آبرنگ ،مدادرنگی های خودم

نجاری های من

نجّاری و کار با چوب های من

بازی های کامپیوتری و رومیزی من

بازی های جذاب و ارزان کامپیوتری خودم

بازی های رومیزی من

دانلود فيلم آموزشي گلدوزي با چرخ خياطي همراه با توضيحات

آموزش گل دوزي با چرخ خياطي

دانلود فيلم آموزشي قلاب بافي همراه با توضيحات-در حال تكميل

آموزش قلاب بافي و نقشه خواني

دانلود فيلم هاي آموزشي روبان دوزي

فيلم آموزش روبان دوزي 1

فيلم آموزش روبان دوزي 2

جادوي آشپزي ...

منوي تصويري غذا

آموزش تصويري سفره آرايي

Statistic