|
جادوگري | ||
|
گل ریحون رو از نزدیک دیده بودید؟
سلام دیگه احساس میکنم داره کارام تموم میشه وقتم آزادتر بشه. یه برنامه اسکن میخوام که کارت ملیمو اسکن کنم یکی دانلود کردم پولی بود حالا نشستم هی دانلود میکنم یکی خوب گیرم بیاد. ما همچنان برق رو میگیرن حتی دوبار هم میگیرن یه بار هم یادمون رفت این مهتابی شارژی رو شارژ کنیم همینطوری با نور خیلی کمش سر کردیم در مورد طب سنتی خواستم یه چیزایی بگم بهتون.شوهر دوستم دکتر طب سنتی هس خودشم دستیار شوهرشه. یعنی اگه بدونید زندگیشون چطوریه گوجه اصلا نمیخورن رب اصلا کلا توی خوراکی ها اینقد سختی به خودشون میدن یعنی از اینا هستن که کلی دارو گیاهی و اصلا دارو شیمیایی مصرف نمیکنن و این چیزا. بعد به خاطر همین سخت گیرایی که میکنن اول اینکه دوستم وقتی حامله بوده از این داروهای گیاهی و این چیزا شوهرش بهش داده خورده پسرشون یک بیش فعال خیلی بدی هس دخترشم همینطور یعنی یه لحظه که باهاش حرف میزنیا پشت تلفن اینقد جیغ میزنن که هیچی ادم نمیشونه و اینقدم عادیه برا دوستم. خودشم پارسال که حالش بد شده بود و بیهوش شده بود و شوهرش عوض اینکه زنگ بزنه به اورژانس میگفت وقتی به هوش اومدم دیدم سر و صورتم و موهام کلی عسل ریخته حالم بد بود بعد شوهرم میگه به مادرت زنگ بزنه که ببردت اورژانس بعد اعصاب مصابشم بهم ریخته که دارو میخوره. خواستم بگم اینقد این طب سنتیا رو شورش ندین یه دکتره تو تلویزیون میگفت مردم شورع کردن میرن طب سنتی، زمان درمانشون رو از دست میدن بعد که حالشونو بدتر کردن میان پیش ما . یه چیز دیگم که مردم بی مزه کردن اینه که شروع کردن محصولات سنتی رو مصرف میکنن. و چیزایی که خونگی هس رو میخرن. در صورتی که من چندتا دوستام اینکارو میکنن و یکی از دوستام که عکس هم میگیره هر چی خشک میکنه رو جلو دستشویی توی حیاطشون میذاره. یه عالم لواشک رو جلو دستشویی چند روز گذاشته بود هر سبزی و هر چیز دیگه. مردم دارن پس رفت میکنن به جا پیشرفت. مث همون روغن کنجدی که میگن جلو چشم ادم روغنشو میگیرن دکتره تو تلویزیون میگفت بعد از چند ساعت این سم میشه و مردم اصلا نمیدونن روغن باید محیط خلاء گرفته بشه یا همون روغن دنبه که اصلا اونجوری درست نیس. از این موضوع بگذریم. دیشب سردرد بدی داشتم حالمم کلا خوب نبود بدتر از همه اینکه من اگه قرار باشه مسکن بخورم فقط یه بار میتونم بخورم و بعدش اصلا معدم به بدترین حال ممکن میفته درد نمیگیره یه چیزی هزار برابر بدتر از درد برا همین چون دیروز به خاطر درد دیسکای مبارکم مسکن خورده بودم نیمتونستم مسکن بخورم تحمل کردم یه بار تو شب پاشدم بازم سردرد داشتم ولی ترسدیم باز مسکن بخورم ترجیح دادم این مدل درد رو تحمل کنم بعد صبح خیلی زود پاشدم با سردرد خیلی وحشتناکی، لیوان کنار تخت رو برداشتم و رفتم اشپزخونه خواهرم گفت چته؟ گفتم نصف سرم بینهایت درد شدیدی داره چشمم خیلی درد میکرد .دردای میگرنی یه طرفه هستن بعد یه تیکه نون برداشتم و یه لیوان آب از یخچال و رفتم اتاقم دیگه گفتم فک کنم این درد میچربه به اون عذاب کشیدن معدم، نون رو خوردم و بعد هم ژئوفن کامپاند. خوابیدم. امروز طبیعتا نوبت عذاب کشیدن از طرف معدم بود حالا جمع بندی بکنیم [ دوشنبه هفدهم شهریور ۱۴۰۴ ] [ 0:46 ] [ هرمیون ]
|
||