|
جادوگري | ||
|
قاب گوشی اورده 650 تومن والا به خدا سلام میخوام جنّ خونگیمونو بهتون معرفی کنم فعلا برم بعد ادامه میدم پست رو سلام بچه ها من نتونستم نقاشی بکشم چون رفتم واسه فیلم اماده بشم چون خیلیا اینستا ندارن همین جا هم میذارم فیلم روببینید فعلا داره توی اینستا آپلود میشه چقد گرمم شده، چندبار زدم تا آپلود بشه ،نوشته ها رو نمیدونم چرا نصفشو حذف میکنه توی تصویر این تصویر استوریش توی اینستا هس
خب اینم Horro movie واسه بار سوم سلام دیروز رفتم بالا پشت بوم ببینم پنجره نورگیر فضای خلوت توی آشپزخونه اگه کاملا چفت نمیشه یه نایلون دورش بگیرم . بعد یه لحظه دستم محکم خورد به شیشه ی روش زیرشو نگاه کردم ببینم که از جاش کنده نشده باشه یهو دیدم ااااااااااااااااااااااااا اندازه 2 سانت شیشه فاصله داره کلا با چهارچوب آهنیش بعد تازه من دیدم اینطوریه .این همه سال یخ زدیم و هی بخاری هم فایده نداش. منم شبا جرات نداشتم پنجره رو یه کم باز کنم اگه روبه حیاط باز میشد به خدا کمتر سرد بود حالا تا من بگم بابا خمیر شیشه و نمیدونم چی چی بخر صدسال دیگم نمیره بخره باید هی بگی اعصابم نمیکشه دیگه با بابام سر و کله بزنم خلاصه اصن نمیدونید بعد 20 سال فکر کنم که ما اینجا اومدیم فهمیدم چرا سرده. اه اه واقعا که...... خلاصه خیلی خوب شده خیلی ناراحتم مامانم خیلی سرماش میشد خیلی هم سرماییه. خدایا شکرت لااقل الانم که فهمیدم خیلی خوبه دیشب این همسایه ی مردم آزارمون تا دلتون بخواد سر و صدا کردن. این چه مسلمونیه که مردم میکنن. خدا لعنتتون کنه خیلی اعصابم خورد شد مثلا جلسه داشتن واسه میلاد حضرت زهرا که ان شالله بزنه به کمرتون که چقد مردم آزارید پارسالم همین کارو کردن .خدا لعنتشون کنه پارسال تازه مامانم حالش خوب نبود .واقعا این چه مسلمونیه خجالت نمیکشید. دیگه خونه ی شما که از ما هم کوچیکتره فک کنم دوتا فرش 9 متری هم به زور بخوره توی هالشون اونوقت این بلندگو و این حجم از بیس دادن واقعا یادش میفتم هزار هزار بار میگم خدا لعنتتون کنه تمام زمین خونه ی ما داش میلرزید لعنیتا. تا ساعت 11 شب یه ادهایی درمیاوردن اصن به پارتی بیشتر میخورد تا جلسه مذهبی. یه خدا خیلی خجالت آوره. واقعا خجالت نمیکشن بازم خدا لعنتتون کنه من هر چی یادم بیفته این به زبونم میاد چون خیلی خیلی آزاردهنده س. همه دارن ادای مذهبی بودن درمیارن بیشتر خودنمایی میکنن مردم تا دینداری. خلاصه که لعنتتون کنه خدا شب بوهام خیلی دارن بزرگ میشن خیلی خوشحالم که امسال هم کاشتم با اینکه خیلی خسته بودم و اصلا طاقتشو نداشتم راستش از بس توی بیمارستان هم بودم اعصابم ضعیف شده بود شش ماه تمام من همش توی بیمارستان بودم .اینش مسئله ای نیس رفتارا و عوضی بازیای کادر مزخرف درمان اعصابمو بهم ریخته بود. کلا مردم چشون میشه. چرا همه میخوان همدیگه رو اذیت کنن و زندگی رو به بقیه سخت کنن. در هر صورت شب بوهای عزیزم که باعث آرامش و لبخند زدن من میشه وقتی میبینمشون و قربون صدقشون میرم هر روز از روز قبل بزرگتر میشن و خوشگل تر. چشم به راه قدکشیدنشونم و گل دادنشون این عسکشونه البته از یکشون گرفتم چون تور دور همه س
میدونید الان توی عکس دیدم چند جا از برگای شب بوی این گلدون رو کرم خورده ورزشا رو دانلود کردم از اینستا .چقد حوصله میخواس .ولی انجامشون ندادم امروز همون پاچه های توی فیلمی که دیروز ساختمو دارم میپزم اینم شب یلدای ما .همیشه قبلش هندونه و انارشو خوردیم
خب همین دیگه. من برم فعلا [ دوشنبه سوم دی ۱۴۰۳ ] [ 15:38 ] [ هرمیون ]
|
||