|
جادوگري | ||
|
بازگشتم بلاخره سلام الان ساعت از یک گذشته مث همیشه کافئین توی ژئوفن کامپاند نذاش من بخوابم. اشکالی نداره دیگه چه کنم امروز رو کلا اصلا نفهمیدم چطور گذشت. همش مشغول بودم و منتظر. راستش دیشب ، البته فکر کنم باید بگم پریشب چون الان روز بعدی داره حساب میشه خلاصه همون شبی که من غلطی کردم کلا قضیش اینطوری بود که من از چند وقت پیش یه ارگانایزر کشویی رو میخواستم برا آشپزخونه بخرم ولی از شانس من ناموجود شد و دیگم موجود نشد توی همین کاشون. بعد از هر جایی هم پرسیدن همه میگفتن موجودی نداریم برا همین یه کم از پولمو که برا این کنار گذاشته بودم خرج کردم . این کشوها هم که میدونید خیلی گروون شدن. الان یه 4 یا 5 کشوی ارتفاع 85 سانت رو نزدیک یه تومن باید بپردازید. خلاصه که من 700 تومن پولمو نگه داشتم که وقتی عیدی گرفتم بذارم روش و بخرمش که دیشب همینطوری به صورت تفریحی گفتم بذار جاهای دیگه رو هم توی کاشون ببینم یه فروشگاه بود که توی خیابون فین بود. خیابون فین که همون خیابونی که باغ فین توش هس یه جورایی میشه گفت خارج از شهر حساب میشه. خیلی دور هس. خلاصه فروشنده گفت که من فردا صبح میرم بار بیارم و برگردم بعد یه عکس نشونم داد و گفت اینو میپسندی؟ منم گفتم رنگ روشن میخوام بعد یکی دیگه نوشنم داد گفتم خیلی خوبه و فقط ارتفاعش 80 تا 90 باشه کوچیکتر اصلا نمیخوام و چهار کشو باشه. پنج تا کشو اصلا نمیخوام. چون میخواستم عمق کشوها زیاد باشه. خلاصه که گفت فردا میارم ساعت 9 ببین حتما بگو که میخوایش یا نه؟ منم گفتم لطف میکنید اگه بیارید آدرس ما کرایه رو بگیرید؟ بعد حالا این هیچکی که خوشحال شدم وقتی حرفامون تموم شد اونم ساعت یک و نیم شب بود که وقتی خداحافظی کردم ،یهو بادم اومد که اااااااااااااااااااا من که پولم کمههههههههههه بعد از ترس توی ایتا واسش پیام گذاشتم خلاصه که جور شد دیگه
سلام امروز که جمعه س الان هم ظهر. من دیشب یه کم خوب شدم اومدم نوشتم بعد دیدم نمیتونم ادامه بدم داشتم از حال میرفتم دیگه. امروز خوبم شکر خدا زود خودم سفکسیم رو خوردم. از بابام واگیر کردم راستی میخواستم بگم این چاقوهای بیوتی رو بخرید فکر نکنید ارزونه بی کیفیت هس حالا همچینم ارزون نیس ولی نسبت به چاقوهای دیگه میشه گفت مفته خیلی خوشگل و سبکه. همه رنگیشم هس من فیروزه ای خریدم
یه خورده برم بازی کنم همین بازی ترمیناتور رو از فکرم نمیره باختم خب حالا بگذریم، در مورد نقاشیم راستش کشیدنش خیلی سخته خیلی طول میکشه و اینکه اندازه ی بزرگیه برا همین خیلی سخته فکر میکردم نقاشی بزرگ از نظر ریزه کار بهتر باشه ولی بدتره واقعا آهرین نقاشی بزرگیه که من میکشم . بعد فاطمه جان عزیزم خب فعلا اینو ارسال کنم همیشه میخوام بیشتر بنویسم ولی نمیشه. شبتون بخیر و سلامتی یا علی [ جمعه بیست و هفتم بهمن ۱۴۰۲ ] [ 23:39 ] [ هرمیون ]
|
||