|
جادوگري | ||
|
نشستم ببینم حال دارم پست بذارم یا نه سلام. امشب حلیم درست کردم الان قابلمشو گذاشتم توی اتاقم جلوی پنکه تا یخ کنه بعد بذارم یخچال. تا یخ کنه من هی میخوام بخورم. خیلی حلیم دوس دارم. البته حلیمای بیرون رو اصلا دوس ندارم. خیلی بد درست میکنن هیچی توش نیس فقط گندم و انگار نشاسته هم بهش میکنن خیلی مزخرفه. رنگ سفید هم هس من دو مدل حلیم درست میکنم. وقتی خیلی حلیم بخوایم قشنگ گوشت و نخود و لوبیا رو میپزم و بقیه مراحل. مدل دیگم اینجوریاس که وقتی آبگوشت نخود و آبگوشت لوبیا درست کردیم و اضافه هاشون توی یخچال هس و کسی نمیخوره دیگه ، همه رو با هم میریزم توی زودپز آب میریزم روش و گندم حلیمی و ادویه ها و پیاز و این چیزا رو اضافه میکنم و میذارم بپزه همه با هم دوباره. مدل اولی رو توی قابلمه میریزم گندم رو که از قبل خیس کردم و گوشت و نخود لوبیا هم جدا میذارم بپزه و بعد میریزم توی قابلمه روی گندمایی که داشتن میپخیدن. مدل دوم که توی زودپز هس چون کمه. گندم هم دوتا لیوان سرخالی بهشون اضافه میکنم. توی زودپز خیلی باید مواظب باشید هم اینکه اندازه هفت هشت سانت زودپز خالی باشه بعد اینکه یه ربع یا بیست دقیقه شد بهش سر بزنید. و باز کنید دوباره ببندید . خب از آشپزی بیایم بیرون. وای هیجان زده شدم به خاطر اینکه گوجه هایی که کاشتم گوجه دادن
هیچ وقت برام عادی نمیشه. اگه هزاربارم بکارم برام هیجان انگیزه. واقعا قدرت خدا رو تیو باغبونی میشه حس کرد یه کتاب هم گفتم بهتون نشون بدم که خریدم.این کتاب جلد 2 هس ولی خب تا 1 رو پیدا کنم همینم خیلی دوس شدارم داستان خیلی فانتزی و باحالی داره. ولی هنوز شروع نکردم به خوندن. همچنان دارم کتاب زوال خانواده دلیان رو میخونم که 700 صفحه س و من 500 صفحشو تا الان خوندم خیلی دوس دارم ببینم اخرش چی میشه این کتاب لیرائیل
خب امروز بعد از چند روز که حال خوبی نداشتم ،حالم خیلی خوب بود ورزش هم کردم . یه سری برنامه ریزی دارم امیدوارم که اجراشون کنم. خب دیگه شبتون بخیر و سلامتی باشه و یا علی [ چهارشنبه دهم خرداد ۱۴۰۲ ] [ 23:11 ] [ هرمیون ]
|
||