جادوگري
subjects
.
-

بخش آپارات و فیلم های من!!!

سلام عخشان من.خوبيد؟ گفتم امشب حتام بايد هر طوري هس بيام اپ كنم چون فردا قراره نوه دختريم به دنيا بياداون نوه هام كه نوه پسمري كفتريم بودن اينا نوه هاي دختري مرغيم هستن.گرفتيد چي شد يا بيشتر بتوضيحم خلاصه رسما قراره بمبخت بشم چون اگه اين كفتريام جوجه رو نگه ندارن ،من و نوه هامو با هم از خونه بيرون ميكنن

راستش چند وقتيه كه دخيم مريضه .همين دخي مرغيم برا همين كم پيدا شدم باز.بچم حالش بد بود خيلي نااميد شده بودم كه داروها هم خوبش كنه.خلاصه زنگيدم به دامپزشك و بهش گفتم كه چشه.بهش گفتم كه با دهن نفس ميكشه و تنگي نفس داره و لمبه هم گذاشته و كلا اوضاعش ناجوره دكتره گفت مسلما بيماري عفوني داره و بايد يا 5 روز قرصش بدي تتراسايكلين صد يا اينكه سه روز امپول بهش بزني.بعد گفتم كدوم بهتره؟ گفت مسلما امپول بعد گفتم بلد نيستم بهش بزنم ميارمش اونجا شما زحمتشو بكش.بعد گفت باشه.آقا خلاصه گفتم به بابام كه ببرتش نه ببردش بعد خلاصه بابام بردش من اينطوري داشتم دخيمو ميذاشتم توي يه جعبه بعد دخيم اصن نميخواس بره تو جعبه ولي حالم نداش اصن داغون شدمبعد خلاصه تا سه روز هر چي امپول بود و نبود زدن به اين حيوون.خيلي هم دردش گرفته بوده هربار هم دو سه بار هي سوزن امپوله رو بهش فرو كردن.بدتر اينكه بالشو دكتره ميگرفته رو هوا نگهش ميداشته بعد درپوش امپوله رو با دهنش ميكشيده بعد فرو يمكرده به دخيم بابام اينا رو برام شرح داد خو نميگفت بهم بهتر بود كه چطوري امپول بهشش ميزنه

بعد چون لمبه هم انداخته بود از كمبود كلسيمه ديگه كه بدنش نداره كه پوسته تخم مرغ رو بسازه ،قرص جوشان كلسيم تا 5 روز گفت بنداز تو ابش.ولي اقا حساب كردما اصن زياد از اين ابه نخورد حالا شك دارم كه بازم بهش بدم يا نهامروز واكسنشو گفته بود بياريد بزنم بعد اسپرين گفت تو ابش بندازيد يه ذره بيحال ميشه چيزي نيس. ولي كلا چند روزه تب شديد داش و اصن ديروز خيلي حالش بد بود خيلي ترسيدم بعد امرزو خيلي خوب شده بود شكر خدا.ولي حيوون خيلي زجر كشيده بود سر اين امپولا.خب چه ميشه كردمن هي تمام اين مدت توي اين فكر بودم كه اون دخيمم كه مريض شد و نبردمش دامپزشكي ميتونس خوب بشه .آي غصه خوردم رو همه غصه هام كه چرا اون اينقد زجر كشيدبعد دامپزشكه گفته بود بهش اشغال سبزي نديد بعد بابام گفته بود نه اشغالللللللللل؟سبزي شسته و خشك شده و خورد شده بهش ميده كلا بابام از دست رژيم غذائي دخيم سرسام گرفته هر چي ميگه مثلا يه ته هندونه مياره بهش بدم ميگم نه عصباني ميشه ميگه اههههههههههه اين چه مرغيه ديگه به مرغ هر چي ميرسه ميدن بده بهش بخوره بعد كلي عصباني ميشهالان كه دكتره بهش گفته فهميده الكي نيس واقعا بايد مراقب غذاش بودكلي سوال نوشته بودم از دكتره بپرسه بابام گفته بود نون خشك و اينا بهش نديد اونا مرغاي قديم بودن همه چي ميخوردن بعد ديگه سلامتي اين موضوع رو ببنديم بريم سر موضوع بعدي كلي حرف دارم

خب موضوع بعدي ووووووووووووووووووووووووي دو سه روزيه كه پرينتر خريدميه پولشوئي اساسي كردم از خونواده تا تونستم بخرم سر همون قضيه كه بداموزي داش براتون نگفتم اينم در راستاي همونه.اون پول قبلي كه نشد يه جور ديگه جورش كردم فك ميكردم خيلي گروون باشه برا همين تا الانم نميخريدم از يه طرفي هم اين پرينتر رنگي رو همه گفتن نميشه برا خونه خريد و حتما بايد هفته اي يه بار ازش پرينت بگيري تا جوهرش خشك نشه بعد مهندسه ميگفت خراب ميشه خيلي خرابيش هم خيلي درست كردنش سخته اصن برا خونه مناسب ني بعد نااميد شدم و به مهندسه گفتم پرينتر سياه و سفيدم اينطوريه گفت نه اون اصلا.اين مشكلات رو نداره بعد گفتم قيمت اين چنده گفت 300 تا 400 بعد گفتم خو اينكه از اون رنگيه گروونترهگفت اره ديگه اينطوريه .بعد خلاصه گفتم باشه يه جورائي قضيه جور كردن پولش خنده داره واقعا نميشه گفت چون كودك درون اينجا رفت و امد داره نميشه گفتدر يه كلام خونواده رو گول زدمبه بابام يه چي گفتم به مامانمم يه چي.بعد دوتا 150 تومن جور شد بعد موند 80 تومن كه از همون راه شيشه گاز فر جلو رفتم كه گفتم به بابام مهندسه گفته سيصد و خورده اي بعد بابام كه بابام رفت پرينتر رو بگيره بياد گفت خورده ايش 80 تومن بوددددددددد آخه بابام چرا درس عبرت نيمگيره

خلاصه اينطوري شد كه پرينتر رو خريداري نومودم خيلي خسته شدما فكر كردنش واقعا سخت تر از همه بود اينم پرينتر من

من بهش ميگم سرخ كن. بعضي وقتام بهش ميگم توستره منننننننننننننننننناخه شبيه همه چي هس جز پرينتر

آقا من ديگه كم مونده خودمو از توش رد كنمو چاپ كنم.هر چي دم دستم مياد چاپ ميكنمخيلي لذت بخشه .اصن ديوونش شدم.عكسي كهادم دوس داره رو چاپ ميكني توي دستات ميگيريخب بگيد مبارك باشه ديگهبه سلامتي به خوبي و خوشي ازش استفاده كنم ميسي

بعد قضيه بعدي كه دنباله ي همين قضيه ميباشد

يكي يه چي بهم هديه داد كه خيلي ديوونه كننده خوشحال كننده و از خود بيخود شونده و داغون كننده بودخودش برام درستيده بود دقيقا با اين هديش دست گذاشت روي اعصاب مركزي و محيطيم

يه دفتري درستيده بود كه برگه هاشو به صورت قديمي دراورده بود و كلا زحمت زيادي واقعا روش كشيده شده خيلي دوسش ميدارم هري پاتري هم درست كرده به اين ميگن هديه

بعد من بر داشتم با اين پرينتره كلي از عكساي هري پاتر و هر چي كه دوس ميداشتم از هري پاتر چاپ كردمو بهش چسبوندم واي چطور ديگه از اين دفتر جدا بشم تازه وقت ندارم وگرنه الان پر از عكسش كرده بودم بذاريد عكساشو بذارم بينيد

اين دفتره هس پشت و روش با اين عينك هري پاتر اينقد نازهههههههههههه

اينم داخلش

اين يكي دفتر رو خودم درستيده بودم قبلا الان عسكايي كه دوسشون ميداشتم و چاپ كردم بهش چسبوندميعني اينقد كه دوس دارم از اين دفترا درست كنما دوس ندارم برم فضا با اينكه از بزرگترين ارزوهامه رفتن به فضا

اين هيو جين رو هم كه خيلي دوسش ميدارم اون عكسه هم واسه يه سرياله خيلي خوشگل بود واقعا دوسش داشتم با اينكه خيلي دير از سريالاي كره يا خوشم مياد ولي اينو واقعا دوس داشتم اسمش حسادت آشكار بود اون يكي عكس كوچيكتره كه دو نف رهستن اونم خيلي ماه بود اسمش سانگ دو بيا بريم مدرسه.اونم خيلي خوشگل بود

اين فيلمم دوس ميدارم وي اسمشو نميگم چون ميترسم كنجكاو بشيد بريد ببينيد خيلي خشن ناكه ولي از بين خارجيا اين دختره رو واقعا دوس دارم بازيش خيلي ماهه هر فيلمي بازي كرده واقعا موضوعش بي نظيره مخصوصا كه 90 درصد فيلماي تخيلي بازي كرده همشون ماهنننننننن

آهان خب اين موضوع رو هم تموم كنيم قرار بود موضوع دامني كه خريدم رو بگم.

واقعا اينكه بعضي دخترا به شدت عوضي هستن واقعا درسته يعني كس يكه نتونه همنوع خودشو ببينه اصن ادم نيس .ديگه دختر به يه دختر ديگه بخل بورزه بايد بره توي بيابون يه گودال بكنه خودشو توش دفن كنهواقعا بعضيا چي هستن چه نوع موجودي هستن.

من به زور مامانمو راضي كردم بريم دكتر اخه نميدونم مامان شما هم اينطوريه كه اصن حوصله دكتر رفتن نداشته باشه ولي من به شدتتوي موضوع سلامتي بقيه استرسي هستم يعني اگه كسي بهم بگه كه يه چيزيشه و كلا يه كلمه هم بهم بگه ديگه از استرس داغون ميشم دوسدارم خود طرف پاشه بره دكتر و دنبال كار خودشو بگيره ولي مامانم اينطوري نيس البته از نظر من دست شوهر كسي هس كه اين حوصله ها رو داشته باشه يا نه.مردا هم كه خيلي بايد خاص باشن تا همچين ذاتي داشته باشن كه بين كارا و فكرايي كه واسه خودشون دارن يه گوشه از مغزشونم اختصاص كامل بدن به همسرشون و اينقد از زير همه چي طفره نرناصنم نميگم كه بابام از اينجور شوهراس خلاصه اينطورياس كه من با كلي زور و اين چيزا نوبت گرفتم برا مامانم كه بريم دكتر.كه ميخوام اين دكتره عوضي بره بميره ان شائ الله خودش نيازمند دكتر بشهمرتيكه عوضي با اين سختي من مامانمو راضي كردم اونوقت حاضر نيس گوش كنه ببينه طرف چي ميگه اه خدا لعنتش كنهخلاصه يه دكتر به دردنخور عوضي رفتيم كه به مامانم گفتم اخه اين چه دكتري بود گفتي نوبتشو بگيرم اين همه ميگن معروفه اينكه اصن ادم نبود چيزي سرش نميشد .بعد كلي تو ذوقمون خورد رفتيم بريم يه كارت اعتباري سال پيش درخواست داده بوديم واسه تمديد كردن عابر بانك بود كه خانومه تو بانك گفت اون كه مال پارسال بوده نيومديد بگيريد باطل شده .بعد اينم زد تو ذوق ما. اين همه راه رفتيم تا اين بانك.بعد گفتم بريم اون فروشگاه لباسه يه دامن بخر مامان .بعدر فتيم اين فروشگاهه اين دختره ي عوضي كه فروشندش هس نميدونم اون روز ديگه چه مرگش شده بود كه اصن ميخوسا سر به تن من نباشه اصن يه جوري رفتار ميكرد و ادا درمياورد بعد يه دامنه رو با مامانم انتخاب كرديم بعد مامانم نگاش كه كرد گفت نه اندازه من نيس اين دختره بي شعور با يه لحني گفت يعني چييييييييييييييي اين دامنه نميدونم چي و چيه فلانه به همه سايزي ميخوره من بهش گفتم نه اندازه مامانم نيس كمرش بعد هي شكلشو چپ و چيلي كرد و هي غرغر كردتوي دلم گفتم خب اخه به تو چه تو وايسا كارتو بكن يعني چي.بعد هي ميگه اين همه لباس اينجا ميخريد نميدونيد چطوريه.من هيجوابشو ندادم گفتم ولش كن دختره عقده ايه اينجورا رو نميشه اصن دهن به دهنشون گذاش بذار واسه خودش بلغور كنه.آقا اين همينطور داش منفجر ميشد .عجبا ميدونيد دفعه دومي كه يادمه رفته بوديم اين مغازه داشتم لباس انتخاب ميكردم و برميداشتم كه اين دختره فوضول از مامانم پرسيد اين لباسا رو برا فروش ميخوايد؟وا بعد مامانم گفته بود نه بعد گفت سركار ميره؟من نگاه به مامانم كردم كه هيچي نگه عجب ساده س مامانم بهش گفت نه نميره بعد با يه لبخندي زوري توسنته بود از مامانم هر چي هس و نيس از من دربياره بعد اومديم خونه به مامانم گفتم خو چرا ميگي بهش اينا رو

دلم ميخواس اون روز به دختره بگم ببين تو صورتتو توي آينه ببين غرق آرايشه .خودت بگو ماهيانه چقد ميدي واسه لوازم آرايشت.به خدا من موندم توش اين دخترا كه 24 ساعت بيرونن چطور اين همه پول رو ميدن برا لوازم ارايش.تازه ارايشگاه رفتن و اصلاحشون بماند كه چقد خرج برميداره و اينا هميشه بايد اصلاح كرده باشن.دلم ميخواس بهش بگم اين پودراي صورت اصن ضخامتشون به زور به چند ميليمتر ميرسه و اينقد پول بايد داد واسش اون رژ لبي كه مرتب بايد بزني توي كل روز سر چندبار زدن سريع به نصف ميرسه و تموم ميشه اون ريملي كه ميزني من نميدونم واقعا چطوري هر روز اون ريمل رو ميزني اينقد كه سريع تموم ميشه.تازه هر ارايشي بيشتر از نيم ساعت تا يه ساعت به زور روي صورت بند ميشه اونوقت اين خانوما بايد مرتب تجديد آرايش كنن و يه اينه هميشه دارن توي كيفشون با كلي لوازم ارايش كه مرتب يه گوشه دارن تجديد ميكنن خودشون.بعد اونوقت حساب كنيد چقد خرج ارايشاشون ميكنن.اصن شايد اين اقايون ندونن اين ارايشا چطوريه نه راستي آقايون الان يه پا خانوووووووووووومن واسه خودشون اصلاح كه ميكنن ابرو برميدارن كرم و خط چشم و رژ.اه هووووووووووووق اونوقت يعني اينام هر روز واميسن كلي ارايش ميكنن جلو اينه بعد ميرن سركار؟حالا اينا رو ولشون كنيم در كل پولي كه اين خانوما واسه ارايش ميدن سرسام آوره اونوقت خو به من چه كه تو پولتو اينطوري خرج ميكني يكي ديگه جور ديگه خرج كنه عقده اي بازي درميارياينقد ازش متنفر شدم كه حد ندراه.من حتي اون روز كه اين برخورد رو ميكرد كلي بهش لبخند زدم لباسا رو خودم تا زدم گذاشتم توي پاكت تمام مدت كه اونجا بودم جواب مشترياشو كه هي سوال ازش ميكردن دادم هي گفتم عخشولانه بشم كه اين بخل ازش بره ولي نرفتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت هر كاري كردم اصن دختره بي شعور ذره اي انسانيت زا خوشد به خرج نداد

خلاصه مامانم كه يه دامن رو به زور من خريد خيلي دامنش دوست داشتنيه من ديوونش شدم ولي گفتم نميخواد بخرم فقط يه لباس خريدم عخشولانه اي.ولي وقتي اومديم خونه مامانم گفت دامنه رو من دوس نميدارم گفتم چرااااااااااااااااااا به اين خوشگلي گفت بلنده خيلي.قد خودت هس .من دوس ندارم بعد هر چي هم گفتم گوش نكرد گفتم خو چندتا چين اخرشو جدا ميكنيم خوب ميشه قدت ميشه ولي اصن در كل دوس نميداش.منم خو به اجبار برداشتمش

دامنش هنديه مارك made in india دارهمحبوبا محبوبا

اينم لباسمه

اصن قصد لباس خريدن نداشتم واسه روحيه مامانم گفتم بريم بخريم از بس اون روز تو ذوقمون خورد

اين قضيه نيز بسته ميشود.

قضيه ي بعدي اين كفتره ي نوك قناري هس

اين كفتر نژادش همونه كه گفتم اين كفتر با اجازتون باخت رفتهبرا همين كفتر باخت ارزشي نداره منم كه نميتونستم نگهش دارم يكي از فاميلاي بابام توي خونشون نشسته بوده و كلا اصن نرفته ديگه بعد به بابام داده بود بابامم واسه من اورد گفتم خو اينو چيكارش كنم پدر منمن همين بر وو بچمو هم توش موندم بعدش تازه دوتا مرغ ميخوام واسه خلوسام به هيچ وجه نميتونم بيشتر اين داشته باشم كفتره منم به شدت از اين ميترسيديه لحظه گذاشتمش كه ببيندش گناه داش اخه گفتم دلش باز بشه تنها توي قفسه نشسته بود مظلومانه بعد ولي كفترم كه اوردم ببيندش اينقد ازش ترسيد و هر كاري كردم كه بره نزديك قفسش نرفت منم خو ترسيدم بر داشتمش و بردم توي لونش.اخه كفتراي نر حساسن اگه عصباني بشن يا بترسن يا هر چي ميرن سر كفتر مادشون اينقد بهش ميزننكلا اخلاق خيلي بدي دارن.برا همين نميشه نازك تر از گل بهشون گفتبمبخت ميكنن آدموخلاصه گفتم بابام بره بفروشه كه ازش 5 تومن خريدنبه بهونه باخت رفتنش.البته خيلي كفتر باخت بد هس واقعا هم به درد نميخوره.من يكيشو داشتم واقعا بدترين كفتره.در هر صورتش من نميتونستم نگهش دارم راستش زيادم دوسش نداشتم حيوون رواصن كلا من كفتراي نژاداي جديد رو دوس ندارم.اره خلاصه اينطورياس

چقد حرف زدم اينا رو يه سره نوشتما وايييييييييييي ساعتو

خب ديگه من برم.فك كنم بيام بازم فردا پس فردا.ان شائ الله.فعلا يا علي اجياي گلم

راستي اگه دوست داشتيد اون دفتره طرح قديم رو بهتون موگوئم چطوري اينطوري ميشه.ياد گرفتم

[ دوشنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ ] [ 2:37 ] [ هرمیون ]

Members

اتاق دوست داشتنی من

عکس از اتاقم

کتاب های دوست داشتنی من

کتاب های خارجی و ایرانی هری پاتر

سایر کتاب های جذاب

باغبانی های من

تصاویر باغبانی های سالانه ی خودم همراه آموزش

نقاشی های من

نقاشی های پاستل، آبرنگ ،مدادرنگی های خودم

نجاری های من

نجّاری و کار با چوب های من

بازی های کامپیوتری و رومیزی من

بازی های جذاب و ارزان کامپیوتری خودم

بازی های رومیزی من

دانلود فيلم آموزشي گلدوزي با چرخ خياطي همراه با توضيحات

آموزش گل دوزي با چرخ خياطي

دانلود فيلم آموزشي قلاب بافي همراه با توضيحات-در حال تكميل

آموزش قلاب بافي و نقشه خواني

دانلود فيلم هاي آموزشي روبان دوزي

فيلم آموزش روبان دوزي 1

فيلم آموزش روبان دوزي 2

جادوي آشپزي ...

منوي تصويري غذا

آموزش تصويري سفره آرايي

Statistic