|
جادوگري | ||
|
چند روز پیشا از اتاقم اومدم که برم حیاط بابامم نشسته بود واسه شوخی همینطور که داشتم از وسط هال رد میشدم برم در حیاط رو باز کنم اینو خوندم که : بچه های محل دزدن عشق منو میدزدن وقتی خسته میشم مرض دارم رسما سلام امروز پنج شنبه س. دوبار برق رو گرفتن یعنی چهار ساعت و من همش خواب بودم تنها کار مفیدی که میتونستم انجام بدم. چون دیشبم تا بعد اذوون بیدار بودم. خلاصه که روز قهوه نخوردم به جاش الان قهوه خوردم که به کارایی که در بی برقی عقب افتاده بود برسم یکی از سرگرمیام موقع برق رفتن تراشیدن تمام مدادرنگیامه
سلام بعضی وقتا میگم کاشکی تو یه عمارت زندگی میکردم که واسش مدیر امور مالی ،مسئول باغ و درختا مسئول آشپزخونه و یه آشپز ایتالیایی .چون غذاهای ایتالیایی رو دوس میدارم از سه تا غذایی که قرار بود درست کنم دوتاشو درستیدم. همبرگر کلا حلیم درست کردنش سخته خیلی دیر به دیر درست میکنم و کسی دیگم تو خونه ما زیر بار درست کردنش نمیره خب این فیلما رو دوس داشتید ببینید. روی عسک کلیک بفرمائید خب اینم از فیلما .من دیر اینجا میذارم توی آپارات میتونید ببنید زودتر از اینکه اینجا بذارم. خلاصه همچنان به خاطر دیر اومدن هام معذرت میخواهم و طلب بخشش
[ شنبه یکم شهریور ۱۴۰۴ ] [ 0:24 ] [ هرمیون ]
|
||