جادوگري
subjects
.
-

بخش آپارات و فیلم های من!!!

یه سری دیگه کتاب سفارش دادم

سلام طی پیشنهاد یکی از دوستای وبلاگی عزیزم و موجود بودن کتاب پیشنهادی (آخه بعضی پیشنهادایی که بهم میدید موجود نیستن توی سایتی که میخرم) تصمیم گرفتم بخرمش و ذوق دارم بخونمش .

کتاب آرتمیس . گفتم بخرم ببینم چطوریاس بعد اون دوتای دیگه از همین نویسنده رو سفارش بدم .

امروز اصلا حالم خوب نبود. نمیدونم چرا. صبح با سردرد خیلی شدیدی بیدار شدم. ولی گفتم یه کم از روز بگذره شاید بهتر بشم ناهار درست کردم .لوبیا پلو یا همون استامبولی. خیلی دوس دارم . بعد دیگه عصر دیدم خوب نمیشم یه غلطی کردم کدئین خوردم گفتم با همین خوب میشم قوی تر نخورم هر وقت هم اینکارو میکنم پشیمون میشم چون اخرش همین اینو میخورم هم مسکن قوی.

خلاصه اصلا انگار نه انگار که قرصی خوردم رفتم باغچه ها رو آب دادم. دو ساعت مونده به اذوون مغرب اینقد سردردم شدید شد از این مدلیا شد که اصلا نمیتونم سرمو تکون بدم بعد یه ژوئوفن کامپاند خوردم اومدم اتاقم خوابیدم یه ساعت بال بال زدم از درد شدید بعد خوابم برد . بعدش این عروسک باب اسفنجیه هس اینو من گاهی وقتا به جا بالشت استفاده میکنم اخه چهارگوشه مث بالشت خیلی هم نرمه سرم اینقد درد میکرد که صاف خوابیدم اینو گذاشتم رو صورتم که نور نبینم .

همینطوری خوابم برد خواهرم اومد اینو یواش از رو صورتم برداشت آرووم میگفت بیدار شو داری خفه میشی. مامانمم از دور هی داش میگفت بردار از رو صورتش خفه میشه. من یهو بیدار شدم یانقد ترسیدممممممممم که نگو .

خلاصه همچنان دیدم سرم درد میاد بدتر از قبلش. لبه تخت همینطوری هی نشستم سرمو توی دستام گرفتم خواهرم گفت خوب نشدی؟ بعد نزدیک اذوون بود وضو گرفت نشستم منتظر اذوون ،نمازمو که خوندم بعد پای تلویزیون دراز کشیدم و شکر خدا ددیم دارم بهتر میشم و کم کم اصلا خوب شدم یادمم رفت دیگه.

ولی کل روز همینطوری گذشت.

میخواستم برم توی بالکن بخوابم امشب . دیروز حیاط و بالکن رو شستم. درختا رو هم شستم . بعد باید میرفتم یه زیرانداز و تشک و بند و بساط خواب رو میاوردم و پشه بند که اگه نباشه اصلا میترسم بخوابم از دست حشرات . پارسال که وسط شب بیدرا شدم دیدم پام به یک چیز گرم میخوره خیلی هم نرم بود پاشدم از خواب دقیق شدم ببینم چیهه پایین پام . دیدم یه گربه خرسسسسسسسس خوابیده گوشه پشه بند . گفتم پاشو برو بینمممممم چقد پرووئن این گربه ها. دوسشون دارما ولی خیلی اذیت میکنن اگه رو بهشون بدی.

خلاصه امروز اینطوری گذشت. خب من برم یه کم کتاب بخونم و بعدشم بخوابم . تابستونا دوس دارم زود از خواب بیدار بشم ولی تا الان که نتونستم. شبتون بخیر و سلامتی یا علی

[ دوشنبه هشتم خرداد ۱۴۰۲ ] [ 23:20 ] [ هرمیون ]

Members

اتاق دوست داشتنی من

عکس از اتاقم

کتاب های دوست داشتنی من

کتاب های خارجی و ایرانی هری پاتر

سایر کتاب های جذاب

باغبانی های من

تصاویر باغبانی های سالانه ی خودم همراه آموزش

نقاشی های من

نقاشی های پاستل، آبرنگ ،مدادرنگی های خودم

نجاری های من

نجّاری و کار با چوب های من

بازی های کامپیوتری و رومیزی من

بازی های جذاب و ارزان کامپیوتری خودم

بازی های رومیزی من

دانلود فيلم آموزشي گلدوزي با چرخ خياطي همراه با توضيحات

آموزش گل دوزي با چرخ خياطي

دانلود فيلم آموزشي قلاب بافي همراه با توضيحات-در حال تكميل

آموزش قلاب بافي و نقشه خواني

دانلود فيلم هاي آموزشي روبان دوزي

فيلم آموزش روبان دوزي 1

فيلم آموزش روبان دوزي 2

جادوي آشپزي ...

منوي تصويري غذا

آموزش تصويري سفره آرايي

Statistic