|
جادوگري | ||
|
موندنی راهشو پیدا میکنه و رفتنی بهونشو! سلام خوبید همگی؟ این نوشته رو یکی از بچه های وبلاگی که از آقایون هم هستن توی وبلاگش نوشته بود چند روز پیش . اینقد قشنگ بود و همه حرفا توش بود که انگار بالا سرم هس و دارم باهاش راه میرم اصلا یه لحظه هم از ذهنم نرفته. یعنی یه عالمه حرف رو با خودش داره من با کلی ذوقیات و عشقیات برم به کارای خودم بلاخره برسم [ چهارشنبه بیست و سوم مهر ۱۴۰۴ ] [ 12:40 ] [ هرمیون ]
خدایا شکرت دقیقا امشب من از یه چرخه ی بین دکترا و آزمایشگاه و کلینیک جراحی و خرید خونه خارج شدم سلام مامانم دیروز عمل کرد سر شب اومدم خونه امروزم رفتیم مطب و الان یه ساعتی هس اومدم خونه یه شلوغیه بینهایت زیادی که بین عمل بابام و عمل مامانم بود و همه مسئولیتا با من بود و فقط میتونم بگم خستم فقط آرامش و ذهن آرووم میخوام هیچی دیگه پس یا علی [ سه شنبه بیست و دوم مهر ۱۴۰۴ ] [ 20:11 ] [ هرمیون ]
تمام سعیمو میکنم به هیچ کار دیگه ای که دارم و میتونم انجام بدم فکر نکنم و اینجا بنویسم سلام. نمیدونم الان پنجره اتاقمو ببندم یا باز بذارم. تازه پنجره من به حیاط و بیرون باز نمیشهبه فضای خلوتی که بین اشپزخونه و اتاق من هس و نورگیر داره ولی فضای خلوت خیلی سرده .میبندم خفه میشم باز میکنم سردمه. بخاری هم که رو شمعک هس تا دو ماه من همینطوری میمونم بین تنظیم این دما. خب بگم چه خبرا بوده. بابام خیلی بیخود بیخودیییییییییی پاشو عمل کرد که پلاتینای داخل پاش رو دربیاره دکتر گفت زانوبند ببند این کشیدگی خوب میشه ربطی نداره به پلاتین ولی دیگه خودش خواس و اعصاب مصاب دکترم خورد کرد و فرستادش برا عمل. و نمیدونم ده روزه دو هفته س جد و آباد ما رو آورده جلو چشامون. از اونجا که بابامم هم خیلی سبک تشریف داره من همیشه باید ورزش کنم وگرنه به خاطر دیسک کمر و گردنم دچار مشکل میشم چند وقت که ورزش نمیکنم واسه خودم گرفتاری درست میکنم. بعد خلاصه این از این چند وقته. یه چیزی توی اپارات میبینم اینه که چطور آموزش نقاشی میدن ولی هر شخصیتی رو با همون بی بند و باری و لخت بودنش میکشن. خب وقتی یه نوجوونی میاد اینو بکشه کم کم براش عادی میشه حالا یه ذره هم که لخت نیستن شخیتای انیمه ای خارجی .خیلی بدجوری هستن. یه دو سانت لباسش رو ادم بیشتر میکشه اینکه دیگه کاری نداره تا ادم خودشو مدیون کنه. کاشکی توی اموزش دادن هر چیزی ادم وجدان داشته باشه و واسه کوچیکترین اموزشی هر کسی مسئوله پیش خدا. من انیمه ها رو با لباس مناسب تحویل جامعه میدم یه چیز عجیب دیگه واسم اینه که چرا دخترای ده یازده ساله توی آپارت دارن روتین پوستی و آرایشی رو میذارن!!!!!! عجب واقعا. تا سن سی سالگی اصلا نیاز به هیچ روتین پوستی نیس. نومودونم چرا میذارن بچه هاشون از این سن این عذاب رسیدن به پوست و آرایش کردن رو بکشن. گناه داره بچه از این سن درگیر همچین چیزی بشه. دو سه روز پیش رفتم شب بو کاشتم واقعا اینقد روزا قاتی پاتی هس واسم که وقتی یه روزی یه کاری انجام میدم اصلا یادم میره چند روز پیش بوده. خلاصه شب بود کاشتم و سریع شکرخدا دراومدن چون هم هنوز هوا ظهرا گرمه و افتاب هس و هم شبا سرده، برا همین کاغذ روش میذارم و بعد نایلون هم میکشه اینطوری تا دراومدن بذر هم سایه باشه که بذر نپوسه هم رطوبتش حفظ بشه و سریعتر دربیاد کچلی هم درنیاد. یعنی خیلی زورم میومد بکارم ولی نمیتونم بدون داشتن گل سر کنم مخصوصا اینکه توی زمستون هم میبینی در حالی که همه جا هیچ گیاهی نیس زیر نایلونا پر از برگ سبز و شادابی و حس بهار هس یه کوچولو لوازم تحریر خریدم واسه خودم ببخشید که امشب عکسی اماده نکردم که بذارم . این چی بهش میگن گلس روی گوشی، محافظ صفحه گوشی جدا شد و خیلی بد شده بود میترسم ببرم زیاد توی حیاط. چون مطمئنا میندازمش همش حواسم میره به باغچه و درخت و اینا یا کلا میذارم یه جایی و بعد شلنگ اب رو میگیرم به درختا و قشنگ یه شستشو میدم گوشی رو یه چیز دیگم بگم واسه خانومای عزیز ، این چندتا چیز که میگم به شدت توی تنظیم هورمونای بدنتون تاثیر داره. ویتامین ایی و زینک پلاس و ویتامین سی ، قرص اهن البته بدونید که قرص اهن با زینک تداخل داره حداقل با فاصله سه ساعت و نیم مصرف کنید و اینکه قهوه زیاد نخورید اهن رو دفع میکنه از بدنتون و مانع جذب اهن میشه. وقتی قرص یا کپسول اهن خوردید با فاصله ی خیلی زیاد از قهوه بخورید تا الکی هدر نره. اینا یادتون نره که به شدت تاثیر دارن توی تنظیم هورموناتون. خب فعلا همین قدر بسه و خستتون نکنم و منم برم با اجازتون یا علی و شبتون بخیر و سلامتی [ چهارشنبه شانزدهم مهر ۱۴۰۴ ] [ 1:11 ] [ هرمیون ]
قالب باز بهم ریخت :| پیکوفایل هم داره مث پرشین گیگ به فنا میره در جریان باشید خیلی وقته اینطوره و هر روز بدتر میشه فعلا اپلود دات آی آر بهترین هس . فردا درستش میکنم. فقط گفتم بهتون بگم تا باشد برای آیندگان درس عبرت :) [ جمعه یازدهم مهر ۱۴۰۴ ] [ 22:47 ] [ هرمیون ]
|
||